آثار و عوامل پیدایش تعصب
واژه تعصب از لفظ عصب گرفته شده و به معنای آن است که شخص نسبت به چیزی واکنش های عاطفی و احساسی به دور ازهرگونه معیارعقلانی و عقلایی داشته باشد.
ادامه مطلب ...
تجارت الکترونیک فرایند خرید ، فروش یا تبادل محصولات ، خدمات و اطلاعات از طریق شبکههای کامپیوتری و اینترنت است
ادامه مطلب ...
دید کلی
زمین کرهای است که روی آن زندگی میکنیم. بنا به باورهای دینی از خاک آن آفریده شدهایم و روزی دوباره به خاک آن باز میگردیم. این کره خاکی یکی از نه سیاره منظومه شمسی است که مانند سایر سیارات در مداری به دور خورشید میگردد. زمین سیارهای منحصر بفرد در منظومه شمسی است که در آن آب و اکسیژن و نیتروژن که برای حیات ضروریاند، وجود دارد.
تاریخچه زمین
زمین در بدو پیدایش بصورت کرهای از مواد داغ و نیمه مذاب بود. بتدریج عناصر سنگینتر تهنشین شده و هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت ، جو زمین شکل گرفت و اقیانوس بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزهها و حرکتهای قارهای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.
حرکت زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قارهها روی یک یا چند صفحه قرار گرفتهاند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحههای جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که از هسته فلزی زمین فوران میکنند، تکان خورده و باعث حرکت صفحهها در سطح زمین میشوند.
چهره متغیر زمین
250 میلیون سال پیش ، سه تکه بزرگ خشکی بهم نزدیک شدند و یک خشکی بزرگ بنام پانجیا را بوجود آوردند. بعد از مدتی دریای تتیس این خشکی عظیم را به دو قسمت لوراسیا و گندوانلند تقسیم کرد. 120 میلیون سال پیش اوراسیا از هم شکافت و آمریکای شمالی از اروپا جدا شد. گنوانلند نیز شکافته شد و در نتیجه هندوستان به سمت جنوب آسیا حرکت کرد. قارهها همچنان به حرکت خود ادامه داده و به این شکل کنونی که میبینیم در آمدند. ظرف چند میلیون سال آینده قاره آمریکا به حرکت خود در سمت غرب ادامه داده و قاره آفریقا به اروپا و آسیا ملحق خواهد شد.
حیات در زمین
اولین موجودات زنده حدود 3.8 میلیارد سال پیش و اولین دایناسورها حدود 150 میلیون سال پیش در زمین ظاهر شدند. حدود 65 میلیون سال پیش نسل داینوسورها از بین رفت(انقراض دایناسورها). یکی از عوامل انقراض داینوسورها برخورد یک شهاب سنگ به زمین و پر شدن جو زمین از غبار بود. در چنین شرایطی نور و گرما به زمین نرسیده و یک دوره کوتاه یخبندان باعث مرگ داینوسورها بر اثر سرما و گرسنگی شده است. اگر همه تاریخچه زمین را در 24 ساعت خلاصه کنیم، نخستین انسانها در 2 ثانیه مانده به نیمه شب ظهور خواهند کرد.
زمین و عقاید
یونانیها که پیشروان علم بودند، در قرن ششم قبل از میلاد ، زمین را کروی و ثابت فرض میکردند و اکثر تمدنها معتقد بودند که جهان ، زمین مرکز است. ولی بطلیموس ستاره شناس یونانی بیشتر از سایرین بر این اندیشه معروف معتقد بوده است. در جهان زمین مرکز ، زمین در مرکز عالم قرار داشته و خورشید و سیارات و ستارگان حول آن میگردند. سالها بعد معدودی از متفکران یونانی مخصوصا آریستار خوس اندیشه زمین مرکزی بودن دنیا را زیر سوال بردند. ولی کتاب بطلمیوس المجسی بر علم آن زمان سیطره داشت و مانع از قبول نظر آریستارخوس شد. تا اینکه در سال 1543 نیکلا کپرنیک ستاره شناس لهستانی ، مرکزیت را از زمین گرفته و به خورشید داد.
تاریخ خط در ایران
در روایات زردشتی از داستانهای ملی ایران چنین آمده است که طهورث پیشدادی پس از آنکه بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که بکسی یاد نمیداد بزور از او فرا گرفت. در اسناد سریانی آمده است که زردشت کتاب اوستارا بهفت زبان سریانی و فارسی و آرامی و سگستانی و مروزی و یونانی و عبری نوشته است. آیا هر یک از این زبانها خطی نداشتهاند؟ مامیدانیم که در ایران پیش از اسلام خط سریانی و خط میخی برای پارسی باستان و خط آرامی و یونانی و عبری در میان یهود ایران رواج داشته است. پس میتوان گفت که برای زبان سگستانی(سیستانی) و مروزی(زبان مرو)نیز خطی بکار بردهاند.
معمولا واضع خط را در جهان فنیقیان میدانند. این نکته تنها دربارهٔ ملل سامی درستست و ملل آریائی مخصوصاً در هند شاید پیش از فنیقیان خطهای دیگری اختراع کردهاند که از سلسلهٔ خطوط سامی مأخوذ از خط فنیقی نیست.
در ایران ما خط داستانی بسیار مفصل دارد و موضوع باندازهای وسیعست که میتوان کتاب جداگانهای در تاریخ خط در ایران نوشت. کسانی که درین زمینه اندکی ممارست بکنند فوراً بنکتهٔ مهمی برمیخورند و آن اینست که نیاکان بزرگوار ما درین مدت دو هزار و پانصد سال که ما تاریخ مدون و معروف داریم هرگز در هیچ خطی تعصب نورزیدهاند و هر زمان که خط آسانتر و بهتریپیدا شده است در پذیرفتن آن درنگ نکردهاند.
اکنون قدیمترین اسنادی که در دست ماست از دورهٔ هخامنشیان بخط میخی است. این نام را اروپائیان از روزی که باآن روبرو شدهاند بروی آن گذاشتهاند زیرا که این خط مرکب از خطوط افقی و عمودی و منکسرست که بالای آن پهنتر و پائین آن باریکترست بشکل میخ. ناچار درین خط برای هر حرف و مخرجی چند خط افقی و عمودی و منکسر بانواع مختلف باید ترکیب کرد تا هرعلامتی با علامت دیگر اشتباه نشود وقهراً نوشتن باین خط وقت زیاد میگیرد و باری هر حرفیچندین بار باید دست راباینطرف و آن طرف حرکت داد و گرداند.
این خط را نخست برای زبانهای بینالنهرین یعنی زبان الامی و بابلی و آسوری بکار بردهاند و چون الامیان در خوزستان امروز میزیستهاند و همسایهٔ پارسیان بودهاند مردم پارس یا پیش از تشکیل شاهنشاهی هخامنشی و یا در آغاز این دوره این خط را برای زبان پارسی باستان هم پذیرفتهاند و میتوان حدس زد که مادها نیزبرای خود آنرا اختیار کرده باشند زیرا که ایشان نیز با آسوریان و بابلیان همسایه بودهاند.
در پذیرفتن خط میخی برای زبان پارسی باستان تصرفی کردهاند باین معنی که پیش از سال سه هزار قبل از میلادسومریان خطی اختراع کردهاند که در قرن نوزدهم اروپائیان بآن خط میخی گفتهاند زیرا که این خط مرکب از خطوط عمودی و افقی و منکسرست که شکل میخ دارد و سپس آکادیان و آسوریان و کلدانیان و الامیان و هیتیها و ایرانیان وارمینان نیز آنرا برای زبانهای خود اختیار کردهاند. درخطوط میخی ملل دیگر چند نقش از هشتصد تا سه هزارعلامت بکار میرفته است. ایرانیان تصرف جالبی که در خط میخی برای زبان پارسی باستان کردهاند اینست که تنها چهل و دو علامت برای اصوات مرکب بکار بردهاند. این خط تا پایان دورهٔ هخامنشی در کتیبهها و سکهها بکار رفته است اما برای زبان بابلی تا آغاز تاریخ میلادی آنرا بکار بردهاند. ازین ۴۲ علامتی که در خط میخی ایرانی بکار میرفته است یک علامت حکم نقطه را دارد و برای وقف در میان حروف بکار میرفته و پنج علامت دیگر باصطلاح فنی ایدئوگرام بوده است یعنی در برابر پنج کلمهٔ رایجی که بسیار بکار میرفته مینوشتهاند و حاکی از صدای مخصوص نیست. یک علامت را برای کلمهٔ شاه ودو علامت را برای کلمهٔ کشور و یک علامت را برایکلمهٔ زمین و یک علامت را برای کلمهٔ اهورمزد بکار میبردهاند و علائم دیگر برای حروف مرکب از یک حرف باصدا و یک حرف بیصدا بودهاست.
خط میخی چنان مینماید که تنها برای زینت و در کتیبهها و سکهها بکار رفته و چون نوشتن هرحرفی چندین حرکت دست و چندین خط افقی و عمودی و منکسر لازم داشته است در حوائج روزانه و درکارهای عادی آنرا بکار نمیبردهاند زیرا که تاکنون جز در کتیبهها و سکهها و الواح سیموزر که برای تاریخ ساختمانهای مهم ترتیب میدادهاند و در مهرها در جای دیگر دیده نشده است. قدیمترین کتیبه خط میخی ایران از کورش بزرگ از سال ۵۳۸ و آخرین آن از اردشیر سوم از سال۳۳۸ پیش از میلادست.
چون در دورهٔ هخامنشیان اقوام آرامی از نژاد سامی ساکنان ایالات غربی ایران در کرانههای فراتو دجله بودهاند و خط و زبان مخصوص از نژاد خطها و زبانهای سامی داشتهاند خط ایشان که از خط فنیقی گرفته شده آسانتر بوده و هر حرفی از آن بیش از یک حرکت دست لازم نداشته است، درایران رایج شده و ناچار زبانشان هم در کارهای اداری و دیوانی دورهٔ هخامنشی رواج یافته است، چنانکه قراین بسیار گواهی میدهد این خط و زبان در دورهٔ هخامنشیان درایران متداول بوده است و زبان پارسی باستان را بخط آرامی هم مینوشتهاند چنانچه قسمی از کتیبهای از اردشیر اول بهمین خط مانده است در همین دوره هنوز زبان ایلامی و خط میخی مخصوص آن بعنوان زبان اداری در دربارهخامنشی بکار میرفته است.
در ۱۳۱۲ در گوشهٔ شمال غربی صفهٔ تخت جمشید در ضمن خاک برداری بآستانهٔ دری برخوردند که از همان زمان هخامنشیان تیغه کرده بودند ودر پشتآن تیغه،سیهزار لوحهٔ گلی یا خشتهای کوچک و بزرگ بشکل مربع مستطیلبدست آمد که بخط و زبان ایلامیست. چندی بعد۷۵۰خشت دیگر درجنوب شرقی همان صفه بدست آمد و ثابت شد که حساب ساختمانهای مختلف کاخ هخامنشیان را باین خط وزبان مینوشتهاند.
استیلای یونانیان و مقدونیان برایران در سال ۳۳۰ پیش از میلادخط و زبان یونانی را در ایران رواج داد و ناچار در سراسر دورهٔ سلوکی وقسمتی از دورهٔ اشکانی تاآغاز تاریخ میلادی این خط در ایران رواج یافته ودرین مدت خط میخی و زبان پارسی باستان متروک شده است. خط و زبان یونانی تا اوایل دورهٔ ساسانی تا اندازهای هنوز در ایران رایج بوده است زیرا که در کتیبههای شاپور اول که از ۲۴۱ تا۲۷۲ میلادی در ایران پادشاهی کرده است خط وزبان یونانی دیده میشود و مهمترین نمونههای آن در کتیبهٔ معروف زردشت در صحرای مرودشتست.
تا زمان بلاش دوم در سکههای اشکانی جز خط وزبان یونانی چیزی دیده نمیشود و تنها درسلطنت بلاش دوم که از۱۲۱ میلادی آغاز شده است نخستین بار حروف آرامی در سکههای ایران پدیدار شده است. زبانی را که در سکههای اشکانی درین تاریخ بخط آرامی پدید ارشده بخطا خاور شناسان و دانشمندان اروپائی بازبان پهلوی یکی دانستهاند و نخست آنراپهلوی شمالی یا پهلوی اشکانی نامیدهاند و درین اواخر نام آنرا زبان پارتی گذاشتهاند. چون اینزبان همین زبان امروزی ادبی ماست که بمرور زمان در نتیجهٔ تحول باین شکل درآمده است واز قدیم باین زبان ، زبان دری گفتهاند البته درستترین اصطلاح دربارهٔ آن همان زبان دریست و باید گفت زبان دری را نخست از آغاز قرن سوم میلادی بخط آرامی نوشتهاند.
در دورهٔ ضعف سلوکیان در ایران در گوشه و کنار سرزمین ما پادشاهان محلی بفرمانروایی آغاز کردهاند. نخست در سرزمین فارس خاندانی از پادشاهان ایرانی مستقل شدهاند که جز سکههای ایشان سندی دربارهٔ ایشان بدست ما نرسیده است. پایتخت ایشان شهر استخر بوده استودرآنجا سکههائی زدهاند بزبان آرامی و بهمان خط آرامی و در حدود سال۲۲۰ میلادی باین کار آغاز کردهانداین خاندان پادشاهان محلی فارس که همان «فرتهداران»باشند نیاکان پادشاهان ساسانی بودهاند که سرانجام پادشاهانی کوچک باصطلاح ملوکالطوایف را برانداخته و شاهنشاهی بزرگ ساسانی را تشکیل دادهاند و سکه شناسان این سلسله را«پرسید» نام دادهاند.
از سوی دیگر در قسمت شرقی خوزستان نیز پادشاهان محلی در همین دوره استقلالی یافتهاند و سلسلهای تشکیلدادهاند کهسکه شناسان اروپائی و بپیروی ایشان تاریخ نویسان نام این سلسله را«المائید» گذاشتهاند و در حدود سال ۱۶۳ پیش از میلاد بفرنانروائی آغاز کردهاند. در سکههای این سلسله نخست خط وزبان یونانی بکاررفته استاما درپایان سلطنت فرهاد کهاز۱۰۶ تا۱۳۰ میلادی فرمانروائی داشته استخط وزبان آرامی درسکهٔ وی آشکار میشود.
درقسمت غربی خوزستان درمیان رودهای دجله و فرات تا کرانههای خلیج فارس سلسلهٔ دیگری استقلال یافته است که ازسال۱۲۹ پیش از میلادآثاری ازآن بمارسیده است. پایتخت آن شهر خاراکس در همان زمان آباد شده و نام این شهر هنوز برجزیرهٔ خارگ باقیست. درپادشاهی آنامبلوس سوم پادشاه این سلسله در حدود سال ۵۴ میلادی نخستین بار در روی سکهها نوعخاصیازخطآرامی پدیدار شدهاست سجع این سکهها بهمان زبان آرامیستاما خطآنها تفاوتی با خطآرامیمعمولی دارد.
خط آرامی که در اواسط دورهٔ اشکانی برای زبان دری بکار رفته درآسیای مرکزی نیز رایج شده وبا تصرفاتی آنرا برای زبان سغدی و تخاری بکار بردهاند و سپس در متون مانوینوع دیگری از آن رایج شده است.
در نخستین کتیبههای ساسانی چنانچه پیش ازاین اشاره رفت خط و زبان یونانی و پسازآندری بخط آرامی و زبان پهلوی یعنی زبان دربار ساسانیان بهمان خط آرامی دیده میشود. اندکاندک زبان و خط یونانی از میان میرود و در همین دوره زبان دری را نیز دیگر در کتیبهها بکار نبردهاند وتنها زبان پهلوی باقی مانده است.
کتاب اوستا که بزبان باستانی مشرق ایران بود قرنها خط مخصوص بخود نداشته است و روحانیون زردشتی تنها آنرا از برمیکرده و بیاد میسپردهاند. دراواسط دورهٔ اشکانی در صدد برآمدهاند آنچه راکه از اوستا پس از استیلای یونانیانو مقدونیان برایرانیانباقی مانده بود بنویسند اما گویا باینکار توفیقنیافتهاند ومعلوم نیست بچهخط میخواستهاندبنویسند. اینکه باین کار کامیاب نشدهاند گویا برای این بوده است که درآن زمان خطی وجود نداشته است که درآن علامتهایی برای همهٔ اصوات زبان اوستا باشد و ناچار ازاین کار چشم پوشیدهاند.
ظاهرا از قرن اول پیشاز میلاد در صدد برآمدهاند اوستا را بنویسندو سپس درزمان اردشیربابکان و پسرش شاپوراول نیز کوششهایی درین راه کردهاند که نتیجهٔ مطلوبی نداده استتاآنکه در زمان شاپور دوم که از ۳۱۰ تا۳۷۹ میلادی پادشاهی کرده است موبد بزرگ ایران آذر پدماراسپند(آذر بدمهراسپند)از خط آرامی خط تازهای با ۴۳ علامت اختراع کرد و بازمانده اوستا را بآنخط نوشتند که تا کنون باقیست.
خط آرامی که برای زبان پهلوی بکار بردهاند منفصل و منقطع است و چون درنوشتن عادی و کتابت دشوار بوده است برخی از حروف آنرا مانند همان خط امروزی بیکدیگر متصل کردهاند و خط دیگری در ایران پیدا شده است کههمانخط پهلوی باشد و از آن روزی کهاین کار را کردهاند خط آرامی برای زبان پهلوی متروک ومنسوخ شدهاست.
خط پهلوی در ایران دردورههای اسلامی باز تامدت درازی بکار میرفته است چنانکه در سکههای پادشاهان طبرستان تا سال۱۶۱ تاریخ طبرستان این خط دیده میشود وتا سال ۱۶۸ هجری نیز درشهرری سکههایی بخط پهلوی زدهاند. تا آغاز قرن پنجم هجری نیزخط پهلوی در ساختمانهای مهم شمال ایران بکار رفته است چنانکه گنبد قابوس که در۴۰۳ ساخته شده کتیبهٔ پهلوی دارد و برج لاجیم در ناحیهٔ سواد کوه در مشرق راه فیروزکوه بساری که برسر قبرابوالفوارس شهریاربن عباسبن شهریار از پادشاهان مازندران در۴۱۳ هجری ساخته شده است نیز کتیبهٔ پهلوی دارد.
دانشمند نامی ایرانی ابنالندیم درکتاب معروف الفهرست در جایی که ذکر ازخطوطقدیم ایران کرده از هفت خط کهدر پیش ازاسلامرایج بودهاستبدین گونهنام میبرند:«دین دفتریه»که باید«دین دبیره» خواند،«ویش دبیریه» دارای ۳۶۵ حرف،«کستج»دارای ۲۸ حرف،«نیم کستج»دارای ۲۸ حرف،«شاه دبیریه»دارای ۳۳ حرف که نقطه ندارد،«رازمهریه» و «راسیمهریهدارای ۲۴ حرف.
آنچه ابناندیم درکتاب الفهرست آورده مطالبی راکه درآغاز این مقال ذکر کردم بیاد می آورد که طهمورث هفت خط را ازدیوان اخذ کرد وزردشت کتاب اوستا را بهفت زبان نوشت.
چنان مینماید که از آغاز دورهٔ اسلامی ایرانیان خط عربی را برای زبانهای ایرانی نپذیرفته باشند زیرا که تا پیشاز دورهٔ سامانیان ماهیچ اثر کتبی اززبانهای ایرانی امروز نداریم و پیداست که اینآثار بخطی بوده است بجز خطوط اسلامی که چون ازمیان رفته است اسنادی که بآن خط بوده ناپدید شده است.
اما کتابت مصحف شریف در میان مسلمانان نیز تاریخی دارد. مرخان اسلام همه تصریح کردهاند که درزمان رسول اکرم تنها چند تنازصحابهٔ نزدیک وی کتاب وحی بودند و ایشان کسانی بودند که هروقت آیهای ازقرآن برپیغمبر نازل میشد هریک که حاضر بودند بنوبت آن آیه را مینوشتند. حتی صریحاًگفتهاند که در قریش تنها هفده تن خط داشتند بدین ترتیب عمربن خطاب،علیبن ابیطالب،عثمان بنعفان،ابوعبیدة بن الجراح ، طلحه ، یزید بن ابوسفیان، ابوحذیفة بنعتبةبن ربیعه، حاطب بن عمروعامری،ابوسلمة بن عبدالاسد مخزومی، ابان بن سعید بنالعاص بن امیه،برادرش خالد بن سعید، عبدالله بن سعد بن ابوسرح عامری،حوبطب بن عبدالعزی عامری، ابوسفیان بن حرب بن امیه، معاویة بن ابوسفیان، و جهیم بن الصلت بن مخزمة بنالمطلب بن عبد مناف، از قریش و علاء بنالحضرمی خارج از قریش.
از طرف دیگر کتاب وحی یعنی نویسندگان قرآن را ابی بن کعب و عبدالله بن مسعود وزید بن ثابت از اصحاب رسول مینوشتند. گذشته از ایشان ابوموسی عبدالله اشعری و مقداد بن عمرونیزجزو کتاب وحی بودهاند.
ظاهراً این گروه که درزمان رسول اکرم خط داشتهاند برخی بخط آرامی وبرخی بخط حمیری و شاید برخی هم بخط نبطی آشنا بودهاند و این هرسه خط در میان اصحاب رسول رواج داشته است بسته باین هریک در کدام ناحیه خط آموخته بوده باشند. درزمانی که عثمان خواست آیاتی را که بر پیغمبر نازل شده بود در یک نسخه جمع کند وقرآن را بصورت امروز درآورد آیات قرآن پراکنده بود زیرا که در هرموقع که آیهای نازل شده بود هر یک از کتاب وحی که حاضر بود آنرا روی سنگی یا چوبی یالیف خرما یاهر چه یافته بود نوشته بود وهریک از ایشان بدین گونه قسمتی از قرآن را بیاد داشت وهمهٔ قرآن نزد هیچ یک از ایشان نبود. کسانی نیز از اصحاب بودند که برخی از قسمتهای قرآن را از بر کرده بودند وایشان را قاری و قراء میگفتن وچند تن ازایشان در جنگهای پس ازرحلت رسول بامسیلمه کذاب کشته شده بودند.
نخست عمربن خطاب درخلافت ابوبکرخلیفهٔ اول زید بن ثابت راکه از کاتبان وحی بودمأمور کرد قرآن را تدوین کند وی آنچه را که برروی سنگ و چوب ولیف خرما نوشته بودند یا اصحاب ازبر کرده بودند گردآورد ودر روی اوراق جداگانه بنام«صحیفه»نوشت که مجموعآنها«صحف»میگفتند و چون باهم گردآوردند«مصحف»نام گذاشتند. زید بن ثابت این نسخه را بابوبکردادوپس از مرگ ابوبکربدست عمررسید واو بدختر خود حفصه زن پیغمبر بخشید.
سرانجام عثمان هم باین کار دست زد و چون درمیان نسخهها مختلف از یک آیه که چندتن نوشته بودند یاچند تن از برخوانده بودند اختلاف بود یکی ازروایات راکه بهتر میدانست ترجیح داد و ظاهراً ترتیب امروزی قرآن ازوست وبرخی گفتهاند که آیاتی از قرآن را از میان برده است.
در هرصورت قرآنی که عثمان ترتیب داده ازروی چهار نسخه بوده استکه وی آنها را برنسخههای دیگر ترجیح داده و حتی گفتهاند هر یک ازآن نسخهها دریک ناحیه ازقلمرو اسلام فراهم شده بود. نسخهٔ ابی بن کعب در دمشق، نسخهٔ مقداد بن عمرو درشهر حمص(درمیان دمشق وحلب)،نسخهٔ عبدالله بن مسعود درکوفه ونسخهٔ ابوموسی اشعری در بصره فراهم شده بود و چون هریک از این چهار نسخه درناحیهٔ دیگر تدوین شده بود درزبان هریکازاین چهارناحیه خصوصیاتی بود و لهجهٔ دیگری بشمار میرفت ناچار درمیان اینچهارنسخهوچهارروایتقرآناختلافی درلهجه وطرزاداکردنبرخی از کلماتبوده است و بهمین جهتبعضی ازآیات را بدووگاهی بچند اعراب مختلف باید خواندوبرخی تاچهارده روایت قائل شدهاند. چنکانهخواجه حافظ فرمودهاست.
عشقت رسد بفریاد، ارخود بسان حافظ قرآن ز بر بخوانی درچارده روایت
درقرون اول اسلامی دانشمندان و ادیبانی که درعلوم قرآنی زبردستتر بودند در دوشهر کوفه و بصره گردآمده بودند و درمیان بصریان و کوفیان دربسیاری از مسائل ادبی اختلاف بود. درکوفه چون خطوط قدیم سامیرا برایزبانتازی مناسب وکافی نمیدانستند از خط آرامی خطی اختراع کردند که بخط کوفی معروف شد.
خط کوفی چند قرن یگانه خط مشترک زبان تازی و پارسی بود وحتی درزمانی که خطوط دیگر رواج یافتتا مدتها خط کوفی را در کتیبهها وگاهی در کتابها یا سرفصل کتابها برای زینت بکار بردند و بهمین جهت انواع مختلف از خط کوفی در نواحی مختلف قلمرو اسلام پدید آمده است. درآغاز،خط کوفی نقطه واعراب نداشت وپس از چندی این تصرف را درآن کردند. همهٔ خطهای مختلفی که بیشتر آنرا درایران ایرانیان وضع کردهاند در نتیجهٔ تصرفات و اصلاحاتی که در خط کوفی کردهاند فراهم شدهاست.
خط شناسان و کسانی که دراین زمینه بحث کردهاند اصول راشش(۶)خط دانستهاند که از خط نسخ بیرون آمدهاند و خط نسخ بمنزلهٔ مادر خطوط دیگرست. خط نسخ نیز بنسخ قدیم و نسخ جدید تقسیم میشود وخطوط اصلی عبارتست از شش خط یا باصطلاح خوشنویسان اقلامسته که عبارت باشد ازرقاع و ثلث وغبار و ریحان ومحقق و توقیع. دراین مدت که از ظهور خطوط تازی میگذرد درایرانوخارج ازایرانبرای زبانهای اسلامی خطوط مختلف وضعواختراع کردهاند که شمارهٔ آنها از شست تجاوز میکند. معروف ترین خطی که درخارج از ایران پیدا شده خط مغربی دردیار مغرب وخط نسخ کشمیری درهندوستانست و انواع تفننی آنها طغرا وزلفعروس ولرزه وجودو مقرمط وتحریر ومعقلی و غیره است. پنج خط فرعی هم اختراع کردهاند که عبارت باشد از تعلیق و شکسته تعلیق ونسخ تعلیق(نستعلیق) وشکسته تعلیق وشکسته.
تاقرن هشتم هجری ایرانیان هنوز تصرفی در خط عربی برای چهار حرف مخصوص زبان فارسی که در تازی نیست یعنی پ وج وژ وگاف نکرده بودند واز قرن هشتم ببعد اندکاندک املای کنونی یعنی سه نقطه گذاشتن پ و چ و ژ و د و سرکش گذاشتن برگاف معمول شده است.
ابتکار دیگری که ایرانیان در حدود قرن ششم هجری کردهاند خط سیاق برای محاسبات دیوانست که اعداد را اززبان تازی گرفتهاند وبرای نقد وجنس اینکلمات را بصورت مخصوصی که نوشتنآن آسان ترباشدوقلب و تحریف درآنها راه نیابد درآوردهاند وپیداست که این کار برای اجتناب از ارقام متعارفیست که درآنها۲و۳و۴و۵و۶وصفر بآسانی باهم مشتبه میشوند این خط مخصوص به ایرانیان،کهدرین مورد خاص چند قرن درایران بکاررفته است تاجوانی ما جزوخطوطی بود که همه یاد میگرفتند و متأسفانه امروز نسلی که از پی ما آمده است ازآن بیگانه است.
از قرن دوم تا قرن هشتم هجری ایرانیان پیدرپی درصدد اصلاح خط و رفع معایب ونواقص آن بودهاند چنانکه درین مدت چند خط تازه درایران وضع کردهاند مانند خط شکسته تعلیقونسخ تعلیق وآخرین مرحلهٔ آن خط شکسته است که درآغاز قرن یازدهم بمنتهای کمال وزیبائی خودرسیده است.فکری کهباعث وضعخط شکسته برای زبان فارسی شده بسیار حکیمانهبودهاست. خواستهاندباینوسیلهیکی ازنواقص عمدهٔ خطرابرای اغلباجزاییککلمهباکلمهٔدیگرمتبشه میشود.
عیبجوئی از خط عربی تازگی ندارد. ادیب ومورخ معروف ایرانیابوعبدالله حمزة بن حسن اصفهانی که درمیان سالهای۳۵۰و۳۶۰ هجری در گذشته است بیش از هزارسال پیش ازما بمعایب بسیاراین خط برخورده و کتاب مبسوط ومستقلی بزبان تازی دراین زمینه نوشته است بنام« کتاب التنبیهعلی حدوث التصحیف». یگانه نسخهٔ این کتاب درکتابخانه مدرسهٔخان مروی درطهرانست و تعجب درینست که درنتیجه بدی خط نامهمین کتاب را بغلط خوانده و کلمهٔ«حدوث»را حروف»خواندهاند.
بحث دربارهٔ معایب این خط بسیار درازستومیتوان کتاب جداگانهٔ پرحجمی درین زمینه فراهم کرد. ناسازگاریاین خط بازبان فارسی باندازهایست که باین اختصار نمیتوان برگذار کرد. درحال حاضر بسیاری از کلمات فارسی اصیل هست که در تلفظ و اعرابآنها درقسمتهای مختلف ایران اختلاف دارد. مثلا«کلمات رایج مانند سفید ودرازرا برخی از ایرانیان بکسراول وبرخی بفتح اول تلفظ میکنند. کلمهٔ گواه را برخی به فتح وبرخی بضم ادا میکنند. کلمهٔ چادر درشعر همه جا بفتح دال آمدهودرحال حاضر برخی از ایرانیان آنرا بضم دال و برخی بکسردال میگویند اگر درست دقت بکنیم تقریباًدرصدی پنجاه کلمات فارسی اصیل ایرانیان امروز اختلاف دارند. همچنین درتلفظ کلماتی که از زبان تازی وارد زبان ما شده است و درین زمینه گویندگان رادیوهای ایران امروز گرفتار دشواری های بسیارند. درنتیجه بدی خط حتی نام برخی ازآبادیهای ایران تغییر کرده است از آن جمله تردیدی نیست که نام درست شهر قوچان در خراسان خبوشانو خوجان بوده است و بواسطهٔ شباهت حروف تغییر کرده است همچنین نام شهر طیبات امروز قطعاً نادرست ودرست آن تایباد است. درهمین اواخر که مراسمی برای افتتاح کارخانهای در دورود رویداد درهمهٔ روزنامهای طهران نام این آبادی را«درود» نوشتند و حال آنکه چون درمیان دو رودخانه واقع شده است باید«دورود»نوشت.
سه سال پیش که زلزلهای درناحیهٔ فیروزکوه روی داد نام آبادی زلزله زدهای را همه جا«ترود» نوشتند و درفرهنگ جغرافیای ایرانی کهدایره جغرافیائی ارتش تدوین کرده«طرود»چاپ کردهاند وحال آنکه نام درست این آبادی«تابرود» و «تاورود» از مادهٔ تاب بمعنی حرارت بسیار ورودست که اهالی محل بتلفظ محلی خود«تورود»بضم تاوسکونواوادا میکنند وآن چنانکه همه نوشتند بهیچوجه درستنیست.
اگر در اشتقاق بعضی از کلمات فارسی دقت بکنیدمیبینید که در نتیجهٔ بدی خط چه تحریفها درین کلمات راه یافته است. مثلا این چهار کلمه«دستور» و«رنجور» و «مزدور» و «گنجور» که ما امروز آنها را با اشباع واو مانند دور و شور تلفظ میکنیم وحتی بزرگان زبان ما آنها را بهمین شکل قافیه بستهاند دراصل بفتح واو بوده است مانند دانشور وهنرود وپیشهور وکلماتی نظیر آنها. یکی از معانی دست، اختیارست و دستور بمعنیصاحب اخیتار مانند هنرور و پیلهور باید خواند شود و بهمین قیاس مزدور و رنجور گنجوروچوندرینخط واو این کلمات رابدو شکل میتوان خواند این کلمات را تحریف کردهاند.
در تقویم ایران پیش از اسلام که هر ماه راسی روز حساب میکردند پنج روز از بازماندهٔ سال را در پایان سال جداگانه میگرفتند و بآن پنج روز«وهیزک» یا«بهیزک» میگفتند. بسیاری از شاعران ایران این کلمهٔ بهیزک را«بهترک» خواند و در شعر بهمین گونهآوردهاند چنانکه در وزن شعر جز بهترک نمیتوان خواند. در دین زردشت نام پلی هست در میان بهشت و دوزخ که «چینوت» با«چینود» باید خواند. تصور نیمکنید که حتی بزرگان زبان مادرشعر خود اینکلمه رابه چهاشکال مختلف درآوردهاندو میتوان مقالهٔ مخصوص درین زمینه نوشت.
درکلمه«خوید» بمعنی محصولنارس غلاتواوآن خوانده نمیشود و مانند«خید»باید تلفظ کرد. مرد بزرگیمانندسعدی واو این کلمه را خوانده و در شعر چنین آورده است.
هرکه مزروع خود بخورد خوید وقت خرمنش خوشه باید چید
حتی در نامهای مردان تاریخ از این گونه اشتباهات روی داده است. نام پادشاه معروف سلجوقی الب یا الپارسلان بفتح الف وسکون لام بمعنی شیر دلیریست زیرا که در زبان ترکی الب یا الپ و ارسلان شیر معنی میدهد. بسیاری از شاعران حتی نزدیک بعصر او کلمهٔ الب را بفتح اول و دوم خواندهاند. بدی این خط بسیاری از اشعار بزرگان ما را تباه کرده است. آشکار تر از همه این شعر معروف سعدیست.
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند
قطعاً سعدی آنرا چنین سروده بوده است.
بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند
زیرا کسانی که درآفرینش از یک گوهر باشند اعضای یک پیکر میشوند نه اعضای یک دیگر وبنی آدم نمیتوانند اعضای یکدیگر باشند. درزمان سعدی خط رایج خط رقاع بوده است ودرین خط برخی از حروف را که ما جدا مینویسیم بیک دیگر میچسباندند و ازآن جمله برای رعایت تند نویسی دال دیگر را بحرف یای بعد ازآن متصل میکردند وهنگامیکه خواستهاند این شعر سعدیرا از خط رقاع بخط دیگری نقل کنند«یکپیکر» را«یکدیگر»خواندهاند و این نقص فاحش درشعر سعدی پیش آمده است.
چون مقصود ازین سطور تنها بیان مجلمی از معایب ونواقص خط کنونیست بهمین چند مثال سادهتر بسنده میکنیم و گرنه میتوانستم شواهد بسیاراز این داستان دور و دراز بمیان بیآورم. خوانندگانی کهدرین زمینه انصاف توانند داد میتوانند بچند کتاب ممتع که در همین زمینه فراهم شده است رجوع کنند:
۱-الفبای بهروزی- کارخامه میرزارضاخان افشاربکشلو-چاپ استانبول۱۲۹۹ق
۲-رساله در وجوب خط اسلام- چاپ تهران۱۳۰۳(این رسالهٔ بینام مؤلف چاپ شده است اما پیدا است که از مرحوم میرزا یوسفخان مستشارالدوله تبریزی آزادیخواه مشهور ایرانست که در زندان استبداد جانسپرد.)
۳-الفبای خطنو- تألیف علیمحمدخان اویسی- استانبول۱۹۱۳م.
۴-مقدمهٔ تعلیم عمومی یایکی از سرفصلهای تمدن. نگارش حسن تقیزاده- طهران۱۳۰۷
۵-تسهیل وتکمیل الفبایاراهتعمیمتعلیم ومتحدالروحشدن- تألیفآقا نور حقیق صدرالمعالی خوانساری طهران۱۳۰۸.
۶-راه پیشرفت- نگارش مصطفی فاتح- تهران ۱۳۱۰
۷-خطوط معمول در دنیا و میزان تکامل خط فارسی- تألیف دکتر حسین رضاعی-پاریس۱۳۱۵
۸-الفبای آسان- تألیف مرحوم حاجمیرزا ابوالقاسم آزادمراغی-طهران۱۳۲۴
۹-سبک پهلوی یا شیوهٔ نوین خطفارسی پیشنهاد رحیمزاده صفوی- طهران۱۳۲۸
۱۰-رسالهٔ الفباشناسی- تألیف آقانورحقیق(صدرالمعالی)-طهران۱۳۳۲
۱۱-درپیرامون خطف ارسی- نوشته یحیی ذکاء- طهران۱۳۲۹
۱۲-لزوم قطعی تغییر خط- از ابراهیم گرانفر طهران-۱۳۳۶
گذشته ازین دوازده کتابی که جداگانه چاپ شده است تا جائی که من خبر دارم از هشتاد سال پیش بسیاری از اندیشمندان و دانایانایران در روزنامهها و مجلههای فارسی چه در ایران و چه در ترکیهو قفقاز و مصر و هندوستان بزبان ما در این زمینه سخن گفتهاند. درکشورهایدیگر اسلامی نیز کتابها و رسایل و مقالاتدراینباره چاپ شده است و دانشمندان عرب نیز معایب خط خود را بیان کرده و معتقد بهتغییر آن شدهاند. حتی کسانی که در نگاه داشتن این خط کنونی تعصب میورزند نمیتوانند منکرشد که این خط پنج عیب اساسی دارد بدین گونه:
۱-ظاهراً چنین بنظر میآید که خط کنونی اگر همزه را بحساب بیآوریم تنها شامل ۳۳ حرفست اما اگر درست بیندیشیم میبینیم که چون ۷ حرف آن بدوشکل یعنی تنها ودرآخر کلمه نوشته میشود و ۲۶ حرف آنرا بچهار شکل مختلف یعنی تنهاو درآغاز ومیان و پایان کلمه مینویسند۱۰۴ شکل مختلف پیدا میکند در حقیقت الفبای امروزی مرکب از۱۲۸ علامتست. درخط امروز چهارشکل کاف کوفی ودوشکل نون کشیده(باصطلاح حروفچینان چاپخانه نون کشکولی)و دوشکل نای گرد تنهاو آخر کلمه ویکهای همزهدار برای اضافهٔ کلمات مختوم بهاء و چهارشکل سین کشیدهٔ بیدندانه و سه شکلهای دوچشم بکار میبریم واگر این۱۶ شکل را نیز بحساب بیآوریم درخط ما اکنون ۱۴۴ علامت هست وحال آنکه اگراسوات را نیز بشمار بیآوریم زبان ما تنها ۳۰ علامت لازم داردو ۱۱۴ علامت زاید را باید حذف کنیم.
۲-همهٔ فارسی زبانان از نخستین روزی که کلمات تازیواردزبان ما شده است همیشه حروف عربی را عینا مانند حروف فارسی تلفظ کردهاند و بهیچ وجه تفاوتی در میان«ث» و «ص» و «س» و «ز» و «ذ» و «ض» و «ظ» و «ت» و «ط» و «ح» و «ه» نگذاشتهاند.
درین تردیدی نیست که خط خوب خطیست که باید تابع تلفظ هرزبانی باشد. این که برخی میگویند باید املایکلمات تازی را درزبان فارسی نگاه داریم ورعایت بکنیم تااصل آنها معلوم باشد درست نیست زیرا که الفاظ تازی درزبان ما حکم عاریت را دارد وهرکلمهٔ بیگانهای که وارد هرزبانی میشود تابع قواعد آن زبان است چنانکه تازبان نیز درگرفتن کلماتی از زبان فارسی همینکار را کردهاند وهر چه«کاف» درفارسی بوده است در عربی بجیم و هرچه«پ»بوده است ببا وهرچه«چ»بوده است بصاد وهرچه«ژ»بوده است بزابدل کردهاند. پدران بزرگوار ما نیز گاهی دربارهٔ کلمات عربی وارد در زبان فارسی رعایت عرف زبان خود را کردهاند چنانکه کلمهٔ طلایع عربی را که جمع طلیعه است در فارسی«طلایه» گفته و نوشتهاند و نیز«قفص»عربی را در فارسی«قفس» ضبط کردهاند. همیشه الفهای اول کنیههای عربی را درفارسی حذف کردهاند و مثلاً ابایزید را بایزیدو ابولحسن را بوالحسن گفته و نوشتهاند وحتی کلمهٔ ابوالهوس و ابواعجب در فارسی بوالهوس و بوالعجب آمده و بسیاری از قدمای ما آنها را بلهوس و بلعجب نوشتهاند. اگربخواهیم رعایت املای اصلی کلمات خارجی را درفارسی بکنیم کار ما بسیار دشوار خواهد شد. مثلا چون کلمه«تلفن»را که از زبان فرانسه گرفتهایم در آن زبانTéléphoneمینویسند ما هم بایددر فارسی«تلپهونه» بنویسیم یا کلمه پاکت را که از انگلیسی گرفتهایم چون درآن زبانPacket مینویسند ما هم باید در فارسی«پاسکت»بنویسیم و پیداست که اینکار تاچه اندازه نادرستست.
چون درین خط حروفی که همصدا هستند وجود داردبمرور زمان در املای اصیل فارسی تصرفاتی کردهاند کهمارا گرفتار کرده استوبیشتر این تصرفات هم برای اجتناب از نقطه گذاریست و هم برای آنست که در خط همیشه خوش نویسان رعایت زیبائی ظاهری کلمه را کرده ومثلاً«ط» راکه شکل بیضی زیبائی را دارد به«ت»ترجیح دادهاندو تپیدن و تپش و تپانچه و تپان ومشتقات دیگر این فعل رابطا نوشتهاند. همچنین غلتیدن و غلتک وغلتانوغلت خوردن و نظایر آنرا و در نفت وتشت و تاس و تاق و تالار فارسی رعایت املای عربیاین کلمات را که از فارسی گرفتهاند کردهاندو توفان را که از فعل توفیدن فارسی بمعنی بانگ کردن و آشفتن است بهمین املاء نوشتهاند.
همین معامله راباکلماتی که اززبانهای اروپائی آمدهاند کردهاند مانند امپراتور وپتاس ومتروسانتی و متروتنتور. همین تصرفات را درکلمات زغال و آزوغه و حتی کلمهٔ اتاق که از زبان مغولی آمده است کردهاند. درکلمهٔ شصت و صد فارسی صاد آوردهاند و حال آنکه شصت را پدران ما شست مینوشتند و درکلمهٔ سده که مشتق از همان صداست صاد ننوشتهاند و تازیان نیز خود اغلب آنرا«سدق» مینویسند.
در نامهای خاص نیز ازین گونه تصرفات کردهاند مثلا در طهمورث و طهماسب که از کلمهٔ تهم فارسی ساخته شده است و حال آنکه با مشتقات دیگر مانند تهمینه و تهمتن این معامله را نکردهاند. درنامهای جغرافیائی ایران مانند طهران و طالقان و طالش و طوس و طبرستان و طابران و طبرک و نظایر بسیار آنها،در نامهای اروپائی مانند پطر کبیر و پطرز بورگ نیز بدعت راگذاشتهاند.
پیشینیان ما بالعکس همیشه خط را تابع تلفظ قرار دادهاند چنانکه دالهای فارسی که پیش از آنها حرکت«آ» و «ای» و «او» هست در اصل ذال بوده است مانند باد و بید و بود. تا مدتی که آنها را ذال تلفظ میکردند ذال مینوشتند و پس از آنکه تلفظ ذال از میان رفت نقطهٔ ذال را هم حذف کردند. تا قرن ششم دال فارسی با دال عربی قافیه نمیکردند وازاواخر قرن ششم کمکم این قید را از میان برداشتهاند.
۳- اشکال دیگری که در خط کنونی هست اینست که ۲۸ حرف این خط با کم و زیاد شدن نقطه و بالا و پائین گذاشتن آن و گذاشتن یک یا دو سر کش با هم اشتباه میشود. شواهدی که درین زمینه هست باندازهایست که میتوان کتاب بزرگی گرد آورد و یقین دارم خوانندگان بارها گرفتار این دشواری جانفرسای شدهاند. بازرگانی روزی برای من حکایت کرد که در نتیجهٔ اشتباه تلگرافچی که بخرید را نخرید تلگراف کرده بود مبلغ هنگفتی زیان برده و هرگز نتوانسته آنرا جبران بکند. یک سرکش گذاشتن برکاف عربی و دو سرکش گذاشتن بر گاف فارسی نیز زیانهای بسیار بزبان ما میزند چنانچه امروز کمتر کسی را میشناسیم که لشکر و رشک و سرشک و اشک و مشک و پزشک را باکاف عربی بنویسند و حال آنکه با گاف نوشتن غلط فاحش بشمار میرود. همچنین کلمهٔ سوک و سوکوار حتماً با کافعربیست چنانکه رودکی آنرا با ملوک قافیه کردهو گفته است.
بسا کهشاد درین خانه بودم و خندان چنانکه جاه من افزونبد از امیروملوک
کنون همانم و خانه همانو شهرهمان زمن نپرسی کزچه شدست شادی سوک؟
۴-عیبدیگراینخط اینست که برخیاز حروفبیکدیگرپیوسته میشوند و برخی نمیپیوندند ودر نتیجهبارهامیشود که حتی ورزیدگان در زبان فارسی بایدجملهای را چند بار بخوانند تا بدانند جائی که حرفیقطع شده در میان کلمهاستویادرپایانآنوبهمین جهت برخی که تفنن میکنند دوکلمه راکه نباید بهم متصل کرد بیکدیگر وصل میکنند وخواننده را دوچارزحمتمیکنند.
۵-بزرگترین عیب ایخط اینست که بجز«آ»شش صدای دیگرکه در زبان ما هست در آن علامت ندارد. برای کسره وضمه علامت نداریم وبرای صدای«او» واو مینویسیم که خود جزو حروف بیصدا است وبرای «ای»یا مینویسیم کهآن نیز جزو حرفهای بیصداست. برای ضمهٔ کشیده مانند فردوسی و دولت، «و»که دراصل زبان تازی فتحهٔ زده بواوتلفظ میشود وما ایرانیان آنرا بشکل دیگر ادا میکنیم و رعایت این تلفظ را درکلمات فارسی نظیر آنها مانند «نو» و«جو»میکنیم نیز واو مینویسیم که یکجا«او» و جاهای دیگر و او مفتوح ومکسور و مضموم خوانده شود. بهمین جهتست که کلماتی مانند رنجور را که که پیش ازین اشاره کردم میبایست بفتح واو خوانده باشند از قدیم باشباع واو خواندهاند.
چون درین خط فتحه و کسره و ضمه نوشته نمیشود از ناچاری کلمهٔ«نه» راکه در حقیقت نون مفتوحست و کلمات«به» و «چه» و«که» را که در حقیقت ب و چ وک مکسورست بهاء نوشتهاند تا حرکت آنها را تا اندازهای برسانند و همین سبب شده است که قانون گذاران اخیر زبان ما نام آنرا«های غیر ملفوظ»گذاشتهاند. این کلمات را نخست در زبان مابیا یعنی«بی» و«جی» و«کی» مینوشتند و یا را علامت کسره میدانستند و سپس آنیا رابها بدل کردهاند. همچنین واودر کلمهٔ «تو» و«دو» جانشین ضمه است و نیز بهمین جهت ناچار شدهاند ضمهٔ عطف فارسی را واو بنویسند و ازآنزمان ایرانیان درسخوانده عادت کردهاندواو مفتوحرا که واو عطف زبان تازیست بجای ضمهٔ عطف بزبان بیآورند. در صورتی که در فارسی علامت عطف ضمه است ونه واو مفتوح ودرسراسر شعر فارسی بجز چندبیتی که از دورهٔ سامانیان ماندهاست ما یک بیت نداریم که بتواندر آن ضمهٔ عطف را واو مفتوحخواند وبوزنشعر زیانی نرسد.
ازین پنج عیب اساسی که بگذریم برخی معایب فنی دیگر درین خط هست یکی از آنها اینست که بجز الف و حاودال وراءوسینوصاد وطاوعین ولامومیم در نوشتن حروف دیگر دست باید دو حرکت بکند یک بار خود حرف را بنویسد و باردیگر نقطههای آنرا در بالا و یا پائین بگذارد وسرکش کاف را نیز بگذارد تا با لام اشتباه نشود عیب دیگر آنست که اگرمد آوتشدید روی حروف مشدد را نگذارند خوانند درست نمیخواند و معمولاً از گذاشتن مد کمتر و از گذاشتن تشدید تقریباً همیشه دریغ میکنند . همچنین در موقع اضافهٔ کلمات مختوم بهاءباید یا همزهای روی ها گذاشت ویا چنانکه در قدیممعمول بوده و اخیراً برخی آنرا رعایت میکنند یکیا اضافه کرد مانند«خانهٔ من» یا«خانهیمن» وچون حرفی برای صدای«ای»نداریم ناچاریم هروقت کهاینصدا را میخواهیم درپایان این گونهکلمات برسانیم یا الف ویا و یا همزه ویا برآن بیفزائیم و «خانهای که دارم»یا«خانهئی که دارم» یا«اینک که از راه رسیدهای» و «اینک که از راه رسیدهٔ» و البته اصولی که امروز بیشتر رعایت میکنند بهترست. عیب دیگر اینست که در موقع خواندن نیز باید متوجه اصلحرف و نقطههای بالا و پائین آن و علامات دیگر آن بود وقهراً برچشم بیشتر فشار میآید و رنج آن دوبرابر میشود.
مهمترین نکتهای که درینزمینههست زیانیست که نوآموزانوکودکانما از این راه میبرند. هرکس که اندکتجربهای در این زمینه داشته باشد میداند که دردبستانها تا پایان دورهٔ ابتدائی پسران و دختران گرفتار خواندن و نوشتنزبان مادری خود هستند و ازینواضحتر چیزی نیست که آموختن زبانمادری که کودک از دوسالگی تدریجاً آنرا فرا میگیرد و در هفتسالگی که وارد دبستان میشود هرچه بخواهد میتواند بآن بگوید نباید خواندن و نوشتن آن ششسالویراسر گردان بکند . تازه پس از اتمام دورهٔ دبستان کودکان از یاد گرفتن زبان مادی خود مستغنی نیستند و پس از آنکه دبیرستان را هم بپایان رسانیدند در مسابقهٔ ورود بدانشگاه کامیاب نمیشوند وپس از رسیدن بدرجهٔ دکتری در ادبیات فارسی باز دشواریهائی دارند و بسا شده است که تا پایان زندگی ادیبان زبانما بکلمات تازه برخوردهاند که درتشخیص آن سرگردان ماندهاند و اگر حل ناشده نمانده باشد برحسب تصادف و اتفاق آنراحل کردهاند.
کسانی که کتابهائی بزبان فارسیتألیف کردهو باین خط چاپ کردهاند میدانند کههمینکار که در بسیاری از کشورهایدیگر باندازهای آسانست کهمؤلفطبعونشر آنرابدیگریواگذارمیکنددرمیانما باچهرنجفرسایوخوندلوفرسودگیچشمتوأمست. با همهٔ دقتها و جانکاهیهاباز کتاببیغلط چابدرنمیآید و مؤلف مطمئن نیست که خوانندهٔ خود راکاملا راهنمائی کردهباشد.
درجهان ما دامنهٔ علمو معرفت هر روز نسبت بروز گذشته گشادهتر میشود. امروز برای کسانی که میخواهندازدانش بهرهایبردارند پنجدقیقه از عمرشان درست برابر با ده سال از عمر دانشمندان قرنهای گذشته است. آدمیزاده هرچه زودتر دانش فرابگیرددر زندگی مادی و معنوینیکبختترست. یگانهسرمایهٔ فرزند آدمیعمراوست. این چندسال زندگیرانباید در کاری بهدر داد که با رنجی کمترودرمدتی کمتر بتوانآنرا انجام داد. پدران و مادرانباید دربارهٔ فرزنداندلبند خود بیش از همه چیز درین اندیشهباشند. راهنمایان ملل باید ایننکتهٔ بسیارمهم راکهیگانه ضامن نیکبختی مردم اینروزگارستدرنظر بگیرند.
اگر هشتاد سال پیش برخی از راهنمایان اندیشمندایران متوجه این نکتهٔ بسیار مهمشدهاند امروز اهمیت آن چندین برابر شده است. ایشان برای رفع این دشواری چهار راه مختلفدرپیش گرفتهاند.
۱-گروهی عقیده داشتهاند کهباید یکی از خطوط پیش از اسلام را که ایرانیان برای زبانهای ایرانیبکاربردهاند دوباره در ایران معمول کرد،مثلا خط اوستائی یا خطپهلوی را. این نظر درست نیست زیرا که برخی از آن خطها همین معایب و نواقص خط کنونی را دارند و مفاسد برخی ازآن خطوط از آن جمله خط پهلوی از زیانکاریهای خط امروزی بیشترست. وانگهی خطوط قدیم دیگر سازگار با زبان امروزی نیست که تقریباً صد برابر وسعت گرفته است. خط باید چهار شرط عمده درآن باشد. حروف مشابه یا نزدیک بیکدیگر نداشته باشد. نقطه واعراب و علامات زائد نداشته باشد. حروف آن در یک کلمه بهم بپیوندد و حروف متصل و منفصل نداشته باشد. براییک صوت ویکمخرج بیش از یکحرف بکار نرود وازحروفمرکب خودداری کنند. این شرایط درهیچیک از خطهای قدیمایراننیست.
۲-گروه دیگر معتقد بودهاند که همین خط کنونی را باید اصلاح کردو نواقصآن را ازمیان برد وهرچه نداردبرآن افزود این کار هم شدنی نیست زیرا که اساس اینخط چنانست که نمیتوان درآن تصرف کرد وهر تصرفی درآن بکنند بر دشواریهای آن میافزاید.
۳-گروه سوم معتقد بودهاند که از الفباهای مختلف باید ترکیبی کرد و الفبای مخصوصی برای زبان فارسی مرکب از الفبایلاتین و یونانی و روسی و ارمنی که هریکاز آنهاعلامتی برایمخرجیهست که درخط دیگر نیست فراهم آورد. این کارهمدرست نیست زیراگذشته ازآنکه الفباهای مختلفهمآهنگ نیستند ونمیتوان حروفآنها را باهم ترکیب کردالفبایآیندهٔ فارسی ناموزون و ظاهرزنندهای پیدامیکند و هرکس که بخواهد آنرا بخواند ناچارست که سه چهار الفبایمختلفرابشناسد.
۴- گروه چهارم که دلیلشان استوارتر و پیشنهادشان آسانپذیرترست عقیده دارند که همان ۲۵ حرف الفبای لاتین کاملا نیازمندیهای زبان فارسی را برمیآورد و حاجت بگرفتن حروف دیگری از خط روسی یا یونانی و یا ارمنی نیست. در زبان فارسی هنگامی که هشت حرف مخصوص زبان تازی را که فارسیزبانان تلفظ نمیکنند کناربکذاریم ما۲۸ حرف لازم داریم و تنها سهعلامت باید بر حروف الفبای لاتین بیفزائیم تا کاملا نیازمندیهای زبان فارسی رابرآورد.
در باره اکثریت حروف الفبای لاتین و بکار بردن آنها در زبان فارسی هیچ کس تردید ندارد و تنها پنج مورد پیش میآید که باید درآنها تصمیم گرفت. یکی اینست که برای فتحه و الف ممدود«آ» در خط لاتین بجزa یاä بنویسیمj را برای جیم میگیریم و چون برای ژ نیز علامتی لازم داریم بالای آنخط کوچکی میکشیم.Cرابرای شین میگیریم و چون برای چ نیز علامتی لازمستو چ درفارسی استعمال میشود در زیر c نقطهای یا علامتی بدین گونه میگذارینX.ç را برای خ میگیریم چنانکه در بسیاریاز زبانهایدیگر این کاررا کردهاند.qرابجای غین بکار میبریم و بدیهیست کهKبرای کاف وgبرای گاف خواهد بود. این پیشنهاد گروه چهارمستوهمه بسته باین است که دانشمندان بیدار وروشن بین ایران درین زمینه گامهای بلند بردارند.
تاریخ کردها
تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمانراندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجا تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار میگیرد.
امپراتوری ماد (۵۵۰ پ.م.)
تاریخ ایران باستانی
منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخشی از امپراتوری آشور را تشکیل میداد. آشور بانیپال در سال ۶۳۳ پ م در گذشت. هوخشتره شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال ۶۱۴ پ م از کوههای زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال ۶۱۲ پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلیها به همکاری با ماد روی اورد.
در دورههای بعدی این منطقه بخشی از امپراتوریهای ماد، هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.
برخی منابع از قبیل گزنفون درباره کردان ساکن زاگرس در ارتش هخامنشیان که با لشکریان اسکندر جنگ و ستیز می کردند و از زبان استرابون جغرافی دان یونان باستان و اراتسن دبیر اسکندر درباره طوایف کردان بارزانی که با لشکریان اسکندر در حال عقب نشینی جنگیدند بسیار سخن رفته است .
برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE ۱۸۹۷) آوردهاند که طوایف کردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU) ساکن شده و با کردهای آنجا مخلوط شدهاند و نام آنها را قبول کردهاند این مردم که قبلا به نام مرتیها شناخته میشدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیان (پارتها) با رومیهای بیزانسی شرکت داشتهاند و با روم در جنگ بوده اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومیها به نام کرچخ شناخته میشدند.بر حسب سرزمین و لهجههای محلی کردهای قدیمی نامهای کاردوخ (KARDUKH) و کاردیخ (KARDIKH) که سکنه و بومیان آن بودهاند بر این مردم اطلاق شده است.
در زمان ساسانیان منطقه امروزی عراق را ناحیه آسورستان یا دل ایرانشهر مینامیدند و طبق تقسیمات کشوری ایران آن زمان، آسورستان به دوازده استان و شصت تسو (شهرستان) بخش شده بود. بیشتر بخش شرقی منطقه امروزی کردستان عراق در زمان ساسانیان در استان شادپیروز قرار داشت. شمال غربی کردستان عراق استان بالا نام داشت. شهرهای بزرگ آن دوره در این منطقه، اربیل، گرمیان (کرکوک امروزی) و آشب (عمادیه امروزی) بودند.
ایران پس از ورود قبایل عرب
با آغاز حمله اعراب به ایران به رهبری عمر در سالهای (۶۳۴-۶۴۲ م.) نواحی اربیل، موصل و نصیبین که نواحی کردنشین بودند به تصرف اعراب درآمد بعد از عمر، در دوره جانشین وی عثمان نیز مناطق شمالی کردها و مناطق قفقاز به تصرف درآمد.
پس از حمله اعراب به ایران ایرانیان دست به شورش هاى متعدد و مقاومت زدند. مثلا محمد بن جریر طبری مینویسد:
…در همین روز خبر رسید که «موصل» بشوریده و کردان در آنجا پراکندهاند. مُسَیببن زُهیر، حاکم کوفه، که دوست یحییبن خالد بود، به منصور (خلیفه عباسی) پیشنهاد کرد که کار خواباندن شورش کردان را به خالد واگذارد که «او برای خواباندن آن شورش تواناست». منصور این پیشنهاد را پذیرفت و خالد را به حکومت موصل برگماشت… (تاریخ طبری، ج۱۱، ص۴۹۷۷).
حدود سالهای (۱۹۱۰ م.) پوست پارهٔ کهنهای در کاوشهای روستای «هزارمیرد» استان سلیمانیه به دست آمد[نیازمند منبع] که در آن چهار بند سرود به زبان کردی سره و با خط پهلوی نوشته شده است. این چهار بند شعر که به نام هرمزگان نامیده شده، یادآور حمله اعراب به سرزمین کردستان و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان، این نوشته از همان آغاز هجوم اعراب است. این شعر کردی که مایهٔ اندوه هر کردی میشود، دورنمای آن روزگار را به خوبی نشان میدهد:
|
هورمزگان ره مان، ئاتران کوژان |
ویشان شارده وه گه وره گه وره کان |
|
|
زورکاری ئارب کردنه خاپوور |
گنائی پاله هه تا شاره زوور |
|
|
شه ن و که نیکا وه دیل بشینا |
مه رد ئازا تلیاوه رووی هوینا |
|
|
ره وشتی زه رده شت مانووه بی که س |
بزیکا و نیکا هورمزد و هیچ که س |
- ترجمه به فارسی
|
معابد ویران و آتشها خاموش شدند |
بزرگ بزرگان خود را مخفی نمود |
|
|
عرب ظالم ویران کردند |
روستای کارگرها را تا «شهرسور» |
|
|
زنان و دختران را به بردگی بردند |
مردان دلیر در خون غلتیدند |
|
|
آیین زرتشت بی سرپرست ماند |
دیگر اهورامزدا به هیچکس ترحم نکرد... |
ضعف قدرت دستگاه حکومتى خلافت در دوره عباسیان
در دوره عباسیان که به کمک سردار ایرانی ابومسلم خراسانی و ایرانیان به خلافت رسیدند، به علت رقابت امین و مامون پسران هارون الرشید، قدرت دستگاه حکومتى خلافت تضعیف شد. از این زمان به بعد با استفاده از ضعف دستگاه حکومتى خلافت اعراب، دولت هاى مستقل و نیمه مستقل ایرانی هم در شرق و هم در غرب ایران دوباره به قدرت رسیدند. در شرق ایران دولت هاى طاهریان، صفاریان و سامانیان به قدرت رسیدند. در غرب ایران دولت هاى حسنویه، بنی عیاران، آل بویه، فضلویه، هزاراسپیان، مروانیان و ایوبیان به قدرت رسیدند. در این زمان لفظ کرد برای توصیف نژادی قبایل ایرانی به کار می رفت.
پیدایش دولت هاى مستقل و نیمه مستقل ایرانی در غرب ایران
در قرن دهم میلادی (۹۵۹ م.) حسن برزیکانی که رییس قبایل کرد برزینی (بارزانی ؟؟) بود خود را به فرمانروایی شرق کردستان رسانید و دینور و همدان و نهاوند را فتح کرد و دولت مستقل حسنویه (۳۴۸-۴۰۵ ق.) را بنیان گزارد. فرزند او ناصرالدین (۹۷۹-۱۰۱۴ م.) و نوه اش ظهیران هلال ابن بدر (۱۰۱۵-۱۰۱۴ م.) میباشند اینان از آل بویه اطاعت میکردند. حکومت حسنویه تا ۴۰۵ ق. ادامه یافتهاست. این سلسله به دست بنی عیاران از بین رفت.
بنی عیاران (401 تا 511 ق.) سلسله مستقل کرد در غرب ایران از بازماندگان خاندان حسنویه بودند. آخرین حاکم حسنویه امیر طاهر برزینی، است که توسط ابوالشوک (حسام الدوله) حاکم سلسله بنی عیاران از بین رفت. حکومت بنی عیاران تا 511 ق. دوام داشته است. با حمله ترکمن های سلجوقی سلسله بنی عیاران از بین رفته و مقدمات حکومت اتابکان لرستان بوجود آمد.
اتابکان لرستان عنوان کلی حکومت سلسله مشهور به هزاراسپیان (هزاراسفیان) است که از اواخر عصر سلجوقیان بیش از چهار سده بر نواحی وسیعی در غرب ایران فرمان راندند. خاندان هزاراسپی نام سلسله ای است که از (550 تا 827 ق.)/(1155 تا 1424 م.) حکومت کردهاند. هزاراسپیان تا نیمه اول قرن نهم باقی بودند و آخرین ایشان که غیاث الدین کاوس نام داشت به دست سلطان ابراهیم بن شاهرخ تیموری برافتاد و سلسله ایشان انقراض یافت.
غیر از این سلسله یک سلسله کوچک دیگر نیز در ناحیهٔ لر کوچک حکومت می کرده و از اوایل قرن هفتم تا قرن دهم در آن ناحیه باقی بوده اند. سلسله امرای ناحیهٔ لر کوچک تا اواسط قرن دهم هجری یعنی تا ایام سلطنت شاه طهماسب اول صفوی باقی بودند و آخرین ایشان که ذکری از او باقی است شاه رستم بن جهانگیر ملقب به رستم خان است.
در غرب و مرکز ایران سلسله ای از دیلمیان به نام آل بویه از ( ۴۴۷-۳۲۰ ق.) که از مناطق شمال غربی برخاسته اند نواحی مرکزی و غربی و جنوبی ایران را از تصرف خلفا آزاد کردند. آل بویه سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن ها چاره ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آنها واگذاشتند و خود بعنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند.
علی بن بویه پس از فتح خوزستان، عازم فارس شد و احمد نیز به کرمان روی آورد و به فتح آن ولایت نایل آمد (334 ق.) سپس، به بغداد رفت و المستکفی بالله – خلیفه عباسی – را مطیع خود ساخت.
آل بویه هیچ گاه به طور مستقیم در قلمرو حسنویه اعمال نفوذی نکردند تا زمان شمس الدوله دیلمی که ظهیرالدین را از حکمرانی انداخت و قلمرو او را مطیع خویش ساخت. فرزندان بویه ماهیگیر متصرفات خود را بین هم تقسیم کردند رکن الدوله دیلمی نواحی شمالی را تصاحب شد. که شامل قسمتهای کردنشین نیز بود.
در سال ۹۹۰ میلادی به هنگام مرگ کردباد حکمران انتصابی خلیفه برادرزاده اش ابوعلی مروان ، حکمران نواحی دیاربکر ، میافارقین آمیدنی (آمید) و نصیبین را به دست آورد.این مناطق بعد از مرگ عضدالدوله دیلمی از دست آل بویه خارج شده بود. اینان که به مروانیان معروف شدند بعدها از خلیفه عباسی روی گردان و به فاطمیان گرویدند.
صلاحالدین ایوبی (۵۳۲ ق. - ۱۷ صفر ۵۸۹ ق.) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگهای صلیبی بود. از دوره صلاح الدین سرداران کرد توانستند فراتر از منطقههای کردنشین قدرت خود را بسط دهند. با پیروزى صلاحالدین ایوبی در جنگ هاى صلیبى، صلاحالدین ایوبی به حکومت رسید. وى موسس سلسله ایوبیان است.
ایوبیان دودمانی کردتبار بودند که از 1171 تا 1260/1250م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت های ایشان دمشق و قاهره بود. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ م. در اختیار خاندان ایوبی (ایوبیان) قرار داشت. توان و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانهای جنگ با صلیبیون درآورد.
سلسله هاى حسنویه، بنی عیاران، آل بویه، فضلویه، هزاراسپیان، مروانیان و ایوبیان از نژاد قبایل ایرانی کرد بودند.
کردستان پس از حمله ترکمن های سلجوقی به ایران
همزمان با روی کار آمدن ترکمن های سلجوقی (511 ق.) و پادشاهی سلطان سنجر برای اولین بار ایالتی به نام کردستان تأسیس گردید.
حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب در سال ۷۴۰ هجری نخستین کسی بود که اسم کردستان و شانزده ایلات آن را آورده است:
کردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و اذربایجان و دیاربکر پیوسته است. آلانی ، الیشتر ، بهار ، خفتیان ، دربند ، تاج خاتون ، دربند رنگی ، دزبیل ، دینور ، سلطان اباد ، چمچمال ، شهر زور، کرمانشاه (قرمیسین) هرسین ، وسطام.
اتابکان ترکمن
اتابکان ترکمن نیز مدت مدیدی قلمرو کردها را زیر قدرت خود داشتند. که تعدای از آنها بر این مناطق حکومت کردند از قبیل :
۱) نوادگان سبکتکین (۱۱۴۴-۱۲۳۲ م.) در اطراف اربیل که اولین آنها زین الدین علی پسر کوچک سبکتکین است.
۲) اورتوکیها (۱۱۰۱-۱۳۱۲ م.) که اولین حکمران آنها ارتوک است. که بر دیار بکر و مدتی بر حلب و ماردین حکومت میکردند.
شاهان ارمنی
۳) شاهان ارمنی (۱۱۰۰-۱۲۰۷ م.) که موسی لهنا لقمان قبطی است. در این دوره اینان به دلیل مراوده با اعراب ، عرب شده بودند ولی کردها تلاشی برای از بین بردن آنها انجام ندادند یا این وجود کردها زبان خویش را حفظ کردند.
کردستان پس از حمله مغول به ایران
بعد از حمله مغول به ایران ، به دنبال جنگ و زدوخورد جلال الدین خوارزمشاه با آنها و فرار او به مناطق شرقی و سپس ورود به ایران و امدن به مناطق کردنشین، مغولها سراسر ایران برای از بین بردن جلال الدین درهم نوردیدند. جلال الدین مدتی در غرب ایران حکومت کرد که با روسای محلی و اتابکان درگیر شد. در سال ۱۲۱۳ میلادی سلطان جلال الدین خوارزمشاه کشته شد. هلاکوخان مغول نیز بعد فتح نواحی مرکزی ایران و قلاع اسماعیلیه از طریق همدان و کرمانشاه به بغداد رفت و اخرین خلیفه عباسی را اسیر و به طرز فجیعی مقتول کرد. در این زمان دیگر مناطق کرد نشین از خطر مغول در امان نبودند. در سال ۱۲۵۹ میلادی دو لشکر از سه لشکر مغول تمام نواحی کردنشین را در هم در نوردیده و به طرف دریاچه وان رهسپار شدند .در این درگیریها غیر از میافارقین که یکی از ایوبیان به نام کامل محمد مقاوتی به خرج داد بقیه مناطق بدون خونریزی شدید به دست مغولها افتاد.
ایلخانان مغول
در سال ۱۲۹۷م. کردها اربیل را محاصره نمودند و به لشکر مغول حمله کردند. بعد از مسلمان شدن ایلخان مغول به نام محمد خدابنده کردها به دلیل مسلمان بودن با او همکاری بیشتری نمودند. با ضعیف شدن ایلخانان مغول، امیران مغولی چوپانیان: امیر چوپان و حسن بزرگ چوپانیان قدرت را تا مدتی در دست داشتند که عاقبت ایلخانان در سال ۱۳۴۹ میلادی منقرض شدند. امدن و رفتن فرمانروایان ادامه داشت تا اینکه قدرت به امیران مغولی جلایریان رسید که بعدها مناطق کردنشین به بایزید رسید.
بعد از جلایریان، ترکمن های قراقویونلو حکومتی در کردستان تشکیل دادند که بعدها توسط ترکمن های آققویونلو از این مناطق به عقب رانده شدند.
با ظهور تیمور گورکانی مناطق دیاربکر و ماردین به تصرف تیمور لنگ افتاد. در حملات تیمور به دلیل اینکه کردها چادرنشین بودند و به کوهستانها پناه برده بودند کمتر آسیب دیدند. بنابراین تا دوره صفویان سرزمینی که امروزه به کردستان مشهور است یک قسمت آن را جزیره و قسمت دیگر را اردلان مینامند که گاه تحت حکومت امیران مغولی جلایریان گاه تحت حکومت ترکمن های آققویونلو و گاه تحت حکومت ترکمن های قراقویونلو بوده است که اینان خود به دست صفویان از بین رفتند.
حکومت صفویان
در دوره صفویان با روی کار آمدن شاه اسماعیل اولین کاری که کرد رسمی کردن مذهب شیعهگری بود که این مسئله باعث شد کردها که اکثرا سنی مذهب بودند به ایران بی اعتماد و به عثمانی مطمئن و متکی گردند. سلطان سلیم با شکست دادن شاه اسماعیل در جنگ چالدران کردها را وارد عرصه نوینی کرد به طوری که پس از شکست شاه اسماعیل ۲۵ حکمران کرد به دولت عثمانی گرویدند و از این زمان مسئله مرزها جزء عوامل اختلاف ایران و عثمانی بود. کردها در این زمان که دو دولت عثمانی و ایران به آنها نیاز اساسی داشتند بیشتر پی به اهمیت سیاسی خود بردند و این بود گاه به دلیل ظلم وستم و سنگینی مالیات علیه یکی از حکومتها شورش کرده و به آن طرف مرز رفتند و با دیگر کردها در کمین فرصت شدند تا به مناطق خود برگردند.
حمله عثمانی و جدایی کردستان از ایران
تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده است. در جنگ چالدران ( ۱۵۱۴ میلادی) بر اثر شکست ایران در برابر امپراتوری عثمانی بخش بزرگی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب امپراتوری عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمانراندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجا تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار میگیرد.
امروزه وسائل کمک آموزشی اعم از پیچیده و ساده به عنوان ابزاری برای ایجاد تسهیل در امر تدریس و یادگیری در نظام آموزشی به کار می روند . این وسائل از حیث این که تئوری و عمل را با هم ترکیب کرده ، باعث ماندگاری یادگیری و تنوع بخشی در کلاس درس می شوند، حائز اهمیت است . با توجه به این که :
75درصد یادگیری از طریق کاربرد حس بینایی
13درصد شنوایی
6درصد لامسه
3درصد حس چشایی می باشد .
هدف: افزایش سرعت و پایداری یادگیری
نیاز سنجی:
با توجه به این که استفاده از وسائل کمک آموزشی تاثیر زیادی در یادگیری دارد سعی بر آن است که از 20% ، استفاده ازوسائل کمک آموزشی را به 60% برسانیم.
هدف:
استفاده از وسایل کمک آموزشی در کلیه دروس و افزایش سرعت و پایداری یادگیری
طرح:
1- در اختیار گذاشتن وسائل کمک آموزشی و استفاده بهینه از آن
2- تهیه و ساخت وسایل کمک آموزشی توسط دانش آموزان و دبیران
پروژه:
1- توجه و علاقه فراگیران را با صحبت کردن جلب نماییم.
2- تجارب عینی و واقعی را در اختیار شاگردان قرار دهیم.
3- زمینه تنوع آموزشی را فراهم نماییم و ازخستگی جسمی و ذهنی بکاهیم.
روش مطالعه 4- صحیح را در اختیار دانش آموزان قرار دهیم.
5- دست یابی به نتایج فوری از آموزش راممکن سازیم که اثر یادگیری را دائمی می کند.
6- در جهت آگاهی معلمان از مفهوم و فلسفه تکنولوژی آموزشی و وسائل کمک آموزشی صحبت نماییم .
7- معلمانی که از وسایل کمک اموزشی استفاده می نمایند مورد تقدیر قرار گیرند.
8- به معلمان توصیه کنیم برای استفاده از وسائل کمک آموزشی علاقه و اشتیاق نشان دهند.
زمان اجرا: با توجه به بودجه بندی هر درس.
مسئول پیگیر: دبیران مربوط و مدیر.
امکانات:
تهیه فهرست وسائل آزمایشگاه و در اختیار گذاشتن وسائل، تهیه فهرست نرم افزارهای آموزشی ،تهیه فهرست کتب کتابخانه و وسائل سمعی –بصری، دفتر کار
نحوه اجرا:
در کلاس درس با توجه به موضوع مورد بحث و در آزمایشگاه یا کارگاه IT با توجه به کار عملی و بعضی از دروس بازدیدو اردوهای علمی – تفریحی در خارج از مدرسه و ثبت گزارش فعالیت ها در دفتر کار.
نحوه ارزیابی:
در طول هر ماه با توجه به فهرست منابع و وسایل مورد نیاز دروس هر پایه، پیشرفت تحصیلی و علاقه مندی آنها را مورد ارزیابی قرار می دهیم. http://g-modiran.blogfa.com
0000000000000000000
تغییر در شیوه معلمان با استفاده از تکنولوژی آموزشی
ژرونال 2001 از مارک گیرود و شان گاوانو
آر . دی .پی (1985) نوشته بود ، ما می توانیم تکنولوژی را به دو صورت ببینیم. بعنوان یک سری ابزارها که آنچه ما هم اکنون انجام می دهیم را تقویت کرده و وسعت می بخشند، یا بعنوان چیزهایی با ظرفیت ایجاد تغییر ریشه ای در آنچه ما اکنون انجام می دهیم و نحوة انجام آن. به عنوان مثال تکنولوژی زین دوچرخه به دوچرخه سوار امکان می دهد که بیشتر و طولانی تر سفر کند، اما تکنولوژی یک ماشین بطور کلی شیوه درک ما از سفر را عوض می نماید. شاید بحث ما از نظر کیفیت باشد نه از جهت کمیت، در توصیف تکنولوژی آموزشی نیز همین بحث مطرح است، گسترش کارهایی که هم اکنون در حال انجام آنها هستیم ، تنها تقویت عملکرد جاری ما به عنوان معلم است در حالیکه استفاده کیفی از تکنولوژی تغییرات ریشه ای در کار معلمان و یادگیری دانش آموزان ایجاد می کند. بسط و تقویت عمومی ، شبیه آنچه که در زیر آمده است را استفاده عالی از تکنولوژی آموزشی توصیف می کنند
• استفاده از دیسک لیزری برای ضمیمه کردن اطلاعات و تصاویر به متن .
• استفاده از اینترنت در یافتن واقعیات برای جذاب کردن برنامه .
• استفاده از برنامه های درجه بندی اینترنتی یا آنلاین.
• استفاده از آموزش کمکی کامپیوتر برای تکمیل شیوه های آموزش سنتی
تکنولوژی می تواند به عنوان عاملی مهم و شاید اساسی، شیوه معلم را تغییر دهد. یعنی شیوة عملکرد معلمین ، شاگردان و مدرسه را عوض کند. ما نمی گوئیم که استفاده های تقویتی از تکنولوژی ، استفاده های خوبی نیستند. ما می گوئیم که استفاده های تقویتی ، روی تمام ظرفیت و قدرت منابع تکنولوژی سرمایه گذاری نمی کنند. با ملاحظه چگونگی تغییر ریشه ای که بواسطه تکنولوژی قابل انجام است. ما معلمین فکرمان را به سطوح جدید می کشانیم و خود را وادار می کنیم که تفکرات ،کارهای روزمره ،اعمال و شیوه های تربیتی مان را از نو بشناسیم. اختراع کنیم و بسازیم. به طوریکه به تغییر در فضای جامعه شناختی و تکنولوژیکی منجر شود که کودکانمان در آن فضا به یادگیری مشغولند.
بحث ما درباره تکنولوژی بعنوان عاملی برای تغییر در شیوه معلم ، در سه حوزه سازمان یافته است ، تغییر در معرفت شناسی ،تغییر در روانشناسی که در یادگیری به کار می رود. و تغییر ارتباطی و اجتماعی ، هر بخش دربارة این تغییرات بحث می کند و مثالهایی از تجارب ما و دیگران ارائه می کند تا این شیوه های جدید تفکر و عمل را ملموس تر و قابل فهم تر نماید.
تغییر در معرفت شناسی
معرفت شناسی ، شاخه ای از فلسفه است که با ماهیت دانش سروکار دارد. این بخش دربارة تغییر در ساختمان موضوع اصلی و انواع دانشی که از نظر مدرسه با ارزش محسوب می شود می پردازد.
اکثر معلمان به کتابهای درسی اجازه می دهند که چهارچوب رشته آنها را بصورت شسته و رفته با کلمات درشت ، تعاریف روشن ، عکسهای پشت سر هم و مثالهایی روشن از جهان واقعی تعیین کنند. جرالد هالتون از این مسئله با عنوان « عقیم کردن» برنامه درسی که فقط « دانش عمومی» می آموزد. نام برده است.
کلاسهای غنی از تکنولوژی می تواند معلمان را از قید کتابهای درسی آزاد کند. خواستن از معلم و دانش آموز که جرأت به خرج داده و در اینترنت به تازه ترین محتوای در دسترس دست یابند . با این روش دانش آموزان نیز می توانند به اطلاعاتی که در اختیار حرفه ای ها هست دست یابند فشار زیادی بر معلمین و دانش آموزان وارد خواهد آمد تا بتوانند به اطلاعات معنا بدهند، اطلاعات نامربوط را حذف کنند و بر ایده های مهم موضوع اصلی تمرکز یابند.
علاوه بر اینها ، این شیوه می طلبد که معلم و دانش آموز هر دو « مصرف کنندگان دانش » شوند. در قسمت بعد به این اندیشه یادگیری یعنی « مصرف کنندگان دانش» خواهیم پرداخت.www.zibaweb.com
حجم زیادی از اطلاعات و فرصتها در اینترنت وجود دارد ، اما معلمان باید بیاموزند که چگونه به آنها دسترسی پیدا کنند ، چگونه از آنها به شیوه ای مؤثر و کارآمد استفاده کنند، و چگونه چهارچوب آن را برای دانش آموزان مشخص نمایند تا آن را بصورتی سودمند و مولد در یادگیری به کار ببندند. معلم باید از فردی که در قید اتکا به کتابهای درسی است به فردی تبدیل شود که مرزهای جدید دانش ، منابع و محتوا را کنار می زند و به درون آنها راه می یابد.
ما به تازگی با معلمی گفتگو کردیم که در یک مدرسه دارای مجوز کار می کرد که معلمین و دانش آموزان کتاب درسی دریافت نمی کردند و برنامه درسی از منابع آنلاین پیدا شد. او معتقد بود که هر تلاشی شبیه این محکوم به شکست است.
بسیاری از معلمان هنگامی که شیوه های استفاده از اینترنت را ملاحظه می کنند به نتیجه گیری مشابهی روی می آورند. گشتن به دنبال کاربرگ ها و نظیر آنها تنها به اینترنت اجازه می دهد که برنامه درسی را تقویت کند بنابراین آن را از تصویر « عمومی» فراتر نمی برد. معلمان باید ملاحظه کنند که محتوای رشته چیست یا چه باید باشد. آیا نمی توان بخش زیادی از فصل آب و هوا را با استفاده از اطلاعات مربوط به آب و هوای واقعی که در سایت C N N .COM موجود است آموزش داد؟ اطلاعات خام آب و هوای در مقایسه با اطلاعات موجود در فصل آب و هوای کتاب درسی دانش بسیار متفاوتی است. معلمان باید بیاموزند که اول این بینش را مفید تشخیص دهند و سپس استفاده از آن و منابع موازی دیگر را یاد بگیرند. آنها باید فکر خود را از لغات درشت نوشته شده و سؤالات آخر هر فصل بالاتر ببرند تا به فعالیت های مناسب و ایده های موضوع اصلی ، تکالیف جهان واقعی ، و آزمونهای عملکرد صحیح دست یابند.
بعنوان مثال مؤلف دوم با استفاده از منابع اصلی که در سایت به نام « دره تاریک» با آدرس Jefferson . village . virginia , ada/ vshado w یافت توانست تحقیقات دانش آموزان درباره مفاهیم جنسیت ، طبقه اجتماعی و قومیت در جنگ داخلی را هدایت و راهنمایی کند. از آنجا که این مقالات از روزنامه تاریخ جنگ داخلی واقعی گرفته می شوند. اختلاف جزئیات آهنگ و جایگاه سیاسی اش متنوع بوده و سبک نوشتاری مقالات آن با آنچه دانش آموزان عادت دارند متفاوت است . به هر حال ، قدرت آموزش این منابع با گزارشات کتاب درسی از همان دوران یکی نیست. منابع اصلی مفهوم جهان واقعی را که می تواند در روشهای قدرتمند تعلیمی مورد استفاده قرار گیرد در اختیار ما قرار می دهند در هر حال معلمان باید این منابع نه تنها از جهت کمی کمتر از متون موجود ببیند، بلکه آنها را از لحاظ کیفی بسیار متفاوت از متون ، موجود درک کنند. منابعی که مستلزم استفاده از روشهای متفاوت ، تفسیر ، متفاوت و محصول متفاوت است.
تغییر در روان شناسی
همانطور که در قسمت قبل به آن اشاره شد، اعتقاد داریم که تکنولوژی تغییرات مهمی را در تفکر ما راجع به یادگیری دانش آموزان ، پیشنهاد می کند. در محیط های خالی از تکنولوژی سنتی ، دانش آموزان اغلب به عنوان گیرندگان دانش (در بدترین شرایط سناریو) یا سازندگان دانش( در بهترین شرایط ) در نظر گرفته می شدند، ما فکر می کنیم ، دسترسی نامحدود به اطلاعات که امروزه توسط تکنولوژی فراهم گردیده ، نیازمند جایگزین این اندیشه پیشروانه است که دانش آموزان مصرف کنندگان دانش هستند( علاوه بر سازندگان دانش)معلمان باید برای قضاوت دربارة قابل اعتماد بودن اطلاعات به روشهایی مثل بررسی مجدد آن از منابع دیگر بپردازند و با آزمایشات و معاینات ذهنی و پرسیدن پرسشهای نقادانه در مورد منابع ادعاها به بررسی منطقی بودن محتوای آنها مبادرت ورزند، دانش آموزان باید بیاموزند که دانش را به دقت مورد موشکافی قرار داده و تا پیدا شدن سطح قابل قبولی از قطعیت به آنها مظنون باشند. این کار هم برای معلم و هم برای دانش آموز دشوار و وقت گیر بوده و مستلزم بدبینی و شکاکیت است. در هر حال در حالیکه اینترنت گسترش می یابد ، مصرف کننده خوب دانش و اطلاعات شدن مهارتی است که همه ما بدان نیازمندیم به اعتقاد ما تا زمانیکه اینترنت فاقد استانداردهای دقیق برای رعایت امانت و صحت است این مشکل ادامه دارد و بیشتر می شود.
تکنولوژی از معلمان می خواهد که نه تنها یادگیرندگان را بلکه تکالیف یادگیری را نیز به صورتی دیگر ببینند. به جای آنکه از دانش آموزان بخواهیم تکالیف از پیش تعیین شده ، کاملاً تعریف شده ، آزمایشات آزمایشگاهی قدم به قدم ، و طرحهای طراحی شده برای هدف مشخص را انجام دهند باید آغوش خود را به روی فعالیت ها یی با ساختار و تعریف ناقص و پرسشهای باز پاسخ بگشائیم. معلمان باید فعالیت های یادگیری را و دانش آموزان باید طرحهای یادگیری را با استفاده از منابع تکنولوژی و اصول موضوع اصلی طراحی کنند. بعنوان مثال باید از دانش آموزان خواست که به جای انجام کارهای نوشتاری ماهانه ، به بررسی نمودار جز و مد آنلاین ویدئوهای واقعی بپردازند تا به اطلاعات و مشاهدات معنی داده و آنچه را آموخته اند با رسانه دیگری بیان کنند.
با استفاده از تکنولوژی ، دانش آموزان می توانند به فعالیت ها و بررسی هایی بپردازند که در صورت عدم استفاده از تکنولوژی بسیار دشوار، خطرناک یا گران تمام می شد. دانش آموزان می توانند بدون ترس از هزینه یا چیزهایی دیگر مواد فرار شیمیایی را مخلوط کنند. طلا را و «وب کنند یا اتم ها را بشکافند . با تکنولوژی می توان مقیاس ها را دستکاری می کرد و آنگاه دانش آموزان می توانند ساختمان مولکولی اجسام را ببینند، و فرایندهایی را که رؤیت آنها مستلزم گذشت چندین نسل است سریع کرده و آنهایی را که در میلیاردیم ثانیه اتفاق می افتد کند نمایند. تکنولوژی فرصت های بسیار متفاوتی در اختیار بشر قرار می دهد هر کدام می تواند جرقه تحقیقی باشد که قبلاً برای بشر متصور نبود. معلمان باید این فرصت ها را در آغوش بگیرند و تلویحات آنها را برای یادگیری دانش آموزان دریابند. به جای کلاسی پر از دانش آموزان زنجیره شده در فعالیت های معین ، باید محیط یادگیری غنی از تکنولوژی داشته باشیم که کانال های نامحدودی برای تحقیق و بررسی در اختیار شاگردان قرار می دهد.www.zibaweb.com
تغییرات ارتباطی و اجتماعی
مسائلی نظیر این اندیشه که « تسهیل یادگیری » باید به جای « توزیع دانش » قرار گیرد در حوزه سیاست اجتماعی و قدرت جای می گیرند. بعنوان مثال اگر جای متن و معلم به عنوان تنها داوران موضوع اصلی دانش عوض شود. انشعاباتی برای روابط قدرت در کلاسها بوجود می آید. بسیاری از دانش آموزان ممکن است احساس کنند که برای یادگیری، اکتشاف و نقد دانشی که بوسیلة رسانه جدید به سوی آنها می آید اختیار و آزادی دارند. دانش آموزان از اینکه برای اولین بار می بینند که موضوع درسی به جای معلم در دستان آنها قرار دارد هیجان زده می شوند. دانش آموزانی که احساس اختیار و آزادی کنند. انگیزه بیشتری برای یادگیری داشته و بطور کلی در تلاشهای درسی موفق ترند. یک مثال خوب در این مورد کار انتشار نوشته های فردی در اینترنت است که به وفور و در حجیم گسترده دیده می شود. به مجرد اینکه دانش آموزان می فهمند که کارشان در معرض دید میلیونها انسان است احساس غرور و مالکیت کرده و در مورد نظرات و کلماتشان احساس کارشناسی می کنند. در صورتی که هدف ، قدرتمند کردن دانش آموز باشد معلمان می توانند روی این قدرت سرمایه گذاری کنند.
موضوع دیگری که به مفهوم ارتباطی و اجتماعی مربوط ست با کار مؤلف دوم توضیح داده شد. او برای توضیح مفاهیم« اجتماع»در کلاس از تکنولوژی سود جست دانش آموزان ابتدایی او دوستان پستی در کشورهای مختلف دارند،با دانشمندان ناسا دربارة موضوعات مورد علاقه شان گفتگو می کنند و در گردآوری اطلاعات مربوط به حیوانات وحشی محلی با مرکز جهانی اطلاعات که در دسترس دانشمندان و دانش آموزان سراسر جهان است همکاری می کنند. باز هم تکنولوژی به تغییر نگاهی جهانی و کسب دیدگاه جهانی در مورد اجتماع و تعاون کمک می کند معلمان باید این تغییر دیدگاه را با آغوش باز بپزیرند و روی آن با تکیه بر اصول تعلیم و تربیت سرمایه گذاری کنند.
بالاخره همچنان که در بالا گفته شد ، تکنولوژی ظرفیت تغییر زمینه های یادگیری را بطور ریشه ای دارد. تحقیقات نشان داده که اکثر کودکان تلویزیون را بعنوان رسانه ای که تقاضای توجه شناختی دارد نگاه نمی کنند( سولومون 1997) در نتیجه کودکان هنگام تماشای تلویزیون آموزشی در مدرسه ،از تمام ظرفیت شناختی شان برای یادگیری استفاده نمی کنند. تمام تکنولوژی های آمادگی بالقوه ای برای این شکست دارند. معلمان باید ابتدا محتوای یادگیری را جداگانه تعریف کنند و سپس از منابع تکنولوژی به عنوان زمینه های جدی برای تحریک یادگیری کمک بگیرند. استفاده از تکنولوژی برای بازیها، مشق و تمرین و تقویت و تشویق وب گردی این اندیشه را که تکنولوژی و رسانه های جا می اندازد. حتماً می پرسید چرا ما این بحث را به جای مطرح کردن در قسمت روانشناسی ، در قسمت تغییرات ارتباطی و اجتماعی مطرح کرده ایم؟ زیرا ما معتقدیم که انتشار محتوای یادگیری حوزه اختیار و قدرت معلم است ما می خواهیم که دانش آموزان تکنولوژی را به مثابه ستونی برابر با معلم و کتاب درسی اش تلقی کنند.
نتیجه گیری
اگر ما بخواهیم خوانندگان را به این نتیجه گیری برسانیم که تکنولوژی کلید تغییرات بنیادی تدریس و یادگیری مدارس را در دست دارد ، هدف خود را گم کرده ایم . تکنولوژی کلید این تغییرات ریشه ای نیست بلکه کلید در دست معلم است.همچنانکه تکنولوژی به پیشرفت خود ادامه می دهد. معلمان با فشار روز افزونی برای وارد کردن تکنولوژی در فعالیت های آموزشی روبرو می شوند. با این وجود تا زمانیکه فشار ادراک شده یک طرفه باشد تکنولوژی نمی تواند نقش معلم را تغییر دهد مگر اینکه معلمان نیز نقش تکنولوژی را تغییر دهند.معلمان عمل گرا هستند آنها در جستجوی ابزاری برای رسیدن به اهدافشان هستند و اغلب راه حلها را در جایی دور از انتظار می یابند.معلم نوعی که ما درباره او صحبت می کنیم بسیاری کاردان ، باهوش و خلاق است. باید به معلمان زمان ، حمایت و فضای خلاق داده شود تا بتوانند از تکنولوژی به شیوه های نوین استفاده نموده و نقش خودشان را در کلاس تغییر دهند
تاثیر ورزش و تغذیه بر افزایش هوش
دانشمندان معتقدند که در زمان تولد تعداد مشخصی سلول های مغزی داریم که به مرور با پیر شدن تعداد بسیار زیادی از آنها را از دست می دهیم. تحقیقات گسترده در این باره نشان داده اند که سلولهای مغزی جدید در طول زندگی نیز برخلاف آنچه در گذشته تصور می شد، تولید می شوند و مغز در صورت استفاده هر چه بیشتر از آن ، قابلیت رشد و حجیم تر شدن را دارد. تحقیقات و مطالعات حاکی از آن است که به عنوان مثال قسمتی از مغز رانندگان که مربوط به کنترل نقشه یابی تصویری است، رشد بیشتری دارد. همچنین بخشی از مغز پیانیست ها و نوازندگان متبحر هم که کنترل و اداره موزیک را در اختیار دارد، حجم بیشتری دارد. از طرف دیگر، تحقیقاتی که اخیراً در این مورد انجام شده ، حاکی از آن است که افرادی با مشغله های مهارتی بالا مانند : مهندسان و معلمان دارای سیناپس ( محل اتصال دو رشته عصبی به یکدیگر) های بیشتری هستند. سیناپس ها همان رابطین بین سلول های مغزی هستند که به ذخیره سازی اطلاعات کمک می کنند. شاید در آینده ای نزدیک پزشکان قادر باشند سلول های جنین را که می توانند به هر نوع سلول های مورد نیاز تبدیل شوند، به مغز بشر تزریق کنند. به این طریق می توان بیماری هایی نظیر آلزایمر و پارکینسون ( بیماری تحلیل اعصاب ، لرزش دست یا پا ) را درمان نمود و برای افراد سالم نیز راهی باز کرد تا بتوانند با فکر سالمشان ارتباط برقرار کنند. اما تا آن زمان برسد ممکن است فرصت فعلی از دست برود. پس می توانیم با استفاده از چند راه ساده توانایی سلول های مغزی را در حد ماکزیمم آن حفظ کنیم.
با ورزش سلول های مغزی خود را به کار اندازید :
تحقیقات انجام شده نشان می دهند افرادی که تمرینات فیزیکی انجام می دهند، سلول های مغزی بهتری را پرورش می دهند. دانشمندان در مطالعات مؤسسه تحقیقات بیولوژیکی دریافتند موش های بالغی که تحت ورزش کردن قرار گرفته اند، سلول های جدید بسیاری را در قسمت هیپوکامپوس مغز خود (بخشی که مربوط به یادگیری و حافظه است) کسب کرده اند. از طرف دیگر ثابت شده که انجام حرکات ورزشی دلخواه و مورد علاقه تأثیرات چند برابر نسبت به انجام یک سری حرکات ورزشی مشخص دارد. این مطلب می تواند به این معنی باشد که راهی بیابید تا از ورزش کردن لذت ببرید ، نه این که فقط مجبور به انجام آن باشید. به این طریق هم باهوش تر می شوید و هم شادتر زندگی می کنید. چه باید کرد؟ یک ورزش را به طور مستمر انجام دهید. مانند: دو ماراتن، دویدن تفریحی و غیره ؛ یا این که یک یار در تمرین کردن برای خود در نظر بگیرید تا انجام حرکات را جالب تر و ادامه کار را سهل تر کند. هیچکس نمی تواند به درستی مشخص کند که چه مقدار ورزش برای سلول های مغز کافی و مناسب است، اما در مورد موش ها حدود 4 تا 6 مایل پیاده روی در روز مؤثر بوده است.
ذهن خود را ورزش دهید ؟
انها تمرینات فیزیکی نیست که به رشد سلولهای مغزی کمک می کند، شما نیز مانند راننده ها یا پیانیست ها می توانید با استفاده از سلول های مغز و وادار کردن آنها به کار در زمینه های مختلف، از مغز بخش های گسترده و متفاوتی بسازید. یافتن راههای ساده در استفاده از توانایی مغزی می تواند به رشد و ترمیم سلولهای عصبی و دندریت ها (انشعاب هایی از سلول ها که اطلاعات را دریافت کرده ، به جریان انداخته و در جهت درست مصرف می کنند) به میزان زیادی کمک کند. درست مانند یک ورزش مخصوص در بدنسازان که به رشد و کار افتادن ماهیچه ها و عضلات تحتانی بـِلا استفاده کمک می کند . راههای مشخص و درست فکر کردن و دوره کردن کلمات قبلاً یاد گرفته شده می تواند عمل بخش های غیر فعال مغز را بهبود بخشد و آنها را به کار اندازد. چه باید کرد؟ مزه ها و بوهای جدید را تجربه کنید. کارهای جدید انجام بدهید. مثلاً از راههای جدیدی برای رفتن به سرکار استفاده کنید. به جاهای جدید سفر کنید . هنرهای شخصی و جدید خلق کنید. رمان های داستایوفسکی را مطالعه کنید. یک کمدی جدید بنویسید. بخصوص، سعی کنید تمام کارهایی را تجربه کنید که به هر طریق شما را وادار می کنند از تمام روش های فیزیکی و روحی دیرینه و یکسان قبلی خود فاصله بگیرید و چیزهایی جدید و ناشناخته را تجربه کنید.
غذاهایی مانند ماهی مصرف کنید ؟
روغن های امگا – 3 که در گردو، دانه کتان و به خصوص ماهی کشف شده است ، جزو مواد غذایی سالم و بدون ضرر برای قلب هستند. به علاوه، تحقیقات اخیر نشان داده اند که این دسته از روغن ها به عنوان تقویت کننده های مغزی نیز شناخته شده هستند و این به دلیل کمک آنها به سیستم انتقال خون است که اکسیژن را به مغز انسان پمپ می کند. همچنین این مواد عمل کلیه اجزاء سلول های اطراف مغز را بهبود می بخشند. این نشان می دهد چرا افرادی که به مقدار زیاد ماهی مصرف می کنند، کمتر در معرض ابتلا به فشارهای عصبی، از دست دادن تمرکز و کم حافظه شدن هستند. دانشمندان ثابت کرده اند که اسیدهای چرب اصلی برای رشد مناسب مغز در کودکان بسیار ضرورت دارند ، به همین دلیل امروزه آنها را به فرمول های مواد غذایی مورد استفاده کودکان می افزایند. امکان این امر وجود دارد که شما نیز با مصرف مناسب این روغن ها، هوش ، استعداد و موقعیت ذهنی خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهید. چه باید کرد؟ استفاده حداقل سه وعده غذای ماهی مانند سالمون ، ساردین ، ماکرل و تـُن شروع خوبی خواهد بود. ماهی هایی که در محیط های آلوده به مواد شیمیایی خطرناک رشد کرده اند، می توانند بسیار خطرناک باشند و اثرات بدی در بدنتان به جای بگذارند بنابراین از مصرف ماهی هایی مانند: اره ماهی ، ماهی های درنده، کوسه ماهی ها و نیز هر نوع ماهی دیگری که به هر طریقی در معرض آب هایی با آلودگی بالا بوده اند ، حذر کنید. البته تمام انواع ماهی ها که به طور مشخص عاری از ترکیبات شیمیایی مانند جیوه و یا هر نوع سم و مواد خطرناک دیگری می باشند نیز می توانند به جای موارد مذکور مصرف شوند. علاوه بر این می توانید آنها را با روغن های گردو و تخم مرغ هایی که به طور ویژه تولید می شوند و حجم بالایی از روغن های امگا را در خود دارند ، بپزید. همچنین از دانه های کتان و غلات و حبوبات در سالاد خود استفاده کنید. این نکته مهم را فراموش نکنید که با وجود این که دانه های مختلف ایمن و سالم هستند ولی مصرف زیاد روغن دانه کتان می تواند خطر ابتلا به سرطان پروستات را افزایش دهد.
مصرف چربی زیاد را متوقف کنید ؟
آیا چربی ها قادرند شما را کند ذهن کنند؟ در تحقیقات انجام شده در دانشگاه تورنتو، موش هایی که در معرض یک رژیم غذایی با 40% چربی قرار گرفتند، مهارت های ذهنی خود را در زمینه های مختلف از دست دادند. مانند حافظه ، هوشیاری و تشخیص فاصله و نیز یادگیری قوانین. این مشکلات ، زمانی که در رژیم غذایی چربی های اشباع به کار گرفته شدند، بیشتر و بدتر شد ( لازم به ذکر است چربی های اشباع در گوشت و محصولات لبنی بسیار فراوانند). این تحقیقات دو دلیل عمده را خاطر نشان می کنند: 1 – این که چربی می تواند میزان اکسیژن رسانی خون را کاهش داده و کلاً جریان خون غنی از اکسیژن را کـُند کند . در این صورت به مغز به میزان کافی اکسیژن نمی رسد و 2 – می تواند موجب کند شدن متابولیسم گلوکز شود که نوعی قند مورد نیاز برای تغذیه و کارایی سلول های مغزی می باشد. چه باید کرد؟ گوشت بی چربی مصرف کنید، مواد لبنی کم چربی به کار ببرید. ماهی ، لوبیا و کلاً بـُنشن (حبوبات ) زیاد مصرف کنید. شما می توانید بدون نگرانی تا 30% از کالری روزانه خود را به شکل چربی دریافت کنید. ولی توجه داشته باشید بیشتر مقدار آن بایستی از ماهی های مذکور، روغن های طبیعی مثل روغن زیتون ، دانه های گیاهی و روغن طبیعی مانند گردو و فندق، کسب شود. هر کاری می خواهید بکنید ولی تا حد امکان از مصرف روغن های متداول و مورد مصرف در پخت غذاهای حاضری پرهیز کنید.
از مصرف نوشیدنی های الکلی بپرهیزید ؟
مصرف نوشیدنی های الکلی سبب از بین رفتن تدریجی حافظه، زمان عکس العمل بدن و توانایی های دستی و ذهنی مثلاً ضربه زدن و نشانه گیری هدف در انواع و اقسام بازی ها می شود. تحقیقات روی موش ها نشان داده اند کسانی که الکل مصرف می کنند، در مقایسه با سایر افراد دارای سلول های مغزی جدید کمتری در هیپوکامپوس خود هستند. این امر نشان می دهد که الکل و نوشیدنی های الکل دار نه تنها موجب تخریب سلول های مغز می شوند، بلکه از ترمیم و رشد مجدد آنها نیز جلوگیری می کنند. چه باید کرد؟ یک یا 2 لیون نوشیدنی مخصوص مانند ماءالشعیر که سرشار از ویتامینB است جایگزین بسیار مناسبی است. چنانچه به تمام موارد مذکورعمل کنید، انتظار نداشته باشید یک شبه تبدیل به یک دانشمند شوید. ولی می توانید انتظار داشته باشید که هوشتان کمی بیشتر شود ، خلاق تر شوید و هر روز از انرژی بدنی بالاتری بهره مند گردید. همچنین می توانید بقیه دوران عمر خود را بدون از دست دادن توانایی همیشگی تان با آرامش سپری کنید.
نورونهای جدید به طور مداوم به نواحی معینی از مغز از قبیل هیپوکامپ افزوده می شوند . اهمیت عملکردی سلولهای جدید هیپوکامپ مشخص نیست . در پرندگان عمل ذخیره کردن غذا و بازیافت آن با تغییراتی در اندازه هیپوکامپ و نروژنز مرتبط است . در موشها نروژنز در هیپوکامپ به هنگام تماس با محیط پر غذا افزایش می یابد و با یادگیری بهتر همراه است . بطور مشابه فعالیت فیزیکی ارادی در دوچرخه سواری تعداد سلولهای هیپوکامپی جدید را افزایش می دهد . اگر چه هنوز مشخص نشده است که آیا دوچرخه سواری هم می تواند بر روی یادگیری تأثیر بگذارد یا نه ، ولی بررسیها نشان داده اند که فعالیت فیزیکی بهبود آسیبها را تسریع می کنند و فعالیت درکی را بهتر می کند .
نگهداری انعطاف و سلامتی مغز در طول زندگی هدف مهمی از نظر سلامت عمومی است . به خوبی واضح است که تحریک رفتار و ورزش می تواند به ما در رسیدن به این هدف کمک نماید . بعلاوه درمانهای هورمونی از قبیل استروژنها نیز تقسیم سلولی را افزایش داده و عملکرد حافظه را بهبود می بخشد .
|
تاثیر ورزش بر سیستم قلب و عروق |
|
|
امروزه فعالیتهای ورزشی بعنوان اقدامی جهت پیشگیری از بروز سکته های قلبی محسوب می شوند .لذا انجام حرکات مناسب... |
|
نسبت به قلب هوشیار باشید : اگرشما متقاعد شده اید که ورزش کنید آن را درست انجام دهید . قبل از شروع با پزشکتان مشورت کنید . اگر :
پزشک به شما می گوید ورزش کنید . دقت کنید هر دفعه که شما ورزش می کنید ، ابتدا 5 دقیقه خود راگرم کنید بعد از 5 دقیقه سرعت بگیرید . این سرعت را برای 30-15 دقیقه حفظ کنید . خستگی را به آرامی کاهش دهید و سرد شوید . قدم بزنید و برای 5 دقیقه طول دهید . با هدف ورزش شما آرام و آهسته به بدنتان وقت دهید که به حالت نرمال برگردد . اگر هر زمان در طی خستگی احساس درد کردید به آهستگی ورزش را کم کنید و یا آن را قطع کنید . به علائم هشدار دهنده بدنتان بی توجه نباشید . هوشیار باشید و از جراحت دوری کنید . چه چیزی برای قلب خوب است ؟ ورزش باید تند ، قابل تحمل و منظم باشد . ورزشی که تند است ضربان قلب و تنفس شما را افزایش می دهد . باید 30 دقیقه بدون توقف یک خستگی قابل تحمل را ادامه داد . ورزش منظم یعنی تکرار فعالیتها حداقل 3 بار در هفته که خیلی هم مشکل نیست . جدول زیر مثالهایی از دو نوع ورزش را نشان می دهد . انتخاب یک فعالیت تحت عنوان ستون کمک کننده های بزرگ قلب یعنی فعالیتی که خودش قلب شما را در شرایط بهتر قرار می دهد . انتخاب یک فعالیت تحت عنوان ستون فعالیتهای مناسب یعنی اینکه فعالیت باید در فرم تند و قابل تحمل انجام شده تا شرایط مناسب قلب را فراهم کند . یک فعالیتی که از آن لذت ببرید انتخاب کنید که طرح آن می تواند یک تفریح یا سرگرمی باشد و شما بیشتر احتمال دارد از آن لذت ببرید . تقویت کننده های قلب 1) کمک کننده های بزرگ قلب 2) ورزش مناسب قلب چگونه ضربان قلب را بدست می آورید ؟ بعد از هر بار خستگی ضربان قلب را اندازه بگیرید . قلب شما باید از حالت نرمال در طی ورزش سریعتر بزند . اینکه چقدر سریعتر بزند بستگی به سن شما دارد . هر کس یک هدف برای ضربان قلب دارد ، تعداد ضربان قلب شما در دقیقه باید در حد منطقی هدف شما باشد تا ورزش را مناسب قلب شما کند . اگر ضربان کمتر از حد هدف باشد کمتر به قلب کمک می کند . خسته شدن بیش از حد هم برای قلب شما مضر است . منطقه هدف خود را از جدول زیر بوسیله سن خود پیدا کنید . ضربان قلب بهداشتی سن منطقه هدف 20 سال 150-120 ضربان در دقیقه 25 سال 146-117 ضربان در دقیقه 30 سال 142-114 ضربان در دقیقه 35 سال 138-111 ضربان در دقیقه 40 سال 135-108 ضربان در دقیقه 45 سال 131-105 ضربان در دقیقه 50 سال 127-102 ضربان در دقیقه 55 سال 120-99 ضربان در دقیقه 60 سال 116-93 ضربان در دقیقه 70 سال 113-90 ضربان در دقیقه آیا شما در منطقه هدف هستید ؟ یک مدتی صبر کنید تا ضربان قلب و تعداد تنفس بالا رود . سپس نبض خودتان را بین حالت روتین چک کنید و ببینید که در منطقه هدف هستید .با انگشت شاخص (اشاره) خودتان نبض خود را روی مچ دست دیگر پیدا کنید ، با ملایمت فشار بدهید و برای 30 ثانیه شمارش کنید و در عدد 2 ضرب کنید . اگر نبض شما در منطقه هدف باشد کمی سخت تر ورزش کنید . اگر بالای منطقه هدف باشد ورزش را ساده کنید. یک جلسه ورزش خسته کننده شامل سه قسمت است : گرم کردن ، ورزش در حد ضربان هدف و خنک کردن . ابتدا 5 دقیقه بدنتان را گرم کنید ، 30-15 دقیقه در حد منطقه هدف ورزش کنید و 5 دقیقه بدنتان را سرد کنید و مطمئن باشید که ضربان قلبتان در منطقه هدف شماست . هر فعالیت فیزیکی بهتر از عدم ورزش است . ورزشهای تفریحی می تواند با ورزش نیرومند تعویض شود . مسئله مهم این است که بلند شوید و حرکت کنید .
توصیه های مفید قلب شما در راه خود هستید ! شما یک ورزش برای داشتن یک قلب سالم انتخاب کرده اید که لذت ببرید . در اینجا به شما برای شروع ورزش توصیه های مفید می شود . 1. برنامه ورزش خود را به سادگی شروع کنید . اگر روی فرم نیستید بهتر است از یک قدم زدن ساده شروع کنید و هدفهای مناسب ایجاد کنید و به سمت آن حرکت کنید . 3. روی فعالیت داخل یا خارج از منزل تصمیم بگیرید . فعالیتها را همین حالا شروع کنید و از اینکه حوصله تان سر رود جلوگیری کنید و به آن در حد مناسب تنوع دهید . 4. ورزش را قسمتی از زندگی تان کنید . زمانی را برای قبل از کار یا بعد از کار ، در طی ساعت ناهار هر وقت برای شما راحت است برای ورزش بگذارید . یک برنامه تهیه کنید و به آن بچسبید . کلید بهداشت و شایستگی را در زندگی تان حفظ کنید . از کلید بهداشت قلب استفاده کنید . به طور منظم و صحیح ورزش کنید . به پیشگیری از بیماری قلبی توسط ورزش کمک کنید . به ورزش برگردید . راهنمای کلی 1. آیا فشار خون شمااز mm/Hg90/140 بیشتر است ؟ 2. آیا کلسترول خون شما بالای سطح مضر_ mg/d1(200)_ است ؟ 3. آیا سیگار می کشید ؟ 4. آیا کمتر از 3 بار در هفته ورزش سریع انجام می دهید ؟ 5. آیا اضافه وزن دارید ؟ 6. آیا مرض قندی دارید ؟ 7. آیا والدین شما حمله قلبی داشته اند ؟ 8. آیا مرد هستید ؟ کسانی که به این سئوالات جواب مثبت می دهند از کسانیکه جواب منفی داده اند بیشتر در معرض خطر بیماریهای قلبی عروقی هستند (7 برابر) . هریک از 3 فاکتور چربی خون ، فشار خون و سیگار قابل تغییر هستند . 1- درباره غذایی که می خورید هوشیار باشید . غذاهای پرچربی خصوصا“ اشباع شده و حاوی کلسترول مثل تکه های پرچرب گوشت ، محصولات لبنی پرچربی ، کره و اغلب غذاهای پخته شده تجارتی را با غذاهای کم کلسترول و چربی عوض کنید . غذاهای کم چربی شامل ماهی ، مرغ بدون پوست ، تکه های گوشت لخم ، میوه جات ، سبزیجات ، نانها ، حبوبات خشک ، شیرکم چربی و ماست کم چربی ، می باشند . گوشتهای لخم ، مرغ خانگی و ماهی بیشتر از گوشت گاو چرب و بره بخورید . شیر و پنیر با چربی 1% یا سرشیر گرفته و دیگر محصولات لبنی کم چربی استفاده کنید . از چربی کمتر و روغن کمتر در پخت استفاده کنید . وقتی شما از چربی استفاده می کنید ، سعی کنید روغنهای گیاهی یا مارگارین بجای چربی یا کره استفاده کنید . بیشتر از 3 زرده تخم مرغ در هفته نخورید ، کلا چربی را خصوصاَ اشباع شده و همچنین کلسترول را کاهش دهید این روند کالریها را نیز کاهش می دهد و کمک می کند به کاهش وزن در صورتیکه اضافه وزن داشته باشد . این به اغلب مردم کمک می کند تا کلسترول خونشان را همانند فشار خون پایین بیاورند. با کاهش نمک در رژیم غذایی فشار خون پایین می آید . سعی کنید از گیاهان ، مزه ها ، آبلیمو و سرکه بجای نمک برای طعم اضافی غذا استفاده کنید . غذاهای با نمک یا سدیم زیاد شامل سوپهای بسته بندی شده و کنسرو شده ، خیلی از انواع پنیرها ، سوسیس ، خیار شور یا ترشی و چیپس و سبزیجات کنسرو شده می باشند . 2- بدنتان را حرکت دهید . خیلی خسته اید ؟ خیلی مشغولید ؟ خیلی مسن هستید ؟ ورزش می تواند انرژی بیشتری برای کار و بازی به شما بدهد . اغلب ورزش می تواند برای کاهش فشار خون ، از دست دادن وزن ، کاهش LDL و افزایش HDL کمک کند . هم چنین سیگاریهایی که ورزش می کنند بیشتر احتمال دارد سیگار را ترک کنند . مردم در همه سنین می توانند یک برنامه ورزشی را شروع کنند ، اما شما ممکن است بخواهید اول با پزشکتان مشورت کنید . نوعی از ورزش را انتخاب کنید که ضربان قلب و تعداد تنفس شما را بالا برد و حداقل 30 دقیقه بدون توقف انجام شود . همینطور حداقل 3 بار در هفته تکرار شود . بعضی ورزشهای مناسب سلامتی قلب شامل قدم زدن ، شناکردن ، اسکیت ، پا زدن دوچرخه ، هند بال ، بالا و پایین پریدن و تفریح بیرون شهری می باشد 3- آخرین هدف ترک سیگار آسان نیست اگر شما سیگار می کشید ، احتمالاَ قبلاَ سعی کرده اید که آن را ترک کنید . بسیاری از سیگاریها از اضافه وزن می ترسند . بعضی از مردم بعد از ترک سیگار اضافه وزن پیدا می کنند . اما بعضی ها خیر ولی شما می توانید با کنترل چیزیکه می خورید و یا ورزش اضافه وزنتان را کنترل کنید . ترک سیگار در هر سنی سلامت شما و شانس زندگی شما را طولانی تر می کند . هرگز برای ترک سیگار دیر نیست . وقتیکه شما سیگار را ترک می کنید بطور قابل توجهی خطر حمله قلبی و مرگ ناگهانی را کاهش می دهید . خطر مرگ از بیماری قلبی ده سال بعد از ترک سیگار به اندازه افرادی است که هرگز سیگار نکشیده اند . شما مکانیک قلب خودتان هستید .. حفظ منظم ورزش به موتور شما (قلب شما) برای یک زندگی طولانی کمک می کند . این زندگی و سلامت شماست و می توانید در مورد آن اقدامی انجام دهید . |
|
فناوری اطلاعات
فناوری اطلاعات (فا) [۱] (به انگلیسی: Information Technology یا IT)، همچنانکه بهوسیله انجمن فناوری اطلاعات آمریکا (ITAA) تعریف شدهاست، «به مطالعه، طراحی، توسعه، پیادهسازی، پشتیبانی یا مدیریت سیستمهای اطلاعاتی مبتنی بر رایانه، خصوصا برنامههای نرمافزاری و سختافزار رایانه میپردازد». به طور کوتاه، فناوری اطلاعات با مسائلی مانند استفاده از رایانههای الکترونیکی و نرمافزار سروکار دارد تا تبدیل، ذخیره، حفاظت، پردازش، انتقال و بازیابی اطلاعات به شکلی مطمئن و امن انجام پذیرد.
اخیرا تغییر اندکی در این عبارت داده میشود تا این اصطلاح به طور روشن دایره ارتباطات الکترونیک را نیز شامل گردد. بنابراین عدهای بیشتر مایلند تا عبارت «فناوری اطلاعات و ارتباطات» (Information and Communications Technology) یا به اختصار ICT را به کار برند. [۲]
تعریف
فناوری اطلاعات بسیار از علم رایانه وسیعتر (و مبهم تر) است. این اصطلاح در دهه ۱۹۹۰ جایگزین اصطلاحات پردازش دادهها و سیستمهای اطلاعات مدیریت شد که در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۶۰ بسیار رایج بودند. فناوری اطلاعات معمولاً به تولید و پردازش و نگهداری و توزیع اطلاعات در موسسات بزرگ اشاره دارد.
دانش فناوری اطلاعات و رایانه با هم فرق میکنند، البته در موارد زیادی با هم اشتراک دارند. اگر علم رایانه را مشابه مهندسی مکانیک بگیریم، فناوری اطلاعات مشابه صنعت حمل و نقل است. در صنعت حمل و نقل، خودرو و راهآهن و هواپیما و کشتی داریم. همه اینها را مهندسان مکانیک طرح میکنند. در عین حال در صنعت حمل و نقل مسائل مربوط به مدیریت ناوگان و مدیریت ترافیک و تعیین استراتژی حمل و نقل در سطح شرکت و شهر و کشور مطرح است که ربط مستقیمی به مهندسی مکانیک ندارد اما فناوری اطلاعات و ارتباطات (آیسیتی) مهمترین مقوله در این زمینهاست. [۳]
عناصر اصلی
فناوری اطلاعات متشکل از چهار عنصر اساسی (انسان، ساز و کار، ابزار، ساختار) است، به طوری که در این فناوری، اطلاعات از طریق زنجیره ارزشی که از بهم پیوستن این عناصر ایجاد میشود جریان یافته و پیوسته تعالی و تکامل سازمان را فراراه خود قرار میدهد: [۴]
- انسان: منابع انسانی، مفاهیم و اندیشه، نوآوری
- ساز و کار: قوانین، مقررات و روشها، سازوکارهای بهبود و رشد، سازوکارهای ارزش گذاری و مالی
- ابزار: نرمافزار، سختافزار، شبکه و ارتباطات
- ساختار: سازمانی، فراسازمانی مرتبط، جهانی
زمینههای فناوری اطلاعات
امروزه معنای اصطلاح «فناوری اطلاعات» بسیار وسیع شدهاست و بسیاری از جنبههای محاسباتی و فناوری را دربر میگیرد و نسبت به قبل شناخت این اصطلاح آسانتر شدهاست. چتر فناوری اطلاعات تقریباً بزرگ است و بسیاری از زمینهها را پوشش میدهد. متخصصین فناوری اطلاعات وظایف متنوعی دارد، از نصب برنامههای کاربردی تا طراحی شبکههای پیچیده رایانهای و پایگاه دادههای اطلاعاتی. چندی از زمینههای فعالیت متخصصین فناوری اطلاعات میتواند موارد زیر باشند: [۲] فناوری اطلاعات و علوم کتابداری و اطلاع رسانی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند.
- مدیریت اطلاعات
- پیادهسازی شبکههای رایانهای
- مهندسی رایانه
- طراحی سیستمهای پایگاه داده
- مدیریت سیستمهای اطلاعاتی
- سیستمهای اطلاعاتی مدیریت
- مدیریت سیستمها
فناوری اطلاعات در دانشگاههای ایران
در بیشتر کشورها این دانش در دانشگاهها با عنوان رشته «فناوری اطلاعات» (Information Technology) شناخته میشود، در حالیکه در ایران بر اساس تصمیم سازمان آموزش عالی کشور عنوان «مهندسی فناوری اطلاعات» برای این رشته بکار برده میشود و رشتهای با عنوان فقط «فناوری اطلاعات» وجود ندارد.[نیازمند منبع] همچنین رشتهٔ میانرشتهای دیگری با عنوان رشته «مدیریت فناوری اطلاعات» در دانشگاههای ایران و دیگر کشورها وجود دارد که از ترکیب دو رشته "مدیریت" و «فناوری اطلاعات» به وجود آمدهاست. رشته مهندسی فناوری اطلاعات به چگونگی سازماندهی و ساماندهی دادهها میپردازد و رشته مدیریت فناوری اطلاعات به چگونگی تدوین سیستم و استفاده از دادهها میپردازد. هرکدام از این رشتهها دارای گرایشهای ویژه خود هستند که در دانشگاههای ایران به شرح زیر اند:
گرایشهای رشته مهندسی فناوری اطلاعات:
- تجارت الکترونیکی
- سیستمهای چندرسانهای
- مدیریت سیستمهای اطلاعاتی
- امنیت اطلاعات
- شبکههای کامپیوتری
- مهندسی فناوری اطلاعات (IT)
گرایشهای رشته مدیریت فناوری اطلاعات:
- مدیریت منابع اطلاعاتی
- سیستمهای اطلاعات پیشرفته
- نظام کیفیت فراگیر
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یکی از بسترهای نوین به سرعت در حال تأثیر گذاری بر زندگی بشر است. این تأثیر در کلیه وجوه اجتماعی دیده میشود. از آن جمله تأثیر شدید فناوری اطلاعات بر اقتصاد است. در اقتصاد جدید که مبتنی بر شبکههای کامپیوتری است محیط کسب و کار در حال تبدیل به محیطی دیجیتالی (رقمی) است. چنین اقتصادی را با عناوینی همچون اقتصاد شبکهای یا اقتصاد دیجیتال[1] نیز نامیدهاند. اقتصاد دیجیتال که تحت عنوان اقتصاد اینترنتی، اقتصاد نوین یا اقتصاد مبتنی بر شبکه نیز نامیده میشود به اقتصادی اطلاق میگردد که قسمت اعظم آن بر پایه فناوریهای دیجیتال شامل شبکههای ارتباطی، رایانهها، نرمافزارها و سایر فناوریهای اطلاعاتی است.
واژه اقتصاد دیجیتال گویای یک تحول اقتصادی است، تحولی که در کلیه مؤلفههای اقتصاد همچون محصولات، مصرفکنندگان، فروشندگان، واسطهها، خدمات پشتیبانی، بازار و فرآیندهای آن مؤثر خواهد بود.بسیاری از محصولات و خدمات بصورت دیجیتالی عرضه خواهد شد بعنوان مثال میتوان به محصولات ذیل اشاره کرد:
الف- محصولات اطلاعاتی و سرگرمیها همچون: مستندات کاغذی، کتابها، روزنامهها، مجلات، کوپنها، مقالات تحقیقاتی، مواد آموزشی، اطلاعات مربوط به محصولات شبیه مشخصات محصول، کاتالوگها و منوالها، اطلاعات تصویری همچون عکسها، کارت پوستالها، نقشهها و تقویمها، اطلاعات صوتی همچون نوارهای موسیقی و سخنرانیها، فیلمها و برنامههای تلویزیونی همچنین بازیها و نرمافزارهای سرگرمی.
ب- سمبلها، بلیطها و رزروها در خصوص هتلها، کنسرتها، وقایع ورزشی، خطوط هوایی و حمل و نقل، دستورات مالی مثل چکها، کارتها و اسناد اعتباری
ج- خدمات و فرآیندها شبیه خدمات دولتی، پیغامهای الکترونیکی مثل نامهها، تماسهای تلفنی و دورنگار، فرآیندهای تولید ارزش تجاری شبیه سفارش، انعقاد قرارداد، حراجها، آموزش از راه دور و پزشکی از راه دور.
مصرفکنندگان شامل دهها میلیون مردم سراسر دنیا هستند که در شبکه وب جستجو میکنند. آنان خریداران بالقوه کالاها و خدمات ارایه شده و یا تبلیغ شده در اینترنت هستند. مصرفکنندگان بدنبال اطلاعات دقیقتر، مقایسه کالاها و خدمات، اعلام مناقصه و انجام مذاکرات هستند.
فروشندگان شامل صدها هزار فروشگاههای اینترنتی هستند که میلیونها محصول و خدمات را تبلیغ و ارایه میکنند. همچنین واسطهها که ارایه کننده خدمات اینترنتی هستند دارای نقش متفاوتی نسبت به گذشته هستند. آنها بازارهای الکترونیکی را فراهم و مدیریت مینمایند به عبارت بهتر زیر ساختهای خدماتی را برای فروشندگان و خریدارن مهیا میسازند. اکثر واسطهها سیستمهای کامپیوتری هستند که از آنها تحت عنوان واسطههای الکترونیکی[2] یا اطلاعاتی یاد میشود.
خدمات پشتیبانی نیز به تدارک فضای دیجیتالی همچون: صدور گواهینامه، ایجاد سختافزارها و نرمافزارهای مورد نیاز، ایجاد محتوا و غیره باز میگردد.
در اقتصاد شبکهای، که مبتنی بر کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد، ارتباط بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان بیشتر و فاصله آنها از بین می رود. مفاهیمی چون کسب و کار الکترونیکی[3]، تجارت الکترونیکی[4]، حراج و بازاریابی الکترونیکی تعریف میشود. مشتری گرایی بیشتر و محصولات و خدمات کاملا سفارشی و مبتنی بر سلایق هر یک از مشتریان ارائه میگردد] پیش بسوی جامعه اطلاعاتی. 44 [.
استفاده از فناوری اطلاعات در تجارت (تجارت الکترونیکی ) همچون سایر کاربردهای فناوری اطلاعات موجب کاهش هزینه و افزایش کارایی خواهد شد. فروشندگان با هزینه های کمتر و سود بیشتر مواجه شده و مصرف کنندگان نیز با برخورداری از اطلاعات بیشتر، امکان انتخاب بهتر و خرید ارزانتر را تجربه می کنند.
دگرگونی های اخیر بازارهای کسب و کار و توسعه فرآیندهای رقابتی که حاصل شکسته شدن انحصار گرایی است باعث شده تا سازمان ها با دقت و وسواس بیشتری به محیط های کسب و کار نگاه کنند و درصدد برآیند تا شناخت بهتر و بیشتری به ظرفیت ها و نیازهای جدید آن پیدا کنند. مهمترین عنصر مشترک در بیان کسب و کارهای مختلف که به برنامه ریزی ها و استراتژی های آنها جهت می دهد اطلاعات است.
توسعه فناوری اطلاعات دگرگونیهای عمیقی در اهداف، روند اجرایی، تولیدات و ساختارهای سازمانی بوجود آورده است. فناوری اطلاعات به سازمانها فرصت می دهد بسیاری از کارهای موازی و تکراری را حذف کنند و حجم بالایی از فعالیتهای دستی را به سیستم های رایانه ای محول کنند و از کنار آن با فراغ بال بیشتر فرصت مناسبی برای بازنگری ها و برنامه ریزی های کاری پیدا کنند.
از بُعد ساختاری نیز سازمان ها شاهد دگرگونی های فراوانی بوده اند چرا که گسترش کاربری سیستم های رایانه ای به نگرش ها و تفکرات تازه ای در بین مدیران و کارمندان و همچنین اصول و تعاریف کاری تازه ای برای پیاده سازی و کاربری آنها نیاز دارد در این شرایط بینش نوینی در سازمان ها پیاده سازی می شود بر این اساس اصول کاری مناسبی بین مشتریان و سازمان مبتنی بر خدمات فناوری اطلاعات به اجرا در می آید.
تمام تحولات و تغییرات ذکر شده زمینه ای را فراهم کرده است تا سازمان ها نگرش تازه ای به مفهوم اطلاعات و تاثیر فناوری اطلاعات در بهینه سازی و کاربردی کردن اطلاعات در جهت ایجاد منافع پیدا کنند. امروزه اطلاعات به عنوان منبع ارزشمند و سرمایه سازمان ها محسوب می شود و ارزش و اعتبار آن حتی از شاخص های مهمی همچون سرمایه یا نیروی کار بیشتر است.
فناوری اطلاعات می تواند سازمان را در فرآیند های رقابتی یاری رساند. امتیازات و محاسن کاربرد فناوری اطلاعات در کسب و کار می تواند شامل موارد مختلفی باشد. افزایش سرعت اطلاع رسانی و خدمات رسانی، افزایش کمیت و کیفیت تولید، امکان توسعه بازار، امکان نیاز سنجی برای ارائه کالا ها و خدمات جدید، ممانعت از گرایش مشتری به رقیب، ایجاد ارزش افزوده برای مشتری از جمله این موارد هستند. لازمه بهره گیری موفق از چنین سیستمی در سازمان، شناخت کافی و دقیق از سازمان، منابع آن و آگاهی از روشهای گزینش و توسعه فناوری اطلاعات در کسب و کار است.
نباید ذهن های خالی دانش آموز را پر شود ، باید به ذهن های باز تبدیل شوند...
مراحل سنجش مستمر در کلاس درس و ارتباط آن با فعالیت های آموزشی
درباره ی استفاده از سنجش ( فرایند جمع آوری اطلاعات به منظور تصمیم گیری های آموزشی ) برای حمایت از آموزشی که در کلاس درس به دانش آموزان ارائه می کنیم ، شواهد پژوهشی نشان می دهند که « سنجش برای یاد گیری ، بهتر از سنجش یاد گیری های دانش آموزان است .» به کلامی دیگر ، معلمانی که از سنجش برای کسب آگاهی از مشکلات یاد گیری دانش آموزان استفا ده می کنند ، بهتر می توانند از طریق تفسیر اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن ها ، درباره ی فرایند آموزش ، تقویت نکات مثبت و رفع مشکلات موردی یاد گیری ، مانند بدفهمی های دانش آموزان از موضوع درس ، انتظارات آموزشی معلم ، ایجاد تعامل بیشتر بین دانش آموزان ، و ... تصمیم بگیرند .
سنجش هنگامی به بهبود یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان منجر می شود که آن را به عنوان جزء تفکیک ناپذیر فرایند یادگیری – یاددهی در نظر بگیریم و به طور مستمر و معنی دار از آن استفاده کنیم .
در این مقاله تلاش شده است ، به پرسش های زیر پاسخ داده شود :
*سنجش مستمر به چه معناست ؟
* ارتباط سنجش مستمر با فعالیت های آموزشی چیست ؟
* سنجش مستمر دارای چه ویژگی های کلیدی است ؟
* چگونه می توان سنجش مستمر را طراحی کرد؟
* چگونه می توان فرایند آموزش را بر اسا س سنجش مستمر ، پیش برد ؟
* برای اعتبار بخشی به سنجش مستمر ، چه باید کرد؟
سنجش مستمر به چه معناست ؟
چگونه می توانیم آموخته های دانش آموزان را درست و واقعی مورد سنجش قرار دهیم ؟ این پرسشی است که هر معلم هوشمندی را با چالش روبه رو می کند و او را به تفکر وا می دارد . اما هنگامی می توانیم به این پرسش پاسخ دهیم که قبلأ هدف از آموزش را درک کرده باشیم . فرایند سنجش ، بیش از ارزشیابی صرف است . در واقع سنجش به سندی منطقی می انجامد که چگونگی یادگیری دانش آموز را نشان می دهد .
سنجشی که درک و فهم ما را نسبت به یادگیری دانش آموزان توسعه و پرورش دهد ، مهم تر از آزمونی است که در پایان هر دوره ی آموزشی و یا هر واحد درسی به عمل می آید . این نوع سنجش (مستمر ) ، نیازمند آگاه کردن دانش آموزان و معلمان از این موضوع است که دانش آموزان چه چیزی را به درستی درک کردهاند و چگونه باید آموزش و یادگیری را ادامه بدهند .
این نوع سنجش ، تلفیقی از عملکرد و بازخورد است که به طور دقیق ، آن چه را که دانش آموزان برای پیشرفت و توسعه ی درکشان از موضوع یا مفهومی خاص نیاز دارند مهیا می کند . به این نوع سنجش ، « سنجش مستمر » گفته می شود . به کلامی دیگر ، سنجش مستمر به فرایند آماده کردن دانش آموزان از طریق ارائه ی باز خورد های روشن برای درک عملکردشان به گونه ای که به بهبود عملکرد بعدی شان کمک کند ، گفته می شود .
ارتباط سنجش مستمر با فعالیت های آموزشی چیست ؟
ایده ی سنجش مستمر در آموزش و پرورش ، جدید نیست . تقریبأ بیشتر روش های جاری سنجش ، در سنجش مستمر سهمی دارند . سنجش مستمر شامل همه ی ابزار ها و روش هایی است که معلم و دانش آموزان را از چگونگی پیشرفتشان در فرایند یادگیری – یاددهی آگاه می کند . ویژگی های کلیدی سنجش مستمر عبارت اند از :
o ارتباط سنجش های به عمل آمده با هدف های اصلی درس ها : مطمئن شوید که سنجش های شما روی مفاهیم اصلی واحد درسی متمرکز شده اند .
o تععین ملاک های موفقیت دانش آموزان در انجام تکالیف و وظایف یادگیری : اطمینان حاصل کنید که همه ی دانش آموزان کلاس درس از این ملاک ها به خوبی آگاهی دارند .
o استفاده از سنجش به عنوان ابزاری برای آموزش : دانش آموزان باید یاد بگیرند که چگونه از طریق مطالعه ی نتایج سنجش ها ، مشکلات آموزشی خود را رفع کنند .
o ارا ئه ی بازخورد به دانش آموزان برای اصلاح و بهبود عملکردشان و هدایت آنان برای موفق شدن در انجام تکالیف و و ظایفی که به عهده گرفته اند .
به منظور سنجش مستمر ، می توانید علاوه بر آزمون های پایان درس ، از بحث های کلاسی ،پرسش و پاسخ ، انجام پروژه توسط دانش آموزان ، خود سنجشی ، سنجش از طریق هم کلاسی ها و ... استفاده کنید .
مراحل سنجش مستمر
1 – خلق ملاک های موفقیت
برای درک عملکرد دانش آموزان ، به ملاک هایی نیاز داریم که :
· روشن و واضح باشد .
· با هدف های اصلی آموزش مرتبط باشند ؛
· هر دانش اموزی در کلاس درس از آن ها آگاه باشد و درکشان کند .
2 – آماده کردن باز خورد های مفید
برای آن که باز خورد ها مفید باشند ، رعایت نکات زیر ضروری است :
* ارائه ی باز خورد به طور مکرر در ارتباط با در ک عملکرد دانش آموزان طی فرایند یادگیری – یاددهی . بعضی از بازخورد ها را می توانیم از قبل تهیه و طراحی کنیم .
* ارائه ی بازخورد به صورتی که به دانش آموزان اطلاع دهد ، نه تنها تکالیف خود را به خوبی انجام داده اند یا خیر ، بلکه برای انجام بهتر و پیشرفت در کارشان چگونه باید عمل کنند .
* ارائه ی بازخورد هایی که به توالی و ادامه ی فعالیت های یاد گیری شکل دهند .
* ارائه ی بازخورد از سوی افراد گوناگون ( معلم و هم کلاسی ها ) به جنبه ها و ابعاد گوناگون تکالیف انجام شده با تکالیفی که دانش آموز در حال انجام آن هاست .
چگونه میتوان سنجش مستمر را طراحی کرد ؟
برای طراحی فرایند سنجش مستمر ، بر اساس هدف های اصلی آموزش ، ملاک های موفقیت دانش آموزان را در انجام تکالیف تععین کنید . برای مثال ، اگر می خواهید دانش آموزان درباره ی درکشان از مفهومی خاص مقاله ای بنویسند ، اولین قدم در سنجش مستمر این است که بررسی کنیم ، آیا دانش آموزان مفهوم مورد نظر را به خوبی درک کرده اند یا نه ؟ برای آگاهی از این امر ، فرصت هایی را در فرایند آموزش برای سنجش پیشرفت درک دانش آموزان ایجاد می کنیم تا دانش آموزان درباره ی عملکردشان ، بازخورد های لازم را دریافت کنند .
چگونه می توان فرایند آموزش را بر اساس سنجش مستمر پیش برد ؟
همان طور که گفته شد سنجش مستمر ، فرایندی است که طی آن ، دانش آموزان درباره ی نحوه ی عملکردشان و به منظور بهبود آن بر اساس ملاک های از قبل تعیین شده در ارتباط با هدف های آموزشی ، بازخورد دریافت می کنند . بازخورد ها علاوه بر این که نحوه ی اصلاح و بهبود عملکرد را به دانش آموزان نشان می دهند ، آنان را از هدف های اصلی آموزش نیز آگاه می کنند . اگر شما ملاک هایی را برای سنجش عملکرد دانش آموزان فراهم کرده اید ، به آنان نیز اجازه دهید ، ملاک هایی را به مجموعه ملاک های شما اضافه کنند . در ضمن ، ملاک های سنجش موفقیت را در اختیار دانش آموزان بگذارید تا آنان از ارتباط ملاک ها با هدف های آموزش ، آگاه شوند .
برای ارائه ی بازخورد به دانش آموز از سوی هم کلاسی هایش ، الگویی را فراهم کنید تا آنان بتوانند بر اساس آن و برای بهبود عملکرد دانش آموز ، به او بازخورد مؤثر بدهند . در این ارتباط ، تهیه ی کار نما و دفتر چه ی یاد گیری مفید است . بنابراین ، نه تنها از سنجش باید برای قضاوت در باره ی نحوه ی عملکرد دانش آموزان استفاده شود ، بلکه از آن می توان ، برای اصلاح و شکل دادن به برنامه ی درسی و آموزش نیز بهره گرفت .
برای اعتبار بخشی سنجش مستمر ، چه باید کرد ؟
در اعتبا ر بخشی به سنجش مستمر فعالیت ها و عملکرد دانش آموزان ، پاسخ به پرسش های زیر بسیار مؤثر است :
§ آیا ملاک های موفقیت عملکرد ، به طور روشن و واضح تعریف شده اند ؟
§ آیا ملک های موفقیت ، با هدف های آموزش ارتباط دارند ؟
§ آیا فرصت های آموزشی لازم برای ارائه ی بازخورد به عملکرد دانش آموزان را فراهم کرده اید ؟
§ آیا بازخورد های لازم برای اصلاح عملکرد دانش آموزان را تهیه کرده اید ؟
§ آیا در طرح سنجش ، فرصت های لازم برای ارائه ی بازخورد به وسیله ی خود ، هم کلاسی ها ، و دانش آموز را پیش بینی کرده اید ؟
§ آیا چرخه ی سنجش مستمر ی که تهیه کرده اید ، به دانش آموزان کمک می کند تا هدف های آموزش و چگونگی عملکردشان را درک کنند ؟
منبع : تکنولوژی آموزشی http://paknevis.parsiblog.com/
0000000000000000
وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر.
پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تا حدود زیادی بستگی به شرایط محیطی و نحوه برخورد معلمان و اطرافیان دارد . فضایی که نوجوانان در آن پرورش می یابند باید به گونه ای باشد که موجب موفقیت آنها گردد. برخورد معلم باید منطقی بوده تا دانش آموز را در مسیر موفقیت قرار دهد و دانش آموز اعتماد به نفس پیدا کند و از خود انتظار موفقیت داشته باشد زیرا موفقیت هم چون نردبانی است که وقتی شروع شد تا آخرین پله ادامه می دهد.
بنابراین می توان گفت رابطه معلمان و شاگردان و مسئولان دیگر دبیرستان می تواند موفقیت دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و از ترک تحصیل جلوگیری کند.
برخورد معلم و اولیای دبیرستان باید به گونه ای باشد که دانش آموز از طریق دستکاری اشیا ‚آزمایش‚جمع آوری اطلاعات ساختن و خلق کرد مباحث ومشارکت در کارهای گروهی‚گوش دادن‚خواندن و اکتشاف به تجربه یادگیری بپردازند و بدین وسیله از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری نمایند .
همچنین استفاده از تشویق های مادی و غیر مادی مفید است . استفاده بیشتر معلمان از تشویق های کلامی و تشویق در جمع در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش بسزایی دارد و هم باعث جلوگیری از افت تحصیلی دانش آموزان می شود.
شیوه برگزاری امتحانات(شیوه ارزیابی)
هدف عمده در مدرسه پیش بردن یادگیری دانش آموزان است . تمام فعالیت های مدرسه باید متوجه همین هدف باشد . زیرا مقدار و نوع یادگیری دانش آموزان است که میزان فعالیتهای مدرسه را روشن می کند. هرگاه دانش آموز مطلبی را یاد بگیرد ‚این امر موجب تغییر رفتار وی خواهد شد و به عبارت دیگر تجارب یادگیری موفقیت آمیز موجب تغییراتی در رفتار دانش آموز می شود.
بوسیله ارزیابی و امتحان است که معلم می تواند اثر کوششهای خود را بفهمد و یا بداند که چه اندازه توانسته است دانش آموز را در راه رسیدن به هدفهای مورد نظر کمک کند و خود نیز تا چه حد موفق بوده است.
چنانچه امتحان به جای اینکه یک وسیله باشد ‚یک هدف اصلی به شمار آید و این بر کل فرایند آموزشی اثرات سو می گذارد و هدفهای حقیقی آموزش و پرورش را به مخاطره می اندازد.در چنین حالتی امتحان بر چگونگی تدریس و یادگیری تاثیر گذاشته و دانش آموزان فقط برای کسب نمره و قبول شدن در امتحان فعالیت می کنند .
دانش آموزان برای دریافت نمره به حفظ کردن مطالب می پردازند و در نتیجه قدرت تفکر و استدلال و نو آوری فراگیران ضعیف می گردد و موجب خستگی آنها از درس و معلم می شود.
همه این موارد منجر به عدم پیشرفت و افزایش میزان افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش آموزان می گردد.
استفاده از شیوه های صحیح امتحان یا ارزیابی پیشرفت تحصیلی ‚نه تنها معلم را قادر می سازد که دانش آموزان خود را در رسیدن به هدفهای آموزش و پرورش راهنمایی کند بلکه بر اساس ارزیابی مداوم می تواند روش تدریس را نیز ارزیابی کند.به این ترتیب می تواند از ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کند.
بنابراین امتحان وسیله ای نیست که تنها در پایان مراحل تحصیل و برای انتخاب افراد مستعد و شایسته تر به کار رود ‚ بلکه امتحان باید به طور مداوم و در جریان تدریس باشد و در موقعیت های مختلف انجام گیرد.
پروین اعتصامی
رخشندهٔ اعتصامی مشهور به پروین اِعتِصامی (۱۲۸۵–۱۳۲۰) از زنان شاعر ایرانی است.
زندگی
پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصامالملک) از سکنه شفت گیلان و اصالتاً آشتیانی بود و مادرش اختر فتوحی (درگذشتهٔ ۱۳۵۲) از اهالی آذربایجان بود[۱]. پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر داشت.
اعتصامالملک، پدر پروین از نویسندگان و مبارزان دوران مشروطه بود.[نیازمند منبع] او در سال ۱۲۹۱ به همراه خانوادهاش از رشت به تهران مهاجرت کرد؛ به همین خاطر پروین از کودکی با مشروطهخواهان و چهرههای فرهنگی آشنا شد و ادبیات را در کنار پدر و استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت. در دوران کودکی، زبانهای فارسی و عربی را زیر نظر معلمان خصوصی در منزل و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکاییها فراگرفت.
پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانهای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانهای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمیتوانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود. در سالهای ۱۳۱۵ و ۱۳۱۶ در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، پروین به عنوان مدیر کتابخانهٔ آن، مشغول به کار شد[۲].
پروین به تشویق ملکالشعرای بهار در سال ۱۳۱۵ دیوان خود را منتشر کرد[۳]، ولی مرگ پدرش در دی ماه ۱۳۱۶ در سن ۶۳ سالگی، ضربه هولناک دیگری به روح حساس او وارد کرد که عمق آن را در مرثیهای که در سوگ پدر سرودهاست، به خوبی میتوان احساس کرد:
|
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل |
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من |
پروین اعتصامی عاقبت در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در سن ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم در مقبرهٔ خانوادگی به خاک سپرده شد.یکی از معروف ترین آثار او که هم اکنون در کتاب فارسی قرار دارد شعر بلبل و مور است.
آثار
- دیوان قصائد و مثنویات و تمیثلات و مقطعات
دیوان پروین، شامل ۲۴۸ قطعه شعر میباشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیدهاست.
اشعار او را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیهاست. دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند.[نیازمند منبع]
نمونهٔ اشعار
بخشی اندک از آنچه که پروین در سوگ پدرش سرودهاست:
|
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل |
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من |
|
... |
|
عضو جمعیّت حق گشتی و دیگر نـخوری |
غـم تـنهایی و مـهجوری و حـیرانی من |
|
|
من کـه قـدر گـهر پاک تـو مـیدانستم |
ز چـه مـفقود شـدی؟ ای گهر کـانی من |
|
|
من که آب تو ز سرچشمهٔ دل مـیدادم |
آب و رنگت چه شد ای لالهٔ نعمانی من؟ |
|
|
من یکی مرغ غزلخوان تو بـودم، چه فتاد؟ |
که دگر گـوش نـداری به نواخوانی من |
|
|
گنج خود خوانـدیَم و رفتی و بگـذاشتیَم |
ای عجب! بعد تو با کیست نگهبانی من؟ |
یکصدمین سالروز تولد
بیست و پنجم اسفندماه ۱۳۸۵، مطابق با یکصدمین سالروز تولّد اختر فروزان چرخ ادب[۴] پروین اعتصامیست.
دو بیت اول یکی از اشعار پروین:
|
ای گل تو ز جمعیّت گلزار چه دیدی؟ |
جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟ |
|
|
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت |
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟ |
بیتی از سعدی که پروین در شعر فوق به آن با آرایهٔ تضمین اشاره میکند:
|
مرغان قفس را المی باشد و شوقی |
کان مرغ نداند که گرفتار نباشد |
پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از شاعران قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین شعرای مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.
رمز توفیق این شاعرارزشمند فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر اوست .
یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318 هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بیخبری عموم از اهمیت پرورش بانوان ، در جامعه ایرانی رخ می نمود.
اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.
در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.
در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد.
او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت .
خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند:
"پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود."
خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف می کند.
پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می پرداخت.
این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت معارف ایران را رد کرد.
پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.
شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت.
با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.
در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت.
، پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.
در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس یادبودی برای او برپا کردند.
پروین برای سنگ مزار خود نیز قطعه اندوهباری سروده که هم اکنون بر لوح نماینده مرقدش حک شده است.
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی ز ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد
چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه
خاطری را سبب تسکین است
ویژگی سخن
پروین در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوه ی را که شیوه ی شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی .
شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد.
چاپ اول دیوان که آراسته به مقدمه شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .
قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.
پروین اعتصامی بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه بصورت دیوان منتشر شود در مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد (1302 ـ 1300 خورشیدی).
دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است.
نمونه اثر
آرزوی پرواز
کبوتر بچهای با شوق پرواز
بجرئت کرد روزی بال و پر باز
پرید از شاخکی بر شاخساری
گذشت از بامکی بر جو کناری
نمودش بسکه دور آن راه نزدیک
شدش گیتی به پیش چشم تاریک
ز وحشت سست شد بر جای ناگاه
ز رنج خستگی درماند در راه
گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد
گه از تشویش سر در زیر پر کرد
نه فکرش با قضا دمساز گشتن
نهاش نیروی زان ره بازگشتن
نه گفتی کان حوادث را چه نامست
نه راه لانه دانستی کدامست
نه چون هر شب حدیث آب و دانی
نه از خواب خوشی نام و نشانی
فتاد از پای و کرد از عجز فریاد
ز شاخی مادرش آواز در داد
کزینسان است رسم خودپسندی
چنین افتند مستان از بلندی
بدن خردی نیاید از تو کاری
به پشت عقل باید بردباری
ترا پرواز بس زودست و دشوار
ز نو کاران که خواهد کار بسیار
بیاموزندت این جرئت مه و سال
همت نیرو فزایند، هم پر و بال
هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است
هنوز از چرخ، بیم دستبرد است
هنوزت نیست پای برزن و بام
هنوزت نوبت خواب است و آرام
هنوزت انده بند و قفس نیست
بجز بازیچه، طفلان را هوس نیست
نگردد پخته کس با فکر خامی
نپوید راه هستی را به گامی
ترا توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس، فکر بر پای ایستادن
پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است
سخن آخر
عمر پروین بسیار کوتاه بود، کمتر زنی از میان سخنگویان ، اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد. پنجاه سال و اندی است که از درگذشت این شاعره بنام می گذرد و همگان اشعار پروین را می خوانند و وی را ستایش می کنند و بسیاری از ابیات آن بصورت ضرب المثل به زبان خاص و عام جاری گشته است.
استاد بهار در مورد اشعار وی می گویند :" پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد. "
سرانجام آنکه او دیوان خوبی و پاکی است .
یکی دیگـر از " بدیع ترین و دلاویز ترین شکوفه های ادب فارسی و یکی از منادیان محبت در عصر حاضر " پـروین اعتصامی است.
پـروین ادبـیات فارسی و عربی را نزد پـدر آموخت و از هـمان ابـتدای طفولیت به سرودن شعـر آغاز کرد؛ و مراقـبت پـدر شعـر شناسش در پـرورش قـریحـهً تابناک وی موًثـر افـتاد.
تحـصیلات خود را در کالج آمریکایی به پایان رسانیـد؛ و در سال 1303، که هـجده مرحله از سنین عمرش گذشته بود، فارغ التحصیل شد. وی احساسات خود را از این حیث در قطعـه ای بنام نهـال آرزو چـنین بـیان می کند:
پستی نسوان ایران جمله از بی دانشیست مرد یا زن، برتری و رتـبت از دانستـنیست
زین چراغ معـرفت کامروز اندر دست ماست شاهـراه سعـی و اقـلیم سعادت روشنست
به که هـر دختر بداند قدر علم آموخـتن تا نگـوید کس پسر هـشیار و دخـتر کودنـسـت
پـروین پس از فراغـت از تحصیل چـندی در دفـتر هـمان مدرسهً امریکایی به کار پـرداخت، تا روز نوزدهـم تیرماه 1313 با پـسر عـموی خود ازدواج کرد. اما این ازدواج سعادتی در بر نداشت و پس از اندک زمانی به عـلت اختلاف سلیقهً زن و شوهـر کار به افـتراق کـشید.
پـروین از کودکی گوشه گیر و مردم گریز بود، کمتر سخن می گـفت و بـیشتر می اندیشـید. در جریانات اجـتماعی مربوط به بانوان و در جنبش آزادی حقوق زن عملا مداخله نکرد و این کناره گیری در اشعارش نیز منعـکس است.
بعـضی از اشعـار پروین در مجلهً بهـار، که دارندهً آن پـدرش بود، منـتـشر می شد؛ و دیوانش، که حاوی متجاوز از پنج هـزار بـیت شعـر است، نخستین بار با مقـدمه ای به قـلم " ملک الشعـرای بهـار " در سال 1314 به چاپ رسید. شش سال بعـد، به روز سوم فروردین 1320، پـروین، گـلی که از جمعـیت گـلزار جز سرزنش خار ندیده بود، در بستر بـیماری خفت و نیمه شب روز شنـبه 16 فروردین، در 34 یا 35 سالگی بدرود حیات گـفت، و این قطعه از آثار طبع خود او بر سنگ مزارش نقـش بست:
اینکه خاک سیهش بالینست اختر چرخ ادب پـروینست
گرچه جز تـلخی از ایام ندید هـرچه خواهی سخـنش شیرینست
صاحب آن هـمه گـفتار امروز سـائـل فـاتـحـه و یـاسـیـنـسـت
دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غـمگـیـنـسـت
خاک در دیده بسی جان فرساست سنگ بر سینه بسی سنگینست
بـیـند این بستر و عـبرت گیرد هـر که را چـشم حقـیقت بـینست
هـرکه باشی و ز هـر جا برسی آخرین منزل هـسـتی ایـنـسـت
آدمی گر چه توانگر باشـد چـون بـدین نـقطه رسد مسکـینست
اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تـسلـیم و ادب تـمکـیـنـست
زادن و کشتن و پـنهـان کردن دهـر را رسم و ره دیریـنـسـت
خرم آن کس که در این محـنت گاه خاطری را سبب تسکینست
شعـر پـروین با مضامین نو و با علاقه و دلسوزی به حال بـینوایان ممتاز است. او مدافع حقوق رنجبران و رنج دیدگان، و شریک درد و غم زحـمـتکشان و کشاورزان، و بطور خلاصه، سخنگوی پـر شور و پا برجای تـیره بخـتان است.
پـروین از دایرهً شعـر استادان قدیم قدمی فراتر ننهاده و هـچ گونه دخل و تصرف در سبک و شیوهً قدما نکرده است. هـنر بزرگ او در آن است که توانسته است افـکار و عـقاید جدید را با متانت و استحـکام و لطف بـیان در هـمان قالب های معـمول و معـهـود عروض فارسی بریزد.
ملک الشعـرای بهـار در مقام شعـر پـروین گـفته است:
شعـر پـروین ترکیـبی است از دو سبک و شیوهً لفظی و معـنوی آمیخته با سبکی مستـدل، و آن دو یکی شیوهً شعـرای خراسان است، خاصه استاد ناصرخسرو، و دیگر شیوهً شعـرای فارس و عراق است، به ویژه شیخ مصلح الدین سعـدی، و از حـیث معـانی نیز بـین افکار و خیالات حکما و عرفاست؛ و این جمله با سبک و اسلوب مستـقلی، که خاص عصر امروزی و بـیشتر پـیرو تجسم معـانی و حقـیقت جویی است، ترکـیب یافته و شیوه ای بدیع به وجود آورده است.
در اشعـار پـروین یک نوع دلتـنگی و ملال خفـیف نهـفته است. این هـمان لحن قناعت و غنای عرفانی قدیمی هاست که در نـشیده های پـروین خزیده و با غـنهً زیاد طلبی و اعـتراض ملایم بـیان گـردیده است. زبان پـروین، با وجود رعایت کامل تکـنیک قوی و مستحکم شعـر کلاسیک، ساده و روان و بسیار زیـبا و دلنشین است. این اشعار را می توان بدون احساس خستگی خواند و لذت برد.
از مخـصات شعـر پـروین صفا و خلوص و جودت فوق العاده، تصویر زندهً طبـیعـت، تـنوع و تجدد در اندیشه و وارستگی از عقاید رایج و حاکم بر جامعه است، و هـمین صفات است که شعـر او را، با وجود پـیروی از سبک و روش پـیشـینیان، یک نوع اصالت و استـقـلال بخـشیده است.
در سومین روز فروردین ماه ۱۳۲۰ شمسى شاعره نجیب، باوقار، متین، یگانه و مردم دوست، پروین اعتصامى، به بستر بیمارى افتاد و در آخرین ساعات روز جمعه ۱۵ فروردین به حالت کما فرو رفت و در نخستین ساعات بامداد روز شنبه شانزدهم فروردین ۱۳۲۰ شمسى قلب پاک او از کار افتاد و تاریخ ادبیات معاصر ایران یکى از بى بدیل ترین شاعران خود را از دست داد. پروین به بیمارى حصبه چشم از جهان فرو بست.
پروین در سال ۱۲۸۵ شمسى در بیست و پنجمین روز اسفندماه پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش یوسف اعتصامى ملقب به اعتصام دفتر و اعتصام الملک نویسنده و از جمله نخستین مترجمان آثار مغرب زمین به زبان فارسى بود. پدر یوسف اعتصامى میرزا ابراهیم خان آشتیانى نیز از مستوفیان تبریز بود و فرزند را به فراگیرى مقدمات علوم، ادبیات فارسى، عربى، ترکى و فرانسه تشویق کرد. آنان اصلاً از اهالى آشتیان بودند.
مادر او، اختر، دختر میرزا عبدالحسین خان قوم العداله تبریزى از خاندان فتوحى تبریز بود. یوسف اعتصامى در شب یکشنبه ۱۲ دى ماه سال ۱۳۱۶ شمسى چشم از جهان فرو بست. مادر پروین نیز سى و دو سال پس از مرگ فرزند بعد از یک بیمارى طولانى در روز ۲۶ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۲ وفات یافت و در کنار فرزند و شوهرش در قم (صحن جدید) به خاک سپرده شد. او صاحب یک دختر و سه پسر از اعتصام الملک شد.
اما پروین اعتصامى. درباره پروین کم و بیش گفته اند و نوشته اند، اما آنچه که کمتر گفته شده و پیرامونش در جراید مطلبى کم آمده است، بى اعتنایى پروین به دربار پهلوى اول و واکنش دربار نسبت به او است.
امرى که اگر در مورد دیگر شاعران به خصوص نوپردازان، مصداق مى یافت، سیاست بازان و انجمن هاى ادبى و شبه ادبى راه بیندازها و احزاب و گروه هاى علاقه مند به این گونه مسائل در صورت گرایش نویسنده و یا شاعر به آنان تا سال هاى سال آن را در بوق و کرنا مى کردند و در باد آن مى خوابیدند که همفکر و هم راى ما چنین و چنان بود و اما در مورد پروین چون هم عصر برخى نوپردازان بود و به جز گرایش هاى عمیق انسانى، به چیز دیگرى توجه نداشت، سکوت و بى توجهى کمترین کارى است که تا به حال انجام داده اند و با این شاعره مظلوم در حیات و ممات آن گونه که شایسته او و شعر فاخرش است، نگاه نشده و جا دارد از پروین و شعرش بیشتر بگویند و بنویسند.
تمامى بزرگان ادب معاصر ایران پروین را ستوده اند و او را یکى از بزرگترین شاعران معاصر و بعضاً تاریخ ادبیات ایران مى دانند.
علامه محمد قزوینى او را ملکه زنان شاعر مى نامد. على اکبر دهخدا او را «یگانه و فرید و گوهر رخشنده اکلیل مفاخر عصر حاضر» مى داند.
ملک الشعراى بهار اشعار او را همانند «گلدسته اى از ازهار نوشکفته «مثال مى زند و سعید نفیسى معتقد است: «اگر در تاریخ شعر فارسى نیز بگردیم، مى بینیم که تاکنون به هیچ یک از زنانى که در زبان ما شعر گفته اند این همه توجه نکرده اند و آن توجه کاملاً بجا است زیرا که قطعاً تاکنون هیچ زنى درین زبانى که این همه ترجمان هاى گویاى بلیغ داشته است، مانند پروین یعنى به خوبى پروین شعر نگفته است.»
و گواه دیگر بر یگانه بودن پروین در دوران ما چاپ هاى متعدد دیوان او طى سال هاى ۱۳۲۰ الى ۱۳۵۵ است که در شمارگان ۸۵ هزار نسخه توسط برادر ا و- ابوالفتح اعتصامى- به چاپ رسید و به یقین تنها دیوان پروین است که بعد از حافظ در آن زمان این شمارگان را پیدا کرد و طى ربع قرن اخیر دیوان پروین از سوى ده ها ناشر و مصحح و مقدمه نویس به کرات چاپ شده و باز هم تنها دیوان حافظ است که بر او پیشى گرفته است.
پروین در خانه اى چشم گشوده بود که بزرگان علم و ادب ایران به آن رفت و آمد داشتند. ذوق و قریحه خدادادى پروین در این محیط بیش از پیش شکوفا شد و از کودکى شعر مى گفت. او رفت و آمد دهخدا، ملک الشعراى بهار، حاج سیدنصرالله تقوى و بسیارى دیگر را به خانه پدر دیده بود.
در خردادماه سال ۱۳۰۳ دوره مدرسه دخترانه آمریکایى در ایران را به پایان برد و در تمام دوران تحصیل بهترین شاگرد این مدرسه بود و بلافاصله در همان مدرسه به عنوان معلم شروع به تدریس کرد. آوازه او به گوش پهلوى اول رسید و از وى خواستند تا براى آموزش شمس و اشرف و محمدرضا دختران و پسر پهلوى اول به دربار رود. فرزندان پهلوى اول خردسال بودند و او مى خواست فرزندانش به بهترین نحو ممکن باسواد شوند، اما پاسخ پروین «نه» بود و با گفتن: هرگز بدان کاخ وارد نخواهم شد، خشم پهلوى را علیه خود برانگیخت.
شانزده سال بعد که پروین رو در نقاب خاک کشید، پهلوى به تلافى برخاست و اجازه نداد- و یا مسئولین وقت جرات نکردند- تا تالار دارالفنون را براى بزرگداشت پروین در اختیار انجمن ادبى کانون دانشوران و خانواده او قرار دهند.
پروین در سال ۱۳۱۵ نشان درجه سه علمى «وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه» را نیز پس فرستاد و با این پیام که: «شایسته از من بسیارند» بار دیگر مناعت طبعش را به رخ پهلوى اول کشید.۱
پس از فوت پروین به رغم بى اعتنایى دربار دوستداران او در محله امیریه، کوچه انشا با حضور موتمن الملک رئیس اسبق مجلس شوراى ملى و ده ها تن از اندیشمندان از جمله بهار، فخر عادل، اخگر، حائرى، ساعى، سالار شیرازى، شهرى، فاضل، فصیح الزمان و قلزم در محل انجمن گرد آمدند و یاد او را گرامى داشتند.
با درگذشت پروین همان گونه که در زمان حیاتش عده اى به انکار او برخاسته بودند، داعیه دارانى به میدان آمدند و درصدد تکذیبش بودند.
کشمکش ملک الشعراى بهار و سیدضیاءالدین طباطبایى موجب آن شد که سیدضیا تحت عنوان «انجمن کشاورزان» بر مقدمه نویسى بهار بر دیوان پروین خرده بگیرد و اشعار او را به شاعرى ناشناخته در قرون و اعصار نسبت دهد.
پرویز نقیبى در مقالاتى در آبان و آذرماه سال ۱۳۴۱ در مجله روشنفکر به افسانه سرایى پیرامون شخصیت پروین پرداخت و راست و دروغى را به هم بافته و درصدد خدشه دار کردن چهره پروین برآمد.
فضل الله گرکانى در نوشته اى تحت عنوان «تهمت شاعرى» در سال ۱۳۵۶ با ادعایى بس حقیر و کوچک به طعنه پروین برخاسته است.
پروین چند صباحى- که در پى خواهد آمد- کارمند کتابخانه دانشسراى عالى بود. گرکانى در رد شاعر بودن پروین مى گوید: «من که در آن دوران دانشجو بودم، توانستم با او آشنا شوم. مراجعه من به خانم پروین منحصر به مواقعى بود که کتابى را لازم داشتم. اما هر وقت مى خواستم پرسشى درباره شعرهایش طرح کنم، طفره مى رفت و به بهانه آوردن کتابى که شماره آن را تسلیم او کرده بودم، از من دور مى شد!۲
جواب گرکانى را سعید نفیسى سه دهه قبل از ادعاى وى این چنین داده است: «پروینى که من دیدم و بارها دیدم بدین گونه بود. قیافه اى بسیار آرام داشت. با تانى و وقار خاصى جواب مى گفت و مى نگریست. هیچ گونه شتاب و بى حوصلگى در او ندیدم. چشمانش بیشتر به زیر افکنده بود. یاد ندارم در برابر من خنده کرده باشد. وقتى که از شعر او تحسین مى کردم، با کمال آرامش مى پذیرفت، نه وجد و نشاطى مى نمود و نه چیزى مى گفت. هرگز یک کلمه خودستایى از او نشنیدم و رفتارى که بخواهد اندک نمایش برترى بدهد از او ندیدم.»۳
و سیمین بهبهانى آن را تکمیل کرده است. «به نوجوانى خود دیدمش. با مادرش به خانه ما آمد، به دیدار مادرم و این در ماه اسفند بود و به نیمه فروردین. ماهى پس از آن دیدار به بیمارى حصبه درگذشت. نخستین شعرى را که سروده بودم و مادرم آن را دستکارى کرده بود، برایش خواندم.
مرا بوسید و برایم آرزوى توفیق کرد. پوستى سپید و گونه هاى گلرنگ و شاداب و دهانى کوچک و لب هایى پر داشت و چشم هایش آرام با نگاهى نه در مسیر موازى.»۴
همان گونه که گفته شد، پروین ابتدا در مدرسه دخترانه آمریکایى ها در تهران مشغول به کار شد و در سال ۱۳۱۵ در حکمى که به امضاى على اصغر حکمت رسیده است، به عضویت کتابخانه دانشسراى عالى منصوب شد و ماهیانه ۵۰۰ ریال حقوق براى وى معین کردند. پروین در آن هنگام سى سال داشت و دو سال قبل از آن متارکه کرده بود و به تهران و به خانه پدرى بازگشته بود.
پروین در ۱۹ تیرماه ۱۳۱۳ شمسى به عقد پسرعموى پدر خود، سرهنگ فضل الله آرتا (همایون فال) که ریاست شهربانى کرمانشاه را عهده دار بود، درآمد. زندگى آنان بس کوتاه بود و در یازده مردادماه ۱۳۱۴ با بخشیدن مهریه خود به تهران بازگشت. گفته مى شد علت تفریق پروین با شوهرش فشار محمدحسین آیرم رئیس شهربانى پهلوى اول بود، اما برادر پروین موضوع متارکه را به گونه اى دیگر بیان مى کند: «مردى را که با پروین ازدواج کرد، نباید عامى و بى سواد خواند. از افسران شهربانى و هنگام وصلت با پروین رئیس شهربانى کرمانشاه بود و با پروین نسبت خانوادگى داشت. عیب کار در این بود که اخلاق نظامى او با روح لطیف و آزاد پروین مغایرت داشت. پروین از خانه اى که هرگز مشروب و تریاک بدان راه نیافته بود، پس از ازدواج به خانه اى وارد شد که یک دم از مشروب و دود و دم تریاک خالى نبود. همگامى این دو طبع مخالف نمى توانست دیرى بپاید. راجع به آن مرد (که او هم سال ها است به دیار عدم شتافته) نباید دور از انصاف قضاوت کرد. او هرگز خشونتى نسبت به پروین روا نداشت. دعوى اینکه پروین در خانه او حق نداشت شعر بخواند و مانند یک بندى اسیر مى بایست در مطبخ به سر برد، ادعایى است باطل و مضحک. از شوهر پروین هیچ گاه حرکتى که مخالف شئون خانم باشد سر نزد، علت غایى تفریق، همان مغایرت فاحش اخلاق و طرز تفکر طرفین بود.»۵
اگر نوشته هاى برادر پروین را حمل بر صحت کنیم، تنها مى توانیم بگوییم: آنها از خویش خود فضل الله آرتا، آن هم در آن زمان کوچک ترین اطلاع و آشنایى و آگاهى نداشتند و پروین را در سن ۲۸سالگى به آن وادى فرستادند. هر چند در گفته هاى ابوالفتح مطالب ضد و نقیض کم و بیش یافت مى شود.
خوى نظامى- آن هم ریاست شهربانى رضاشاه در کرمانشاه، استان مرزى- در خانه نسبت به چه کسى؟ و به همان گونه دود و دم تریاک. اگر اینها آزار نیست، پس چیست؟ چگونه ابوالفتح ادعا مى کند: هیچ گاه حرکتى که مخالف شئون خانم باشد، سر نزد؟
چون سندى در دست نیست تا ثابت کند که آرتا از سوى آیرم تحت فشار بوده است، این احتمال را مى توان رد کرد، اما با آنکه یک سال و بیست روز پروین در حباله نکاح آرتا بود و تنها دو ماه و نیم با او در کرمانشاه به سر برد، جاى تعجب است که چگونه خانواده پروین اینچنین چشم بسته پروین را به خانه او فرستادند؟ پروین هنگام ازدواج ۲۸ سال داشت و زنى پخته، کارآزموده، باسواد و دوراندیش بود و این ازدواج نافرجام روح لطیف و آزاده پروین را به سختى آزرد.
او آزردگى اش را چنین ابراز مى دارد:
اى گل، تو ز جمعیت گلزار چه دیدى
جز سرزنش و برسرى خار، چه دیدى؟
اى لعل دل افروز، تو با این همه پرتو
جز مشترى سفله به بازار چه دیدى؟
رفتى به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس، اى مرغ گرفتار چه دیدى؟
پروین چه کسى را سفله خطاب مى کند؟ خار زندگى او که بود؟
چرا پروین نصیب خود را قفس مى داند؟ اگر تعبیر ابوالفتح را درست بدانیم که: «یک بندى اسیر» نبود، چرا پروین خود را مرغ گرفتار مى نامد؟ شکى نیست که خانواده پروین در این انتخاب اشتباه کردند و ابوالفتح سال ها بعد آنگاه که نه پروین بود و نه آرتا، درصدد برآمد تا به نوعى آن را رفع و رجوع نماید. نه تهران در آن زمان آنقدر بزرگ بود که کسى اگر به خواستگارى کسى آمد، او را نشناسند و نه آرتا آدم معمولى اى بود و خانواده پروین و خود او نیز به اندازه کافى سرشناس بودند و تنها این عدم شناسایى به اندازه لازم بود که این سرنوشت تلخ را براى پروین رقم زد.۶
به هر صورت پروین متارکه کرد و به تهران آمد و پدر وى رضایت داد دیوان دخترش به چاپ رسد. او تا قبل از ازدواج پروین به تصور آنکه بداندیشان خیال نکنند، او در پى یافتن شوهر براى دختر خود است، رضایت به چاپ دیوان پروین نمى داد، اما پس از مراجعت پروین به خانه پدر در سال ۱۳۱۴ با مقدمه ملک الشعراى بهارى دیوان او به چاپ رسید و غوغایى در تهران به راه انداخت، آنگونه که وزارت معارف به او نشان درجه سه علمى داد و او نپذیرفت.
پروین به یقین با عالم سیاست میانه اى نداشت، اما اشعار اجتماعى او بى تاثیر از وضع مردم در آن دوران نبود. شکى نیست که در دوران نکبت بار قاجار وضعیت ایران بسیار ناگوار بود و اصلاحات ظاهرى پهلوى اول تنها مى توانست برخى را جذب و یا بفریبد، اما در شعر پروین تنها یک بار دگرگونى هاى دوره پهلوى اول رخ نموده است؛ «زن در ایران» او این شعر را در اسفندماه ۱۳۱۴ سرود و این در حالى بود که در ۱۷ دى ماه همان سال «کشف حجاب» صورت گرفته بود و این شعر از دیدگاه پروین مصداق عینى زندگى زن ایرانى در آن روزگار بود. شعرى که در چاپ هاى اخیر دیوان پروین به کرات حذف شده است.
پروین در اوج قدرت پهلوى اول شعر «اشک یتیم» را سرود و حتى اگر قصد و غرض او را مطلب دیگرى بدانیم، عینیت آن را مى توان در نحوه حکومت پهلوى اول دید:
روزى گذشت پادشهى از گذرگهى
فریاد شوق بر سر هر کوى و بام خاست
پرسید زان میانه یکى کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعى گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنى گوژپشت و گفت
این اشک دیده من و خود دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانى فریفته است
این گرگ سال هاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد، گداست
بر قطره سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگرى که روشنى گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستى چه سود
کو آنچنان کسى که نرنجد ز حرف راست۷
در آن سال ها پهلوى اول با قدرت هر چه تمام تر، هر چه ملک و زمین آباد و مزروع در کشور- و به خصوص شمال- پیدا مى شد به زور سرنیزه غصب مى کرد و بعید نیست طعنه «آن پادشا که مال رعیت خورد، گداست» سمت و سویش رضاشاه باشد.
اما شعر پروین هرچه بود و هر چه هست، عقاید، دیدگاه ها و نظرات بسیارى را برانگیخته و هرکسى بر ظن خود یار او گشته است.
پروین هم عصر شاعرانى بزرگ همچون بهار، ایرج میرزا، شهریار، ادیب فراهانى و رشید یاسمى است. در همان سال هایى که پروین قدم هاى استوار شعر خود را برمى داشت، على اسفندیارى قواعد شعر فارسى را نادیده گرفته و نام «پدر شعر نو» را براى خود رقم زد و بسیارى از نوگرایان این سئوال را همواره مطرح ساخته اند که چرا پروین تحت تاثیر وى قرار نگرفت و به شیوه قدما شعر گفت؟
سیمین بهبهانى در این باره مى گوید: «پروین با آنکه معاصر نیما بود از هرگونه تحول نیمایى برکنار ماند و تنها حرکت تازه در شعر او همان «اى گربه»، «اى مرغک»، «یاد یاران» و «نغمه صبح» است که از لحاظ قالب متاثر از قالب هاى قدیم اروپایى و بعضى چهارپاره هاى نیما هستند و از لحاظ محتوا نیز نفسى تازه در آنها دمیده است.»۸
محمود اعتماد زاده (م.الف. به آذین) مى گوید: «شعر پروین در نهایت روانى و استحکام است. او موفق شده است که سبک استادانى مانند سنایى و ناصرخسرو را با چنان مهارتى پیروى کند که گاه از اصل نیز بهتر از کار درآید. همین امر و نیز اینکه شعر پروین جز در چند مورد انگشت شمار تکرار همان مطالبى است که عرفاى ایران طى چندین قرن به حد اشباع گفته اند سبب مى شود که خواننده هنگام مطالعه دیوان پروین مفهوم عصر و زمان را به کلى از یاد ببرد. قسمت عمده اشعار او از نظر سبک بیان و روح مطلب بیشتر به قرن پنجم و ششم تعلق دارد تا به زمان ما. حتى در قطعاتى که در قالب نویى گفته شده باز این کهنگى محتوا به چشم مى خورد.
از مجموعه شعر پروین، نومیدى و ملال سنگینى مى تراود. مرگ بر سراسر دیوان او سایه انداخته است.»۹
دیدگاه دو شاعر و نویسنده نوگرا را نسبت به پروین خواندید. اما جاى سئوال اینجا است: این نوگرایى در هفتاد سال اخیر با ادبیات ما چه کرده و از خود چه یادگارى به جا گذاشته است؟
سخنى با شیفتگان این راه و رسم ندارم، اما جاى سئوال اینجا است این همه گفتند و نوشتند و پرداختند چه تاثیرى از آن در ادبیات معاصر و مردمى مشاهده مى شود؟ کدام تمثیل، کدام تکیه و حجت کلام و کدام تاثیر عمیق را در ادبیات امروزمان از اینان شاهدیم؟
اگر شعر پروین ملال آور و سنگین است و مرگ از سراسر شعرهاى او مى تراود، چرا مردم شعر او را دوست مى دارند و دیوانش پیاپى چاپ مى شود؟ و اگر حرف نوگرایان به راستى حلاوتى دارد، چرا اثرى ماندگار به جا نمانده است؟
این فریاد «چرا شعر، نو در روزگار ما مخاطب ندارد» پس براى چیست؟ امروز از در و دیوار انواع و اقسام شعر از سپید و پلکانى و شعر، نثر و امثالهم مى بارد، چرا شاهد تاثیر عمیق آنها نیستیم و مصرف روزمره دارند و به فراموشى سپرده مى شوند؟
من منکر نوگرایى نمى شوم. به یقین اشعار انسان دوستانه فریدون مشیرى مانا و ابدى اند. برخى نوازش هاى سهراب سپهرى لطیف و بس دل فریبند. استاد شفیعى کدکنى بامعناترین کلمات را در کنار هم قرار داده اند. اما با خیل عظیم کلمات بى سروته چه مى توان کرد؟
پروین در حیات و ممات مظلوم واقع شد و از آنجا که او را با کسى کارى نبود، یقین بدانید اگر ماندگار شده است، همین حلاوت گفتارش است و بس.
پروین یگانه دوران بود و شعر فاخر و کهن ما با او نقطه پایان یافت. این راز ماندگارى پروین است.۱۰
و نکته آخر مقدمه نویسى و تصحیح دیوان پروین از سوى برخى نویسندگان و شاعران نوپرداز است. بدون شک نسخه ابوالفتح اعتصامى نسخه برتر دیوان پروین است و آنکه با دستکارى شعر پروین به خیال خود به روان خوانى آن کمک کرده است، برداشتى ناشیانه از کار دارد. چرا در جایى که پروین خود نوشته است: این که خاک سیهش بالین است، اختر چرخ ادب پروین است، آن را به صورت: این که خاک سیه اش بالینست، اختر چرخ ادب پروینست؛ درآورده ایم؟ روح پروین را با این بدعت ها بیش از پیش نیازاریم.
منبع :
مجله اینترنتی تبیان
مجله اینترنتی دانشنامه رشد
رخشندهٔ اعتصامی مشهور به پروین اِعتِصامی (۱۲۸۵–۱۳۲۰) از زنان شاعر ایرانی است.
پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از شاعران قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین شعرای مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.
رمز توفیق این شاعرارزشمند فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر اوست .
یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت .
کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318 هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بیخبری عموم از اهمیت پرورش بانوان ، در جامعه ایرانی رخ می نمود.
اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند.
زندگینامه
رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند خود -که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.
در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.
در تیر ماه سال 1303 شمسی برابر با ماه 1924 میلادی دوره مدرسه دخترانه آمریکایی را که به سرپرستی خانم میس شولر در ایران اداره می شد با موفقیت به پایان برد و در جشن فراغت از تحصیل خطابه ای با عنوان" زن و تاریخ" ایراد کرد.
او در این خطابه از ظلم مرد به شریک زندگی خویش که سهیم غم و شادی اوست سخن می گفت .
خانم میس شولر، رئیس مدرسه امریکایی دختران خاطرات خود را از تحصیل و تدریس پروین در آن مدرسه چنین بیان می کند:
"پروین، اگر چه در همان اوان تحصیل در مدرسه آمریکایی نیز معلومات فراوان داشت، اما تواضع ذاتیش به حدی بود که به فرا گرفتن مطلب و موضوع تازه ای که در دسترس خود می یافت شوق وافر اظهار می نمود."
خانم سرور مهکامه محصص از دوستان نزدیک پروین که گویا بیش از دوازده سال با هم مراوده و مکاتبه داشتند او را پاک طینت، پاک عقیده، پاک دامن، خوشخو، خوشرفتار، در مقام دوستی متواضع و در طریق حقیقت و محبت پایدار توصیف می کند.
پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می پرداخت.
این شاعر آزاده، پیشنهاد ورود به دربار را با بلند نظری نپذیرفت و مدال وزارت معارف ایران را رد کرد.
پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت.
شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت.
با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.
در سال 1314 چاپ اول دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت.
، پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.
در تهران و ولایات، ادبا و شعرا از زن و مرد اشعار و مقالاتی در جراید نشر و مجالس یادبودی برای او برپا کردند
ویژگی سخن
پروین در قصایدش پیرو سبک متقدمین به ویژه ناصرخسرو است و اشعارش بیشتر شامل مضامین اخلاقی و عرفانی می باشد. پروین موضوعات حکمتی و اخلاقی را با چنان زبان ساده و شیوایی بیان می دارد که خواننده را از هر طبقه تحت تاثیر قرار می دهد. او در قدرت کلام و چیره دستی بر صنایع و آداب سخنوری همپایه ی گویندگان نامدار قرار داشته و در این میان به مناظره توجه خاص دارد و این شیوه ی را که شیوه ی شاعران شمال و غرب ایران بود احیاء می نماید. پروین تحت تاثیر سعدی و حافظ بوده و اشعارش ترکیبی است از دو سبک خراسانی و سبک عراقی .
شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است. مضمونهای متنوع پروین مانندباغ پرگیاهی است که به راستی روح را نوازش می دهد. اخلاق و همه تعابیر و مفاهیم زیبا و عادلانه آن چون ستاره ای تابناک بر دیوان پروین می درخشد.
چاپ اول دیوان که آراسته به مقدمه شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود او تنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را به او تقدیم می کند .
قریحه سرشار و استعداد خارق العاده پروین در شعر همواره موجب حیرت فضلا و دانشمندانی بود که با پدرش معاشرت داشتند، به همین جهت برخی بر این گمان بودند که آن اشعار از او نیست.
پروین اعتصامی بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است. اشعار وی پیش از آنکه بصورت دیوان منتشر شود در مجلد دوم مجله بهار که به قلم پدرش مرحوم یوسف اعتصام الملک انتشار می یافت چاپ می شد (1302 ـ 1300 خورشیدی).
دیوان اشعار پروین اعتصامی که شامل 6500 بیت از قصیده و مثنوی و قطعه است تاکنون چندین بار به چاپ رسیده است
پَرخاشگَری، در روانشناسی و دیگر علوم رفتاری و اجتماعی، به معنی رفتاری است که منجر به آزار و درد میشود.
طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری
گروهی از صاحب نظران علوم رفتاری نظیر فروید۱ و لورنز۲ معتقدند که پرخاشگری یک رفتاری است که ریشه در ذات و فطرت انسان دارد. این دو معتقدند که پرخاشگری به عنوان یک نیروی نهفته در انسان دارای حالت هیدرولیکی است که به تدریج در شخص متراکم و فشرده میشود و سرانجام نیاز به تخلیه پیدا میکند. به نظر لورنز اگر چنین انرژی به شکل مطلوب و صحیح مثلاً در طرق ورزشها و بازیها تخلیه شود جنبه سازندگی خواهد داشت. در غیر اینصورت به گونهای تخلیه میشود که مخرب خواهد بود و ممکن است اعمالی از قبیل قتل، ضرب و شتم ، تخریب و نظایر آن را در برداشته باشد. از نظر فروید پرخاشگری در انسان نماینده غریزه مرگ است که در مقابل غریزه زندگی در فعالیت است، یعنی همچنان که غریزه زندگی مارا در جهت ارضای نیازها و حفظ هدایت میکند غریزه مرگ به صورت پرخاشگری میکوشد به نابود کردن و تخریب کردن بپردازد این غریزه چنانچه بتواند دیگران را نابود میکند و از بین میبرد و اگر نتواند دیگران را هدف پرخاشگری و تخریب خود قرار دهد به جانب خود متوجه شده و به صورت خودآزاری و خودکشی جلوه گر میشود، بنابراین از نظر وی پرخاشگری حالتی مخرب و منفی دارد.(اکبری سال ۱۳۸۱-ص ۱۹۱).
طرفداران منشاء اجتماعی پرخاشگری
عدهای دیگر در مقابل ذاتی بودن پرخاشگری اعتقاد دارند که فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان خطرناک و مخرب است زیر داشتن چنین فکری سبب میشود که پرخاشگری مانند میل به غذا یک واکنش اجتناب ناپذیر تلقی شود بنابراین انسان در کنترل یا کاهش آن نمیتواند نقش داشته باشد همچنین این گروه دلائل فراوانی را مبتنی براینکه پرخاشگری منشاء غریزی و ذاتی نمیتواند داشته باشد ارائه دادهاند به همین دلیل از نظر اجتماعی هم قابل آموزش است هم قابل پیشگیری و کنترل این گروه دلائل خود را در این باره این طور برمی شمرند:
۱: دشمنی ذاتی بین حیوانات وجود ندارد و آنچه ما در این مورد میبینیم آموزشهایی است که والدین این حیوانات به آنها دادهاند. ۲: وجود کرومزوم اضافی را نمیتوان دلیلی برذاتی بودن پرخاشگری دانست، کروموزم اضافی سبب افزایش و درشتی اندام میشود ولی چه بسا وجود اندام قوی و قد بلند از نظر اجتماعی خود یک امتیاز است و این گونه افراد را به عنوان مأمون، آدم کش که حالتهای پرخاشگرانه را به وجود میآورند باشند حال میتوان عدهای از پرخاشگران را یافت که فاقد کروموزم اضافی نیز هستند. ۳: تحریک الکتریکی هیپوتالاموس در مورد حیوان وقتی موجب رفتار پرخاشگرانه میشود که او در برابر حیوان ضعیف تر از خود قرار گرفته باشد اگر حیوان در مقابل او قویتر از وی باشد واکنش او فرار و ترس است نه پرخاشگری. در انسان نیز حالت هیچانی عصبانیت و پرخاشگری بر طبق نظریه تحریکی- شناختی ناشی از شناخت فرد از کلمات و مفاهیم به عنوان ابزار عصبانی کننده و توهین آمیز استفاده کرد به همین دلیل ممکن است از دو فرد یکی در برابر شنیدن کلمهای عصبانی نشود و دیگری در برابر شنیدن همان کلمه عصبانی شود حال آنکه اگر پرخاشگری ذاتی بود بایستی هر دو نفر عصبانی میشدند. گذشته از دو گروه اصلی مطرح شده، گروهی معتقدند که رفتار پرخاشگری ریشه در عدم فرصت یادگیری دارد، یعنی کودک به علت اینکه فرصت یادگیری نداشته و یک موجود ناپختهاست، نمیداندکه نسبت به یک محرک چگونه عمل کند لذا ممکن است به صورت پرخاشگری از خود واکنش نشان دهد. لذا این کودک باستی به مرور یادبگیرد تا چگونه پاسخ محرکات را به صورت مناسب دهد. (نوابی نژاد سال ۷۳ ص ۴۲و۴۳). گاهی رفتارهای پرخاشگرانه ناشی از یک احساس ناامنی است که در حقیقت این رفتار یک پاسخ دفاعی به وضعیت ناامنی است که در آن قرار گرفتهاست. یک کودک با ابزار دفاعی که یک حرکت پرخاشگرانهاست از خود دفاع میکند تا وضعیت ناامن را زا بین ببرد.(نوابی نژاد سال ۷۳ ص۴۸)
فرضیه ناکامی – پرخاشگرانه
گرچه پاسخ افراد نسبت به ناکامی بسیار متفاوت است زیرا عوامل ناکام کننده و شخصیت فرد ناکام شونده دامنه بسیار گستردهای دارند در مجموع میتوان گفت که پاسخ ناکامی پرخاشگری یعنی رفتار دشمنانه و تند به هنگام عدم سازگاری با موفقیت در این رفتار در زندگی روزمره ارتباط بسیار نزدیک با ناکامی دارد مثلاً کودکی که از بازی کردن منع میشود در اثر خشم اخم میکند یا پاهای خود را بر زمین میکوبد. چیزی که ثابت شدهاست این است که ناکامی پرخاشگری را افزایش میدهد پرخاشگری میتواند ناکامیهای فشرده را رها سازد و نوعی تسکین موقتی برای فرد مزاحم آورد اما پایان آن معمولاً رضایت بخش نیست به هنگام مواجه شدن با ناکامی باید آنرا به صورت یک مساله مطرح کرد و به دنبال آن راه چاره افتاد. پرخاشگری ممکن است مستقیما خود مانع را هدف قرار دهد.(فرقان رئیسی سال ۱۳۷۶ ص ۸۳و ۸۴) جان والر و همکارانش فرضیه پرخاشگری در کلمه پاسخ به ناکامی را ارائه نمودند که در آن پرخاشگری همیشه در پی ناکامی خواهد بود(والر دوب-مورد سیرز-۱۹۳۹) این افراد مانند فروید پرخاشگری را در حکم عامل تصفیه میدانستند پیداست که فرضیه ناکامی- پرخاشگریها میتوانند واکنشی در برابر ناکامی باشد اما عوامل دیگری نیز میتواند در پرخاشگر بودن یا نبودن یک کودک موثر باشد افزون بر آن ناکامی یا سایر تحریکهای عاطفی همیشه موجب پرخاشگری نمیشود(ریتا ولکسی نلسون، سال ۱۳۶۹ ص ۵۲۲- ۵۲۷)
علل و عوامل پرخاشگری
عوامل خانوادگی پرخاشگری
عوامل خانوادگی به عنوان یکسری از عوامل محیطی در بررسی عوامل تربیتی افراد موثر میباشند، چرا که خانواده به عنوان اولین محیط اجتماعی زندگی افراد بسیار حائز اهمیت میباشد و خیلی از چیزها را افراد در سالهای اولیه حیات اجتماعی خود در آن میآموزند. خانواده میتواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتاند از: ۱) نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک: معمولاً کودکی که وسایل و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری میبیند برانگیخته میشود و در صدر گرفتن آن حتی با اعمال خشونت میشود.تجربه نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشدهاست خشمگین وپرخاشگر میشود. ۲) وجود الگوهای نامناسب، داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسانها علاقه مند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند بررسیهای انجام شده نشان میدهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشتهاند یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته بود. دیکتاتوری خانوادههایی که تابع اصول دیکتاتوری هستند معمولاً رشد فرزندانشان را محدود میکند در این نوع از خانواده یک نفر حاکم بر اعمال و رفتار دیگران است که غالبا پدر چنین نقشی را دارد اما گاهی اوقات مادر، خواهران و برادران بزرگتر نیز با دیکتاتوری رفتار میکنند در این گونه خانوادهها فرد دیکتاتور تصمیم میگیرد، هدف تعیین میکند، راه نشان میدهد، وظیفه معلوم میکند، برنامه میریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حق اظهارنظر از آن اوست. بچههایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا میکنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده میشود و همین حالت آنهارا به هیجان و اضطراب وا میدارد. این بچهها در مقابل دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود میگیرند و به بچههای هم سن و سال خود یا کمتر از خود صدمه میرسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند، در کارهای گروهی نمیتوانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگیشان بی لیاقتی خود را نشان میدهند و اغلب در کارها با شکست روبرو میشوند. ۳) تأثیر رفتار پرخاشگرانه: عدهای از افراد پرخاشگر و زورگویی را تقبیح نمیکنند بلکه آنرا نشانه شهامت و قدرت خود میدانند این افراد اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت موجه و حتی لازم میدانند و به آن صحه میگذارند. ۴) تشویق رفتار پرخاشگرانه: در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار میشود. گاه با والدین یا مربیانی روبرو میشویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی میگویند «از کی نخوری» «توسری نخوری» و... که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع شخصی را به پرخاشگری بی مورد تشویق میکنند. ۵) تنبیه والدین و مربیان: والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی میشوند به صورت پرخاشگرانه اورا تنبیه میکنند از تشدید این رفتار در او موثرند درچنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک میشود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک میشود.(اکبری-۸۱ ص۱۹۷و۱۹۸)
عوامل محیطی (اجتماعی – فرهنگی)
عواملی که در پیرامون زندگی انسان هستند میتوانند در بروز یا تشدید پرخاشگری و تخفیف یا تعدیل آن اثر گذار باشند، برخی از اینگونه عوامل عبارتاند از: ۱) زندگی در ارتفاع خیلی بلند و تغذیه ناقص؛ پژوهشهای به عمل آمده در میان سرخپوستان قبیله کولا در میال آندورپرو، که به پرخاشگرترین انسانهای روی زمین شهرت دارند حاکی از آن است که پرخاشگری این قبیله سه دلیل دارد: الف: زندگی در ارتفاعات خیلی بلند کمبود مواد غذایی و بالاخره تغذیه ناقص. ب: جویدن برگ کوکا که محتوی کوکائین و نوع مخدر است و سبب میشود مصرف کنندگان آن موقتا احساس آرامش میکنند اما اثرات مصرف دراز مدت آن برای سوخت و ساز بدن زیان آور است. ج: هنجار بودن پرخاشگری، در جامعهای ممکن است پرخاشگری یک رفتار «هنجاری» تلقی شود لذا در مقایسه با جوامعی که چنین وضعیتی را ندارند.
۲) تقویت پرخاشگری به علت ضرر و زیان اجتماعی- فرهنگی در بعضی مواقع به علت جنگ یا عوامل دیگر پرخاشگری در جامعه تقویت میشود بدیهی است در چنین وضعیت پرخاشگری با فراوانی بیشتر در افکار با تخیلات و اعمال افراد آن جامعه مشاهده میشود چون جامعه به دلیل مقتضیات زمانی و مکانی خود پرورش آن را ضروری میداند.
۳) مشاهدات اجتماعی، مشاهده وقایع و اتفاقاتی که در جامعه رخ میدهد مانند درگیریهای اجتماعی محدودیتهای اجتماعی تبعیضات بی عدالتیها.... سبب ایجاد خشم و پرخاشگری میشود.
۴) نقش رسانههای گروهی، از عوامل اجتماعی- فرهنگی دیگر که در پیدایش و تقویت پرخاشگری نقش دارند. رسانههای گروهی به ویژه تلویزیون است درجه تأثیر پذیری افراد از برنامههای تلویزیون به شرایط اجتماعی- اقتصادی بسیاری از عوامل دیگر بستگی دارد اثر فیلمهای خشونت آمیز در ایجاد رفتار خشونت آمیز و پرخاشگرانه در مطالعات محققین مورد تائید قرار گرفتهاست.
۵) نقش بازیهای ویدئویی در پرخاشگری، پژوهش در این زمینه با عنوان (تأثیر بازیهای ویدئویی) بر پرخاشگری دانش آموزان پسر سال پنجم مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد به روش تجربی صورت گرفتهاست. یافتهها نشان میدهد که گروههای آزمایش که پرخاشگرانه بازی کرده بودند نسبت به گروه گواه افزایش معنی داری پرخاشگری نشان دادند در نتیجه انجام بازیهای ویدئویی پرخاشگرانه پرخاشگری بعدی را به خصوص در بین کودکان افزایش میدهد(اکبری، ۸۱ –ص ۱۹۹و ۲۰۰)
زیانهای پرخاشگری
علی رغم تمامی مسائل ذکر شده پرخاشگری همیشه اوقات نیز زیان آور و مضر نیست بلکه پرخاشگری از حد اعتدال خارج نشود و هدف آن تسلط بر مشکلات زندگی و ترقی و تعالی و آلایش انسان باشد نه تنها سودمند است بلکه ضروری نیز هست. قرار دادن حدو مرز برای پرخاشگری مضر و سودمند قدری مشکل به نظر میرسد لذا کودکی که بر علیه بزرگترهایش سرکشی میکند پرخاشگر است ولی در عین حال نشان میدهد که انگیزهای اورا به سوی استقلال که جزء ضروری و با ارزش رشد اوست رهبری میکند درباره مفیرد و لازم بودن عمل پرخاشگری فوید معتقد است که اگر انسان برای ابزار پرخاشگری اجازه نیابد نیروی پرخاشگری اش انباشته میشود و سرانجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر میشود. در واقع به تعبیر او برای پالایش روانی سه راه حل وجود دارد که به طور مستقیم و غیرمستقیم با پرخاشگری در ارتباط است این سه راه حل عبارتاند از: الف: صرف نیرو در فعالیتهای بدنی از قبیل بازیهای ورزشی جست و خیز، مثبت زدن به کیسه بوکس و غیره ب: اشتغال به پرخاشگری خیالی و غیر مخرب ج: اعمال پرخاشگری مستقیم حمله به ناکام کننده صدمه زدن به اوناراخت کردن او ناسزا گفتن به او و جزء اینها آیا پرخاشگری قابل کنترل است؟ اکثر پژوهشگران معتقدند که عوامل محیطی باعث کسب و نگهداری رفتارهای پرخاشگرانه میشود به نظر آنها تغییرات مناسب در موقعیتهای محیطی سبب از بین رفتن زمینههای ایجاد کنندهٔ پرخاشگری و خشونت در رفتار کودکان و نوجوانان میشود همچنین با دادن شخصیت مثبت و منطقی به کودکان عدم تبعیض میان آنها عدم تحقیر کودکان دادن مسئولیتها در خد توان به افراد پرخاشگر صحبت کردن با آنها آگاه کردن آنها در مورد خطرات پرخاشگری ایجاد رابطه صمیمی و عاطفی باآنها و توجه به مشکلات آنها تشویق کردن آنها به کارهای گروهی و جمعی و در پایان با شناسایی روحیات فرد برخورد صحیح با آن میتوان در شناسایی عواملی که پرخاشگری را ایجاد یا تشدید میکنند اقدام کرد.
تکنیکهایی لازم برای کنترل پرخاشگری در محیط خانواده
۱- صمیمت، صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا هم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش مییابد که افراد مهانواده درامور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین افضای خانواده باعث صمیمیت میشود. ۲- تامل و سکوت، یکی از بهترین راههای کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد. بهترین شکرد در این هنگام آن است که دیگران سکونت اختیار کنند تا آن فرد هم آرامش پیدا کند سپس در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی بپردازند. ۳- تخلیه یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات جدید نشان میدهد که پرخاشگری حلاکی و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمیدهد بلکه باعث افزایش آن نیز میشود. ۴- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و...) تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشتهاند ولی به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست. ۵- تنبیه، درطول تاریخ یکی از وسایل اجتماعی برای کم کردن میزان خشونت تنیه بودهاست کهتوسط آن جلوی تجاوز خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه را میگرفتند ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را میگیرد و برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن میشود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شدهاست. ۶- صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است این تکنیک به طور عملی به دو صورت عملی است ولی اینکه در لحظهای که پرخاشگری به حد اعلای خود میرسد یکی از طرفین سکوت اختیار کند و سعی کند قائله را ختم کند ولی بعد از اینکه طرفین آرام شدند و مدتی نیز گذشت با خونسردی مطالب را با یکدیگر در میان میگذارند و آن را حل و فصل میکنند.
درمان پرخاشگری:
برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل میتوان همکاریهای لازم را برای کاستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام وروش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد ساختن جو آزادیهای کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها ویا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازیهای گروهی و رعایت بتراکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت دادن به آنا به گذشت یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و درپایان چنانچه رعایت عوامل فوق تأثیری نداشت میتوان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو... استفاده نمود.
رفتارهای پرخاشگرانه
فرد پرخاشگر احساسات ، خواسته ها و عقایدش را از طریق آسیب رساندن به دیگران ابراز می کند . او ، تقریبا همیشه ، برنده بحث است . گاه به نظر می رسد که فرد پرخاشگر » دچار احساس حقارت » است .
ممکن است با صدای بلند صحبت کند و بد دهن ، بی شرم یا مسخره کننده باشد . ممکن است با منشی ها و پیشخدمت ها ، به خاطر خدمات نامناسب آنان ، دعوا کند و ممکن است بر زیر دستان و اعضای خانواده اش تسلط داشته باشد و اصرار کند که در مورد بخش های مهم یک گفتگو ، حرف آخر را او بیان کند .
شخص پرخاشگر مایل است که بر دیگران غالب باشد . دیدگاه او این است که : »این ، آن چیزی است که من می خواهم ؛ چیزی که تو می خواهی ، اهمیت کمتری دارد – یا اصلا مهم نیست .
مضرات پرخاشگری
پرخاشگری ، پیامدهای منفی بالقوه و متعددی دارد . این پیامدها شامل ترس ، تحریک پرخاشگری متقابل ، از دست دادن کنترل ، احساس گناه ، دورشدن از صفات انسانی ، بیزاری از مردم ، کاهش سلامتی و ایجاد جامعه ای است که زندگی را بسیار خطرناک می سازد و این خطر حتی زندگی راحت و ایمن فرد پرخاشگر را نیز تهدید می کند .
یکی از پیامدهای پرخاشگری افزایش ترس است . بسیاری از مردم ، نه به دلیل قوی بودن که بیشتر به دلیل احساس ضعف ، رفتاری پرخاشگرانه دارند . این رفتار پرخاشگرانه ، خود ، دشمنانی را پدید می آورد که در نهایت ، آنان را آسیب پذیرتر و ترسوتر می سازد .
دومین پیامد منفی پرخاشگری ، با مورد نخست ارتباط دارد . پرخاشگری ، ضد خود را پدید می آورد و نابودی خود را تسهیل می کند . ما اغلب ، از شرکت کنندگان کارگاه های آموزشی مهارت های ارتباطی خود می پرسیم با افرادی که نسبت به آنان به شکلی مقتدرانه( پرخاشگرانه ) رفتار کرده اند چگونه برخورد کرده اند . روش هایی که آنان ( و افراد دیگر ) برا ی مقابله با رفتار پرخاشگرانه به کار می برند به طور معمول شامل مواردی چون مقاومت ،سرزنش ، نافرمانی ، خرابکاری ، مقابله به مثل ، متحد شدن [ با افراد دیگر ] ، دروغگویی و سرپوش گذاردن [ یا پنهانکاری ] می شود .
سومین احتمال در رفتار پرخاشگرانه آن است که اغلب به از دست رفتن کنترل منجر می شود . این مورد ، همچون بسیاری دیگر از اشکالات رفتار پرخاشگرانه و یا سلطه پذیرانه ، تناقض آمیز است ، زیرا رفتار پرخاشگرانه مقداری از کنترل فرد را بر زندگی خود و دیگران فراهم می کند . با وجود این و از سوی دیگر ، اعمال کنترل بر زندگی افراد دیگر ، آزادی خود فرد را نیز محدود می سازد . اگر من از طریق پرخاشگری فعالیت شما را کنترل کنم ، نظارت بر شما وقت و انرژی مرا خواهد گرفت ، که این نوعی از بندگی خود – تحمیل شده را به وجود می آورد . کنترل کردن شدید دیگران ، تقریبا به همان اندازه ناگوار است که فردی بخواهد خود را در اختیار دیگران قرار دهد تا زندگی او را کنترل کنند . فرانسیس بیکن در قرن شانزدهم ، راجع به این وضعیت تناقض آمیز چنین نظر می دهد : » میل به کسب قدرت و از دست دادن آزادی ، تمایلی عجیب است » .
ششمین پیامد پرخاشگری ، احساس بیگانگی و دوری از دیگران است . افراد پرخاشگر برای خود وضعیتی دو سر کور خلق می کنند . آنان برای کسانی که می توانند آنها را مطیع سازند احترام قائل نیستند و پیوسته از روابط همراه با بردباری و مساوات می ترسند . مطالعه در رفتار فردریک کبیر پادشاه جنگ طلب قرن هیجدهم پروس ، این وضع را تایید می کند . او به افراد زیر سلطه اش می گفت : اطاعت کنید .
اما قبل از مرگش ، به شکلی کنایه آمیز گفت : « از فرمان دادن به بردگان خسته شده ام » . بسیاری از افراد چون همسران سلطه جو ، پدر و مادر دیکتاتور ، معلمان کنترل کننده و مدیران پرخاشگر نیز مانند فردریک کبیر درمی یابند که رابطه داشتن و کارکردن با افرادی که زیر سلطه آنان هستند ، بسیار ناامید کننده و ناگوار است .
همچنین ، پرخاشگری می تواند به سلامت خود فرد نیز آسیب جدی وارد سازد . تشکیل لخته در سرخرگ های قلب یکی از مرگبارترین بیماری های عصر ما می باشد ، بیشترین قربانیانش را از میان افراد پرخاشگر می گیرد
دیگر پیامد منفی رفتار پر خاشگرانه آن است که پرخاشگری ، برای همه مردم ، اجتماعی نا امن به وجود می آورد . پرخاشگری رایج در جامعه ما ، حتی لذت بردن از چیزهای ساده ای را نیز ، که زمانی برای ما بسیار پیش پا افتاده و عادی محسوب می شدند ، به شکلی فزاینده خطرناک کرده است . قدم زدن در پارک به هنگام غروب ، ترک موقتی وسایل در اماکن عمومی و یا ترک منزل برای رفتن به تعطیلات و شب ها شرکت در جشن ، فقط معدودی از چیزهای خوشایند عادی انسان است که دیگر نمی توان بدون برنامه ریزی قبلی برای محافظت یا دفاع از خود ، از آنها لذت برد . در اواخر قرن بیستم ، وقتی با مسائل بسیار جدی مواجه می شویم ، ممکن است آن قدر بر روی زمین دوام نیاوریم که بتوانیم آنها را حل کنیم ، مگر آن که یاد بگیریم با پرخاشگر بودن انسانی خود کنار آئیم .
پدافند غیر عامل
مقدمه:
پدافند در مفهوم کلی، دفع، خنثی کردن و یا کاهش تاثیرات اقدامات آفندی دشمن و ممانعت از دستیابی به اهداف خودی است. پدافند به دو بخش تقسیم میشود 1- پدافند عامل 2- پدافند غیرعامل
پدافند عامل: پدافند عامل عبارت از رویارویی و مقابله مستقیم با دشمن و به کارگیری جنگ افزارهای مناسب و موجود به منظور دفع حمله و خنثی کردن اقدامات آفندی وی میباشد.
پدافند غیرعامل: پدافند غیرعامل به مجموعه اقداماتی اطلاق میگردد که مستلزم به کارگیری جنگ افزار نبوده و با اجرای آن میتوان از وارد شدن خسارات مالی به تجهیزات و تاسیسات حیاتی و حساس نظامی و غیرنظامی و تلفات انسانی جلوگیری نموده و یا میزان این خسارات و تلفات را به حداقل ممکن کاهش داد.
موضوعیت پدافند غیرعامل
بخشی از خسارات و صدمات وارده از حملات هوایی-موشکی، مربوط به اصابت بمب یا هر نوع پرتابه دیگری و ایجاد انفجار توسط آنها میباشد. که در لحظه وقوع حادث میگردد و اغلب موارد، خسارات و صدمات مربوط به پیامدهای این حملات از خسارات ناشی از انفجار اولیه به مراتب بیشتر میباشد و با رعایت اصول پدافند غیرعامل و اجرای طرحهای مربوطه میتوان ضمن کاهش خسارات اولیه از بروز خسارات و صدمات بعدی جلوگیری نموده و یا تاثیر آنها را تا حد بسیار زیادی کاهش داد.
اصول اولیه پدافند غیرعامل، ساده و تقریباً ثابت بوده ولی کاربرد این اصول در موارد مختلف تفاوت داشته و در مواردی پیچیده و مشکل میشوند.
2- اصول، روشها و موضوعات اساسی در مبحث پدافند غیرعامل
اختفا
استتار
استحکامات
پوشش
ایجاد سازههای امن و مقاومسازی
پراکندگی
تفرقه
فریب و اختلال
دسترسیها
موانع
سیستمهای ردیابی و اعلام خطر
آموزش و فرهنگ سازی
پنگاهگاهها و جان پناه
پدافند در مقابل حملات ویژه (شیمیایی، میکروبی، هستهای)
آمایش دفاعی
سلاح شناسی
مکان یابی
دفاع غیرنظامی
استحکامات fortification
مراکزحیاتی
تهدیدات
1-2 اختفا Concealment
اختفا یا پنهان کاری به کلیه اقداماتی گفته میشود که مانع از قرار گرفتن تاسیسات و تجهیزات در دید مستقیم دشمن گردیده و یا تشخیص تاسیسات و تجهیزات و همچنین آگاهی از انجام فعالیتهای خاص را برای او غیر ممکن و یا مشکل میسازد.
روشهای اختفا عبارتند از
الف- استفاده مناسب از عوارض زمین و احداث تاسیسات در محلی که توسط دشمن به سهولت قابل تشخیص و رویت نباشد.
ب- عادی و غیر مهم جلوه دادن تاسیسات با جدولبندی، درختکاری و ...
ج- جداسازی منطقی تاسیسات صنعتی که به علت نوع فعالیت نمیتوان آنها را به طور کلی دگرگون نمود. به نحوی که تاثیر زیاد بر نوع فعالیتها نگذارد.
د- حذف نقاط حیاتی و حساس و مهم از روی نقشههایی که به دلیل خاص باید در رسانههای گروهی منعکس گردد.
هـ- نشان ندادن نمای خارجی تاسیسات حیاتی و حساس در تلویزیون به خصوص در ارتباط با محیط اطراف و جادهها
و- عدم درج آگهی در جراید به گونهای که وقوع فعالیتی مهم در محدوده زمانی و در موقعیت جغرافیایی مورد استفاده قرار گیرد.
ز- ایجاد تاسیسات در اعماق زمین و یا در دل کوهها که به این ترتیب علاوه بر پنهان کردن آنها بحث استحکام کافی در مقابله با راکت، بمب و موشک را میتوان مطرح کرد.
ح- جابهجایی: از آن جایی که تاسیسات صنعتی به صورت ثابت در نقطهای مستقر میشود و انتظار و تغییرات و تحولات دفعی از آنها نمیرود. چنانچه جمعآوری و نصب مجدد گونههایی از صنایع تا حد لازم سهولت داشته باشد میتوان کالبدهای مورد نیاز را از نوع سبک و انعطافپذیر مانند چادر و یا سازههای سبک با قابلیت مونتاژ و دمونتاژ آن انتخاب نمود و در مراحل زمانی مختلف محل آن را جابهجا نمود.
2-2 - استتار comouflage
مفهوم کلی استتار هم رنگ و هم شکل کردن تاسیسات و تجهیزات با محیط اطراف میباشد. استتار از موثرترین و متداولترین روشهای دفاعی غیرعامل در ارتش کلاسیک دنیا است.
در مبحث استتار دو نوع دید از طرف دشمن مدنظر است 1- دید هوایی 2- دید زمینی
عوامل مربوط به اجرای استتار عبارتند از: رنگ، سایه، بافت، زمین، جنس و مصالح و حرارت و ....
انواع استتار
1- استتار نوری 2- استتار حرارتی 3- استتار راداری 4- استتار رادیویی (مثل ایجاد پارازیت یا ارسال فرامین کاذب) 5- استتار بصری 6- استتار صوتی 7- ضد الکترونیکی
2-3 استحکامات:
در بحث پدافند غیرعامل استحکامات به سازههای موقتی اطلاق میشود که با توجه به شرایط و امکانات و میزان اهمیت و آسیبپذیری نقاط حیاتی و حساس در محلهای مناسب و اطراف تاسیسات ایجاد میگردند تا مانع اصابت مستقیم موشک بمب یا ترکش این مهمات به تاسیسات و یا تجهیزات گردیده و اثرات ترکش و انفجار را به طور نسبی خنثی نمایند. استحکامات به شکل زیر طبقهبندی میشوند:
1- خاکریز
چنانچه تجهیزات در فضای باز چیده شده و یا درون ساختمانی و با مقاومت مصالح معمولی قرار گرفته باشند با ایجاد خاکریز با ارتفاع و قطر مناسب میتوان در مواردی مانع اصابت مستقیم بمب و موشک به تاسیسات و تجهیزات گردیده و در اکثر موارد مسیر ترکش و موج انفجار به طرف تاسیسات را سد کرد.
3- کیسه شن
در صورتی که فضای لازم برای ایجاد خاکریز با شیب مناسب وجود نداشته باشد. با چیدن گونیهای پر از شن و ماسه در چندین ردیف و روی هم میتوان به نتایج مورد نظر برای حفظ تاسیسات دست یافت.
علاوه بر محصور کردن تاسیسات و تجهیزات میتوان از کیسه شن به عنوان پوشش محافظتی نیز استفاده کرد (مثل: لولههای زمینی انتقال نفت....)
3- دال بتنی، شبکه شن و یا استوانه بتنی
استفاده از این وسائل زمانی توصیه میشود که تداوم تهدید محتمل باشد.
4- دیوار کشی
ایجاد دیوار احتیاج به بررسی کارشناسی داشته و قطر و ارتفاع آن با توجه به مقاومت مصالح به کار رفته باید محاسبه شود. دیوار کشی شامل آجر چینی، سنگ چینی، ایجاد بلوکهایی با سیمان مسلح و یا استفاده از بلوکهای پیش ساخته میباشد. دیوار کشی بهتر است در قطعات مجزا و کنار هم صورت گیرد.
2-4 پوشش
ایجاد پوشش یک اقدام موقتی است که با بالا رفتن شدت تهدید و احتمال حمله هوایی موشکی انجام شده و تا زمانی که احتمال حمله وجود دارد ادامه مییابد. با این عمل تاسیسات و تجهیزات یا مرکز فعالیت از دید خلبان یا حسگر نصب شده در سر بمب و موشک پنهان گردیده و هدف گیری و هدایت موشک و بمبهای هدایت شونده از جمله بمبهای لیزری میسر نشده و یا دقت آنها کاهش مییابد. پوشش میتواند توسط دود ، بخار آب (غلیظ) و یا با هوا کردن بادکنک و بالن ایجاد شود.
انواع پوشش:
پوشش امنیتی: اقداماتی است که عمدتاً در مورد تاسیسات ثابت به کار گرفته میشود و فعالیتهای مجازی یا غیرواقعی را برای دشمن تداعی میکند.
پوشش فیزیکی: اصطلاحاً اقداماتی است که موقتاً به صورت فیزیکی مانع از تشخیص هدف میگردد. که از جمله این اقدامات میتوان به ایجاد پرده دود یا بخار غلیظ اشاره کرد.
2-5 ایجاد سازههای امن و مقاومسازی
طراحی و احداث تاسیسات حیاتی و حساس به گونهای که به طور کلی در مقابل اصابت مستقیم بمب و موشک مقاوم باشند در خیلی از موارد اصولاً عملی نبوده و به صرفه و صلاح نیز نمیباشد. زیرا هزینه ایجاد و تاسیسات با چنین مشخصاتی ممکن است به مراتب پیش از کل تجهیزات مربوطه باشد.
در اکثر موارد اصلاح بر این است که اجزا مستقل تاسیسات و تجهیزات که اصابت احتمالی بمب موشک موجب از کار افتادن تجهیزات و توقف فعالیت بخشی از مجموعه گردیده اما خسارت جانبی زیادی به بار نمیآورد تنها در مقابل موج انفجار و ترکش بمب موشک محافظت شوند ولی بخشهایی از مجموعه که صدمه دیدن آنها موجب از کار افتادن کل سیستم و وقفه کامل یا نسبی در انجام فعالیت میگردد با مقاومت کافی اصابت بمب ساخته شوند.
چنانچه تاسیسات حیاتی و حساس که احتمالاً در فهرست هدفهای دشمن قرار دارند فاقد مقاومت کافی در مقابل اصابت مستقیم بمب، موشک بوده و یا موج انفجار ناشی از اصابت، بمب موشک در نزدیکی تاسیسات را نتواند تحمل نمایند.میتوان با اجرای طرحهای خاص مهندسی، مقاومت بنای آنها را افزایش داده و احتمالاً به حد مطلوب رسانید.
2-6 پراکندگی
پراکندگی عناصر کالبدی یکی از مباحث مهم پدافند غیرعامل محسوب میگردد که در کاهش خسارت ناشی از ایراد ضربه تخریبی دشمن بسیار موثر است و به عکس در صورتی که دشمن در مراحل تهاجمی خود پیش از شناسایی حضور و با بازشناسی به مرحله نشانهروی و اصابت دست یابد تمرکز عناصر کالبدی و حساس مجموعه مورد تهاجم موجب میگردد عملیات تهاجمی با حجم کمتر و متمرکز، بیشترین تخریب را به جا بگذارد.
ایجاد مجتمعهای عظیم صنعتی،تاسیسات بندری وسیع، نیروگاه بزرگ و غیره در کشور که ممکن است مورد حمله هوایی دشمن قرار گیرد به صلاح نیست.
در مورد مراکز موجود لازم است مطالعات صورت گرفته و در صورت امکان طرحهایی جهت انتقال تدریجی آنها به نقاط مختلف کشور تهیه شود تا با رعایت اصول پراکندگی در محلهای جدید مستقر گردند.
2-7- تفرقه Separation
منظور از تفرقه، جداسازی بخشی یا بخشهایی از تجهیزات، قطعات یدکی مواد و سایر وسائل و انتقال آنها به محلی غیر از محل استقرار دائمی و نجات آنها از تاثیر یک حمله هوایی موشکی احتمالی است. این امر نباید باعث توقف کامل فعالیتها گردد.
2-8 فریب و اختلال:
به مجموعه اقداماتی که بتواند بازشناسی و توجه دشمن را از هدفهای مورد نظر منحرف کرده و موجب گمراهی وی در تشخیص و هدفگیری شود، فریب و اختلال اطلاق میشود.
2-9 دسترسیها:
دسترسیها به معنی راهها و فضاهای عبوری و ارتباطی است و در انواع و مقیاسهای مختلف قابل طرح است. خطوط ارتباطی یک موضع به محیط بیرونی باید تابع ضوابطی باشد که خصوصیات تهدیدات منجر به اختلال در تردد و یا حذف تردد شود.
2-10- موانع
کلیه عواملی که نفوذ حضور دشمن را در محدوده مورد نظر مشکل نماید موانع نام دارد. انواع موانع عبارتند از:
الف- فاصله: یک اصل کلی آن است که هر چند فاصله سوژه از مبدا تهدید و تهاجم بیشتر باشد از ایمنی بیشتری برخوردار است، زیرا طی کردن فاصله با به کارگیری هر نوع شی تهاجمی اعم از موشکی، هوایی و زمینی، مستلزم برنامهریزی دقیقتر و به کارگیری سلاح و تکنولوژی کارآمدتر و هزینه گزافتر و در عین حال خطرپذیری بیشتر است.
ب- توپوگرافی
به معنی پستی و بلندیهای زمین میباشد در صورت وجود ناهمواری در مسیر نقاط مورد نظر علاوه بر خود این ناهمواریها باعث دشواری حرکت مهاجم به خصوص نیروی زمینی می شوند در عین حال امکاناتی را جهت به کارگیری تدافعی فراهم مینماید.
ج- زیستگاهها
در هر منطقه که تودهای از کالبد معماری و تجمع نیروی انسانی وجود داشته باشد دلیل استحکامات متنوع و پیچیدگی کالبدی و سایر امکانات و از طرفی عدم شناخت دقیق دشمن از میزان و مکانیزم مقاومتهای احتمالی همواره نوعی احتیاط و تردید وجود داشت و این امر خود به مثابه وجود قابلیتهای پیشگیرانه میباشد.
د- آبهای سطحی
شامل نهرها، رودها، کانالها، دریاچهها و حوضچههای طبیعی، مصنوعی، تالابها و برکههای سطوح زیر کشت غرقابی مانند برنج و نیشکر میباشد که استعداد مانع بوده را در مقابل هجمههای تصرف زمینی دارند.
ه- رملها
2-11 - سیستمهای ردیابی و اعلام خطر
بخشی از اقدامات پدافند غیرعامل و هوایی نظیر ایجاد پرده پوششی اقدامات درون سازمانی به منظور آماده نمودن محیط جهت ترک فعالیت استفاده از جان پناه و پناهگاهها و غیره اندکی قبل از وقوع حملات هوایی موشکی صورت میگیرد.
و بنابراین کلیه افراد باید در زمان به نحوی از وقوع این حملات مطلع گردند.
مهمترین اقدام برقراری سیستم اعلام خطر در نقاط حیاتی و حساس با تشکیل یک مرکز اعلام خطر و گماردن یک نفر مسئول در هر زمان و استفاده از بلندگو، آژیر و خطر و غیره میباشد.
3-11- آموزش و فرهنگ سازی:
مسئولین تصمیمگیرندگان و کلیه افرادی که به نحوی در سیاستگذاری تهیه اجرای طرحهای پدافندی غیرعامل سهمی میباشند. لازم است متناسب با نیاز از آموزشهای لازم برخوردار گردند. ارائه آموزش با تشکیل دورههای آموزشی مختلف، در مراکز آموزش نظامی و غیرنظامی میسر میباشد.
2-12- پنگاهگاهها و جان پناه:
پناهگاههای به مکانی اطلاق میگردد که در مقابل اثرات حملات هوایی-موشکی نسبت به ساختمانهای معمولی و یا فضای باز از امنیت بیشتری برخوردار باشد.
پناهگاهها بهتر است در نزدیکی محلهای تجمع افراد باشد و بهتر است در فاصله مناسب از تاسیسات و با استحکام مورد نظر جهت مقاومت در مقابل اصابت مستقیم بمب موشک و یا موج انفجار اتخاذ گردد.
پناهگاهها باید مجهز به هواکش، سیستم تهویه طبیعی و یا مصنوعی، سیستم روشنایی و برق اضطراری، وسائل کمکهای اولیه،آب و غذا، وسائل کنار زدن آوار و راههای ورود و خروجی متعدد به خارج از محوطه پناهگاه باشند.
جان پناه:
چنانچه ساختمان محل فعالیت دارای مقاومت کافی در مقابل موج انفجار و ترکش نبوده و تجهیزات و وسائل به کار رفته در تاسیسات خود خطر آفرین باشند و در مواردی که تاسیسات خود هدف حمله هستند با شنیدن صدای آژیر باید به محل امنتر رفت.
جان پناه میتوان یک سنگر بتنی سرپوشیده، سنگر معمولی با دیواره آجری یا حتی خاکی باشد که افراد بتوانند با رفتن درون آن و نشستن روی پاهای خود یا روی سنگر در معرض اصابت ترکش قرار نگیرد.
2-13- پدافند در مقابل حملات ویژه (شیمیایی، میکروبی، هستهای)
استفاده از سلاحهای شیمیایی در محیط جنگ رایج است و کمتر در محیطهای تاسیساتی کاربرد دارد.
اعلام خطر حمله شیمیایی یا حملات هوایی معمولاً متفاوت بوده و این اعلام خطر ممکن است قبل یا هم زمان با حمله صورت پذیرد. استفاده از ماسک در این شرایط بسیار مهم است.
در مورد حملات هستهای: چنانچه افراد بدانند در صورت اطلاع از انفجار قریب الوقوع هستهای با رفتن داخل یک سنگر، کشیدن یک پتوی مرطوب روی سر خود میتوانند تا حد زیادی از آثار ناشی از ریزش اتمی مصون بمانند. قطعاً در مقابل یک حمله هستهای به طور کامل تسلیم نخواهند شد، آموزش در این زمینه نقش موثری را ایفا میکند.
2-14- آمایش دفاعی
که شامل سازماندهی و چینش مناسب فضاها و تاسیسات برای نیل به اهداف استراتژیک و دفاعی صورت میگیرد و به مطالعات گستردهای نیاز دارد.
2-15 سلاح شناسی:
یکی از مطالعات مهم در امور دفاعی و پدافندی، مطالعه بر روی تواناییهای سلاحهای متفاوت، میزان آسیبرسانی هر یک دستهبندی و روشهای مقابله با آنها میباشد.
2-16 مکان یابی localisation
انتخاب مطلوب و بهینه یک محل با امکان تحقق آن فعالیت و داشتن شرایط مناسب برای توسعه آینده به گونهای که علاوه بر عوامل عمومی اصول پدافند غیرعامل رعایت شود.
2-17 دفاع غیرنظامی Civil Defence
1- مجموعه تمهیدات دفاع عامل و غیرعامل برای افراد و تاسیسات غیرنظامی (اصغر جدی -1383)
2- مجموعه فعالیتهای که میتوان با انجام آن از بروز و استمرار سوانحی که جان و مال مردم را تهدید میکند جلوگیری نمود و یا در صورت بروز، آثار ناشی از آنرا کاهش داد (موحدی نیا)
3- کاهش خسارات مالی و صدمات جانی وارده بر غیرنظامیان در اثر حوادث طبیعی یا حوادث غیرطبیعی (مهندسی شمسایی)
مفهوم دفاع غیرنظامی:
در منابع لاتین عبارت «دفاع غیرنظامی» یا «دفاع شهری» برابر با عبارت civil Defence است. دفاع غیرنظامی «حفاظت از غیر نظامیان در شرایط جنگی» است و از این رو مشتمل بر بخشی از دفاع ملی است که در پی تمهیدات لازم به منظور کسب آمادگی کافی در برابر هرگونه حمله احتمالی یا باج خواهی از یک کشور میگردد. طبق این تعریف، دفاع غیر نظامی باید «ایمنی جمعیت غیرنظامی کشور و ادامه حیات آنان (در زمان جنگ) را تضمین نماید». از این رو دفاع غیرنظامی به صورت سیستماتیک اهداف زیر را دنبال مینماید:
1- به حداقل رسانیدن آثار حاصل از حملات نظامی بر جمعیت غیرنظامی
2- مقابله فوری با شرایط اضطراری حاصل از چنین حملهای
3- بازیابی و برقراری تسهیلات و خدمات آسیب دیده در نتیجه چنین حملهای
2-18 استحکامات fortification
ایجاد هرگونه حفاظی که در مقابل اصابت مستقیم بمب، راکت، موشک، توپخانه، خمپاره و یا ترکش آنها مقاومت نموده و مانع صدمه رسیدن به نفرات، تجهیزات یا تاسیسات گردیده و اثرات ترکش و موج انفجار را به طور نسبی خنثی نماید.
2-19 - مراکزحیاتی (vital Centers)
مراکزی که دارای گستره فعالیت ملی میباشد و وجود و استمرار فعالیت آنها برای کشور حیاتی است و آسیب یا تصرف آنها بوسیله دشمن باعث اختلال کلی در اداره امور کشور میگردد.
مراکز حساس Critcal Centers
مراکزی که دارای گستره فعالیت منطقهای میباشند و وجود و استمرار فعالیت آنها برای مناطقی از کشور ضروری است و آسیب یا تصرف آنها به وسیله دشمن باعث بروز اختلال در بخشی از کشور میگردد.
مراکز مهم Important centers
مراکزی که دارای گستره فعالیت محلی میباشند و وجود و استمرار فعالیت آنها برای بخشی از کشور دارای اهمیت است و آسیب یا تصرف آنها به وسیله دشمن باعث بروز اختلال در بخشی از کشور میگردد.
2-20- تهدیدات:
تهدید دشمن (آمریکا) را کاملاً جدی بگیرید (فرمانده معظم کل قوا)
به کارگیری پدافند غیرعامل در جهت مقابله با تهدیدات و تقلیل خسارات ناشی از حملات هوایی، موشکی، زمینی و ... کشور مهاجم، موضوعی بنیادی و اساسی است که وسعت و گستره آن تقریباً تمامی مراکز حیاتی و آسیب پذیر نظامی، اقتصادی و ... کشور را در برگرفته و حفظ امنیت ملی، استقلال سیاسی و اقتصادی و پیروزی در جنگ به نحو چشمگیری در راس امور است.
مدیریت پدافند غیرعامل در واقع به دنبال آن است که «ژن» دفاع را در درون ساختار جامعهای که امکان مورد تهاجم شدن آن وجود دارد قرار دهد.
از طرفی نیز بدون هیچ نوع شناختی از نحوه تهاجم دشمن و روشهای ایراد خسارت نمیتوان به راه حل مناسب برای پیشگیری از آن اندیشید. لذا قدم اول دشمن شناسی (نحوه تهاجم دشمن) است.
هر مهاجمی برای رسیدن به هدف تهاجم خود که در وهله اول وارد آوردن خسارت به طرف مقابل است، لاجرم ملزم به طی مراحلی است که در آن مراحل، بسته به نوع تهاجم (زمینی، هوایی، دریایی و ...) دارای ماهیتی متفاوت میباشد.
مهاجم نیز برای انجام تهاجم خودش یک سری مراحل و روشهایی را دنبال میکند از جمله:
1- شناسایی
2- حضور
3- نشانهروی
4- ایراد خسارت
5- فرار
آنچه مسلم است وظیفه ما ایجاد خلل در هر یک از مراحل فوق میباشد تا بتوان به هدف دفاع که همان به حداقل رساندن میزان خسارت دشمن به نیروهای و تاسیسات و تجهیزات خودی است رسید.
هر گاه تمهیدات دفاع عامل همراه با ملزومات دفاع غیرعامل به حدی از کارآمدی برسد و یا بالاتر باشد خود بهخود باعث از بین رفتن طمع دشمن و ناامیدی در تهاجم خواهد شد و یا در صورت حادث شدن تهاجم، دشمن را در دستیابی به اهدافش با مشکل جدی روبرو خواهد نمود.
هر کشوری که به مسائل نظامی، دفاعی،تهدیدات و فرصتها نیاندیشد محکوم به نابودی است چرا که سایر حکومتها به جای او خواهند اندیشید. این مسئله برای کشورمان به لحاظ قرارگیری در موقعیت استراتژیک جغرافیایی منابع طبیعی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
تصرف هر کشوری به طور ناگهانی یا به مرور صورت میگیرد، در حال حاضر با توجه به محاصره ایران توسط آمریکا یکی از روشهایی که میبایست بیشتر مورد توجه و تامل قرار گیرد، تهاجم نظامی به صورت غافلگیرانه است که جوابگوی اصلی آن «دفاع غیرعامل» میباشد. یکی از مشخصههای نبرد نوین که در دهه گذشته شاهد نمونههایی از آن بودیم به کارگیری گسترده فناوریهای نوین در آن میباشد. مقابله با فنآوریهای تهدید یا دستیابی به آنها بسیار پرهزینه، زمانبر و نیازمند ریسک بسیار بالا است.
پاستوریزاسیون یک فرایند حیاتی است که قسمتی از موجودات ذره بینی فعال موجود در موادغذایی یا میکروارگانیسم های بیماری زل را از بین می برد تا حدی که ایجاد بیماری نکنند و یا اینکه آنزیم های موجود در مواد غذایی را به منظور به تعویق انداختن فساد در موادغذایی غیرفعال سازد. این فرایند در مورد موادغذایی مورد استفاده قرار می گیرد که شرایط نگهداری آنها مانع رشد موجودات ذره بینی باشد. در بسیاری از موارد مانند شیر هدف اولیه پاستوریزاسیون کشتن موجودات ذره بینی بیماری زا است. برخی از موجودات ذره بینی رویشی مولد فساد به درجه حرارت پاستوریزاسیون مقاوم هستند که در این صورت باید از درجه حرارت بالاتری استفاده کرد. روش های دیگری نیز وجود دارند که می توانند همراه پاستوریزاسیون به کار گرفته شوند. این روش ها عبارتند از: سردکردن، افزودنی های شیمیایی که باعث بوجود آوردن محیط نامناسب رشد موجودات ذره بینی می گردد (مانند شکر در شیر غلیظ شیرین، اسیدهای غذایی در شورو ترشی و آب میوه ها) و همچنین تخمیر به کمک موجودات ذره بینی مفید.
درجه حرارت مورداستفاده در پاستوریزاسیون بستگی دارد به 1) مقاومت گرمایی یک موجود ذره بینی رویشی و یا بیماری زای مشخصی که فرایند حرارتی برای از بین بردن آن طرح ریزی شده است و 2)حساسیت ویژگی های کیفی محصول به گرما. دو روش عمده در فرایند پاستوریزاسیون به کار گرفته می شود، یکی استفاده از درجه حرارت بالا و زمان کم (HTST) مانند 72 درجه سانتی گراد به مدت 15 ثانیه و دیگری استفاده از درجه حرارت نسبتا پایین و زمان بیشتر مانند 63 درجه سانتی گراد به مدت 30 دقیقه.
روش های پاستوریزه را سازمان هایی که کار ایمنی سازی غذاها را برعهده دارند، کنترل می کنند. روش های پاستوریزه هر نوع ماده غذایی مخصوص همان ماده می باشد. مثلا روش پاستوریزه کردن خامه با شیر متفاوت است. همچنین پنیر را به منظور حفاظت از آنزیم فسفاتاز موجود در آن که به نگهداری طولانی مدت پنیر کمک می کند، پاستوریزه می کنند. روش HTST به منظور کاهش تعداد یک میلیون از میکروب های موجود در شیر طراحی شده است این روش تقریبا برای کشتن تمامی کپک ها و باکتری هایی که سبب فساد شیر می شوند کافی است. و این روش نیز برای نابودی میکروب های مقاوم در برابر حرارت مثل مایکوباکتریوم توبرکلوسیس مناسب است. بهینه کردن فرایند پاستوریزاسیون، ارتباط با سرعت نسبی از بین رفتن موجودات ذره بینی در مقایسه با مشخصه های کیفی محصول دارد. از روش های فوق HTST حداکثر کیفیت را در محصول بوجود می آورد.
جلالالدین محمد بلخی
جلالالدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلالالدین رومی، جلالالدین بلخی، رومی، مولانا و مولوی (۶ ربیعالاول ۶۰۴، بلخ - ۵ جمادیالثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) یکی از مشهورترین شاعران فارسی زبان ایرانی[۱][۲][۳] به شمار میآید. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلالالدین» و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی» در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته[نیازمند منبع] و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانستهاند. خانوادهٔ وی از خانوادههای محترم بلخ بود و گویا نسبش به خلیفهٔ أول ابوبکر میرسد[نیازمند منبع] و پدرش هم از سوی مادر به قولی دخترزادهٔ سلطان محمد خوارزمشاه بود، هرچند «بدیعالزمان فروزانفر» از مولوی شناسان نامدار با ارائهٔ دلایل کافی این نظریه را رد کردهاست.
|
فهرست مندرجات
|
زندگینامه
آغاز زندگی
جلالالدین محمد بلخی در ۶ ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ (ولایتی در افغانستان امروزی) زاده شد. پدر او مولانا محمدبن حسین خطیبی است که به بهاءالدین ولد معروف شدهاست.و نیز او را با لقب سلطان العلماء یاد کردهاند. بهاءولد از اکابر صوفیه واعاظم عرفا بودو خرقهٔ او به احمد غزالی میپیوست. وی در علم عرفان و سلوک سابقهای دیرین داشت و از آن رو که میانهٔ خوشی با قیل وقال و بحث و جدال نداشت و علم و معرفت حقیقی را در سلوک باطنی میدانست و نه در مباحثات و مناقشات کلامی و لفظی، پرچمداران کلام و جدال با او از سر ستیز در آمدنداز آن جمله فخرالدین رازی بود که استاد سلطان محمد خوارزمشاه بود و بیش از دیگران شاه را بر ضد او برانگیخت. به درستی معلوم نیست که سلطان العلماء در چه سالی از بلخ کوچید، به هر حال جای درنگ نبود و جلال الدین محمد ۱۳ سال داشت که سلطان العلماءرخت سفر بر بست و بلخ و بلخیان را ترک گفت و سوگند یاد کرد که تا محمد خوارزمشاه بر تخت جهانبانی نشسته به شهر خویش باز نگردد. پس شهر به شهر و دیار به دیار رفت و در طول سفر خود با فریدالدین عطار نیشابوری نیز ملاقات داشت و بالاخره علاءالدین کیقباد قاصدی فرستاد و او را به قونیه دعوت کرد. او از همان بدو ورود به قونیه مورد توجه عام و خاص قرار گرفت.
سرانجام شمع وجود سلطان العلماء در حدود سال ۶۲۸ هجری قمری خاموش شد و در دیار قونیه به خاک سپرده شد. درآن زمان مولانا جلال الدین گام به بیست و پنجمین سال حیات خود مینهاد، مریدان گرد او ازدحام کردند و از او خواستند که برمسند پدر تکیه زند و بساط وعظ و ارشاد بگسترد.
|
همه کردند رو به فرزندش |
که تویی در جمال مانندش |
|
|
شاه ما زین سپس تو خواهی بود |
از تو خواهیم جمله مایه و سود |
سید برهان الدین محقق ترمذی مرید صدیق و پاکدل پدر مولانا بود و نخستین کسی که مولانا را به وادی طریقت راهنمایی کرد. وی ناگهان بار سفر بر بست تابه دیدار مرشد خود سلطان العلماء در قونیه برسد. شهر به شهر راه پیمود تا اینکه به قونیه رسید و سراغ سلطان العلما را گرفت غافل از آنکه او یکسال پیش از این خرقه تهی کرده و از دنیا رفته بود.
وقتی که سید نتوانست به دیدار سلطان العلماء نائل شود رو به مولانا کرد و گفت در باطن من علومی است که از پدرت به من رسیده این معانی را از من بیاموز تا خلف صدق پدر شود. مولانا نیز به دستور سید به ریاضت پرداخت و مدت نه سال با او همنشین بود و زان پس برهان الدین رحلت کرد.
|
بود در خدمتش به هم نه سال |
تا که شد مثل او به قال و به حال |
طلوع شمس
مولانا در آستانهٔ چهل سالگی مردی به تمام معنی و عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و عامه مردم از وجود او بهرهها میبردند تا اینکه قلندری گمنام و ژنده پوش به نام شمسالدین محمد بن ملک داد تبریزی روز شنبه ۲۶ جمادیالاخر سال ۶۴۲ هجری قمری به قونیه آمد و با مولانا برخورد کرد و آفتاب دیدارش قلب و روح مولانا را بگداخت و شیداییش کرد. (در این ملاقات کوتاه وی دوره پرشوری را آغاز کرد. در این دوره که سی سال از حیات مولانا را شامل میشود، مولانا آثاری برجای گذاشتهاست که جزو عالی ترین نتایج اندیشه بشری است.) و این سجاده نشین با وقار و مفتی بزرگوار را سرگشته کوی و برزن کرد تا بدانجا که خود، حال خود را چنین وصف میکند:
|
زاهد بودم ترانه گویم کردی |
سر حلقهٔ بزم و باده جویم کردی |
|
|
سجاده نشین با وقاری بودم |
بازیچهٔ کودکان کویم کردی |
پیوستن شمس به مولانا
روزی مولوی با خرسندی و بی خیالی از راه بازار به خانه باز میگشت ناگهان عابری نا شناس ا زمیان جمعیت پیش آمد گستاخ وار عنان فقیه و مدرس پر مهابت شهر را گرفت و در چشمهای او خیره شد و گستاخانه سؤالی بر وی طرح کرد: «صراف عالم معنی، محمد (ص) برتر بود یا بایزید بسطام؟»
مولانای روم که عالی ترین مقام اولیا را از نازلترین مرتبهٔ انبیا هم فروتر میدانست با لحنی آکنده از خشم جواب داد: «محمد(ص) سر حلقهٔ انبیاست بایزید بسطام را با او چه نسبت؟»
اما درویش تاجرنما که با این سخن نشده بود بانگ برداشت: «پس چرا آن یک (سبحانک ما عرفناک) گفت و این یک (سبحانی ما اعظم شأنی) به زبان راند؟» مولانا لحظهای تأمل کرد و گفت: «با یزید تنگ حوصله بود به یک جرعه عربده کرد. محمد دریانوش بود به یک جام عقل و سکون خود را از دست نداد». مولانا این را گفت و به مرد ناشناس نگریست در نگاه سریعی که بین آنها رد وبدل شد بیگانگی آنها تبدیل به آشنایی گشت. نگاه شمس به مولانا گفته بود از راه دور به جستجویت آمدهام اما با این بار گران علم و پندارت چگونه به ملاقات الله میتوانی رسید؟
ونگاه مولانا به او پاسخ داده بود: «مرا ترک مکن درویش و این بار مزاحم را از شانههایم بردار.»
پیوستن شمس به مولانا در حدود سال ۶۴۲ هجری قمری اتفاق افتاد و چنان او را واله وشیدا کرد که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع پرداخت و از آن زمان طبع ظریف او در شعر و شاعری شکوفا شد و به سرودن اشعار پر شور و حال عرفانی پرداخت. شمس به مولانا چه گفت و چه آموخت و چه فسانه و فسونی ساخت که سراپا دگرگونش کرد معمایی است که «کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را». اما واضح و مبرهن است که شمس مردی عالم و جهاندیده بود. و برخی به خطا گمان کردهاند که او از حیث دانش و فن بیبهره بودهاست مقالات او بهترین گواه بر دانش و اطلاع وسیع او بر ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است.
غروب موقت شمس
رفته رفته آتش حسادت مریدان خام طمع زبانه کشید و خود نشان داد. آنها میدیدند که مولانا مرید ژنده پوشی گمنام گشته و هیچ توجهی به آنان نمیکند از این رو فتنه جویی را آغاز کردند و در عیان و نهان به شمس ناسزا میگفتند و همگی به خون شمس تشنه بودند.
شمس از گفتار و رفتار گزندهٔ مریدان خودبین و تعصّب کور و آتشین قونویان رنجیده شد و چارهای جز کوچ ندید. از این رو در روز پنجشنبه ۲۱ شوال سال ۶۴۳ شهر قونیه را به مقصد دمشق ترک گفت.
شمس در حجاب غیبت فرو شد و مولانا نیز در آتش هجران او بی قرار و ناآرام گشت. مریدان که دیدند رفتن شمس نیز مولانا را متوجه آنان نساخت لابه کنان نزد او آمدند و پوزشها خواستند.
|
پیش شیخ آمدند لابه کنان |
که ببخشا مکن دگر هجران |
|
|
توبهٔ ما بکن ز لطف قبول |
گرچه کردیم جرمها ز فضول |
مولانا فرزند خود سلطان ولد را همراه جمعی به دمشق فرستاد تا شمس را به قونیه باز گردانند. سلطان ولد هم به فرمان پدر همراه جمعی از یاران سفر را آغاز کرد و پس از تحمل سختیهای راه سرانجام پیک مولانا به شمس دست یافت و با احترام پیغام جان سوز او را به شمس رساند و آن آفتاب جهانتاب عزم بازگشت به قونیه نمود. سلطان ولد به شکرانهٔ این موهبت یک ماه پیاده در رکاب شمس راه پیمود تا آنکه به قونیه رسیدند و مولانا از گرداب غم و اندوه رها شد.
غروب دائم شمس
مدتی کار بدین منوال سپری شد تا اینکه دوباره آتش حسادت مریدان خام طمع شعله ور شد توبه شکستند و آزارو ایذای شمس را از سر گرفتند. شمس از رفتارو کردار نابخردانهٔ این مریدان رنجیده خاطر شد تا بدانجا که به سلطان ولد شکایت کرد:
|
خواهم این بار آنچنان رفتن |
که نداند کسی کجایم من |
|
|
همه گردند در طلب عاجز |
ندهد کس نشان ز من هرگز |
|
|
چون بمانم دراز، گویند این |
که ورا دشمنی بکشت یقین |
او چندین بار این سخنان را تکرار کرد و سرانجام بی خبر از قونیه رفت و ناپدید شد. بدینسان، تاریخ رحلت و چگونگی آن بر کسی معلوم نگشت.
شیدایی مولانا
مولانا درفراغ شمس ناآرام شد و یکباره دل از دست بداد و روز و شب به سماع و رقص پرداخت و حال زارو آشفتهٔ او در شهر بر سر زبانها افتاد.
|
روز و شب د رسماع رقصان شد |
بر زمین همچو چرخ گردان شد |
این شیدایی او بدانجا رسید که دیگر قونیه را جای درنگ ندید و قونیه را به سوی شام و دمشق ترک کرد. مولانا در دمشق هر چه گشت شمس را نیافت و ناچار به قونیه بازگشت. در این سیر روحانی و سفر معنوی هر چند که شمس را به صورت جسم نیافت ولی حقیقت شمس را در خود دید و دریافت که آنچه به دنبال اوست در خود حاضر و متحقق است. این سیر روحانی د راو کمال مطلوب پدید آورد. مولانا به قونیه بازگشت و رقص و سماع را از سر گرفت و پیرو جوان و خاصو عام همانند ذرهای د رآفتاب پر انوار او میگشتند و چرخ میزدند. مولانا سماع را وسیلهای برای تمرین رهایی و گریز میدید. چیزی که به روح کمک میکرد تا دررهایی از آنچه او را مقید در عالم حس و ماده میدارد پله پله تا بام عالم قدس عروج نماید. چندین سال بر این منوال سپری شد و باز حال و هوای شمس در سرش افتاد و عازم دمشق شد ولی هرچه کوشید شمس را نیافت سر انجام چارهای جز بازگشت به دیار خود ندید.
صلاح الدین زرکوب
مولانا بنا بر عقیدهٔ عارفان و صوفیان بر این باور بود که جهان هرگز از مظهر حق خالی نگردد و حق درهمهٔ مظاهر پیدا و ظاهر است و اینک باید دید که آن آفتاب جهانتاب از کدامین کرانه سر برون میآورد و از وجود چه کسی نمایان میشود؟
روزی مولانا از حوالی زرکوبان میگذشت از آواز ضرب ایشان حالی دروی ظاهر شد و به چرخ در آمد شیخ صلاح الدین به الهام از دکان بیرون آمد و سر در قدم مولانا نهاد و از وقت نماز پیشین تا نماز دیگر با مولانا در سماع بود. بدین ترتیب بود که مولانا شیفتهٔ صلاح الدین شد و شیخ صلاح الدین زرکوب توانست این لیاقت و شایستگی را در خود حاصل کند و جای خالی شمس را تا حدودی پر سازد. صلاح الدین مردی عامی و امّی از مردم قونیه بود و پیشهٔ زرکوبی داشت و از علم و سواد بی بهره . مولانا زرکوب را خلیفهٔ خود ساخت و حتی سلطان ولد را با آن همه مقام علمی سفارش اکید کرد که باید حلقهٔ ارادت زرکوب را به گوش کند. هر چند سلطان ولد تسلیم سفارش پدر خود بود ولی در عین حال مقام خود را به ویژه در علوم ومعارف برتر از زرکوب میدانست ولی سر انجام به فراست دریافت که معلومات و معارف ظاهری نمیتواند چاره ساز مشکلات روحی و معضلات معنوی باشد. او با این تأمل خودبینی را کنار گذاشت و از سر صدق و صفا مرید زرکوب شد. صلاح الدین زرکوب نیز همانند شمس تبریزی مورد حسادت مریدان واقع میشد اما به هر حال مولانا مدت ده سال با وی مؤانست و مصاحبت داشت تا اینکه زرکوب بیمار شد و سرانجام نیز خرقه تهی کرد و در قونیه دفن شد.
حسام الدین چلبی معروف به اخی ترک از اکابر عرفا و مرید صدیق مولانا بود. مولانا با او نیز ده سال مجالست داشت.
درگذشت مولانا
مدتها بود جسم نحیف و خستهٔ مولانا در کمند بیماری گرفتار شده بود ا اینکه سرانجام این آفتاب معنا درپی تبی سوزان در روز یکشنبه پنجم جمادی الآخر سال ۶۷۲ هجری قمری رحلت فرمود.
در آن روز پر سوز، سرما و یخبندان در قونیه بیداد میکرد و دانههای نرم و حریرین برف در فضا میرقصیدند و بر زمین مینشستند. سیل پر خروش مردم پیرو جوان، مسلمان و گبر، مسیحی و یهودی همگی در این ماتم شرکت داشتند. افلاکی میگوید:«بسی مستکبران و منکران که آن روز، زنّار بریدند و ایمان آوردند» و چهل شبانه روز این عزا و سوگ بر پا بود.
|
بعد چل روز سوی خانه شدند |
همه مشغول این فسانه شدند |
|
|
روزو شب بود گفتشان همه این |
که شد آن گنج زیر خاک دفین |
آری چنین بود زندگی مولانای ما، زندگی این خداوندگار بلخ و روم که برای وصول به عشق واقعی برای نیل به از خود رهایی در مقام فنا و بالاخره برای سیر تا ملاقات خدا که راه آن در فراسوی پلههای حس و عقل و ادراک عادی انسانی است از زیر رواقهای غرور انگیز مدرسه و از فراز منبری که در بالای آن آدمی آنچه را خود بدان تن د رنمی دهد از دیگران مطالبه میکند، خیز برداشت و با حرکتی سریع و بی وقفه پله پله نردبان نورانی سلوک را یک نفس تا ملاقات خدا طی کرد. یک نفس اما در طول مدت یک عمر شصت و هشت ساله که برای عمر تاریخ یک نفس هم نبود.
روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان و یهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند.
مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.
*رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
*ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن
*از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
* ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
* خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارا
بکشد ، کسش نگوید :" تدبیر خونبها کن"
* بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن
*دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
*در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
* گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن
آثار
آثار منظوم
مثنوی معنوی
مولانا کتاب معروفش مثنوی معنوی را با بیت معروف «بشنو از نی چون حکایت میکند/از جداییها شکایت میکند» آغاز میکند. در مقدمهٔ کاملاً عربی مثنوی معنوی نیز که به انشای خود مولانا است، این کتاب به تأکید «اصول دین» نامیده میشود («هذا کتابً المثنوی، و هّو اصولُ اصولِ اصولِ الدین»).
مثنوی حاصل پربارترین دوران عمر مولاناست. چون بیش از پنجاه سال داشت که نظم مثنوی را آغاز کرد. اهمیت مثنوی از آن رو نیست که یکی از آثار قدیم ادبیات فارسی ایران است بلکه از آن جهت است که برای بشر سرگشته امروز پیام رهایی و وارستگی دارد. مثنوی فقط عرفان نظری نیست بلکه کتابی است جامع عرفان نظری و عملی. او خود گفتهاست: «مثنوی را جهت آن نگفتم که آن را حمایل کنند، بل تا زیر پا نهند و بالای آسمان روند که مثنوی معراج حقایق است نه آنکه نردبان را بر دوش بگیرند و شهر به شهر بگردند.» بنابراین، عرفان مولانا صرفاً عرفان تفسیر نیست بلکه عرفان تغییر است.
دیوان شمس
غزلیات و «دیوان شمس» (یا دیوان کبیر)، محبوبیت فراوانی کسب کردهاند. درصد ناچیزی از این غزلیات به زبانهای عربی و ترکی بوده و عمده غزلیات موجود در این دیوان به زبان پارسی سروده شدهاند.
رباعیات
مولانا در کنار «دیوان شمس» و شعرهایش در «مثنویمعنوی»، رباعیات عاشقانهای نیز سرودهاست که میگویند پس از خیام از بیپردهترین رباعیات به زبان فارسی است.[چه کسانی گفته اند؟] پژوهندگان به ظن قوی بسیاری از رباعیات وی را از او نمیدانند.[کدام پژوهندگان؟]
نمونهای از رباعیات وی چنین است :
|
عشق از ازل است و تاابد خواهدبود |
جوینده عشق بیعدد خواهدبود |
|
|
فردا که قیامت آشکارا گردد |
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود |
|
*** |
|
عشق آمدو شد چو خونم اندر رگ و پوست |
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست |
|
|
اجزای وجود من همه دوست گرفت |
نامیست زمن باقی و دیگر همه اوست |
آثار منثور
سال جهانی مولانا
مولانا در ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی طرفداران بسیاری دارد. یادبودی به مناسبت درگذشت یکی از اساتید و هیئت علمی کالج سن آنتونیو مزین به اشعار مولانا شده است.[۴]
یونسکو با پیشنهاد ترکیه سال ۲۰۰۷ را سال جهانی مولانا نامیدهاست.[نیازمند پیوند یونسکو است.]
رویدادهای سال مولانا
- در این سال تمبر مولانا با نمایی از استاد بهزاد در آمریکا منتشر شد.[۵]
- در روزهای ۶ تا ۱۰ آبان ۱۳۸۶، کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال تولد مولانا با شرکت اندیشمندانی از ۳۰ کشور جهان در سه شهر تهران، تبریز و خوی برگزار شد. ریاست آن را غلامعلی حداد عادل بر عهده داشت.[۶] حدود ۴۵۰ مقاله به این کنگره ارسال شده بود و ۲۸۰ استاد و پژوهشگر در آن به ارائهٔ مقاله پرداختند.[۷] در حاشیهٔ این کنگره محمود فرشچیان از تابلوی مینیاتور شمس و مولوی پردهبرداری کرد.[۸]
- برگزاری همایش بین المللی داستان پردازی مولوی در روزهای ۶ و ۷ آبان ۱۳۸۶، در مرکز همایشهای بین المللی صداوسیما.[۹]
ادعاهای ترکیه درباره مولانا
ترکیه در برنامههایی که به مناسبت سال جهانی مولانا برگزار کردهاست، تلاش کردهاست که مولانا را به عنوان یک چهره فرهنگی کشور خود به دنیا معرفی کند. در این میان کم توجهی مقامات ایران در کنار تشدید انزوای ایران در سالهای اخیر، در موفقیت دولت ترکیه نقش فراوانی داشتهاست و این در صورتی است که به قول دکتر میرجلالالدین کزازی: بزرگداشت مولانا را توسط دوستانمان در ترکیه به فال نیک میگیریم، اما نباید فراموش کنیم که این بزرگ مرد ادبیات جهان، نخست به ما (ایرانیان) تعلق دارد و سپس به دیگران. نباید کوتاهی کنیم.[۱۰]
همچنین مولانا در مثنوی معنوی به سخن گفتن به پارسی سفارش کردهاست:
|
پارسی گو گرچه تازی خوشتر است |
عشق را خود صد زبان دیگر است |
تالاسمی از بیماری های ژنتیکی است که در اثر آن در خون مریض تعداد زیادی از گلبولهای قرمز شکل اصلی خود را از دست میدهند و قادر به حمل اکسیژن نیستند.
هموگلوبین جزء انتقال دهنده اکسیژن در سلولهای قرمز خونی میباشد. هموگلوبین شامل دو پروتئین مختلف به نام آلفا و بتا میباشد.
اگر بدن توانایی تولید کافی از هر نوع پروتئین را نداشته باشد، سلولهای خونی بطور کامل شکل نگرفته توانایی انتقال اکسیژن کافی را ندارند و نتیجه یک نوع کم خونی است که در طفولیت آغاز شده و تا پایان عمر به طول میانجامد.
هر چند تالاسمییک اختلال منفرد نیست اما یک گروه اختلالات از طرق مشابه بدن انسان را درگیر مینمایند، درک تفاوت بین گونههای مختلف تالاسمیمهم است.
تالاسمیآلفا
افرادی که در آنها هموگلوبین به میزان کافی پروتئین آلفا تولید نمیکند به تالاسمیآلفا مبتلا میگردند. تالاسمیآلفا به طور شایع در آفریقا،خاورمیانه ،هند،آسیای جنوبی ، جنوب چین و نواحی مدیترانه یافت میشود.
4 گونه تالاسمیآلفا وجود دارد که با توجه به آثار آنها بر بدن از خفیف تا شدید تقسیم بندی میشود.
- مرحله حامل خاموش:
در این مرحله عموماً فرد سالم است زیرا کمبود بسیار کم پروتئین آلفا بر عملکرد هموگلوبین تأثیر نمیگذارد. به علت تشخیص مشکل، این مرحله حامل خاموش نامیده میشود. هنگامیکه فرد به ظاهر طبیعی صاحب یک فرزند با هموگلوبین H یا صفت تالاسمیآلفا میگردد، مرحله حامل خاموش تشخیص داده میشود.
- Hemoglobin Constant Spring هموگلوبین کنستانت اسپرینگ
یک فرم غیر معمول از مرحله حامل خاموش که به واسطه جهش در هموگلوبین آلفا رخ میدهد.علت نامگذاری بدین صورت، کشف این موضوع در منطقهای در جامائیکا به نام کنستانت اسپرینگ میباشد. همانند مرحله خاموش فرد هیچ گونه مشکلی را تجربه نمیکند.
- صفت تالاسمیآلفا یا تالاسمیآلفا خفیف
در این مرحله کمبود پروتئین آلفا بیشتر است. بیماران در این مرحله سلولهای قرمز خونی کمتر و کوچکتری دارند، اگر چه بسیار از بیماران علائمیاز بیماری را تجربه نمینمایند.پزشکان اغلب تالاسمیآلفا خفیف را با کم خونی فقر آهن اشتباه نموده و برای بیماران آهن تجویز مینمایند. آهن هبچ تأثیری بر درمان کم خونی تالاسمیآلفا ندارد.
- بیماری هموگلوبین H
در این مرحله، کمبود پروتئین آلفا به حدی است که منجر به کم خونی شدید و بروز مشکلاتی نظیر طحال بزرگ، تغییرات استخوانی و خستگی میگردد. نامگذاری به علت هموگلوبین H غیر طبیعی است که سلولهای قرمز خون را تخریب مینماید.
- Hemoglobin H- Constant Spring هموگلوبین H- کنستانت اسپرینگ
این حالت بسیار شدیدتر از بیماری هموگلوبینH میباشد. بیماران دراین مرحله، از کم خونی شدید، بزرگی طحال و عفونتهای ویروسی رنج میبرند.
- Hemozygous H- Constant Spring (هموزیگوس H- کنستانت اسپرینگ)
این حالت یک نوع از Hemoglobin H- Constant Spring است. هنگامیکه دو فرد حامل Constant Spring ژنها را به فرزند منتقل سازند این نوع بیماری بروز مینماید. این حالت عموماً خفیف تر از Hemoglobin H- Constant Spring و تقریباً مشابه بیماری هموگلوبین H میباشد.
- هیدروپس جنینی یا تالاسمیآلفای ماژورتالاسمیآلفای بزرگ
در این حالت در بررسی DNA فرد، ژنهای آلفا وجود ندارند. این اختلال باعث میشود گلوبین گامای تولیدی در جنین یک هموگلوبین غیر طبیعی بارت (Barts) ایجاد نماید. بسیاری از این بیماران قبل یا در فاصله کوتاهی بعد از تولد میمیرند. در موارد بسیار نادری که بیماری قبل از تولد تشخیص داده میشود، تزریق خون داخل رحمیمنجر به تولد کودکی با هیدروپس جنینی میگردد. این نوزاد در سراسر زندگی خود به تزریق خون و مراقبتهای پزشکی نیازمندند.
تالاسمیبتا
در افرادی که هموگلوبین پروتئین بتا کافی تولید نمیکند ایجاد میگردد. این بیماری در مردم نواحی مدیترانه نظیر یونان وایتالیا ، ایران ، شبه جزیره عرب ، افریقا، جنوب آسیا و جنوب چین یافت میشود.
سه گونه تالاسمیبتا وجود دارد که با توجه به آثار آنها بدن از خفیف تا شدید تقسیم بندی میشوند.
- تالاسمیمینور یا صفت تالاسمی
در این حالت کمبود پروتئین به حدی نیست که باعث اختلال در عملکرد هموگلوبین گردد. یک فرد با این بیماری حامل صفت ژنتیکی تالاسمیمیباشد. این فرد به جز یک کم خونی خفیف در برخی موارد، مشکل دیگری را تجربه نخواهد کرد. همانند تالاسمیآلفای خفیف، پزشکان اغلب سلولهای قرمز خونی فرد مبتلا به تالاسمیبتا مینور را به عنوان علامتی از کم خونی فقر آهن با تجویز نادرست مکمل آهن درمان مینمایند.
- تالاسمیبینابینی
در این حالت کمبود پروتئین بتا در هموگلوبین به اندازهای است که منجر به کم خونی نسبتاً شدید و اختلالات قابل ملاحظهای در سلامت فرد نظیر بدفرمیهای استخوانی و بزرگی طحال میگردد. در این مرحله طیف وسیعی از علائم وجود دارد. تفاوت کم بین علائم تالاسمیبینا بینی و فرم شدیدتر (تالاسمیماژور) یا تالاسمیبزرگ میتواند گیج کننده باشد.
بدلیل وابستگی بیمار به تزریق خون، فرد را در گروه تالاسمیماژور قرار میدهند. بیماران مبتلا به تالاسمیبینابینی برای بهبود کیفیت زندگی و نه برای نجات یافتن، به تزریق خون نیازمند میباشند.
- تالاسمیماژور یا کم خونی Cooley’s Anemiaتالاسمیبزرگ
این مرحله شدیرترین فرم تالاسمیبتا میباشد که کمبود شدید پروتئین بتا در هموگلوبین منجر به یک کم خونی تهدید کننده حیات میشود و فرد به انتقال خون منظم و مراقبتهای طبی فراوانی نیازمند میگردد.
انتقال خون مکرر در طول عمر منجر به تجمع بیش از حد آهن میگردد که باید توسط تجویز عوامل Chelator کمک کننده در دفعجهت جلوگیری از مرگ و نارسایی ارگانها درمان شوند.
دیگر اشکال تالاسمی
به جز تالاسمیآلفا و بتا، اختلالات وابسته دیگری وجود دارند که به علت وجود ژنهای غیر طبیعی در کنار ژنهای آلفا و بتا و یا جهش ژنی رخ میدهند.
- هموگلوبین E یکی از شایعترین هموگلوبینهای غیر طبیعی میباشد و اغلب در مردم آسیای جنوب شرقی نظیر کامبوج و تایلند دیده میشود. هنگامیکه با تالاسمیبتا همراه شود ایجاد بیماری بتا تالاسمیE مینماید. یک کم خونی نسبتاً شدید که علائم مشابه با تالاسمیبتا بینابینی دارد.
- بتا تالاسمیداسی شکل
این حالت به علت وجود همزمان تالاسمیبتا و هموگلوبین S (هموگلوبین غیر طبیعی که در بیماران کم خونی داسی شکل دیده میشود). این بیماری به طور شایع در نواحی مدیترانهای نظیر ایتالیا، یونان و ترکیه دیده میشود.
شدت بیماری به میزان تولید گلوبین بتا طبیعی توسط ژن بتا بستگی دارد.
هنگامیکه ژن بتا گلوبین بتا تولید ننماید، شرایطی مشابه با کم خونی داسی شکل ایجاد میگردد. هرچه گلوبین بتای بیشتری توسط ژن بتا تولید شود، شدت بیماری کاهش مییابد
درمان تالاسمی
- انتقال خون: شایعترین درمان برای تمامیاشکال تالاسمیتزریق سلولهای قرمز خونی است. این تزریق خون برای فراهم آوردن مقادیری از سلولهای قرمز خونی سالم و هموگلوبین طبیعی که قادر به انتقال اکسیژن باشد، ضروری است.
در صورتی که بیمار تالاسمیک در گذشته به اندازه کافی خون دریافت نکرده باشد، لازم است جهت بهبود کیفیت زندگی وی، دفعات تزریق خون افزایش یابد. امروزه بسیاری از بیماران تالاسمیماژور در هر دو یا سه هفته خون دریافت مینمایند، مقداری معادل ?? پاینت خون در یک سال. Pint معادل واحد تزریق مایع تقریباً برابر ??? میلیلیتر است
- افزایش بیش از حد آهن
در بدن راه طبیعی جهت حذف آهن وجود ندارد، بنابراین آهن موجود در خون تزریق شده در بدن انباشته و وضعیتی را به نام «افزایش غیر طبیعی آهن» (Iron Overload) ایجاد مینماید. آهن مازاد برای بافتها و ارگانهای بدن به ویژه قلب و کبد سمیاست و منجر به مرگ زودرس و یا نارسایی ارگانها در فرد بیمار میشود.
- Chelation Therapy
برای کمک به دفع آهن اضافی، بیمار تحت درمان سخت و دردناک با دارویی به نام دسفرال (Desferal) قرار میگیرد. دارو از طریق یک سوزن متصل به پمپ و زیر پوست ناحیه معده یا پاها تزریق میگردد. تزریق این دارو پنج تا هفت بار در هفته و هر بار ?? ساعت به طول میانجامد. دسفرال از طریق فرآیندی به نام Chelation به آهن متصل میگردد و با دفع آهن متصل به دسفرال میزان آهن ذخیره در بدن کاهش مییابد.
مشکلات تحمل درمان
تحمل درمان، برای بیماران مبتلا به تالاسمییک امر حیاتی محسوب میگردد. عدم تحمل این درمان منجر به مشکلات سلامتی شدید و مرگ زودرس در بیماران میشود. برای مقابله با مشکل عدم تحمل دارو، محققین به دنبال داروهای جدیدی هستند که بیمار آن را به آسانی تحمل نماید.
پیشگیری
در حال حاضر موثرترین راه پیشگیری از بیماری تالاسمیغربالگری این بیماری در سطح جمعیتی و سپس بررسی ملکولی افرادی میباشد که در غربالگری در زمره افراد تحت خطر طبقه بندی شده اند. برای این منظور در ایران برنامه کشوری غربالگری تالاسمیتوسط وزرات بهداشت در حال انجام میباشد.
مشاوره ژنتیک
مشاوره ژنتیکی در افرادی که در غربالگری در زمره افراد تحت خطر طبقه بندی شده اند و یا افرادی که دارای بستگان نزدیک مبتلا به تالاسمیهستند توصیه میشود.ریسک تکرار این بیماری در فرزندان بعدی یک زوج دارای فرزند مبتلا ??? میباشد که در صورت تعیین جهش در فرزند مبتلا و تایید ناقل بودن والدین میتوان با تشخیص قبل از تولد در طی دوران بارداری از وضعیت ابتلا یا عدم ابتلای جنین اطمینان حاصل نمود.
بیعت از نظر قران
مفهوم بیعت
بیعتبه معناى تعهد و پیمان است، که بیعت کنندگان تعهد مىدهند تا نسبتبه کسى که با او بیعت مىکنند وفادار باشند و این بستگى دارد به آنچه از جانب بیعتشونده پیشنهاد مىشود.
از این رو بیعت در مواردى بکار مىرود که از جانب مقام والایى در رابطه با امر مهمى پیشنهاد مىشود که به همراهى و یارى بیعت کنندگان نیازمند باشد، تا امکانات خود را در اختیار او بگذارند و در تحقق یافتن آن امر مهم بکوشند.
در حقیقت، این بیعتشونده است که تعهد مىگیرد، و بیعت کنندگان تعهد مىدهند.
معنى یاد شده از موارد کاربرد این واژه در قرآن بدست مىآید:
یا ایها النبى اذا جاءک المؤمنات یبایعنک على ان لا یشرکن بالله شیئا و لا یسرقن و لا یزنین و لا یقتلن اولادهن و لا یاتین ببهتان یفترینه بین ایدیهن و ارجلهن و لا یعصینک فى معروف فبایعهن و استغفر لهن الله ان الله غفور رحیم» (1) .
خداوند در این آیه به پیامبر دستور مىدهد که هر گاه زنان مؤمنه نزد تو آمدند و تعهد نمودند تا کار خلافى مرتکب نشوند و از تو فرمان ببرند، تعهد آنان را بپذیر.
این آیه پس از فتح مکه، درباره بیعت زنان، که در روى کوه صفا انجام گرفت، نازل گردید و به دنبال آن پیامبر اسلام بیعت آنان را درباره شرائط یاد شده در آیه پذیرفت و در واقع از آنان تعهد گرفت تا بر خلاف شیوه اسلامى رفتار نکنند.
ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث على نفسه و من اوفى بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما (2) .
خداوند در این آیه به پیامبر مىفرماید کسانى که با تو بیعت مىکنند، در واقع با خدا بیعت کردهاند.یعنى، پیمانى که با تو بسته مىشود پیمان با خدا است.زیرا آن دستخدا است که برتر از دستها قرار دارد و این همان تعهدى است که مسلمانان، در مقابل پیامبر صلى الله علیه و آله بر گردن گرفته بودند تا وفادار باشند، و در رابطه با اسلام و نظام پایبند بوده و در هر جنگ و صلحى که پیش آید، پا بر جا بمانند.
درباره بیعت عقبه ثانیه سال پیش از هجرت، عبادة بن صامت، که یکى از دوازده نفرى است که نمایندگى انصار را بر عهده داشتند، مىگوید:
«بایعنا رسول الله صلى الله علیه و آله بیعة الحرب، على السمع و الطاعة، فى عسرنا و یسرنا.و منشطنا و مکرهنا، و اثرة علینا.و ان لا ننازع الامر اهله.و ان نقول بالحق اینما کنا لا نخاف فى الله لومة لائم» (3) .
پیمانى که با پیامبر بستیم، پیمان جنگ بود، تا در همه حال شنوا و فرمانبردار باشیم و بیهوده عذر تراشى نکنیم.و او را بر خود مقدم داریم.و در امر زعامتبا او درگیر نشویم.و همواره حق گو باشیم، و در پیشگاه خدا از چیزى باک نداشته باشیم.
و درباره بیعت رضوان که در سایه درختى انجام گرفت و چنانچه گذشت در رابطه با آمادگى براى جنگ احتمالى با قریش بود و مورد ستایش پروردگار قرار گرفت، مىخوانیم:
لقد رضى الله عن المؤمنین اذ یبایعونک تحت الشجرة، فعلم ما فى قلوبهم فانزل السکینة علیهم و اثابهم فتحا قریبا (4) .
خداوند از مؤمنین خوشنود گردید، که با تو پیمان بستند تا استوار باشند و از نیت پاک آنان آگاهى دارد.لذا به آنان آرامشى بخشید، و پیروزى نزدیکى(فتح خیبر) برایشان فراهم ساخت.
بیعت از ریشه «بیع» (5) -به معناى فروش-گرفته شده، زیرا بیعت کننده بایع است و آنچه در توان دارد، در طبق اخلاص قرار داده، به بیعتشونده مىفروشد، بدین گونه که تعهد مىدهد و بر گردن مىگیرد که تمامى امکانات خود را در راه تعهدى که داده بکار گیرد، و در پیشگاه بیعتشونده از هر گونه خدمتشایسته دریغ نورزد.
بیعت-همانگونه که اشارت رفت-در مواردى بکار مىرود، که از جانب بیعتشونده پیشنهاد مهمى شده باشد در این صورت، او از بیعت کنندگان تعهد مىگیرد تا نسبتبه آن پیشنهاد وفادار باشند و تمامى امکانات خود را در راه تحقق آن مبذول دارند. لذا در حدیث آمده:
«الا تبایعونى على الاسلام؟» پیامبر، اسلام را بر قبایل عرب پیشنهاد مىفرمود و به آنان مىگفت، آیا تعهد نمىدهید که نسبتبه اسلام وفادار باشید؟از عرب درباره اسلام بیعت مىگرفت، تا آن را پذیرفته و در راه پیشرفت و تحکیم پایههاى آن بکوشند و از بذل هر گونه امکانات دریغ نورزند.و در احادیثبسیارى آمده است:
«نحن الذین بایعوا محمدا على الجهاد ما بقینا ابدا» .
با پیامبر پیمان بستیم تا همواره در جهاد وفادار باشیم.
«بایعناه على الموت» پیمان بستیم تا پاى جان وفادار باشیم.
«بایعت رسول الله صلى الله علیه و آله على السمع و الطاعة» .
با پیامبر پیمان بستم تا سخن نیوش و فرمانبردار باشم.
لذا بیعت در عهد رسالت چیزى جز پیمان وفادارى نبود، بیعت کنندگان به حکم وظیفه مىبایست تمامى امکانات خود را در اختیار پیامبر قرار دهند و تمامى توان خود را در راه اسلام ارزانى دارند.این گونه پیمان در حقیقت پیمان با خدا است.و در راه اسلام انجام گرفته است، تا اسلام حاکم باشد و گسترده و جهان شمول گردد.
ابن خلدون در این باره گوید:
«اعلم ان البیعة هى العهد على الطاعة، کان المبایع یعاهد امیره على انه یسلم له النظر فى امر نفسه و امور المسلمین، لا ینازعه فى شیئ من ذلک، و یطیعه فیما یکلفه به من الامر على المنشط و المکره، و کانوا اذا بایعوا الامیر و عقدوا عهده، جعلوا ایدیهم فى یده تاکیدا للعهد، فاشبه ذلک فعل البایع و المشترى فسمى بیعة، مصدر باع، و صارت البیعة مصافحة بالایدى.هذا مدلولها فى عرف اللغة و معهود الشرع. و هو المراد فى الحدیث فى بیعة النبی صلى الله علیه و آله لیلة العقبة و عند الشجرة و حیثما و رد هذا اللفظ» (6) .
بیعت، پیمان بر فرمانبردارى است.مانند آن است که بیعت کننده نسبتبه امیر(سرکرده)خود تعهد مىدهد، تا مصلحت اندیشى درباره خود و شؤون مسلمین را، به او واگذارد و با او درگیر نشود و در آنچه فرمان مىدهد، فرمان ببرد، چه خوش آیند باشد یا ناخوش آیند.و موقع بیعت، دستخود را در دست امیر مىگذاردند، مانند فروشنده و خریدار، از این رو این گونه پیمان را بیعت نامیدند که همانند معامله بیع انجام مىگیرد.همچنین مفهوم بیعت، در عرف لغت و شرع و نیز در مواردى که با پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله بیعت انجام گرفته همین گونه است.
راغب اصفهانى گوید:
«و بایع السلطان:اذا تضمن بذل الطاعة له بما رضخ له.و یقول لذلک:بیعة و مبایعة.و قوله-عز و جل-: «فاستبشروا ببیعکم الذى بایعتم به» (7) اشارة الى بیعة الرضوان» (8) .
با سلطان بیعت نمود، یعنى تعهد کرد که اطاعتخود را مبذول دارد و نسبتبه فرامین او خاضع باشد.
لذا بیعت در آن عهد، براى تاکید بر وفادارى، و فراهم ساختن امکانات بوده است. و همانگونه که در امر رسالت دخالتى نداشته، در امر زعامت پیامبر نیز دخالتى نداشته است.زیرا پیامبر از جانب خداوند به هر دو مقام منصوب گردیده بود و تاکید پیامبر بر گرفتن بیعت، تنها براى تحکیم و تثبیت پایههاى حکومتخود و فراهم ساختن امکانات بوده است.
بیعتى را که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در روز غدیر خم، از مسلمانان، درباره مقام ولایت کبراى مولا امیر مؤمنان علیه السلام گرفتبر همین منوال بود، پس از آنکه به طور صریح، على را براى خلافت و امامت پس از خود منصوب نمود، از مردم پیمان وفادارى گرفت، تا امکانات خود را-همانگونه که در اختیار پیامبر قرار دادهاند در اختیار على علیه السلام نیز قرار دهند و در تثبیت پایههاى حکومت وى بکوشند.
لذا حضرت فرمود:
«اللهم وال من والاه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله» (9) .
خداوندا، در پرتو عنایتخود قرار ده، کسى را که خود را در پرتو ولایت کبراى على قرار داده و یارى نما کسى را که على را یارى کند و از عنایتخود محروم ساز کسى را که على را رها کرده او را تنها گذارد و یارى نکند.
بیعت واجب الوفا است
بیعت، تعهدى واجب الوفا است، زیرا شریعت اسلام، آن را از لوازم ایمان شمرده و نقض عهد را مایه فزونى کفر دانسته است.
بیعت از نظر عرف و شرع، تعهدى است واجب الوفا که شرافت و کرامت انسانیت، التزام به آن را ایجاب مىکند.این خود یک تعهد شرعى است که لزوم آن در عرف، مسلم بوده، و شرع آن را امضا و تنفیذ نموده و نقض عهد از دیدگاه عقل و شرع، گناه به شمار مىرود.
قرآن، بر این امر به گونههاى مختلف تاکید کرده است.
اولا، از آن با عنوان «بیع» -که از عقود لازمه است-یاد کرده است:
فاستبشروا ببیعکم الذى بایعتم به (10) .
ثانیا، این گونه بیعت را بیعتبا خدا دانسته که پیمانى است ناگسستنى: ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله، ید الله فوق ایدیهم (11) .
و وفاى به این عهد را-که عمل به شریعت است-تجارتى دانسته که هرگز کساد ندارد:
ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلاة و انفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور (12) .
ثالثا، وفاى به این عهد را از لوازم ایمان گرفته است:
و من اوفى بما عاهد علیه الله (13) .
و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا (14) .
رابعا، نکثبیعت(نقض پیمان)را گناه شمرده است:
و من نکث فانما ینکث على نفسه (15) .
و از هر گونه عهد شکنى، با عنوان «نکث» یاد کرده که مستوجب کفر و جواز قتال است.
و ان نکثوا ایمانهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دینکم فقاتلوا ائمة الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون.الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم... (16)
و اگر پیمان شکستند و بر دین طعنه وارد ساختند پس با سران کفر بجنگید زیرا اینان را تعهدى نیستباشد تا بس کنند.آیا نمىجنگید با گروهى که پیمان شکستهاند؟!
امام امیر المؤمنین علیه السلام مىفرماید:
«و اما حقى علیکم فالوفاء بالبیعة، و النصیحة فى المشهد و المغیب، و الاجابة حین ادعوکم و الطاعة حین آمرکم» (17) .
آنچه حق من بر شما است آن استبه پیمان خود پایبند باشید.و در حضور و پشتسر ناصحانه برخورد کنید.و هر گاه شما را مىخوانیم اجابت کنید، و آنچه دستور مىدهم فرمانبردار باشید. در روایات فراوان، بیعت را همچون طوقى دانسته است که گردن بیعت کننده را فرا گرفته، و بیعت انسان را گریبانگیر و گردنگیر آن مىداند.و نکثبیع یا نقض عهد و شکستن پیمان را از گناهان بزرگ مىشمارد.
ثقة الاسلام کلینى از امام صادق علیه السلام روایت مىکند که فرمود:
«من فارق جماعة المسلمین و نکث صفقة الامام، الى الله-عز و جل-اجذم» (18) .
صفقة:دستبه دست دادن در هنگام بیعت است.
هر که از انبوه مسلمانان کناره گیرد.و بیعتخود را با امام نقض کند.روز قیامت در حالى محشور مىشود که او را خوره گرفته است.
شیخ المحدثین، صدوق، از امام صادق علیه السلام روایت کرده که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود:
«ثلاث موبقات:نکث الصفقة، و ترک السنة، و فراق الجماعة» (19) .
سه چیز موجب هلاکت است:نفض بیعت، ترک سنت، جدا شدن از جماعت.
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
«و من مات و لیس فى رقبته بیعة لامام، مات میتة جاهلیة.و لا یعذر الناس حتى یعرفوا امامهم» (20) .
هر که در گردن خود بیعتبا امام وقت را نداشته باشد، همانند دوران جاهلیتخواهد مرد.و پذیرفته نیست عذر کسى تا امام خویش را بشناسد.
روایات در زمینه ضرورت بیعت و حرمت نقض عهد با امام وقت، از حد تواتر افزون است.از این رو، بیعت که پیمان وفادارى نسبتبه مقام ولى امر است، یک واجب تکلیفى است، و شکستن آن از گناهان کبیره محسوب مىشود و کتاب و سنت و عقل و سیره عقلا ضرورت آن را ایجاب مىکند.
بنابر این نیازى نیست که براى اثبات لزوم پایبندى به بیعت، به سراغ باب وکالت رفته و آن را یک وکالت لازم بگیریم و با تکلف و دشوارى از بیعت چهرهاى تصویر کنیم که با ماهیت آن همگون نباشد. برخى از بزرگان، بیعت را که با انتخاب عمومى انجام مىگیرد، گونهاى وکالت دانسته و لزوم وفاى به آن را، از عموم اوفوا بالعقود (21) استفاده نموده است و چنین مىنویسد:
«و الانتخاب و ان اشبه الوکالة بوجه، بل هو قسم من الوکالة بالمعنى الاعم، اعنى ایکال الامر الى الغیر او تفویضه الیه...و لکن ایکال الامر الى الغیر، قد یکون بالاذن له فقط، و قد یکون بالاستنابة، بان یکون النائب وجودا تنزیلیا للمنوب عنه، و کان العمل عمل المنوب عنه، و قد یکون باحداث الولایة و السلطة المستقلة للغیر مع قبوله.
و الاول لیس عقدا.و الثانى عقد جائز-على ما ادعوه من الاجماع-و اما الثالث فلا دلیل على جوازه(عدم لزومه)بل قوله تعالى: اوفوا بالعقود یقتضى لزومه، کیف و استیجار الغیر للعمل ایضا نحو توکیل له مع لزومه قطعا...و قد مر ان البیع و البیعة من باب واحد و المادة واحدة، فحکمها حکمه، و البیع لازم قطعا..». (22)
در این عبارت انتخاب را نوعى وکالت، به مفهوم عام آن-که مطلق واگذارى به دیگرى باشد-دانسته، زیرا وکالتبدین معنى بر سه گونه است:
1-صرف اذن تصرف در مال یا ملک اذن دهنده.که از عقود محسوب نمىشود.
2-نیابت گرفتن که شخص نایب به جاى منوب عنه تصرف مىکند.و این از عقود جایزه است.
3-اعطاى ولایت و حق سلطه به دیگرى که مستقلا و با صلاحدید خود عمل کند، البته با شرط پذیرفتن او، و این گونه وکالت، دلیلى بر جایز بودن(لازم نبودن)آن وجود ندارد، بلکه عموم آیه اوفوا بالعقود شامل آن مىگردد.همانگونه که «استیجار» (کسى را به اجیرى گرفتن)نیز نوعى وکالت است و از عقود لازمه مىباشد.علاوه بر آن که بیعت از ریشه بیع گرفته شده و بیع عقدى لازم به شمار مىآید.
آنگاه، براى آنکه اثبات نماید که پذیرفتن مسؤولیت در حقیقت پذیرفتن وکالت است، به نامهاى که امام امیر المؤمنین علیه السلام به نمایندگان خود در جمع آورى مالیات نگاشته، اشاره مىکند: «فانکم خزان الرعیة، و وکلاء الامة، و سفراء الائمة» (23)
شما، خزانهداران مردم هستید و از جانب امت وکالت دارید و فرستادگان امیران مىباشید.
در این گفتار و نحوه استدلال، جاى مناقشه وجود دارد:
اولا، بردن مساله بیعت و انتخاب را زیر پرچم وکالت، ضرورتى ندارد، تا به ناچار و بدون هیچ دلیلى، براى وکالت مفهومى عام فرض کرده و براى آن اقسام سه گانه تصور نمود.زیرا اذن در تصرف، از باب اباحه و رخصت در تصرف مىباشد، و هیچگونه ارتباطى به باب وکالت ندارد.
ثانیا، تفسیر کردن وکالتبه مفهوم عام «مطلق واگذارى-تفویض» وجهى ندارد، زیرا اگر صاحب مقامى از مقام خود تنازل کرده، و آن را به دیگرى واگذار کند، به هیچ وجه مفهوم وکالتیا نیابت از آن استشمام نمىشود و هر گونه تفسیر لغوى باید مستند عرفى داشته باشد.
ثالثا، واژه «وکلاء» که در نامه امام علیه السلام بکار رفته بدین جهت است که امام علیه السلام به استناد حق ولایت، به ایشان دستور داده تا با عنوان «وکلاى امت» ، اموال مربوطه به بیت المال مسلمین را جمع آورى کنند و این مساله هیچ گونه ارتباطى با مساله بیعت و انتخاب ندارد، تا شاهد مساله گردد.
و نیز مساله «استیجار» ارتباطى به باب «وکالت» ندارد، استیجار از باب «استخدام» براى انجام کار و خدمتبه مستاجر است.
مثلا اگر کسى را براى انجام کارهاى آبدارخانه در یک اداره دولتى یا رکتیا کارخانه اجیر مىگیرند و استخدام مىنمایند، آیا عنوان نیابتیا وکالت از آن برداشت مىشود؟درست است که کارى به او تفویض(واگذار)شده، ولى همانگونه که گفته شد، مطلق تفویض به معنى و مفهوم وکالت نیست.
خلاصه آن که فرض نمودن مفهوم وکالت در یک افق عام و گسترده، سپس تفسیر کردن آن به مطلق واگذارى، آن گاه چنین نتیجه گرفتن که انتخاب گونهاى وکالت لازم است...تمامى اینها تصوراتى بیش نیست، و هیچ گونه سند لغوى یا عرفى ندارد.
علاوه، ضرورتى هم چنین تصوراتى را ایجاب نمىکند و براى اثبات لزوم بیعت و وجوب وفاى به عهد و حرمت نکث(شکستن پیمان)، نیازى به پذیرفتن این گونه تکلفات و پیمودن این راه پر مشقت نیست.زیرا کتاب و سنت و سیره عقلا، براى دلالت و اثبات آن کافى است.
بیعت در عصر غیبت
بیعت در دوران حضور(عهد رسالت و حضور امامان معصوم)تنها نقش یک وظیفه و تکلیف شرعى در رابطه با فراهم ساختن امکانات لازم براى اولیاى امور را ایفا مىکرد.و مقام ولایت و زعامتسیاسى پیامبر و امامان معصوم، از مقام نبوت و امامت آنان نشات گرفته بود و بر مردم واجب بود تا امکانات لازم را براى آنان فراهم سازند، تا بتوانند با نیروى مردمى، مسؤولیت اجراى عدالت را به بهترین شکل به انجام رسانند.و اگر مردم از این وظیفه سرباز مىزدند، هیچ گونه کاستى در مقام امامت و زعامتسیاسى آنان وارد نمىساخت و در آن صورت مردم تمرد کرده و از اطاعت اولى الامر خویش تخلف ورزیده بودند.از این رو شیعه همواره حاکمان وقت را غاصب دانسته، امامان معصوم را اولیاى خویش مىدانستهاند.
بنابر این، در عهد حضور، بیعت، نفیا و اثباتا در امامت و زعامت نقشى نداشته و تنها در ایجاد توان و قدرت اجرایى براى زعیم قانونى و شرعى نقش داشته است.
ولى بیعت در عصر غیبت، دو نقش را ایفا مىکند:
یک:شناسائى واجدین شرائط لازم در سایه رهنمود عقل و شرع.
دو:انتخاب فرد اصلح و تعهد وفادارى نسبتبه او و فراهم ساختن امکانات لازم براى ایجاد توان و قدرت اجرایى دولتحاکم.
لذا بیعت در عصر غیبت نقش به فعلیت رساندن صلاحیت رهبرى را ایفا مىکند.
اوصاف ارائه شده از جانب شرع، صلاحیت داشتن رهبر را ایجاب مىکند و مردم با شناسایى واجدین اوصاف و بیعتبا فرد اصلح، این صلاحیت را به فعلیت مىرسانند. البته این شناسایى و بیعت، امضاى شارع را به دنبال دارد که مشروعیت ولایت فقیه از همین جا نشات گرفته و به گونه حد میانه انتصاب و انتخاب صورت مىگیرد.
در توضیح این مطلب یادآور مىشویم که تعیین ولى امر، از جانب شرع به دو گونه است: -تعیین بالتنصیص، که شخص معینى بالخصوص، براى مقام رهبرى امت معرفى گردد، چنانچه در عهد رسالتبا آیه النبى اولى بالمؤمنین من انفسهم ابلاغ شد.و نیز مساله خلافت که در سخن پیامبر در غدیر خم مطرح گردید «فمن کنت مولاه فهذا على مولاه» .
2-تعیین بالتوصیف، به گونهاى که شارع اوصافى را ارائه مىدهد تا هر که واجد آن شرائط باشد، شایستگى مقام ولایت را داشته باشد: «ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله فیه» .آنگاه تشخیص واجدین شرایط را به مردم واگذار مىکند، تا به وسیله خبرگان خود، فرد اصلح را شناسایى کرده با او بیعت کنند.
سپس طبق مقبوله عمر بن حنظله «فانى قد جعلته علیکم حاکما» و نیز توقیع شریف «فانهم حجتى علیکم» ، این شناسایى و بیعت(انتخاب)مورد امضاى شرع قرار مىگیرد.
بنابر این خصوصیات رهبر در آغاز از سوى شرع ارائه مىشود و در پایان نیز مورد امضاى شارع قرار مىگیرد و بدین جهت مشروعیت ولایت فقیه، کاملا از موضع شرع نشات گرفته و نقش مردم در این میانه، نقش تشخیص موضوع و بیعت که تعهد به وفادارى است.
البته همین نقش، ولایت فقیه را-که یک حکم وضعى است-منجز و قطعى مىسازد و به فعلیت مىرساند و سهم مردم در تنجیز ولایت فقیه، سهم عمده است و به واقع این مردم هستند که در ایجاد حکومت مورد پسند خود نقش اساسى را ایفا کردهاند.
و همین، معناى میانه بین انتصاب و انتخاب را مىرساند.نه انتصاب مطلق است که مردم در تعیین آن سهمى نداشته باشند و نه انتخاب مطلق است که شرع در آن نقشى نداشته باشد.بلکه انتخابى است مردمى در سایه رهنمود شرع و مورد قبول شارع.
مسؤولیت رهبر در پیشگاه خدا و مردم
مساله مسؤولیت مقام رهبرى در پیشگاه خدا و مردم از همین وظیفه متقابل رهبر و مردم نشات گرفته، زیرا مقام رهبرى در پیشگاه الهى مسؤولیت دارد تا مجرى عدالتباشد و احکام اسلامى را بدون کم و کاست اجرا نماید و بدین جهت است که افزون بر علم و اقتدار، عدالت و تقوا نیز در مقام رهبرى شرط است.
او همچنین در مقابل ملت نیز مسؤولیت دارد و باید جوابگوى نیازهاى عمومى باشد و در تامین مصالح همگانى در همه زمینهها بکوشد و اگر کوتاهى کند یا کوتاه آید و نتواند از عهده آن برآید، از جانب مردم به وسیله خبرگان منتخب آنان بر کنار مىشود که در اصل یکصد و یازدهم قانون اساسى شرح آن آمده است.
امام امیر مؤمنان علیه السلام در رابطه با حق متقابل رهبر و مردم و مسؤولیتى که در مقابل یکدیگر دارند، مىفرماید:
«ایها الناس ان لی علیکم حقا، و لکم على حق.فاما حقکم علی فالنصیحة لکم، و توفیر فیئکم علیکم، و تعلیمکم کى لا تجهلوا.و تادیبکم کیما تعملوا.و اما حقى علیکم فالوفاء بالبیعة، و النصیحة فى المشهد و المغیب.و الاجابة حین ادعوکم.و الطاعة حین آمرکم» (24) .
اى مردم، همان گونه که من بر شما حقى دارم، شما نیز بر من حقى دارید.حق شما بر من آن است که هیچگاه از رهنمودهاى خالصانه دریغ نورزم و در تامین رفاه زندگى شما بکوشم و در تربیت و تعلیم همگانى کوتاهى نکنم.
امام علیه السلام در این سخن، سه موضوع مهم را مطرح مىکند:
1-رهنمودهاى خالصانه، پدرانه و حکیمانه، بدون جهتگیرى.که همه آحاد ملت مد نظر باشند.
2-تامین رفاه در زندگى در سطح عموم و ایجاد اشتغال و رونق دادن به کشت و کار و صنعت و تجارت و بالا بردن سطح درآمدها.
3-تعلیم و تربیتبه صورت فراگیر و فراهم نمودن امکانات پیشرفتبسوى مدارج عالیه دانش و ایجاد پژوهشگاههاى علمى در تمامى زمینهها.البته این با قطع نظر از دیگر وظایف نظام حکومت اسلامى از قبیل حراست از سرزمین اسلامى و ثروت ملى و ارزشهاى دینى و فرهنگى و نیز بالا بردن توان سیاسى و نظامى و اقتصادى کشور است که در دیگر کلمات مولا امیر مؤمنان علیه السلام آمده است.
و اما حق رهبر بر ملت، یعنى مسؤولیت امت در مقابل دولتحاکم، این است که به پیمان خود وفادار باشند و اگر کاستیهایى مىبینند، در حضور مسؤولان یادآور شوند و در غیاب آنان در صدد افشاى عیوب و اشکالات نباشند و دستورات را به طور کامل انجام دهند.
درجات بهشت
1 - جنة الخلد: وعده این بهشت به متقین داده شده است. (جنه الخلد التی وعد المتقون).(2)
2 - جنان عدن: بعضی از مفسران گفتهاند جنات عدن، وسط بهشت است که در واقع باغهای بهشتی محسوب میشود اما از بس گسترده است به طوری که هر گوشهای از آن گویی بهشت مستقلی است.
3 - جنة المأوی: جنت المأوی محل پذیرایی بهشتیان است که اعمال صالح انجام دادهاند.
4 - جنات فردوس: شاید بهترین بهشتها باشد، لذا از پیامبر(ص) نقل شده: هنگامی که از خداوند متعال تقاضای بهشت میکنید، فردوس را تقاضا کنید که وسط بهشت و قسمت اعلا و برتر آن است و بر فراز آن عرش خدا است و نهرهای بهشتی از فردوس سرچشمه میگیرد. (3)
در حدیث دیگر از امیر المؤمنین (ع) آمده است: برای هر چیز محل اعلائی است و اعلای بهشت، بهشت فردوس است که برای محمد و آل محمد(ص) است.
از ابن عباس نقل شده که باغهای بهشت هشت عدد است.
جنة المأوی، دار الجلال، دارالقرار، دارالسلام، بهشت عدن، بهشت خلد، بهشت فردوس و بهشت نعیم.(4)
به طور کلی میتوان گفت درجات و مقامات بهشت به اندازه درجات و مقامات بهشتیان است و رتبه و مقام بهشتیان با هم تفاوت دارد.
اما درباره طبقات جهنم از آیات متعدد قرآن استفاده مىشود که طبقات جهنم و ارکان آن متفاوت است. جهنم درهاى متعدد دارد شاید به این صورت باشد وقتى فردى از درى وارد جهنم شد دوباره در دیگرى باز مىشود وارد جهنم بدترى مىشود و همین طور.
قرآن مىفرماید: و سیق الذین کفروا الى جهنم زمرا حتى اذا جائوها فتحت ابوابها.(5) کسانى که کفار شدند و گروه گروه به جهنم رانده مىشوند وقتى به دوزخ مىرسند درهاى آن گشوده مىشود.
ان المنافقین فى الدرک الاسفل من النار و لن تجدلهم نصیرا. (6) منافقان در پایینترین مرحله دوزخ قرار دارند و هرگز یاورى براى آنها نخواهى یافت.
در آیه و انّ جهنم لموعدهم اجمعین لما سبعة ابواب لکلّ باب منهم جزء مقسوم.(7) جهنم میعاد گاه همه آنها است هفت در دارد و برای هر درى گروه معینى از آنها تقسیم شدهاند.
در حدیثى از على(ع) آمده است که فرمود: «آیا مىدانید درهاى دوزخ چگونه است. سپس امام یک دست خود را بر روى دیگر گذارد و آن را گشود (اشاره به این که آنها طبقاتى روى هم دیگر قرار دارند).(8)
در حدیث دیگرى از همان حضرت نقل شده است که بعد از تفسیر درهاى هفتگانه دوزخ به طبقاتى که بعضى بالاى بعض دیگر قرار دارند نامهاى این طبقات را چنین مىشمرد: از همه پایینتر، جهنم و بالاى آن لظى و بالاى آن حطمه و فوق آن سقر و بالاى آن جحیم و فوق آن سعیر و فوق آن هاویه است.(9)
طبقات جهنم یکى از دیگر دردناکتر و گروههایى که وارد آنها مىشوند یکى از دیگرى گنه کار ترند و اعمالى که آنها انجام مىدادهاند یکى از دیگرى بدتر است.
● سلامتی چیست ؟
عبارتست از رفاه کامل جسمی ، روانی و اجتماعی ، نه فقط نبودن بیماری و معلولیت ، شخص سالم کسی است که علاوه بر سلامت جسم از سلامت روان نیز برخوردار بوده و از نظر اجتماعی و روحی در آسایش باشد.
● بهداشت چیست ؟
بهداشت عبارتست از نگهداری و ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماریها و افزایش قدرت روحی ، جسمی و اقتصادی در افرادی که به علت بیماری ناتوان شده اند.
● بهداشت عمومی چیست ؟
یکی از فعالیتهای سازمان یافته اجتماعی است که به منظور حفظ ، ارتقاء و بازسازی سلامت افراد انجام می گیرد و در برگیرنده خدماتی است که به کل جامعه ارایه می شود.
● بهداشت فردی چیست ؟
شامل دستورالعملهایی است که در جهت تأمین ، حفظ و ارتقای بهداشت و سلامتی فرد بکار می رود.
▪ بهداشت پوست :
پوست یکی از اعضاء مهم و وسیع بدن است . که حاوی غدد مواد چربی است ، در نتیجه فعالیت این غدد، آب ، مواد زائد، املاح و مقداری چربی از طریق پوست از بدن دفع می شود. دفع مواد مزبور به همراه فعالیت باکتریهایی که در نقاط مختلف پوست ، خصوصاً در نواحی گرم و مرطوب زندگی می کنند سبب تخمیر مواد موجود در عرق و پوست می شوند. به این ترتیب بوی نامطبوعی ایجاد می نماید که جهت رفع آن ، اقداماتی باید انجام داد.
فعالیت غدد مولد عرق در سنین بلوغ فوق العاده زیاد بوده و با ورزش ، گرمی هوا، پوشیدن لباسهای ضخیم ، خستگی ، عصبانیت ، نگرانی ، هیجان ، بیشتر می شود و به منظور محافظت از پوست و رعایت بهداشت توجه به موارد زیر ضروری است :
هر کس باید بدن خود را حتی الامکان همه روزه یا حداقل هفته ای دوبار با آب و صابون بشوید.
تعداد دفعات استحمام با توجه به دمای هوای ، میزان فعالیت ، آلودگی هوا و محل کار متفاوت است .
شستشوی بدن با آب و صابون ، پوست را از وجود مواد زائد پاک می کند. مواد قلیایی موجود در صابون ، سبب حل شدن در چربیها و مواد زائد موجود بر پوست شده و جلوی انسداد منافذ پوستی را می گیرد.
استحمام با آب گرم نه تنها سبب بهتر حل شدن مواد زائد و نرمی و لطافت پوست می شود بلکه رفع خستگی عضلانی و افزایش خون گیری پوست را نیز شامل می شود.
استحمام ، بلافاصله پس از صرف غذا، موجب گشاد شدن عروق پوست بدن شده و خون را از معده و دیگر اندامهای داخلی متوجه پوست می کند.
برای استفاده از انواع صابون و شامپو باید به نوع پوست (چرب ، خشک ، معمولی ) توجه کرد.
استفاده از وسایل شخصی در استحمام ضروریست . چرا که استفاده مشترک از این وسایل سبب انتقال بیماریهای عفونی و قارچی می شود.
از آنجا که بسیاری از بیماریهای انگلی و عفونتهای روده ای از طریق دستها و ناخنهای آلوده انتشار می یابند، شستن صحیح دستها و کوتاه کردن ناخن ها بطور مرتب ضروری است .
قبل از غذا خوردن ، طبخ غذا، هنگام آماده کردن ظروف و وسایل سفره ، بعد از رفتن به توالت و دست زدن و نظافت کردن حیوانات ـ باغبانی و زراعت و پس از ملاقات و تماس با بیماران مبتلا به بیماریهای واگیر، شستن صحیح دستها، توصیه می شود.
عادات جویدن ناخن غیر بهداشتی بوده و سبب ابتلای فرد به بسیاری از بیماریها خواهد شد.
شست و شوی روزانه پاها، از تجزیه عرق و بوی نامطبوع پا جلوگیری می کند.
استفاده از کفش مناسب به نحوی که هیچ گونه فشاری به پا وارد نکرده و سبب تغییر فرم طبیعی استخوان بندی پا نشود، از نکات مهمی است که باید در مورد سلامت پا و ستون فقرات ، بدان توجه نمود.
▪ بهداشت مو :
ـ موی سالم ، ظاهری درخشان ، مرتب و قابل انعطاف دارد نکات اساسی که در بهداشت مو باید مورد توجه قرار گیرد عبارتند از:
نوع شامپو و سایر مواد پاک کننده مهم بوده و انتخاب صحیح آنها با توجه به مشخصات مو، به ویژه میزان چرب بودن آنها است و باعث تقویت رشد مو و سالم ماندن آنها می شود.
برس کشیدن روزانه موها باعث تشدید سرعت جریان خون
در پوست سر شده و از جمع شدن گرد و غبار و مواد زائد در پوست سر جلوگیری به عمل می آورد.
شوره سر با شستن مرتب موها، شانه کردن و برس زدن قابل کنترل خواهد بود.
پس از شست شوی موها، برای خشک کردن آنها باید از مالش شدید با حوله خودداری شود و بجای آن ، موها را با فشار دادن به حوله خشک کرد.
دفعات شست و شوی موها به نوع آن (چرب ـ خشک ـ معمولی ) بستگی دارد.
▪ بهداشت چشم :
ـ اختلال در بینایی ، سبب کاهش ارتباط فرد با محیط و توان یادگیری وی می شود. به منظور پیشگیری از بروز اختلال در قوه بینایی ، رعایت این نکات بهداشتی ضروری است :
استفاده از حوله شخصی و تمیز، در پیشگیری از عفونتهای چشمی ، امری بسیار مهم است .
هنگام مطالعه می بایست از نور کافی که از پشت سر و طرف چپ می تابد، استفاده نمود و فاصله چشمها از سطح مطالعه باید بین ۴۵ـ۳۰ سانتی متر باشد.
در صورت بروز عوارضی مانند تاری دید، اختلال در قدرت بینایی ، خستگی در هنگام مطالعه و ... سریعاً به چشم پزشک مراجعه کنید.
مصرف غذاهای متنوع و مناسب ، خصوصاً غذاهای حاوی ویتامین A ، در سلامت چشمها نقش اساسی دارد.
در صورت مشاهده هر گونه اختلال در ظاهر چشم ها، اعم از افتادگی پلک ، قرمزی ، تورم ، انحراف و ... باید سریعاً به پزشک مراجعه نمود.
در صورت ورود اجسام خارجی و یا مواد شیمیایی به چشم ها از مالش آنها خودداری نمایید و سریعاً چشم را با مقادیر فراوان آب ، شست و شو داده و با یک گاز تمیز پوشانده و سریعاً به پزشک مراجعه نمایید.
برای شست و شوی چشم از ماساژ آن به هنگام شست و شو، جداً خودداری نمایید. بهترین راه این است که پلک ها را از دو طرف کنار زده و چشم را در زیر شیر آب نگهدارید.
بهداشت
کلاس درس برخطی مربوط به موضوع این مقاله در کلاسهای درس اینترنتی در بخش بهداشت عمومی موجود است.
بهداشت علم و هنر پیشگیری از بیماریها، طولانی کردن عمر و ارتقا سلامتی بهوسیله کوششهای متشکل اجتماعی است. بر همین اساس، تعاریفی برای بهداشت فردی، بهداشت عمومی، بهداشت روانی و بهداشت غذایی وجود دارد.
تاریخچهٔ بهداشت
بیماریها تا حدود ۳۹۰۰ سال قبل از مسیح، صرفاً بلای آسمانی به شمار میآمدند و کسی به درمان و رسیدگی به حال بیماران اقدام نمیکرد[۱].
با این وجود، مردم دوران پیشاتاریخ با توجه به تجربیات و نیز، اعتقادات مذهبی یا خرافی خود، به گونهای از بیمار شدن جلوگیری میکردند[۲].
در روم باستان، بهداشت به عنوان نماد سلامتی شناخته میشد. به همین منظور، حمامهای عمومی متعددی در شهرهای مختلف ساخته میشدند، که شرق نیز رواج یافتند. علاوه بر استحمام که تا حدودی مفهومی تزکیهکننده داشت، ماساژ و کرمهای معطر نیز مورد استفاده قرار میگرفتند. منشأ کلمهٔ بهداشت [۳] نیز به همان دوره، و به الههٔ سلامتی و پاکیزگی، هیجیا (به یونانی باستان: Ὑγιεία)
، دختر اسقلبیوس بازمیگردد. [۲] [۴]
در ابتدای قرون وسطی، استحمام به عنوان پاککنندهٔ روح، در میان بسیاری از مردم متداول شد. ولی به مرور زمان و با گسترش اعتقادات خرافاتی مبنی بر این که آب موجب باز شدن منافذ پوست و ورود بیماریها به بدن میشود، استحمام از رواج افتاد؛ و حمامهای عمومی منبعی برای ابتلا به بیماریها شناخته شد. در مقابل، چرک بدن لایهٔ محافظی در برابر بیماریها پنداشته شد. بهعلاوه، توالتها در مکان عمومی و در ملأعام قرار داشتند (حتی در قلعهٔ پادشاهان)، و فضولات در کوچهها منظرهای طبیعی شناخته میشد. دستها و صورت تنها بخشهایی از بدن که در این دوره به طور منظم شستوشو میشدند. به این ترتیب، برای پوشاندن بوی بد بدن تنها از انواع عطر استفاده میشد.
این وضع در دوران رونسانس به علت شیوع بیماریهایی خطرناک، چون سیفیلیس و طاعون بدتر شد. مردم برای جلوگیری از ابتلا به این بیماریها، استفاده از آب را به حداقل رسانیدند، و برای شستوشو تنها از پارچههایی خشک استفاده میکردند.
در دورهٔ پادشاهی لویی شانزدهم، استفاده از آب ,دوباره و به تدریج متداول شد. توالت و دستشوییها به اتاقهایی جداگانه منتقل شد و استحمام به دور از چشم دیگران انجام گرفت. داشتن حمام در خانه رواج یافت؛ هرچند هدف از آنها در درجهٔ اول استراحت بود، و نه شستوشو.
در قرن نوزدهم، استحمام لازمهٔ رعایت بهداشت فردی شد و شستن دست و صورت با صابون در میان اغلب مردم رواج یافت. در اواخر قرن نوزدهم، اکثر ساختمانها در اروپا دارای حمام و دستشویی بودند. ایجاد شبکههای فاضلاب زیرزمینی و تصفیهخانه نیز در قرن بیستم موجب ارتقای سطح بهداشت عمومی در شهرها شد. به علاوه، سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۴۶، به منظور هماهنگی و ارتقای وضعیت بهداشت عمومی در سطح جهان تأسیس یافت.[۴] [۲] [۵]
بهداشت در جهان اسلام
با ظهورش در قرن هفتم پس از میلاد، اسلام تأکید زیادی بر رعایت بهداشت و پاکیزگی داشت. علاوه بر ضرورت پاکیزگی در حین نمازهای پنجگانه با وضو و غسل، واجبات و توصیههای دیگری (از جمله رعایت بهداشت غذایی، مسواک زدن، استحمام، تطهیر نجاسات...) در رابطه با رعایت بهداشت در دین اسلام وجود دارد. [۶]
سطوح بهداشت
طبق سازمان جهانی بهداشت، بهداشت به بر سه سطح استوار است: پیشگیری سطح اول، سطح دوم و سطح سوم.
پیشگیری سطح اول
این مرحله عبارت است از مجموعهٔ اقداماتی که برای جلوگیری از بروز بیماری انجام میشود. این اقدامات موجب بالا رفتن میزان قدرت جسمی و روانی افراد جامعه و سالمتر شدن محیط زندگی میشود؛ و خود به دو مرحله تقشیم میشوند:
ارتقای بهداشت
شامل آموزش همگانی بهداشت، بهبود رژیم غذایی بر اساس گروههای سنی، فراهم آوردن شرایط مناسب مسکن، کار، و تأمین تفریحات سالم میشود.
حفاظت ویژه در مقابل وقایع بهداشتی و بیماریها
شامل روشهایی اختصاصی است که از بروز برخی بیماریها جلوگیری میکند؛ همچون تزریق واکسن برای پیشگیری از ابتلا به سرخک، کزاز، سیاهسرفه، فلج اطفال و...، سمپاشی برای مبارزه با پشهٔ مالاریا، استفاده از کپسول ویتامین A برای جلوگیری از ابتلا به شبکوری، کم کردن گردوغبار در معادن برای پیشگیری از بیماریهای ریوی نزد کارگران، و مبارزه با آلودگی هوا و استعمال دخانیات برای پیشگیری از سرطان ریه.
پیشگیری سطح دوم
این مرحله شامل تشخیص به موقع بیماری و درمان مناسب و به سرعت است. این اقدامات برای جلوگیری از سیر بیماری به طرف مراحل پیشرفته، به وجود آمدن نقص و ناتوانی و سرایت بیماری به افراد سالم ضرورت دارد.
پیشگیری سطح سوم
در این مرحله، هدف متوقف کردن سیر بیماری و جلوگیری از ناتوانی کامل یا مرگ است. فیزیوتراپی برای برگرداندن حرکت به یک عضو عارضهدیده، نمونهای از این اعمال است. عملهای جراحی، استفاده از عینک، سمعک و ورزشهای مخصوص، مثالهایی دیگر از اقداماتی هستند که برای بازگرداندن قسمتی از تواناییهای از دست رفته یا جلوگیری از ناتوانایی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند. [۷]
بهداشت فردی
شستن دستها یکی از مهمترین شیوههای رعایت بهداشت فردی و جلوگیری از انتقال بیماریهای مسری است.
بهداشت فردی متشکل از روشها و اصولی جهت پیشگیری از بروز انواع بیماریها و پاکیزه نگهداشتن اعضای بدن است. سادهترین امور اعم از شستشوی دست و یا استحمام کل بدن، نظافت مو و ناخن و رعایت اصول نظافت و پاکیزگی لباس و انواع پوششهای فردی میتواند سلامت یک فرد را تا حدود بسیار زیادی تأمین کند.
بهداشت فردی پایهٔ اصلی سلامت فرد و در نهایت یک جامعه را تشکیل میدهد. با رعایت چندین نکتهٔ ساده و روزمره در زندگی فرد، امنیت بالایی برای وی حاصل میشود که نتیجهٔ آن پیشگیری بهتر از درمان خواهد بود.
از صدای بوق کامپیوتر مشکل سخت افزاری آنرا حل کنید(عمومی)
یکی از اصلی ترین عملیات کامپیوتر در هنگام روشن شدن عملیات POST یا Power On Self Test میباشد. که تمامی نرم افزارها و قطعات سخت افزاری لازم برای بوت سیستم را تست کرده و آماده به کار میکند . گاهی اتفاق می افتد که یک یا چندی از برنامه ها یا قطعات معیوب شده یا به عللی از انجام وظیفه باز می مانند، اینجاست که بایوس با تنها راه ارتباطی مستقیم با کاربر ( بوق ) شما را آگاه می سازد. اما تا وقتی که از مفهوم بوقهای بایوس اطلاع نداشته باشید تشخیص اینکه کدام یک از قطعات وظیفه خود را به خوبی انجام نمیدهد، تقریبا غیر ممکن است. ورفع اشکال را با سختی و مشقت بسیار همراه میکند. در ادامه بوقهای اصلی شرکت تولید کننده تراشه بایوس AWARD را شرح داده ام.
کدهای بوقی بایوس AWARD :
بایوس آوارد عمدتا به پیامهای خطا برای آگاه کردن کاربران از وجود مسئله اتکا دارد، اما چند کد بوقی مشهور وجود دارد که این تراشه بایوس تولید میکند:
تعداد بوقها در عملیات Post مفهوم بوق
نا محدود (تکرار شوند) خطای حافظه سیستم
یک بوق بلند پس از دو بوق کوتاه خطای کارت گرافیک
یک بوق باند پس از سه بوق کوتاه خطای گرافیک یا حفظه گرافیک
بوقهای با ارتفاع بالای نا محدود (تکرار شونده) خطای داغ شدن پردازنده
بوقهای با ارتفاع بالا ،با ارتفاع پایین ( تکرار شونده) خطای پرازنده
نکته : اگر موقع عملیات POST یک ، دو یا سه بوق بشنوید، تعویض کارتهای RAM را در نظر بگیرید یا دست کم آنها را بررسی کنید تا اطمینان یابید که درست نصب شده اند. اگر در عملیات POST هشت بوق بشنوید اطمینان یابید که کارت ویدئویی درست نصب شده است، ممکن است لازم باشد که آن را عوض کنید. اگر موقع عملیات POST تعداد بوقها با آنچه گفته شد متفاوت بود ( چهار تا هفت یا 9 تا یازده بوق)، ممکن است یک مسئله جدی در مدار مادر یا قطعات دیگر وجود داشته باشد، کامپیوتر را به یک تعمیرگاه ببرید
بوق زدن کامپیوتر زمان روشن شدن(سهشنبه 9 بهمن 1386 ساعت 12:10 عصر )
وقتی یک کامپیوتر روشن میشود و آماده برای بالا آمدن میشود و یا وقتی کامپیوتر reset میشود BIOS سیستم شما با عملکردی به نام POST که فکر کنم در اموزش سخت افزار توضیح داده ام به تست کردن سخت افزار سیستم شما میپردازد تا از درستی اتصال انواع device ها مطلع شود .
در اینصورت اگر سیستم با مشکلی مواجه شود POST برای BIOS پیغام خطا میفرستد اینکه مثلا کارت گرافیمکی شما با مشکل مواجه است مثلا از جای خودش تکان خورده یا اینکه ram شما با مشکل مواجه شده است بیپ یا همون بوق هایی متداول ارسال میکند و شکا را از ان مطلع میکند بنا بر این بهتر است با اینگونه بوق ها اشنا بشویم تا در صورت هر گونه عیبی خودمان در صورت امکان رفع اشکال کنیم .
البته همانطور که گفتم BIOS های سیستم از شرکت های مختلفی تولید میشود که من در اینجا از دو شرکت AMI (American Megatrends International) و Phoenix ذکر میکنم .
AMI Beep Codes
یک بوق : اشکال از DRAM میباشد . بنابراین مشکلی در حافظه سیستم به وجود امده و یا motherboard.
دو بوق: حافظه فاقد تعادل است . تساوی گردش در حافظه به درستی کار نمیکند .
سه بوق: 64 کیلو بایت مورد نیاز برای شروع و راه اندازی سیستم در دسترس نیست که این هم به RAM بر میگردد .
چهار بوق : تایمر سیستم شما با مشکل مواجه شده است که مانع از درستی همزمان عملکرد motherboard میشود .
پنج بوق : CPU با مشل مواجه است .
شش بوق: ورودیه A20/Keyboard کنترلر ان با مشکل مواجه است IC کنترل کننده keyBoard با مشکل مواجه شده است و مانع از ورودیه A20 برای سوییچ کردن پردازنده میشود .
هفت بوق : حافظه مجازی Virtual با مشکل مواجه است
هشت بوق : حافظه کارت ویدئو مشکل دارد BIOS نمیتواند بر روی فریم های بافر کارت ویدئو بنویسد .
نه بوق : ROM شما مشکل دارد. چیپ BIOS ROM روی motherboard دچار خطا است .
ده بوق : CMOS هم مشکل دارد . سعنی یه چیزی روی motherboard مانه از فعل و انفعال با CMOS میشود .
یازده بوق : کش در level 2 حافظه غش کرده .
یک بوق بلند و دو بوق کوتاه : سیستم ویدئویی مشکل داره
یک بوق بلند سه بوق کوتاه : بازهم خطا در مورد 64 k میباشد .
یک بوق بلند هشت بوق کوتاه : عملگر تست کردن خطا داره .
بوق مداوم : یا اشکال از RAM یا از ویدئو .
Phoenix Beep Codes
این شرکت از بوق های دنباله دار استفاده میکند من برای مشخص کردن فاصله بوق ها از خط تیره - استفاده میکنم یعنی یک توقف و ادامه یعنی 1-2-3 یعنی اول یک بوق بعد دو بوق بعد هم سه بوق . ویرایش چهارم به پایین این محصول از سه بوق و از ورژن چهار به بالا از چهار بوق استفاده میکند .
ورژن چهار :
1-1-1-3 یا 1-1-2-1 : CPU/motherboard مشکل دارد
1-1-2-3 یا 1-1-3-1 یا 1-1-3-2 یا 1-1-3-3: motherboard مشکل داره یا یکی از اجزا
1-1-3-2 یا 1-1-3-3 یا 1-1-3-4 : اشکال از حافظه 64K
1-1-4-1 : کش در level 2 مشکل داره .
1-1-4-3 : اشکال از پورت I/O .
1-2-1-1 : مدیریت پاور power management
1-2-1-2 یا 1-2-1-3 : motherboard
1-2-2-1 کیبورد و 1-2-2-3 : BIOS ROM
1-2-3-1 : System timer
1-2-3-3 : DMA
1-2-4-1: IRQ.
منبع :
www.fa.wikipedia.org
بمباران شیمیایی سردشت، بمبارانی است که در ۷ و ۸ تیرماه سال ۱۳۶۶ خورشیدی، توسط هواپیماهای بمبافکن عراق و با بمبهای شیمیایی در چهار نقطه پر ازدحام شهر سردشت انجام شد. در این حمله زنان و کودکان و مردم بیگناه آن شهر و اطراف آن هدف گازهای کشندهٔ شیمیایی قرار گرفتند.
رژیم عراق که در آن دوران از جبهههای جنگ ناامید بود، قصد داشت تا با انجام این بمباران شیمیایی به اهداف خود برسد.
«عوامل شیمیائی به ترکیباتی اطلاق میگردد که در صورت کاربرد مؤثر علیه انسان، حیوان یا گیاه، منجر به مرگ یا ضایعات قابل توجه دائمی یا موقتی در ساختار اندامی آنها میشود.»[۱]
نتایج
حمله شیمیایی هواپیماهای عراق به شهر سردشت در غرب ایران، به مرگ ۱۱۰ نفر و زخمی شدن پنج هزار تن منجر شد. هنوز هم مردم شهر سردشت از پیامدهای این رویداد رنج میبرند.
کشتار غیرنظامیان
در کتاب «حقوق مخاصمات مسلحانه» نوشتهٔ «شارل روسو» آمدهاست: «جنگ به هیچ وجه رابطهی انسان با انسان نیست، بلکه رابطهی دولت با دولت است که در این رابطه افراد خصوصی به گونهای اتّفاقی دشمنِ یکدیگر شدهاند و این نه به عنوان دو انسان بلکه به عنوان شهروند، نه به عنوان اعضاء یک میهن بلکه به عنوان مدافع»[۲]
در جریان جنگ غیرنظامیان در آن دخالتی ندارند و بنابراین آثار جنگ هم نباید دامنگیر آنان شود. طبق مقرّرات وضع شده در سال ۱۸۷۴ (کنفرانس بروکسل) و سالهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ (کنفرانس لاهه) کشورهای متخاصم ملزم شدهاند که از سرایت جنگ به افراد غیر نظامی خودداری کرده و افراد غیر نظامی را از صحنهی درگیری خارج نمایند. علاوه برآن از گسترش جبهههای جنگ به مناطق مسکونی منع شدهاند.
واکنشها
بمباران شیمیایی شهر مرزی سردشت فجیعترین تهاجم شیمیایی بود که آثار و مشکلات منفی بسیاری به وجود آورد. جمهوری اسلامی ایران، این تهاجم را غیر انسانی اعلام داشت و شهر سردشت را اولین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان پس از بمباران هستهای هیروشیما نامید.
با این حال پس از انجام این بمبارانها، مجامع جهانی هیچ اقدامی برای جلوگیری از ادامهٔ این تجاوز انجام ندادند و بیاعتنا از کنار این حادثه گذشتند.
بمباران شیمیایی حلبچه
تاریخچه استفاده از سلاح شیمیاییکنوانسیون منع جنگ افزارهای شیمیایی
چگونگی کسب توانایی عراق در زمینه ی جنگ ا فزارهای شیمیاییتوانایی شیمیایی عراق در آغاز جنگ تحمیلی
تاریخچه استفاده از سلاح شیمیایی
قبل از جنگ جهانی اول در سال 1763 میلادی امریکایی ها سلاح شیمیایی را علیه سرخپوستان که صاحبان اصلی سرزمین امریکا بودند، به کار گرفتند.
در جنگ جهانی اول در سال 1915 میلادی سلاح شیمیایی از سوی نیروهای آلمانی به کار گرفته شد و سپس دیگر کشورها استفاده از آن را در برنامه های جنگی خود گنجاندند.
پس از جنگ جهانی دوم، انگلیسی ها در سال 1951 میلادی از ماده ی فیتوتوکسین در مالایا علیه استقلال طلبان این سرزمین استفاده کردند.
امریکا در جنگ ویتنام، کامبوج و لائوس، مواد شیمیایی و میکروبی را به کار برد. در سال 1975، ویتنامی ها مواد شیمیایی را در کامبوج علیه خمرهای سرخ، به کار بردند.
در سال 1979، ارتش شوروی (سابق)، در اشغال افغانستان از این گونه سلاح ها استفاده کرد.
رژیم نژاد پرست افریقای جنوبی در 8 مارس 1982 میلادی از یک نوع ماده ی سمی علیه نیروهای سواپو در نامیبیا بهره گرفت.
رژیم بعث عراق، در طول جنگ تحمیلی به طور مکرر علیه رزمندگان اسلام از انواع سلاح های شیمیایی استفاده کرد.
اولین تلاش ها برای اعمال ممنوعیت استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک در اعلامیه های 1868 سن پطرزبورگ، 1874 بروکسل و 1898 لاهه نمایان شد، امّا هیچ کدام از آن ها به تنظیم یک معاهده ی بین المللی نیانجامید.
در نتیجه ی کوشش های فراوان، سرانجام در سال 1907، یک معاهده ی بین المللی که از نظر حقوقی تعهد آور بود تنظیم شد. با شروع جنگ جهانی اول، کنوانسیون 1907 لاهه نتوانست از وقوع جنگ شیمیایی ممانعت کند. کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی کشورها را به امضای پروتکل 17 ژوئن 1925 ژنو درباره ی منع کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک وادار کرد، امّا این پروتکل، توسعه، تولید یا ذخیره سازی جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیک را منع نکرد.
در 16 دسامبر 1917، مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه ی منع، توسعه، تولید و انباشت جنگ افزارهای میکربی و سمی و نابود سازی آن ها را تصویب کرد.
در 11 نوامبر 1987، سازمان ملل قطعنامه ای در مورد جنگ افزارهای شیمیایی به تصویب رساند.
کنوانسیون منع جنگ افزارهای شیمیایی
این کنوانسیون دارای یک مقدمه، 24 ماده و 3 متن پیوست است و دبیر کل سازمان ملل، دبیر این کنوانسیون است. تهیه و تنظیم فنی کنوانسیون مزبور قریب 24 سال به درازا انجامید و مذاکرات تدوین آن در ماه ژوئن 1992 در کنفرانس خلع سلاح پایان پذیرفت. سپس طی قطعنامه ای در اجلاس چهل و هفتم مجمع عمومی سازمان ملل به اتفاق آرا به تصویب رسید.
چگونگی کسب توانایی عراق در زمینه ی جنگ افزارهای شیمیایی
عراق در سال 1980، با انتقال مقادیری از عوامل شیمیایی و مواد اولیه ی مربوطه از ذخایر شوروی سابق، و هم چنین خرید تجهیزات ویژه از کشورهای اروپایی و ایالات متحده ی امریکا برای نیل به تولید مستقل جنگ افزارهای شیمیایی، اقدام کرد.
در سال 1982، با کمپانی «درای رایخ» آلمان که تأمین کننده ی وسایل فنی شیمیایی است قراردادی منعقد کرد و جهت تولید عوامل اعصاب به خرید مواد شیمیایی از منابع غربی از جمله امریکا اقدام کرد. یکی از مقام های برجسته ی پنتاگون می گوید:(1)
« ما می دانیم کارخانه های آلمان غربی عراق را در تولید جنگ افزارهای شیمیایی یاری می کنند. یکی از آن ها نقش برجسته ای در این امر دارد و هنوز هم در عراق به کار خود ادامه می دهد.»
عراق با خرید مواد شیمیایی از امریکا، آلمان غربی، هلند و کمک کارشناسان آلمان موفق شد چندین تن گاز اعصاب در هر هفته تولید کند.
توانایی شیمیایی عراق در آغاز جنگ تحمیلی
عراق در 31 شهریور 1359، تهاجم سراسری خود را از سه جبهه آغاز کرد. مرکز ثقل این تهاجم جبهه ی جنوب بود. در آن زمان ارتش عراق، دارای مشخصات توانایی تهاجمی جنگ افزارهای شیمیایی به شرح زیر بود:
1- توانایی حفاظتی و رفع آلودگی، وسایل حفاظتی انفرادی – یگانی برای کلیه ی پرسنل در داخل خودروهای زرهی، وجود گروهان شیمیایی و رفع آلودگی در لشکرهای رزمی.
2- داشتن مناسبات تجاری دراز مدت با شوروی که بزرگ ترین تدارک کننده ی جنگ افزارهای شیمیایی مورد نیاز عراق بود.
3- داشتن مناسبات تجاری با غرب از جمله انگلستان، هلند، آلمان غربی و امریکا به منظور خرید مواد شیمیایی و تجهیزات حفاظتی مورد لزوم جهت نیل به خودکفایی در زمینه ی ساخت جنگ افزارهای شیمیایی.
4- در اختیار داشتن انواع سیستم های پرتاب مهمات شیمیایی از جمله هواپیماهای دور پرواز، توپ خانه، راکت های سطح به سطح و موشک ها.
کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی توسط عراق
در اوایل جنگ تحمیلی، در منطقه ی شلمچه رژیم عراق برای اولین بار به طور محدود اقدام به استفاده از سلاح شیمیایی کرد و برای دومین بار در منطقه ی میمک تکرار شد.
عراقی ها از آذر سال 1361، به طور پراکنده از عوامل شیمیایی کشنده استفاده کردند. ابتدا مقدار محدودی از سولفورموستارد (عامل تاول زا) را به منظور درهم شکستن سازمان رزمی رزمندگان ایران در تک های شبانه مورد استفاده قرار دادند.
در سال 1362، عراق به کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی در پیرانشهر و حوالی پنجوین مبادرت ورزید. ایران حادثه ی پنجوین را «جنایت جنگی» نامید و مجروحین جنگ شیمیایی به بیمارستان های تهران اعزام شدند.
در اواخر 1363، عراق به دو علت از کاربرد جنگ افزارهای شیمیایی موقتاً منصرف شد:
1- در رابطه با اعتراض های قبلی اروپا.
2- علنی شدن ابعاد گسترده ی کاربرد این جنگ افزارها در جنگ با ایران.
استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی در بُعد وسیع توسط عراق از اوایل زمستان 1364 که رزمندگان ایران توانستند شهر فاو را تصرف نمایند، مجدداً آغاز شد.
در اوایل سال 1366، عراق بار دیگر از جنگ افزارهای شیمیایی به طور انبوه در جبهه ی مرکزی سومار استفاده کرد.
پس از عملیات والفجر 8، نیروهای عراقی به طرز بی سابقه ای از مواد سمی شیمیایی استفاده کردند. حدود 7000 گلوله ی توپ و خمپاره حاوی مواد سمی علیه مواضع نیروهای ایران شلیک شد. در طول 20 روز هواپیماهای عراقی بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه ی عملیات فرو ریختند و متجاوز از 30 تهاجم شیمیایی علیه هدف های غیر نظامی در ایران انجام شد.
بمباران شیمیایی شهر سردشت توسط عراق در هفتم تیر 1366 فجیع ترین و وحشتناک ترین تهاجم از این نوع بود که سبب کشته و مجروح شدن عده ی بسیاری از مردم غیر نظامی شد. جمهوری اسلامی ایران شهر سردشت را نخستین شهر قربانی جنگ افزارهای شیمیایی در جهان بعد از بمباران هسته ای هیروشیما نامید.
وحشیانه ترین مورد استفاده در اسفند 1366، در حلبچه بوده است که وسیع ترین مورد استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی از زمان جنگ جهانی اول تاکنون به شمار می رود که حداقل 5000 تن از مردم کُرد و مسلمان این شهر را کشته و 7000 تَن دیگر را مجروح کرد.
فاجعه ای که در حلبچه رخ داد بدون شک با فجایعی همچون بمباران اتمی شهرهای «هیروشیما و ناکازاکی» ژاپن به دست امریکا، قابل مقایسه است.
به کارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق، در حالی صورت می گرفت که این کشور جزو 120 کشور امضا کننده ی پروتکل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح های سمی، خفه کننده و ترکیبات باکتریولوژیک قرار داشت. پروتکل 1925 ژنو که طی قطعنامه ی 2161 (21)B سازمان ملل متحد مجدداً به تصویب رسیده است، صراحتاً استعمال سلاح های شیمیایی را منع می کند. قسمت هایی از پروتکل 1925 ژنو به شرح زیر است:
امضا کنندگان تام الاختیار زیر به نام دولت های خود اعلام می دارند:
«نظر به این که در موقع جنگ، استعمال گازهای خفه کننده و مسموم یا امثال آن ها و هم چنین هر قسم مایعات و مواد یا عملیات شبیه به آن حقاً مورد تنفر افکار عمومی دنیای متمدن است،
دوَل متعاهد تقبل می نمایند ممنوعیت استعمال گازهای خفه کننده و مسموم شبیه آن را به موجب این اعلامیه به رسمیت شناخته و هم چنین تعهد می نمایند که ممنوعیت مزبور را شامل وسایل جنگ میکروبی نیز دانسته و خود را ملزم به رعایت مدلول مراتب فوق بدانند.»
پروفسور «اوبن هندریکس» رییس آزمایشگاه سم شناسی بیمارستان دانشگاه گان (فلاندر، در شمال غرب بلژیک اظهار می دارد: عراق از سه نوع گاز مختلف علیه حلبچه استفاده کرده است. وی تأکید کرد که نیروهای عراقی شهر حلبچه را در روزهای 17 و 18 مارس (27 و 28 اسفند 66) با گاز خردل (ایپریت)، گازهای اعصاب (تابون، سارین یا سومان) و بالاخره با سیانوژن بمباران کرده اند. وی افزود که این سه نوع سلاح به صورت مجزا ولی با فاصله ای کوتاه و به طوری که به صورت یک «کوکتل بسیار سمی» در آیند، مورد استفاده قرار گرفته اند.
بی بی سی رادیو دولتی انگلستان در 6/1/1367، گزارش داد: یک دکتر بلژیکی و یک دکتر هلندی از سازمان بهداشت بین المللی موسوم به پزشکان بدون مرز و یک متخصص مسایل شیمیایی به اتفاق آرا تأیید کردند که در حلبچه و مناطق اطراف آن علیه مردم غیر نظامی از سلاح های شیمیایی استفاده شده است.
خبرگزاری فرانسه 12/1/1367 اعلام کرد: «حلبچه شهری از کردستان عراق که به تصرف ایران در آمده و طی روزهای 27 و 28 اسفند ماه توسط عراق بمباران شیمیایی شده، منجمد و ساکن در خوابی عمیق فرو رفته است.»
نیویورک تایمز امریکا در 16/1/1367 نوشت: «این عمل از هر جهت و به هر مفهوم یک جنایت جنگی است که با انکارهای سست و رسمی عراق و عذر و بهانه های غیر رسمی در مورد استفاده از یک سلاح ناجوانمردانه در آمیخته است.»
سرلشکر «رفیق السامرایی» رییس پیشین استخبارات (اطلاعات) نظامی عراق در مورد بمباران شیمیایی گفته است:(1)
«جنایتی که در حلبچه اتفاق افتاد، توسط 50 فروند جنگنده ی عراقی صورت گرفت. محموله ی هر یک از این جنگنده ها چهار بمب شیمیایی بود. این حمله به دستور صدام صورت گرفت. بمباران حلبچه به دلیل ناامیدی و یأسی بود که در صدام به وجود آمده بود، زیرا در تاریخ های 10 و 11 مارس 1988 ایرانی ها منطقه ی دربندیخان و حلبچه و مناطق اطراف آن را مورد تهاجم قرار داده و موفقیت هایی کسب کرده بودند. در این حملات گروه های کرد آن ها را همراهی می کردند. صدام تیپ و لشکرها را یکی پس از دیگری به مقابله با نیروهای ایران فرستاد تا مانع از پیشروی در عراق شوند، امّا هیچ نتیجه ای در پی نداشت و خسارات فراوانی به نیروهای عراقی وارد شد. در انتقام از این حمله، صدام دستور داد تا حملات شیمیایی گسترده ای را روی حلبچه انجام دهند. نظر استخبارات عراق کاملآ متفاوت بود: سازمان سیا به ما اطلاع داد که تعداد محدودی از واحدهای توپخانه ایران از محور شرق شط العرب به محور حلبچه در شمال انتقال یافته اند. ما با توجه به مسؤولیتی که داشتیم صدام را از این امر با خبر ساختیم. بخش عظیمی از واحدهای توپخانه ی ایران از فاو عقب نشینی کردند. تشکیلات ما برای مقابله با حمله ی ایران در حلبچه آماده شده، امّا صدا م با چنین فاجعه ای موافقت کرد.
فرماندهانی که دستور صدام را مبنی بر بمباران شیمیایی حلبچه اجرا کردند، فرماندهان نیروی هوایی، سرلشکر حمید شعبان، معاون فرماندهی عملیات، سرلشکر ستاد سالم سلطان البصو و فرماندهان دیگر بودند. امّا خلبانان پنجاه نفر بودند و کاملاً اطلاع داشتند که هواپیماهایشان حاوی بمب های شیمیایی است. صدام از سلاح های شیمیایی در مناطق دیگر عراق در شمال و جنوب این کشور استفاده کرده است. در طول قیام های سال 1991 از مواد شیمیایی خفیف بر روی مراقد ائمه در کربلا توسط هلیکوپتر استفاده کرده است. ایران در طو ل جنگ سلاح شیمیایی در اختیار نداشت، زیرا به نظر من اگر ایران چنین سلاحی را در اختیار داشت شاید مقابله به مثل می کرد. این بدین معناست که سلاح شیمیایی از سوی یکی از طرف های جنگ مورد استفاده قرار گرفته است.»
بلور شکلی از ماده جامد است که در آن مولکولها ٬ اتمها و یونها با آرایشی منظم در کنار یکدیگر قرار دارد . تکرار این آرایش منظم در سه جهت فضایی سبب بزرگتر شدن بلور می شود . نظم بیرونی بلورها ٬ بر اثر نظم درونی آنهاست. بدلیل همین نظم ٬ سطحهای خارجی بلورها صاف و هموار هستند . این سطحهای صاف با یکدیگر زاویه هایی می سازند که اندازه های آنها در بلورهای یک ماده همواره ثابت است . یکی از راههای تشخیص بلورها ٬ از یکدیگر اندازه گیری زاویه بین سطحهای آنهاست . بلورها به شکلهای مکعب ٬ منشور ٬ هرم و چند وجهی های مختلف هستند و معمولا" سطحها و زاویه های هر شکلی از آنها مشابه و قرینه یکدیگرند.
تبلور
بلورها بر اثر تغییر فشار و دما در محلولها ٬ مواد مذاب ٬ مواد جامد و بخار بوجود می آید . مثلا" بر اثر کاهش دما بلورهای برف ٬ از ابر و بلورهای نمک طعام از آب شور دریاچه های نمکی جدا می شوند . غلظت آب این دریاچه های شور ٬ بر اثر تبخیر یا کاهش دما ٬ به حالت اشباع و فوق اشباع در می آید و بلورهای نمک از آن جدا می شود . بلورهای تشکیل دهنده سنگهای آذرین از سرد شدن ماگما ( سنگهای ذوب شده درون زمین ) به وجود می آیند . بلورهای سنگهای دگرگونی مانند سنگ مرمر از تاثیر دما و فشار زیاد بر سنگهای دیگر شکل می گیرند . به فرآیند تشکیل بلورها تبلور گفته می شود .
هنگامی که دما یافشار تغییر می کند و یا تبخیر روی می دهد و شرایط مناسب تبلور ایجاد می شود ٬ اتمهای مواد به یکدیگر می پیوندند . این اتمها معمولا" در اطراف ذرات موجود در محیط جمع می شوند . این ذرات هسته تبلور نامیده می شوند . هسته تبلور از ذرات ناخالص یا بلورهای خرد شده یک ماده تشکیل می شود . گاهی نیز شماری از اتمهای ماده اصلی کنار هم قرار می گیرند و هسته تبلور را می سازند . اتمهای دیگر نیز به تدریج در اطراف این هسته جمع می شوند و با آرایشی منظم در کنار یکدیگر قرار می گیرند . کوچکترین واحد ساختاری منظم هر بلور را سلول اولیه آن بلور می نامند .
دستگاههای بلورشاختی
در طبیعت شکل سلول اولیه در بلور کانیهای مختلف تفاوت دارد . به طور کلی شش نوع سلول اولیه در نتیجه شش نوع بلور کانی وجود دارد . هر یک از این شش نوع بلور متعلق به یک دستگاه بلور شناختی است . دستگاههای بلور شناختی عبارتند از (مکعبی ٬مربعی ٬راست لوزی ٬تک شیب ٬سه شیب ٬. شش وجهی .
در دستگاه مکعبی هر سه محور ( سه جهت فضایی ) یا هم مساوی و بر هم عمود هستند مانند بلورهای نمک طعام و سولفید آهن .
دستگاه مربعی
:فقط دو محور با هم مساوی هستند اما اندازه محور سوم با آنها یکی نیست . این سه محور نیز بر هم عمود هستند . در این دستگاه ساده ترین بلور به شکل منشور است که سطح قاعده آن مربع است مانند بلورهای اکسید قلع و اکسید تیتان .
دستگاه راست لوزی
:محورها نا مساوی اما بر یکدیگر عمود هستند . ساده ترین بلور در این دستگاه منشوری است که قاعده آن به شکل لوزی یا مستطیل است . مانند بلورهای گوگرد و کربنات کلسیم .
دستگاه تک شیب
:سه محور نابرابرند و دو تا از آنهابر هم عمودند مانند بلورهای میکا٬ تالک و گچ آبدار.
دستگاه سه شیب
:سه محور نابرابرند و هیچیک بر هم عمود نیستند . در بلور ساده سه شیب همه وجه ها متوازی الاضلاع هستند . مانند بلورهای گروهی از فلدسپاتها .
دستگاه شش وجهی
:چهار محور وجود دارد که طول سه محور آن برابر است . این سه محور در یک صفحه قرار دارندو با هم زاویه ١٢٠ درجه می سازند . محور چهارم عمود بر آنهاست مانند بلورهای کوارتز .
در هر یک از دستگاهها ٬ بلورها را بر اساس تقارن موجود در آنها به رده هایی تقسیم
می کنند . در شش دستگاه بلور شناختی ٣٢ رده بلوری تشخیص داده شده است .
هنگام تشکیل بلورها ٬ اگر فضا و زمان و شرایط مناسب وجود داشته باشد بلورهای درشتی بوجود می آیند . این بلورها را بصورت تک بلور می توان مشاهده و بررسی کرد و رده و دستگاه بلور شناختی آنها را مشخص کرد . اگر شرایط مناسب نباشد ٬ بلورها به اندازه های کوچکتر و بصورت مجموعه ها و توده های ریز تشکیل می شوند . گاهی بلورها به قدری ریزهستند که نمی توان آنها را با چشم دید و برای مطالعه آنهاازذره بین ٬
میکروسکوپهای نوری و الکترونی و اشعه ایکس استفاده می شود .
نگاه اجمالی
بلور شناسی ، علم مطالعه بلورهاست. با ارائه روشی برای توضیح چگونگی تعیین خواص فیزیکی ماده از روی سطح آن ، یعنی اصل تقارن بلور شناسی بصورت علمی مستقل در آمد. در دهه 1880 ، فیزیکدانان شواهد کافی گرد آورده بودند که پدیدههای مختلفی از قبیل در شکستگی ، انبساط گرمایی ، وقف الکتریسیته و پیزو الکتریسیته را باید با استفاده از شکل بلور توضیح داد. برای مطالعه بلورها روشهای مختلفی وجود دارد که از مهمترین آنها بلور شناسی توسط اشعه ایکس و روشهای پراش الکترون.
سیر تحولی و رشد
مطالعه بلورها به دوران یونانیها و رومیها و مطالعات کوارتزهای گوناگون ، توسط ننوفراستو و پلینیو ، باز میگردد. در سده هفدهم نخستین تلاشها برای توصیف نظم ساختاری بلورها به عمل آمد. رابرت هوک اظهار داشت که مشکل کوارتز را با فرض این که کوارتز از آرایش تناوبی کرههایی تشکیل شده باشد، میتوان توضیح داد. کریستیان هویگنس به منظور توصیف پدیده دو شکستی نور ، فرض کرد که کلسیت از آرایش تناوبی بیضیهای دوار تشکیل شده است. در سال 1784 ، ژنه ژوست هادی این فرض را مطح کرد که در بلورها مولکولها در گروههایی به شکل متوازی السطوح قرار گرفتهاند. در آرایش فضایی این گروهها میتواند شکل بلوری ماکروسکوپیکی مشاهده شده را توضیح دهد.
در سال 1827 اوگوست کوشی معادله مربوط به کشسانی را بدست آورد و با این مطالعات و با استفاده از بیست و یک پارامتر توانست شرح دهد، چگونه جسم جامد تحت اثر کنش خارجی معلوم کرنش میکند. او به مطالعات خود ادامه داد و دریافت که برای توصیف بلورها با توجه به طبیعت شبکهای آنها به پارامترهای کمتری نیاز است. پنج سال بعد توانست ارنست نویمن این نتیجهها را برابر مطالعه برهمکنش میان نورد ماده بر اساس مکانیک بکار برد. او فرض کرد که نور از ذرات خردی درست شده است. دانشجوی وی والدر سار فوگست که بعدها استاد دانشگاه کوتینگتون شد، نخستین کسی بود که تمام اطلاعات و دستاوردهای مربوط به ارتباط میان خواص فیزیکی و ساختار بلورها را در تناوبی گرد آورد.
بلورشناسی نوین
در سال 1912 ، بلورشناسی نوین متولد یافت. در آن سال ماکس و گروهش تصویری از پراش پرتوهای ایکس توسط بلور 3ns بدست آوردند. این آزمایشها سرشت موجی پرتوهای ایکس را ، که ویلهم کنراد رونتگن در اواخر سده نوزدهم کشف کرده بود و همچنین آرایش تناوبی خوشههای اتمها را در دوران بلور به اثبات رساند. ویلیام لارش براک و پدرش ، ویلیام هنری براگ در همین زمینه به پژوهش پرداختند و معادله مشهور زیر را بدست آوردند:
2sinӨ = nλ
که در آن d فاضله میان صفحهای خانواده معینی از صفحههای بلوری ، n که مرتبه بازتاب نامیده می شود، عدد طبیعی λ طول موج ایکس مورد استفاده و Ө زاویه فرود و زاویه بازتاب باریکه است. این معادله میگوید که کدام زاویه برای بازتاب با طول موج و خانواده صفحههای خاص مناسب است، بازتابهایی که از لحاظ هندسی مجازند در طبیعت یافت میشوند.
بلور شناسی با پرتو ایکس
اگر نمونهای از تک بلور را با استفاده از پرتوهای سفید ایکس ، پرتوهایی که نه یک طول موج ، بلکه گسترهای از طول موجها را در بردارد مورد مطالعه قرار دهیم. نقش خون لاوه بدست میآید تحت این شرایط در معادله 2dsinӨ = nλ میتواند مقادیری زیاد داشته باشد. اما Ө زاویهای میان پرتو فرودی و صفحه ، برای یک خانواده صفحات خاص مقداری ثابت است. معمولا طول موجی مانند λ وجود دارد که در معادله براگ صدق میکنند و بازتاب رخ میدهد.
اگر نمونهای را با فیلم عکاسی یا آشکارسازی جدید دیگری احاطه کنیم. در نقاط مختلف روی فیلم لکههایی بدست می آوردیم که به پرتوهای بازتابیده از خانوادههای مختلف صفحات بلور مربوط میشوند. با پردازش این دادهها به طریق ریاضی به آنچه نقش پراشی را بوجود میآورد میتوان پی برد. در نتیجه ، ساختار میکروسکوپی بلور را معین میکند، یعنی میتوان فهمید شبکه بلوری این ساختار چگونه است و چه اتمهایی در تلاقی شبکهای قرار دارند.
روش پودری
برای مطالعه بلور شناسی توسط اشعه ایکس روشهای استاندارد دیگری هم وجود دارند که در این میان روش پودر از همه رایجتر است. در روش پودر بجای تک بعدی از نمونهای استفاده میشود که بصورت بلورهای کوچکی به ابعاد 1µm یا کمتر خرده شده است. در این روش باریکه تک فام از پرتوهای ایکس به نمونه تابیده میشود. و در این حال برای هر خانواده خاصی از صفحات تعداد زیادی بلورک با سمتگیری مناسب پیدا میشوند که بازتاب براگ فرودی است. اما تند چتری که هر تکه از پارچه آن با دسته چتر زاویهای یکسان میسازند. باریکههای بازتابیده روی مخروطی قرار میگیرند که گشودگی آن دو برابر گشودگی مخروط قبلی است. زیرا باریکه بازتابیده نسبت به باریکه اولیه زاویه 2Ө میسازد و این در حالی است که زاویه بین صفحه و باریکی اولیه برابر Ө است.
اگر فیلم عکاسی را در راه باریکه خروجی قرار دهیم، از تلاقی مخروط اخیر با صفحه عکاسی یک دایره بدست میآید: فیلم عکاسی را معمولا به شکل نوار باریک دایرهای در میآوردند و آنرا روی صفحهای که شامل باریکه خروجی است قرار میدهیم. فیلم را سوراخ میکنند تا باریکه بتواند به نمونه برسد. از تلاقی مخروطهای بازتابشی مربوط به صفحههای مختلف بلور فیلم نقش پراشی خطی بدست میآید.
بلور شناسی به روش پراش الکترون
در آغاز دهه 1990 روشهای جدیدی پیدا شدند که مشاهده مستقیم سطحهای بلورین را امکان میسازند. درک تغییرات ریخت شناسی که هنگام رویاندن بلور برای کاربردهای الکترونیک روی میدهند. با استفاده از پراش الکترون بجای پرتو ایکس و تحت زاویهای کم از سطح بلورها حاصل شده است. با استفاده از میکروسکوپ تونلی روبشی برای نخستین بار ، امکان مشاهده مستقیم ساختار شبکهای بلورها از طریق مشاهده اتم منفرد فراهم شد.
در بلورها پراکندگی و فاصله اجزا ٬ دارای نظم هندسی ویژهای است که معمولا" در تمام جهتها یکسان نیست. برخلاف بلورها در جامدهای بی شکل یا غیر بلورین پراکندگی و فاصله اجزای سازنده آنها در همه جهتها یکسان است. از اینرو بعضی از خواص فیزیکی جامدهای غیر بلورین ٬ مانند رسانایی گرمایی ٬ انتشار نور و رسانایی الکتریکی نیز در همه جهتها یکسان است. به این جامدهای غیر بلورین همسانگرد (ایزوتروپ) میگویند. چون خواص فیزیکی بیشتر جامدهای بلورین در جهتهای مختلف متفاوت است به آنها ناهمسانگرد میگویند. تنها بلورهایی که در دستگاه مکعبی متبلور میشوند مانند اجسام غیر بلورین عمل میکنند، چون در سه جهت فضایی دارای ابعاد مساوی هستند.
کاربرد ناهمسانگردی
پدیده ناهمسانگردی سبب پیدایش خواصی در بلورها میشود که کاربردهای مختلف و مهمی در صنعت دارند. مثلا" اگر بلورهایی مانند کوارتز و یا تورمالین را از دو طرف بکشیم و یا فشار دهیم در جهت عمود بر فشار یا کشش دارای بار الکتریکی مخالف یکدیگر میشوند. اگر جهت این فشار یا کشش را عوض کنیم نوع بار الکتریکی تغییر میکند، به این پدیده پیزوالکتریک میگویند.
گرما در بعضی از بلورها الکتریسته ایجاد میکند و سبب میشود یک سوی آنها بار مثبت و سوی مقابل بار منفی بیابد. در نتیجه میان این دو سو اختلاف پتانسیل الکتریکی بوجود میآید. همچنین اگر به این بلور جریان الکتریکی متناوب وصل کنیم، بلورها به تناوب منبسط و منقبض میشوند و بر اثر ارتعاش ٬ صوت تولید میکنند. از این خاصیت برای تولید صوت ٬ ماورای صوت ٬ نوسانهای الکتریکی ٬ ساختن میکروفونهای بلوری و سوزن گرامافون استفاده میشود.
خواص نیم رسانایی
بعضی از بلورها مانند بلور عنصرهای ژرمانیم ٬ سیلیسیم و کربن خاصیت نیم رسانایی دارند و تا اندازهای جریان الکتریکی را از خود عبور میدهند. اگر بلورهای نیم رسانا را گرما دهیم و یا در مسیر تابش نور قرار دهیم٬ مقاومت الکتریکی آنها کم میشود و الکتریسیته را بهتر عبور میدهد. نیم رساناها در صنایع الکترونیک و مخابرات بصورت دیود و ترانزیستور و قطعههای دیگر الکترونیکی بکار میروند. دیود یا یکسو کننده از دو قطعه بلور نیمه رسانا ساخته میشود و برای یکسو کردن جریانهای متناوب بکار میرود. ترانزیستور از سه قطعه بلور نیم رسانا تشکیل میشود و برای تقویت جریانهای ضعیف و یکسو کردن جریان متناوب بکار میرود. دیودها و ترانزیستورها از قسمتهای اصلی گیرندهها و فرستندههای رادیو و تلویزیون هستند.
پدیده دو شکستی
بعضی از بلورها نور را به دو دسته پرتو تقسیم میکنند، بر اثر این پدیده در کانیهای شفاف ٬ مانند کربنات کلسیم شکست مضاعف ایجاد میشود. اگر نوشتهای را زیر کربنات کلسیم قرار دهیم بصورت دو نوشته دیده میشود.
بعضی از بلورها خاصیت جذب انتخابی دارند. مانند بلور تورمالین که پرتوهای نور را به دو دسته تقسیم میکند. یک دسته آنها را جذب میکند و دسته دیگر را از خود عبور میدهد. از این خاصیت برای ساختن فیلمها و عدسیهای قطبنده (پلاریزان) و برای کاهش شدت نور چراغهای اتومبیل استفاده میشود. عدسیهای قطبنده را در ساختن ابزارهای نوری مانند میکروسکوپهای قطبنده (پلاریزان) را از ورقه نازک پولاروید (ورقه شفاف و نازک نیترات سلولز) میپوشانند.
خواص ساختاری
بعضی از ویژگیهای بلورها به نوع و موقعیت پیوند بین مولکولهای آنها بستگی دارد. مثلا" هر چه پیوند اجزای یک بلور قویتر باشد نقطه ذوب آن بالاتر و سختی و مقاومت آن بیشتر است، مانند بلورهای الماس و گرافیت که از نظر ترکیب شیمیایی یکسان هستند و هر دو از کربن تشکیل شدهاند، اما به دلیل تفاوت در پیوند شیمیایی میان اتمهای آنها سختی و مقاومت گرافیت کم ، اما سختی و مقاومت الماس بسیار زیاد است. بعضی از بلورها به سبب شکل پیوندهای داخلی ٬ در امتدادهای معینی به آسانی میشکنند، مانند بلور نمک طعام و بعضی به آسانی ورقه ورقه میشوند، مانندبلورهای میکا. از خاصیت سختی و مقاومت بلورها در ساختن انواع کاغذها و تیغههای سمباده و همچنین در ساعت سازی استفاده میکنند.
بلورهای مایع موادی هستند که خواص ساختاری و مکانیکی آنها چیزی بینابین خواص مایعات و بلورهاست. فهم و درک این حالت ماده برای دانشمندان قرنهای نوزدهم و بیستم کار سادهای نبوده است. در اوایل دهه ۱۹۷۰میلادی اولین دسته از مواد بلورهای مایع پایدار به صورت تجاری ساخته شدند و از آن در ساخت صفحههای Liquid Crystal Display استفاده شد.
فاز بلور مایعی جسم را گاهی (فروفاز) (به معنی فاز بینابینی) یا فاز فرومورنیک نیز مینامند. در بلورها ، اتمها یا مولکولها در شبکههای تناوبی منظم آرایش مییابند. بدین ترتیب در مقیاس میکروسکوپیکی ، بلورها نظم بسیار زیادی دارند. اگر مکان یک مولکول مشخص شود مکان مولکولهای دیگر را میتوان با اطمینان فراوانی حتی در فواصل دور هم تعیین کرد.
بلورها در مقابل در مایعات تقریبا آزادانه حرکت میکنند و در مقیاس میکروسکوپیکی بسیار نامنظم هستند. با این حال هنوز هم اندازهای نظم کوتاه برد ناشی از دافعه کوتاه برد میان اتمها یا مولکولها در آنها دیده میشود. بطوری که اگر مکان یک اتم یا یک مولکول مشخص شود، مکان مولکولهای دیگر را میتوان با اطمینان نسبتا زیادی حتی در فواصل دور هم تعیین کرد. از آنجا که نظم مکانی دور برد در مایعات وجود ندارد مایعات در برابر تغییر شکل برشی مقاومتی از خود نشان نمیدهند و تحت تأثیر وزن یا نیروی دیگر به آزادی جریان پیدا میکنند. ● تاریخچه کشف
بلورهای مایع در سال ۱۸۸۸ میلادی توسط Friedrich Reinitzer هنگام مطالعه و بررسی کلسترول در گیاهان کشف شد ولی نه تنها خود کاشف آن از ماهیت آنچه مشاهده کرده بود کاملا آگاه نبود بلکه تا همین دهههای اخیر به صورت یک پدیده جالب توجه به آن نگاه میشد.
● ساختار بلور مایع
نظم ساختاری بلور مایع ، چیزی بینابین نظم ساختاری مایع و جامد است. تغییرات فاز بین فازهای جامد مایع و مایع ، از طریق گرما کردن در مورد بلورهای مایع توموتروپ و یا مخلوط کردن ماده دوم (در مورد بلورهای مایع لیوتروپ میسر میشود. بلورهای مایع ترموتروپ معمولا از مولکولهای آلی (کربن دار) تشکیل میشوند. این مولکولها یا خطی هستند و قسمت مرکزی شان سخت است و دنبالههای انعطاف پذیر در یک سر و یا در دو سرشان دارند یا دایرهای هستند و قسمت مرکزی شان قرصی و سخت است. و ۴ تا ۸ دنباله انعطاف پذیر بطور شعاعی از آن خارج میشوند. بلورهای مایع ترموتروپ به دستههای زیر تقسم میشوند:
● بلور مایع نیماتیک
بلور نیماتی معمولا از مولکولهای آلی میلهای شکل ساخته میشود. همانند مایعات ، این نوع بلورهای مایع فقط از لحاظ مولکولی دارای نظم کوتاه برد هستند. برخلاف مایعات در این محورهای بلند مولکولها همگی بطور متوسط هم سو هستند. از اینرو بلور نیماتیم را میتوان بلور جهت دار دانست. این بلور مایع همانند مایع سلولی جریان پیدا میکند. اما از نظم بسیار بیشتری برخوردار است.
● بلور مایع اسمکتیک
بلور مایع اسمکتیک هم از مولکولهای میلهای ساخته میشود، ولی نظم مولکولها در آن بصورت لایه و هم صفحهای است. در هر لایه ، مولکول فوق نظم کوتاه برد مایع گونه دارند. بدین سان ، بلور مایع اسکمتیک را میتوان تناوبی یا بلور بین در یک بعد و بی نظم یا مایعی در دو بعد دیگر داشت. بلور اسکمتیک مانند بلور سیستماتیک تحت تأثیر وزن جریان پیدا میکنند. بسته به اینکه میلهها در هر لایه مثلا بصورت مایل یا راست ایستاده باشند. با زیر دستههای متعددی از فاز اسکمتیک رو برو میشویم.
● بلور مایع کوکستریک
بلور مایع کوکستریک شبیه نیماتیک است. اما بجای اینکه میلهها در همه جا یکسان باشد، در نقاط مختلف دست خوش تغییر جهت میشود که این امر در نهایت ساختاری مارپیچی پدید میآورد. اگر صفحاتی عمود بر محور مایع در نظر بگیریم در هر صفحه سمتگیری منظمی همانند فاز نیماتیک رو برو میشویم. جهت موضعی این سمت گیری در هر صفحه نسبت به صفحات مجاورتی کمی چرخیده است.
● بلور مایع دیسکوتیک دیاستوئی
بلور مایع دیسکوتیک یاستونی از مولکولهای قرص شکل تشکیل شده است. مولکولها در ستونهایی مرتب میشوند که نسبتا شبیه به ستونهای میله یا مهرههای تخته نرم هستند، در هر ستون فقط نظم کوتاه برد وجود دارد. اما ستونها بطور تناوبی در دو بعد مرتب میشوند و ترکیب آنها معمولا بصورت شبکه شش گوش است. بدین سان ، بلور مایع دیسکونیک در دو بعد منظم و در یک بعد بی نظم است.
● اساس فیزیکی مایع تریوتروپ
در بلورهای مایع ترموتروپ ، گرم کردن ماده جامد منجر به فاز آی بلور مایع بیشتر میشود، منظور این است که بجای تبدیل مستقیم از فاز جامد به فاز مایع همسانگرد ، این مواد گرم شدن از یک یا چند فاز بلور مایع عبور میکنند.
بلور ------> نیماتیک ------> اسمکتیک ------> مایع همسانگرد
● اساس فیزیکی مایع اسکمتیک
در تبدیل از بور به اسکمتیک ، جسم بسیار نرم میشود و تحت برش جریان پیدا میکند. اگر چه اغلب اگر گذارهای بین فازهای متمایز اجسام ناپیوستهاند. فاز اسمکتیک بطور پیوسته به فاز نیماتیک تبدیل میشود که آنرا گدازهای مرتبه دوم میگویند. نیماتیکها معمولا نسبت به فازهای اسمکتیک چسبندگی کمتری دارند. و اگر اقدامات خاص برای جهت دادن آنها صورت نگیرد، ظاهری کدر یا گل آلود دارند که این هم بخاطر حضور ناحیههای متعددی است که هر ک سمتگیری مولکولی خاص خود را دارد. این کدری به هنگام تبدیل بلور مایع اسمکتیک به مابع همسانگری ناگهان از بین میرود. به همین دلیل نقطه گذار نیماتیک - اسمکتیک را گاهی نقطه شفاف شدگی مینامند.
● خواص برجسته بلور مایع
در مایعها اتمها و مولکول ها تقریبا آزادنه حرکت میکنند و روی یکدیگر میلغزند و در مقیاس میکروسکوپیکی بسیار نامنظماند. اما به دلیل نیروی دافعه کوتاه برد میان اتمها یا مولکولهای مایع ، تا اندازهای در مایعها نظم کوتاه بردی دیده میشود.
از آنجا که نظم مکانی دور برد در مایعها وجود ندارد ، مایعها در مقابل تغییر شکل برشی ، مقاومتی از خود نشان نمیدهند و تحت تاثیر وزن یا نیروهای دیگر به آزادی جریان مییابند.
نظم ساختاری بلورهای مایع ، چیزی بینابین نظم ساختاری مایع و جامد است .
بَسکِتبال یک ورزش گروهی و با کمک یک توپ است. هدف هر تیم از انجام بازی کسب امتیاز از طریق انداختن توپ در داخل حلقه تیم مقابل میباشد، لذا تاکید فراوانی بر تقویت مهارتهای پرتاب صورت میگیرد. هر توپی که از حلقه حریف عبور کند و داخل آن برود گل نامیده میشود.
پیدایش بسکتبال
تاریخچه بسکتبال زادگاه بازی بسکتبال آمریکاست . این بازی در اوایل پاییز سال ۱۸۹۱ میلادی توسط شخصی به نام جیمز نای اسمیت پایه ریزی و ابداع شد . اما ، از قرنها پیش در میان ساکنان نقاط مختلف قاره آمریکا ، به ویژه آمریکای مرکزی و جنوبی انواعی از بازی و مسابقه رایج بوده که کم و بیش به بسکتبال شباهت داشتهاست .
سابقه تاریخی در کشور آرژانتین ، نوعی بازی سنتی و قدیمی در میان گله دارها متداول است که آن را (پاتو) (PATO) مینامند . در این بازی ، دو تیم سوار بر اسب در میدانی وسیع به تاخت و تاز میپردازند و هر تیم کوشش میکند توپی را که شش حلقه (مانند دستگیره) بر بدنه آن هست ، با پرتاب کردن و پاس دادن به یاران خودی ، به آن سوی میدان برساند و از حلقه و توری سبدی که در انتهای میدان بر روی ستونی چوبی نصب شده ، عبور دهد . این بازی تا حدی شبیه بسکتبال است اما شباهت بازی پوک تاپوک با ورزش بسکتبال بیش از پیش است . پوک تاپوک ، در میان اقوام متمدن قاره آمریکای جنوبی و مرکزی رواج بسیار داشت به ویژه اقوام مایا و تولتک (در ناحیه مکزیک کنونی) این بازی را کهن با توپ و حلقههای ثابت در میدانی وسیع انجام میشد ، با علاقه و هیجان زیادی برگزار میکردند .
تولد بسکتبال
جیمز نای اسمیت یک پزشک کانادایی بود که با ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت آن کشور را گرفت . در سال ۱۸۹۱ یعنی زمانی که دکتر نای اسمیت در دانشگاه ورزش اسپرینگ فیلد (واقع در ایالت ماساچوست آمریکا) درس میداد ، رئیس دانشگاه از او خواست ورزشی ابداع و اختراع کند که دانشجویان بتوانند در فصل زمستان در سالن به آن بپردازند تا آمادگی جسمانی خود را برای پرداختن به مسابقات میدانی فوتبال ،هاکی و بیسبال، در فصل بهار و تابستان حفظ کند .
دکتر نای اسمیت پس از بررسی رشتههای موجود ورزشی ، دریافت که ورزش جدید باید :
- توپ در آن نقش داشته باشد .
- به صورت گروهی به اجرا در آید .
- اصل رقابت در آن رعایت شود .
- و بر مهارت استوار باشد .
- هیچ گونه خشونتی و برخوردهای سخت بدنی مبتنی نباشد .
حاصل این افکار و اندیشهها ورزشی شد به نام بسکتبال که امروزه پس از سپری شدن نزدیک به یک قرن و اندی از اختراع آن ، از پر طرفدارترین و هیجان انگیزترین رشتههای ورزش بین المللی است . دکتر نای اسمیت در شروع کار دو سبد که مخصوص حمل میوه بود بر دیوار دو طرف سالن ورزش دانشگاه و در ارتفاعی بلندتر از قد یک انسان قد بلند نصب کرد و به دو گروه از ورزشکاران جوان دانشگاه آموزش داد که توپی را دست به دست بدهند و سعی کنند آن را به درون سبد بیندازند . در این حال ، تیم مقابل باید بکوشد که مانع از انجام این کار شود و توپ را هم از چنگ حریف بربایند و تصاحب کند. نخستین مسابقهای که به این ترتیب و به صورتی تجربی ترتیب یافت میان دو تیم ۹ نفره در کالج اسپرینگ فیلد بود و اولین گل تاریخ بسکتبال را هم یکی از بازیکنان به نام «ویلیام چیلس» به سبد انداخت . بعدها شخصی به نام «فرانک ماهان» با توجه به اینکه در زبان انگلیسی سبد را بسکت (BASKET) و توپ را بال (BALL) میگویند ، این ورزش را بسکتبال نامید . دکتر نای اسمیت ، برای آنکه بازی بسکتبال خشن نشود ، مقررات دقیقی برای آن به وجود آورد . بعضی از مقررات اولیه بسکتبال چنین بود :
- بازیکنان حق نداشتند توپ را از دست هم بربایند .
- بازیکنی که توپ را در اختیار داشت ، نباید با آن راه برود یا بدود .
- هل دادن و هر نوع خشونت ممنوع بود .
- فقط بازیکنانی که توپ را در اختیار نداشتند میتوانستند به هر طرف بدوند و جا بگیرند .
- بازیکن توپ به دست باید توپ را به طرف یاران خود پرتاب کند و به آنها برساند .
در آغاز ، ته سبد هم بسته بود و هر بار که توپ به درون سبد میافتاد باید کسی به کمک نردبان توپ را از سبد بیرون بیاورد . در سال ۱۸۹۲ شخصی به نام «لئو آلن» سبد بسکتبال را که تا آن روز از ترکه چوب یا الیاف بود و به همین دلیل به زودی پاره و فرسوده میشد ، از سیم بافت تا استحکام بیشتری داشته باشد . دیری نگذشت که این ورزش جدید طرفداران زیادی در میان دانشجویان دانشگاه اسپرینگ فیلد و دیگر دانشگاهها یافت .دکتر نای اسمیت هم مقررات و قوانین بسکتبال را کامل تر کرد و نسخههایی از آن را به هر دانشگاه یا باشگاهی که علاقمند بود ارسال داشت . این مقررات در سال ۱۸۹۲ میلادی به صورت کتابچهای برای استفاده عموم منتشر شد . کشور کانادا نخستین کشور خارجی بود که ورزش بسکتبال به آن راه یافت . دیگر کشورها هم بتدریج و در سالهای بعد پذیرای این ورزش جدید شدند : فرانسه در سال ۱۸۹۳ ، چین و هندوستان در سال ۱۸۹۴ ، انگلستان در سال ۱۸۹۴ ژاپن در سال ۱۹۰۰ و .. . نخستین مسابقه رسمی بسکتبال در سال ۱۸۹۶ بین دو تیم از دو دانشگاه شیکاگو و آیوا برگزار شد . نتیجه این بازی تاریخی ۱۵ بر ۱۲ به سود تیم دانشگاه شیکاگو بود . در سال ۱۹۳۰ دکتر نای اسمیت کتابی درباره خواص بسکتبال تالیف کرد تا نشان دهد که بازی بسکتبال گرچه بسیار پر تحرک است اما حتی برای سالمندان هم خطری ندارد و آسیبی متوجه اعضای حیاتی بدن (قلب و کلیه) نخواهد شد .
قوانین ابتدایی
با گذشت زمان قوانینی برای انجام بازی وضع شد. مثلا تعداد بازیکنان هر تیم ۹ نفر تعیین گردید. سپس به ۷ نفر تقلیل یافت و بالاخره این تعداد به ۵ نفر کاهش یافت و تثبیت شد. هر بازیکن میتوانست در موقع وقوع خطا به جای کلیه بازیکنان تیم خود پرتاب آزاد را انجام دهد. هر تیم میتوانست از شروع تا پایان بازی توپ را در زمین خود به طور دلخواه نگهداری نماید. هر بار که توپ گل میشد بازی با بین طرفین یا جامپ بالjump ball از وسط زمین ادامه مییافت. بازیکنان بلند قد میتوانستند در نزدیک سبد قرار گیرند و توپ را به آرامی در سبد جای دهند (قانون سه ثانیه وجود نداشت). در آن زمان سعی شد توجه مدیران مدارس و مسئولان سازمانهای ورزشی را به آموزش بسکتبال جلب نمایند. باوجود این تلاش مداوم و پیگیر، آموزش بسکتبال برای مربیان حالت جنبی داشت و اساساً فعالیت آنها در ورزشهای رقابتآمیز دیگری مانند فوتبال آمریکایی متمرکز بود.
پیشرفت بسکتبال بعد از جنگ جهانی اول
بعد از جنگ جهانی اول بسکتبال تبدیل به ورزشی رقابتآمیز و بزرگ شد. با گذشت زمان مربیان بسکتبال وضعیت مناسبی پیدا کردند و فعالیتشان مؤثر واقع شد. بسکتبال شناخته شد و به اروپا گسترش یافت. در سال ۱۹۲۴ نخستین مسابقات جهانی بین تیمهای بسکتبال فرانسه، ایتالیا، انگلستان و آمریکا در پاریس برگزار گردید و از سال ۱۹۳۲ فدراسیون آماتوری بسکتبال در ژنو با نمایندگی چند کشور تشکیل شد. در مسابقات المپیک ۱۹۳۶ برلین برای نخستین بار ۲۳ کشور در مسابقات رسمی بسکتبال شرکت نمودند و آمریکا قهرمان المپیک گردید.
بسکتبال امروزی
امروزه با این که ورزش بسکتبال یکی از معروفترین و پرطرفدارترین ورزشهای جهان است و تغییرات زیادی یافتهاست، هنوز اصول اساسی آن مانند زمان دکتر ناسمیت است. (سبد هلو)
زمین بسکتبال
یک زمین قانونی و مناسب برای بسکتبال باید کاملاً مسطح و بدون هر گونه مانع و برآمدگی باشد. این ورزش را نمیتوان در زمینهای خاکی یا چمن اجرا کرد. بلکه سطح زمین باید از مواد سفت مانند آسفالت، سیمان یا چوب پوشیده شده باشد. میدانهای بسکتبال همه به یک اندازه نیست. زمین بازی برای خردسالان کوچکتر از زمین بزرگسالان است. مسابقات رسمی در میدانهایی به شکل مستطیل به طول ۲۶ متر و عرض ۱۴ متر برگزار میشود که طول وعرض زمین را میتوان به نسبت دو متر در یک متر کم و زیاد کرد. زمین بسکتبال به شکل خاصی خط کشی میشود. خطهای دور زمین به پهنای ۵ سانتی متر است. از مرکز زمین و به موازات عرض زمین خطی کشیده میشود که زمین بازی را به دو قسمت مساوی تقسیم میکند. در وسط زمین دو دایره متحدالمرکز رسم میکنند به شعاعهای ۹۰ سانتی متر و ۱٫۸۰ متر. مرکز این دایرهها که درست مرکز زمین است محل آغاز بازی است .
تجهیزات مورد نیاز
لباس
لباس بازی برای زنان و مردان بلوز بیآستین و شلوارک است و نام تیم در جلوی بلوز و شمارهٔ بازیکن در پشت و جلوی آن نوشته شدهاست. در بازیهای بینالمللی شمارههای بازیکنان از ۴ تا ۱۵ است. بازیکنان بسکتبال معمولاً از کفشهای ساقدار استفاده میکنند که از مچ پا حفاظت بیشتری میکند.
تخته
تختهٔ بسکتبال مستطیلی است به طول ۱٫۸۰ متر و عرض ۱٫۲۰ متر که موقعیت آن در فضای بالای زمین در دو انتهای میدان است و باید به گونهای قرار گیرد که به اندازه ۱۲۰ سانتی متر با خط انتهای زمین فاصله داشته باشد. ارتفاع تخته از کف سالن بازی 2.75 متر است .
انواع تخته
نوعی از تختهها به کمک میلههایی آهنی از سقف سالن آویزان میشوند که در هنگام عدم نیاز، میتوان آنها را بالا برد و به سقف سالن متصل کرد. این نوع تخته برقی است. نوعی دیگر از تختهها با میلهای به زمین وصل و محکم میشوند. در نوعی دیگر، تخته به وسیلهٔ پایهای متحرک بر روی زمین قرار میگیرد.
حلقه
حلقهٔ بسکتبال در فاصلهٔ ۳۰ سانتی متری قاعدهٔ تخته به آن متصل میشود. قطر حلقهٔ بسکتبال ۴۵ سانتی متر و ارتفاع توری که به شکل سبد به آن متصل میشود ۳۰ سانتی متر است.
توپ بسکتبال
در دو سال نخست که بازی بسکتبال ابداع شد، توپ فوتبال را برای بازی به کار میبردند. اما چون این توپ سبک بود در سال ۱۸۹۴ میلادی اولین توپ مخصوص بسکتبال توسط یک کارخانه دوچرخه سازی تولید شد که اندکی از توپ فوتبال بزرگ تر بود. در سال ۱۹۳۷ نوع دیگری توپ بسکتبال بزرگ تر اما سبک تر به بازار آمد و آنگاه در سال ۱۹۴۹ توپی ساخته شد به همین شکل و اندازه و وزن فعلی که هنوز هم مورد استفادهاست. توپ بسکتبال بزرگتر از توپهای معمولی است و آن را از جنس چرم، لاستیک یا پلاستیک میسازند و هنگام استفاده باد میکنند. میزان فشار هوای داخل توپ باید به حدی باشد که در صورت رها شدن از ارتفاع ۱٫۸۰ متر، پس از اصابت به زمین کم تر از ۱٫۲۰ و بیش تر از ۱٫۴۰ متر از زمین بلند نشود. محیط یک توپ قانونی بسکتبال پس از باد شدن باید حداقل ۷۵ سانتی متر و حداکثر ۷۸ سانتی متر باشد. ضمن آنکه در این حال وزن توپ نباید کمتر از ۶۰۰ و بیشتر از ۶۵۰ گرم باشد. توپ این ورزش بزرگترین و سنگینترین توپ بازیهای دستهجمعی است.
قوانین بسکتبال
قوانین زمانی
بسکتبال در چهار دوره ۱۰ دقیقهای (بینالمللی) یا ۱۲ دقیقهای (اِن.بی.اِی) انجام میشود. زمان استراحت بین دوره اول و دوم و بین دوره سوم و چهارم ۲ دقیقه و بین دوره دوم و سوم (بین دو نیمه) ۱۰ دقیقهاست. وقت اضافه در بسکتبال ۵ دقیقه میباشد. پس از استراحت بین دو نیمه زمین حمله و دفاع دو تیم عوض میشود. اصطلاحاً به زمین حریف، زمین حمله و به زمین خودی زمین دفاع گفته میشود. زمانهای گفته شده زمان واقعی بازی است. یعنی زمانی که توپ در جریان نیست وقت بازی متوقف میشود. مثلاً زمانی که خطایی رخ دادهاست یا هنگام پرتاب آزاد زمان متوقف میشود. به همین دلیل زمان انجام یک بازی کامل بیشتر از مجموع عددی زمانهای بالا است و معمولاً حدود دو ساعت طول میکشد.
قانون دبل (Double)
دریبل کردن از زمانی شروع میشود که بازیکن کنترل توپ را دراختیار گرفته و با انداختن و زدن آن در تماس با زمین دوباره آن را قبل از اینکه به بازیکن دیگری برخورد کند لمس نماید. زمانی دریبل خاتمه میپذیرد که با دست آن را گرفته و یا اجازه دهد توپ در دست یا دستها استراحت نماید. زمانیکه توپ با دست دریبل کننده در تماس نیست، تعداد گامهای برداشته محدود نخواهد بود. بازیکن مجاز نیست پس از خاتمه دریبل، برای بار دوم اقدام به دریبل نماید. درصورتیکه این عمل را انجام دهد مرتکب تخلف «دبل» شدهاست.
قانون رانینگ (تراولینگ)
بازیکنی که توپ را دراختیار دارد میتواند یک پای خود را به هر سمتی که میخواهد، یک یا چند مرتبه حرکت دهد. درصورتیکه پای دیگرش که آن را پای «پیوت» مینامند ثابت باشد. رانینگ حرکتی است که بازیکن صاحب توپ در داخل زمین یک یا دو پای خود را بدون توجه به محدودیت فوق حرکت دهد یا گامهای او با دریبلهای بازیکن تناسب نداشته باشد.
خطا های حرکت رانینگ
- دویدن با توپ بدون دریبل بیش از یک گام
- برداشتن گام اضافه در سه گام ، لی آپ و پاور موو ( Power move )
- برداشتن گام ریز در سه گام بطوری که قابل تشخیص نباشد
- کشیده شدن پا روی زمین برای فاصلهٔ بیش از 5 سانتی متر در هر حرکت
- پرش با توپ و برگشت به زمین بدون رها کردن آن . برای مثال بازیکنی که به قصد شوت ، پرش جفت میکند اگر به زمین برسد و هنوز توپ را رها نکرده باشد ، رانینگ کرده .
- اگر بازیکن در اوت ، هنگام پرتاب اوت با توپ حرکت کند .
قانون سه ثانیه
زمانی که تیمی کنترل توپ را در زمین حمله موقعی که ساعت در جریان باشد، دراختیار دارد، هیچ یک از نفرات آن تیم نمیتواند مدت سه ثانیه در منطقهٔ ذوزنقهٔ حریف یا روی خطوط ذوزنقهٔ حریف بماند (بایستد).
قانون ۲۴ ثانیه
اگر تیمی مالک توپ شده باشد. باید در عرض 24 ثانیه توپ را وارد حلقه حریف بکند یا به طرف حلقه تیم مقابل شوت بزند در زدن شوت توپ باید حتماً به حلقه بخورد تا 24 ثانیه صفر شود اگر توپ به تخته بخورد 24 ثانیه ادامه می یابد و اگر توپ توسط تیم مقابل اوت شود باز هم 24 ثانیه ادامه می یابد. 24 ثانیه موقعی صفر می شود که 1- خطا صورت بگیرد 2- بازیکن تیم مقابل با پا توپ را به اوت بیاندازد. اگر دستگاه 24 ثانیه بوق بزند و توپ از دست بازیکن رها شده و در هوا باشد، اگر گل شود گل قبول می باشد. اگر در هوا با دست بازیکنی لمس شود و گل شود گل مردود می باشد .
قانون هشت ثانیه
زمانیکه یک تیم توپ را در زمین خودی تحت کنترل میگیرد، باید در عرض ۸ ثانیه توپ را به زمین حمله بفرستد. تخطی از این قانون، تخلف «هشت ثانیه» نامیده میشود و داور توپ را در اختیار تیم مقابل قرار خواهد داد.
قانون 5 ثانیه
بطور کلی هیچ یک از بازیکنان تیم نمیتوانند توپ را بیش از ۵ ثانیه نزد خود نگه دارند.
قانون نیمه (برگشت توپ به زمین دفاعی)
زمانی که یک بازیکن در زمین حریف (زمین حمله) مالکیت توپ را در اختیار میگیرد، نباید توپ را به زمین دفاعی (زمین خودی) برگرداند. چه با پاس به یاران خود چه با دریبل کردن خودش آن را به زمین خودی برگرداند. این کار یک تخلف است و توپ دراختیار تیم مقابل قرار خواهد گرفت.
تذکری در این رابطه: درهنگامی که فرد حامل توپ به زمین حریف وارد شد حتی اگر پای او یا توپ زیر دستش وارد زمین خودی شود خطای نیمه (half) صورت گرفتهاست. البته نکته بالا [پای او یا توپ زیر دستش وارد اوت (Out) شود] در مورد وارد شدن توپ به اوت (Out) نیز صدق میکند.
انواع خطاها
- در طی بازی بازیکنان حق گرفتن یکدیگر و یا هل دادن، حمله کردن و یا دویدن با توپ را ندارند و نمیتوانند جلوی بازیکن تیم حریف را با دست، شانه، سر و یا زانو بگیرند. در صورت انجام خطا داور توپ را به تیم حریف داده و بازی از همان نقطه خطا یا بیرون زمین پیگیری میشود.
- اگر توپ دست یکی از تیمها باشد و در هنگام حرکت آن را از بالای سر حریف رد کند به شکلی که دستش در زیر توپ قرار گیرد خطا است و داور توپ را به تیم مقابل داده و بازی را از نزدیک ترین نقطه به اوت (Out) شروع میکند.
- اگر در هنگام بازی، زمانی که یکی از بازیکنان تیم مقابل در حال پرتاب توپ است دست یکی از بازیکنان به توپ بخورد خطا صورت گرفته است .اگر فرد پرتاب کنندهٔ توپ در موقعیت پرتابهای ۲ امتیازی باشد داور ۲ پرتاپ پنالتی را حکم میدهد و اگر در موقعیت پرتاپ ۳ امتیازی باشد ۳ پرتاب پنالتی حکم داده میشود. البته در این میان باید به یک مورد نیز اشاره کرد که اگر هنگام پرتاب، توپ فردی که روی آن خطا شده وارد حلقه شود، اگر در موقعیت پرتاب دو امتیاز و یا سه امتیاز باشد داور ۱ پرتاب پنالتی را حکم میدهد.
- اگر توپ در زمین حریف و در موقعیت ذوزنقه در دست ما باشد وآن را به سوی تخته پرتاب کردیم و توپ به درون حلقه نرود و بدون آنکه به زمین بخورد دوباره به دست ما برسد اگر پرتاب کنیم خطا است وباید از محیط ذوزنقه خارج شویم بعد پرتاب کنیم.
- اگر توپ در دست حریف باشد و آن را به پشت خود ببرد ویکی از هم تیمیمان توپ را درآن حالت از او بگیرد خطا صورت پذیرفتهاست.
نحوه پاس دادن
اگر فاصله ما با هم تیمیمان زیاد بود اول از همه باید توپ را با دو دست از دو سمت راست و چپ بگیریم به طوری که دو شصت انگشتان ما به سمت خود باشد و توپ را به دو سوم خود یا یک سوم هم تیمییمان پرتاب میکنیم. طوری که توپ نهایتاً به دست هم تیمیمان برسد. اگر فاصله ما با یار خودی کم بود و حریف در جلوی ما ایستاده بود میتوانیم توپ را از زیر دست حریف به یارمان بدهیم و اگر حریف به سمت ما هجوم بیاورد میتوانیم توپ را از یک سمت به پشت خود برده و از سمت دیگر به جلوی خود آورده و به یارمان بدهیم.
انواع پرتاب
نحوه پرتاب شوت
در تمامی پرتاب ها از جهات مختلف ، باید به چند نکته توجه کنیم:
- برای پرتاب شوت توپ را باید به شکل T گرفته شود یعنی دست چپ در کنار توپ ودست راست روی توپ (روی قسمتی که روبروی ماست )قرار داده شود.
- برای پرتاب توپ باید با دست چپ به توپ جهت داده شود و با دست راست پرتاب شود ؛ به طوری که تنها مچ دست خم شود.
- هنگام پرتاب(2 ثانیه قبل از پرتاب توپ به سبد)باید پا ها را مقداری خم کرده و بعد به حالت اولیه در بیاوریم هنگامی که به حالت اولیه درآمد آنگاه پرتاب میکنیم.
- به هنگام پرتاب پاها باید به اندازه عرض شانه باز شود.
پرتاب ۳ گام
اگر در هنگام بازی موقعیت ضد حمله پیش بیاید میتوانیم از پرتاپهای سه گام استفاده کنیم. سه گام به این شکل است که وقتی به نزدیکی حلقه حریف رسیدیم درهمان حالت دویدن میتوانیم ۳ گام برداریم و توپ را به داخل حلقه بیندازیم. به شکلی که ۲ گام برداریم و گام آخر را می پریم و توپ را در حلقه بیندازیم. برای زیبایی این حرکت میتوانیم درهنگام گام برداشتن توپ را دور کمر خود بچرخانیم و بعد پرتاب کنیم.
پرتاب به وسیله تخته
- اگر روبروی حلقه بودید میتوانید با استفاده از مربع روی تخته آن را در درون سبد بیندازید به طوری که آن را دقیقاً به وسط مربع بزنید.
- اگر در دو سمت چپ یا راست حلقه بودید میتوانید به ظلع بالایی مربع پرتاب کنید.
- اگر زیر حلقه بودید میتوانید از گوشههای مربع استفاده کنید به طوری که مقداری به سمت عقب خم شده (دراین حالت برای بهتر پرتاب کردن میتوانید فقط یک پای خود را به سمت عقب بیاورید) و اگر به سمت چپ خم شدهاید باید توپ را به گوشه چپ مربع بزنید و اگر به سمت راست خم شدهاید توپ را به گوشه راست مربع بزنید.
- در تمامی این موارد سرعت توپ نقش مهمی دارد مسلم است که هر چه فاصله نزدیک تر میشود سرعت توپ هم باید کم تر شود.
زاویه پرتاب
در هر پرتاب (به جز پرتاب ۳ گام و ریباند) باید به زاویه توپ توجه داشت. زیرا اگر زاویه پرتاب ما کم باشد توپ در اصطلاح بلاک (Block) میشود. بنابراین بهترین زاویه برای پرتاب توپ زاویه ۴۵ درجهاست.
پرتاب ریباند
اگر تیم ما توپ را به سوی حلقه حریف پرتاب کرد و آن وارد سبد نشد، میتوانیم با روش ریباند آن را وارد سبد کنیم. روش ریباند اینگونهاست که در هنگامی که توپ توسط یار ما زده شد و به تخته برخورد کرد و درون سبد قرار نگرفت، ما میتوانیم هنگامی که توپ در حال برگشتن است پریده و توپ را در همان حال که پایمان روی زمین نیست با دست آرام به تخته زده و آن را درون سبد جای دهیم .
« برنامه ریزی کنیم تا زندگی هدفمند داشته باشیم »
وقت، در حقیقت همان عمر انسانی است که لحظات و دقایق آن به صورتهای مختلف سپری می شود. بدیهی است عمر وبهتر بهره گرفتن از آن ، تنها سرمایه ای است که در اختیار انسان قرار گرفته و آنچه ارزش واقعی یک انسان کامل را تعیین می کند ، صرف کردن به موقع این سرمایه ی مهم است . و همین لحظات و دقایق زودگذرو ارزشمند است که سرنوشت انسان را تعیین می سازند. وقت همان عمر انسان است که نه برگشت پذیر است و نه چیزی جانشین آن می شود. آدمی که بر اساس هر چه پیش می آید وقت می گذراند ، تصور مبهم و گنگی از هدفش در ذهن دارد و حتی ممکن است کاملاًهدفش را گم کند.ولی وقت شناس و طراح خوب وقت ، جنبه های مختلفی ازراههای رسیدن به هدف رادر نظرمی گیرد.سودمند کردن وقت معنی اش آن است که از تمام امکانات موجودی که در اختیار داریم ، بهترین شان را انتخاب کرده و آن را در زمان مشخص به نیکوترین نحو به کار اندازیم .انتخاب امور مهم زندگی و برنامه ریزی برای آنها غالباً کار مشکلی است . این کارها نیاز به فکر و اندیشه دقیق وقدرت تصمیم گیری دارد و هم چنین نیازمندآگاهی به این امر است که چه معیار ومحکی رابرای انتخاب کارهای مقدم تر خود در نظر می گیریم .به نظر می رسد بسیاری از مردم فقط از آن جهت در برنامه ریزی دچار اشکال می شوند که آن را در ذهن و خیال خود تنظیم می کنند درحالیکه آنان به روشی نیاز دارند که بیشتر به اهمیت برنامه ریزی آگاهشان کند و آن را جدی تر در نظر بگیرند. تجربیات نشان داده که بهتر است به جای آنکه در ذهن و خیال خود برنامه ریزی کنیم آن را به قلم آورده و در کاغذی بنویسیم .
تسلط بر وقت با برنامه ریزی
در هر برنامه ریزی اعم از اینکه برای مدت طولانی ، متوسط و یا کوتاه باشد مراعات دو اصل ضروری است :
1- تنظیم لیست کارهای مورد نظر
2- تنظیم حق تقدّم هر کار،بر دیگری .
وقتی لیست کارها را تنظیم کردید . ببینید کارهایی که بیشترین اهمیت را در حال حاضر برای شما دارند ، کدامند . برای این کار از سیستم«الفبا »کمک بگیرید.حرف«الف » در کنار آن کارهایی از لیست که برای ما مهم ترین است ، بگذارید . حرف « ب» را برای کارهایی با ارزش متوسط و« پ » را برای کارهای کم ارزش در نظر بگیرید . مواردی که با حرف « الف » مشخص شده ، باید آن دسته از اموری باشند که برای شما در درجة اول اهمیت هستند و با انجام این امور در اولین فرصت ، بهترین استفاده را از وقت خود می کنید . در این حال انجام امور «ب» و «پ» را به بعد موکول می کنید .
داشتن هدف ،جزئی از طبیعت انسان بوده و بشربدون آن قادر به ادمه زندگی نیست بنابراین تنظیم هدفهای زندگی به شما کمک می کند تا با تجسم روشن ترآنچه می خواهیددرآینده داشته باشید از هم اکنون به ساختن آینده شروع کنید .
دومین قدم اساسی را برای کنترل وقت و زندگی موقعی می توان برداشت که صورت هدفهای زندگی تنظیم شده و آماده ، در دسترس باشد .
یکی از رموز اصلی انجام کار بیشتر در روز این است که وقتی لیست کارهای روزانه را تهیه کردید آن را در معرض دید خود قرار دهید و همچنان که روز را سپری می سازید یک به یک آن را به صورت دستورالعملی به کار ببندید ، به مجردی که کاری را انجام دادید در لیست روی آن خط بکشید . در آخر روز آنچه از لیست باقی مانده در ورقة دیگر یادداشت کنید.
بعضی از مردم وقت گرانبهای خود را به علت ترس از انجام کارهای غلط ، صرف رفتارهای وسواسی می نمایند .بررسیها نشان داده ، اشخاصی که خوش بینانه به موفقیت می اندیشند و در این راه تلاش می کنند بیش از کسانیکه ترس و واهمه دارند ( به انتظار شکست هستند) ،شادند و در کار خود موفق می شوند .
از اشتباه کردن نترسید . اشتباه و شکست جزء امور طبیعی و عادی انسانهاست.به این فکر کنید که هر اشتباه شما را به توفیق نهایی نزدیکتر می سازد .
بنابراین ،اولین و اساسی ترین سرمایة هر کس دوران عمر اوست . عمر یعنی دقایق ، ساعات ، روزها و سالهایی که زنده هستیم ، فقط در چارچوب این اوقات است که برنامه ریزی خوب و مفید امکان پذیر می باشد و این برنامه ریزی را با مشخص کردن اهداف اصولی زندگیتان شروع کنید
برکت :
یکی از واژه هایی که در فرهنگ قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام به کار رفته است واژه «برکت» است. برکت یعنی وجود داشتن خیر و خوبی در یک چیز به گونه ای که این خیر و خوبی را انسان از خدا بداند و ببیند.
بر این اساس موضوعات مختلفی در قرآن با ویژگی برکت مطرح شده اند؛ مانند «قرآن» کریم زیرا در کلمات و آیات و سوره های قرآن خوبی و خیر حقیقی برای کسی که واقعا قصد بهره برداری از آنها را داشته باشد وجود دارد و یا «آب باران» که در شرایط مخصوص مایه برکت و فراوانی نعمت است و یا پیامبری همچون حضرت عیسی علیه السلام به عنوان وجود مبارک.
(با برکت) معرفی شده است زیرا مایه هدایت و سعادت انسان هایی است که واقعا پیرو او هستند در نتیجه می تواند زمانها و مکانهای خاصی را آمیخته به برکت بدانیم مانند سرزمین مکه، خانه خدا، سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام.
بَرَکَت، از مفاهیم دینى که در قرآن کریم و روایات اسلامى جایگاهى مهم دارد و در فرهنگ عامة مسلمانان گسترش چشمگیری یافته است. ریشة «ب ر ک» در زبان اقوام سامى وجود داشته II/250) )، ER, و در لغت عرب به معنای مطلق رشد و فزونى (خلیل، ابن منظور، مادة برک)، یا فزونى و کثرت در خیر (ازهری، مادة برک) است. فیروزآبادی سعادت را نیز به همین معنا مىافزاید ( قاموس، مادة برک).
این واژه به صورت مفرد در قرآن به کار نرفته است و تنها به صورت جمع در 3 آیه دیده مىشود (اعراف /7/96؛ هود/11/48، 73). واژههای هم خانوادة برکت 32 بار در قرآن کریم به کار رفته است. در اصطلاح قرآن برکت ثبوت خیر الهى است (راغب، مادة برک) و برکات، نعمتهای دائمى و خیر ثابت هستند (شیخ طوسى، 5/498). شاید تفسیر برکات به خیرهای فزاینده توسط طبرسى (4/697) نیز که با معنای لغوی سازگارتر است، همان خیر ثابت را افاده نماید؛ چون هر خیری با رشد و فزونى، ثبوت و دوام خود را نیز حفظ مىکند. برکات آسمان به فزونى باران، و برکات زمین به فراوانى گیاه و میوة آن تفسیر شده است (شیخ طوسى، 4/477).
قرآن کریم افراد و گروههایى را مشمول برکات نازل شده از سوی خداوند شمرده است که عبارتند از انسانها و اقوام مؤمن و متقى (اعراف/7/96)، نوح (ع) و امت پیرو او (هود/11/48)، ابراهیم و اسحاق(ع)(صافات/37/113)، اهلبیتابراهیم (ع)(هود/11/73)، موسى(ع) (نمل/27/8) و عیسى(ع) (مریم/19/31).
واژة «تبارَکَ» در قرآن 9 بار و همواره برای ذات مقدس خداوند به کار رفته، همان گونه که انزال برکات نیز تنها به خداوند نسبت داده شده است (اعراف/7/96؛ فصلت/41/10؛ انبیاء/21/71). معنای«تبارک»، ثابت در خیر بودن خداوند (طریحى، ذیل بارک)، یا متعالى بودن او به واسطة وحدانیت وی در ازلى بودن و لایزال بودن است (طبرسى، 4/660).
«مبارک» صفتى است که خداوند برای کلام خود به کار برده است (انعام/6/92، 155؛ انبیاء/21/50؛ ص/38/29)، چون خیر و نفع آن ثابت و دائمى است (طبرسى، 7/81)، یا فزونیهای بسیاری نسبت به کتب آسمانى پیشین دارد (طریحى، ذیل ب ر ک). علاوه بر خود قرآن، اشخاص و اشیائى که در این کتاب آسمانى مبارک خوانده شدهاند، عبارتند از عیسى(ع) (مریم/19/31)، کعبه(آلعمران/3/96)،پیرامون مسجد الاقصى (اسراء/17/1)، سرزمین فلسطین (انبیاء/21/71)، درخت زیتون (نور/24/35) و قطعه زمین مشتمل بر درخت مقدس که موسى از آن ندای «انى انا الله» را شنید (قصص/28/30)؛ نیز شب قدر، بنا بر قول مشهور مفسران در تفسیر«لیلةمبارکة» (دخان/44/3). در آیات قرآنى، ایمان، تقوا (اعراف/7/96)واستغفار(نک:هود/11/52؛ ق/50/9؛ نوح/71/10، 11) از عوامل برکتزا به شمار آمدهاند و تکذیب پیامبران از عواملى است که برکت را از میان مىبرد (اعراف/7/96).
برکت از مفاهیمى است که علاوه بر قرآن، در کتب آسمانى پیشین نیز فراوان یافت مىشود. مشتقات ریشة «برک / برخ» و واژة عبری «بِراخاه» به معنای برکت 398 بار در عهد عتیق به کار رفته است. براخوت نیز یکى از زیر بخشهای باب اول مِشناست که جمع براخاه و به معنای برکات است. در عهد جدید نیز این مفهوم را به کرات مىیابیم (برای نمونه: مرقس، 10:16؛ لوقا، 24:50). قرآن منشأ همة برکات را ذات اقدس خداوند مىداند (اعراف/7/54)، هر چند به پیامبر و اولیا نیز پس از آنکه خود مشمول برکت الهى شدهاند، مىتوان تبرک جست (بخاری، 1/54، 59؛ 7/147). در عهد عتیق نیز منشأ و منبع اصلى برکت، خداوند است (پیدایش، 1:22- 28، 9:1)، هر چند برخى از پیامبران و انسانهای والا نیز گاهى منشأ برکت خوانده شدهاند (همان، 27:27-29، 48:15). در عهد جدید هم صدور برکت بارها به شخص عیسى(ع) نسبت داده شده است (متى، 14:19؛ مرقس، لوقا، همانجاها).
در برخى روایاتِ پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع)، سخن از برکت بسط یافته است و اهمیت آن به حدی است که برکت یکى از سپاهیان 75نفری عقل محسوب شده است (مجلسى، 1/110-111). طبق برخى روایات خداوند 3 برکت نازل کرده است: آب، آتش و گوسفند (همو، 22/226). در روایات به برکت مال، عمر و زن (ابن بابویه، 3/387) اشاره شده، و وجود هر مؤمن برای دیگر مؤمنان برکت شمرده شده است (مجلسى، 2/283).
برخى عوامل برکتزا در روایات عبارتند از سحرخیزی (نک: برازش، 289) و شروع فعالیت در سحر یا فجر( نهجالبلاغة، نامة12)، بیع با مهلت دادن به خریدار برای پرداخت بها، مضاربه (ابن ماجه، 2/768)، خوردن سحری (کلینى، 4/95)، همراهى و نرمخویى (همو، 2/119)، سلام کردن بر خانواده (ابولیث، 141)، پایین بودن مهریة زن، کم خرج بودن و آسان بودن زایمان وی (ابنبابویه، 3/387)، صبح روز شنبه و پنجشنبه صدقه دادن، کردار نیک، عدالت (برازش، همانجا) و تجارت (مجلسى، 100/5).
پیامبر اکرم (ص) هنگام حفر خندق در اطراف مدینه توسط مهاجرین و انصار، از خداوند برای آنان درخواست برکت کرد (بخاری، 3/212). برخى افراد که در زندگى خود مشمول دعای پیامبر به برکت شدهاند، عبارتند: عبدالله بن جعفر، عروة بن ابى الجعد و عبدالرحمان بن عوف (نک: وصابى، 304- 305).
برخى عوامل برکت زدا در روایات عبارتند از اعمال بد و ناشایست ( نهج البلاغة، خطبة 143)، اسراف، سوگند خوردن در خرید و فروش، خوردن غذایداغ (کلینى،4/55، 5/162،6/322)، فساد نیت و جنایت، مال حرام (حرعاملى، 6(2)/53)، خیانت، سرقت، شرب خمر و زنا (مجلسى، 76/19).
در تداول امروز فارسى زبانان، برکت به معنای بسیاری نعمت و فزونى در خیر است. در فرهنگ و ادب فارسى، «برکت» و واژههای هم خانواده و مرکبى که از آن ساخته شده، مانند بارک الله، تبرک و مبارک، فراوان به کار رفته است و مثلهایى نیز مشتمل بر این واژهها در میان مردم رایج بوده و هست (دهخدا، 1/104، 114، 359، 541). همچنین کلمات «تبریک» و «مبارک» در قالب عبارتها و جملههای گوناگون در مراسم شادی و جشنهای موفقیت و پیروزی عموماً به کار مىرود. گفتنى است که برخى از مصادیق شایع نعم الهى، چون نان و نمک، در میان مردم به عنوان نماد برکت شناخته شدهاند.
|
برچسب انرژی چیست؟ |
|
|
مربوط به برچسب انرژی
سازمان بهینه سازی مصرف سوخت کشور وظیفة تدوین استانداردهای مصرف انرژی ، برچسب انرژی و سیاست گذاری را از جانب وزارت نفت به عهده دارد . برچسبهای انرژی برچسبهای اطلاع رسانی هستند که بر روی تجهیزات استفاده کننده از حاملهای انرژی نصب میشوند و به روشهای مختلف ، مفاهیمی نظیر وضعیت مصرف انرژی محصول ، بازده ، هزینه های انرژی و . . . را مشخص می کند
به طور کلی استفاده از برچسب انرژی برای آبگرمکنهای فوری و آبگرمکنهای مخزن دار و همچنین بخاریها لازم اجراست .
نمونه ای از برچسب انرژی :
موارد مندرج در برچسب انرژی مربوط به بخاری :
١ نام تولید کنند ه
٢ مدل بخاری
٣ شاخص بازدة کل خالص بخاری
۴ مقدار عددی بازده کل خالص بخاری
۵ مصرف سالیانه انرژی بخاری برحسب مگاژول
۶ معادل مصرف سالیانه گاز برحسب مترمکعب
٧ شاخص بازده در حالت تنظیم حداکثر
٨ شاخص بازده در حالت تنظیم حداقل
٩ مصرف پیلوت برحسب مگاژول بر ساعت
١٠ حداکثر توان خروجی برحسب کیلو وات
١١ نوع سوخت مصرفی
١٢ محل نشان استاندارد
١٣ سال اعتبار برچسب
توضیح : رده انرژی (A-B) : با صرفه جویی زیاد
: رده انرژی(C-D) : با صرفه جویی متوسط
: رده انرژی(E-F) : صرفه جویی کم
: رده انرژی(G) : فاقد صرفه جویی
مهربانی و تأثیرات آن در انسان از نظر قرآن
انسان با نگاهی ژرف به جهان پیرامونش، به آسمانی که آن را بالای سرش می بیند، به زمینی که آن را زیر پای خویش لمس می کند، به شبی که تاریکی اش همه جا را می پوشاند، به روزی که با پرتو تابناک خورشید همه جا را روشنی و حیات می بخشد، به گیاهی که از دل زمین سر بر می آورد، به صدها و هزاران میوه ای که نوش جان می کند، با نگاه به همه ی این ها، به هماهنگی و تقابل شگفت انگیزی پی می برد که در عین نداشتن سنخیت این موجودات با هم، همگی مکمل یکدیگرند و وجود یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست. آدمی هم از این قاعده ی حیات زا و نیروزا و معنازا، مستثنی نیست. خدای رحمان می فرماید:«و من آیاتهِ اَن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمة اِنّ فی ذلک لآیات لقومٍ یتفکّرون؛ از نشانه های بارز و برجسته و غیرقابل انکار قدرت او این است که از جنس خودتان برای شما همسرانی بیافرید و میان تان محبت و دلسوزی ایجاد کرد. براستی در این نعمت نشانه های زیادی برای اهل تفکر وجود دارد» (روم/ 21 ).
«مودة» که ریشه ی آن از «ودد» گرفته شده است، یعنی دوست داشتن چیزی و آرزو کردن چیزی. مودة برای هر دو معنا کاربرد دارد؛ زیرا آرزوی داشتن چیزی به معنای دوست داشتن آن نیزمی باشد. چون «آرزو داشتن» همان میل و رغبت برای دست یابی به چیزی است که آن را دوست می داری. (مفردات راغب اصفهانی ماده ی «ودد» ). خداوند متعال می فرماید: «و جعل بینکم مودّة» یعنی دوست داشتن و آرزو داشتن هم دیگر را میان شما (زن و مرد) قرار داد. یعنی زن و مرد در عین حال که هم دیگر را دوست می دارند، همیشه آرزومند هم هستند و با تمام وجود دوستدار یکدیگرند. با این وصف کسی که دلباخته ی کسی دیگر است و در آرزوی دست یابی به او، زندگی را به سر می آورد، همیشه یک نوع اشتیاق و میل درونی را نسبت به او در درون خویش شعله ور نگه می دارد. چیزی را که برای خود می خواهد برای او نیز می خواهد. از تجریح کردن احساسات و عواطف او به شدت پرهیز می کند، با نگاهی ژرف درون او را می کاود و در پی برآورده کردن نیازها و خواست های او برمی آید؛ چرا که محرومیت او را محرومیت خویش می داند و به آن تن نمی دهد. سپاس خدایی را که با قرار دادن این شعله میان زن و مرد، زندگی زناشویی را معنا بخشید.
رحمة یعنی رقت و دلسوزی که انسان را به احسان و نیکی کردن به دیگران وا می دارد. این واژه گاهی فقط برای دلسوزی و ترحم به کار می رود؛ گاه نیز برای نیکی کردن صرف و بدون دلسوزی. اگر این صفت برای خداوند به کار رود، مراد از آن احسان به بندگان است نه دلسوزی. به همین خاطر در معنای واژه «رحمت» چنین آورده اند که «رحمت» از جانب خداوند انعام و احسان و بخشش و فضل است، و از جانب انسان ها، دلسوزی و ترحم. (مفردات راغب ماده ی «رحم» ). بنابراین، خداوند به دنبال مودة ، دگرخواهی و نه خودخواهی«رحمت» قرار داد. به گونه ای که زن و مرد، نسبت به هم دیگر در اوج ترحم و دلسوزی باشند و با نگاه دلسوزانه نسبت به یک دیگر لحظه ای از احسان و نیکی کردن به هم فروگذار نکنند و پیوسته آن را سرلوحه زندگی خود قرار دهند. البته آن احسانی که بدون هرگونه چشم داشتی است نه گیرنده ی آن احساس شرم و خجالتی می کند و نه دهنده ی آن بر او منّت می نهد.
بنابراین زندگی بدون آرامش، زندگی بدون دگرخواهی(مودة) با تمام ابعاد وجودی اش، و بدون ترحم و دلسوزی و نیکی کردن (رحمة)، ثبات و دوام نخواهد داشت. این است که خداوند می فرماید: در این امر، نشانه های بزرگی برای اهل تفکر وجود دارد و افراد بی فکر از آن بی بهره اند. زن و مرد هردو نیازمند یک دیگرند، البته این نیاز تنها به خاطر نیاز جسمی و ارضای غریزه ی جنسی نیست بلکه آن ها در کنار یک دیگر و در پناه هم دنیایی از آرامش و لذت روحی می یابند. اُنس و اُلفت، مهربانی، محبت و... احساساتی که در هیچ جای دنیا به آن ها دست رسی نخواهند داشت، در پناه هم خواهند یافت. مرد این احساسات را نزد مردان دیگر نخواهد یافت و زن نیز نمی تواند نزد زنان دیگر به آن دست یابد. جز در مواردی کم که هرگز اساس و پایه ی زندگانی بشر بر آن دوام نخواهد آورد. زیرا این بقا و دوام احساسات نیازمند امنیت خاطر و ثبات اند و با حالت های طوفانی و گذرا ماندگار نخواهند بود.
هر یک از این دو جنس به تفاوت های جنس مخالف به شدت نیاز دارد و با تمام وجود و احساسات و افکارش به سوی آن ها می رود و اسرار و نهفته هایش را برای او برملا می کند. با او هم راز می شود و او را در رویارویی با مسؤولیت های گوناگون زندگی، یار و یاور خویش می یابد. دنیا هم درهای صفا و شادی را برای دو قلبی که دوستدار هم اند و با هم جوش خورده اند، باز می کند. اما این درها را برای دل هایی که محروم از محبت و مهربانی است، باز نخواهد کرد. اگرچه این قلب، بزرگ ترین قلب و صاحبش بزرگ ترین انسان باشد. قلبی که از این غذای جان افزا محروم است، اصلاً بزرگ نیست. این ها مجوعه ای از حقایق انکار ناپذیر است و شاید در دنیای شعر و هنر به گونه ای شگفت انگیز به تصویر کشیده شوند؛ اما بدون توسل به شعر و هنر هم تمام حیات از آغاز تاکنون، صحت این حقایق را تأیید می کند. بنابراین ثبات عاطفی یک نیاز روحی زن و مرد است و تمام لذت های جسمی و برخورداری های مادی جای آن را نمی گیرد و این جز در خانه و کاشانه تحقق نخواهد یافت. اگر مرد در کنار زن احساس آرامش نکند و اگر زن در کنار او نیاساید و اگر آن ها با تمام وجود و احساسات خود به دیگری روی نیاورند، هرگز در زندگی زناشویی به خوش بختی نخواهند رسید.
هر آزمون و هر برخورد و هر سخنی آثار عمیقی در روابط زوجین بر جای می گذارد، البته در وجود زن این تأثیرات بیشتر است. این تأثیرات به صورت پنهان و ناخودآگاه در انسان وجود دارند و مسیر زندگی اش را تعیین می کنند، بدون این که خود بر آن آگاهی داشته باشد و این خوش بختی او را تحت تأثیر قرار می دهد. البته آیه مودت و رحمت را میان دو همسر بیان مى کند ولى این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر بینکم اشاره به همه انسانها باشد که دو همسر یکى از مصادیق بارز آن محسوب مى شوند، زیرا نه تنها زندگى خانوادگى که زندگى در کل جامعه انسانى بدون این دو اصل یعنى مودت و رحمت امکان پذیر نیست و از میان رفتن این دو پیوند، و حتى ضعف و کمبود آن، مایه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است.
نیروی محبت از نظر اجتماعی نیروی عظیم و مؤثری است. بهترین اجتماعها آن است که با نیروی محبت اداره شود. محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار. علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی است برای ثبات و ادامه حیات حکومت، و تا عامل محبت نباشد رهبر نمی تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند. مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشد. قرآن خطاب به پیغمبر می کند که ای پیغمبر! نیروی بزرگی را برای نفوذ در مردم و اداره اجتماع در دست داری: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم؛ به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم ] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب!»، «و شاورهم فی الامر؛ و در کارها، با آنان مشورت کن!» ( آل عمران، 159). " به موجب لطف و رحمت الهی، تو برایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی سختدل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن ".
در اینجا علت گرایش مردم به پیغمبر اکرم را علاقه و مهری دانسته که نبی اکرم نسبت به آنان مبذول می داشت. باز دستور می دهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت نما. اینها همه از آثار محبت و دوستی است، هم چنان که رفق و حلم و تحمل، همه از شئون محبت و احسانند و باز قرآن می فرماید: «و لا تستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی أحسن فاذا الذی بینک و بینه عداوش کأنه ولی حمیم؛ هرگز نیکى و بدى یکسان نیست بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است! ( فصلت، 34).
امیرالمؤمنین نیز در فرمان خویش به مالک اشتر آنگاه که او را به زمامداری مصر منصوب می کند درباره رفتار با مردم چنین توصیه می کند: «و اشعر قلبک الرحمة للرعیة و المحبة لهم ، و اللطف بهم . . . فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب ان یعطیک الله من عفوه و صفحه؛ احساس مهر و محبت به مردم را و ملاطفت با آنها را در دلت بیدار کن . . . از عفو و گذشت به آنان بهره ای بده همچنانکه دوست داری خداوند از عفو و گذشتش تو را بهره مند گرداند» (نهج البلاغه/ نامه 53). قلب زمامدار، بایستی کانون مهر و محبت باشد نسبت به ملت. قدرت و زور کافی نیست. با قدرت و زور می توان مردم را گوسفندوار راند ولی نمی توان نیروهای نهفته آنها را بیدار کرد و به کار انداخت. نه تنها قدرت و زور کافی نیست، عدالت هم اگر خشک اجرا شود کافی نیست، بلکه زمامدار همچون پدری مهربان باید قلبا مردم را دوست بدارد و نسبت به آنان مهر بورزد و هم باید دارای شخصیتی جاذبه دار و ارادت آفرین باشد تا بتواند اراده آنان و همت آنان و نیروهای عظیم انسانی آنان را در پیشبرد هدف مقدس خود به خدمت بگیرد.
هم چنین طبق آیات قرآن محبت عامل مؤثرى است براى پیروى کردن، همانگونه که در سوره آل عمران آیه 31 مى خوانیم: «قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونى؛ بگو اگر خدا را دوست میدارید از من پیروى کنید». اصولا پیوند محبت با کسى، انسانرا به سوى محبوب و خواسته هاى او مى کشاند و هر چه رشته محبت قویتر باشد این جاذبه قوى تر است، مخصوصا محبتى که انگیزه آن کمال محبوب است، احساس این کمال سبب مى شود که انسان سعى کند خود را به آن مبدء کمال و اجراى خواسته هاى او نزدیکتر گرداند .
تلاشهای سرمایه داری لیبرال برای آرام ساختن پرولتاریای داخلی به طور مستقیم واکنش در برابر خطر مارکسیسم بود و اقتصاد برنامه ریزی شده خود از نظریات مارکس سرچشمه گرفته است.
ادامه مطلب ...
مقدمه
بحران اقتصادی در نظر اول عبارت است از پیدا شدن "اضافه تولید" یعنی پرشدن بازار از کالاهائی که مشتریِ قادر به پرداخت ندارد.
ادامه مطلب ...
مقدمه
بحران اقتصادی در نظر اول عبارت است از پیدا شدن "اضافه تولید" یعنی پرشدن بازار از کالاهائی که مشتریِ قادر به پرداخت ندارد.
ادامه مطلب ...
بتن
مقدار زیادی از شیشه های مصرف شده دوباره بازیافت می شوند و قسمتی نیز برای مصارف گوناگون از جمله سنگدانه های بتن به کار می روند .مقدار زیادی از این مواد شرط لازم برای بازیافت را فراهم نمی کنند و این مواد برای دفن فرستاده می شوند. فضای مورد استفاده برای دفن قابل توجه است و این فضا می تواند برای مصارف دیگری به کار برده شود. شیشه یک قلیایی غیر پایدار است که در محیط بتن میتواند باعث بوجود آمدن مشکلات ناشی از واکنش قلیایی – سیلیسی (ASR) شود. این ویژگی به عنوان یک مزیت در خرد کردن پودر شیشه و استفاده از آن به عنوان یک ماده پوزولانی در بتن استفاده شده است.
رفتار دانه های بزرگ شیشه را در واکنش قلیایی در آزمایشگاه نمی توان با رفتار واقعی پودر شیشه در طبیعت برابر دانست. تجربه مزایای واکنش پوزولانی شیشه را در بتن مشخص کرده است. می توان در بعضی از مخلوطهای بتن تا %30 وزن سیمان پودر شیشه اضافه کرد و به مقاومت مناسبی دست یافت.
همچنین خزش خشک شدن بتن با پودر شیشه نیز در حد قابل قبول و مجاز است. 1 مقدمه شیشه در انواع مختلفی تولید می شود( بسته بندی ، شیشه صاف ، حباب لامپها ، لامپ تلویزیونها و ...). اما همه این وسایل عمر مشخصی دارند و نیاز به استفاده دوباره و بازیافت آنها به منظور جلوگیری از مشکلات زیست محیطی که ناشی از ذوب آنها و یا دفن ایجاد می شود احساس می شود. 1-1 بازیافت شیشه شیشه های مصرف شده بصورت تجاری به محلهای مخصوص طراخی شده برای بازیافت یا دفن و یا جمع آوری کربنات و سپس حمل آنها به محلهای دپو می روند. بزرگترین هدف قوانین زیست محیطی تا خد امکان کم کردن ضایعات شیشه و بردن آنها به محلهای دفن و تجزیه شیمیایی آنها به طور اقتصادی است. شیشه یک ماده منحصر به فرد است که می تواند بارها وبارها بدون تغییر در خواصش بازیافت شود. به عبارت دیگر یک بطری می تواند ذوب شده و دوباره به بطری تبدیل شود بدون اینکه تغییر زیادی در خواصش ایجاد شود.
بیشتر شیشه های تولیدی بصورت بطری هستند و مقدرا زیادی از شیشه های جمع آوری شده دوباره برای تولید بطری به کار می روند. اثر این پروسه به شیوه جمع آوری و مرتب کردن شیشه ها با رنگهای مختلف وابسته است. اگر رنگهای مختلف شیشه قابل جدا کردن باشند می توان از آنها جهت تولید شیشه با رنگهای مشابه استفاده کرد. ولی وقتی که شیشه با رنگهای متفاوت با هم مخلوط شدند، برای تولید بطری نامناسب می شوند و باید آنها را در مصارف دیگری به کار برد و یا دفن کرد. آقای ریندل (Rindl) به چند مورد از استفاده های غیر بطری شیشه اشاره می کند که شامل : سنگدانه روسازی راه ،پوشش آسفالت ، سنگدانه بتن ، مصارف ساختمانی ( کاشی شیشه ای ، پانلهای دیوار و ...) ، فایبر گلاس ،شیشه های هنری ،کودهای شیمیایی ،محوطه سازی ،سیمان هیدرولیکی و بسیاری دیگر. استفاده از بتن در سنگدانه های بتن در این مقاله مورد بررسیقرار می گیرد. نگرانی بزرگی که در استفاده از شیشه در بتن وجود دارد واکنش شیمیایی مابین ذرات سیلیس اشباع شیشه و قلیاییهای مخلوط بتن است که به واکنش سیلیسی – قلیایی(Alkali Silica Reaction ASR) معروف است. این واکنش می تواند برای پایداریبتن بسیار خطرناک باشد. به همین منظور باید پیشگیری مناسبی در جهت کمتر کردن اثراین واکنش انجام شود. پیشگیری مناسب می تواند با استفاده از یک ماده پوزولانی مناسبمانند :خاکستر هوایی ،سرباره کوره آهن گدازی و یا میکرو سیلیس (Silica Fume SF) با نسبت مناسب در مخلوط بتن انجام گیرد. حساسیت شیشه به مواد قلیایی این حدس را بوجود می آورد که شیشه درشت و فیبر شیشه می تواند اثر واکنش ASR را کم و یا محو کند. اگرچه این تصور نیز وجود دارد که پودر شیشه می تواند خواص پوزولانی (مانند مواد ذکر شده در بالا) از خود نشان دهد و از اثرات و انجام واکنش ASR توسط دانه های شیشه جلوگیری کند. ریندل نتایج کارهای انجام شده توسط افراد و ارگانهای مختلف را بیان کرد.
برای مثال او به نقل از شرکت Boral می گوید که: پودر شیشه آهکی سیلیکاتی رد شده از الک 100# در جهت کاهش ASR است. همچنین مرکز زمین پاک واشنگتن بیان می کند که دانه های ریز (پودر) می توانند بتن را بوسیله آزمایش ASR تضعیف کنند. همچنین کارهای انجام شده توسط آقای Samtur بر روی این موضوع بیان می کند که پودر شیشه رد شده از الک 200# می تواند مانند یک ماده پوزولانی و در جهت کاهش اثر واکنش سنگدانه ها (ASR) عمل کند. همچنین آقای Pattengil نیز به همین نتایج دست یافت. اخیرا مرکز تحقیقات انرژی ایالت نیویورک حمایتهای مالی تحقیق بر روی کاربرد شیشه بازیافتی برای بلوکهای بنایی بتنی را انجام داده و نشان داده که شیشه ضایعاتی می تواند هم به جای سنگدانه و هم به عنوان ماده افزودنی (با ایجاد شرایط مشخص) در بتن استفاده شود. آقای Bazant بیان می کند که ذرات شیشه خدودباعث انبساط زیادی می شوند. اگرچه ذرات کوچکتر از mm 0.25 در آزمایشگاه باعث هیچ گونه انبساطی در بتن نگردیدند. آقایان Baxterو Meyer فهمیدند که ذرات شیشه حدود mm 1.2 باعث بیشترین انبساط ملات در بین دانه های با اندازه mm 4.75 تا mm 0.15 می شوند. آنها فهمیدند که بیشترین انبساط وقتی حاصل می شود که 100% ذرات شیشه بصورت سنگدانه باشند و اگر شیشه های سبز بیش از 1% اکسید کرم داشته باشند اثر مثبتی بر واکنش ASR دارند. mm1.5
آقایان Carpeneter و Cramer گزارش می دهند که پودر شیشه بر کم کردن اثر واکنش ASR در آزمایش تسریع شده ملات مانند اثر خاکستر بادی و میکروسیلیس و سرباره موثر است. این نشان می دهد که پودر شیشه می تواند انبساط ناشی از ASR را در سنگدانه های حساس و شیشه های دانه ای متوقف کند. از مطالب بالا نتیجه گیری می شود که شیشه می تواند به سه صورت در بتن استفاده شود: درشت دانه ریز دانه پودر شیشه درشت دانه و ریز دانه می توانند باعث واکنش ASR در بتن شوند. اما پودر شیشه می تواند اثر ASR آنها را کاهش دهد. در بعد تجاری بسیار به صرفه است که پودر شیشه به جای سیمان مصرف شود تا اینکه شیشه بهعنوان سنگدانه در بتن مصرف شود. پودر پودر شیشه یک ماده با ارزش است که از شیشههایی که برای بازیافت مناسب نیستند به دست می آید. در قسمتهای بعدی اطلاعاتی در مورد استفاده از شیشه در بتن در سه خالت ذکر شده ارائه می گردد. کارهای آزمایشگاهی سه مورد از کاربردهای شیشه در بتن در برنامه تحقیق ARRB مشخص شده است. اینها شامل : شیشه های درشت دانه شیشه های ریزدانه و پودر شیشه است. حدود ذرات برای هر شاخه در زیر ذکر شده است. شیشه درشت دانه mm 12-4.75 CGA شیشه ریز دانه mm4.7-0.15 FGA پودرشیشه کوچکتر از mm0.01 GLP ترکیب شیمیایی تولیدات یک تیپ شیشه مشابه هستند. همچنین در جدول زیر ترکیب شیمیایی شیشه ها با رنگهای مختلف ارائه شده است.
شیشه های درشت دانه و ریز دانه جهت جایگزینی حدود اندازه های مشابه سنگدانه های طبیعی به کار می روند. پودر شیشه به عنوان یک ماده پوزولانی مورد مطالعه قرار می گیرد(مانند کاربرد خاکستر هوایی و میکروسیلیس). مقایسه ای بین مواد مخلوط در شیشه شکسته و پودر شیشه و میکروسیلیس در جدول زیر نشان داده شده است. مواد طبیعی استفاده شده در این کار شامل ماسه طبیعی بتن ویکتوریا و سنگ شکسته طبیعی بازالتی بود. یکسری سنگدانه فعال خاکستری از NSW برای تشخیص اثر پودر شیشه بر توقف انبساط AAR (Alkali Aggregate Reaction) مصرف شد. 3- سنگدانه های درشت و ریز شیشه در بتن تاثیر خصوصیات فیزیکیسنگدانه های شیشه ای مانند اندازه آنها در مخلوط بتن مشخص است.
شیشه بنابر طبیعت اشباع از سیلیس و شکل بی ریخت ملکولی آن به حمله شیمیایی مخیط قلیایی که در بتن هیدراته شده ایجاد می شود حساس است. این حمله شیمیایی می تواند تولید تغییر شکلهای وسیعی بر ژل AAR بتن داشته باشد که توسعه پیدا می کند و اگر پیشگیریهای مناسب در فرمولاسیون طرح اختلاط لحاظ نشود باعث ترک خوردن زودرس بتن می شود. طبیعت واکنش شیشه در کاربرد آن در بتن بسیار اهمیت دارد. برای مثال بعضی از سنگدانه های طبیعی می توانند وقتی که به مقدار کمی در بتن استفاده می شوند باعث انبساط بیش از اندازه بتن شوند و بعضی دیگر به صورت 100% در بتن استفاده می شوند. واکنش سنگدانه ها بوسیله آزمایش تسریع شده استوانه ملات (AMBT) مشخص می شود (ASTM C1260). نتایج آزمایش AMBT نشان می دهد که مخلوط با شیشه بیشتر در ملات انبساط بیشتری نیز داشته است. شکل 2 این اثر را نشان می دهد. شرط برای این آزمایش این است که انبساط کمتر از 0.1% در عمر 21 روزه نشان دهنده سنگدانه غیر فعال و بیش از 0.1% در عمر 10 روزه نشان دهنده سنگدانه فعال است. انبساط کمتر از 0.1% در 10 روز ولی بیش از 0.1% در 21 روز نشان دهنده سنگدانه با واکنش آهسته است. بر اساس این شرط شکل 2 نشان می دهد که استفاده از بیش از 30% شیشه در بتن ممکن نیست اثرات زیانباری داشته باشد. (مخصوصا اگر قلیاییهای بتن کمتر از kg3 Na2O در یک متر مکعب باشد). بتنهای با قلیایی بیشترممکن است انبساطهای بیشتری را بوجود بیاورند. این موضوع در شکل 3 برای چهار اندازهاز ذرات شامل پودر (کمتر از mm0.01) ماسه خیلی ریز (mm0.3-0.5) و دو قسمت سنگدانهبزرگتر نشان داده شده است. نتیجه نشان داده شده در شکل 3 نشان می دهد که اندازه هایشیشه زیر mm0.3 اختمال کمی برای انبساط خطرناک دارند ولی اندازه های بزرگتر ازممکن است باعث انبساطهای قابل ملاخظه ای شوند. بنابراین اندازه انبساط وابسته به میزان شیشه موجود، اندازه ذرات و میزان قلیاییهای مخلوط است.این نتایج نشان می دهد که شیشه می تواند ژلAAR تولید کند و اگر اندازه ذرات به اندازه کافی کوچک شود می تواند به عنوان یک ماده پوزولانی عمل کند. mm0.6
مشخص شده است که فعالیت سنگدانه ها و انبساط حاصله می تواند با بکار بردن میزان مناسب از مواد با خاصیت سیمانی شدن مانند میکرو سیلیس و خاکستر هوایی کنترل شود. همچنین پودر شیشه ریز می تواند بصورت مشابه عمل کند. با توجه به کاربرد سنگدانه های ریز و درشت که مورد بررسی قرار گرفتند مخلوطهای آزمایشی با توجه به میزان سنگدانه های ریز و درشت مناسب در مخلوط بتن گسترش یافته اند. آزمایشات به سمت تولید بتن با حدود Mpa32 تحمل پیش رفتند. مخلوط محتوی Kg/m3255 سیمان و Kg/m3 85 خاکستر هوایی بود. میزان شن و ماسه به ترتیب Kg/m3 1080 و Kg/m3780 مناسب به نظر می رسید.
بعد از تعدادی سعی و خطا فرمولی رضایتبخش به سمت ویژگیهای مناسب بتن تازه جهت این مخلوط پیدا شد که به صورت زیر است: این موضوع از مقاومت بتنها آشکار است که این مخلوطها به راحتی به مقاومت Mpa32 رسیده و ختی از آن عبور می کنند( در حالی که از مقدار زیادی شیشه بازیافتی استفاده شده است). برای مصارف غیر سازه ای که مقاومت کمتری مورد نیاز است از همین مخلوط بدون کاهش دهنده (روان کننده) آب می توان استفاده کرد. دو مخلوط بتن با 50% شیشه درشت دانه و با یا بدون 50% شیشه ریز دانه در جدول 4 تشریح شده است. با توجه به وجود 25% خاکستر هوایی در مخلوط ،بتن از واکنش ASR نیز محفوظ است. جمع شدگی ناشی از خشک شدن این مخلوطها خوب و زیر مرز 0.075% که توسط استاندارد استرالیا معین شده ، بود. شکل 4 منحنی جمع شدگی خشک شدن متوسط را برای نمونه های با میزان شیشه متفاوت نشان می دهد. با توجه به مطالب بالا به این نتیجه می رسیم که مقدرا حتی بیش از 50% از هر کدام از درشت دانه یا ریز دانه می توانند در مخلوط بتن سازه ای یا غیرر سازه ای مصرف شوند. اگرچه دیگر پارامترهای مهندسی این مخلوطها نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارند. 4- اثرات پودر شیشه بر مقاومت ملات تقسیم اندازه ذرات پودر شیشه (GLP) بصورت زیر است: اندازه ذرات کوچکتر از 5 میکرون 5-10 میکرون 10-15 میکرون بزرگتر از 15 میکرون درصد 39 49 4.4 7.6 سطح مخصوص پودر شیشه m2/Kg 800بود که تقریبا دو برابر بیشتر سیمانهای موجود است. اثرات جایگزینی پودر شیشه با سیمین یا ماسه بر مقاومت مکعبهای ملات ( نسبت سنگدانه به سیمان 2.25 و نسبت آب به سیمان 0.47) در شکلهای 5 و 6 نشان داده شده است. در مورد جایگزینی سیمان ممکن است کاهش مقاومت 28 روزه پیش بیاید که یک اثر کوتاه مدت است و خواص پوزولانی را آشکار می کند. همچنین خاکستر هوایی نیز وقتی که با میزان مشابه سیمان جایگزین می شود اثری مشابه تولید می کند. مقاومتهای طولانی تر با میکرو سیلیس مورد مطالعه قرار گرفتند. این سری از نمونه ها تشکیل شده بود از : نمونه کنترلی که ریزدانه فعال خاکستری داشت ، نمونه با 10% میکروسیلیس ، با 20% پودر شیشه ، با 30% پودر شیشه که با سیمان مساوی جایگزین شده بودندو در یک نمونه نیز 30% پودر شیشه جایگزین سنگدانه ها شده بود. شکل 7 مقاومت این نمونه ها را در عمر 270 روزه نشان می دهد. سه نتیجه نشان می دهد که جایگزینی 10% بخار سیلیس مقاومت بیشتری از جایگزینی GLP دارد. ولی همچنین نشان می دهد نمونه ملاتی که حاوی GLP باشد برای مدت طولانی تری رشد مقاومت خواهد داشت (به خاطر واکنش پوزولانی). باید توجه شود که وقتی 30% ماسه با پودر شیشه جایگزین می شود مقاومت 90 روزه برابر مقاومت مخلوط حاوی میکروسیلیس است. برای بررسی اثر مثبت جایگزینی پودر شیشه به جای سنگدانه ها دو آزمایش اضافی بر روی مکعبهای ملات انجام شد (270 روز عمل آوری شده).
در یک سری از نمونه ها 20% از سیمان با پودر شیشه جایگزین شد و در سری بعدی به علاوه 20% سیمان 10% از سنگدانه ها نیز جایگزین شدند. شکل 8 نشان می دهد که این جایگزینی به صرفه است (احتمالا به خاطر بهبود دانه بندی و واکنش پوزولانی). همچنین باید توجه شود که مقاومت مخلوط با 20% شیشه به جای سیمان و 10% به جای سنگدانه ها به مقاومت مخلوط محتوی میکرو سیلیس رسیده و از آن تجاوز می کند. ظاهرا اثرات سود آور مقایسه شده میکرو سیلیس بر مقاومت نسبت به پودر شیشه بصورتی زیاد در این آزمایش افزایش یافته اند. زیرا مخلوط با میکروسیلیس حاوی 90% سیمان است ولی مخلوطهای با پودر شیشه حاوی 80 و 70% سیمان هستند. برای مقایسه مبتنی بر میزان سیمان مساوی ، آزمایش مقاومت ملات بر روی دو سری از نمونه ها که حاوی شیشه دانه بندی شده به جای ریزدانه (80% شیشه و 20% ماسه طبیعی) که 30% از سیمان نیز با مواد دیگر جایگزین شده بود انجام شد. در یک نمونه 30% از سیمان با پودر شیشه جایگزین شد و در دیگری با مخلوطی از 10% میکروسیلیس و 20% سنگ بازالتی غیر پوزولانی نرم و ساییده شده. در این روش میزان سیمان هردو نمونه مساوی است. شکل 9 نشان می دهد که نتایج مقاومت برای هر دونمونه تقریبا یکسان است. باید به این نکته توجه شود که مقاومتهای نشان داده شده در شکلهای 7 و 9 به علت تفاوت کلی در سنگدانه های ملات اساسا قابل مقایسه نیستند. 5- اثر پودر شیشه بر انبساط ملات همانطور که در شکلهای 2 و 3 نشان داده شده دانه های در حد ماسه شیشه می توانند باعث واکنش قلیایی سنگدانه ها بصورت خطرناکی باشند ( مخصوصا در میزان بالای شیشه در آزمایش تسریع شده ملات). بنابر این 6 سری نمونه های ملات محتوی 80% دانه های شیشه فعال ساخته شد. نمونه کنترلی که حاوی سنگدانه و سیمان معمولی بود، و در 5 نمونه دیگر سیمان با 5% و 10% میکروسیلیس و 10 و20 و 30% پودر شیشه جایگزین شده بودند.
شکلهای 10 و 11 نشان می دهند که این ترکیبات (هردو حالت GLPو میکروسیلیس) در کاهش انبساط واکنش AAR موثر هستند به شرط اینکه به اندازه مناسب مصرف شوند (10%میکروسیلیس و <20%GLP). این نتایج نشان می دهد که نقش 20 و 30% GLP در توقف واکنش AAR بیشتر از 10% میکروسیلیس است. با وجود مقدار زیاد کربنات سدیم در شیشه (حدود13%) این نکته مهم است که خود دانه های پودر شیشه باعث انبساط طولانی مدت ملات نشوند و یا باعث تحریک سنگدانه های فعال مخلوط نباشند. آزمایش طولانی مدت استوانه ملات در 38 درجه سانتیگراد و 100% اشباع با سنگدانه های فعال و غیر فعال و با میزان جایگزینی مساوی سیمان (مانند آنچه در بالا گفته شد) انجام شد. انبساط کمتر از 0.1% در یک سال نشان دهنده ترکیب بی ضرر است. شکل 12 نشان می دهد که وقتی سنگدانه ها غیر فعالند خود GLP باعث انبساط مخلوط نمی شود. اما شکل 13 نشان می دهد که وقتی سنگدانه ها فعال هستند وجود 30%GLP باعث تحریک واکنش سنگدانه های خیلی حساس هم نمی شود. همچنین وقتی که سیمان جایگزین نشود و 30% GLP به جای سنگدانه استفاده شود باعث انبساط خطرناک استوانه ملات نمی شود. اطلاعات نشان می دهد که GLP می تواند بدون ترس از اثرات زیانبار آن استفاده شود. 6 -پودر شیشه در بتن اثر پودر سیسه بر انبساط بتن مشخص شد.
یکسری سنگدانه خیلی فعال در منشور بتن (بر اساس ASTM C1293) استفاده شد.انبساط خطرناک در این آزمایش 0.03% تا 0.04% در یک سال است. شکل 14 نشان می دهد که 40% GLP که پتانسیل رها سازی قلیایی بیشتری از 30%GLP دارد می تواند تا 80% از انبساط ناشی از سنگدانه های فعال جلوگیری کند. برای سنگدانه های کمتر فعال نیز انبساط متوقف می شود. این امر نشان دهنده اثر مثبت GLP در بهبود دوام بتن است. وقتی که نسبتهای متفاوتی از GLP با سنگدانه های غیر فعال در بتن با قلیایی بالاتر (Na2O/m3 5.8) استفاده می شوند خود شیشه نیز باعث انبساط خطرناکی در مخلوط نمی شود. نتیجه آخر اینکه GLP اثر زیان آوری بر مخلوط بتن ندارد. 1-6- اثر پودر شیشه بر خزش و مقاومت بتن به تعداد نمونه های شکل 15 ولی با قلیایی کمتر برای تعیین خزش خشک شدن بتن با مقادیر مختلف GLP و میکروسیلیس استفاده شد. اطلاعات طولانی مدت نشان داده شده در شکل 16 نشان می دهد که خزش خشک شدگی مخلوطهای متفاوت زیاد نیست و به راختی استانداردهای AS3600 را برآورده می کند.(کمتر از 0.075% در 56 روز) مقاومت نمونه های ساخته شده در شکل 17 نمایش داده شده است.
به نظر می رسد که اگرچه مخلوطهای محتوی GLP مقاومت اولیه کمتری دارند (با توجه به سیمان کمتر) ولی به رشد مقاومت خود در محیط نمناک ادامه می دهند و به مقاومت نمونه کنترلی نزدیک می شوند. همچنین وقتی که GLP با ماسه جایگزین می شود مقاومت بصورت چشمگیری از نمونه کنترلی بیشتر است. رشد ممتد مقاومت به وضوح اثر مثبت واکنش پوزولانیرا در بتن نشان می دهد. 7-بافت میکروسکوپی ملات محتوی پودر شیشه نمونه های ملات محتوی GLP که 270 روز در محیط نمناک بودند بوسیله میکروسکوپ الکترونی اسکن شدند. این نمونه های ملات نشان دهنده خصوصیات بتنهای با عمر مشابه نیز بودند. شکل 18 نشان دهنده بافت میکروسکوپی متراکم در ملات با 30% GLP است و اثر واکنش پوزولانی شیشه را در بتن نشان می دهد. در هر دو مورد شکست سطح نمونه ملات حاکی از بافت میکروسکوپی متراکم بود. 8- نتیجه اطلاعات موجود در این مقاله نشان می دهد که پتانسیل زیادی در بازیافت شیشه و مصرف آن در حالتهای پودر ،ریزدانه و درشت دانه وجود دارد. این نتیجه نهایی می تواند حاصلشود که می توان با جایگزینی شیشه با مواد گرانقیمت تری مانند میکروسیلیس یا خاکسترهوایی و یا حتی سیمان در هزینه ها صرفه جویی کرد. GLP
مصرف پودر شیشه در بتن می تواند از انبساط ASR در حضور سنگدانه های فعال جلوگیری کند. همچنین بهبود مقاومت پودر شیشه در ملات و بتن چشمگیر است. آزمایشات بافت میکروسکوپی نشان دهنده این است که پودر شیشه می تواند یک مخلوط متراکم تر تولید کند و خصوصیات دوام بتن را بهبود ببخشد. این نتیجه که 30% پودر شیشه می تواند به جای سیمان یا سنگدانه در بتن (بدون نگرانی از اثرات زیانبار طولانی مدت) جایگزین شود حاصل شد. بیشتر از 50% از هر دو (پودر شیشه یا سنگدانه شیشه ای) می تواند در بتن با رده مقاومت Mpa 32 باعث بهبود قابل قبول مقاومت بتن شود
بتن پلیمری چکیده : ترکیبات بتنی که بدلیل استحکام مناسب وقیمت ارزان ، عمده ترین موادبرای سا خت و ساز های مختلف به شمارمی رود، علاوه برمقاومت کم دربرابرموادشیمیایی وخورنده دارای نفوذپذیری بالا، زمان گیرش زیاد،مقاومتها ی خشی وکششی کم ومقاومت کم دربرابریخ زدگی وچرخه های سرمایش – گرمایش است . امروزه استفاده گسترده ازموادپلیمری برای بهبودخواص بتنها رایج شده است باجایگزین کامل حامل آبی دربتن توسط حامل پلیمری ترکیبی بدست می آید که بتن پلیمری نامیده می شود. این ترکیب دارای مزایای بسیاری نسبت به بتن معمولی است ازآن جمله می توان مقاومت بالای آن دربرابرعوامل خورنده مختلف بدون نیازبه حفاظتهای شیمیایی ، استحکامهای فشاری ، خمش وکششی بالا( چندین برابربتن معمولی )، زمان کم موردنیازبرای پخت وجذب آب ونفوذپذیری ناچیز رانام برد. استحکام فشاری 77-143MPa ، استحکام کششی غیرمستقیم برزیلین 7-20Mpa ( 2تا6برابربتن معمولی ) ، استحکام خمش 16-40Mpa ( 3تا9بربربتن معمولی ، استحکام چسبندگی به بتن سیمانی بیش از26Mp، جذب آب کمتراز1درصد( 30 مرتبه کمترازبتن معمولی ) ، مقاومت عالی دربرابرچرخه های سرمایش – کرمایش وپایداری شیمیایی بسیارخوب درانواع محیطهایی شیمیایی خورنده مانند اسیدها ، بازها، حلالها وفرآورده ها ی / ونیزمقاومت دربرابرضربه یکی ازخواص کلیدی واصلی مواداست . دراین مقاله به کاربردپلیمرهادربتن وهمچنین انواع شیوه های تهیه بتن پلیمری وهمچنین تکنیکهای متداول وواکنشهای شیمیایی که درآن اتفاق می افتد اشاره شده است وخواص فیزیکی ومکانیکی بتنها ی پلیمری بابتنها ی معمولی مقایسه شده وزمینه های کاربردی آن درصنعت وروشهای بکارگیری واستفاده ازآن توضیح داده شده است . همچنین مزایای کاربروپلیمرهادربتن ذکرشده است . واژه ها ی کلیدی : بتن پلیمری ، سازه ها ی دریایی ، محیطها ی خورنده ، مقاومت ضربه پذیری . کار برد پلیمر ها در بتن ۱- مقدمه شناخت بتن باعث ایجادتحولی بزرگ دررشبته عمران گردیدوبطورشکفت انگیزی دراکثرسازه ها مورداستفاده قرارگرفت همزمان بااین شناخت سعی شدباافزو دن موادشیمیایی دربتن دوام وکیفیت آن افزایش یافته وبامسلح کردن بتن بافولادخاصیت تاب خمشی به آن داده شد. دنیای بی پایان وپرخواص پلیمرها سریعا" جای خودرادرموادتشکیل دهنده بتن مسلح بازکردوبه گونه ها ی مختلفی خودرانشان داد. دریک تقسیم بندی کلی ، می توان کاربردپلیمردربتن رابه دوشاخه استفاده جامدواستفاده غیرجامد تقسیم کرد. درحالت استفاده جامد، محصولات پلیمری بافولادجایگزین می شوند وعمل مسلح کردن بتن راانجام می دهند ولی درحالت استفاده غیرجامد باتزریق وترکیب پلیمرهای پودری ومایع دربتن می توان کیفیت ودوام بتن رابهبود بخشید. 2- استفاده جامد باتوجه به اینکه اکثرموادومصالح طبیعی به علت ترکها وناپیوستگیها ی سطحی ریزی که درخود دارند، دارای مقاومت لازم برای تحمل تنشهای زیادنیستند ، لذالازم است که این مصالح بامواددیگری مسلح شود. اعضای بتن مسلح یکی ازمعروفترین اعضای مقاومی هستند که اینگونه ساخته شده اندودارای کاربردفراوانی می باشند . درسالهای اخیراستفاده ازاعضای مقاومی شبیه به بتن مسلح که دارای خواص بهتری ازجمله وزن کمتر ، مقاومت هستند ، همچنین مصالحی که بتواند درشرایط خاصی مثل دمای بالای کوره ها دوام خودراحفظ کند، رشدفراوان داشته است . تحقیقات علمی وکاربردی فراوانی دراین موردانجام گرفته وحتی بناهایی نیزساخته شده است . ازجدیدترین ومعروفترین این مصالح کامپوزیتهای پلیمری می باشدکه تاریخ استفاده ازآنها درسازه ها به زمان جنگ جهانی دوم بازمی گردد. درساختمانهایی که روی آنها رادارنصب شده بود، استفاده ازسازه های فلزی وحتی بتن آرمه دررادار ایجاداشکال می کردکه این مشکل باجایگزین کردن محصولات پلیمری به جای فولاد برطرف شده است . همچنین درآن زمان بعضی ازقسمتها ی هواپیمانیزازپلی استرهای مسلح بارشته های شیشه ای ساخته شده بودند .علی رغم قیمت بالای این مصالح کارآیی قابل توجه این موادتوجه طراحان ودست اندرکاران رابه خودجلب کرد. ازسال 1940 استفاده ازکامپوزیتهای مسلح شده بافیبرشیشه یاپلی استردرساختمانهای مسکونی وصنعتی شروع شد. ازجمله ساختمانهایی که باسازه کامپوزیتی GRP باعث تحول درکاربرد این مصالح شده اند عبارتند از: ۱- سازه گنبدی شکل دربن غازی ( 1968) وسقف فرودگاه دبی (1972) ، درسالهای 1970 ساختمانها ی زیادی درانگلستان وآمریکابااین مصالح ساخته شدند. اکثراین ساختمانها د ارای سیستم سازه ای بتن مسلح شده می باشند که برای ساخت پلهاازمصالح GRP سودبرده شده است . 2- زمین فوتبال شهرمنچستر( 1980) که درآن ازیک سازه فضایی قوسی شکل مسلح به مصالح کامپوزیتی استفاده شده است. درسالهای اخیردرآمریکای شمالی واروپاه استفاده ازمحصولات پلیمری درساختمانهایی که درمعرض ترک خوردگی شدید قراردارند وهمچنین سازه ها ی پیشرفته درادارها وساختمانهایی که کنترل کیفیت ونگهداری آنها ازاهمیت خاصی برخورداراست ، افزایش یافته است . به علت مقاومت وسختی بالا، وزن کم ، پایداری حرارتی وظرفیت بالای میرایی ، کاربردکامپوزیتها درسازه های فضایی ازقبیل ماهواره هاوبخصوص آنتن های بزرگ بسیاررایج شده است.ازجمله مهمترین دلایلی که استفاده ازسازه های کامپوزیتی راافزایش داده است عبادتنداز: ۱- کارآیی 2- مقاومت درمقابل شرایط جوی نامساعد 3- ساختمانهایی که استفاده ازفلز درآنها مجازنیست . 4- وزن کم 5- مقاومت دربرابرخوردگی تعدادزیادی ازپلهای بتن مسلح دراثرخوردگی ناشی ازکارآب دریا تخریب شده یادرحال تخریب هستند باجایگزین کردن پلیمرهای مسلح شده بافیبرهای شیشه ای که خواص بهتری ازنظرمقاومت وخستگی نسبت به فولاد دارند می توان نتیجه بهتری گرفت. درسازه هایپیش تنیده و یا پس تنیدهسازه هایی که بامصالح هوشمند ساخته می شوند وهمچنین درساره های خاکی استفاده ازاین مصالح روبه افزایش است . این مصالح به صورت میلگردوشبکه مورد استفاده قرارمی گیرند . 2-۱- الیاف پلیمری ازالیاف پلمیری به منظورافزایش مقاومت کششی وجلوگیری ازایجادوگسترش ترک دربتن استفاده می شود. استفاده ازالیاف دربعضی ازکشورها به چند هزارسال پیش برمیگرددکه درآن زمان ازقطعات کوتاه ساقه های گیاهان خشک به همراه آب وخاک، به صورت مخلوطی ازگل بالیفها ی خشک گیاهی درساخت دیواروخشت استفاده می نمودند . الیاف عمداتا" برای کنترل ترک دراثرتغییرات حجمی ناشی ازانقباض وانبساط وتنشهای حرارتی وتاحدودی جهت افزایش مقاومت کششی ونرمی وفراهم نمودن یک سیستم یکپارچه افزایش مقاومت کششی ونرمی وفراهم نمودن یک سیستم یکپارچه استفاده میشود. دراوایل قرن بیستم باشکوفایی صنعت پتروشیمی ساخت انواع مختلف الیاف مصنوعی آغازشد. برخی ازاین الیاف مصنوعی درصنایع مختلف ازجمله پارچه بافی وصنعت بتن مورداستفاده قرارگرفته اند . ازالیاف درسازه های بتنی بردوگونه به شرح زیراستفاده می شود: 2-۱-۱ –مسلح کردن بتن باالیاف ( بتن الیافی ) FRC بتن مسلح شده باالیاف خواص بهتری نسبت به بتن معمولی دارد، ازجمله سختی واستحکام وظرفیت جذب انرژی بتن الیافی می تواند 5تا10 برابربتن معمولی باشد. این نوع بتن قابلیت بیشتری برای مقاومت کششی ، مقاومت خمشی ومقاومت برشی نیزدراین نوع بتن افزایش می یابد وحتی بعدازترک خوردن ، بتن الیافی به علت پلی که فیبرها بین ترک هاایجاد می نماید، قابلیت باربری خودراحفظ میکند . این خاصیت به خمیرسیال آب – سیمان اجازه می دهدتادربین تارچه ها نفوذکند وبه جای چسبندگی فیزیکی یک پیوند مکانیکی درون ماتریس سخت شده ( عمل آوری شده ) بدست آید . این الیاف خواص مکانیکی نسبتا" خوب، نقطه ذوب بالا(c 165) چگالی کم ( %91kg/Cm3) وپایداری شیمیایی خوبی ازخودنشان می دهد. اگرکامپوزیتهای بتن مسلح درمعرض موادشیمیایی قرارگیرد، پیش ازآنکه الیاف متاثرگردد ،ماتریس تخریب خواهدشد. 2-۱-2- کاربرد بتن الیافی بتن مسلح به الیاف کاربردهای فراوانی داردکه ازآن جمله می توان به استفاده ازآن درحفاظت پیاده روها- خاکریزها ، پی ماشین آلات پوشش پیاده روها، سدها ، پوشش نهرها، تانکهای ذخیره موادواعضای پیش ساخته نازک اشاده نمود. مسلما" باگذشت زمان وانجام تحقیقات بیشتروکاملتر، استفاده ازاین نوع بتن متنوع تروکاربردآن رایج خواهد شد.5 2-۱-2- مسلح کردن پلاستیک باالیاف واستفاده ازآن درسازه ها ی بتنی FRP درسالها ی اخیراستفاده ازپلاستیک مسلح به الیاف FRP درسازه های بتنی پیش تنیده وبتن آرمه بسیارموردتوجه قرارگرفته است وتحقیقات بسیاری درمورداین مصالح جدیددراروپاه وآمریکا وژاپن انجام انجام شده است . پلاستیک مسلح به الیاف یا FRP دارای خواص منحصر به فردی است که آن رابه عنوان یک جانشین برای مسلح نمودن بتن مطرح نموده است . پلاستیک مسلح به الیاف ، آرماتورهایی رابه دست می دهدکه سبکتربوده ، نصب آنها ساده ترودوام آنها بیشتراست وتحت اثرخوردگی های متداول درفولادقرارنمی گیرند. پلاستیک مسلح به الیاف مصنوعی بامقاومت بالاکه معمولا" بوسیله یک رزین به هم چسبانده می شوند ، تشکیل می شود وبه شکلهای میلگرد، شبکه وطتاب برای مسلح نمودن یاپیش تنیده نمودن بتن موجودمی باشد. انواع مختلفی ازالیاف برای استفاده درپلاستیک ومسلح نمودن آن به کارمی رودولی ازبین آنها الیاف کربن آرامید وشیشه متداول ترین است . آنچه دراین مقاله مدنظراست نوع پلیمری الیاف ( آرامیدها ) می باشند. 2-2- آرامید (FRP A آرامیدیک نام مخفف برای پلی آمیدآروماتیک است .الیاف نوع پارا باحلقه بنزن بازنجیرمستقیم برای FRP بکارمی رود.این نوع الیاف نقش ارزنده ای درمسلح کردن پلاستیک ایفامی کنند .ساختاربخصوص آنها باعث شده تابه عنوان مقاوم ترین نوع الیاف شناخته شوند . 2-2-۱- خصوصیات AFRP ۱- نسبت مقاومت به جرم حجمی در FRP هازیاداست .(درآرامیدها ازسایرالیاف مسلح کننده متداول بیشتر است .) 2- مقاومت آن درمقابل خوردگی زیاداست . 3- ضریب انبساط حرارتی درAFRP وبطورکلی همه انواع FRP کم است . 4- عایق های حرارتی خوبی محسوب می شوند.( اگر به طور لحظه ای به جسمی بادمای C 538 تماس یابند صدمه ای نمی بینند) 5- مدول الاستیسیته انواع FRP ازفولاد کمتراست . 6- کرنش شکست آنها پایین است . 7- توجه خاصی به سیستم مهارنمودن دربتن پیش تنیده لازم است .( زیرا مقاومت انواع FRP درمقابل فشارجانبی خیلی کمترازمقاومت کششی آن می باشد. 8- اشعه ماوراء بنفش به انواع FRP ازجمله AFRP صدمه می زند . 9- الیاف آرامیدممکن است باجذب آب فاسدشوند . 10- استفاده ازالیاف بسیارپرهزینه می باشد، بنابراین بیشتردرساره ها ی فضایی مورداستفاده قرارمی گیرد. 2-2-2- کاربرد تاریخچه استفاده ازالیاف FRP ازچند دهه تجاوزنمی کند ولی به سرعت درحال توسعه است . به طورکلی به علت سبکی ، مقاومت کششی بالاومقاومت عالی درمقابل خوردگی وانعطاف پذیری ، موارداستفاده زیادی برای الیاف آرامیدذکرشده است . تمام سازه های دریایی ،سازه های درمعر ض آب ازقبیل شمع ها، اسکله ها، جزایرمصنوعی ، پلهای معلق کابلی، پلهای بتنی وپیش تنیده می توانند ازمقاومت بالای این الیاف دربرابرخوردگی بهره گیرند ، غیرازسازه های دریایی از FRP درمواردمتفرقه ای مانند شبکه آرماتوربرای اجرای ستون به صورت پاشیدن بتن ( ShotCrete) درتونلها، مهارنمودن سنگها ، درپروژه ها ی راهسازی درکوهستان واجرای شیبهای خاکی تند، دراجرای سازه نگهدارنده خاک نیزمی توان استفاده کرد. همچنین استفاده ازآنها درسازه هایی که خواص مغناطیسی فولاددرآنها مشکل آفرین است نیزبه طورروزافزونی افزایش یافته است . باتوجه به خصوصیات قابل توجه آنها دراجرای تعدادزیادی ازپلها وسایرسازه هادرژاپن ، چین ، آمریکامورداستفاده قرارگرفته اندتکنولوژی وموارداستفاده آنها روزبه روزدرحال گسترش است . 3- استفاده غیرجامد استفاده غیرجامدازموادپلیمری دربتن دردهه ها ی اخیرموردتوجه اهل فن قرارگرفته است. بطوریکه درسال 1975 اولین کنگره بین المللی درموردپلیمرهای موردمصرف دربتن برپاشدوازآن زمان به بعدطی چندین کنگره تجارب وتکنیکهای جدیدموردبررسی قرارگرفت . استفاده ازپلیمردهادربتن باعث بهبودخواص بتن می گرددکه ازآنجمله می توان به مواردزیراشاره کرد: ۱- بعدازعمل آمدن بتن وتبخیرآب اضافی حفره هایی دورن بتن باقی می ماند که باعث کاهش مقاومت فشاری بتن می گردد،باتزریق پلیمر درحفره ها مقاومت فشاری بتن افزوده می شود. 2- بانفوذ منومرهاوپلیمرها وبعدازواکنش پلیمریزاسیون شبکه ای ازپلیمروبتن درهم تنیده می شوند. وجوداین شبکه باعث ایجادبتن ازپلیمروبتن درهم تنیده می شوند . وجوداین شبکه باعث ایجادبتن یکپارچه تر، مستحکمتر و با انعطاف پذیری بیشتر می گردد 3- سطح بتنی که با پلیمرترکیب شده است معمولا" صافترازسطح بتنهای معمولی است . که این مسئله باعث می شودبتن دربرابرضربه وفراسایش مقاومت بیشتری داشته باشد. 4- مقاومت دربرابرخوردگی نیزازجمله مزایای استفاده ازپلیمرهاست .ترکیب دوبافت درهم نفوذکرده بتن وپلیمرجسم متراکم تری راتولیدمی کند وباعث جلوگیری ازنفوذعوامل جوی مخرب ازقبیل گازکربنیک ویون کلرمی شودوهمچنین ازنفوذرطوبت به بتن که عامل اصلی خوردگی فولاداست تاحدمطلوبی جلوگیری می کند که این مسئله باعث افزایش دوام بتن می شود. درسالهای اخیربرای تهیه بتن پلیمری وتکنولوژی جدیدوبااستفاده ازتجربیات محققان ، روشهایی برای ترکیب کردن پلیمرارائه شداین روشها عبارتند از: ۱- بتن باپلیمرتزریق شده با، PIC 2- بتن پلیمری ،PC 3- اختلاط پلیمرباسیمان پرتلند، PPCC 3-1- بتن باپلیمرتزریق شده PIC بتن بامنومری که به داخل آن نفوذکرده وبه حداشباع رسیده است ترکیب شده سپس منومرفوق پلیمریزه می شودوماده جدیدی رامی دهد که دوام آن دربرابرعوامل جوی بسیاربالاست . دراین حالت منومربه درون فضای خالی بتن نفوذکرده وپس ازپلیمریزه شدن پیوند جدیدی رادراین فضای خالی ایجادمی کند .فضاهای خالی موجوددربتن وفضای خالی ، که بعدازعمل آمدن بتن ، ازتبخیرآب آزاددربتن ایجادمی شوند .بوسیله تزریق حاوی پلیمرمیشود، درطول این عمل ، جذب منومردرصورتیکه بسیارمطلوب باشدحدود85/.% فضاهای خالی راپرکندکه اصطلاحا به آن اشباع کامل می گوییم و در صورتی که کمتر از 85% را پر کند آن را اشباع نسبی می گوییم.سپس عمل پلیمریزه شدن (POlimerization) انجام می گیردکه این امرباعث می شودبامولکولها ی منومربه طورشیمیایی ساختارزنجیره مانندی باوزن مولکولی بیشترایجادنمایند که باعث تراکم هرچه بیشتربتن گردد. 3-۱-۱- شرایط لازم برای تزریق پلیمر تقریبا" تمام انواع بتن می توانند باپلیمرتزریق شوندوبصورت PIC درآیند وهیچ مرحله ویژه ای برای آماده سازی بتن لازم نیست.بتنPIC ازدوشبکه درهم نفوذکرده ، به دست می آید . یکی شبکه اصلی بتن ودیگری شبکه پایدارودنباله دار پلیمر که بیشترفضاها ی خالی دربتن راپرکرده ودوام واستحکام بیشتری به بتن می دهد. استفاده ازبتن بامصالح سنگی شکسته که میتواند فضای بیشتری برای پلیمرهاایجادنماید باعث می شودتاPIC حاصله دوام بیشتری داشته باشد 3-2-۱- منوها ی متداول درتهیه PIC برای انتخا ب یک منومناسب ، برای نفوذدربتن ، خصوصیات پلیمریزه شدن ، قابل دسترسی بودن ودرنهایت هزینه آن باید درنظرگرفته شود. به طورکلی هرمنومری که خاصیت پلیمریزه شدن درفضاهای خالی بتن راداشته باشدوبه راحتی دردسترس قرارگیردوخطراتی ازقبل سمی بودن یاانتشارگازسمی درهنگام عمل پلیمریزاسیون ازخودنشان ندهد، می تواند مناسب باشد. درحرارت وفشارمحیط منومرها می توانند به صورت مایع یاگازباشند که حالت مایع آن برای عمل تزریق ، مناسبتراست وبیشترازمنومرهای استفاده می شودکه توسط حرارت فعال می گردد، برخی ازمنومرهای قابل استفاده عبارتند از: ۱- اکریلونیتریل Acrylonitrile 2- متیل متاکریلیت methyl methacrylate 3- منومرها ی اکریلیک Acrylic monomers 4- پلی ونیل استات poly vinyl acetate 5- سیلیکون silicon سرعت نفوذمنومربه داخل بتن سخت شده بستگی به غلظت وویسکوزیته وهمچنین ساختمان متخلخل بتن دارد. 3-۱-3- تکنیکهای پلیمریزاسیون روشهای پلیمریزه کردن منومرها درpic به شرح زیراست : ۱- استفاده ازانرژی حرارتی 0 2- استفاده ازشتاب دهنده های شیمیایی 3- روش تشعشعی که انتخاب هرروش بستگی به هدررفتگی منومرها درطول زمان تزریق ومشکلات مربوط به ایمنی واقتصادی بودن آن دارد. 3-۱-4- ایمنی دراجرا بتن حاوی پلیمردارای خطراتی تخریبی ازجمله تاثیردربرابرآتش است . همچنین ساخت پلیمرخودهمراه باخطر است .توجه به مسائل ایمنی باعث شده است دستگاههای اجرایی توصیه های ایمنی وقوانینی راوضع کنند تااستفاده کنندگان وتولیدکنندگان این گونه موادنسبت به خطرات تولیدوبهره برداری آشنایی پیداکرده ومواردایمنی رارعایت کنند. پاره ای ازاین قوانین به شرح زیراست : ۱) ایمنی درهنگام ذخیره کردن منومرودورازدسترس بودن آن 2) به کاربردن مواردایمنی هنگام بارگیری، حمل وتخلیه 3) حفاظت موادپلیمری ازآتش 4) جلوگیری ازانتشاربوی آنها 5) تهویه مناسب محل کارگاه 6) دردسترس بودن مواد پاک کننده وشستشودهنده 3-۱-5- کاربردها یpic باتوجه به اینکه منومرها چنددرصدازخلل وفرج داخل بتن راپرمی کنندبتن های pic به دوگروه نیمه اشباع واشباع کامل تقسیم بندی می شوند که هرکدام کاربردهای خاص خودرا به شرح زیردارند . 3-۱-6-بتن نیمه اشباع وکاربردهای آن دربتن ها ی نیمه اشباع ( که آنها رابتن بااشباع سطحی نیزمی نامند ) معمولا" عمل تزریق منومردرآن به طورساده انجام می شودوازتکنیکهای فشاروخلا استفاده نمی شود ومنومرتنها درعمق کمی ازسطح بتن نفوذمی کند . ازجمله فوائد استفاده ازروش نیمه اشباع سهولت اجرای ان در مکانهای مختلف است.از این روش برای کف پلهاوکانالها ی آب وهمچنین سطوح قائم سازه های بتنی استفاده می کنند . 3-۱-7- بتن باپلیمراشباع کامل وکاربردهای آن برای اشباع کامل بتن بایستی رطوبت بتن تاحدممکن ازپیش برودوحداکثرجای خالی برای نفوذپلیمرایجادشود. دراین حالت معمولا" تزریق منومربااستفاده ازروش تحت فشارانجام میشود. علت اصلی اشباع کامل بتن بدست آوردن خصوصیات دوام واستحکام بیشتربرای بتن است . بتن بااشباع کامل می تواند درتونلها ، تیرها ،خطوط دیواری وستونها مورداستفاده قرارگیرد. 3-2- بتن پلیمری (pc) بتن پلیمری ماده ای است که ازاختلاط مصالح سنگی ، آب وسیمان به عنوان یک پرکننده بایک ماده چسباننده پلیمری به دست می آید . بتن پلیمری بیشتربرای تعمیرکاری ها استفاده میشود ودارای خواص خوبی ازجمله عمل آمدن درحرارتهای محیط از18- تا40 + درجه سانتیگراد، کارایی بهترنسبت به بتن معمولی ، چسبندگی خوب نفوذپذیری کم دربرابرآب وروطوبت محیط وپایداری خوب ازلحاظ شیمیایی می باشد. 3-2-۱- منومرهای متدوال درتهیه بتن پلیمری منومرهای زیادی برای تهیه بتن پلیمری وجوددارند که عبارتند از: ۱- متیل متاکریلیت MMA 2- رزین های پلیمراشباع شده PES 3-استرهای وینیل VES 4- پلی ونیل استات PVA 5- اپوکسی ها E باتوجه به دردسترس بودن ونوع محل کارمیتوان ازمنومرهای مختلفی استفاده کرد. منومرهای مایع برای تهیه بتن پلیمری کارآیی بهتری دارند . استفاده ازمتیل متاکریلیت وپلی ونیل استات ودیگر کوپلیمرهای لاتکس وپلی ونیل استات مرسوم تراست . 3-2-2- کاربردبتن پلیمری پوششهای PC سطح عایق ومقاومی برای بتن ایجاد کرده وازورودگازکربننیک ویون کلربه بتن تاحدمطلوبی جلوگیری می کنند سطح بتن پلیمری صا ف وپیوسته است که مقاومت ساییدگی بتن راافزایش می دهد. استفاده ازاین ماده درشاهراهها ی پرترافیک وهمچنین لایه های پوششی روی پلها، به خصوص پلهای فلزی ، مطلوب است و بتن پلیمری نیزموارد استفاده فراوان دارد. برخی ازاین مواردمصرف عبارتند از: ۱- پانلهای ساختمانی 2- لوله های فضلاب وکانالهای زهکشی 3- آجرهای عایق دربرابرخراش وساییدگی 4- سازه های هیدرولیکی کوچک 5- پله ها 3-3- بتن بااستفاد ه ازسیمان پرتلند پلیمری PPCC بتن بااستفاده ازسیمان پرتلندپلیمری PPCC نامیده می شود. این نوع بتن مخلوطی است ازمصالح سنگی وسیمان پرتلند، همراه بایک منومرکه پس ازمخلوط واضافه کردن آب به عمل می آید منومرمورداستفاده دراین مخلوط که نقش پرکنندگی داردقبلا" به صورت امولسیون درآمده ویادرآب حل شده وهنگام ترکیب واضافه کردن آب همراه باعمل سخت شدن بتن عمل پلیمریزه شدن نیزانجام میشود ودوپیوند بتن وپلیمرهمزمان تشکیل می شود دربرخی ازروشهای تولیدPPCC بایستی ازمتراکم کردن وحرارت دادن استفاده شود. 3-3-۱- منومرهای PPCC منومرهای مختلفی برای تولید PPCCمورداستفاده قرارمیگیرند . معمولا" استفاده ازلاتکسهابرای تولید PPCC رایج تراست . انتخاب پلیمرمناسب می تواند جسم متراکم تروباخصوصیات بهتری ارائه دهد . مثلا" استرین وبوتادین ازبهترین منومرهایی است که میتوان درمحیط طبیعی ازاین استفاده کرد. علاوه برمواردذکرشده ازامولسیونهای اپوکسی نیزمی توان استفاده کرد. 3-3-2- لاتکسها لاتکس دارای اجزای بسیارکوچکی از5/0 تا1میکرون ، باوزن مولکولی بالابوده که به صورت سوسپانسیون درآب پراکنده است ویابه صورت مایع حل نشدنی بوده ، وحالت امولسیون رادارند . لاتکس ها معمولا بااضافه کردن منومرهای دیگری به صورت کوپلیمردرآمده وکیفیت بهتری ارائه می دهند . برخی ازلاتکسها عبارتند از: ۱- استرین 2- نئوپرن 3- پلی ونیل استات 4- اکرولیک 3-3-3- رزینهای اپوکسی رزینهای اپوکسی رزینهایی هستند که وقتی بایک عامل اصلاح کننده ترکیب می شوند عایق حرارتی بسیارخوبی ارائه می دهند . امابه دلیل غیراقتصادی بودن آنها ، این گروه کمترازلاتکسها مورداستفاده قرارمی گیرند. 3-3-4- کاربردها یPPCC PPCC رامی توان درمکانهای مختلفی مورداستفاده قرارداد ۱- کفپوش پلها: بهترین چاره ای که میتوان برای کفپوش پلها اندشیداستفاده از PPCCاست استفاده ازاین ماده سطح مسطح وبادوام تری رانسبت به بتن معمولی ایجاد می کند. PPCC که نسبت به PC وPIC دارای تخلخل کمتری است ازورودرطوبت وکلرید ونمکها به نحومطلوبی جلوگیر ی می کند . 2- پارکینگها : استفاده ازPPCC درپارکینگها بسیارمناسب است استفاده ازلایه نازکی از PPCC، سطح مقاوم ومطلوبی رابه وجودمی آوردودرسبک کردن سازه پارکینگ بسیارموثراست . همچنین ضخامت کم آن به ارتفاع پارکینگ اضافه می کند دررمپهای پارکینگ استفاده ازپوشش بین لاستیک وسطح پوشش، لغزش کمتری ایجادمی کند 3- کف اطاقها وساختمانها : (PPCC) میتواندبرای کف ساختمانها ی صنعتی که در معرض عوامل گوناگون اعم ازعبورومروروسایل سنگین است مورداستفاده قرارگیردوسطح مقاومی دربرابرسایش به وجود آورد. کاربرداین ماده برای کف اطاقها ، اروزن مرده ساختمان می کاهد . 4- استفاده از(PPCC) درقطعات پیش ساخته (PPCC) برای تولید قطعات پیش ساخته بسیارمناسب است . زیرابه راحتی قابل استفاده بوده وبانسبتهای کم آب به سیمان ، روانی خوبی دارد. سرعت خودگیری (PPCC) سریعترازبتن بوده وزمان ساخت وقالب گیری قطعات مشابه راکوتاه میکند . 5- تعمیرکاری : PPCC برای تعمیرکردن شکافها وگودیها مناسب است این ماده برای تعمیرکاریهای بزرگ ، بیشترازPC مصرف دارد. درمحل هایی که قطع بتن رخ می دهد می توان ازیک لابه PPCC) بین بتن قدیمی وبتن جدیدبرای چسبندگی بیشتراستفاده کرد. طبقه بندی اصلی بتنها ی شامل پلیمر ۱- بتن باپلیمر تزریق شده PIC 2- بتنهای پلیمری PC 3-بتن پلیمری با سیمان PPCC PICها بتن با پلیمرتزریق شده (PIC) توسط نفوذ منومردر داخل بتن سخت می شود وسپس پلیمریزانزاسیون حرارتی آن انجام می شود. خواص PIC در مقایسه بابتن معمولی به طورقابل ملاحظه ای بهبود می یابد . در زیر به بخشی ازخواص بهبود یافته بتن با پلیمر تزریق شده ، اشاره شده است . 1. مقاومت فشاری به چهار برابر مقاومت فشاری بتن معمولی افزایش می یابد . 2. مقاومت کششی بیش از چهار برابر افزایش می یابد . 3. مدول الاستیسیته بیش ازدو برابر افزایش می یابد . 4. مدول پارگی بیش ازچهار برابر افزایش می یابد . 5. مدول خمشی تا5/۱ برابر افزایش می یابد . 6. خزش تاده برابر کاهش می یابد . 7. مقاومت ضربه ای ( چکشی L) تابیش از 70/۱ برابر افزایش می یابد . 8. جذب آب به میزان زیاد کاهش می یابد . علاوه برموارد بالا تغییرات تنش (Stress) به کرنش ( Strain) آن تالحظه شکست به صورت خطی است . مقاومت در برابریخ زدگی وذوب ( Freeze –Thaw ) وهمچنین مقاومت در برابرسولفات اسیدها ، باز ها وآب نمک داغ به طور ملاحظه ای نیست به بتن معمولی افزایش می یابد کاربرد اینگونه بتن pic در نهر آب کف شوی وتونل زیر زمینی ( مترو ) ، اسکله ، کف استخر ، سیمانهای مورد استفاده د رکشتی ، پایه های ساختمان ، پوششهای روی ساختمانی ، بستهای خطوط راه آهن ، سکوهای حفاری ساحلی وآجرهای بنایی ، آب بندها ، مجسمه سازی ، حفاظ مخروطی کایلهای فشارقوی ، قابهای پنجره ساختمانها در زیراب ، پانلهای گرم کننده جاده جهت ذوب برف در خیابان ( زیرا هدایت حرارتی بهتری نسبت به آسفالت دارد ) می باشد . در ساخت لوله های بتن اصلاح شده باالیاف ( آزبست ویا الیاف پلی پروپیلن باL/D حدود 6/0. 005 )، لوله های خطوط انتقال نفت ، انبارهای سیلوی گندم وجو ، نمای ساختمانها ، خطوط لوله های مخازن تقطیر حرارتی ، کف شوی وسینک (sink ) لگن وحوض آب ، وان جدول حاشیه پیاده رو ( در مناطق سردسیر نظیر نروژ که در برابر یخ زدگی مقاوم می باشد ) . در روسیه از بتنهای پلیمری به همراه آزبست ( PIAC ) جهت نماسازی ساختمان با مقاومت خمشی حدود Kgf/cm2 490 ( 7000psi ) استفاد ه می شود. پلیمرهای مناسب برای تولید بتنهای پلیمری pic . ویسکوزیته منومر، عامل تعیین کننده جهت سرعت نفوذ می باشد . پلیمرهای ترموپلاستیک مورد استفاده شامل : پلی میتل متاکریلات ( PMMA ) پلی استایرن ( PS ) پلی وینیل استات ( PVAC) ودر گروههای ترموست ، پلیمرهای شبکه ای شونده شامل پلی استرهای غیراشباع ( UP ) واپوکسی رزین ( EP ) وپلی یورتان ( PUR ) می باشند . 2-۱- 2- روشهای عمومی تولید مواد پلیمری در سال 1952 فلوری واکنشهای پلیمری یزاسیون را طبقه بندی کرد وبه دوگروه واکنشهای پلیمریزاسون مرحله ای وزنجیره ای دسته بندی نمود . در پلیمریزاسیون مرحله ای ، کلیه منومرهااز ابتدای واکنش شروع به پلیمریزاسیون کرد. همگی مرحله به مرحله ابتدا به دیمر ، سپس تریمر وتترا و... تبدیل می شوند. در پلیمریزاسیون افزایشی تنها منومرهایی قابلیت تبدیل شدن به دیمررا دارند که بتوانند در ابتدای امر ، رادیکال شوند . در مرحله بعدی همین دیمرهای رادیکالی به منومرهای دیگر حمله می کند وطول زنجیرافزایش می یابد واین پدیده در حالی اتفاق می افتد که در محیط واکنش بسیاری از منومرها ی عمل نکرده وجود دارد . در روش پلیمریزاسیون رادیکالی فقط مونومرهایی وارد واکنش می شوند که دارای مراکز فعال ( مانند رادیکال آزاد یا یون ) باشند . سرعت واکنش بسیار زیاد است . وپلیمرهایی باوزن مولکولی بالابه سرعت به وجود می آیند . در روش پلیمریزاسیون مرحله ای ، دومنومری که دارایدو عامل فعال مختلف در دو سر خود باشند ، قابلیت وارد شدن در واکنش را دارند . منومرهابه سرعت در مراحل اولیه از بین می روند . سرعت واکنش در این مرحله کند است ووزن مولکولی به کندی بالا میرود . واکنش زنجیره ای در چهارمرحله خلاصه می شود . 1. شروع 2. رشد 3. انتقال 4. پایان ۱- شروع در ابتدای شروع کننده تجزیه می شود وبه رادیکال تبدیل می شود . سپس رادیکالهای تشکیل شده برمنومرها اثر کرده وزنجیره شروع به رشد می نماید (6) . R-R→ 2R.(۱) R+R→ RM.(2) مرحله شروع به چهار روش حرارتی ، شیمیایی ، فتوشیمیایی وتشعشعی می تواند آغاز گردد. 2- رشد پس از شروع ، زنجیره ها باوصل شدن به یکدیگر ومنومرهای دیگر افزایش طول می یابند . RM+M→ RM.2 RM.2+ rm03 (3) RM0n+ M→ RMn+10 3- انتقال در اغلب مواقع مراکز رادیکالی از طریق مکانیسم کندن هیدروژن ویا اتم دیگر از ملکولی به ملکول دیگر منتقل می گردد . 4- پایان دوزنجیره در حال رشد شامل رادیکالها ی آزاد هستند که می توانند با هم واکنش دهند. روشهای پلیمریزاسیون سه روش برای پلیمریزاسیون منومردر داخل بتن وجود دارد : 1. تابش 2. حرارتی با کاتالیزور 3. شتاب دهنده های کاتالیزور ی کاتالیستهای حرارتی شامل بنزوئیل پراکسید ، ترشری بوتیل بنزوآت ، آزوبیس ایزویوتیرونیتریل ( AIBN ) وترشری بوتیل آزوایزوبوتیرونیتریل هستند . عموما" ازآب داغ جهت حرارت دادن مخلوط استفاده می شود . به منظور بالابردن زمان انبارداری وپیشگیری ازپلیمریزاسیون زودرس در مخازن ازکاتالیزورهای پایدارترنظیر ترشری بوتیل آزوایزوبوتیرونیتریل استفاده می شود . N=C (CH)3 C-N= N-C(CH3)2 بتنهای پلیمری شامل میتل متاکریلات حاوی 5% وزنی ازآغاز فوق ، می توانند بیش ازیک سال در انبار نگهداری شود. واکنش حرارتی پلیمرایزسیون به ترتیب شکل 2می باشد . N=C C=N N=C رادیکال پلیمررشدشونده A+MMA→ AMM→ → R پایان پلیمریزاسیون 2R→ R لوله های ساخته شده از بتنهای پلیمری در سطح زمین شامل سولفاتهای با غلظت بالای 5/7 در صد وزنی نسبت به وزن خاک و6% آب مورد آزمایش قرار گرفتند که مقاومت بسیار خوبی از خود نشان دادند(4). از بتنهای پلیمری در اسکله ها نیز استفاده می شود . کاربرد این نوع بتن در سه شکل مختلف می باشد . ۱- در تعمیر اسکله باوارد کردن منومردر محل ترک خوردگیها بتن. 2- استفاده از لایه ای جدید با کمک بتنهای پلیمری به منظورپوشش جهت پیشگیری از نفوذ ومزاحمت کلر 3- استفاده از اسکله های کامل ساخته شده ا ز پانل های بتنهای پلیمری در تعمیر اسکله تا سطح 370 متر مربع با استفاده از منومر به روش پلیمریزاسیون حرارتی وکاتالیزوری پس ازخشک کردن سطح کارانجام می شود . آزمایش مقاومت فشاری آن برابر MN/m2 2/35 یا psi 5000یا Kg/cm2 352می باشد ومقداری جذب رطوبت آن رطوبت آن %6/1است. در مواقعی که میزان تخریب وفساد خیلی زیاد باشد نمی توان از تزریق داخل شکاف استفاده نمود . در چنین مواردی از پوشش جدید ساخته شده به کمک بتنهای پلیمری استفاده می شود. این پوششها به ضخامت حدود 25% اینچ یا معادل 6% سانتی متر می باشد . زمان لازم برای اتصال 10 ساعت وعمق نفوذ معادل 2اینچ یا 5سانتی متربه دست می آید . ازبتنهای پلیمری در دیواره زیر گذرها ( معابر زیرزمینی ) ، کف استخرها وپایه های پی استفاده می شود . ازبتن برپایه اپوکسی برای پوشش پلهای هوایی استفاد می شود . ترکیبات پلیمری در مقایسه با بتن مقاومت شیمیایی کششی وفشاری بالاتری دارد. هرچند مدول الاستیسته آن کمتر وخزش آن بیشتر می باشد . این نقیضه با آمیختن پلیمر با سیمان برطرف می شود . بتنهای پلیمری ( PC) برعکس PIC در PC از انواع بسیار متنوع منومرهادر رزینها استفاده می شود . این گونه بتنها دارای قابلیت نگهداری عالی ( Excellent Durability ) وخواص ساختاری خوب می باشند .این نوع بتنهاازمخلوط کردن منومرباکلوخه هایی نظیرشن وماسه یاموادپرکننده دیگرباقطر ذرات معین ساخته می شود که به کمک کاتالیزوروتسریع کننده ( متیلاتیل کتون پراکسید ) دردمای معمولی یاتحت حرارت ( بنزوئیل پراکسید) پلیمریزه می گردد. ازکاربردهای PC هامی توان به پوشش روی جاده وپل وتعمیردست اندازها ،کاشی کف ، سقف ،محافظ، سقفی درتونل ودرگاه پنجره اشاره کرد. اخیرا" PC رابه کمک رزینهای اپوکسی ، پلی استر، رزین فوران وهمچنین منومرمتیل متاکریلات واستایران می سازند . نخستین PC ساخته شده ، برپایه رزین اپوکسی بوده است ولی به خاطر قیمت بالای رزین اپوکسی کاربردآن محدود شده است . اخیرا" پلی استرهای غیراشباع که حاوی مقادیرمعتنابهی ازمنومراستایرن وبامتیل متاکریلات می باشند . کاربردفراوان پیداکرده اند. PC حاوی پلی استرهمانیک درمقیاس صنعتی درپوشش روی بزرگراهها استفاده می شود.برای پوشاندن سطح خیابانهابا PC ازماشینهای پخش آسفالت استفاده میشود. تنها مانع استفاده ازپلی استرها به جای اپوکسی هابرای پوشش بزرگراهها خواص نفوذپذیری ضعیف آنها می باشدکه امکان نفوذنمکهای ضدیخ رابه داخل بتن رافراهم می کند وموجب خوردگی مصالح تقویت کننده بتن می شود. بتن پلیمری با سیمان( PPCC ) اینگونه بتنها ازطریق مخلوط لاتکس منومرهایی نظیر، استایرن،بوتادین ، آکریلات وسیمان پرتلند به دست می آیند . بتنهایی ازنوع PPCC باکاربردهای صنعتی درآمریکا، روسیه وژاپن مورداستفاده قرارمی گیرد.سازگاری بادستگاههای مورداستفاده دربتنهای معمولی وهمچنین قیمت نسبتا" پایین PPCC که صرفا" باافزایش یک منومریاپلیمرحاصل شده است ، کاربردPPCC باتوسعه داده است . خواص PPCC درمقایسه بابتنهای معمولی به طورقابل ملاحظه ای افزایش می یابد. ازآن جمله می توان به خاصیت خوبچسبندگی به سیمان پرتلند، قابلیت نگهداری خوب وخواص سایشی خوب اشاره کرد. برخی PPCCهادارای خواص خولی نمی باشند . زیراموادآلی باسیمان پرتلند سازگاری نداردومانع هیدراتاسیون سیمان می شود. متقابلا" محیط قلیایی ناشی ازسیمان پرتلند مرطوب موجب اختلال درواکنش پلیمریزاسیون می شود. این بتنها درپوشش کف ، روی سطوح اسکله ودربخش تعمیرات بکارمی روند. استفاده ازفوریل الکل درPPCC موفقیت آمیزبوده است زیرادراختلاط باسیمان درمجاورت کاتالیست اسیدی ضعیف نظیرکلریدآنیلین وکلریدکلسیم پلیمریزه می شود. ازمخلوط آبی اپوکسی هم درPPCC به صورت صنعتی استفاده شده است . مقداررزین اپوکسی نسبت به آب 5 % می باشدواگردرصد اپوکسی 90 باشد ، سه روزبرا ی رسیدن به خواص نهایی مناسب وقت لازم است . مقاومت خمشی وکششی ومقاومت سایشی آن نسبت به بتن معمولی باضریب دوافزایش می یابد. استفاده ازپودرپلیمری درسیمان پرتلند تازه ( سفت نشده ) ازلحاظ صنعتی موردتوجه نبوده است . دراین روش درآغاز سخت شدن سیمان ، آن راحرارت می دهند تاپلیمرذوب شود ودرسیمان نفوذ کند . خاصیت مقاومت دربرابرجذب آب این سیمان خوب می باشد. تکنیکها ی خاص درتهیه بتن پلیمری ( PC ) دربتنهای پلمیری که حدود70-75 درصد حجم کل راذرات پرکننده تشکیل می دهند وپلیمرفضاهای خالی وکوچک بین ذرات راپرمی کند،درحین گیرش انقباض ناشی ازآن درماتریس پلیمری متمرکزمی شود وباعث ایجادتنش موضعی به نام تنش گیرش ( Setting Stress) می گرددکه خودباعث کاهش استحکام کامپوزیت می شود. ذرات پرکننده قادربه تغییرحجم نیستند واین مساله باعث می شود که دراثرانقباض ناشی ازگیرش نیروهای کششی موضعی ایجادشودکه این نیروها استحکام نهایی قطعه ومقاومت خزش بتن پلیمری راکاهش می دهند. هنگامی که تنشهای انقباض زیادباشند، استفاده ازمقادیرکم افزودنیها ی معدنی آبداردربتنهای پلیمری برای حذف تنشها ی گیرش مفیداست . این موادافزودنی شامل موادمعدنی طبیعی تحت نام مونت موریلونیت ( MMT) که ازخانواده بنتونیت بافرمول عمومی Al2o3.4sio2. H2o ، می باشد . این ترکیب معدنی توسط عامل جفت کننده تحت فرمول شیمیایی Si (CH3)2 CL2به نام دی کلروسیلان واکنش شیمیایی می دهد وازطرفی دیگربارزین واردواکنش می شودوباعث می گرددتاآب تنخیرشده ، نتواند ازشبکه هیدراتاسیون موادمعدنی فرارکند وفشارناشی ازبخاربه دام افتاده ، ذرات راواداربه انبساط میکند . بنابراین باانقباض ناشی ازپخت مبارزه می کند . مناسبترین عامل جفت کننده که نقش مضاعف شتاب دهنده راایفامی کند ، تحت نام شیمیایی متاکریلوکسی پروپیل تری متوکسی سیلان باساختمان شیمیایی زیرمی باشد: CH2= C-CH3 COOCH2 CH2 CH2Si(Och3)3 ترکیب فوق می تواند باگروههای هیدروکسی موجودرد مواردپرکننده نظیرسنگ وشن وارد واکنش شیمیایی تراکمی گرددومتانول تولید نماید وازسزدیگر خود که دارای گروه وینیلی می باشد، می تواند باکمک انواع آنها آغازگرها بامنومرهای وینیلی دیگرواردواکنش افزایشی شود. وبدین ترتیب یک پیوند شیمیایی مستحکم بین ذرات شن وماسه وپلیمرایجادمی شود. باتوجه به فعالیت شدید عامل جفت کننده به خاطروجودگروههای آلکوکسی ( متوکسی ) ، باید مواد معدنی MMT عاری ازرطوبت باشدوازطرف دیگروجودمواد فراربرای ایجادانبساط لازم می باشد. برای حل این مشکل ترکیبMMT راتحت خلاء 10 mmHg ودمای حدودc 050 برای مدت دوساعت حرارت می دهند تاآب تبلورخارج گردد وسپس به کمک کپسول تحت دمای 0 c 40 با فشارآمونیاک ( NH) جایگزین آمونیاک به جای آب سهولت تبخیرطی شرایط گیرش دردمای پایین می باشدزیرابرای تبخیرآب به دمای حدود C 100 نیازاس خواص اندازه گیری شده بتن پلیمری برپایه رزین وارداتی : آزمایش شماره استاندارد واحداندازه گیر ی نتیجه آزمایش استحکام فشاری ASTMC579 MAPa 107 استحکام کششی غیرمستقیم ( برزیلین ) ASTMC496 MAPa 4/12 استحکام خمشی ASTMC78 MAPa 6/15 ( بالاتراز ظرفیت دستگاه) جذب آب ASTMC43 درصد 18/0 چگالی ظاهری ASTMC905 گرم برسانتی مترمکعب 14/2 چسبندگی _________ MAPa 3/2 < سازگاری حرارتی( درمحدوده دماییc 30- c 70 ) ASTMC 884 حفظ خواص پس از 5چرخه 48ساعته بسیارخوب مقاومت شیمیایی ( اسیدها ، اگثربازها ، اکثرحلالها ، موادنتفتی ، آب دریاو....) ASTMC 267 حفظ خواص بسیار خوب خواص بتن پلیمری برپایه رزین ها ی ساخت داخل آزمایش شماره استاندارد واحداندازه گیری نتیجه آزمایش چگالی ظاهری ASTMC642 گرم برسانتی مترمکعب 31/2 حجم خالی قابل نفوذ ASTMC 642 درصد 25/1 جذب سطحی ASTMC 413 درصدافزایش وزن 19/. سرعت پالس ماوراء صوت ASTMC 597 کیلومتربرثانیه 95/3 مقاومت دربرابرنفوذآب تحت فشار DIN 1048 عمق نفوذبرحسب میلیمتر صفر مدول الاستیسیته دینامیکی ASTMC 215 GPa 0/29 مقاومت فشاری BS 1881 Mpa 7/94 مقاومت خمشی ASTMC 78 Mpa 2/16 مقاومت کششی غیرمستقیم ASTMC 496 Mpa 5/7 مقاومت سایشی ___________ درصدکاهش وزن پس از1000 دور 6/9 ( درمقایسه با سنگ کوارتز)
بازیافت مواد و سلامت محیط زیست
بسیاری از مواد در طبیعت تجزیه می شوند و به خودی خود بازیافت می شوند این موارد در مورد موجودات زنده ای که می میرند و یا مواد فاسد شدنی پیش می آید. این مواد را مواد زیست فروپاش می گویند. برای مثال کود هایی که در باغات ریخته می شوند و نتیجه کپه کردن موادی مانند غذاهای فاسد شده، آشغال میوه ها، پوست تخم مرغ و دیگر زباله های تجزیه پذیر است که بطور طبیعی توسط حشرات و دیگر جانوران موذی خورده می شوند.
متاسفانه مقادیر بالایی از زباله ها مانند: فلزات، کائوچو و پلاستیک نمی توانند خورده و تجزیه شوند و برای صدها سال تجزیه نشده در طبیعت باقی می مانند. حتی اگر این مواد قطعه قطعه و خورد هم شوند باز هم نمی توانند تجزیه شوند و به مرور جو اتمسفر، زمین و آب را آلوده می کنند.
بعضی از این مواد می توانند بازیافت شوند. زباله هایی که قابل بازیافت نیستند در گودالهایی به نام محل دفن زباله مدفون می شوند. این زباله ها ابتدا تکه تکه و سپس له و خمیر مانند می شوند بنابراین با این کار زباله ها فضای کمتری را اشغال می کنند. اگر نتوانیم به روند بازیافت ادامه دهیم باید روز به روز بر تعداد این گودالها بیافزاییم.
با توجه به مسائل فوق ترغیب و تشویق مردم در امر بازیافت بسیار مهم و اساسی است. یکی از راهها استفاده کمتر از بسته بندی مواد است و یا در صورت نیاز به بسته بندی از موادی استفاده شود که قابل بازیافت باشد. راه دیگر اینکه پول کمتری را برای موادی که از کاغذ های بازیافت شده تهیه می شوند هزینه کنیم. اگر از سطل های بازیافت در همه پارکینگ ها، مراکز خرید، پمپ بنزین هاف رستوران ها و مدارس نصب شوند مردم بیشتر تشویق می شوند و این امر بصورت یک عمل عادی روزمره مبدل می شود.
امروزه از 80% زباله های قابل بازیافت فقط میزان 11% آن بازیافت می شوند و این در حالی است که هر خانوار بطور متوسط سالانه 1 تن زباله تولید می کند.
راههای بسیاری است که ما می توانیم با بکارگیری آنها در بازیافت مواد در منزل و مدرسه سهیم باشیم که برخی از آنها در زیر بیان شده اند:
1. برای قوطی های آلمینیومی، بطری های پلاستیکی، شیشه ها و کاغذ و مقوا از سطل های زباله مخصوص بازیافت استفاده کنید.
2. بجای دور انداختن لباس ها در صورت امکان آنها را تعمیر کرده و از آنها استفاده کنید.
3. بعد از یکبار استفاده از کیسه های پلاستیکی آنها را دور نیاندازید، آنها را نگه دارید و برای دفعات بعدی از آنها استفاده کنید.
4. از باطری هایی که دوباره قابل شارژ کردن هستند استفاده کنید.
5. حتی الامکان از ظروف یکبار مصرف استفاده نکنید.
6. در صورت امکان شیرهای پاستوریزه شیشه ای خریداری کنید.
|
هوا که گرم می شود ، مشکلات مردم هم آغاز می شود. استفاده از کولر های آبی ، دردسر های فراوانی دارد که افزایش مصرف آب و خرابی مکرر کولر تنها دو مشکل اولیه
هستند.
بارها شنیده ایم که خوابیدن زیر باد کولر آبی ، بدن را کرخت میکند .رطوبتی که از طریق دریچه های کولر وارد خانه می شود ، هم باعث درد های استخوانی می شود و هم لوازم چوبی را خراب می کند . برای همین است که سعی می شود ، در مسیر کانال کولر ، یک پیچ وجود داشته باشد تا رطوبت کمتری وارد خانه شود . شرجی شدن هوا در ظهر تابستان یکی دیگر از مشکلات این نوع کولرها بوده و سرانجام باید به اتلاف انرژی زیاد کولرهای آبی اشاره کرد که در حقیقت دور ریختن پول است .
استفاده از پنکه نیز در روزهای گرم تابستان تاثیر چندانی در خنک شدن هوا ندارد . این پنکه ها تنها هوا را با شدت جا به جا می کنند که اگر هوا گرم باشد ، جا به جایی تاثیری در خنک شدن آن ندارد .
طبیعی است که استفاده از خنک کننده هایی مانند کولر گازی یا سیستم تهویه هوا ، راه بهتری برای آسایش در فصل تابستان است . آن هم در کشور گرمی مانند ایران . البته این بدان معنا نیست که کولرهای گازی ، هیچ مشکلی ندارند ، اما قطعا کم مشکل تر هستند .
کولرهای گازی امروزه انواع مختلفی دارند که تقریبا می توانند به سلیقه هر مشتری پاسخ گویند . اما تا پیش از اقبال عمومی به استفاده از کولرهای گازی ، عملا این دستگاه ها از تنوع پایینی برخوردار بودند.
کولرهای گازی قدیمی ، تنها در برخی مناطق خاص مورد استفاده قرار می گرفتند و مثلا در شهری مانند تهران ، استفاده از این نوع کولرها اصلا مرسوم نبود.
اگر یک کولر گازی قدیمی را دیده باشید ، می دانید که به شکل یک مکعب مستطیل ساده بودند که داخل یکی از پنجره های اتاق جاسازی می شدند و نیمی از آن بیرون و نیمی دیگر در داخل اتاق قرار می گرفت. در آن زمان، تنها مکان ویژه ای که روی این کولرها قرار داشت، پرده های خودکار تنظیم کننده جهت وزش باد بود نه از کنترل خبری بود و نه از امکانات ویژه ی که این روزها در کولرگازی ها می بینیم، سر و صدای این کولرها و مصرف زیاد برقشان هم موضوعی بسیار مشکل زا بود.
ما با فراگیر شدن استفاده از کولرهای گازی در اکثر مناطق جغرافیایی به دلیل ویژگی های خاص آن ها و همچنین روند فزاینده گرم شدن کره زمین، عملا کولرهای گازی امروزی آن قدر به امکانات مجهز شده اند که قطعا برای تعیین مدل مناسب دچار مشکل می شوید.
برای آشنایی با انواع کولرگازی و انتخاب یکی از آن ها، ابتدا باید با شکل ظاهریشان آشنا شوید. به قول دوستی، قیافه همه چیز نیست اما استارت اولیه است !
در حال حاضر اگر بخواهیم کولرهای گازی را به لحاظ شکل ظاهری و نوع کاربری شان تقسیم کنیم باید به 3 نوع کولرگازی اشاره کنیم که هر یک بنا به شکل ظاهری شان، کاربردهای متفاوتی دارند. البته باید توجه داشته باشید که به رغم وجود چهار نوع کولرگازی که عبارتند از: کولرهای گازی پنجره ای، کولرهای گازی اسپلیت (دو بخشی)، کولرهای گازی قابل حمل و کولرهای گازی مرکزی در بازار ایران، کولرهای گازی به دو نوع کلی پنجره ای و اسپلیت (دو بخشی) تقسیم می شوند.
کولرهای گازی پنجره ای :
کولرهای گازی پنجره ای تا سال ها، عمومی ترین و پر استفاده ترین نوع کولرهای گازی بودند. این نوع کولرها به دلیل راحتی شان در نصب و راه اندازی، همواره مورد استقبال مصرف کنندگان قرار داشته اند چرا که شما می توانید با خرید یک کولرگازی پنجره ای و نصب آن در داخل یکی از پنجره های اتاقتان از سرمای این کولر لذت ببرید.
کولرهای گازی پنجره ای غالباً برای خنک کردن آپارتمان های کوچک یا 1 الی 2 اتاق مورد استقاده قرار می گیرند. این نوع کولرها هوای گرم و مرطوب اتاق را به داخل خود می کشند و آن را خشک و خنک کرده و دوباره با اتاق باز می گردانند تا محیط اتاق خنک شود. در واقع هوای گرم از طریق یک دهنده گرفته و از فیلتر های مخصوص به بیرون اتاق فرستاده می شود. توجه داشته باشید کولرهای گازی دارای یک واحد تنظیمی هستند که قسمت خشک کننده در جلوی آن قرار دارد و داخل اتاق قرار می گیرد و بخش گرم کننده آن پشت است و عملا بیرون از دریچه یا پنجره ای که کولر را روی آن نصب کرده اید قرار می گیرد.
همان طور که گفته شد کولرهای گازی پنجره ای دارای نصب راحتی هستند و عملا خود شما نیز می توانید این کار را انجام دهید که با این کار دیگر هزینه نصب نخواهید داشت.
اکثر کولرهای گازی پنجره ای بی سرو صدا یا کم صدا هستند. اما چنانچه تمام بخش های کولرگازی در داخل اتاق قرار گیرد سر و صدای آن از سیستم هایی که کمپرسور در بیرون اتاق قرار دارد بیشتر خواهد بود. قطعاً سیستم های کولر پنجره ای حداقل یکی از پنجره های اتاق یا ساختمان شما را مسدود می کند به همین دلیل برای اینکه در فصل سرد سال، سرما وارد خانه تان نشود باید اطراف آن را کاملا بپوشانید اگرچه کولرهای گازی قاعدتا برای نصب روی یک دریچه یا پنجره ساخته شده اند اما با توجه به ضخامت دیوار، برخی از این کولرها را می توان در داخل یک قالب قرار داد و با استفاده از چند قلاب یا بازوی محکم جای سیستم را روی دیوار محکم کرد و قطعا برای این کار بهتر است با بخش خدمات پس از فروش مربوط تماس بگیرید.
کولرهای گازی اسپلیت (دو بخشی) :
کولرهای گازی اسپلیت (دو بخشی) شبیه سیستم های تهویه مرکزی هستند با این تفاوت که این نوع کولرهای گازی از مدل های پنجره ای گران تر اما از مدل های پنجره ای گران تر اما از مدل های تهویه مرکزی ارزان تر هستند.
این نوع کولرها به تازگی طرفداران فراوانی یافته اند و از انواع چند دریچه آن ها بسیار استفاده می شود.
کولرهای گازی اسپلیت دارای یک سیستم خاص هستند که در داخل آن جاسازی شده و نقش تنظیم کننده را ایفا می کند. کمپرسور در بیرون منزل قرار می گیرد و تنظیم کننده هوا نیز در داخل ساختمان است.
برخی مدل های این نوع کولرگازی دارای چند تنظیم کننده هوا هستند که از یک کمپرسور استفاده می کنند.
کولرهای گازی اسپلیت عموما برای فضاهای بزرگ یا خنک سازی چند اتاق به طور همزمان استفاده می شوند. توجه داشته باشید اسپلیت ها بر اساس نوع هواکش هایشان انواع مختلفی دارند که برخی از هواکش ها در داخل ساختمان و برخی نیز روی دیوار و برخی دیگر روی سقف کار گذاشته می شوند. برای استفاده از انواع این هواکش ها قطعا باید با کارشناس مربوط صحبت کنید. کولرهای گازی اسپلیت نه تنها نسبت به کولرهای گازی پنجره ای گران تر هستند بلکه برای نصب آن ها حتماً نیازمند کمک یک کارشناس هستید. در واقع کارشناس مربوط باید میزان مایع خنک کننده، برق و خشکی هوا را با هم هماهنگ کند.
مهمترین ویژگی این نوع کولرها کم صدا بودن آن هاست و این امر به دلیل نصب کمپرسور در بیرون از منزل یا اتاق است.
برای نصب کولرهای گازی اسپلیت شما نیازمند خرید لوله هستید، این لوله ها بخش های داخلی و خارجی را به یکدیگر وصل می کنند. اندازه و متراژ لوله ها بستگی به این دارد که بخش های داخلی چه میزان از بخش های خارجی دور هستند. البته در حال حاضر گارانتی های مختلف هریک بر اساس ویژگی ها و نوع خدماتی که ارائه می دهند هزینه نصب (آهنگری و برق کاری) را دریافت می کنند و برخی نیز وسایل اضافی همچون لوله ها و بست ها را یا جزو خدمات پس از فروش به شمار می آورند یا اینکه هزینه آن را جداگانه دریافت می کنند، پس باید به این نکته توجه داشته باشید که هزینه نصب و خرید وسایل اضافی همچون لوله و غیره بر عهده شما یا خدمات پس از فروش کولرگازی مربوط است.
در کولرهای گازی اسپلیت مفهومی تحت عنوان منطقه دو گانه که در واقع شامل دو تنظیم کننده هوا می شود و منطقه سه گانه که شامل سه تنظیم کننده هوا می شود وجود دارد. نوصیه می شود برای هر اتاق یک تنظیم کننده هوا داشته باشید اما اگر می خواهید فضاهای باز که شامل بیش از یک اتاق هستند را خنک کنید باید از یک اتاق هستند را خنک کنید باید از یک تنظیم کننده هوا استفاده کنید که میزان تولید انرژی (BTU) آن مناسب باشد.
کولرهای گازی متحرک :
کولرهای گازی متحرک در مقایسه با یکدیگر کولرهای گازی به لحاظ کارآیی از انعطاف بیشتری برخوردارند. چنانچه اغلب این نوع کولرهای گازی دارای چرخ هستند و 2 تا 3 متر طول دارند از آنجایی که این کولرها کلا در یک بدنه قرار دارند تهویه هوای آن ها از طریق دهانه ای که 3 تا 5 سانتی متر قطر دارد صورت می گیرد. غلظت گرفته شده در قالب مایع در یک سطل جمع می شود و سپس از طریق یک دهانه مجدداً به هوا بازگردانده می شود.
برای انتخاب یک کولرگازی، شما باید بدانید که چه نوع سیستم غلظت گیری برایتان مناسب است. مهمترین مزیت کولرهای گازی متحرک سهولت در جا به جایی آنها است ضمن آنکه هیچ پنجره ای را نیز به عنوان هواکش نیاز ندارند و با کمی تغییر می توان یک سیستم متحرک را در یک پنجره، در کشویی یا سقف نصب کرد. برخی از آنها حتی دارای سطل ها یا سینی های غلظت هستند که باید زود به زود خالی شوند. اکثر کولرهای گازی متحرک دارای یک جعبه نصب برای قرار گرفتن در پنجره یا در کشویی هستند. این در حالی است که برخی از این کولرها دارای نوار حرارتی و برخی نیز دارای پمپ های حرارتی هستند که هوای گرم را به بیرون از اتاق هدایت می کنند.
اکثر کولرهای متحرک برای نصب در پنجره ها و درهای کشویی ساخته شده اند و حتی آنها را می توانید داخل دیوار یا سقف نیز به کار ببرید.
کولرهای گازی شبکه ای :
کولرهای گازی شبکه ای که تحت عنوان سیستم های PTAC شناخته می شوند از بخش های جداگانه گرمایش و سرمایش تشکیل شده اندکه اغلب در دیوار کار گذاشته می شوند.
این سیستم ها دارای قطعات سرمایش هستند و از چرخه معکوس تولید و تهویه به عنوان منبع حرارتی اصلی خود استفاده می کنند و عموماً دارای تجهیزات گرمایی دیگر نیز هستند این نوع سیستم ها غالباً بزرگ تر از انواع سیستم هایی هستند که در دیوار کار گذاشته می شوند و در هتل ها و متل ها مورد استفاده قرار می گیرند
ایمان از دیدگاه قران
ایمان اسلامی، ایمانی که در قرآن کریم آمده است یعنی شناخت جهان به طور کلی آنچنانکه هست. ایمان یعنی شناخت مبدأ جهان، شناخت جریان جهان، شناخت نظام جهان و شناخت اینکه جهان به چه نقطه ای برمی گردد. می گویند اینکه در قرآن از ایمان به خدا، ایمان به ملائکه خدا که وسائط و پله های وجود هستند، ایمان به مخلوق بودن عالم، ایمان به اینکه خدا عالم را وانگذاشته و هدایت کرده و از آن جمله بشر را به وسیله انبیاء هدایت نموده و ایمان به اینکه همه چیز از خدا آمده است و به خدا برمی گردد که اسمش معاد است سخن به میان آمده، مقصود همان «شناخت جهان» است و چیز دیگری نیست. این حکما در تفاسیر خودشان همیشه ایمان را به صورت معرفت و شناخت و به صورت حکمت تفسیر می کنند، می گویند ایمان یعنی شناخت، اما شناختی که یک شناخت فلسفی و یک شناخت حکیمانه است، نه " شناخت علمی " که شناخت جزئی است. شناخت فلسفی و کلی و حکیمانه یعنی اینکه مبدأ و منتهای جهان و مراتب هستی و جریانهای کلی جهان را کشف کنیم و بدانیم.
معمولا کتب فلسفی ما ایمان اسلامی را فقط به شناخت تفسیر می کنند. می گویند: ایمان در اسلام یعنی شناخت و بس، ایمان به خدا یعنی شناخت خدا، ایمان به پیغمبر یعنی شناخت پیغمبر، ایمان به ملائک یعنی شناخت ملائک، ایمان به " یوم الاخر " (معاد) یعنی شناخت معاد، و هر کجا که در قرآن (کلمه) " ایمان " آمده است معنایش معرفت و شناخت است و غیر از این چیزی نیست. این مطلب به هیچ وجه با آنچه که اسلام می گوید قابل انطباق نیست. در اسلام، " ایمان " حقیقتی است بیش از شناخت. شناختن همان دانستن است. کسی که آب شناس است، آب را می شناسد همچنانکه یک ستاره شناس ستاره ها را می شناسد، یک جامعه شناس جامعه را می شناسد، یک روانشناس روان را می شناسد، یک حیوان شناس حیوان را می شناسد. " می شناسد " یعنی چه؟ یعنی نسبت به آن روشن است، آن را درک می کند. آیا " ایمان " در قرآن یعنی فقط " شناخت "؟ ایمان به خدا یعنی فقط خدا را درک کردن؟ نه، درست است که شناخت، رکن ایمان است، جزء ایمان است و ایمان بدون شناخت، ایمان نیست ولی شناخت تنها هم ایمان نیست. ایمان گرایش است، تسلیم است، در ایمان عنصر گرایش، عنصر تسلیم، عنصر خضوع و عنصر علاقه و محبت هم خوابیده است ولی در شناخت، دیگر مسئله گرایش (مطرح) نیست. اگر یک نفر ستاره شناس است، معنایش این نیست که به ستاره گرایشی هم دارد، نه، ستاره را می شناسد. اگر یک نفر معدن شناس یا آب شناس است، معنایش این نیست که به معدن یا آب گرایشی هم دارد. ممکن است انسان چیزی را بشناسد که از آن بسیار تنفر دارد. احیانا در سیاستها، دشمن، دشمن خود را از خودش بهتر می شناسد. مثلا ممکن است افرادی که در اسرائیل عرب شناس و مسلمان شناس و حتی به یک معنا اسلام شناس باشند، از تعداد اینگونه افراد در بین خود مسلمانان، بیشتر باشند. مسلم است که در اسرائیل مصرشناس، سوریه شناس یا الجزایر شناس خیلی بیشتر از ایران وجود دارد. اصلا در ایران شاید مصر شناس واقعی یک نفر هم نداشته باشیم، ولی آنها صدها نفر دارند. در مصر هم اسرائیل شناس خیلی زیاد دارند. ولی آیا معنی اینکه اسرائیل، مصر را می شناسد این است که نسبت به آن گرایش دارد؟ یا معنی اینکه مصر، اسرائیل را می شناسد این است که نسبت به آن گرایش دارد؟ اتفاقا برعکس است، چون اینها از یکدیگر تنفر دارند.
از مباحث پیش روشن شد که انسان نمیتواند بدون داشتن ایده و آرمان و ایمان ، زندگی سالم داشته باشد و یا کاری مفید و ثمر بخش برای بشریت و تمدن بشری انجام دهد انسان فاقد هرگونه ایده و ایمان ، یا به صورت موجودی غرق در خودخواهی در میآید که هیچوقت از لاک منافع فردی خارج نمیشود ، و یا به صورت موجودی مردد و سرگردان که تکلیف خویش را در زندگی در مسائل اخلاقی و اجتماعی نمیداند انسان دائما با مسائل اخلاقی و اجتماعی برخورد مینماید و ناچار باید عکس العمل خاصی در برابر اینگونه مسائل نشان بدهد انسان اگر به مکتب و عقیده و ایمانی پیوسته باشد تکلیفش روشن است ، و اما اگر مکتب و آئینی تکلیفش را روشن نکرده باشد همواره مردد و سر میبرد ، گاهی به این سو کشیده میشود و گاهی به آن سو ، موجودی میگردد نا هماهنگ آری ، در اصل ضرورت پیوستن به یک مکتب و یک ایده تردیدی نیست
آن چیزی که لازم است مورد توجه واقع شود این است که تنها ایمان مذهبی قادر است که انسان را به صورت یک " مؤمن " واقعی در آورد ، هم خودخواهی و خودپرستی را تحت الشعاع ایمان و عقیده و مسلک قرار دهد ، و هم نوعی " تعبد " و " تسلیم " در فرد ایجاد کند به طوری که انسان در کوچکترین مسئلهای که مکتب عرضه میدارد به خود تردید راه ندهد ، و هم آن را به صورت یک شیء عزیز و محبوب و گرانبها در آورد در حدی که زندگی بدون آن برایش هیچ و پوچ و بی معنی باشد ، و با نوعی غیرت و تعصب از آن حمایت کند
گرایشهای ایمانی مذهبی موجب آن است که انسان تلاشهائی علی رغم گرایشهای طبیعی فردی انجام دهد و احیانا هستی و حیثیت خود را در راه ایمان خویش فدا سازد این در صورتی میسر است که ایده انسان جنبه تقدس پیدا کند و حاکمیت مطلق بر وجود انسان بیابد تنها نیروی مذهبی است که قادر است به ایدهها تقدس ببخشد و حکم آنها را در کمال قدرت بر انسان جاری سازد
گاهی افرادی نه از راه ایده و عقیده مذهبی بلکه تحت فشار عقدهها ، کینه توزیها ، انتقام گیریها و بالاخره به صورت عکس العمل شدید در برابر احساس فشارها و ستمها ، دست به فداکاری میزنند و از جان و مال و همه حیثیات خود میگذرند ، همچنانکه نظایرش را در گوشه و کنار جهان میبینیم
ولی تفاوت یک ایده مذهبی و غیر مذهبی این است که آنجا که پای عقیده مذهبی به میان آید و به ایده قداست ببخشد ،
فداکاریها از روی کمال رضایت و به طور طبیعی صورت میگیرد فرق است میان کاری که از روی رضا و ایمان صورت گیرد که نوعی انتخاب است ، با کاری که تحت تاثیر عقدهها و فشارهای ناراحت کننده درونی صورت میگیرد که نوعی انفجار است
ثانیا اگر جهان بینی انسان ، صرفا جهان بینی مادی و براساس انحصار واقعیت در محسوسات باشد ، هر گونه ایده پرستی و آرمانخواهی اجتماعی و انسانی برخلاف واقعیات محسوسی است که انسان در آن هنگام در روابط خود با جهان احساس میکند
آنچه نتیجه جهان بینی حسی است خودپرستی است نه ایده پرستی ایده پرستی اگر براساس یک جهان بینی که نتیجه منطقیاش آن ایده است نباشد از حدود خیالپرستی تجاوز نمیکند ، یعنی انسان باید جهانی مجزا از واقعیتهای موجود در درون خود و از خیال خود بسازد و با همان خوش باشد ولی اگر ایده پرستی ناشی از دین و مذهب باشد ، متکی به نوعی جهان بینی است که نتیجه منطقی آن جهان بینی پیروی از ایدهها و آرمانهای اجتماعی است ایمان مذهبی پیوندی است دوستانه میان انسان و جهان ، و به عبارت دیگر نوعی هماهنگی است میان انسان و آرمانهای کلی جهان ، اما ایمان و آرمانهای غیر مذهبی نوعی " بریدگی " از جهان و ساختن جهانی خیالی برای خود است که به هیچ وجه از جهان بیرون حمایت نمیشود
ایمان مذهبی تنها یک سلسله تکالیف برای انسان علی رغم تمایلات طبیعی تعیین نمیکند ، بلکه قیافه جهان را در نظر انسان تغییر میدهد ، عناصری علاوه بر عناصر محسوس ، در ساختمان جهان ارائه میدهد ،
جهان خشک و سرد مکانیکی و مادی را به جهانی جاندار و ذی شعور و آگاه تبدیل میکند ایمان مذهبی تلقی انسان را نسبت به جهان و خلقت دگرگون میسازد
ویلیام جیمس فیلسوف و روانشناس آمریکائی اوایل قرن بیستم میگوید : دنیائی که یک فکر مذهبی به ما عرضه میکند نه تنها همان دنیای مادی است که قیافه آن عوض شده باشد بلکه در ساختمان آن عالم چیزهای بیشتری است از آنچه یک نفر مادی میتواند داشته باشد ( 1 )
گذشته از همه اینها گرایش به سوی حقایق و واقعیاتی مقدس و قابل پرستش ، در سرشت فرد فرد بشر هست انسان کانون یک سلسله تمایلات و استعدادهای غیر مادی بالقوه است که آماده پرورش است تمایلات انسان منحصر به تمایلات مادی نیست و گرایشهای معنوی صرفا تلقینی و اکتسابی نیست این حقیقتی است که علم آن را تایید میکند
ویلیام جیمس میگوید : هر قدر انگیزه و محرک میلهای ما از این عالم سرچشمه گرفته باشد ، غالب میلها و آرزوهای ما از عالم ماوراء طبیعت سرچشمه گرفته ، چرا که غالب آنها با حسابهای مادی جور در نمیآید ( 2 )
این میلها چون وجود دارد باید پرورش یابد و اگر درست پرورش نیابد و مورد بهره برداری صحیح واقع نشود در یک مسیر انحرافی واقع میشود و زیانهای غیر قابل تصوری به بار میآورد ،
همچنانکه بت پرستیها ، انسان پرستیها ، طبیعت پرستیها و هزاران پرستشهای دیگر معلول همین جریان است
اریک فروم میگوید : هیچکس نیست که نسبت به دینی نیازمند نباشد و حدودی برای جهت یابی و موضوعی برای دلبستگی خویش نخواهد او خود ممکن است از مجموعه معتقداتش به عنوان دین ، ممتاز از عقاید غیردینی آگاه نباشد ، و ممکن است برعکس ، فکر کند که هیچ دینی ندارد و معنای دلبستگی خود را به غایاتی ظاهرا غیردینی مانند قدرت و پول یا کامیابی فقط نشانه علاقه به امور عملی و موافق مصلحت بداند مساله بر سر این نیست که انسان دین دارد یا ندارد بلکه این است که کدام " دین " را دارد ( 1 )
مقصود این روانشناس این است که انسان بدون تقدیس و بدون پرستش نمیتواند زندگی کند فرضا خدای یگانه را نشناسد و نپرستد ، چیزی دیگر را به عنوان حقیقت برتر خواهد ساخت و او را موضوع ایمان و پرستش خود قرار خواهد داد
پس چون ضرورت دارد بشر ایده و آرمان و ایمانی داشته باشد ، و از طرفی ایمان مذهبی تنها ایمانی است که قادر است بشر را زیر نفوذ واقعی خود قرار دهد ، و از طرف دیگر انسان به حکم سرشت خویش در جستجوی چیزی است که آن را تقدیس و پرستش کند ، تنها راه این است که ایمان مذهبی را تقویت کنیم
قرآن کریم اولین کتابی است که اولا در کمال صراحت ، ایمان مذهبی را نوعی هماهنگی با دستگاه آفرینش خوانده است :
« ا فغیر دین الله یبغون و له اسلم من فی السموات و الارض »( 1 )
آیا چیز دیگری جز دین خدا را جستجو میکنند و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است سر بر فرمان او است
و ثانیا ایمان مذهبی را جزء سرشت انسانها معرفی کرده است : « فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها »( 2 )
حق گرایانه روی خود را به سوی دین کن ، همان که سرشت خدائی است که مردم را بر آن سرشته است
ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه است. نام رسمی آن جمهوری اسلامی ایران و پایتخت آن تهران است. پهناوری این کشور ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع (۱۸ام درجهان) است و بر پایهٔ آمار سال ۱۳۸۵ هجری خورشیدی، ۷۰ میلیون و ۴۷۲ هزار تن جمعیت داشتهاست و هرساله حدود یک میلیون تن به جمعیت این کشور افزوده میشود.[۱]
در شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و ترکمنستان؛ در شرق با افغانستان و پاکستان؛ و در غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین دارای مرز دریایی در شمال با دریای خزر و در جنوب با خلیج فارس و دریای عمان است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.
نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (بازنگری ۱۳۶۸) پایهریزی شدهاست. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنهای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت دارای تاریخی کهن است و یکی از تاریخیترین کشورهای جهان به شمار میرود.
ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا دارای موقعیتی راهبردی است. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و سازمان اکو است. ایران یک قدرت منطقهای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آوردهاست.[۲]
وجه تسمیه
واژهٔ ایران در فارسی باستان «آئیریانا» و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و برگرفته از شکل قدیمی «airya nama» و به معنای «سرزمین مردمان اصیل» است. در کردستان ایران هنوز ایران با همان نام کهن «اِران» تلفظ میشود. در اسناد تاریخی کردستان نیز همواره از این نام استفادهشدهاست.[نیازمند منبع]
واژهٔ «آریا» در زبانهای اوستایی، فارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکلهای «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفتهاست. همچنین در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی بهزبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده میشود و ایرج به زبان آریایی "airya" است.[نیازمند منبع] ایر در واژه بهمعنی «آزاده» و جمع آن «ایران» بهمعنی «آزادگان» است.
نام ایران در لغت به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدتها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود.[۳]، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در میان اروپاییان با نام «پرشیا» شناخته میشد.[۴][پیوند مرده] که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم مورد کاربرد قرار گرفت. نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبانهای اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگیاش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی بیشتر نام ایران به کار برده میشود.
زمینشناسی
پراکندگی ناهمواریها در ایران
ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آبهای خلیج فارس و دریای عمان همسایهاست.
از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوههای هندوکش و کوههای باختری دره سند، از باختر به دامنههای باختری کوههای زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگههای حاصلخیز تشکیل شدهاست. بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) میباشد. از دید جغرافیایی، غربیترین شهر ایران کلیساکندی؛ شرقیترین شهر جالق؛ شمالیترین شهر پارس آباد؛ و جنوبیترین شهر چابهار است.[۵]
اکوسیستم جنگلها، اهمیت و نقش آن درطبیعت
مقدمه
جنگلها شاهکار خلقت و طبیعت و یکی از گرانبها ترین و زیباترین منابع خدادادی است. در قرآن مجید خداوند ، 800 آِیه را به طور مستقیم و غیر مستقیم به آن اختصاص داده است. خداوند می فرماید « اوست خدایی که آب را از آسمان فرستاده و تا از آن بیاشامید و درخت بکارید و آن را پرورش دهید. ( آیه 10 سوره النحل)
در احادیث مختلف که از پیامبران و امامان ما در دست داریم تأکید فراوانی بر حفظ و صیانت از درختان کرده اند. ایرانیان قدیم و پادشاهان ایران در زمان قدیم نیز ارزش و اعتبار زیادی نسبت به درختکاری قائل بوده اند بویژه دین زردشت بر این موضوع تأکید فراوانی دارد.
امروزه اکوسیستم جنگلها بیش از پیش مورد توجه می باشد. زیرا یکی از ارکانهای اصلی توسعه پایدار در هر کشوری بحساب می آید. در دنیای معاصر ارزش تولیدی جنگلها رقمی نزدیک به 120 میلیارد دلار است واز نظر اشتغال 8/6 درصد کارگران صنعتی جهان در این بخش کار می کنند.
مساحت جنگلهای جهان 4 میلیارد هکتار است یعنی 29 درصد از خشکیهای زمین می باشد. این میزان جنگلها بین همه کشورها به نسبت مساوی تقسیم نشده است و اغلب آن در کشورهای آمریکا ، کانادا و روسیه قرار دارند. سالانه 83 میلیون و 484 هزار هکتار از جنگلهای جهان نابود می شود طبق گزارش بانک جهانی اگر در هر دو متر مربع جنگل یک درخت و جود داشته باشد هر سال بیش از 410 هزار میلیارد درخت قطع می شود. ( گزارش روزنامه ایران ، شماره 3878 ) مطابق نظر کارشناسان جهانی از جمله فائو چنانچه سطح جنگلهای هر کشوری کمتر از 25 درصد خاک آن کشور باشد، از نظر محیط زیست انسانی در وضعیت بحرانی قرار دارد.
در حال حاضر سطح پوشش جنگلی در کشور ایران 5/7 درصد می باشد .سرانه جنگل در جهان 8/0 هکتار است ولی در ایران 2/0 هکتار ، بنابر این ایران یکی از کشورهایی است که از لحاظ منابع جنگلی بسیار فقیر می باشد. سطح جنگلهای کشور ایران از 40 سال گذشته تاکنون حدود 11 درصد کاهش را نشان می دهد و به گفته کار شناسان جنگل، بیشترین تخریب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است .در سالهای اخیر با کشت نهال بخشی از کاهش ها جبران شده است.با وجود همه اوصاف هر نقطه که درختی وجود دارد می بایستی به نقش و اهمیت آن توجه شود و نسبت به آگاهی افراد نیز اقدام کرد.در این تحقیق سعی شده است که اکوسیستم جنگلها مورد بررسی و بسیاری از اهمیتهای آن نیز نوشته شود . از آنجایی که صفحات زیادی از کتب جغرافیا در مدارس به پوشش گیاهی و جنگلها اختصاص داده شده است . این مجموعه می تواند نقش مهمی در افزایش آگاهی پیرامون جنگلها داشته باشد.
اکوسیستم جنگلی
اکو سیستم یک کلمه یونانی است و تشکیل شده است از دو کلمه بنام ایکوس و سیستم کلمه ایکوس به معنای خانه و سیستم نیز به معنای نظام حاکم بر آن سکونتگاه می باشد. این واژه در سال 1935 بوسیله یک اکولوژیست انگلیسی بنام تانسلی مطرح گردید. اکوسیستم عبارت است از واحدی که شامل تمامی موجودات زنده و محیط غیر زنده می باشد که آنها را احاطه کرده است ودر ارتباط متقابل با یکدیگر می باشند.در زبان فارسی اکوسیستم بمعنی« بوم ساز واره » می گویند . (نیشابوری، 1376،ص 12)بزرگترین وکاملترین اکوسیستمی که در تاریخ کره زمین می شناسیم شامل تمام اشکال زندگی گیاهی و جانوری و با محیط که در ارتباط کامل می باشند بوم سپهر یا زیست سپهر گویند.
دلیل پیدایش اکوسیستم این است که که مو جودات زنده بخش جدایی ناپذیر از محیط بخش غیر زنده ، و نمی توانند خارج از محیطهای خاص زندگی کنند.
ساختار اکوسیستم بدین صورت است که از دو بخش زنده و غیر زنده تقسیم می شود غیر زنده مانند : نور ، بارش، مواد معدنی ، خاک، آب و هوا وگازها و مواد ی از قبیل گوگرد ، کربن ، ازت ، هیدروژن و غیره در چرخه بیوشیمیایی شرکت دارند. ترکیب زنده به ساختار غذایی اکوسیستم ارتباط دارد که در نتیجه موجودات زنده در پایه روابط غذایی و اقع اند. مانند تولید کنندگان و
مصرف کنند گان در این مبحث بیشتر تولیدکنندگان سبز مورد توجه می باشد که توانایی بکاربردن انرژی خورشیدی را برای ایجاد هیدروکربورها ،عناصر غیر آلی ساده از جمله کربن هیدرو ژن و اکسیژن دارند و جزء خود خوار ها هستند.
فرایند فتوسنتز مهمترین فعالیت گیاها ن می باشد که نقش مهمی در زنجیره غذایی دیگر گروهها دارند. در اکوسیستم جنگلی باید به بازخورد ها نیز توجه کرد که در پایداری و ناپایداری سیستمهای یک اکوسیستم نقش دارند و به دو صورت منفی و مثبت ظاهرمی شوند . هر گونه دخالت نا بجا انسان در اکو سیستم جنگلی موجب بهم خوردن تعادل در این مجموعه می شود و در نهایت موجب ناپایداری اکوسیستم خواهد شد. عموماً بازخورد های مثبت نقش مهمی در ناپایداری سیستم ها دار ند. در جهان کنونی که انسان بازیکر اصلی می باشد نتیجه فعالیت اکوسیتمها هریک به نوعی در حیات انسانها نقش دارند و دراین میان جنگلها از جایگاه ویژه ای بر خوردار می باشند.بنابر این هرگونه دخالت نابجا در اکوسیستم ها در نهایت به ضررانسانها تمام خواهد شد.مجموعه اجزاء اکوسیستم جنگلی لازم و ملزوم یکدیگرند، اکوسیستم پایدار اکوسیتمی است که تولیدکنندگان آن با شرایط محیط حالت تعادل را داشته باشد.( نیشابوری ، 1376 ، ص 83)
در یک اکوسیستم جنگلی نور خورشید ، بارش، مواد معدنی ، خاک ، آّ ب و هوا اجزاء غیر زنده است و گیاهان نور خورشید را در یافت می کنند و با عمل فتوسنتز غذا سازی می کنند . گیاهان در چرخه های مختلف از جمله در چرخه آب ،کربن ، بیوشیمیایی و خاک نقش دارند.
اهمیت جنگلها
1- پوشش گیاهی و خاکبر گها نقش مهمی در جلوگیری از فرسایش خاک بر عهده دارند ، گیاهان از برخورد مستقیم قطرات باران با زمین جلوگیری کرده و باران به آرامی به زمین بر خورد می کنند. این نقش هم در جذب آب و هم درجلو گیری از فرسایش خاک مؤثر می باشد. پوشش گیاهی از مسایل حیاتی در مدیریت منابع خاک بشمار می رود. ( رامشت ، 1375 ، ص 106)
2- جنگلها و مراتع دراثر فعالیت جانداران و ریشه دواندن گیاهان و درختان به داخل خاک مناطقی ایجاد میکنند که آب قادر است در آن نفوذ کند. نفوذ یک لیتر آب در جنگلهای پهن برگ 7 دقیقه و 40 ثانیه در زمین کشاورزی 46 دقیقه 26 ثانیه ودر خارج از جنگل 40ساعت و40 ثانیه طول می کشد.
3- جلوگیری از فرسایش خاک ، چنانچه هرکیلوگرم خاک فرسایش یابد هفتاد و پنج کیلوگرم ازت ، بیست و چهار کیلوگرم فسفر و هشت کیلوگرم پتاس در هر هکتار از مزارع از زمین از میان خواهد رفت.بعنوان مثال در مناطق پر بار ان مهمترین کنترل کننده فر سایش پوشش گیاهی می باشد. ( رامشت ، 1375، ص75)
4- در بیابانها فرسایش بادی غلبه دارد . درختان و به عبارتی پوشش گیاهی مانع حرکت شنهای روان می شوند .امروزه یکی از عوامل شدت بیابانزایی نبود پوشش گیاهی است به گفته محققین جنگلها قبل از ملتها و بیابانها بعد از ملتها بوجود آمده اند.
5- پوشش گیاهی با سایه انداختن بر محیط خشک بیابان مانع از تبخیر شدید آب می شود.
6- پوشش گیاهی در اثر تبخیر و تعرق در یک محیط موجب تعدیل آب و هوا و ایجاد باران می شود. تقریباً 3 درصد بارانهای کره زمین را جنگلها ایجاد می کنند.
7-در اطراف فرودگاها کمربند سبز ایجاد می کنند تا از سروصدای ناشی ازهواپیماها جلوگیری کنند.
8- ایجاد کمربند سبز دراطراف شهر ها از نفوذ باد ها وگرد و غبار جلوگیری می کند و امروزه در هربرنامه ریزی شهری ایجاد پارکها وکمربند سبز از اصول شهر سازی بکار می رود.
9 - پناهگاه انو اع حیوانات و حفظ گونه های درختی
10- تولید خاک و نگهداری از خاک و ثبات آن گیاهان نقش اصلی دارند.
11- جلوگیری از سیلابهای وسیع و فرسایش خاک در واقع حفاظت از آب و خاک که مایه حیات و خاک بستر حیات می باشد. طبق محاسبات بعمل آمده سالیانه 75 بیلون تن خاک در جهان فرسایش می یابدکه در اروپا یک بیلیون تن و در آسیا25 بیلون تن
ودر آفریقا20 برابر بیشتر، در یک محاسبه در کشور مالزی به این نتیجه رسیدند جایی که 94 درصد پوشیده از جنگل باشد یک دوم تن خاک ودر صورتیکه 64 درصد پوشش داشته باشد 3.10 تن خاک فرسایش می یابد.
12- لاشبرگها همانند اسفنجی آب را جذب می کنند به همین دلیل است که محیط جنگل قادر است تا 40 برابر بیشتر از محیط غیر جنگلی آب را جذب کند.
14- گیاهان در یک اکوسیستم در ابتدای اکوسیستم قرار دارند و با نابودی آ ن دیگر سیستمها نیز نابود خواهند شد.
15- در گردنه ها و مناطق کوهستانی درختان مانند پایه ای لایه های عظیم برف را در سطح دامنه های پرشیب دوخته و از حر کت آنها جلوگیری می کنند.
16- لاشبرگها پس از پوسیده شدن تبدیل به هوموس شده واز فرسایش بیشتر خاک جلوگیری می کنند.
17-جلوگیری از فرسایش خاک نقش مهمی در جلوگیر ی افزایش رسوب پشت سد ها دارد. در سال1361 هشتصد میلیون متر مکعب رسوب در مخرن سد سفید رود جمع شده است.
18 - تشکیل سفره های آب زیر زمینی و نهایتاً پیدایش چشمه ها و رود خانه
20-تولید اکسیژن و جلوگیری از افزایش دی اکسیدکربن و جلوگیری از تخریب لایه ازون
21- تعدیل آب و هوا در تابستان زمین انرژی حرارتی خورشید را جذب می نمایدو در زمستان به منزله روپوش مانع از از دست رفتن حرارت می گردد.
22- جلوگیری از حرکات دامنه ای مانند لغزش و........
23- ریشه گیاهان رطوبت پسند آب اضافی را جذب و مانع از شکل گیری لغزش می شود.
24- از جنگلها به عنوان پشتوانه کشاورزی و عامل افزایش تولیدات یاد می کنند. آب رود خانه ها که در نواحی جنگلی جریان دارند ،حاوی مواد آلی غنی هستند . زیرا آب باران باعبور ازلاش برگها که حاوی مواد غذایی است به زیرزمین رفته یا از روی آن عبور کرده و به زمینهای کشاورزی می رسند.
25- در ارتباط با تنظیم آب هوا توسط جنگلها تخمین زده می شود که کل موجودی محصول جنگلهای جهان 650 تا 950 بیلیون تن می باشد. یعنی معادل 475 تا 825 بیلیون تن کربن است.جنگلهای جهان مخزن کربن دنیا هستند و وفتی تخریب شوند این ماده بصورت گاز کزبنیک متصاعد می شوند. امروزه میزان زیادی از دی اکسید کربن در دنیا 35 تا 50 درصد آن مربوط به تخریب و آتش زدن جنگلهااست. بنابر این هوای کره زمین 5/0 تا 7/0درجه گرم شده است.
1- چشم انداز طبیعی که به هر سکونتگاه می بخشد امروزه ایجاد کمربند سبز از اصول شهرسازی در دنیا می باشد.
2- جنگلها نقش مهمی در تلطیف هوا دارند. مقداری زیادی از گرد و غبار ، میکروبها و باکتریها و ویروسها ی موجود در هوا را که در اثر جریان هوا در حرکت هستند جذب نموده و یا مانع از ورود به داخل سکونتگاه ها می شوند. در هر هکتار 68 تن گرد و غبار را رسوب می کنند.
3- جذب دی اکسیدکربن و تولید اکسیژن و ایجاد هوای پاک از اهمیت شاخص جنگلهاست.
4- استفاده از سایه درختان در فصل گرما
5- محل تفرجگاه و جنبه توریست جنگلها ، احداث پارکها در داخل شهر ها از الزا مات برنامه ریزی شهری می باشد
6- جنگلها را ریه زمین می دانند . نمونه این جنگلها مناطق استوایی هستند که سالیانه میلیونها تن گازکربنک را جذب می کنند هر هکتار جنگل راش12 تن اکسیژن تولید می کند.
- تحقیقات نشان می دهد که رادیو اکتیو موجود در بالای تاج درختان 32 برابر بیشتر از سطح زیر پای درختان می باشد. در بین رسوبات جذب شده توسط درختان ، سرب یکی از مهمترین مواد سمی است.
8- وجود انواع حیوانات در جنگل که زیباییهای آن را بیش از پیش آفزایش می دهد.
9-جنگلها همانند دیواری مستحکم در مقابل گسترش سروصدای موجود دریک محیط عمل می کنند. با افزایش شهر نشینی سروصدای ناشی از کارخانجات و وسایل نقلیه و فرود گاهها زیاد شده که موجب بیماریهای عصبی و روانی در شهر های بزرگ شده است.
10- جنگلها دمای محیط را کاهش د اده و با جذب نزولات آسمانی وسپس تبخیر و بر گشت دادن آن به هوای محیط موجب بالارفتن رطوبت می شود . محیط جنگلی در زمسان گرم تر ودر تابستان خنک تر می باشند. محیط جنگلی ضمن ایجاد فضای زیبا شاداب و آرام را به وجود می آورد.
نقش اقتصادی جنگلها
از دید گاه علم اقتصاد نقش تولیدی جنگلها به دو دسته تقسیم می شوند. تولیدات صنعتی و تولیدات غیر صنعتی ، هزاران فراورده چوبی و سلولوزی ، صنعتی ، شیمیایی ، ساختمانی ، دارویی از جنگلها بدست می آید.
1- از چوب جنگلها در تولید کاغذ ، ابریشم مصنوعی ، فیلم عکاسی، مقوای فشرده ، مصارف خانگی ، راه آهن، روغن کشی،دارو سازی ، عایق سازی، تولید رنگ، الیاف مصنوعی و.............. بدست می آید.
2- ازشیره درخت هوآ جهت تولید لاستیک استفاده می شود و هرکیلو شیره کتیرا بیش از 5 دلار در بازار های جهانی به فروش می رود.
3- دانشمندان علم پزشکی سعی دارند داروهای گیاهی را جایگزین دارو های شیمیایی کنند.
4- امروزه درآمد گردش گری از طریق جنگلها در کشور های توسعه یافته چندین برابر برداشت آن می باشد. در کشور آلمان بیش از یک میلیون نفر از را ه گردشگری در جنگلها درآمد کسب می کنند. در حال حاضر دو میلیارد از مردم فقیر در جهان سوخت خود را از طریق جنگلها بدست می آورند.
5-شکار یکی دیگر از درآمد های جنگل است . دولت مالزی از جنگلهای کشورش 18 هزارتن گوشت شکار بدست می آورد .62 درصد از کشور های در حال توسعه 20 در صد از گوشت خود را از طریق شکار بدست می آورند.
6- حفظ جنگلها در افزایش آب رود خانه ها نقش داشته و در نتیجه تولیدات کشاورزی نیز افزایش می یابدکه در اقتصاد کشو ر ها نقش بسزایی دارد.7- تولید انرژی از طریق سوختن چوب تهیه ذغال و انرژی الکتریکی حاصل از آب رود خانه ها
8- حفاظت از حیات وحش و جذب توریست.
9- کم کردن رسوبات آب و جلوگیری از فرسایش که درجلوگیری از سرمایه هر کشور نقش دارد.
10- جنگل آسایشگاهی برای مردم است که در پارکها حضوردارند.
11- استفاده از میوه جنگلی .
12- فروش نهال بر خی درختان به جهت زیباییکه دارند و تکثیر درختان صنعتی
13- جلوگیر ی از تخریب جاده ها که هزینه های را در بر خواهد داشت.
14- جلوگیری از آلودگی آبهاکه هزینه هنگفتی در تصفیه آن می شود. باوجود همه فوایدی که مطرح گردید بسیاری از موارد بطور غیر مستقیم در افزایش درآمد اقتصادی کشور ها نقش دارند.
جنگلها و توسعه پایدار
زمانی توسعه یک کشور تنها به جنبه اقتصادی ارتباط داشت و تنها به تأمین نیاز های اولیه می اندیشیدند . ولی امروزه با افزایش جمعیت و شهر نشینی و انوا ع آلودگیها مصرف بالای جمعیت کره زمین وکمی منابع توسعه یک کشور را درجهت تأمین نیازهای نسل آینده ، امروزه فاکتور های توسعه یافتگی یک کشور افزایش یافته، داشتن جنگل و حفظ آن یکی از معیار های اصلی توسعه می باشد.
یکی از نتایج اصلی کنفرانس ریودو ژانیرو توجه ویژه به جنگل ها وحفاظت از آب و خاک بوده است .و جود منابع آبی در هر کشور و توسعه کشاورزی تا حدو د زیادی به به منابع جنگلی در هر کشور بستگی دارد. حفاظت از آب و خاک موجب می شود
که برای نسل آینده حفظ گردد. افزایش فرهنگ در هر جامعه نقش مهمی در حفاظت از جنگلها دارد. جنگل های هر کشور بعنوان
پایه اقتصاد کشاورزی آن کشور بحساب می آید و جهت رشد و توسعه آن بایستی در حفاظت آن کوشید. بنابر این حفظ جنگلها نه تنها در زمان حال اهمیت دارد بلکه رشد و توسعه کشوررا در آینده نیز بدنبال دارد.
عوامل مؤثر در تخریب جنگلها
در حال حاضر در جهان باتوجه به رشد جمعیت و و نیاز های متفاوت در ارتباط با جنگلها در اغلب نقاط دنیا جنگلها روبه نابودی می باشد و همیشه عوامل کلی ودر سطح جهانی اکوسیستم جنگلها را تهدید می کنند که عبارتند از :
1- رشد جمعیت و نیاز روز افزون بشر به منابع جنگلی
2- افزایش جمعیت و نیاز جوامع به مواد غذایی که در تخریب جنگلها و تبدیل آن به زمینهای کشاورزی مؤثر می باشند.
3- استفاده از جنگلها بعنوان سوخت ، زمانی در منطقه معتدله به علت حضور بیشتر انسان در میلیونها هکتار جنگل در این مناطق تخریب شدند و این وضعیت امروزه در مناطق استوایی به طور وسیع دیده می شود.
4- هرساله در مناطق حاره ای هزاران هکتار جنگل قطع گردیده و تبدیل به زمین کشاورزی می شود.
5- سود جویی بر خی از کشور های استعمار گر در دوره ای سبب شده است بسیاری از جنگلهای مناطق استوایی به جهت تبدیل به زمین کشاورزی مانند قهوه ، نیشکر و..... نابود شوند.
6- فقر فرهنگی مردم کشور های در حال توسعه در جهت استفاده درست از جنگل
7-استفاده بی رویه جهت تعلیف دام
8- ورود انسان به جنگل جهت فرار از آلود گیهای شهری
9- فعالیتهای صنعتی وافزایش بر خی از گازهای تشکیل دهنده باران اسیدی که در تخریب جنگلها به ویژه در کشور های صنعتی نقش داشته است.
10- احداث جاده های بین جنگلی
11- وقوع مخاطرات طبیعی مانند زمین لغزه ها و انواع حرکات دامنه ای ، رعدو برق و آتش سوزی.
12- شیوع آفات گیاهی
در کشورایران نیز عوامل گوناگونی در تخریب جنگلها نقش داشتند که عبارتند از :
1- رشد جمعیت و نیاز روز افزون به منابع جنگلی
2- تبدیل بسیاری از جنگلهای کشور به زمینهای کشاورزی
3- چرای بی رویه دام در مناطق مختلف کشور بویژ استفاده از بز در مناطق کوهپایه ای و کوهستانی که همه محققین نسبت به این مورد هم عقیده می باشند.
4-مردم سکونتگاهای روستایی در جنگل مایحتاج روزانه خود را از قبیل سوخت و علوفه دام از جنگل تهیه می کنند .
5- بهره برداری بی رویه و غیر اصولی از طرف پیمانکاران و گاهی ضعف مدیریت نیز نقش داشته است. بعنوان مثال در اوایل شکل گیری شرکتهای تعاونی در شمال کشور پهنه های وسیعی از جنگل جهت جایگزینی در ختان سوزنی برگ در اطراف روستاها موجب فرسایش عظیمی از خاک شده است.
6- احداث جاده های بین جنگلی جهت انتقال چوب موجب تخریب بسیاری از درختان شده است.
7-کندن بوته ها وقطع درختان جنگلی در نواحی مرطوب شمال و کوهستانی و نیمه خشک و خشک توسط دامداران محلی جهت استفاده دام و سوخت
8- استفاده از شیره برخی گیاهان مانند کتیرا بصورت بی رویه
6 - قطع نادرست درختان توسط کارگران غیر ماهر که علاوه بر درخت فوق چندین درخت را نیز از بین می برند. 9
10- استفاده از خزه ها و گیاهان همیشه سبز جنگلی که حالت تزیینی دارند همه ساله هزاران بوته یا شاخه از این گیاهان را از شمال کشور به تهران یا نقاط دیگر کشور می برند، می برند.
11- ورود توریسم در جنگل و آلودگی محیط جنگلی ، بسیاری از آنها فرهنگ استفاده از جنگل را نمی دانند. نمونه بارز آن را در حوضه صفارود شهرستان رامسر می توان مشاهده کرد . علاوه بر آلودگی محیط جنگلی موجب آلودگی ساحل رود خانه نیز شده است.
12- تخلیله زباله های شهری در مناطق جنگلی که امروزه بهترین منطقه جنگلی شهرستان رامسر محل تخلیه هزاران تن زباله در روز می باشد.
13- لغزشها و بطور کلی حرکات دامنه ای چه بصورت طبیعی و مصنوعی که ایجاد می شود . در تخریب جنگلها نقش دارد.
14 – آتش سوزی چه از طریق انسان و چه از طریق رعد و بر ق ها و خشکسالیها
15- تغییرات اقلیمی که در بعضی اوقات موجب خشکسالیهای پی در پی شده و در خشک شدن درختان مؤثر می باشد.
16- وجود دام در جنگل و لگد کردن آنها ها و خوردن ناقص آنها موجب می شود که درختان آینده بصورت چنگالی در آمده و از حالت تجاری خارج شوند.
17- بارانهای شدید و به راه افتادن سیلابهای زیاد موجب تخریب نهالها و در ختان بزرگ می شود.
18-آفات گیاهی در مناطق جنگلی بویژ در شمال کشور، گاهی قطع درخت بصورت انبوه توسط انسان و انباشته شدن آنها موجب شیوع برخی ازر آفات جنگلی می شود.
تخریب جنگلها چه مشکلاتی را بوجود می آورد؟در آینده چگونه خواهد شد؟
دخالت در اکوسیتم جنگل بصورت غیر اصولی در هر محیطی مشکلاتی را ببار می آورد که عبارتند از :
1- بهم خوردن تعادل زیست محیطی مناطقی که جنگل در آن قرار دارند.
2 -کاهش آب رود خانه ها ، جویبارها چشمه ها که از مناطق جنگلی سرچشمه می گیرند.
3 -افزایش رسوبات رودخانه ای و پر شدن سدها و کاهش عمر آنها
4- وقوع زمین لغزشها و انواع حرکات دامنه ای
5-کاهش میزان تولیدات جنگلی و بدنبال آن کاهش اشتغال ناشی از آن و کاهش درآمد.
6- فرسایش خاک
7-گسترش بیابانها و حرکت شن های روان در مناطق خشک
8-کاهش علوفه برای دامها
9- از بین رفتن پناهگاه جانوران مختلف که در جنگل زندگی می کندو نهایتاً از بین رفتن گونه های مختلف جانوری .
10- کاهش حاصلخیزی خاک
11- افزایش میزان گازهای گلخانهای و تشدید آلودگی هوا و تخریب لایه ازون و نهایتاً گرم شدن زمین
12- کاهش میزان بارندگی و لطافت هوا در یک محیط
13-کاهش درامد اقتصادی حاصل از توریسم
14-افزایش بیمارریهایتنفسی ، قلبی ، روانی و... ناشی از آلودگیهای مختلف
15- اهش گیاهان دارویی
16-کاهش تولیدات کشاورزی بواسطه کم شدن آب و عدم حاصاخیزی خاک
17-کاهش انرژی الکتریکی ناشی به جهت کاهش آب رود خانه ها
18- کاهش بارانهای محلی ناشی از در ختان و گسترش بیابانها
راهکارهای مناسب جهت حفظ منابع جنگل
۱- ترویج فر هنگ جنگلداری و جنگلکاری و حفظ منابع جنگلی در بین مردم
2- جلب مشارکت مردم و دولت در حفط و احیاء و توسعه منابع طبیعی
3- احیاء اراضی بیابانی و کویری و جلوگیری از حرکت ماسه های روان
4- کاهش خسارات به محصولات کشاورزی با ایجاد باد شکن در حاشیه مزارع
5-کاهش بهره بردارِیهای غیر اصولی از جنگلهای صنعتی کشور
6- ایجاد اشتغال از طریق تولید نهال ، توسعه جنگل ، زراعت چوب فضای سبز و صنایع تبد یلیاستفاده از هرز آبها در توسعه فضای سبز و تقویت آبهای زیر زمینی
7- استفاده از تفرجگاهای طبیعی مانند جنگلها ، کوهستانها و .... در توسعه اکوتوریسم با شیوه های درست
8- جلوگیری از ورود دام به جنگل با اجرای طرحهای مختلف بصورتی که دامداران نیز از این عمل راضی باشند.
9- بهره برداری صحیح و اصولفی از جنگل
11- تهیه و اجرای دقیق طرحهای جنگلداری
12- جایگزینی و پایین آوردن مصرف چوب
13- گسترش طرحهای آبخیزداری
14- کنترل لغزشهای زمین و جلو گیری از پدیده های بیابانزایی
15- تشکیل گروهای حمایت از جنگلب که بتواند در مواقع ضروری مانند خطر آتش سوزی به کمک جنگل بشتابند.
16- تولید بذر و افزایش نهالهای بومی مناطق جنگلی و کاشت آنها
17- جلوگیری از قاچاق چوب
18- جلوگیری از قطع بی رویه و بطور گسترده جنگل جهت استفاده از چوب یا زمین کشاورزی
19- انتقال تکنولوژی ساختمان سازی از شهر ها به روستا ها تا آنها مجبور نباشند از درخت برای ساختن منزل مسکونی استفاده کنند و کمکهای مالی به اینگونه روستا ها
20- رساندن انواع سوخت به روستا ها نتنا آنها از چوب جنگل استفاده نکنند .
21- تأ مین علوفه برای دامهای روستائیان تا آنها مجور نباشند از شاخه های درختان یا پوست آنها استفاده کنند.
نتیجه گیری
جنگلها و گیاهان در چرخه حیات بعنوان برترین اجزاء آن می باشند و حیات موجودات زنده به آن وابسته است .جنگلهای دنیا بعنوان ریه زمین محسوب می شوند و حفظ اکوسیستم آن و توجه به اجزاء سیستمهای آن ضروری می باشد. بنابر این نتیجه گیری می شود که :1- در ارتباط توسعه یافتگی کشور هایی که از جنگلهای بیشتری بر خوردار می باشند چند قدم برتراز دیگر کشور ها می باشند.
2- جنگلها حافظ آب و خاک هر کشور ند باید نسبت به حفظ و بهره بر داری درست از آن تدابیری اصولی اندیشیده شود.
3- اکوسیستم جنگلها با وجود افزایش روز افزون جمعیت بسیار شکننده می باشند وتا کنون انسانها بر روی کره زمین نتوانسته اند طوری از این منبع خدادای استفاده کنند که به آن آسیب وارد نشود و بدلیل افزون خواهی ، فقرفر هنگی میلیونها هکتار از این نعمت خدادادیرا از بین برده اند.
4- رشد صنعت و گسترش کا رخانجات و آلود گیهای ناشی از سوختهای فسیلی و نقش جنگل در جذب و پالایش این گاز ها ایجاب می کندکه هر چه بیشتر نسبت به آن توجه شود.
5- بسیاری از کشورهای دارنده جنگل جزء کشور های در حال توسعه هستند و اقتصادشان وابسته به درآمد های ناشی از بخش کشاورزی است و آن بخش نیاز مبرم به آب و خاک دارد. این کشور ها در جهت داشتن کشاورزی و پیشرفت می بایست جنگلها را حفظ کنند.
6- تخریب جنگلها موجب بهم خوردن تعادل در اکوسیستم جنگلی و نهایتاً از بین رفتن گونه های جانوری در جنگل ها می باشد.
7-جهت توسعه بخش جهانگردی می بایستی از جنگلهای کشور حفاظت شود.
8- کشور ایران باتوجه به توپوگرافی و شرایط اقلیمی خاص خود از لحاظ پوشش جنگلی در وضعیت بحرانی قرار دراد. و وسعت جنگل های آن بسِار پایین تر از تراز سرانه جنگل در دنیاست .
9- جنگل ها نقش مهمی در پر آبی و پایداری آب و خا ک کشور بر عهده دارند با توجه به اقتصاد کشاورزی در ایران باید در حف و نگهداری آن تلش همه جانبه صورت گیرد.
- ارتقاء سطح فر هنگ استفاده از جنگل و جنگل کار ی و مدیریت صحیح در بهر ه برداری از این منبع خدادادی 10
11- بطور کلی محافظت از اکوسیستم جنگل ها سبب حفظ و تعادل محیط زیست شده و نقش مهمی در توسعه پایدار در هرکشور دارد.
اکوسیستم بیابان
مقدمه
بیابان یکی از اکوسیتم های اصلی خشکی می باشد که از زمین های بوته زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده اند و به وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده اند. بسیاری از بیابانها درمجاورت رشته کوهها واقع هستند. بیابانهای واقعی یکی از مهمترین زیست بوم های طبیعی زیست کره 7/5 از سطح خشکی های کره زمین را اشغال نموده اند. امروزه حدود 20 تا 25 درصد اراضی جهان بیابانی و نیمه بیابانی بوده و سالانه حدود60 هزار کیلومتر مربع به بیابانهای جهان افزوده می شود. بیابانها مناطقی کم آب با نزولات آسمانی اندک تابش زیاد نور خورشید و باد فراوان بوده و به همین جهت ساکنان چندانی در آنها زندگی نمی کنند . بیابانهای جهان از نظر نوع مواد تشکیل دهنده، درجه حرارت، بارندکی، نوع و مقدار رویش نباتی بسیار متنوع هستند. آنها از نظر نوع مواد تشکیل دهنده به بیابان های سنگی، ریگی، ماسه ای و رسی تقیسم می شود. بیابانهای ماسه ای 20 درصد بیابانهای جهان را تشکیل می دهند. این بیابانها بر اثر فرسایش بادی سنگها، طی میلیون ها سال فرسایش به وجود آمده اند. آنها نیز پس از پیمودن سیر تکاملی خود، بیابانها ی رسی را بو جود آورده اند. منشاء اغلب بیابانها از بقایای آتشفشانی بوده و مواد سنگی و سنگ ریزه ای بیشتری نسبت به ماسه دارند. همه بیابانها به هر حال دارای فصل مشترک کم آبی می باشند.
تعریف بیابان
تعریف بیابان از دیدگاههای مختلف فرق می کند به عنوان مثال از نظر جغرافیا و اقلیم شناسی بیابان های واقعی به سرزمینی گفته می شود که متوسط بارش سالانه آن کمتر از mm50 است. در گیاه شناسی، کشاورزی و منابع طبیعی مناطقی را بیابان گویند که از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر باشد. و یا سطح وسیعی از آن به کلی فاقد گیاه باشد. از دیدگاه اکولوژی یا سازمان ملل متحد بیابانی شدن یا پیشروی بیابان (Desertifi cation) عبارت است از « کاهش فعالیتهای بیولوژیکی » (کاهش فعالیتهای انسان، حیوان و گیاه).
بر این اساس تخلیه روستاها و مهاجرت های روستایی به معنای پیشروی بیابان است زیرا فعالیتهای انسان کاهش می یابد. کم شدن و یا از بین رفتن پوشش گیاهی به معنای بیابان زائی است.
تفاوت بین کویر و بیابان
دربین عامه مردم رایج است که اصطلاح کویر را به جای بیابان بکار می برند و یا برعکس.گاهی وقت ها بیابان به محیط خارج ازشهر وروستا گفته می شود. اما در واقع بین این دو اصطلاح تفاوت اساسی دارد .بیابان به بخشی از مناطق خشک می گویند که بارندگی کمتر از 50 میلیمتر باران دارد و ممکن است چندسال در آن باران نبارد و با کم آبی و تبخیر شدید مواجهه است و پوشش گیاهی بسیار ضعیف است. اما کویر به زمین های رسی پف کرده، باشوری ونمک بسیار شدید که گیاهان در آن نمی توانند رشد نمایند دربعضی آنهاکه شوری کمتر است ممکن است گیاهانی مانند گزوشور که دربرابراملاح نمکی مقاوم هستند رشد نمایند .لذا کویر معمولازمینهایی با شوری بالا و بدون گیاه است. به آن نمکزار نیز گفته می شود. لذا کاربرد کویرلوت غلط می باشد. برای اطلاع بیشتر به مقاله ارزشمند دکتر کردوانی مراجعه نمائید .
علل ایجاد بیابانها
1- بیابانهای متاثراز پرفشارجنب حاره
گردش عمومی هوادرسطح کره زمین چگونه است؟
هوا در اطراف استوا (منطقه استوایی) براثردریافت انرژی ازخورشید گرم می شود و همین عامل موجب صعود هوا می گردد. هوای صعود کرده در ارتفاعات بالا براثرتغییرات فشار به دوشاخه تقسیم می شود که هر شاخه به طرف یکی از قطبها حرکت می کند. ضمن این حرکت تحت تاثیر نیروی کوریولیس به سمت شرق منحرف می شود. درحوالی مدارهای راس السرطان و راس الجدی به صورت بادهای غربی در می آیند. دراین مناطق هوا روی هم انباشته می شود و از آنجایی که این توده هوا، از استوا دورشده و هم رطوبت خود را درحوالی استوا ازدست داده است، سرد می شود و شروع به نزول می نماید که مراکز «پرفشار حنب حاره» را به وجود می آورد. از این قسمت بخشی از هوا به سمت استوا جریان می یابد که به بادهای شرقی(تجارتی، بسامان) معروف هستندکه در نیمکره شمالی با جهت شمال شرق به جنوب غرب و در نیمکره جنوبی با جهت جنوب شرق به شمال غرب می وزند. این دو باد در حوالی استوا به یکدیگر می رسند که به کمربند همگرایی معروفند که مجدداً گرم و صعود می نمایند .
اما بخش دیگری از هوا منطقه جنب حاره به طرف منطقه معتدل جریان می یابد و تا رسیدن توده هوای سرد قطبی به حرکت خود ادامه می دهد. از طرف دیگرتوده سردقطبی در اثرسردی منطقه قطبی سنگین و به طرف عرضهای پائین (استوا) جریان می یابد. این دو توده هوا در منطقه معتدل به یکدیگر برخورد و جبهه قطبی را بوجود می آورند. بدین گونه هوای استوایی و قطبی جابجا و بادها را به بوجود می آورند.
هوای گرم و مرطوب استوایی درنتیجه صعود انرژی خود را ازدست داده می شود این توده هوا رطوبت خود را در اطراف استوا به صورت بارش از دست می دهد بنابراین خشک و سرد می شود و به سمت قطب شمال و جنوب حرکت نموده و در حوالی مدارهای راس الجدی و راس السرطان به علت حرکت زمین منحرف می شود و منجر به ایجاد مراکز فشار در روی سطح زمین می شود. توده هوای مزبور ضمن نزول گرم می شود. ازطرف دیگر چون در این مناطق زاویه تابش انرژی تابشی خورشید تقریبا عموداست لذا انرژی گرمایی بیشتری را دریافت نموده و به شدت گرم می شود .
توده هوای نزولی اجازه صعود هوای گرم این مناطق را نمی دهد لذا مانع تشکیل ابر و باران می شود وازطرف دیگر منجر به ایجادمرکز پرفشارمی شود و در نتیجه بادهای شرقی (بسامان، تجارتی) را ایجاد می کند که به سمت استوا می وزند. این بادها در روی قاره ها گرم وخشک هستند که منجر به خشکی قسمتهای وسیعی ازسرزمینهای مجاور این دو مدار می شود.
اکثر مناطق خشک دنیا تحت تاثیراین عامل ایجاد شده اند نظیرشمال غرب مکزیک، جنوب غرب امریکا، سواحل غربی پرو، صحرای شمال افریقا، بیابانهای عربستان وغیره.
2- بیابانهای متاثر از مراکز پرفشار قطبی
ازآنجایی که در مناطق قطبی زاویه تابش خورشید نسبت به عرض های جغرافیایی پایین تر بسیار مایل است این مناطق کمترین انرژی را نسبت به سایر مناطق زمین دریافت می کنند و جزو مناطق بسیارسرد هستند. بنابراین رطوبت موجود در توده هوا بسیارکم وناچیزاست. ازطرف دیگر چون درگردش عمومی هوا، توده هوای این مناطق به علت سردی و سنگینی نزولی است باعث ایجاد مرکزپرفشارمی شود. لذا تحت تاثیر این عوامل مقدار بارش بسیار ناچیز است چون که در توده هوا رطوبت به علت تبخیرناچیز بسیارکم است . با این حال همان مقدارکم بارش به صورت برف است. لذا در این مناطق مقدار باران ناچیز است اما هوا خشک نیست. سرزمین های قطبی وحواشی آنها مانندشمال روسیه،شمال اروپا،شمال کانادا جزو این نوع بیابانها هستند.
3- جریانهای سرد ساحلی
دراقیانوسها جریانهای وجودداردکه باعث جابجایی و انتقال آبها بین مناطق استوایی و قطبی می شود. در واقع این جریانها تحت تاثیرگردش عمومی هوا هستند و باعث انتقال انرژی گرمایی به سمت قطبها می شود و باعث تعادل دمایی آب وهوای مناطق مختلف می شوند.
جریانهای دریایی به دو دسته جریانهای گرم، که ازمناطق گرم وحاره ای به سمت قطبها جریان می یابند، وجریانهای سرد که آبهای قطبی را به سمت مناطق حاره انتقال می دهند تقسیم می شوند. این جریانهاروی هوای مناطق اطراف خودتاثیر می گذارد.
منشاءجریانهای سردازقطبهای زمین است که عمدتاً درغرب قاره ها جریان داشته و این مناطق را تحت تاثیرقرارمی دهند. این جریانها یکی ازعلل خشکی غرب قاره ها هستند. زیراتوده های هوای گرمی که ازاقیانوسها به سمت قاره ها می وزند باید از روی این جریانهای سردعبورنمایند. توده هوا ضمن عبور از روی جریان سرد دمای خودرا ازدست داده و سردمی شود و مه غلیظی را بوجود می آورد. درنتیجه توده هوا رطوبت خودرا ازدست داده و وارد خشکی می شود. هنگام عبور از روی خشکی ها گرمای زمین را گرفته و گرم می شود. در همان حال رطوبت نسبی آن کاهش یافته و قادر به بارندگی نمی باشد. بیابانهای پرو، شمال شیلی، نامیب در افریقای جنوبی ازاین نوع هستند.
لازم به ذکراست که این عامل درارتباط بامرکزفشارجنب حاره قراردارد.
4- نرسیدن رطوبت
کم بارانی بعضی مناطق و نرسیدن رطوبت به آنها یکی دیگر از عوامل ایجاد بیابانها است. به دو دلیل رطوبت به یک منطقه نمی رسد. اول آنکه منطقه ای از منابع رطوبت یعنی اقیانوسها و دریاها دور باشد. دوم آنکه موانع کوهستانی برسرراه توده های باران آور قراردارند و از نفوذ رطوبت به داخل خشکی هاجلوگیری می کند. درادامه به توضیح هر یک می پردازیم.
الف) دوری از دریاها و اقیانوسها
مناطقی اززمین که در قلب خشکیهای قاره هاواقع شده اندازد دریافت رطوبت و بارندگی محروم اند. زیرا منشاء بارش و رطوبت قاره ها توده های هوای مرطوبی هستندکه از اقیانوسها بر روی خشکیها گسترش می یابند. بنابراین هر چه خشکیها به دریاها نزدیکتر باشند بارش بیشتری داشته ومرطوبترهستند. اما هر چه توده هوا به داخل خشکی گسترش می یابد چون مسافت زیادتری را طی می کند رطوبت خود را بیشتر از دست می دهد، لذا وقتی به مناطق مرکزی و قلب خشکیها می رسند تبدیل به هوای خشکی شده که رطوبت چندانی ندارد تا باعث بارندگی در این سرزمینها شود. بیابان های مغولستان، آسیای میانه، دشتهای داخلی امریکا نمونه ای از این نوع محسوب می شوند.
ب) ارتفاعات وفلات های مرتفع
اگر در مسیرتوده هوای گرم ومرطوب به داخل قاره ها کوههای بلند وجود داشته باشد، هوای گرم و مرطوب ضمن صعود از ارتفاع سرد شده و باعث بارش در دامنه مقابل خود می شود. توده هوا بدین گونه ضمن صعود، رطوبت خودرا ازدست داده وخشک می شود. این توده هوا در دامنه مخالف خود پایین می آید، توده هوای مزبورکه خشک است،ضمن سقوط،دمای آن افزایش می یابدودرنتیجه رطوبت نسبی آن کاهش می یابد. دراین حالت «گرمباد» را ایجاد می کند. به این بیابانها«بیابانهای بادپناهی» گفته می شود.
موانع کوهستانی ممکن است از یک طرف باشد که به صورت یک دیوار طولی مرتفع در مسیرتوده های هوا قرارداشته باشد ومانع ورود توده هوای مرطوب به منطقه مجاورخود (بادپناهی) شود. کوههای آند در امریکای جنوبی نمونه ای از این وضعیت است که منجربه ایجاد بیابانهای شرق خود مانند پاتاگونی در آرژانتین شده است.
در مواردی موانع کوهستانی از چندطرف مناطق خشک را در برگرفته اند و منجر به ایجاد «بیابان بادپناهی» شده اند. مانند بیابان نوادا(Nevada) که در بین کوههای سیرانودا و کوههای راکی واقع شده است.
در فلات های مرتفع توده هوای مرطوب ضمن صعود باعث بارش در دامنه مقابل شده و رطوبت خودرا ازدست می دهد. لذا وقتی به سطح فلات می رسد تبدیل به هوای خشک شده است و منجر به خشکی سطح فلات و ایجاد بیابان می کند. بیابانهای موجود در فلات تبت می تواند از این نوع باشند.
انواع بیابان
امروزه بیابانها را به دو دسته کلی یعنی بیابانها ی تاریخی یا طبیعی با منشاء محیطی با منشاء انسانی تقسیم می کنند.
دسته نخست که عمدتاً در مناطق خشک و فراخشک جهان دیده می شود (اکثراً در نوار بیابانی جهان یعنی عرض 15 تا 35 درجه جغرافیایی قرار دارند) و همواره چشم اندازی لخت و فاقد پوشش گیاهی و ... دارند. در حالی که بیابان های دسته دوم علاوه بر مناطق خشک و فراخشک در نواحی دیکر اقلیمی از جمله نیمه خشک تا نیمه مرطوب می توان مشاهده کرد که انسان باعث زوال اکوسیستم شور شدن خاک و غیره شده است.
از نظر بارندگی بیابانها به بیابانهای خیلی خشک و نیمه خشک تقسیم می شوند، بیابانهای خیلی خشک 4% کل اراضی جهان را تشکیل می دهند.
مشخصات بیابان از نظر آب و هوا
بارندگی در بیابان سالانه کمتر از 25 سانتیمتر و نا مرتب است. رطوبت هوا کم و نور خورشید در روزها شدید است و شبها سرد و تبخیر زیاد است بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را رو به بالا می راند و در آنجا، هوای سردتر، بخار آب را سردتر کرده و باران ایجاد می شود، سپس هوا رطوبت از دست داده را به سوی منطقه مجاور حرکت داده و اقلیم بیابانها را به وجود می آورد نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران به وجود آورده اند که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک بوده است.
جانواران مناطق بیابانی
موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب نشان می دهند مثلاً بسیاری از جانوران تنها در شب به جستجوی غذا می روند و روز ها را در سوراخهای زیر زمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می پردازند. روده و کلیه بسیاری از حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دو بار جذب می کنند و در نتیجه مدفوع آنها کاملاً بدون آب دفع می شود. جانواران جونده می توانند به طور نامعین بدون عرضه آشکار آب زندگی کنند توان جذب و نگهداری آب این جانواران به حدی بالاست که می تواند آب مورد نیاز خود را از دانه هایی که غذای اصلی شان را تشکیل می دهند در یافت کنند.
از جانوران مناطق بیابانی می توان به ( موش صحرایی – موش خاردار – سیاه گوش – روباه شنی روباه ترکمنی – گوزن زرد ایرانی – کارکال – کفتار – خفاش – خرگوس – خارپشت – کانگورو – پلنگ – بز وحشی – جبیر – گربه وحشی ... ).
گیاهان مناطق بیابانی
در تقسیم بندی پوشش گیاهی مخصوص نواحی بیابانی با توجه به شرایط خاک می توان به گیاهان ماسه دوست – نمک دوست ( شوری پسند ) – گیاهان خشکی پسند – گیاهان صخره دوست – گیاهان گچ دوست – گیاهان شن دوست ( مقاوم به شن ) اشاره کرد.
سازگاری به خشکی دربین گیاهان بیابانی هم دیده می شود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می گیرند و خود ذخیره می کنند. دیگر گیاهان ریشه هایی دارند که آب را از اعماق زیر زمین بعضی از آنها برگهای کوچک دارند یا به وسیله کوتیکول مومی از هدر رفتن آب جلوگیری می کنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی، رشد و نمو سریع حاصل می کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می شود اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می میرند اما دانه هایشان درحالت زندگی نهفته می مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می زنند.
از دیگر گیاهان مناطق بیابانی می توان به ( آویشن- صبر زرد- نخودک- اسکنبیل- ریش بز- انجیر صحرایی- دم گاوی- گون- سیاه شور- مریم گلی- هندوانه ابوجهل- جغجغه- اسپندتیغ شیر-کاروان کش- قیچ- نی بیابان- گز- تاغ ).
خاک بیابان
خاکهای بیابانی غالباً دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمکی است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبه رو می شود. مثلاً در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان خرج شد و بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را، گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد. اگر چه هزینه تغییر اکوسیستم ها زیاد است این کار خطرهای بالقوه ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است.
اقلیم های بیابانی
اقلیم های بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالاً گاهی بدون باران سالیانه هستند شامل تقسیمات زیر است:
اقلیم بیابانی استوایی: به طور کلی گرم و فاقد اصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.
اقلیم بیابانی حاره ای: عموماً گرم و دارای فصول حرارتی مشخص دارای فتوپریودیسم نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می باشد.
اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم روزانه نامساوی و کاملاً متمایز است.
تغییر پذیری اقلیمی و نوسانات بارندگی
در بیابان ها اگرچه بارندگی کافی وجود ندارد ولی رویدادهای اتفاقی بارش در دوره های کوتاه، منابع رطوبتی خوبی را جهت فرایندهای بیولوژیکی برای زمانی کوتاه تامین می کند. از این رو هرچند بیابانها بوسیله میانگینی از شرایط اقلیمی (مثلاً شاخص خشکی) توصیف می شوند ولی واقعاً می توانند بوسیله همین ریزش های کوتاه و متوالی منابع آب فروانی را در دوره های خشک دراز مدت فراهم کنند. بیابانها به دلیل وجود رگبارهای کوتاه و محلی اغلب بصورت قطعاتی مجزا در زمان و مکان در روی خشکی های زمین یافت می شوند و این پالس های بارندگی بعنوان یک نیروی ساختاری اکوسیستم بیابان، گیاهان و حیوانات بشمار می روند.
در بیابان رویدادهای بارش ممکن است بطور مشخصی از یک واقعه تا واقعه بعدی تغییر کند بطوری که بعضی از آنها در زمستان و برخی در تابستان اتفاق افتند یا تعدادی بارش کم و برخی رگبارهای شدیدی تولید کنند و گاهی ممکن است فاصله زمانی بین دو رویداد به بیش از یکسال هم برسد.
و اما چه شرایطی بر این رگبارهای اتفاقی حاکم است: چرا فصلی و حتی گاهی دهه ای هستند و چرا اغلب غیر قابل پیش بینی اند؟ اگر این موضوع در یک مقیاس وسیع مورد بررسی قرار گیرد می توان گفت این رویدادها در محیط های بیابانی به اتمسفر جهانی و پدپده های اقیانوسی بستگی دارد و چرخه های بزرگ مقیاس از قبیل جت استریم ها(رودباد ها)، جبهه های قطبی، شدت مونسون های تابستانی، نوسانات ال نینوی جنوبی و حتی چرخه های گرمایی اقیانوسی مانند نوسانات دهه ای اقیانوس آرام در این الگوی بارش تاثیر دارند.
سیستم های بارش زا در بیابان
بارندگی در بیابانهای دنیا تحت تاثیر دو سیستم مهم هوایی اتفاق می افتد:
انتقال افقی هوای مرطوب دریا به داخل خشکی بوسیله باد و تولید بارش های زمستانی که تحت عنوان «انتقال فرارفتی» از آن یاد می شود. ریزش این بارش های زمستانی به دلیل سردتر بودن زمین از دریا و تراکم آتمسفر روی قاره های سرد است. از آنجا که ابن الگوی خاص یعنی تابستان خشک و باران زمستانی در سواحل اطراف دریای مدیترانه اتفاق می افتد لذا مناطقی از دنیا که این نوع نوسانات فصلی را نشان می دهند مناطق «مدیترانه ای» نامیده می شوند. متقابلاً در تابستان یک سیستم هوایی متفاوت دیگری وجود دارد که پالس های بارندگی را به مناطق خشک وارد می کند در این زمان چون قاره ها گرم هستند در نتیجه مناطق کم فشاری ایجاد می کنند و توده هوای گرم بالارونده ضمن صعود عمودی «انتقال همرفتی» بسرعت سرد و متراکم شده و ریزش های رگباری تابستانی را بوجود می آورد. در بسیاری از مناطق دنیا این الگوی بارندگی مونسون نامیده می شود. اکثر بیابانهای بزرگ دنیا بین این دو الگوی هوایی قرار دارند. بیابانهای وسیع عرض های میانی کره زمین، مرزهایشان با اکوسیستم های زمستان بارش در سرحدات بالایی و مناطق مونسونی جنب حاره ای در سرحدات پایینی این نوار قرار گرفته اند. گیاهان در بیابانهای زمستان بارش موقعیت خاصی برای رشد دارند به این معنی که در طول زمستان که رطوبت در خاک موجود است، هوا غالبا سرد است و مناسب برای رشد گیاهان نمی باشد و برعکس در تابستان که دمای هوا مناسب است، خاک رطوبت کافی ندارد. به این ترتیب فقط در طول بهار یعنی موقعی که دمای هوا کم کم رو به گرم شدن می رود و رطوبت هنوز در زمین باقی است گیاهان قادر به نشو و نما هستند.
انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می شود ؟
هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی بر هم می خورد و زندگی گیاهی، جانوری وانسانی در معرض خطر قرار می گیرد.
نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می دهد و موجب گسترش بیابانها می شود. بنابراین بیابان زائی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی، خاک و غیره ... است که فعالیت های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می شود.
امروزه اعتقاد بر این است که بیابانهای جهان حدود 10 هزار سال پیش به وجود آمده اند . عربستان و آفریقای شمالی زمانی سرسبز بوده اند تغییرات اقلیمی، پیشرفت تمدن و فرسایش خاک به وسیله باد، باران، و افزایش شوری خاک و همچنین انسان. از مهمترین علل بیابانی شدن اراضی بوده اند.
پتانسیل ها و قابلیت های بیابان
بیابان با همه خشونت ظاهری و برخلاف تصور عامه، اگر چه تولیدات گیاهی اندکی دارد ولی پتانسیل های تولیدی دیگری در خود نهفته دارد که اگر به درستی شناخته شده و مورد بهره برداری قرار گیرد در جهت مهار بیابان زایی نیز گامهای مفیدی برداشته خواهد شد.
زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق در اکثر فصول سال همین مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی درایران زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژی های نو و پاک راحتی در مناطق بیابانی فراهم آورده است.
به طور مثال: نور فراوان خورشید شرایط را برای انجام کشاورزی مدرن در بیابان مناسب می سازد به طوری که درجه حرارت بالای ماسه بادی ها، حالت مناسبی برای کشت گیاهان سریع رشد و کند رشد ( گلخانه ای ) می باشد. کشت دیر و زودتر از موعد نیز در ماسه بادی ها امکان پذیر است .
ایدز سرنام عبارت (به انگلیسی: [۲]AIDS یا Acquired immune deficiency syndrome) به معنی نشانگان نقص ایمنی اکتسابی است. ایدز یک بیماری پیشرونده و قابل پیشگیری[۳][۴] است، این بیماری حاصل تکثیر ویروسی به نام اچآیوی در بدن میزبان است [۵] که باعث تخریب جدی دستگاه ایمنی بدن (معروف به نقص ایمنی یا کمبود ایمنی) انسان میگردد که خود زمینهساز بروز عفونتهای موسوم به فرصت طلب است که یک بدن سالم عموماً قادر به مبارزه با آنهاست و در نهایت پیشرفت همین عفونتها منجر به مرگ بیمار میگردد به طوری که بیماری سل عامل اصلی مرگ و میر در میان مبتلایان به ایدز در سراسر جهان است[۶].
در سال ۱۹۸۱ هشت مورد وخیم از ابتلا به بیماری کاپوسی سارکوما یکی از انواع خوشخیمتر سرطان که معمولاً در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان همجنسگرای نیویورک گزارش شد. تقریباً همزمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت. با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولاً از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد میکنند. در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در ۱۹۸۲ آن را ایدز نامیدند[۳].
از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجهها و همچنین برای بهبود آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیضها اول دسامبر هر سال (۱۰ آذر) به عنوان روز جهانی ایدز معین شدهاست و هر سال برای این روز شعاری نیز در نظر گرفته میشود[۱].
ایدز پدیدهای پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گسترده است[۴]. در سال ۱۹۹۶ سازمان ملل متحد ایدز را نه تنها به عنوان یک مشکل سلامتی مورد توجه قرار داد بلکه آن را یک مسئله بر سر راه پیشرفت بشری برشمرد[۷]. همچنین در سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۲) این کشور خود را متعهد به هدایت جهان برای کاهش تلفات هولناک اچ.آی.وی/ایدز دانسته است[۸]. بیش از ۹۰ درصد موارد ابتلاء مربوط به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه است. ایدز در حال حاضر چهارمین علت مرگ و میر بشر است که پیش بینی میشود تا سال ۲۰۱۰ مقام اول را از آن خود نماید.[۹]
اچآیوی
اچآیوی در حین جوانه زدن از یک گویچه سفید خون
بافت خونی هدف اصلی ایدز است.
نوشتار اصلی: اچآیوی
یک ویروس به نام اچآیوی عامل بروز بیماری ایدز است. هر فرد دچار اچآیوی الزاما مبتلا به ایدز نیست بلکه اگر برخی تظاهرات بالینی را بروز دهد مشخص میشود به ایدز مبتلا شدهاست. تنها نیمی از افراد مبتلا به اچ-آی-وی در طی ۱۰ سال به مرحله ایدز مبتلا میشوند. این زمان در افراد مختلف متفاوت است و به وضعیت سلامتی و عادات فردی افراد بستگی دارد، امروزه برخی داروها نیز به کنترل این روند کمک میکنند[۹].
راههای انتقال عامل بیماری
ویروس اچ آی وی از این راهها ممکن است از یک فرد مبتلا به یک فرد سالم منتقل شود:[نیازمند منبع]
- انتقال خونی، از راه تزریق فرآوردههای خونی آلوده، استفاده از سرنگ مشترک (در معتادان تزریقی)، انتقال در کارکنان بهداشتی درمانی (Needle stick)
- انتقال عمودی (از مادر به نوزاد) که شایعترین راه انتقال در افراد مبتلا بوده است.
- انتقال جنسی، یکی از شایعترین راههای انتقال برقراری رابطه جنسی حفاظت نشده است. در صورت وجود بیماریهای آمیزشی احتمال انتقال بیشتر میشود.
- به علت عدم ثبات این ویروس در هوای آزاد[نیازمند منبع] انتقال از روشهایی همچون تماس پوستی و دهانی مشاهده نشده است.[نیازمند منبع]
نشانهها و عوارض
نمودار عمومی رابطهٔ میان نسخههای HIV(تکثیرشده از ویروسها) و شمار CD4+ با میانگین زمان ابتلاء به HIV بدون مراقبت؛ هربیماری شخص میتواند دوره را به قدر قابل توجهی تغییر دهد.
|
|
CD4+ T Lymphocyte count (cells/mm³) |
|
|
HIV RNA copies per mL of plasma |
پس از ورود اچ.آی.وی به بدن اولین علایم به صورت یک سندرم شبه سرماخورگی به همراه بزرگ شدن غدد لنفاوی عارض میشود که معمولا این علایم بهبود یافته و ویروس به حالت نهفته در بدن باقی میماند، این مرحله که در آن فرد حامل بیماری تلقی شده ولی علایمی نشان نمیدهد ممکن است تا ده سال و بیشتر به طول بیانجامد. در مرحله آخر این بیماری با نقص سیستم ایمنی به علت فعالیت بالای ویروی و کاهش لنفوسیتهای نوع تی در خون مشخص میشود که ایدز نامیده میشود. در این مرحله بدن در معرض عفونتهای فرصتطلب ناشی از باکتری، ویروس، قارچ و انگلهایی قرار میگیرد که در افراد سالم معمولاً به آسانی مهار میشوند. این بیماری تقریبا همهٔ سیستم های ارگانی بدن را درگیر میکند. همچنین افراد مبتلا ریسک بالایی برای ابتلا به سرطان های مختلف نظیر سارکوم کاپوزی، سرطان گردن رحم و لنفوم دارند. بعلاوه، علایم سیستمیک عفونت نظیر تب ، تعریق(خصوصا شب هنگام)، لرز، تورم غددلنفاوی ،لرز، ضعف و کاهش وزن را دارند.[۱۰]
مرحله بروز ایدز
فرد مبتلا به اچ-آی-وی هنگامی به مرحلهٔ ایدز میرسد که شمار گویچههای سفید CD4+T آنقدر کم شود که نتوانند از پس انجام وظیفه معمولی خود برآیند. CD4+T یاختههای سفید خون هستند که واکنشهای ایمنی بدن را موزون و مهار میکنند. این دشواری اندک اندک در درازای هنگامی که شخص + HIV میباشد، پیشرفت میکند که ممکن است یک تا ۱۵ سال به درازی بکشد.[نیازمند منبع] البته افراد در درازای این مدت بسیار خوب و تندرست به نظر میرسند[نیازمند منبع] و احساس خوبی نیز دارند. ولی در این مدت شمار ویروس چند برابر میشود.[نیازمند منبع] بر پایه این تعریف ایدز هنگامی است که شمار سلولهای CD4+T به کمتر از ۲۰۰ شماره در هر میکرولیتر خون میرسد و یا هنگامی که بدن فرد دچار عفونتهای فرصتطلب بشود (که گاهی با بودن ۲۰۰ تا ۸۰۰ یاخته CD4+ رخ میدهد).[نیازمند منبع]
پیشگیری
از آنجا که تاکنون واکسن و یا علاج قطعی برای این بیماری کشف نشدهاست و در آینده نزدیک نیز امکان پذیر به نظر نمیرسد[۴] مهمترین راه مبارزه با این بیماری پیشگیری و آموزش است.
گزارش سال ۲۰۰۷ بانک جهانی در مورد ایدز در جنوب آسیا، شیوع بیماری ایدز را «شدید» اما «قابل پیشگیری» میداند[۱۱].
برای پیشگیری از انتقال اچآیوی، بهترین راه خودداری از برقراری رابطه جنسی با فرد مبتلا و یااستفاده از کاندومهای جنس لاتکس (نوعی پلاستیک) است.
ذرات با ابعاد اچآیوی نمیتوانند از کاندوم لاتکس عبور کنند و اگر به درستی و به طور منظم استفاده شوند شیوه کاملاً موثری در کاهش خطر انتقال بیماری محسوب میشوند. هرچند تنها شیوه صد در صد موثر خودداری کامل از آمیزش جنسی با افراد مشکوک به داشتن رفتارهای پرخطر است.
معتادان تزریقی میتوانند با خودداری از مصرف سرنگهای مشترک خطر ابتلا به اچآیوی را کاهش دهند.[۱۲]
روز جهانی ایدز
از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجهها و همچنین افزایش آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیضها روز اول دسامبر هر سال به عنوان روز جهانی ایدز نامگذاری شد و هر ساله برای این روز، شعار خاصی نیز در نظر گرفته میشود ،هدف عمده از این کار این است که به عموم مردم یادآوری شود که HIV از بین نرفتهاست و هنوز کارهای زیادی است که باید انجام شود.[۱]
در روز جهانی ایدز مردم لباسهایی مزین به روبان قرمز بر تن میکنند تا توجه و مراقبت در برابر HIV و ایدز را متذکر شده و به دیگران یادآور شوند که به تعهد و پایبندی و حمایت آنها مورد نیاز است.[۱]
تشخیص ایدز
مردی در حال خون دادن برای آزمایش اچآیوی
هنگام رو در رویی با عفونت، دستگاه ایمنی بدن پادتنهایی فرآوری میکند که در خون گردش و به عوامل بیماریزا حمله میکنند. پادتنها بر بسیاری از عوامل بیماریزا غلبه میکنند ولی درباره اچ.آی.وی با این که پادتنها فرآوری میشوند ولی نمیتوانند از تکثیر ویروس جلوگیری کنند و تنها وجود آنها در خون برای تشخیص ابتلاء بکار میرود.
- در جریان عمومی ترین آزمایشها برای تشخیص اچآیوی، یک نوع خاص از پادتنها یا همان پروتئینهای ضدبیماری ردیابی میشود.
- در چند هفتهای که ردیابی آلودگی بی ثمر و جواب آزمایش منفی است، فرد آلوده میتواند ویروس را به سایرین منتقل کند. [۱۲]
نکاتی در مورد آزمایشات ایدز: هنگامی که تست الایزا برای ایدز مثبت شد باید الایزا با کیت دیگری دوباره تکرار شود . که اگر باز هم مثبت شد تست تایید ی با وسترن بلات می گیریم .اگر تست وسترن بلات منفی بود شاید فرد در دوران پنجره به سرمی برد یا الوده نیست.[نیازمند منبع]
مواردی هست که تست الایزا مثبت است ولی فرد ایدز ندارد مثلا خطای ازمایشگاه , همودیالیز , دریافت خون و فراوردههای آن , تست RPR مثبت , مشکلات همراه از قبیل اختلالات اتوایمیون , مالتیپل میلوما , هموفیلی , هپاتیت الکلی , اعتیاد تزریقی , موارد افزایش IgG مثل کسی که واکسن آنفلوانزازده است.[نیازمند منبع]
موارد منفی کاذب الایزا مثل عفونت تازه و اولیه , بیماران با سیستم ایمنی ساپرس شده , و خطای آزمایشگاه میباشد.[نیازمند منبع]
بیماریهای مرتبط با ایدز
ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز ،این ضایعات پوستی نشان دهنده کاپوسی سارکوما هستند[۱۳]
سیستم دفاعی بدن که از حمله ویروس صدمه دیدهاست، قوای خود را برای مبارزه با بیماریها از دست میدهد و هر نوع عفونتی میتواند جان بیمار را تهدید کند. کسانی که به اچآیوی دچار هستند در مقابل بیماریهایی مانند سل، مالاریا ، ذات الریه ، برفک ، زونا ، زخمهای بدخیم ، سرطان ، عفونتهای مغزی ، عفونت شکم و خطر نابینایی آسیب پذیرتر میشوند. بیماران مبتلا به ایدز همچنین در مقابل آنچه به نام عفونتهای فرصت طلب معروف است آسیب پذیر هستند. این نوع از عفونتها از باکتریهای شایع، قارچها و انگلهایی نشات میگیرد که یک بدن سالم قادر به مبارزه با آنهاست، اما میتوانند در افرادی که سیستم دفاعی بدن آنها آسیب دیده ایجاد بیماری کند و گاه آنها را از پا در آورند. [۱۲]
داروها و درمانها
در مجموع پنج دسته دارو وجود دارد که در مقاطع مختلف ورود و رشد اچ.آی.وی عمل میکنند:
- بازدارندههای ورودی: این داروها به پروتئینهای موجود بر سطح بیرونی ویروس اچآیوی میچسبد و از پیوستن و ورود آن به سلولها جلوگیری میکند. از این گروه تاکنون تنها یک نمونه از دارو، به نام "فوزیون (Fuzeon)، وارد بازار شدهاست.
- بازدارندههای گیرنده کموکاین(Chemokine Coreceptor Antagonists): این داروها به نوعی پروتئین موجود بر سطح بیرونی سلولهای پذیرنده اچ.آی.وی میچسبد و از چسبیدن ویروس به سلول جلوگیری میکند . از این گروه تاکنون تنها یک دارو، به نام Maraviroc وارد بازار شدهاست.[۱۴]
- بازدارندههای انآرتی (Nucleoside reverse transcriptase): این بازدارندهها اچآیوی را از نسخهسازی از ژنهای خود باز میدارد.
- بازدارندههای انانآرتی (Non-nucleoside reverse transcriptase): این بازدارندهها نیز فرآیند نسخه سازی را مختل میکنند. آنها با چسباندن خود به آنزیمی که این فرآیند را کنترل میکند نسخه سازی را مختل میکنند.
- بازدارندههای پروته آز (Protease): این داروها به آنزیم دیگری به نام پروته آز که نقشی اساسی در جمع آوری ذرات ویروس تازه دارد، میچسبند.
داروهای ضد ایدز باید به صورت ترکیبی مصرف شوند. معمولاً سه نوع داروی مختلف از دست کم دو دسته مختلف از داروها به طور همزمان به بیمار تجویز میشود. با تغییر شکل دادن اچآیوی، برخی از نمونههای این ویروس در مقابل داروها مقاوم میشوند. بنابراین شانس کنترل اچآیوی در صورت استفاده از چند دارو بیشتر خواهد بود. در برخی موارد از مبتلایان تازه، ویروسهایی ردیابی شدهاند که حتی پیش از آغاز معالجات در برابر داروهای موجود مقاومت نشان میدهند.[۱۵]
داروی ایرانی
پژوهشگران ایرانی داروی گیاهی ضد ایدز جدیدی با نام آیمود[۱۶] تولید کردند که به گفتهٔ مدیر این پروژه موجب تقویت سیستم دفاعی بدن در برابر این ویروس میشود و حاصل پنج سال تحقیق در این زمینهاست.[۱۷]
عوارض جانبی داروها
عوارض جانبی شایع
تهوع، استفراغ، سردرد، خستگی مفرط، کهیر، اسهال، بیخوابی، بیحسی در اطراف دهان، درد معده.
سایر عوارض جانبی
التهاب لوزالمعده، آسیب به کبد و لوزالعمده، زخمهای درون دهان، تغییر شکل بدن، آسیب به سلولهای عصبی، کم خونی، درد عضلانی و ضعف.[۱۸]
آگاهی عمومی از ابتلا به ایدز
بسیاری از مبتلایان به ایدز از بیماری خود ناآگاهند.[۱۹]کمتر از یک درصد از جمعیت شهری آفریقا که از نظر جنسی فعال هستند آزمونِ اچآیوی دادهاند و این نسبت در منطقههای روستایی از این هم کمتر است. همچنین تنها نیم درصد از زنان بارداری که از امکانات بهداشت شهری بهره میگیرند، آزمایشِ اچآیوی داده و نتیجهٔ آزمایش خود را دریافت نمودهاند. افزون بر آن، این نسبت برای بهداشت روستایی از این هم پایینتر است.[۱۹]
بدنامی
ایدز تنها یک مشکل بهداشتی نیست، بلکه یک مشکل اجتماعی و فرهنگی نیز هست ،این بیماری تابو تلقی میشود و با هالهای از شرم و منعهای اخلاقی و فرهنگی همراه است که این موضوع مانع از اعلام بیماری از سوی افراد شده و همین مساله منجر به پنهان ماندن بیماری، طی نشدن پروسه درمان و در نتیجه شیوع سریع آن میشود. .[۲۰]
به علت پیش داوری و ترس از سرایت بیماری، این بیماران درمورد انتخاب مسکن، شغل، مراقبتهای بهداشتی و حمایت عمومی مورد تبعیض قرار میگیرند. رفتارهای نامناسب و تحقیرآمیز موجب انزوای بیمار گشته، فرصت آموزش را از وی میگیرد. وحشت از مرگ، وحشت طرد و تنهایی و انگ اجتماعی، اخراج کارگران مبتلا و بدنامی از طرف دوستان و خانواده سبب میشود افرادی که گمان میکنند ممکن است آلوده باشند، وضعیت خودشان را تا جایی که مقدور است مخفی نگه دارند که این خود موجب گسترش آلودگی است[۲۰].
بیماری ایدز، اخلاق و حقوق پزشکی
حقوق بیماران مبتلا به ایدز باید از سوی جامعه و دولت ها و سازمان های بین المللی مورد احترام قرار گیرد. مباحثی چون حق بر تولید مثل و محدودیت های آن برای بیماران مبتلا، حق بر محرمانه بودن اسرار و اطلاعات پزشکی و افشا و گزارش بیماری از سوی مراکز درمانی به خانواده یا محل کار فرد مبتلا، مقابله با هر نوع تبعیض از جمله در امر تحصیل یا اشتغال یا بهره گیری از امکانات درمانی و رفاهی و هم چنین کسب رضایت قبلی برای انجام آزمایش های مختلف تشخیصی یا عقیم سازی افراد مبتلا از جمله موارد مبتلا به در زمینه حقوق و تکالیف بیماران و اجتماع و دولت می باشد. کنگره بین المللی ایدز و حقوق بشر برای اولین بار در سال 1387 در شهرکرد برگزار گردید و صاحب نظران به بررسی این موضوع پرداختند.
شرح بیماری
ایدز عبارت است از بوجود آمدن ضعف عمده در دستگاه ایمنی بدن (نقص ایمنی). این امر باعث کاهش توانایی بدن در مقابله با عفونتها و توانایی سرکوب سلولهای غیرطبیعی مثل سلولهای سرطانی میشود. ویروس ایدز سلولهای ایمنی موجود در خون (لنفوسیتها) و سلولهای ایمنی موجود در بافتها مانند مغز استخوان، طحال، کبد و گرههای لنفاوی) را درگیر میسازد. این سلولها در تولید پادتن برای مقابله با بیماریها و سرطانها نقش دارند. در مجموع باید گفت که ایدز یک نوع نقص ایمنی ثانویه است که در سیر عفونت با ویروس ایدز ایجاد میشود.
علت بیماری
عامل بیماری ایدز یک نوع ویروس از گروه رترو ویروسها است که باعث کاهش توانایی سیستم ایمنی بدن میزبان میشود. علایمی که ما در بیماری ایدز میشناسیم مربوط به بیماریهایی است که در اثر نقص دستگاه ایمنی بدن تولید میشوند. در اکثر بیماریهای ویروسی وضع به این منوال است که سلولهای مملو از ویروس ویروسها را آزاد کرده و این ویروسها خود را با پادتنهای آماده مواجه میبینند. در چنین وضعی بیماری شخص برطرف میشود. اما در مورد ویروس ایدز وضع به گونهای دیگر است.
در اینجا اولین ویروسی که وارد اولین سلول میزبان میشوند از حمله پادتنها در امان میمانند. ویروسهای جدیدی که از سلول خارج میشوند بعضا توسط پادتنها خنثی میشوند اما ژنهای اولیه در درون سلول میزبان به تولید ویروس ادامه میدهند. ممکن است که ویروس در بدو ورود به سلول میزبان به صورت غیر فعال درآید و بعد از گذشت چندین سال به مساعد شدن اوضاع فعالیت بیماریزایی خود را آغاز کند. این ویروس دستگاه ایمنی بدن را تضعیف میکند و در این یک سرماخوردگی ساده هم میتواند برای شخص مشکل ساز باشد.
سیر بیماری و علایم آن
ایثار
ایثار یکى از جلوههاى عرفانى قیام امام حسین(ع) و بلکه از زیباترین آنهاست، جلوهاى که قرآن کریم بسیار بر آن تأکید کرده و در نمودهاى مختلف ظاهر گشته است، شهادت در راه خدا و انفاق مال که آیات بسیارى درباره آنها نازل شده از این جمله است؛ اوج ایثار و از خودگذشتگى را در لیلةالمبیت که على(ع) به جاى پیامبر خوابید مىتوان ملاحظه کرد و خداوند مدال «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّه...» را دربارهى آن بزرگوار نازل کرد.
در سورهى انسان نیز درخشش دیگرى از این فداکارى را که ناظر بر اهلبیت است ملاحظه مىکنیم «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّه...»
اساس قیام امامحسین(ع) و یاران آن بزرگوار که برگرفته از مکتب آن حضرت است بر محور از خودگذشتگى است. عدم قبول بیعت امام با امویان و از خود گذشتن براى اثبات حقیقت نمونهى بارز ایثار آن بزرگوار بود.
دستیابى حضرت اباالفضل العباس(ع) به آب و نیاشامیدن آن، جانفشانى دو تن از یاران امام(ع) در ظهر عاشورا که جهت اقامهى نماز تن خود را سپر بلاى آن حضرت ساختند و به شهادت رسیدند، ارادتهایى که اصحاب آن حضرت در شب عاشورا ابراز کردند و در روز عاشورا تا زنده بودند نگذاشتند که از بنىهاشم وارد میدان شود و بنىهاشم نیز تا زنده بودند نگذاشتند امام(ع) وارد میدان شود و... همه و همه نمونههایى بىمانند ایثارند که در قیام امام حسین جلوهگر شد.
«محمدعلى جناح» سیاستمدار پاکستانى در اینباره مىگوید: «هیچ نمونهاى از شجاعت بهتر از آنکه امام حسین(ع) از لحاظ فداکارى نشان داد در عالم پیدا نمىشود» دانشمند اروپایى «موریس دوکبرى» نیز مىنویسد: «امام حسین براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه از جان و مال و فرزند گذشت...»
ایثار در کربلا
ایثار، مقدم داشتن دیگری بر خود است، چه در مسائل مالی و چه در موضوع جان. این صفت نیک یکی از خصلتهای ارزشمند اخلاقی است که در قرآن کریم و روایات، مورد ستایش فراوان است و از وارستگی انسان از «خودخواهی» سرچشمه میگیرد. قرآن از مومنانی یاد میکند که با آن که خودشان نیازمندند، دیگران را بر خویشتن مقدم میدارند: «و یُوثِروُنَ عَلی اَنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ. (1)
گذشتن از خواستههای خود و نیز چشم پوشیدن از آنچه مورد علاقه انسان است، به خاطر دیگری و در راه دیگری «ایثار» است. اوج ایثار، ایثار خون و جان است. ایثارگر، کسی است که حاضر باشد هستی و جان خود را برای دین خدا فدا کند، یا در راه رضای او از تمنیّات خویش بگذرد.
در صحنه عاشورا، نخستین ایثارگر، سیدالشهدا علیهالسلام بود که حاضر شد فدای دین خدا گردد و رضای او را بر همه چیز برگزید و از مردم نیز خواست کسانی که حاضرند خون خود را در این راه نثار کنند، و با او همسفر کربلا شوند. (2)
اصحاب آن حضرت نیز، هر کدام ایثارگرانه جان فدای امام خویش کردند. در طول حوادث عاشورا نیز صحنههای زیبایی از ایثارگری دیده میشود.
وقتی نیروهای ابن زیاد، آگاه شدند که مسلم بن عقیل در خانه هانی بن عروه است، هانی را احضار کردند و از او خواستند که مسلم را تسلیم آنان کند. او میتوانست با سپردن مسلم به دست آنان، جان خویش را نجات بخشد، اما حاضر شد در راه مسلم کشته شود ولی او را تسلیم نکند. در مقابل درخواست تهدیدآمیز آنان گفت:
«به خدا سوگند، اگر تنها و بییاور هم بمانم، هرگز او را تسلیم شما نخواهم کرد، تا آن که در راه حمایت از او بمیرم!» (3)
وقتی مسلم بن عقیل را به دارالاماره بردند، پس از گفت و گوهای تندی که رد و بدل شد و تصمیم به کشتن او گرفتند، مسلم گریست. یکی از حاضران گفت: کسی که در پی چنین خواستهایی باشد نباید گریه کند (و باید پیشبینی این روزها را هم بکند) مسلم گفت: بر خودم گریه نمیکنم، بلکه برای حسین علیهالسلام و خانواده او میگریم. (4)
این نیز ایثارگری او را نشان میدهد که در آستانه شهادت، اگر هم گریه میکند نه بر حال خویش، که بر حسین میگرید که طبق گزارش او از وضع کوفه، روی به این شهر پرنیرنگ و مردم پیمان شکن نهاده است.
وقتی امام حسین علیهالسلام به فرزندان عقیل و مسلم بن عقیل فرمود که شهادت مسلم برایتان کافی است، شما صحنه را ترک کنید، یکصدا گفتند: به خدا سوگند چنین نخواهیم کرد. جان و مال و خانواده و هستی خود را فدای تو میکنیم و در رکابت میجنگیم تا شهادت. (5)
اظهارات ایثارگرانه یاران امام در شب عاشورا مشهور است؛ یک به یک برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و ایثار خون در راه امام اظهار کردند. از آن همه سخن، این نمونه از کلام مسلم بن عوسجه کافی است که به امام عرض کرد:
«هرگز از تو جدا نخواهم شد. اگر سلاحی برای جنگ با آنان هم نداشته باشم، با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به شهادت برسم.» (6)
سخنان سعید بن عبدالله حنفی، زهیر بن قین و دیگران، جلوههای روشن و ماندگاری از این روحیه ایثارگری است. طبق نقلی سخن گروهی از آنان چنین بود: «به خدا قسم از تو جدا نخواهیم شد! جانهایمان فدای توست، تو را با ایثار خون، چهره و اعضای بدن حمایت میکنیم.» (7)
آری... خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست. حضرت زینب علیهماالسلام عصر عاشورا هنگام حمله سپاه کوفه به خیمهها و غارت اشیاء چون دید شمر با شمشیر آخته قصد کشتن امام زینالعابدین را دارد، فرمود: او کشته نخواهد شد مگر آن که من فدای او شوم. (8)
پیشوای نهضت، به پشتگرمی حامیان ایثارگر، گام در مراحل دشوار و پرخطر میگذارد. اگر آمادگی پیروان برای ایثار مال و جان و گذشتن از راحتی و زندگی نباشد، رهبر تنها میماند و حق، مظلوم و بییاور. در انقلاب کربلا، امام و خانواده و یارانش دست از زندگی شستند، تا دین خدا بماند و کشته و اسیر شدند، تا حق زنده بماند و امت، آزاد شوند، و اصحاب شهید امام، تا زنده بودند، اجازه ندادند از بنیهاشم کسی به میدان رود و کشته شود. بنیهاشم هم تا زنده بودند، جان فدا کردند و در راه و رکاب امام به شهادت رسیدند و حسین بن علی علیهالسلام شهید آخرین بود که وقتی به دشت کربلا نگریست، از آن همه یاران و برادران و اصحاب، کسی نمانده بود.
جلوه دیگری از ایثار، در کار زیبای حضرت ابوالفضل علیهالسلام بود: ابتدا امان ابن زیاد را که شمر آورده بود رد کرد آنگاه در شب عاشورا اظهار کرد که هرگز از تو دست نخواهیم کشید، خدا نیاورد زندگی پس از تو را. روز عاشورا نیز وقتی با لب تشنه وارد شریعه فرات شد تا برای امام و کودکان تشنه آب آورد، پس از پر کردن مشک، دست زیر آب برد تا بنوشد، اما با یادآوری کام تشنه حسین علیهالسلام، ایثارگری و وفای او اجازه نداد که آب بنوشد و امام حسین علیهالسلام و کودکان تشنه باشند و تشنهکام، گام از فرات بیرون نهاد (9) و تشنه لب شهید شد. باز هم در اوج نیاز، آب ننوشیدن و به فکر نیاز دیگران بودن.
آب شرمنده ز ایثار عملدار تو شد که چرا تشنه از او این همه بیتاب گذشت
سعید بن عبدالله، جلوه دیگری از ایثار را در کربلا به نمایش گذاشت و هنگام نماز خواندن امام، خود را سپر تیرهایی ساخت که از سوی دشمن میآمد. وقتی نماز امام به پایان رسید، او سیزده تیر بر بدن داشت و بر زمین افتاد و شهید شد. (10)
خصلت و صف عاشورایی را کسی دارد که حاضر باشد به خاطر خدا، در راه دیگری فداکاری کند و ایثارگری نماید.
اهمیت ورزش
امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور . گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.
وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش ، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون ، رادیو ، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله:
امروزه یکی از مشکلات جامعه بشری، مساله بی کاری و عوارض ناشی از آن است. بی کاری، به ویژه برای نوجوانان و جوانان و به خصوص در ایام تعطیلات تابستانی مدارس و مراکز آموزشی، بسیار خطرناک و مضرّ است و باید با آن مبارزه شده ، یا به نحوی اوقات بی کاری را پر نمود که مفید بوده و یا لااقل مضر نباشد. بسیاری از انحرافات، از قبیل: اعتیاد به مواد مخدر، دزدی و ایجاد مزاحمت، دعواها و درگیری های خیابانی، انحرافات جنسی و ... زاییده بی کاری و ولگردی است.
مرحوم شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام، مطلبی تحت عنوان "زن و غیبت" دارد و می فرماید:
"زن ها در قدیم مشهور بودند که زیاد غیبت می کنند. شاید این به عنوان یک خصلت زنانه معروف شده بود که زن طبیعتش این است و جنساً غیبت کن است؛ در صورتی که چنین چیزی نیست، زن و مرد فرق نمی کنند. علتش این بود که زن – مخصوصاً زن های متعیّنات، زن هایی که کلفت داشته اند و در خانه، همه کارهایشان را کلفت و نوکر انجام می دادند- هیچ شغلی و هیچ کاری، نه داخلی و نه خارجی نداشت، صبح تا شب باید بنشیند و هیچ کاری نکند. کتاب هم که مطالعه نمی کرده و اهل علم هم که نبوده، باید یک زن هم شان خود پیدا کند، با آن زن چه کند؟ راهی غیر از غیبت کردن به رویشان باز نبوده، و این برایشان یک امر ضروری بوده؛ یعنی اگر غیبت نمی کردند، واقعاً بدبخت و بی چاره بودند."
شاید به واسطه جلوگیری از همین عوارض سوء بی کاری باشد که می بینیم در اسلام از "کار و انسان شاغل" بسیار تجلیل شده است. احادیث فراوانی در این زمینه وارد شده که توجه شما را به برخی از آن احادیث جلب می نمایم:
امام علی علیه السلام فرمود:
اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُحتَرِفَ الاَمینَ؛
خداوند، انسان امینی را که دارای حرفه است (و به آن اشتغال دارد) دوست می دارد.
رسول خدا صلی علیه واله فرمود:
اَلکادُّ لِعِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ؛
کسی که خود را برای اداره زندگی اش به مشقت می اندازد، مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند.
رسول اکرم صلی علیه واله فرمود:
مَلعُونُ مَن القی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ؛
هر کس که سنگینی اقتصادی خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون است.
بدون شک، مردم و کشور باید در پی ایجاد کار و اشتغال سالم برای همه باشند، ولی آیا همیشه امکان اشتغال برای همه و به ویژه جوانان و نوجوانان فراهم است؟ اگر این امکان فراهم نشد، تکلیف چیست؟ آیا ایجاد سرگرمی های سالم و مفید نمی تواند از بسیاری انحرافات جلوگیری کند؟
ورزش یکی از مفیدترین و سالم ترین سرگرمی هایی است که می تواند اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر کند.
ورزش، کسالت و تنبلی را از انسان زدوده و به وی نشاط و شادابی بخشیده، او را برای انجام کارهای و وظایف فردی و اجتماعی آماده نموده و اخلاقش را بهبود می بخشد.
ورزش، روحیه شجاعت، از خود گذشتگی، مبارزه با ظلم و ظالم و دفاع از مظلوم را در انسان تقویت نموده، اراده وی را قوی می سازد.
ورزش، توان رزمی انسان را افزایش می دهد. بالا بودن توان جسمانی نیروهای نظامی و رزمی، تنها در زمان های گذشته که جنگ ها با سلاح های سرد صورت می گرفت، مورد توجه نبوده، بلکه امروزه نیز حائز اهمیت فراوان است و تمرینات بدنی قسمت عمده ای از آموزش های نظامیان و به ویژه کماندوها و نیروهای ویژه را تشکیل می دهد. همچنین افرادی که از نقطه نظر بدنی و جسمانی، ضعیف و یا ناقص باشند، در ارتش پذیرفته نشده و گاه از خدمت سربازی نیز معاف می گردند.
اهمیت سلامتی و توانمندی جسمانی بر کسی پوشیده نیست.
پیامبر گرامی اسلام صلی علیه واله در باره حق بدن بر انسان می فرماید:
اِنَّ لِرَبِّکَ عَلَیکَ حَقّاً، وَ اِنَّ لِجَسَدِکَ عَلَیکَ حَقّاً وَ لاَ هلِکَ عَلَیکَ حَقّاً؛
پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات (نیز) بر تو حقی دارد.
آن چه در این حدیث ارزنده قابل توجه است، این است که پیامبر بزرگوار اسلام، تا بدان پایه برای جسم و بدن ارزش و اهمیت قابل است که حق بدن را در ردیف حق پروردگار (آن هم بلافاصله بعد از آن) و در کنار حق خانواده (و حتی قبل از آن) ذکر می فرماید. زمانی انسان می تواند حق پروردگار و خانواده خویش را به بهترین نحوی ادا کند، که از بدنی سالم و نیرومند برخوردار باشد.
ورزش، کمک شایانی به ایجاد و تقویت سلامتی جسمانی و روانی می کند، و افرادی که با روش صحیح ورزش می کنند و یا دارای کارهای با تحرک می باشند، سالم تر بوده و عمرشان از افرادی که کارهای بدون تحرک دارند بیشتر است.
شهید دکتر سیدرضا پاک نژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر می نویسد:
عضلات در حال ورزش10 تا 18 برابر در حال استراحت احتیاج به خون دارند،20دفعه بیشتر قند و اکسیژن مصرف می نمایند،50 بار زیادتر گازکربنیک دفع می نمایند، و با توجه به همین ارقام، اهمیت کار قلب هنگام ورزش روشن می گردد... .
در واکنش قلب در برابر کار عضلانی، مشاهده می شود ضربان های دبی، حجم خون، فشار خون و حتی ترکیبات فیزیکو شیمیایی خون را دگرگون می سازد. ضربان قلب هنگام کار بدنی، یعنی زمانی که عضلات را به فعالیت می داریم، 2- 3 و حتی 4 برابر، و امکان دارد به 200 ضربه در دقیقه برسد. حجم خون 2- 3 برابر و دبی قلب 6- 7 و حتی 8 برابر و گاه زیادتر شود و دبی قلب از 4 لیتر در دقیقه ممکن است به 30 تا 35 لیتر در دقیقه برسد، در صورتی که دبی قلب شخص سالم و ورزیده در حال معمولی 25 لیتر است... .
حجم قلب ورزش کاران و کارگرانی که کار بدنی سنگینی دارند، بدون شک افزایش می یابد، اما این افزایش به عقیده بسیاری، فیزیولوژیک و کاملاً طبیعی است. در اثر فعالیت بدن، حجم قلب افزایش می یابد، زیرا جدار بطن ها به ویژه بطن چپ ضخیم می شوند؛ یعنی همان طور که عضلات بازو در اثر ورزش یا ابتلا به برخی بیماری ها قوی می شود، عضلات قلب هم در اثر کار، قوی می گردد و در نتیجه قدرت انقباض قلب زیاد می شود... ."
وی در بخش دیگری از کتابش، در باره فواید ورزش چنین می نگارد:
قدرت انقباض و نظم ضربان قلب پس از مدتی ورزش کردن بهتر می شود... .
گنجایش ریه ها بیشتر می گردد و در نتیجه، اکسیژن بهتری و بیش تری به بدن می رسد... ورزش صحیح و معتدل و متناسب با مزاج، سبب نظم و ثبات حرکات تنفس می گردد و تنفس عمیق تر، ولی شمارش آن کم تر می شود.
هر چه شخص ورزیده تر باشد، مقدار سوخت بدنش نقصان می یابد؛ یعنی در حقیقت در اثر مدتی ورزش کردن، بدن بهتر از مواد غذایی خود استفاده می کند.
رشد و نمو بهتر انجام می گیرد، زیرا اکسیژن بهتر و بیشتر به تمام نسوج می رسد و در نتیجه، فعالیت غدد داخلی افزوده شده و بنابر عقیده ای در عضلانی که فعالیت می کنند، موادی ایجاد می شوند که به رشد و نمو کمک می نماید.
قوّه جذب و دفع بهتر می شود.
بدن عادت می کند در برابر مختصر فعالیت، ناگهان نفس تنگی پیش نیاید و ضربان قلب زیاد نشود و دیرتر خسته گردد و عرق نماید.
هماهنگی بین اعصاب و مراکز عصبی و تقویت اعصاب، ایجاد شده و کارهای فکری، آسان تر می شود."
در کتاب زن و ورزش نیز در باره فواید ورزش چنین آمده است:
"بدن انسان بر خلاف ماشین یا هر وسیله دیگر که بر اثر کار و فعالیت مستهلک می گردد، با کار جان گرفته و توانایی بیش تری کسب می نماید. در زمان های گذشته، حرکت و تمرین های بدنی، بخشی از کار روزانه فرد به شمار می رفت، اما امروزه بر اثر پیش رفت تکنولوژی و ماشین، باید بیش تر از گذشته در جستجوی حرکت بود، و هر فرد بایستی آن را در برنامه روزانه خود بگنجاند... .
تنفس و یا نفس کشیدن وسیله ای است که با آن، اکسیژن به همه بدن می رسد و مواد زاید و اکسیده به بیرون ریخته می شود. در خلال تمرین، میزان نفس کشیدن افزایش می یابد. شخصی که بدنش تربیت شده با تمرین های ورزشی است، آهسته تر و عمیق تر از افراد دیگر نفس می کشد، فشارهای وارد بر سیستم تنفسی خویش را با تلاش کم تر و کارایی بیش تر پاسخ گوست.
تمرین ها به دستگاه هاضمه به دو طریق کمک می کنند:
به علت پی آمد نیاز بدن به غذا، اشتها را افزایش می دهند.
حرکت اندام های هاضمه تسریع می شود و حرکات دودی شکل معده – که موجب هضم غذا می گردد – سریع تر و راحت تر صورت می گیرد.
تمرین های ورزشی ، عمل تخلیه را بهبود و از یبوست پیش گیری می کند. حرکات دودی شکل افزایش می یابد و در نتیجه ، روند ترشحات بدن کار آمدتر تنظیم می شوند. به طور کلی افرادی که فعالیت های جسمانی بیش تری دارند، کم تر از افراد کم حرکت ، به بیماری سنگ کلیه و اختلالات مشابه به آن مبتلا می شوند.
بسیاری از مواد زاید، از طریق غدد عرق در پوست بدن بیرون ریخته می شود. این فرایند با تمرین های شدید ورزشی تسریع می شود؛ علاوه بر این، عرق کردن باعث تمیز شدن پوست می گردد.
ارزش دیگر تمرین های ورزشی، در افزایش تولید سلول های قرمز خون در بافت های لنفاوی استخوان است. شمارش هموگلوبین خون بر اثر فعالیت بالا می رود. تمرین ها از بالا رفت فشار خون جلوگیری می کند."
به طور کلی نقش ورزش در سلامتی انسان آن قدر زیاد است که امروزه بسیاری از بیماری ها را با ورزش مداوا می کنند، که به این شیوه مداوا "ورزش درمانی" گفته می شود.
امروزه ورزش در سطح بین المللی ، بعد سیاسی نیز به خود گرفته است. گاه اتفاق می افتد کشوری که بیش تر مردم حتی نام آن را نشنیده اند، یک باره در جهان مطرح شده و به واسطه پیروزی های ورزشی، نامش در صفحه اول روزنامه های جهان و صدر اخبار قرار می گیرد. شرکت و یا عدم شرکت تیم