مقاله
انواع مقالات (اجتماعی.ورزشی.علمی.فرهنگی و....)
صفحات وبلاگ
آرشیو وبلاگ
نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

« برنامه ریزی کنیم تا زندگی هدفمند داشته باشیم »

وقت، در حقیقت همان عمر انسانی است که لحظات و دقایق آن به صورتهای مختلف سپری می شود. بدیهی است عمر وبهتر بهره گرفتن از آن ، تنها سرمایه ای است که در اختیار انسان قرار گرفته و آنچه ارزش واقعی یک انسان کامل را تعیین می کند ، صرف کردن به موقع این سرمایه ی مهم است . و همین لحظات و دقایق زودگذرو ارزشمند است که سرنوشت انسان را تعیین می سازند. وقت همان عمر انسان است که نه برگشت پذیر است و نه چیزی جانشین آن می شود. آدمی که بر اساس هر چه پیش می آید وقت می گذراند ، تصور مبهم و گنگی از هدفش در ذهن دارد و حتی ممکن است کاملاًهدفش را گم کند.ولی وقت شناس و طراح خوب وقت ، جنبه های مختلفی ازراههای رسیدن به هدف رادر نظرمی گیرد.سودمند کردن وقت معنی اش آن است که از تمام امکانات موجودی که در اختیار داریم ، بهترین شان را انتخاب کرده و آن را در زمان مشخص به نیکوترین نحو به کار اندازیم .انتخاب امور مهم زندگی و برنامه ریزی برای آنها غالباً کار مشکلی است . این کارها نیاز به فکر و اندیشه دقیق وقدرت تصمیم گیری دارد و هم چنین نیازمندآگاهی به این امر است که چه معیار ومحکی رابرای انتخاب کارهای مقدم تر خود در نظر می گیریم .به نظر می رسد بسیاری از مردم فقط از آن جهت در برنامه ریزی دچار اشکال می شوند که آن را در ذهن و خیال خود تنظیم می کنند درحالیکه آنان به روشی نیاز دارند که بیشتر به اهمیت برنامه ریزی آگاهشان کند و آن را جدی تر در نظر بگیرند. تجربیات نشان داده که بهتر است به جای آنکه در ذهن و خیال خود برنامه ریزی کنیم آن را به قلم آورده و در کاغذی بنویسیم .

تسلط بر وقت با برنامه ریزی

در هر برنامه ریزی اعم از اینکه برای مدت طولانی ، متوسط و یا کوتاه باشد مراعات دو اصل ضروری است :

1- تنظیم لیست کارهای مورد نظر

2- تنظیم حق تقدّم هر کار،بر دیگری .

وقتی لیست کارها را تنظیم کردید . ببینید کارهایی که بیشترین اهمیت را در حال حاضر برای شما دارند ، کدامند . برای این کار از سیستم«الفبا »کمک بگیرید.حرف«الف » در کنار آن کارهایی از لیست که برای ما مهم ترین است ، بگذارید . حرف « ب» را برای کارهایی با ارزش متوسط و« پ » را برای کارهای کم ارزش در نظر بگیرید . مواردی که با حرف « الف » مشخص شده ، باید آن دسته از اموری باشند که برای شما در درجة اول اهمیت هستند و با انجام این امور در اولین فرصت ، بهترین استفاده را از وقت خود می کنید . در این حال انجام امور «ب» و «پ» را به بعد موکول می کنید .

داشتن هدف ،جزئی از طبیعت انسان بوده و بشربدون آن قادر به ادمه زندگی نیست بنابراین تنظیم هدفهای زندگی به شما کمک می کند تا با تجسم روشن ترآنچه می خواهیددرآینده داشته باشید از هم اکنون به ساختن آینده شروع کنید .

دومین قدم اساسی را برای کنترل وقت و زندگی موقعی می توان برداشت که صورت هدفهای زندگی تنظیم شده و آماده ، در دسترس باشد .

یکی از رموز اصلی انجام کار بیشتر در روز این است که وقتی لیست کارهای روزانه را تهیه کردید آن را در معرض دید خود قرار دهید و همچنان که روز را سپری می سازید یک به یک آن را به صورت دستورالعملی به کار ببندید ، به مجردی که کاری را انجام دادید در لیست روی آن خط بکشید . در آخر روز آنچه از لیست باقی مانده در ورقة دیگر یادداشت کنید.

بعضی از مردم وقت گرانبهای خود را به علت ترس از انجام کارهای غلط ، صرف رفتارهای وسواسی می نمایند .بررسیها نشان داده ، اشخاصی که خوش بینانه به موفقیت می اندیشند و در این راه تلاش می کنند بیش از کسانیکه ترس و واهمه دارند ( به انتظار شکست هستند) ،شادند و در کار خود موفق می شوند .

از اشتباه کردن نترسید . اشتباه و شکست جزء امور طبیعی و عادی انسانهاست.به این فکر کنید که هر اشتباه شما را به توفیق نهایی نزدیکتر می سازد .

بنابراین ،اولین و اساسی ترین سرمایة هر کس دوران عمر اوست . عمر یعنی دقایق ، ساعات ، روزها و سالهایی که زنده هستیم ، فقط در چارچوب این اوقات است که برنامه ریزی خوب و مفید امکان پذیر می باشد و این برنامه ریزی را با مشخص کردن اهداف اصولی زندگیتان شروع کنید

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

برکت :

یکی از واژه هایی که در فرهنگ قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام به کار رفته است واژه «برکت» است. برکت یعنی وجود داشتن خیر و خوبی در یک چیز به گونه ای که این خیر و خوبی را انسان از خدا بداند و ببیند.
بر این اساس موضوعات مختلفی در قرآن با ویژگی برکت مطرح شده اند؛ مانند «قرآن» کریم زیرا در کلمات و آیات و سوره های قرآن خوبی و خیر حقیقی برای کسی که واقعا قصد بهره برداری از آنها را داشته باشد وجود دارد و یا «آب باران» که در شرایط مخصوص مایه برکت و فراوانی نعمت است و یا پیامبری همچون حضرت عیسی علیه السلام به عنوان وجود مبارک.
(با برکت) معرفی شده است زیرا مایه هدایت و سعادت انسان هایی است که واقعا پیرو او هستند در نتیجه می تواند زمانها و مکانهای خاصی را آمیخته به برکت بدانیم مانند سرزمین مکه، خانه خدا، سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام.

بَرَکَت‌، از مفاهیم‌ دینى‌ که‌ در قرآن‌ کریم‌ و روایات‌ اسلامى‌ جایگاهى‌ مهم‌ دارد و در فرهنگ‌ عامة مسلمانان‌ گسترش‌ چشمگیری‌ یافته‌ است‌. ریشة «ب‌ ر ک‌» در زبان‌ اقوام‌ سامى‌ وجود داشته‌ II/250) )، ER, و در لغت‌ عرب‌ به‌ معنای‌ مطلق‌ رشد و فزونى‌ (خلیل‌، ابن‌ منظور، مادة برک‌)، یا فزونى‌ و کثرت‌ در خیر (ازهری‌، مادة برک‌) است‌. فیروزآبادی‌ سعادت‌ را نیز به‌ همین‌ معنا مى‌افزاید ( قاموس‌، مادة برک‌).
این‌ واژه‌ به‌ صورت‌ مفرد در قرآن‌ به‌ کار نرفته‌ است‌ و تنها به‌ صورت‌ جمع‌ در 3 آیه‌ دیده‌ مى‌شود (اعراف‌ /7/96؛ هود/11/48، 73). واژه‌های‌ هم‌ خانوادة برکت‌ 32 بار در قرآن‌ کریم‌ به‌ کار رفته‌ است‌. در اصطلاح‌ قرآن‌ برکت‌ ثبوت‌ خیر الهى‌ است‌ (راغب‌، مادة برک‌) و برکات‌، نعمتهای‌ دائمى‌ و خیر ثابت‌ هستند (شیخ‌ طوسى‌، 5/498). شاید تفسیر برکات‌ به‌ خیرهای‌ فزاینده‌ توسط طبرسى‌ (4/697) نیز که‌ با معنای‌ لغوی‌ سازگارتر است‌، همان‌ خیر ثابت‌ را افاده‌ نماید؛ چون‌ هر خیری‌ با رشد و فزونى‌، ثبوت‌ و دوام‌ خود را نیز حفظ مى‌کند. برکات‌ آسمان‌ به‌ فزونى‌ باران‌، و برکات‌ زمین‌ به‌ فراوانى‌ گیاه‌ و میوة آن‌ تفسیر شده‌ است‌ (شیخ‌ طوسى‌، 4/477).
قرآن‌ کریم‌ افراد و گروههایى‌ را مشمول‌ برکات‌ نازل‌ شده‌ از سوی‌ خداوند شمرده‌ است‌ که‌ عبارتند از انسانها و اقوام‌ مؤمن‌ و متقى‌ (اعراف‌/7/96)، نوح‌ (ع‌) و امت‌ پیرو او (هود/11/48)، ابراهیم‌ و اسحاق‌(ع‌)(صافات‌/37/113)، اهل‌بیت‌ابراهیم‌ (ع‌)(هود/11/73)، موسى‌(ع‌) (نمل‌/27/8) و عیسى‌(ع‌) (مریم‌/19/31).
واژة «تبارَک‌َ» در قرآن‌ 9 بار و همواره‌ برای‌ ذات‌ مقدس‌ خداوند به‌ کار رفته‌، همان‌ گونه‌ که‌ انزال‌ برکات‌ نیز تنها به‌ خداوند نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (اعراف‌/7/96؛ فصلت‌/41/10؛ انبیاء/21/71). معنای‌«تبارک‌»، ثابت‌ در خیر بودن‌ خداوند (طریحى‌، ذیل‌ بارک‌)، یا متعالى‌ بودن‌ او به‌ واسطة وحدانیت‌ وی‌ در ازلى‌ بودن‌ و لایزال‌ بودن‌ است‌ (طبرسى‌، 4/660).
«مبارک‌» صفتى‌ است‌ که‌ خداوند برای‌ کلام‌ خود به‌ کار برده‌ است‌ (انعام‌/6/92، 155؛ انبیاء/21/50؛ ص‌/38/29)، چون‌ خیر و نفع‌ آن‌ ثابت‌ و دائمى‌ است‌ (طبرسى‌، 7/81)، یا فزونیهای‌ بسیاری‌ نسبت‌ به‌ کتب‌ آسمانى‌ پیشین‌ دارد (طریحى‌، ذیل‌ ب‌ ر ک‌). علاوه‌ بر خود قرآن‌، اشخاص‌ و اشیائى‌ که‌ در این‌ کتاب‌ آسمانى‌ مبارک‌ خوانده‌ شده‌اند، عبارتند از عیسى‌(ع‌) (مریم‌/19/31)، کعبه‌(آل‌عمران‌/3/96)،پیرامون‌ مسجد الاقصى‌ (اسراء/17/1)، سرزمین‌ فلسطین‌ (انبیاء/21/71)، درخت‌ زیتون‌ (نور/24/35) و قطعه‌ زمین‌ مشتمل‌ بر درخت‌ مقدس‌ که‌ موسى‌ از آن‌ ندای‌ «انى‌ انا الله‌» را شنید (قصص‌/28/30)؛ نیز شب‌ قدر، بنا بر قول‌ مشهور مفسران‌ در تفسیر«لیلةمبارکة» (دخان‌/44/3). در آیات‌ قرآنى‌، ایمان‌، تقوا (اعراف‌/7/96)واستغفار(نک:هود/11/52؛ ق‌/50/9؛ نوح‌/71/10، 11) از عوامل‌ برکت‌زا به‌ شمار آمده‌اند و تکذیب‌ پیامبران‌ از عواملى‌ است‌ که‌ برکت‌ را از میان‌ مى‌برد (اعراف‌/7/96).
برکت‌ از مفاهیمى‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر قرآن‌، در کتب‌ آسمانى‌ پیشین‌ نیز فراوان‌ یافت‌ مى‌شود. مشتقات‌ ریشة «برک‌ / برخ‌» و واژة عبری‌ «بِراخاه‌» به‌ معنای‌ برکت‌ 398 بار در عهد عتیق‌ به‌ کار رفته‌ است‌. براخوت‌ نیز یکى‌ از زیر بخشهای‌ باب‌ اول‌ مِشناست‌ که‌ جمع‌ براخاه‌ و به‌ معنای‌ برکات‌ است‌. در عهد جدید نیز این‌ مفهوم‌ را به‌ کرات‌ مى‌یابیم‌ (برای‌ نمونه‌: مرقس‌، 10:16؛ لوقا، 24:50). قرآن‌ منشأ همة برکات‌ را ذات‌ اقدس‌ خداوند مى‌داند (اعراف‌/7/54)، هر چند به‌ پیامبر و اولیا نیز پس‌ از آنکه‌ خود مشمول‌ برکت‌ الهى‌ شده‌اند، مى‌توان‌ تبرک‌ جست‌ (بخاری‌، 1/54، 59؛ 7/147). در عهد عتیق‌ نیز منشأ و منبع‌ اصلى‌ برکت‌، خداوند است‌ (پیدایش‌، 1:22- 28، 9:1)، هر چند برخى‌ از پیامبران‌ و انسانهای‌ والا نیز گاهى‌ منشأ برکت‌ خوانده‌ شده‌اند (همان‌، 27:27-29، 48:15). در عهد جدید هم‌ صدور برکت‌ بارها به‌ شخص‌ عیسى‌(ع‌) نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (متى‌، 14:19؛ مرقس‌، لوقا، همانجاها).
در برخى‌ روایات‌ِ پیامبر اکرم‌(ص‌) و اهل‌ بیت‌ (ع‌)، سخن‌ از برکت‌ بسط یافته‌ است‌ و اهمیت‌ آن‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ برکت‌ یکى‌ از سپاهیان‌ 75نفری‌ عقل‌ محسوب‌ شده‌ است‌ (مجلسى‌، 1/110-111). طبق‌ برخى‌ روایات‌ خداوند 3 برکت‌ نازل‌ کرده‌ است‌: آب‌، آتش‌ و گوسفند (همو، 22/226). در روایات‌ به‌ برکت‌ مال‌، عمر و زن‌ (ابن‌ بابویه‌، 3/387) اشاره‌ شده‌، و وجود هر مؤمن‌ برای‌ دیگر مؤمنان‌ برکت‌ شمرده‌ شده‌ است‌ (مجلسى‌، 2/283).
برخى‌ عوامل‌ برکت‌زا در روایات‌ عبارتند از سحرخیزی‌ (نک: برازش‌، 289) و شروع‌ فعالیت‌ در سحر یا فجر( نهج‌البلاغة، نامة12)، بیع‌ با مهلت‌ دادن‌ به‌ خریدار برای‌ پرداخت‌ بها، مضاربه‌ (ابن‌ ماجه‌، 2/768)، خوردن‌ سحری‌ (کلینى‌، 4/95)، همراهى‌ و نرمخویى‌ (همو، 2/119)، سلام‌ کردن‌ بر خانواده‌ (ابولیث‌، 141)، پایین‌ بودن‌ مهریة زن‌، کم‌ خرج‌ بودن‌ و آسان‌ بودن‌ زایمان‌ وی‌ (ابن‌بابویه‌، 3/387)، صبح‌ روز شنبه‌ و پنجشنبه‌ صدقه‌ دادن‌، کردار نیک‌، عدالت‌ (برازش‌، همانجا) و تجارت‌ (مجلسى‌، 100/5).
پیامبر اکرم‌ (ص‌) هنگام‌ حفر خندق‌ در اطراف‌ مدینه‌ توسط مهاجرین‌ و انصار، از خداوند برای‌ آنان‌ درخواست‌ برکت‌ کرد (بخاری‌، 3/212). برخى‌ افراد که‌ در زندگى‌ خود مشمول‌ دعای‌ پیامبر به‌ برکت‌ شده‌اند، عبارتند: عبدالله‌ بن‌ جعفر، عروة بن‌ ابى‌ الجعد و عبدالرحمان‌ بن‌ عوف‌ (نک: وصابى‌، 304- 305).
برخى‌ عوامل‌ برکت‌ زدا در روایات‌ عبارتند از اعمال‌ بد و ناشایست‌ ( نهج‌ البلاغة، خطبة 143)، اسراف‌، سوگند خوردن‌ در خرید و فروش‌، خوردن‌ غذای‌داغ‌ (کلینى‌،4/55، 5/162،6/322)، فساد نیت‌ و جنایت‌، مال‌ حرام‌ (حرعاملى‌، 6(2)/53)، خیانت‌، سرقت‌، شرب‌ خمر و زنا (مجلسى‌، 76/19).
در تداول‌ امروز فارسى‌ زبانان‌، برکت‌ به‌ معنای‌ بسیاری‌ نعمت‌ و فزونى‌ در خیر است‌. در فرهنگ‌ و ادب‌ فارسى‌، «برکت‌» و واژه‌های‌ هم‌ خانواده‌ و مرکبى‌ که‌ از آن‌ ساخته‌ شده‌، مانند بارک‌ الله‌، تبرک‌ و مبارک‌، فراوان‌ به‌ کار رفته‌ است‌ و مثلهایى‌ نیز مشتمل‌ بر این‌ واژه‌ها در میان‌ مردم‌ رایج‌ بوده‌ و هست‌ (دهخدا، 1/104، 114، 359، 541). همچنین‌ کلمات‌ «تبریک‌» و «مبارک‌» در قالب‌ عبارتها و جمله‌های‌ گوناگون‌ در مراسم‌ شادی‌ و جشنهای‌ موفقیت‌ و پیروزی‌ عموماً به‌ کار مى‌رود. گفتنى‌ است‌ که‌ برخى‌ از مصادیق‌ شایع‌ نعم‌ الهى‌، چون‌ نان‌ و نمک‌، در میان‌ مردم‌ به‌ عنوان‌ نماد برکت‌ شناخته‌ شده‌اند.

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

برچسب انرژی چیست؟ 

 


یکی از موارد مهمی که در سال های اخیر از طرف دولت و مسئولین مورد تاکید قرار گرفته است، مشخص کردن ملاک هایی برای مصرف انرژی کلیه وسایل انرژی بر خانگی است که کارخانه های سازنده وسایل خانگی ملزم به رعایت آن هستند. حاصل این کار به منظور رعایت استانداردهای تعیین شده تهیه و تدوین برچسب انرژی و یا برچسب کارایی انرژی است.برچسب انرژی امروزه در اغلب کشورهای جهان وجود دارد و مصرف کننده را با میزان کارایی هریک از وسایل انرژی بر خانگی آشنا می کند. همچنین اطلاعات مشترک در همه وسایل و اطلاعات اختصاصی مربوط به هر وسیله انرژی بر را در اختیار مصرف کنندگان قرار می دهد.برچسب انرژی دارای قسمت های مختلفی می باشد و هر قسمت نشان دهنده اطلاعاتی درخصوص دستگاه مربوطه است.بخش های اولیه برچسب انرژی که در تمامی وسایل انرژی بر خانگی (که البته دارای برچسب انرژی می باشند) مشترک می باشد، به ترتیب نمایانگر علامت تجاری شرکت سازنده، نام شرکت سازنده و مدل دستگاه می باشد.بخش چهارم برچسب مصرف انرژی که از اهمیت خاصی نیز برخوردار است بوسیله 7 حرف لاتین از A تا G درجه بندی شده است که هر یک از حروف معرف درجه ای از کارایی دستگاه می باشد. حرف A نشانگر بیشترین بازدهی و حرف G نشان دهنده کمترین میزان بازدهی دستگاه است. بنابراین هرچه رتبه دستگاه بیشتر باشد، کارآیی آن نسبت به میزان انرژی که مصرف می کند بیشتر است. مصرف کنندگان می توانند در هنگام خرید وسایل انرژی بر خانگی با توجه به رتبه دستگاه موردنظر از میزان کارایی و بازدهی آن آگاهی یابند.ستون پنجم نمایانگر میزان مصرف انرژی دستگاه براساس استاندارد ملی تدوین شده در بخش آزمون استاندارد می باشد و سایر ستون ها بیانگر اطلاعات اختصاصی در مورد هر یک از وسایل می باشد. به طور مثال ستون ششم و هفتم در ماشین لباسشویی نشانگر میزان پاک کنندگی و قدرت خشک کن دستگاه می باشد. آخرین ستون نیز آرم موسسه استاندارد را نشان می دهد.

 

مربوط به برچسب انرژی

سازمان بهینه سازی مصرف سوخت کشور وظیفة تدوین استانداردهای مصرف انرژی ، برچسب انرژی و سیاست گذاری را از جانب وزارت نفت به عهده دارد . برچسبهای انرژی برچسبهای اطلاع رسانی هستند که بر روی تجهیزات استفاده کننده از حاملهای انرژی نصب میشوند و به روشهای مختلف ، مفاهیمی نظیر وضعیت مصرف انرژی محصول ، بازده ، هزینه های انرژی و . . . را مشخص می کند

به طور کلی استفاده از برچسب انرژی برای آبگرمکنهای فوری و آبگرمکنهای مخزن دار و همچنین بخاریها  لازم اجراست .

نمونه ای از برچسب انرژی :

موارد مندرج در برچسب انرژی مربوط به بخاری :

١ نام تولید کنند ه

٢ مدل بخاری

٣ شاخص بازدة کل خالص بخاری

۴ مقدار عددی بازده کل خالص بخاری

۵ مصرف سالیانه انرژی بخاری برحسب مگاژول

۶ معادل مصرف سالیانه گاز برحسب مترمکعب

٧ شاخص بازده در حالت تنظیم حداکثر

٨ شاخص بازده در حالت تنظیم حداقل

٩ مصرف پیلوت برحسب مگاژول بر ساعت

١٠ حداکثر توان خروجی برحسب کیلو وات

١١ نوع سوخت مصرفی

١٢ محل نشان استاندارد

١٣ سال اعتبار برچسب

 توضیح : رده انرژی (A-B) : با صرفه جویی زیاد

           : رده انرژی(C-D)  : با صرفه جویی متوسط

           : رده انرژی(E-F)   : صرفه جویی کم

           : رده انرژی(G)      : فاقد صرفه جویی

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

مهربانی و تأثیرات آن در انسان از نظر قرآن

 

انسان با نگاهی ژرف به جهان پیرامونش، به آسمانی که آن را بالای سرش می بیند، به زمینی که آن را زیر پای خویش لمس می کند، به شبی که تاریکی اش همه جا را می پوشاند، به روزی که با پرتو تابناک خورشید همه جا را روشنی و حیات می بخشد، به گیاهی که از دل زمین سر بر می آورد، به صدها و هزاران میوه ای که نوش جان می کند، با نگاه به همه ی این ها، به هماهنگی و تقابل شگفت انگیزی پی می برد که در عین نداشتن سنخیت این موجودات با هم، همگی مکمل یکدیگرند و وجود یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست. آدمی هم از این قاعده ی حیات زا و نیروزا و معنازا، مستثنی نیست. خدای رحمان می فرماید:«و من آیاتهِ اَن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمة اِنّ فی ذلک لآیات لقومٍ یتفکّرون؛ از نشانه های بارز و برجسته و غیرقابل انکار قدرت او این است که از جنس خودتان برای شما همسرانی بیافرید و میان تان محبت و دلسوزی ایجاد کرد. براستی در این نعمت نشانه های زیادی برای اهل تفکر وجود دارد» (روم/ 21 ).

«مودة» که ریشه ی آن از «ودد» گرفته شده است، یعنی دوست داشتن چیزی و آرزو کردن چیزی. مودة برای هر دو معنا کاربرد دارد؛ زیرا آرزوی داشتن چیزی به معنای دوست داشتن آن نیزمی باشد. چون «آرزو داشتن» همان میل و رغبت برای دست یابی به چیزی است که آن را دوست می داری. (مفردات راغب اصفهانی ماده ی «ودد» ). خداوند متعال می فرماید: «و جعل بینکم مودّة» یعنی دوست داشتن و آرزو داشتن هم دیگر را میان شما (زن و مرد) قرار داد. یعنی زن و مرد در عین حال که هم دیگر را دوست می دارند، همیشه آرزومند هم هستند و با تمام وجود دوستدار یکدیگرند. با این وصف کسی که دلباخته ی کسی دیگر است و در آرزوی دست یابی به او، زندگی را به سر می آورد، همیشه یک نوع اشتیاق و میل درونی را نسبت به او در درون خویش شعله ور نگه می دارد. چیزی را که برای خود می خواهد برای او نیز می خواهد. از تجریح کردن احساسات و عواطف او به شدت پرهیز می کند، با نگاهی ژرف درون او را می کاود و در پی برآورده کردن نیازها و خواست های او برمی آید؛ چرا که محرومیت او را محرومیت خویش می داند و به آن تن نمی دهد. سپاس خدایی را که با قرار دادن این شعله میان زن و مرد، زندگی زناشویی را معنا بخشید.

رحمة یعنی رقت و دلسوزی که انسان را به احسان و نیکی کردن به دیگران وا می دارد. این واژه گاهی فقط برای دلسوزی و ترحم به کار می رود؛ گاه نیز برای نیکی کردن صرف و بدون دلسوزی. اگر این صفت برای خداوند به کار رود، مراد از آن احسان به بندگان است نه دلسوزی. به همین خاطر در معنای واژه «رحمت» چنین آورده اند که «رحمت» از جانب خداوند انعام و احسان و بخشش و فضل است، و از جانب انسان ها، دلسوزی و ترحم. (مفردات راغب ماده ی «رحم» ). بنابراین، خداوند به دنبال مودة ، دگرخواهی و نه خودخواهی«رحمت» قرار داد. به گونه ای که زن و مرد، نسبت به هم دیگر در اوج ترحم و دلسوزی باشند و با نگاه دلسوزانه نسبت به یک دیگر لحظه ای از احسان و نیکی کردن به هم فروگذار نکنند و پیوسته آن را سرلوحه زندگی خود قرار دهند. البته آن احسانی که بدون هرگونه چشم داشتی است نه گیرنده ی آن احساس شرم و خجالتی می کند و نه دهنده ی آن بر او منّت می نهد.

بنابراین زندگی بدون آرامش، زندگی بدون دگرخواهی(مودة) با تمام ابعاد وجودی اش، و بدون ترحم و دلسوزی و نیکی کردن (رحمة)، ثبات و دوام نخواهد داشت. این است که خداوند می فرماید: در این امر، نشانه های بزرگی برای اهل تفکر وجود دارد و افراد بی فکر از آن بی بهره اند. زن و مرد هردو نیازمند یک دیگرند، البته این نیاز تنها به خاطر نیاز جسمی و ارضای غریزه ی جنسی نیست بلکه آن ها در کنار یک دیگر و در پناه هم دنیایی از آرامش و لذت روحی می یابند. اُنس و اُلفت، مهربانی، محبت و... احساساتی که در هیچ جای دنیا به آن ها دست رسی نخواهند داشت، در پناه هم خواهند یافت. مرد این احساسات را نزد مردان دیگر نخواهد یافت و زن نیز نمی تواند نزد زنان دیگر به آن دست یابد. جز در مواردی کم که هرگز اساس و پایه ی زندگانی بشر بر آن دوام نخواهد آورد. زیرا این بقا و دوام احساسات نیازمند امنیت خاطر و ثبات اند و با حالت های طوفانی و گذرا ماندگار نخواهند بود.

هر یک از این دو جنس به تفاوت های جنس مخالف به شدت نیاز دارد و با تمام وجود و احساسات و افکارش به سوی آن ها می رود و اسرار و نهفته هایش را برای او برملا می کند. با او هم راز می شود و او را در رویارویی با مسؤولیت های گوناگون زندگی، یار و یاور خویش می یابد. دنیا هم درهای صفا و شادی را برای دو قلبی که دوستدار هم اند و با هم جوش خورده اند، باز می کند. اما این درها را برای دل هایی که محروم از محبت و مهربانی است، باز نخواهد کرد. اگرچه این قلب، بزرگ ترین قلب و صاحبش بزرگ ترین انسان باشد. قلبی که از این غذای جان افزا محروم است، اصلاً بزرگ نیست. این ها مجوعه ای از حقایق انکار ناپذیر است و شاید در دنیای شعر و هنر به گونه ای شگفت انگیز به تصویر کشیده شوند؛ اما بدون توسل به شعر و هنر هم تمام حیات از آغاز تاکنون، صحت این حقایق را تأیید می کند. بنابراین ثبات عاطفی یک نیاز روحی زن و مرد است و تمام لذت های جسمی و برخورداری های مادی جای آن را نمی گیرد و این جز در خانه و کاشانه تحقق نخواهد یافت. اگر مرد در کنار زن احساس آرامش نکند و اگر زن در کنار او نیاساید و اگر آن ها با تمام وجود و احساسات خود به دیگری روی نیاورند، هرگز در زندگی زناشویی به خوش بختی نخواهند رسید.

هر آزمون و هر برخورد و هر سخنی آثار عمیقی در روابط زوجین بر جای می گذارد، البته در وجود زن این تأثیرات بیشتر است. این تأثیرات به صورت پنهان و ناخودآگاه در انسان وجود دارند و مسیر زندگی اش را تعیین می کنند، بدون این که خود بر آن آگاهی داشته باشد و این خوش بختی او را تحت تأثیر قرار می دهد. البته آیه مودت و رحمت را میان دو همسر بیان مى کند ولى این احتمال نیز وجود دارد که تعبیر بینکم اشاره به همه انسانها باشد که دو همسر یکى از مصادیق بارز آن محسوب مى شوند، زیرا نه تنها زندگى خانوادگى که زندگى در کل جامعه انسانى بدون این دو اصل یعنى مودت و رحمت امکان پذیر نیست و از میان رفتن این دو پیوند، و حتى ضعف و کمبود آن، مایه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است.

نیروی محبت از نظر اجتماعی نیروی عظیم و مؤثری است. بهترین اجتماعها آن است که با نیروی محبت اداره شود. محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار. علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی است برای ثبات و ادامه حیات حکومت، و تا عامل محبت نباشد رهبر نمی تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار کند. مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشد. قرآن خطاب به پیغمبر می کند که ای پیغمبر! نیروی بزرگی را برای نفوذ در مردم و اداره اجتماع در دست داری: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم؛ به (برکت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم ] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب!»، «و شاورهم فی الامر؛ و در کارها، با آنان مشورت کن!» ( آل عمران، 159). " به موجب لطف و رحمت الهی، تو برایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی سختدل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن ".

در اینجا علت گرایش مردم به پیغمبر اکرم را علاقه و مهری دانسته که نبی اکرم نسبت به آنان مبذول می داشت. باز دستور می دهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت نما. اینها همه از آثار محبت و دوستی است، هم چنان که رفق و حلم و تحمل، همه از شئون محبت و احسانند و باز قرآن می فرماید: «و لا تستوی الحسنة و لا السیئة ادفع بالتی هی أحسن فاذا الذی بینک و بینه عداوش کأنه ولی حمیم؛ هرگز نیکى و بدى یکسان نیست بدى را با نیکى دفع کن، ناگاه (خواهى دید) همان کس که میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است! ( فصلت، 34).

امیرالمؤمنین نیز در فرمان خویش به مالک اشتر آنگاه که او را به زمامداری مصر منصوب می کند درباره رفتار با مردم چنین توصیه می کند: «و اشعر قلبک الرحمة للرعیة و المحبة لهم ، و اللطف بهم . . . فاعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب ان یعطیک الله من عفوه و صفحه؛ احساس مهر و محبت به مردم را و ملاطفت با آنها را در دلت بیدار کن . . . از عفو و گذشت به آنان بهره ای بده همچنانکه دوست داری خداوند از عفو و گذشتش تو را بهره مند گرداند» (نهج البلاغه/ نامه 53). قلب زمامدار، بایستی کانون مهر و محبت باشد نسبت به ملت. قدرت و زور کافی نیست. با قدرت و زور می توان مردم را گوسفندوار راند ولی نمی توان نیروهای نهفته آنها را بیدار کرد و به کار انداخت. نه تنها قدرت و زور کافی نیست، عدالت هم اگر خشک اجرا شود کافی نیست، بلکه زمامدار همچون پدری مهربان باید قلبا مردم را دوست بدارد و نسبت به آنان مهر بورزد و هم باید دارای شخصیتی جاذبه دار و ارادت آفرین باشد تا بتواند اراده آنان و همت آنان و نیروهای عظیم انسانی آنان را در پیشبرد هدف مقدس خود به خدمت بگیرد.

هم چنین طبق آیات قرآن محبت عامل مؤثرى است براى پیروى کردن، همانگونه که در سوره آل عمران آیه 31 مى خوانیم: «قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونى؛ بگو اگر خدا را دوست میدارید از من پیروى کنید». اصولا پیوند محبت با کسى، انسانرا به سوى محبوب و خواسته هاى او مى کشاند و هر چه رشته محبت قویتر باشد این جاذبه قوى تر است، مخصوصا محبتى که انگیزه آن کمال محبوب است، احساس این کمال سبب مى شود که انسان سعى کند خود را به آن مبدء کمال و اجراى خواسته هاى او نزدیکتر گرداند . 

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

تلاشهای سرمایه داری لیبرال برای آرام ساختن پرولتاریای داخلی به طور مستقیم واکنش در برابر خطر مارکسیسم بود و اقتصاد برنامه ریزی شده خود از نظریات مارکس سرچشمه گرفته است.


ادامه مطلب ...
نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

مقدمه

بحران اقتصادی در نظر اول عبارت است از پیدا شدن "اضافه تولید" یعنی پرشدن بازار از کالاهائی که مشتریِ قادر به پرداخت ندارد.

 
 
 

ادامه مطلب ...
نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

مقدمه

بحران اقتصادی در نظر اول عبارت است از پیدا شدن "اضافه تولید" یعنی پرشدن بازار از کالاهائی که مشتریِ قادر به پرداخت ندارد.


ادامه مطلب ...
نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

بتن

مقدار زیادی از شیشه های مصرف شده دوباره بازیافت می شوند و قسمتی نیز برای مصارف گوناگون از جمله سنگدانه های بتن به کار می روند .مقدار زیادی از این مواد شرط لازم برای بازیافت را فراهم نمی کنند و این مواد برای دفن فرستاده می شوند. فضای مورد استفاده برای دفن قابل توجه است و این فضا می تواند برای مصارف دیگری به کار برده شود. شیشه یک قلیایی غیر پایدار است که در محیط بتن میتواند باعث بوجود آمدن مشکلات ناشی از واکنش قلیایی – سیلیسی (ASR) شود. این ویژگی به عنوان یک مزیت در خرد کردن پودر شیشه و استفاده از آن به عنوان یک ماده پوزولانی در بتن استفاده شده است.

رفتار دانه های بزرگ شیشه را در واکنش قلیایی در آزمایشگاه نمی توان با رفتار واقعی پودر شیشه در طبیعت برابر دانست. تجربه مزایای واکنش پوزولانی شیشه را در بتن مشخص کرده است. می توان در بعضی از مخلوطهای بتن تا %30 وزن سیمان پودر شیشه اضافه کرد و به مقاومت مناسبی دست یافت.

 همچنین خزش خشک شدن بتن با پودر شیشه نیز در حد قابل قبول و مجاز است. 1 مقدمه شیشه در انواع مختلفی تولید می شود( بسته بندی ، شیشه صاف ، حباب لامپها ، لامپ تلویزیونها و ...). اما همه این وسایل عمر مشخصی دارند و نیاز به استفاده دوباره و بازیافت آنها به منظور جلوگیری از مشکلات زیست محیطی که ناشی از ذوب آنها و یا دفن ایجاد می شود احساس می شود. 1-1 بازیافت شیشه شیشه های مصرف شده بصورت تجاری به محلهای مخصوص طراخی شده برای بازیافت یا دفن و یا جمع آوری کربنات و سپس حمل آنها به محلهای دپو می روند. بزرگترین هدف قوانین زیست محیطی تا خد امکان کم کردن ضایعات شیشه و بردن آنها به محلهای دفن و تجزیه شیمیایی آنها به طور اقتصادی است. شیشه یک ماده منحصر به فرد است که می تواند بارها وبارها بدون تغییر در خواصش بازیافت شود. به عبارت دیگر یک بطری می تواند ذوب شده و دوباره به بطری تبدیل شود بدون اینکه تغییر زیادی در خواصش ایجاد شود.

بیشتر شیشه های تولیدی بصورت بطری هستند و مقدرا زیادی از شیشه های جمع آوری شده دوباره برای تولید بطری به کار می روند. اثر این پروسه به شیوه جمع آوری و مرتب کردن شیشه ها با رنگهای مختلف وابسته است. اگر رنگهای مختلف شیشه قابل جدا کردن باشند می توان از آنها جهت تولید شیشه با رنگهای مشابه استفاده کرد. ولی وقتی که شیشه با رنگهای متفاوت با هم مخلوط شدند، برای تولید بطری نامناسب می شوند و باید آنها را در مصارف دیگری به کار برد و یا دفن کرد. آقای ریندل (Rindl) به چند مورد از استفاده های غیر بطری شیشه اشاره می کند که شامل : سنگدانه روسازی راه ،پوشش آسفالت ، سنگدانه بتن ، مصارف ساختمانی ( کاشی شیشه ای ، پانلهای دیوار و ...) ، فایبر گلاس ،شیشه های هنری ،کودهای شیمیایی ،محوطه سازی ،سیمان هیدرولیکی و بسیاری دیگر. استفاده از بتن در سنگدانه های بتن در این مقاله مورد بررسیقرار می گیرد. نگرانی بزرگی که در استفاده از شیشه در بتن وجود دارد واکنش شیمیایی مابین ذرات سیلیس اشباع شیشه و قلیاییهای مخلوط بتن است که به واکنش سیلیسی – قلیایی(Alkali Silica Reaction ASR) معروف است. این واکنش می تواند برای پایداریبتن بسیار خطرناک باشد. به همین منظور باید پیشگیری مناسبی در جهت کمتر کردن اثراین واکنش انجام شود. پیشگیری مناسب می تواند با استفاده از یک ماده پوزولانی مناسبمانند :خاکستر هوایی ،سرباره کوره آهن گدازی و یا میکرو سیلیس (Silica Fume SF) با نسبت مناسب در مخلوط بتن انجام گیرد. حساسیت شیشه به مواد قلیایی این حدس را بوجود می آورد که شیشه درشت و فیبر شیشه می تواند اثر واکنش ASR را کم و یا محو کند. اگرچه این تصور نیز وجود دارد که پودر شیشه می تواند خواص پوزولانی (مانند مواد ذکر شده در بالا) از خود نشان دهد و از اثرات و انجام واکنش ASR توسط دانه های شیشه جلوگیری کند. ریندل نتایج کارهای انجام شده توسط افراد و ارگانهای مختلف را بیان کرد.

برای مثال او به نقل از شرکت Boral می گوید که: پودر شیشه آهکی سیلیکاتی رد شده از الک 100# در جهت کاهش ASR است. همچنین مرکز زمین پاک واشنگتن بیان می کند که دانه های ریز (پودر) می توانند بتن را بوسیله آزمایش ASR تضعیف کنند. همچنین کارهای انجام شده توسط آقای Samtur بر روی این موضوع بیان می کند که پودر شیشه رد شده از الک 200# می تواند مانند یک ماده پوزولانی و در جهت کاهش اثر واکنش سنگدانه ها (ASR) عمل کند. همچنین آقای Pattengil نیز به همین نتایج دست یافت. اخیرا مرکز تحقیقات انرژی ایالت نیویورک حمایتهای مالی تحقیق بر روی کاربرد شیشه بازیافتی برای بلوکهای بنایی بتنی را انجام داده و نشان داده که شیشه ضایعاتی می تواند هم به جای سنگدانه و هم به عنوان ماده افزودنی (با ایجاد شرایط مشخص) در بتن استفاده شود. آقای Bazant بیان می کند که ذرات شیشه خدودباعث انبساط زیادی می شوند. اگرچه ذرات کوچکتر از mm 0.25 در آزمایشگاه باعث هیچ گونه انبساطی در بتن نگردیدند. آقایان Baxterو Meyer فهمیدند که ذرات شیشه حدود mm 1.2 باعث بیشترین انبساط ملات در بین دانه های با اندازه mm 4.75 تا mm 0.15 می شوند. آنها فهمیدند که بیشترین انبساط وقتی حاصل می شود که 100% ذرات شیشه بصورت سنگدانه باشند و اگر شیشه های سبز بیش از 1% اکسید کرم داشته باشند اثر مثبتی بر واکنش ASR دارند. mm1.5

آقایان Carpeneter و Cramer گزارش می دهند که پودر شیشه بر کم کردن اثر واکنش ASR در آزمایش تسریع شده ملات مانند اثر خاکستر بادی و میکروسیلیس و سرباره موثر است. این نشان می دهد که پودر شیشه می تواند انبساط ناشی از ASR را در سنگدانه های حساس و شیشه های دانه ای متوقف کند. از مطالب بالا نتیجه گیری می شود که شیشه می تواند به سه صورت در بتن استفاده شود: درشت دانه ریز دانه پودر شیشه درشت دانه و ریز دانه می توانند باعث واکنش ASR در بتن شوند. اما پودر شیشه می تواند اثر ASR آنها را کاهش دهد. در بعد تجاری بسیار به صرفه است که پودر شیشه به جای سیمان مصرف شود تا اینکه شیشه بهعنوان سنگدانه در بتن مصرف شود. پودر پودر شیشه یک ماده با ارزش است که از شیشههایی که برای بازیافت مناسب نیستند به دست می آید. در قسمتهای بعدی اطلاعاتی در مورد استفاده از شیشه در بتن در سه خالت ذکر شده ارائه می گردد. کارهای آزمایشگاهی سه مورد از کاربردهای شیشه در بتن در برنامه تحقیق ARRB مشخص شده است. اینها شامل : شیشه های درشت دانه شیشه های ریزدانه و پودر شیشه است. حدود ذرات برای هر شاخه در زیر ذکر شده است. شیشه درشت دانه mm 12-4.75 CGA شیشه ریز دانه mm4.7-0.15 FGA پودرشیشه کوچکتر از mm0.01 GLP ترکیب شیمیایی تولیدات یک تیپ شیشه مشابه هستند. همچنین در جدول زیر ترکیب شیمیایی شیشه ها با رنگهای مختلف ارائه شده است.

شیشه های درشت دانه و ریز دانه جهت جایگزینی حدود اندازه های مشابه سنگدانه های طبیعی به کار می روند. پودر شیشه به عنوان یک ماده پوزولانی مورد مطالعه قرار می گیرد(مانند کاربرد خاکستر هوایی و میکروسیلیس). مقایسه ای بین مواد مخلوط در شیشه شکسته و پودر شیشه و میکروسیلیس در جدول زیر نشان داده شده است. مواد طبیعی استفاده شده در این کار شامل ماسه طبیعی بتن ویکتوریا و سنگ شکسته طبیعی بازالتی بود. یکسری سنگدانه فعال خاکستری از NSW برای تشخیص اثر پودر شیشه بر توقف انبساط AAR (Alkali Aggregate Reaction) مصرف شد. 3- سنگدانه های درشت و ریز شیشه در بتن تاثیر خصوصیات فیزیکیسنگدانه های شیشه ای مانند اندازه آنها در مخلوط بتن مشخص است.

شیشه بنابر طبیعت اشباع از سیلیس و شکل بی ریخت ملکولی آن به حمله شیمیایی مخیط قلیایی که در بتن هیدراته شده ایجاد می شود حساس است. این حمله شیمیایی می تواند تولید تغییر شکلهای وسیعی بر ژل AAR بتن داشته باشد که توسعه پیدا می کند و اگر پیشگیریهای مناسب در فرمولاسیون طرح اختلاط لحاظ نشود باعث ترک خوردن زودرس بتن می شود. طبیعت واکنش شیشه در کاربرد آن در بتن بسیار اهمیت دارد. برای مثال بعضی از سنگدانه های طبیعی می توانند وقتی که به مقدار کمی در بتن استفاده می شوند باعث انبساط بیش از اندازه بتن شوند و بعضی دیگر به صورت 100% در بتن استفاده می شوند. واکنش سنگدانه ها بوسیله آزمایش تسریع شده استوانه ملات (AMBT) مشخص می شود (ASTM C1260). نتایج آزمایش AMBT نشان می دهد که مخلوط با شیشه بیشتر در ملات انبساط بیشتری نیز داشته است. شکل 2 این اثر را نشان می دهد. شرط برای این آزمایش این است که انبساط کمتر از 0.1% در عمر 21 روزه نشان دهنده سنگدانه غیر فعال و بیش از 0.1% در عمر 10 روزه نشان دهنده سنگدانه فعال است. انبساط کمتر از 0.1% در 10 روز ولی بیش از 0.1% در 21 روز نشان دهنده سنگدانه با واکنش آهسته است. بر اساس این شرط شکل 2 نشان می دهد که استفاده از بیش از 30% شیشه در بتن ممکن نیست اثرات زیانباری داشته باشد. (مخصوصا اگر قلیاییهای بتن کمتر از kg3 Na2O در یک متر مکعب باشد). بتنهای با قلیایی بیشترممکن است انبساطهای بیشتری را بوجود بیاورند. این موضوع در شکل 3 برای چهار اندازهاز ذرات شامل پودر (کمتر از mm0.01) ماسه خیلی ریز (mm0.3-0.5) و دو قسمت سنگدانهبزرگتر نشان داده شده است. نتیجه نشان داده شده در شکل 3 نشان می دهد که اندازه هایشیشه زیر mm0.3 اختمال کمی برای انبساط خطرناک دارند ولی اندازه های بزرگتر ازممکن است باعث انبساطهای قابل ملاخظه ای شوند. بنابراین اندازه انبساط وابسته به میزان شیشه موجود، اندازه ذرات و میزان قلیاییهای مخلوط است.این نتایج نشان می دهد که شیشه می تواند ژلAAR تولید کند و اگر اندازه ذرات به اندازه کافی کوچک شود می تواند به عنوان یک ماده پوزولانی عمل کند. mm0.6

مشخص شده است که فعالیت سنگدانه ها و انبساط حاصله می تواند با بکار بردن میزان مناسب از مواد با خاصیت سیمانی شدن مانند میکرو سیلیس و خاکستر هوایی کنترل شود. همچنین پودر شیشه ریز می تواند بصورت مشابه عمل کند. با توجه به کاربرد سنگدانه های ریز و درشت که مورد بررسی قرار گرفتند مخلوطهای آزمایشی با توجه به میزان سنگدانه های ریز و درشت مناسب در مخلوط بتن گسترش یافته اند. آزمایشات به سمت تولید بتن با حدود Mpa32 تحمل پیش رفتند. مخلوط محتوی Kg/m3255 سیمان و Kg/m3 85 خاکستر هوایی بود. میزان شن و ماسه به ترتیب Kg/m3 1080 و Kg/m3780 مناسب به نظر می رسید.

بعد از تعدادی سعی و خطا فرمولی رضایتبخش به سمت ویژگیهای مناسب بتن تازه جهت این مخلوط پیدا شد که به صورت زیر است: این موضوع از مقاومت بتنها آشکار است که این مخلوطها به راحتی به مقاومت Mpa32 رسیده و ختی از آن عبور می کنند( در حالی که از مقدار زیادی شیشه بازیافتی استفاده شده است). برای مصارف غیر سازه ای که مقاومت کمتری مورد نیاز است از همین مخلوط بدون کاهش دهنده (روان کننده) آب می توان استفاده کرد. دو مخلوط بتن با 50% شیشه درشت دانه و با یا بدون 50% شیشه ریز دانه در جدول 4 تشریح شده است. با توجه به وجود 25% خاکستر هوایی در مخلوط ،بتن از واکنش ASR نیز محفوظ است. جمع شدگی ناشی از خشک شدن این مخلوطها خوب و زیر مرز 0.075% که توسط استاندارد استرالیا معین شده ، بود. شکل 4 منحنی جمع شدگی خشک شدن متوسط را برای نمونه های با میزان شیشه متفاوت نشان می دهد. با توجه به مطالب بالا به این نتیجه می رسیم که مقدرا حتی بیش از 50% از هر کدام از درشت دانه یا ریز دانه می توانند در مخلوط بتن سازه ای یا غیرر سازه ای مصرف شوند. اگرچه دیگر پارامترهای مهندسی این مخلوطها نیاز به تحقیق و بررسی بیشتری دارند. 4- اثرات پودر شیشه بر مقاومت ملات تقسیم اندازه ذرات پودر شیشه (GLP) بصورت زیر است: اندازه ذرات کوچکتر از 5 میکرون 5-10 میکرون 10-15 میکرون بزرگتر از 15 میکرون درصد 39 49 4.4 7.6 سطح مخصوص پودر شیشه m2/Kg 800بود که تقریبا دو برابر بیشتر سیمانهای موجود است. اثرات جایگزینی پودر شیشه با سیمین یا ماسه بر مقاومت مکعبهای ملات ( نسبت سنگدانه به سیمان 2.25 و نسبت آب به سیمان 0.47) در شکلهای 5 و 6 نشان داده شده است. در مورد جایگزینی سیمان ممکن است کاهش مقاومت 28 روزه پیش بیاید که یک اثر کوتاه مدت است و خواص پوزولانی را آشکار می کند. همچنین خاکستر هوایی نیز وقتی که با میزان مشابه سیمان جایگزین می شود اثری مشابه تولید می کند. مقاومتهای طولانی تر با میکرو سیلیس مورد مطالعه قرار گرفتند. این سری از نمونه ها تشکیل شده بود از : نمونه کنترلی که ریزدانه فعال خاکستری داشت ، نمونه با 10% میکروسیلیس ، با 20% پودر شیشه ، با 30% پودر شیشه که با سیمان مساوی جایگزین شده بودندو در یک نمونه نیز 30% پودر شیشه جایگزین سنگدانه ها شده بود. شکل 7 مقاومت این نمونه ها را در عمر 270 روزه نشان می دهد. سه نتیجه نشان می دهد که جایگزینی 10% بخار سیلیس مقاومت بیشتری از جایگزینی GLP دارد. ولی همچنین نشان می دهد نمونه ملاتی که حاوی GLP باشد برای مدت طولانی تری رشد مقاومت خواهد داشت (به خاطر واکنش پوزولانی). باید توجه شود که وقتی 30% ماسه با پودر شیشه جایگزین می شود مقاومت 90 روزه برابر مقاومت مخلوط حاوی میکروسیلیس است. برای بررسی اثر مثبت جایگزینی پودر شیشه به جای سنگدانه ها دو آزمایش اضافی بر روی مکعبهای ملات انجام شد (270 روز عمل آوری شده).

در یک سری از نمونه ها 20% از سیمان با پودر شیشه جایگزین شد و در سری بعدی به علاوه 20% سیمان 10% از سنگدانه ها نیز جایگزین شدند. شکل 8 نشان می دهد که این جایگزینی به صرفه است (احتمالا به خاطر بهبود دانه بندی و واکنش پوزولانی). همچنین باید توجه شود که مقاومت مخلوط با 20% شیشه به جای سیمان و 10% به جای سنگدانه ها به مقاومت مخلوط محتوی میکرو سیلیس رسیده و از آن تجاوز می کند. ظاهرا اثرات سود آور مقایسه شده میکرو سیلیس بر مقاومت نسبت به پودر شیشه بصورتی زیاد در این آزمایش افزایش یافته اند. زیرا مخلوط با میکروسیلیس حاوی 90% سیمان است ولی مخلوطهای با پودر شیشه حاوی 80 و 70% سیمان هستند. برای مقایسه مبتنی بر میزان سیمان مساوی ، آزمایش مقاومت ملات بر روی دو سری از نمونه ها که حاوی شیشه دانه بندی شده به جای ریزدانه (80% شیشه و 20% ماسه طبیعی) که 30% از سیمان نیز با مواد دیگر جایگزین شده بود انجام شد. در یک نمونه 30% از سیمان با پودر شیشه جایگزین شد و در دیگری با مخلوطی از 10% میکروسیلیس و 20% سنگ بازالتی غیر پوزولانی نرم و ساییده شده. در این روش میزان سیمان هردو نمونه مساوی است. شکل 9 نشان می دهد که نتایج مقاومت برای هر دونمونه تقریبا یکسان است. باید به این نکته توجه شود که مقاومتهای نشان داده شده در شکلهای 7 و 9 به علت تفاوت کلی در سنگدانه های ملات اساسا قابل مقایسه نیستند. 5- اثر پودر شیشه بر انبساط ملات همانطور که در شکلهای 2 و 3 نشان داده شده دانه های در حد ماسه شیشه می توانند باعث واکنش قلیایی سنگدانه ها بصورت خطرناکی باشند ( مخصوصا در میزان بالای شیشه در آزمایش تسریع شده ملات). بنابر این 6 سری نمونه های ملات محتوی 80% دانه های شیشه فعال ساخته شد. نمونه کنترلی که حاوی سنگدانه و سیمان معمولی بود، و در 5 نمونه دیگر سیمان با 5% و 10% میکروسیلیس و 10 و20 و 30% پودر شیشه جایگزین شده بودند.

شکلهای 10 و 11 نشان می دهند که این ترکیبات (هردو حالت GLPو میکروسیلیس) در کاهش انبساط واکنش AAR موثر هستند به شرط اینکه به اندازه مناسب مصرف شوند (10%میکروسیلیس و <20%GLP). این نتایج نشان می دهد که نقش 20 و 30% GLP در توقف واکنش AAR بیشتر از 10% میکروسیلیس است. با وجود مقدار زیاد کربنات سدیم در شیشه (حدود13%) این نکته مهم است که خود دانه های پودر شیشه باعث انبساط طولانی مدت ملات نشوند و یا باعث تحریک سنگدانه های فعال مخلوط نباشند. آزمایش طولانی مدت استوانه ملات در 38 درجه سانتیگراد و 100% اشباع با سنگدانه های فعال و غیر فعال و با میزان جایگزینی مساوی سیمان (مانند آنچه در بالا گفته شد) انجام شد. انبساط کمتر از 0.1% در یک سال نشان دهنده ترکیب بی ضرر است. شکل 12 نشان می دهد که وقتی سنگدانه ها غیر فعالند خود GLP باعث انبساط مخلوط نمی شود. اما شکل 13 نشان می دهد که وقتی سنگدانه ها فعال هستند وجود 30%GLP باعث تحریک واکنش سنگدانه های خیلی حساس هم نمی شود. همچنین وقتی که سیمان جایگزین نشود و 30% GLP به جای سنگدانه استفاده شود باعث انبساط خطرناک استوانه ملات نمی شود. اطلاعات نشان می دهد که GLP می تواند بدون ترس از اثرات زیانبار آن استفاده شود. 6 -پودر شیشه در بتن اثر پودر سیسه بر انبساط بتن مشخص شد.

یکسری سنگدانه خیلی فعال در منشور بتن (بر اساس ASTM C1293) استفاده شد.انبساط خطرناک در این آزمایش 0.03% تا 0.04% در یک سال است. شکل 14 نشان می دهد که 40% GLP که پتانسیل رها سازی قلیایی بیشتری از 30%GLP دارد می تواند تا 80% از انبساط ناشی از سنگدانه های فعال جلوگیری کند. برای سنگدانه های کمتر فعال نیز انبساط متوقف می شود. این امر نشان دهنده اثر مثبت GLP در بهبود دوام بتن است. وقتی که نسبتهای متفاوتی از GLP با سنگدانه های غیر فعال در بتن با قلیایی بالاتر (Na2O/m3 5.8) استفاده می شوند خود شیشه نیز باعث انبساط خطرناکی در مخلوط نمی شود. نتیجه آخر اینکه GLP اثر زیان آوری بر مخلوط بتن ندارد. 1-6- اثر پودر شیشه بر خزش و مقاومت بتن به تعداد نمونه های شکل 15 ولی با قلیایی کمتر برای تعیین خزش خشک شدن بتن با مقادیر مختلف GLP و میکروسیلیس استفاده شد. اطلاعات طولانی مدت نشان داده شده در شکل 16 نشان می دهد که خزش خشک شدگی مخلوطهای متفاوت زیاد نیست و به راختی استانداردهای AS3600 را برآورده می کند.(کمتر از 0.075% در 56 روز) مقاومت نمونه های ساخته شده در شکل 17 نمایش داده شده است.

به نظر می رسد که اگرچه مخلوطهای محتوی GLP مقاومت اولیه کمتری دارند (با توجه به سیمان کمتر) ولی به رشد مقاومت خود در محیط نمناک ادامه می دهند و به مقاومت نمونه کنترلی نزدیک می شوند. همچنین وقتی که GLP با ماسه جایگزین می شود مقاومت بصورت چشمگیری از نمونه کنترلی بیشتر است. رشد ممتد مقاومت به وضوح اثر مثبت واکنش پوزولانیرا در بتن نشان می دهد. 7-بافت میکروسکوپی ملات محتوی پودر شیشه نمونه های ملات محتوی GLP که 270 روز در محیط نمناک بودند بوسیله میکروسکوپ الکترونی اسکن شدند. این نمونه های ملات نشان دهنده خصوصیات بتنهای با عمر مشابه نیز بودند. شکل 18 نشان دهنده بافت میکروسکوپی متراکم در ملات با 30% GLP است و اثر واکنش پوزولانی شیشه را در بتن نشان می دهد. در هر دو مورد شکست سطح نمونه ملات حاکی از بافت میکروسکوپی متراکم بود. 8- نتیجه اطلاعات موجود در این مقاله نشان می دهد که پتانسیل زیادی در بازیافت شیشه و مصرف آن در حالتهای پودر ،ریزدانه و درشت دانه وجود دارد. این نتیجه نهایی می تواند حاصلشود که می توان با جایگزینی شیشه با مواد گرانقیمت تری مانند میکروسیلیس یا خاکسترهوایی و یا حتی سیمان در هزینه ها صرفه جویی کرد. GLP

مصرف پودر شیشه در بتن می تواند از انبساط ASR در حضور سنگدانه های فعال جلوگیری کند. همچنین بهبود مقاومت پودر شیشه در ملات و بتن چشمگیر است. آزمایشات بافت میکروسکوپی نشان دهنده این است که پودر شیشه می تواند یک مخلوط متراکم تر تولید کند و خصوصیات دوام بتن را بهبود ببخشد. این نتیجه که 30% پودر شیشه می تواند به جای سیمان یا سنگدانه در بتن (بدون نگرانی از اثرات زیانبار طولانی مدت) جایگزین شود حاصل شد. بیشتر از 50% از هر دو (پودر شیشه یا سنگدانه شیشه ای) می تواند در بتن با رده مقاومت Mpa 32 باعث بهبود قابل قبول مقاومت بتن شود

بتن پلیمری چکیده : ترکیبات بتنی که بدلیل استحکام مناسب وقیمت ارزان ، عمده ترین موادبرای سا خت و ساز های مختلف به شمارمی رود، علاوه برمقاومت کم دربرابرموادشیمیایی وخورنده دارای نفوذپذیری بالا، زمان گیرش زیاد،مقاومتها ی خشی وکششی کم ومقاومت کم دربرابریخ زدگی وچرخه های سرمایش – گرمایش است . امروزه استفاده گسترده ازموادپلیمری برای بهبودخواص بتنها رایج شده است باجایگزین کامل حامل آبی دربتن توسط حامل پلیمری ترکیبی بدست می آید که بتن پلیمری نامیده می شود. این ترکیب دارای مزایای بسیاری نسبت به بتن معمولی است ازآن جمله می توان مقاومت بالای آن دربرابرعوامل خورنده مختلف بدون نیازبه حفاظتهای شیمیایی ، استحکامهای فشاری ، خمش وکششی بالا( چندین برابربتن معمولی )، زمان کم موردنیازبرای پخت وجذب آب ونفوذپذیری ناچیز رانام برد. استحکام فشاری 77-143MPa ، استحکام کششی غیرمستقیم برزیلین 7-20Mpa ( 2تا6برابربتن معمولی ) ، استحکام خمش 16-40Mpa ( 3تا9بربربتن معمولی ، استحکام چسبندگی به بتن سیمانی بیش از26Mp، جذب آب کمتراز1درصد( 30 مرتبه کمترازبتن معمولی ) ، مقاومت عالی دربرابرچرخه های سرمایش – کرمایش وپایداری شیمیایی بسیارخوب درانواع محیطهایی شیمیایی خورنده مانند اسیدها ، بازها، حلالها وفرآورده ها ی / ونیزمقاومت دربرابرضربه یکی ازخواص کلیدی واصلی مواداست . دراین مقاله به کاربردپلیمرهادربتن وهمچنین انواع شیوه های تهیه بتن پلیمری وهمچنین تکنیکهای متداول وواکنشهای شیمیایی که درآن اتفاق می افتد اشاره شده است وخواص فیزیکی ومکانیکی بتنها ی پلیمری بابتنها ی معمولی مقایسه شده وزمینه های کاربردی آن درصنعت وروشهای بکارگیری واستفاده ازآن توضیح داده شده است . همچنین مزایای کاربروپلیمرهادربتن ذکرشده است . واژه ها ی کلیدی : بتن پلیمری ، سازه ها ی دریایی ، محیطها ی خورنده ، مقاومت ضربه پذیری . کار برد پلیمر ها در بتن ۱- مقدمه شناخت بتن باعث ایجادتحولی بزرگ دررشبته عمران گردیدوبطورشکفت انگیزی دراکثرسازه ها مورداستفاده قرارگرفت همزمان بااین شناخت سعی شدباافزو دن موادشیمیایی دربتن دوام وکیفیت آن افزایش یافته وبامسلح کردن بتن بافولادخاصیت تاب خمشی به آن داده شد. دنیای بی پایان وپرخواص پلیمرها سریعا" جای خودرادرموادتشکیل دهنده بتن مسلح بازکردوبه گونه ها ی مختلفی خودرانشان داد. دریک تقسیم بندی کلی ، می توان کاربردپلیمردربتن رابه دوشاخه استفاده جامدواستفاده غیرجامد تقسیم کرد. درحالت استفاده جامد، محصولات پلیمری بافولادجایگزین می شوند وعمل مسلح کردن بتن راانجام می دهند ولی درحالت استفاده غیرجامد باتزریق وترکیب پلیمرهای پودری ومایع دربتن می توان کیفیت ودوام بتن رابهبود بخشید. 2- استفاده جامد باتوجه به اینکه اکثرموادومصالح طبیعی به علت ترکها وناپیوستگیها ی سطحی ریزی که درخود دارند، دارای مقاومت لازم برای تحمل تنشهای زیادنیستند ، لذالازم است که این مصالح بامواددیگری مسلح شود. اعضای بتن مسلح یکی ازمعروفترین اعضای مقاومی هستند که اینگونه ساخته شده اندودارای کاربردفراوانی می باشند . درسالهای اخیراستفاده ازاعضای مقاومی شبیه به بتن مسلح که دارای خواص بهتری ازجمله وزن کمتر ، مقاومت هستند ، همچنین مصالحی که بتواند درشرایط خاصی مثل دمای بالای کوره ها دوام خودراحفظ کند، رشدفراوان داشته است . تحقیقات علمی وکاربردی فراوانی دراین موردانجام گرفته وحتی بناهایی نیزساخته شده است . ازجدیدترین ومعروفترین این مصالح کامپوزیتهای پلیمری می باشدکه تاریخ استفاده ازآنها درسازه ها به زمان جنگ جهانی دوم بازمی گردد. درساختمانهایی که روی آنها رادارنصب شده بود، استفاده ازسازه های فلزی وحتی بتن آرمه دررادار ایجاداشکال می کردکه این مشکل باجایگزین کردن محصولات پلیمری به جای فولاد برطرف شده است . همچنین درآن زمان بعضی ازقسمتها ی هواپیمانیزازپلی استرهای مسلح بارشته های شیشه ای ساخته شده بودند .علی رغم قیمت بالای این مصالح کارآیی قابل توجه این موادتوجه طراحان ودست اندرکاران رابه خودجلب کرد. ازسال 1940 استفاده ازکامپوزیتهای مسلح شده بافیبرشیشه یاپلی استردرساختمانهای مسکونی وصنعتی شروع شد. ازجمله ساختمانهایی که باسازه کامپوزیتی GRP باعث تحول درکاربرد این مصالح شده اند عبارتند از: ۱- سازه گنبدی شکل دربن غازی ( 1968) وسقف فرودگاه دبی (1972) ، درسالهای 1970 ساختمانها ی زیادی درانگلستان وآمریکابااین مصالح ساخته شدند. اکثراین ساختمانها د ارای سیستم سازه ای بتن مسلح شده می باشند که برای ساخت پلهاازمصالح GRP سودبرده شده است . 2- زمین فوتبال شهرمنچستر( 1980) که درآن ازیک سازه فضایی قوسی شکل مسلح به مصالح کامپوزیتی استفاده شده است. درسالهای اخیردرآمریکای شمالی واروپاه استفاده ازمحصولات پلیمری درساختمانهایی که درمعرض ترک خوردگی شدید قراردارند وهمچنین سازه ها ی پیشرفته درادارها وساختمانهایی که کنترل کیفیت ونگهداری آنها ازاهمیت خاصی برخورداراست ، افزایش یافته است . به علت مقاومت وسختی بالا، وزن کم ، پایداری حرارتی وظرفیت بالای میرایی ، کاربردکامپوزیتها درسازه های فضایی ازقبیل ماهواره هاوبخصوص آنتن های بزرگ بسیاررایج شده است.ازجمله مهمترین دلایلی که استفاده ازسازه های کامپوزیتی راافزایش داده است عبادتنداز: ۱- کارآیی 2- مقاومت درمقابل شرایط جوی نامساعد 3- ساختمانهایی که استفاده ازفلز درآنها مجازنیست . 4- وزن کم 5- مقاومت دربرابرخوردگی تعدادزیادی ازپلهای بتن مسلح دراثرخوردگی ناشی ازکارآب دریا تخریب شده یادرحال تخریب هستند باجایگزین کردن پلیمرهای مسلح شده بافیبرهای شیشه ای که خواص بهتری ازنظرمقاومت وخستگی نسبت به فولاد دارند می توان نتیجه بهتری گرفت. درسازه هایپیش تنیده و یا پس تنیدهسازه هایی که بامصالح هوشمند ساخته می شوند وهمچنین درساره های خاکی استفاده ازاین مصالح روبه افزایش است . این مصالح به صورت میلگردوشبکه مورد استفاده قرارمی گیرند . 2-۱- الیاف پلیمری ازالیاف پلمیری به منظورافزایش مقاومت کششی وجلوگیری ازایجادوگسترش ترک دربتن استفاده می شود. استفاده ازالیاف دربعضی ازکشورها به چند هزارسال پیش برمیگرددکه درآن زمان ازقطعات کوتاه ساقه های گیاهان خشک به همراه آب وخاک، به صورت مخلوطی ازگل بالیفها ی خشک گیاهی درساخت دیواروخشت استفاده می نمودند . الیاف عمداتا" برای کنترل ترک دراثرتغییرات حجمی ناشی ازانقباض وانبساط وتنشهای حرارتی وتاحدودی جهت افزایش مقاومت کششی ونرمی وفراهم نمودن یک سیستم یکپارچه افزایش مقاومت کششی ونرمی وفراهم نمودن یک سیستم یکپارچه استفاده میشود. دراوایل قرن بیستم باشکوفایی صنعت پتروشیمی ساخت انواع مختلف الیاف مصنوعی آغازشد. برخی ازاین الیاف مصنوعی درصنایع مختلف ازجمله پارچه بافی وصنعت بتن مورداستفاده قرارگرفته اند . ازالیاف درسازه های بتنی بردوگونه به شرح زیراستفاده می شود: 2-۱-۱ –مسلح کردن بتن باالیاف ( بتن الیافی ) FRC بتن مسلح شده باالیاف خواص بهتری نسبت به بتن معمولی دارد، ازجمله سختی واستحکام وظرفیت جذب انرژی بتن الیافی می تواند 5تا10 برابربتن معمولی باشد. این نوع بتن قابلیت بیشتری برای مقاومت کششی ، مقاومت خمشی ومقاومت برشی نیزدراین نوع بتن افزایش می یابد وحتی بعدازترک خوردن ، بتن الیافی به علت پلی که فیبرها بین ترک هاایجاد می نماید، قابلیت باربری خودراحفظ میکند . این خاصیت به خمیرسیال آب – سیمان اجازه می دهدتادربین تارچه ها نفوذکند وبه جای چسبندگی فیزیکی یک پیوند مکانیکی درون ماتریس سخت شده ( عمل آوری شده ) بدست آید . این الیاف خواص مکانیکی نسبتا" خوب، نقطه ذوب بالا(c 165) چگالی کم ( %91kg/Cm3) وپایداری شیمیایی خوبی ازخودنشان می دهد. اگرکامپوزیتهای بتن مسلح درمعرض موادشیمیایی قرارگیرد، پیش ازآنکه الیاف متاثرگردد ،ماتریس تخریب خواهدشد. 2-۱-2- کاربرد بتن الیافی بتن مسلح به الیاف کاربردهای فراوانی داردکه ازآن جمله می توان به استفاده ازآن درحفاظت پیاده روها- خاکریزها ، پی ماشین آلات پوشش پیاده روها، سدها ، پوشش نهرها، تانکهای ذخیره موادواعضای پیش ساخته نازک اشاده نمود. مسلما" باگذشت زمان وانجام تحقیقات بیشتروکاملتر، استفاده ازاین نوع بتن متنوع تروکاربردآن رایج خواهد شد.5 2-۱-2- مسلح کردن پلاستیک باالیاف واستفاده ازآن درسازه ها ی بتنی FRP درسالها ی اخیراستفاده ازپلاستیک مسلح به الیاف FRP درسازه های بتنی پیش تنیده وبتن آرمه بسیارموردتوجه قرارگرفته است وتحقیقات بسیاری درمورداین مصالح جدیددراروپاه وآمریکا وژاپن انجام انجام شده است . پلاستیک مسلح به الیاف یا FRP دارای خواص منحصر به فردی است که آن رابه عنوان یک جانشین برای مسلح نمودن بتن مطرح نموده است . پلاستیک مسلح به الیاف ، آرماتورهایی رابه دست می دهدکه سبکتربوده ، نصب آنها ساده ترودوام آنها بیشتراست وتحت اثرخوردگی های متداول درفولادقرارنمی گیرند. پلاستیک مسلح به الیاف مصنوعی بامقاومت بالاکه معمولا" بوسیله یک رزین به هم چسبانده می شوند ، تشکیل می شود وبه شکلهای میلگرد، شبکه وطتاب برای مسلح نمودن یاپیش تنیده نمودن بتن موجودمی باشد. انواع مختلفی ازالیاف برای استفاده درپلاستیک ومسلح نمودن آن به کارمی رودولی ازبین آنها الیاف کربن آرامید وشیشه متداول ترین است . آنچه دراین مقاله مدنظراست نوع پلیمری الیاف ( آرامیدها ) می باشند. 2-2- آرامید (FRP A آرامیدیک نام مخفف برای پلی آمیدآروماتیک است .الیاف نوع پارا باحلقه بنزن بازنجیرمستقیم برای FRP بکارمی رود.این نوع الیاف نقش ارزنده ای درمسلح کردن پلاستیک ایفامی کنند .ساختاربخصوص آنها باعث شده تابه عنوان مقاوم ترین نوع الیاف شناخته شوند . 2-2-۱- خصوصیات AFRP ۱- نسبت مقاومت به جرم حجمی در FRP هازیاداست .(درآرامیدها ازسایرالیاف مسلح کننده متداول بیشتر است .) 2- مقاومت آن درمقابل خوردگی زیاداست . 3- ضریب انبساط حرارتی درAFRP وبطورکلی همه انواع FRP کم است . 4- عایق های حرارتی خوبی محسوب می شوند.( اگر به طور لحظه ای به جسمی بادمای C 538 تماس یابند صدمه ای نمی بینند) 5- مدول الاستیسیته انواع FRP ازفولاد کمتراست . 6- کرنش شکست آنها پایین است . 7- توجه خاصی به سیستم مهارنمودن دربتن پیش تنیده لازم است .( زیرا مقاومت انواع FRP درمقابل فشارجانبی خیلی کمترازمقاومت کششی آن می باشد. 8- اشعه ماوراء بنفش به انواع FRP ازجمله AFRP صدمه می زند . 9- الیاف آرامیدممکن است باجذب آب فاسدشوند . 10- استفاده ازالیاف بسیارپرهزینه می باشد، بنابراین بیشتردرساره ها ی فضایی مورداستفاده قرارمی گیرد. 2-2-2- کاربرد تاریخچه استفاده ازالیاف FRP ازچند دهه تجاوزنمی کند ولی به سرعت درحال توسعه است . به طورکلی به علت سبکی ، مقاومت کششی بالاومقاومت عالی درمقابل خوردگی وانعطاف پذیری ، موارداستفاده زیادی برای الیاف آرامیدذکرشده است . تمام سازه های دریایی ،سازه های درمعر ض آب ازقبیل شمع ها، اسکله ها، جزایرمصنوعی ، پلهای معلق کابلی، پلهای بتنی وپیش تنیده می توانند ازمقاومت بالای این الیاف دربرابرخوردگی بهره گیرند ، غیرازسازه های دریایی از FRP درمواردمتفرقه ای مانند شبکه آرماتوربرای اجرای ستون به صورت پاشیدن بتن ( ShotCrete) درتونلها، مهارنمودن سنگها ، درپروژه ها ی راهسازی درکوهستان واجرای شیبهای خاکی تند، دراجرای سازه نگهدارنده خاک نیزمی توان استفاده کرد. همچنین استفاده ازآنها درسازه هایی که خواص مغناطیسی فولاددرآنها مشکل آفرین است نیزبه طورروزافزونی افزایش یافته است . باتوجه به خصوصیات قابل توجه آنها دراجرای تعدادزیادی ازپلها وسایرسازه هادرژاپن ، چین ، آمریکامورداستفاده قرارگرفته اندتکنولوژی وموارداستفاده آنها روزبه روزدرحال گسترش است . 3- استفاده غیرجامد استفاده غیرجامدازموادپلیمری دربتن دردهه ها ی اخیرموردتوجه اهل فن قرارگرفته است. بطوریکه درسال 1975 اولین کنگره بین المللی درموردپلیمرهای موردمصرف دربتن برپاشدوازآن زمان به بعدطی چندین کنگره تجارب وتکنیکهای جدیدموردبررسی قرارگرفت . استفاده ازپلیمردهادربتن باعث بهبودخواص بتن می گرددکه ازآنجمله می توان به مواردزیراشاره کرد: ۱- بعدازعمل آمدن بتن وتبخیرآب اضافی حفره هایی دورن بتن باقی می ماند که باعث کاهش مقاومت فشاری بتن می گردد،باتزریق پلیمر درحفره ها مقاومت فشاری بتن افزوده می شود. 2- بانفوذ منومرهاوپلیمرها وبعدازواکنش پلیمریزاسیون شبکه ای ازپلیمروبتن درهم تنیده می شوند. وجوداین شبکه باعث ایجادبتن ازپلیمروبتن درهم تنیده می شوند . وجوداین شبکه باعث ایجادبتن یکپارچه تر، مستحکمتر و با انعطاف پذیری بیشتر می گردد 3- سطح بتنی که با پلیمرترکیب شده است معمولا" صافترازسطح بتنهای معمولی است . که این مسئله باعث می شودبتن دربرابرضربه وفراسایش مقاومت بیشتری داشته باشد. 4- مقاومت دربرابرخوردگی نیزازجمله مزایای استفاده ازپلیمرهاست .ترکیب دوبافت درهم نفوذکرده بتن وپلیمرجسم متراکم تری راتولیدمی کند وباعث جلوگیری ازنفوذعوامل جوی مخرب ازقبیل گازکربنیک ویون کلرمی شودوهمچنین ازنفوذرطوبت به بتن که عامل اصلی خوردگی فولاداست تاحدمطلوبی جلوگیری می کند که این مسئله باعث افزایش دوام بتن می شود. درسالهای اخیربرای تهیه بتن پلیمری وتکنولوژی جدیدوبااستفاده ازتجربیات محققان ، روشهایی برای ترکیب کردن پلیمرارائه شداین روشها عبارتند از: ۱- بتن باپلیمرتزریق شده با، PIC 2- بتن پلیمری ،PC 3- اختلاط پلیمرباسیمان پرتلند، PPCC 3-1- بتن باپلیمرتزریق شده PIC بتن بامنومری که به داخل آن نفوذکرده وبه حداشباع رسیده است ترکیب شده سپس منومرفوق پلیمریزه می شودوماده جدیدی رامی دهد که دوام آن دربرابرعوامل جوی بسیاربالاست . دراین حالت منومربه درون فضای خالی بتن نفوذکرده وپس ازپلیمریزه شدن پیوند جدیدی رادراین فضای خالی ایجادمی کند .فضاهای خالی موجوددربتن وفضای خالی ، که بعدازعمل آمدن بتن ، ازتبخیرآب آزاددربتن ایجادمی شوند .بوسیله تزریق حاوی پلیمرمیشود، درطول این عمل ، جذب منومردرصورتیکه بسیارمطلوب باشدحدود85/.% فضاهای خالی راپرکندکه اصطلاحا به آن اشباع کامل می گوییم و در صورتی که کمتر از 85% را پر کند آن را اشباع نسبی می گوییم.سپس عمل پلیمریزه شدن (POlimerization) انجام می گیردکه این امرباعث می شودبامولکولها ی منومربه طورشیمیایی ساختارزنجیره مانندی باوزن مولکولی بیشترایجادنمایند که باعث تراکم هرچه بیشتربتن گردد. 3-۱-۱- شرایط لازم برای تزریق پلیمر تقریبا" تمام انواع بتن می توانند باپلیمرتزریق شوندوبصورت PIC درآیند وهیچ مرحله ویژه ای برای آماده سازی بتن لازم نیست.بتنPIC ازدوشبکه درهم نفوذکرده ، به دست می آید . یکی شبکه اصلی بتن ودیگری شبکه پایدارودنباله دار پلیمر که بیشترفضاها ی خالی دربتن راپرکرده ودوام واستحکام بیشتری به بتن می دهد. استفاده ازبتن بامصالح سنگی شکسته که میتواند فضای بیشتری برای پلیمرهاایجادنماید باعث می شودتاPIC حاصله دوام بیشتری داشته باشد 3-2-۱- منوها ی متداول درتهیه PIC برای انتخا ب یک منومناسب ، برای نفوذدربتن ، خصوصیات پلیمریزه شدن ، قابل دسترسی بودن ودرنهایت هزینه آن باید درنظرگرفته شود. به طورکلی هرمنومری که خاصیت پلیمریزه شدن درفضاهای خالی بتن راداشته باشدوبه راحتی دردسترس قرارگیردوخطراتی ازقبل سمی بودن یاانتشارگازسمی درهنگام عمل پلیمریزاسیون ازخودنشان ندهد، می تواند مناسب باشد. درحرارت وفشارمحیط منومرها می توانند به صورت مایع یاگازباشند که حالت مایع آن برای عمل تزریق ، مناسبتراست وبیشترازمنومرهای استفاده می شودکه توسط حرارت فعال می گردد، برخی ازمنومرهای قابل استفاده عبارتند از: ۱- اکریلونیتریل Acrylonitrile 2- متیل متاکریلیت methyl methacrylate 3- منومرها ی اکریلیک Acrylic monomers 4- پلی ونیل استات poly vinyl acetate 5- سیلیکون silicon سرعت نفوذمنومربه داخل بتن سخت شده بستگی به غلظت وویسکوزیته وهمچنین ساختمان متخلخل بتن دارد. 3-۱-3- تکنیکهای پلیمریزاسیون روشهای پلیمریزه کردن منومرها درpic به شرح زیراست : ۱- استفاده ازانرژی حرارتی 0 2- استفاده ازشتاب دهنده های شیمیایی 3- روش تشعشعی که انتخاب هرروش بستگی به هدررفتگی منومرها درطول زمان تزریق ومشکلات مربوط به ایمنی واقتصادی بودن آن دارد. 3-۱-4- ایمنی دراجرا بتن حاوی پلیمردارای خطراتی تخریبی ازجمله تاثیردربرابرآتش است . همچنین ساخت پلیمرخودهمراه باخطر است .توجه به مسائل ایمنی باعث شده است دستگاههای اجرایی توصیه های ایمنی وقوانینی راوضع کنند تااستفاده کنندگان وتولیدکنندگان این گونه موادنسبت به خطرات تولیدوبهره برداری آشنایی پیداکرده ومواردایمنی رارعایت کنند. پاره ای ازاین قوانین به شرح زیراست : ۱) ایمنی درهنگام ذخیره کردن منومرودورازدسترس بودن آن 2) به کاربردن مواردایمنی هنگام بارگیری، حمل وتخلیه 3) حفاظت موادپلیمری ازآتش 4) جلوگیری ازانتشاربوی آنها 5) تهویه مناسب محل کارگاه 6) دردسترس بودن مواد پاک کننده وشستشودهنده 3-۱-5- کاربردها یpic باتوجه به اینکه منومرها چنددرصدازخلل وفرج داخل بتن راپرمی کنندبتن های pic به دوگروه نیمه اشباع واشباع کامل تقسیم بندی می شوند که هرکدام کاربردهای خاص خودرا به شرح زیردارند . 3-۱-6-بتن نیمه اشباع وکاربردهای آن دربتن ها ی نیمه اشباع ( که آنها رابتن بااشباع سطحی نیزمی نامند ) معمولا" عمل تزریق منومردرآن به طورساده انجام می شودوازتکنیکهای فشاروخلا استفاده نمی شود ومنومرتنها درعمق کمی ازسطح بتن نفوذمی کند . ازجمله فوائد استفاده ازروش نیمه اشباع سهولت اجرای ان در مکانهای مختلف است.از این روش برای کف پلهاوکانالها ی آب وهمچنین سطوح قائم سازه های بتنی استفاده می کنند . 3-۱-7- بتن باپلیمراشباع کامل وکاربردهای آن برای اشباع کامل بتن بایستی رطوبت بتن تاحدممکن ازپیش برودوحداکثرجای خالی برای نفوذپلیمرایجادشود. دراین حالت معمولا" تزریق منومربااستفاده ازروش تحت فشارانجام میشود. علت اصلی اشباع کامل بتن بدست آوردن خصوصیات دوام واستحکام بیشتربرای بتن است . بتن بااشباع کامل می تواند درتونلها ، تیرها ،خطوط دیواری وستونها مورداستفاده قرارگیرد. 3-2- بتن پلیمری (pc) بتن پلیمری ماده ای است که ازاختلاط مصالح سنگی ، آب وسیمان به عنوان یک پرکننده بایک ماده چسباننده پلیمری به دست می آید . بتن پلیمری بیشتربرای تعمیرکاری ها استفاده میشود ودارای خواص خوبی ازجمله عمل آمدن درحرارتهای محیط از18- تا40 + درجه سانتیگراد، کارایی بهترنسبت به بتن معمولی ، چسبندگی خوب نفوذپذیری کم دربرابرآب وروطوبت محیط وپایداری خوب ازلحاظ شیمیایی می باشد. 3-2-۱- منومرهای متدوال درتهیه بتن پلیمری منومرهای زیادی برای تهیه بتن پلیمری وجوددارند که عبارتند از: ۱- متیل متاکریلیت MMA 2- رزین های پلیمراشباع شده PES 3-استرهای وینیل VES 4- پلی ونیل استات PVA 5- اپوکسی ها E باتوجه به دردسترس بودن ونوع محل کارمیتوان ازمنومرهای مختلفی استفاده کرد. منومرهای مایع برای تهیه بتن پلیمری کارآیی بهتری دارند . استفاده ازمتیل متاکریلیت وپلی ونیل استات ودیگر کوپلیمرهای لاتکس وپلی ونیل استات مرسوم تراست . 3-2-2- کاربردبتن پلیمری پوششهای PC سطح عایق ومقاومی برای بتن ایجاد کرده وازورودگازکربننیک ویون کلربه بتن تاحدمطلوبی جلوگیری می کنند سطح بتن پلیمری صا ف وپیوسته است که مقاومت ساییدگی بتن راافزایش می دهد. استفاده ازاین ماده درشاهراهها ی پرترافیک وهمچنین لایه های پوششی روی پلها، به خصوص پلهای فلزی ، مطلوب است و بتن پلیمری نیزموارد استفاده فراوان دارد. برخی ازاین مواردمصرف عبارتند از: ۱- پانلهای ساختمانی 2- لوله های فضلاب وکانالهای زهکشی 3- آجرهای عایق دربرابرخراش وساییدگی 4- سازه های هیدرولیکی کوچک 5- پله ها 3-3- بتن بااستفاد ه ازسیمان پرتلند پلیمری PPCC بتن بااستفاده ازسیمان پرتلندپلیمری PPCC نامیده می شود. این نوع بتن مخلوطی است ازمصالح سنگی وسیمان پرتلند، همراه بایک منومرکه پس ازمخلوط واضافه کردن آب به عمل می آید منومرمورداستفاده دراین مخلوط که نقش پرکنندگی داردقبلا" به صورت امولسیون درآمده ویادرآب حل شده وهنگام ترکیب واضافه کردن آب همراه باعمل سخت شدن بتن عمل پلیمریزه شدن نیزانجام میشود ودوپیوند بتن وپلیمرهمزمان تشکیل می شود دربرخی ازروشهای تولیدPPCC بایستی ازمتراکم کردن وحرارت دادن استفاده شود. 3-3-۱- منومرهای PPCC منومرهای مختلفی برای تولید PPCCمورداستفاده قرارمیگیرند . معمولا" استفاده ازلاتکسهابرای تولید PPCC رایج تراست . انتخاب پلیمرمناسب می تواند جسم متراکم تروباخصوصیات بهتری ارائه دهد . مثلا" استرین وبوتادین ازبهترین منومرهایی است که میتوان درمحیط طبیعی ازاین استفاده کرد. علاوه برمواردذکرشده ازامولسیونهای اپوکسی نیزمی توان استفاده کرد. 3-3-2- لاتکسها لاتکس دارای اجزای بسیارکوچکی از5/0 تا1میکرون ، باوزن مولکولی بالابوده که به صورت سوسپانسیون درآب پراکنده است ویابه صورت مایع حل نشدنی بوده ، وحالت امولسیون رادارند . لاتکس ها معمولا بااضافه کردن منومرهای دیگری به صورت کوپلیمردرآمده وکیفیت بهتری ارائه می دهند . برخی ازلاتکسها عبارتند از: ۱- استرین 2- نئوپرن 3- پلی ونیل استات 4- اکرولیک 3-3-3- رزینهای اپوکسی رزینهای اپوکسی رزینهایی هستند که وقتی بایک عامل اصلاح کننده ترکیب می شوند عایق حرارتی بسیارخوبی ارائه می دهند . امابه دلیل غیراقتصادی بودن آنها ، این گروه کمترازلاتکسها مورداستفاده قرارمی گیرند. 3-3-4- کاربردها یPPCC PPCC رامی توان درمکانهای مختلفی مورداستفاده قرارداد ۱- کفپوش پلها: بهترین چاره ای که میتوان برای کفپوش پلها اندشیداستفاده از PPCCاست استفاده ازاین ماده سطح مسطح وبادوام تری رانسبت به بتن معمولی ایجاد می کند. PPCC که نسبت به PC وPIC دارای تخلخل کمتری است ازورودرطوبت وکلرید ونمکها به نحومطلوبی جلوگیر ی می کند . 2- پارکینگها : استفاده ازPPCC درپارکینگها بسیارمناسب است استفاده ازلایه نازکی از PPCC، سطح مقاوم ومطلوبی رابه وجودمی آوردودرسبک کردن سازه پارکینگ بسیارموثراست . همچنین ضخامت کم آن به ارتفاع پارکینگ اضافه می کند دررمپهای پارکینگ استفاده ازپوشش بین لاستیک وسطح پوشش، لغزش کمتری ایجادمی کند 3- کف اطاقها وساختمانها : (PPCC) میتواندبرای کف ساختمانها ی صنعتی که در معرض عوامل گوناگون اعم ازعبورومروروسایل سنگین است مورداستفاده قرارگیردوسطح مقاومی دربرابرسایش به وجود آورد. کاربرداین ماده برای کف اطاقها ، اروزن مرده ساختمان می کاهد . 4- استفاده از(PPCC) درقطعات پیش ساخته (PPCC) برای تولید قطعات پیش ساخته بسیارمناسب است . زیرابه راحتی قابل استفاده بوده وبانسبتهای کم آب به سیمان ، روانی خوبی دارد. سرعت خودگیری (PPCC) سریعترازبتن بوده وزمان ساخت وقالب گیری قطعات مشابه راکوتاه میکند . 5- تعمیرکاری : PPCC برای تعمیرکردن شکافها وگودیها مناسب است این ماده برای تعمیرکاریهای بزرگ ، بیشترازPC مصرف دارد. درمحل هایی که قطع بتن رخ می دهد می توان ازیک لابه PPCC) بین بتن قدیمی وبتن جدیدبرای چسبندگی بیشتراستفاده کرد. طبقه بندی اصلی بتنها ی شامل پلیمر ۱- بتن باپلیمر تزریق شده PIC 2- بتنهای پلیمری PC 3-بتن پلیمری با سیمان PPCC PICها بتن با پلیمرتزریق شده (PIC) توسط نفوذ منومردر داخل بتن سخت می شود وسپس پلیمریزانزاسیون حرارتی آن انجام می شود. خواص PIC در مقایسه بابتن معمولی به طورقابل ملاحظه ای بهبود می یابد . در زیر به بخشی ازخواص بهبود یافته بتن با پلیمر تزریق شده ، اشاره شده است . 1. مقاومت فشاری به چهار برابر مقاومت فشاری بتن معمولی افزایش می یابد . 2. مقاومت کششی بیش از چهار برابر افزایش می یابد . 3. مدول الاستیسیته بیش ازدو برابر افزایش می یابد . 4. مدول پارگی بیش ازچهار برابر افزایش می یابد . 5. مدول خمشی تا5/۱ برابر افزایش می یابد . 6. خزش تاده برابر کاهش می یابد . 7. مقاومت ضربه ای ( چکشی L) تابیش از 70/۱ برابر افزایش می یابد . 8. جذب آب به میزان زیاد کاهش می یابد . علاوه برموارد بالا تغییرات تنش (Stress) به کرنش ( Strain) آن تالحظه شکست به صورت خطی است . مقاومت در برابریخ زدگی وذوب ( Freeze –Thaw ) وهمچنین مقاومت در برابرسولفات اسیدها ، باز ها وآب نمک داغ به طور ملاحظه ای نیست به بتن معمولی افزایش می یابد کاربرد اینگونه بتن pic در نهر آب کف شوی وتونل زیر زمینی ( مترو ) ، اسکله ، کف استخر ، سیمانهای مورد استفاده د رکشتی ، پایه های ساختمان ، پوششهای روی ساختمانی ، بستهای خطوط راه آهن ، سکوهای حفاری ساحلی وآجرهای بنایی ، آب بندها ، مجسمه سازی ، حفاظ مخروطی کایلهای فشارقوی ، قابهای پنجره ساختمانها در زیراب ، پانلهای گرم کننده جاده جهت ذوب برف در خیابان ( زیرا هدایت حرارتی بهتری نسبت به آسفالت دارد ) می باشد . در ساخت لوله های بتن اصلاح شده باالیاف ( آزبست ویا الیاف پلی پروپیلن باL/D حدود 6/0. 005 )، لوله های خطوط انتقال نفت ، انبارهای سیلوی گندم وجو ، نمای ساختمانها ، خطوط لوله های مخازن تقطیر حرارتی ، کف شوی وسینک (sink ) لگن وحوض آب ، وان جدول حاشیه پیاده رو ( در مناطق سردسیر نظیر نروژ که در برابر یخ زدگی مقاوم می باشد ) . در روسیه از بتنهای پلیمری به همراه آزبست ( PIAC ) جهت نماسازی ساختمان با مقاومت خمشی حدود Kgf/cm2 490 ( 7000psi ) استفاد ه می شود. پلیمرهای مناسب برای تولید بتنهای پلیمری pic . ویسکوزیته منومر، عامل تعیین کننده جهت سرعت نفوذ می باشد . پلیمرهای ترموپلاستیک مورد استفاده شامل : پلی میتل متاکریلات ( PMMA ) پلی استایرن ( PS ) پلی وینیل استات ( PVAC) ودر گروههای ترموست ، پلیمرهای شبکه ای شونده شامل پلی استرهای غیراشباع ( UP ) واپوکسی رزین ( EP ) وپلی یورتان ( PUR ) می باشند . 2-۱- 2- روشهای عمومی تولید مواد پلیمری در سال 1952 فلوری واکنشهای پلیمری یزاسیون را طبقه بندی کرد وبه دوگروه واکنشهای پلیمریزاسون مرحله ای وزنجیره ای دسته بندی نمود . در پلیمریزاسیون مرحله ای ، کلیه منومرهااز ابتدای واکنش شروع به پلیمریزاسیون کرد. همگی مرحله به مرحله ابتدا به دیمر ، سپس تریمر وتترا و... تبدیل می شوند. در پلیمریزاسیون افزایشی تنها منومرهایی قابلیت تبدیل شدن به دیمررا دارند که بتوانند در ابتدای امر ، رادیکال شوند . در مرحله بعدی همین دیمرهای رادیکالی به منومرهای دیگر حمله می کند وطول زنجیرافزایش می یابد واین پدیده در حالی اتفاق می افتد که در محیط واکنش بسیاری از منومرها ی عمل نکرده وجود دارد . در روش پلیمریزاسیون رادیکالی فقط مونومرهایی وارد واکنش می شوند که دارای مراکز فعال ( مانند رادیکال آزاد یا یون ) باشند . سرعت واکنش بسیار زیاد است . وپلیمرهایی باوزن مولکولی بالابه سرعت به وجود می آیند . در روش پلیمریزاسیون مرحله ای ، دومنومری که دارایدو عامل فعال مختلف در دو سر خود باشند ، قابلیت وارد شدن در واکنش را دارند . منومرهابه سرعت در مراحل اولیه از بین می روند . سرعت واکنش در این مرحله کند است ووزن مولکولی به کندی بالا میرود . واکنش زنجیره ای در چهارمرحله خلاصه می شود . 1. شروع 2. رشد 3. انتقال 4. پایان ۱- شروع در ابتدای شروع کننده تجزیه می شود وبه رادیکال تبدیل می شود . سپس رادیکالهای تشکیل شده برمنومرها اثر کرده وزنجیره شروع به رشد می نماید (6) . R-R→ 2R.(۱) R+R→ RM.(2) مرحله شروع به چهار روش حرارتی ، شیمیایی ، فتوشیمیایی وتشعشعی می تواند آغاز گردد. 2- رشد پس از شروع ، زنجیره ها باوصل شدن به یکدیگر ومنومرهای دیگر افزایش طول می یابند . RM+M→ RM.2 RM.2+ rm03 (3) RM0n+ M→ RMn+10 3- انتقال در اغلب مواقع مراکز رادیکالی از طریق مکانیسم کندن هیدروژن ویا اتم دیگر از ملکولی به ملکول دیگر منتقل می گردد . 4- پایان دوزنجیره در حال رشد شامل رادیکالها ی آزاد هستند که می توانند با هم واکنش دهند. روشهای پلیمریزاسیون سه روش برای پلیمریزاسیون منومردر داخل بتن وجود دارد : 1. تابش 2. حرارتی با کاتالیزور 3. شتاب دهنده های کاتالیزور ی کاتالیستهای حرارتی شامل بنزوئیل پراکسید ، ترشری بوتیل بنزوآت ، آزوبیس ایزویوتیرونیتریل ( AIBN ) وترشری بوتیل آزوایزوبوتیرونیتریل هستند . عموما" ازآب داغ جهت حرارت دادن مخلوط استفاده می شود . به منظور بالابردن زمان انبارداری وپیشگیری ازپلیمریزاسیون زودرس در مخازن ازکاتالیزورهای پایدارترنظیر ترشری بوتیل آزوایزوبوتیرونیتریل استفاده می شود . N=C (CH)3 C-N= N-C(CH3)2 بتنهای پلیمری شامل میتل متاکریلات حاوی 5% وزنی ازآغاز فوق ، می توانند بیش ازیک سال در انبار نگهداری شود. واکنش حرارتی پلیمرایزسیون به ترتیب شکل 2می باشد . N=C C=N N=C رادیکال پلیمررشدشونده A+MMA→ AMM→ → R پایان پلیمریزاسیون 2R→ R لوله های ساخته شده از بتنهای پلیمری در سطح زمین شامل سولفاتهای با غلظت بالای 5/7 در صد وزنی نسبت به وزن خاک و6% آب مورد آزمایش قرار گرفتند که مقاومت بسیار خوبی از خود نشان دادند(4). از بتنهای پلیمری در اسکله ها نیز استفاده می شود . کاربرد این نوع بتن در سه شکل مختلف می باشد . ۱- در تعمیر اسکله باوارد کردن منومردر محل ترک خوردگیها بتن. 2- استفاده از لایه ای جدید با کمک بتنهای پلیمری به منظورپوشش جهت پیشگیری از نفوذ ومزاحمت کلر 3- استفاده از اسکله های کامل ساخته شده ا ز پانل های بتنهای پلیمری در تعمیر اسکله تا سطح 370 متر مربع با استفاده از منومر به روش پلیمریزاسیون حرارتی وکاتالیزوری پس ازخشک کردن سطح کارانجام می شود . آزمایش مقاومت فشاری آن برابر MN/m2 2/35 یا psi 5000یا Kg/cm2 352می باشد ومقداری جذب رطوبت آن رطوبت آن %6/1است. در مواقعی که میزان تخریب وفساد خیلی زیاد باشد نمی توان از تزریق داخل شکاف استفاده نمود . در چنین مواردی از پوشش جدید ساخته شده به کمک بتنهای پلیمری استفاده می شود. این پوششها به ضخامت حدود 25% اینچ یا معادل 6% سانتی متر می باشد . زمان لازم برای اتصال 10 ساعت وعمق نفوذ معادل 2اینچ یا 5سانتی متربه دست می آید . ازبتنهای پلیمری در دیواره زیر گذرها ( معابر زیرزمینی ) ، کف استخرها وپایه های پی استفاده می شود . ازبتن برپایه اپوکسی برای پوشش پلهای هوایی استفاد می شود . ترکیبات پلیمری در مقایسه با بتن مقاومت شیمیایی کششی وفشاری بالاتری دارد. هرچند مدول الاستیسته آن کمتر وخزش آن بیشتر می باشد . این نقیضه با آمیختن پلیمر با سیمان برطرف می شود . بتنهای پلیمری ( PC) برعکس PIC در PC از انواع بسیار متنوع منومرهادر رزینها استفاده می شود . این گونه بتنها دارای قابلیت نگهداری عالی ( Excellent Durability ) وخواص ساختاری خوب می باشند .این نوع بتنهاازمخلوط کردن منومرباکلوخه هایی نظیرشن وماسه یاموادپرکننده دیگرباقطر ذرات معین ساخته می شود که به کمک کاتالیزوروتسریع کننده ( متیلاتیل کتون پراکسید ) دردمای معمولی یاتحت حرارت ( بنزوئیل پراکسید) پلیمریزه می گردد. ازکاربردهای PC هامی توان به پوشش روی جاده وپل وتعمیردست اندازها ،کاشی کف ، سقف ،محافظ، سقفی درتونل ودرگاه پنجره اشاره کرد. اخیرا" PC رابه کمک رزینهای اپوکسی ، پلی استر، رزین فوران وهمچنین منومرمتیل متاکریلات واستایران می سازند . نخستین PC ساخته شده ، برپایه رزین اپوکسی بوده است ولی به خاطر قیمت بالای رزین اپوکسی کاربردآن محدود شده است . اخیرا" پلی استرهای غیراشباع که حاوی مقادیرمعتنابهی ازمنومراستایرن وبامتیل متاکریلات می باشند . کاربردفراوان پیداکرده اند. PC حاوی پلی استرهمانیک درمقیاس صنعتی درپوشش روی بزرگراهها استفاده می شود.برای پوشاندن سطح خیابانهابا PC ازماشینهای پخش آسفالت استفاده میشود. تنها مانع استفاده ازپلی استرها به جای اپوکسی هابرای پوشش بزرگراهها خواص نفوذپذیری ضعیف آنها می باشدکه امکان نفوذنمکهای ضدیخ رابه داخل بتن رافراهم می کند وموجب خوردگی مصالح تقویت کننده بتن می شود. بتن پلیمری با سیمان( PPCC ) اینگونه بتنها ازطریق مخلوط لاتکس منومرهایی نظیر، استایرن،بوتادین ، آکریلات وسیمان پرتلند به دست می آیند . بتنهایی ازنوع PPCC باکاربردهای صنعتی درآمریکا، روسیه وژاپن مورداستفاده قرارمی گیرد.سازگاری بادستگاههای مورداستفاده دربتنهای معمولی وهمچنین قیمت نسبتا" پایین PPCC که صرفا" باافزایش یک منومریاپلیمرحاصل شده است ، کاربردPPCC باتوسعه داده است . خواص PPCC درمقایسه بابتنهای معمولی به طورقابل ملاحظه ای افزایش می یابد. ازآن جمله می توان به خاصیت خوبچسبندگی به سیمان پرتلند، قابلیت نگهداری خوب وخواص سایشی خوب اشاره کرد. برخی PPCCهادارای خواص خولی نمی باشند . زیراموادآلی باسیمان پرتلند سازگاری نداردومانع هیدراتاسیون سیمان می شود. متقابلا" محیط قلیایی ناشی ازسیمان پرتلند مرطوب موجب اختلال درواکنش پلیمریزاسیون می شود. این بتنها درپوشش کف ، روی سطوح اسکله ودربخش تعمیرات بکارمی روند. استفاده ازفوریل الکل درPPCC موفقیت آمیزبوده است زیرادراختلاط باسیمان درمجاورت کاتالیست اسیدی ضعیف نظیرکلریدآنیلین وکلریدکلسیم پلیمریزه می شود. ازمخلوط آبی اپوکسی هم درPPCC به صورت صنعتی استفاده شده است . مقداررزین اپوکسی نسبت به آب 5 % می باشدواگردرصد اپوکسی 90 باشد ، سه روزبرا ی رسیدن به خواص نهایی مناسب وقت لازم است . مقاومت خمشی وکششی ومقاومت سایشی آن نسبت به بتن معمولی باضریب دوافزایش می یابد. استفاده ازپودرپلیمری درسیمان پرتلند تازه ( سفت نشده ) ازلحاظ صنعتی موردتوجه نبوده است . دراین روش درآغاز سخت شدن سیمان ، آن راحرارت می دهند تاپلیمرذوب شود ودرسیمان نفوذ کند . خاصیت مقاومت دربرابرجذب آب این سیمان خوب می باشد. تکنیکها ی خاص درتهیه بتن پلیمری ( PC ) دربتنهای پلمیری که حدود70-75 درصد حجم کل راذرات پرکننده تشکیل می دهند وپلیمرفضاهای خالی وکوچک بین ذرات راپرمی کند،درحین گیرش انقباض ناشی ازآن درماتریس پلیمری متمرکزمی شود وباعث ایجادتنش موضعی به نام تنش گیرش ( Setting Stress) می گرددکه خودباعث کاهش استحکام کامپوزیت می شود. ذرات پرکننده قادربه تغییرحجم نیستند واین مساله باعث می شود که دراثرانقباض ناشی ازگیرش نیروهای کششی موضعی ایجادشودکه این نیروها استحکام نهایی قطعه ومقاومت خزش بتن پلیمری راکاهش می دهند. هنگامی که تنشهای انقباض زیادباشند، استفاده ازمقادیرکم افزودنیها ی معدنی آبداردربتنهای پلیمری برای حذف تنشها ی گیرش مفیداست . این موادافزودنی شامل موادمعدنی طبیعی تحت نام مونت موریلونیت ( MMT) که ازخانواده بنتونیت بافرمول عمومی Al2o3.4sio2. H2o ، می باشد . این ترکیب معدنی توسط عامل جفت کننده تحت فرمول شیمیایی Si (CH3)2 CL2به نام دی کلروسیلان واکنش شیمیایی می دهد وازطرفی دیگربارزین واردواکنش می شودوباعث می گرددتاآب تنخیرشده ، نتواند ازشبکه هیدراتاسیون موادمعدنی فرارکند وفشارناشی ازبخاربه دام افتاده ، ذرات راواداربه انبساط میکند . بنابراین باانقباض ناشی ازپخت مبارزه می کند . مناسبترین عامل جفت کننده که نقش مضاعف شتاب دهنده راایفامی کند ، تحت نام شیمیایی متاکریلوکسی پروپیل تری متوکسی سیلان باساختمان شیمیایی زیرمی باشد: CH2= C-CH3 COOCH2 CH2 CH2Si(Och3)3 ترکیب فوق می تواند باگروههای هیدروکسی موجودرد مواردپرکننده نظیرسنگ وشن وارد واکنش شیمیایی تراکمی گرددومتانول تولید نماید وازسزدیگر خود که دارای گروه وینیلی می باشد، می تواند باکمک انواع آنها آغازگرها بامنومرهای وینیلی دیگرواردواکنش افزایشی شود. وبدین ترتیب یک پیوند شیمیایی مستحکم بین ذرات شن وماسه وپلیمرایجادمی شود. باتوجه به فعالیت شدید عامل جفت کننده به خاطروجودگروههای آلکوکسی ( متوکسی ) ، باید مواد معدنی MMT عاری ازرطوبت باشدوازطرف دیگروجودمواد فراربرای ایجادانبساط لازم می باشد. برای حل این مشکل ترکیبMMT راتحت خلاء 10 mmHg ودمای حدودc 050 برای مدت دوساعت حرارت می دهند تاآب تبلورخارج گردد وسپس به کمک کپسول تحت دمای 0 c 40 با فشارآمونیاک ( NH) جایگزین آمونیاک به جای آب سهولت تبخیرطی شرایط گیرش دردمای پایین می باشدزیرابرای تبخیرآب به دمای حدود C 100 نیازاس خواص اندازه گیری شده بتن پلیمری برپایه رزین وارداتی : آزمایش شماره استاندارد واحداندازه گیر ی نتیجه آزمایش استحکام فشاری ASTMC579 MAPa 107 استحکام کششی غیرمستقیم ( برزیلین ) ASTMC496 MAPa 4/12 استحکام خمشی ASTMC78 MAPa 6/15 ( بالاتراز ظرفیت دستگاه) جذب آب ASTMC43 درصد 18/0 چگالی ظاهری ASTMC905 گرم برسانتی مترمکعب 14/2 چسبندگی _________ MAPa 3/2 < سازگاری حرارتی( درمحدوده دماییc 30- c 70 ) ASTMC 884 حفظ خواص پس از 5چرخه 48ساعته بسیارخوب مقاومت شیمیایی ( اسیدها ، اگثربازها ، اکثرحلالها ، موادنتفتی ، آب دریاو....) ASTMC 267 حفظ خواص بسیار خوب خواص بتن پلیمری برپایه رزین ها ی ساخت داخل آزمایش شماره استاندارد واحداندازه گیری نتیجه آزمایش چگالی ظاهری ASTMC642 گرم برسانتی مترمکعب 31/2 حجم خالی قابل نفوذ ASTMC 642 درصد 25/1 جذب سطحی ASTMC 413 درصدافزایش وزن 19/. سرعت پالس ماوراء صوت ASTMC 597 کیلومتربرثانیه 95/3 مقاومت دربرابرنفوذآب تحت فشار DIN 1048 عمق نفوذبرحسب میلیمتر صفر مدول الاستیسیته دینامیکی ASTMC 215 GPa 0/29 مقاومت فشاری BS 1881 Mpa 7/94 مقاومت خمشی ASTMC 78 Mpa 2/16 مقاومت کششی غیرمستقیم ASTMC 496 Mpa 5/7 مقاومت سایشی ___________ درصدکاهش وزن پس از1000 دور 6/9 ( درمقایسه با سنگ کوارتز)

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

بازیافت مواد و سلامت محیط زیست

 

بسیاری از مواد در طبیعت تجزیه می شوند و به خودی خود بازیافت می شوند این موارد در مورد موجودات زنده ای که می میرند و یا مواد فاسد شدنی پیش می آید. این مواد را مواد زیست فروپاش می گویند. برای مثال کود هایی که در باغات ریخته می شوند و نتیجه کپه کردن موادی مانند غذاهای فاسد شده، آشغال میوه ها، پوست تخم مرغ و دیگر زباله های تجزیه پذیر است که بطور طبیعی توسط حشرات و دیگر جانوران موذی خورده می شوند.

متاسفانه مقادیر بالایی از زباله ها مانند: فلزات، کائوچو و پلاستیک نمی توانند خورده و تجزیه شوند و برای صدها سال تجزیه نشده در طبیعت باقی می مانند. حتی اگر این مواد قطعه قطعه و خورد هم شوند باز هم نمی توانند تجزیه شوند و به مرور جو اتمسفر، زمین و آب را آلوده می کنند.

بعضی از این مواد می توانند بازیافت شوند. زباله هایی که قابل بازیافت نیستند در گودالهایی به نام محل دفن زباله مدفون می شوند. این زباله ها ابتدا تکه تکه و سپس له و خمیر مانند می شوند بنابراین با این کار زباله ها فضای کمتری را اشغال می کنند. اگر نتوانیم به روند بازیافت ادامه دهیم باید روز به روز بر تعداد این گودالها بیافزاییم.

با توجه به مسائل فوق ترغیب و تشویق مردم در امر بازیافت بسیار مهم و اساسی است. یکی از راهها استفاده کمتر از بسته بندی مواد است و یا در صورت نیاز به بسته بندی از موادی استفاده شود که قابل بازیافت باشد. راه دیگر اینکه پول کمتری را برای موادی که از کاغذ های بازیافت شده تهیه می شوند هزینه کنیم. اگر از سطل های بازیافت در همه پارکینگ ها، مراکز خرید، پمپ بنزین هاف رستوران ها و مدارس نصب شوند مردم بیشتر تشویق می شوند و این امر بصورت یک عمل عادی روزمره مبدل می شود.

امروزه از 80% زباله های قابل بازیافت فقط میزان 11% آن بازیافت می شوند و این در حالی است که هر خانوار بطور متوسط سالانه 1 تن زباله تولید می کند.

 

راههای بسیاری است که ما می توانیم با بکارگیری آنها در بازیافت مواد در منزل و مدرسه سهیم باشیم که برخی از آنها در زیر بیان شده اند:

1. برای قوطی های آلمینیومی، بطری های پلاستیکی، شیشه ها و کاغذ و مقوا از سطل های زباله مخصوص بازیافت استفاده کنید.

2. بجای دور انداختن لباس ها در صورت امکان آنها را تعمیر کرده و از آنها استفاده کنید.

3. بعد از یکبار استفاده از کیسه های پلاستیکی آنها را دور نیاندازید، آنها را نگه دارید و برای دفعات بعدی از آنها استفاده کنید.

4. از باطری هایی که دوباره قابل شارژ کردن هستند استفاده کنید.

5. حتی الامکان از ظروف یکبار مصرف استفاده نکنید.

6. در صورت امکان شیرهای پاستوریزه شیشه ای خریداری کنید.

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠
   

اصول محاسبات بار برودتی
باربرودتی مقدار گرمایی است که ساختمان در روز طرح فصل تابستان در واحد زمان می گیرد. برخلاف بار حرارتی ساختمان که عوامل بوجود آورنده آن محدود است، مؤلفه های تشکیل دهنده بار برودتی متعدد و شامل عوامل مختلف در داخل و خارج ساختمان می باشد. قدم اول در طراحی سیستم های برودتی، بررسی اولیه شرایط ساختمان می باشد.
1)تعیین شرایط آب و هوایی، طرح خارج
2)تعیین شرایط طرح داخل طبق منحنی آسایش
3)جنس دیوارها و مقاومت حرارتی
4)جهت ساختمان در مقابل باد یا خورشید
5)موقعیت ساختمان نسبت به ساختمانهای اطراف
6) نحوه تابش آفتاب
7)مشخصات پنجره ها (ابعاد، قاب، مواد تشکیل دهنده، تعداد جدارشیشه ها )
8)تعداد افراد حاضر در ساعت طرح و نوع فعالیت و مدت زمان حضور
9)سیستم روشنایی
10)مشخصات وسائل برق و حرارتی
11)مشخص بودن بهره برداری از فضا
12)تعیین مسیر کانال کشی ها و جایگاه تجهیزات
13)بررسی نحوه نصب تجهیزات
14)تعیین مشخصات سیستم های برق و آب
15)سیستم فاضلاب
16)بررسی فنداسیون ها
17)بررسی کدهای بین المللی و محلی برای اجرای پروژه

4-2- اجزاء باربرودتی:
مشابه بار حرارتی، بار برودتی هم برای ساعت و روز طرح در تابستان مطرح می شود و به صورت گرمای محسوس و نهان خواهد بود که می توان آن را به دو قسمت کلی تقسیم کرد :

الف)بارهای دریافتی از خارج ساختمان:
1) بار تابش خورشیدی بر پنجره ها
2) بار تابش خورشید بر جدار غیر شفاف ساختمان
3) اختلاف دمای داخل و خارج ساختمان
4) بار نفوذ هوای خارجی

ب) بارهای تولید شده در داخل ساختمان:
1) بار برودتی ناشی از حضور افراد (تعریق (نهان) ، تشعشع و همرفت )
2) بار سیستم روشنایی
3) باردستگاه ها و وسائل حرارتی (حرارت بصورت محسوس و نهان است) در صورت استفاده از هود مناسب، به مقدار قابل توجهی از این بار کم می شود.
4) بار موتورهای الکتریکی (یخچال و….)،حرارت تولیدی محسوس است.
5) بار لوله ها و تانکهای داغ
6) بارهای متفرقه (عبور کانال از منطقه و …)
4-3-حرارت خورشیدی
فاصله خورشید تا زمین در نیمکره شمالی در تابستان کمتر از زمستان است و برای نیمکره شمالی که ما در آن قرار داریم خورشید در زمستان کمترین فاصله تا زمین و در تابستان بیشترین فاصله را دارد . اما علت اینکه در زمستان انرژی کمتری نسبت به تابستان به زمین می رسد، تابش خورشید به زمین در زمستان بصورت مایل و در تابستان بصورت عمود است. در زمستان گرچه فاصله خورشید تا زمین کمتر از فصول دیگر سال است، اما به علت تابش مایل، بیشتر انرژی آن در برخورد با لبه بیرونی اتمسفر (یا جو زمین) بازتابش یا جذب شده و از شدت تابش آن به زمین کاسته می شود.
در زاویه 30 درجه تابش، بیشترین تابش از شیشه ها وارد فضای داخل می شود. زیرا چنانچه زاویه تابش از30 درجه کمتر باشد حرارت بیشتری توسط اتمسفر جذب می شود و اگر بیشتر از30 درجه باشد درصد بیشتری از انرژی تابیده شده بازتابش می شود.
بخش بزرگی از اشعه های خورشیدی در برخورد با ذرات مختلف به فضای ماورا اتمسفر باز تابش میکند و یک بخش هم توسط خود اتمسفر جذب می شود. بخشی از اشعه خورشید هم در داخل محیط پراکنده می شود. حرارت خورشیدی وارد شده به شیشه پنجره ها، بستگی به موقعیت آن در روی سطح زمین، روز، ساعت، جهت و موانع مختلف بستگی دارد.
4-4- عکس العمل شیشه ها :
شیشه های معمولی بخش کوچکی از حرارت خورشیدی را جذب (5تا 6 درصد)و بقیه را بازتابش یا عبور می دهند که مقدار آن بستگی به زاویه تابش دارد. در زاویه 30 درجه، انرژی دریافتی اتاق از طریق شیشه ها بیشینه است.
مقدار حرارت خورشیدی دریافتی از یک شیشه معمولی در یک ساعت با زاویه تابش30 درجه برای جهت های مختلف پنجره (شمالی، جنوبی، غربی یا شرقی)، ماه های مختلف سال، تمام ساعات روز و به ترتیب عرضهای جغرافیائی30 و40 درجه شمالی آورده شده است. در مقادیر این جداول، انتقال حرارتی که در اثر اختلاف دمای هوای دو طرف شیشه از ضخامت آن عبور کرده و وارد اتاق می شود، لحاظ نشده است.
شرایط استفاده شده در جداول 4-1 و 4-2 :
1) قاب پنجره چوبی (%85 پنجره شیشه و مابقی چوب است)
2) عدم وجود مه و گرد و غبار در هوا
3) ارتفاع سطح دریا
4) نقطه شبنم در نظر گرفته شده

مقادیر Bold نوشته شده در جداول مذکور، بیان کننده حرارت خورشیدی دریافتی بیشینه در آن ماه برای جهتی است که پنجره در معرض آن است. مقادیر Bold که در داخل مستطیل نوشته شده، بیان کننده حرارت خورشیدی دریافتی بیشینة سالیانه برای جهتی است که پنجره در معرض آن قرار دارد.
در مرجع کتاب جامع کریر، برای عرضهای جغرافیایی مختلف، جداول مشابه داده شده است. (شهرهای ایران بین حدود 30 و 40 درجه شمالی قرار دارند.)

4-5-شیشه های غیر معمولی و وسائل تولید سایه:
شیشه های غیر معمولی اغلب حرارت خورشیدی بیشتری جذب می کنند زیرا:
الف)ممکن است دارای ضخامت بیشتری باشند.
ب) ممکن است مخصوصا از جنس جاذب حرارت ساخته شده باشند.

روغن انتقال حرارت

سیال انتقال حرارت:

وظیفه اصلی یک روغن انتقال حرارت ، انتقال حرارت از یک منبع گرمایی به یک مصرف کننده است.

یک روغن انتقال حرارت همانند روغن های دیگر ، بستگی به نوع مصرف و دمای کار کرد می تواند از روغن های پایه مختلفی ساخته شود.

سیال های انتقال حرارت بطور کلی به 5 دسته اصلی تقسیم می شوند:

1-   گاز

2-   آب

3-   سیال های آلی (مانند روغن )

4-   ترکیبات حاوی سیلیکون

5-   فلزات مذاب

آنچه که بطور معمول در صنایع به عنوان روغن انتقال حرارت مورد استفاده قرار می گیرد یک روغن با پایه معدنی است که می تواند بسته به نوع سیستم (سیستم باز یا بسته) تا دمای oC 300 مورد استفاده قرار گیرد. پیش از اینکه به روغن انتقال حرارت بپردازیم ابتدا ببینیم سیستم های انتقال حرارت چگونه هستند و انواع آنها کدامند.

سیستم های انتقال حرارت:

سیستم های انتقال حرارت با روغن را می توان به دو دسته اصلی تقسیم کنیم:

1-   سیستم های تحت فشار یا بسته

2-   سیستم های بدون فشار یا باز

در سیستم های بسته فشار کار بین bar7-3 است و به واسطه نوع طراحی روغن انتقال حرارت بطور مستقیم با هوا تماس ندارد و در نتیجه مشکلات تبخیر ، اکسیداسیون و .... در روغن پیش نمی آید، لذا در این سیستم ها می توان با استفاده از روغن های معدنی تا دمای oC 300 کار کرد. ولی در سیستم های باز، فشار در حد فشار محیط بوده و امکان ارتباط روغن با هوا وجود دارد از اینرو در صورت افزایش دما بیش از oC 140 می تواند باعث آسیب دیدن روغن و اکسیداسیون و کم کردن روغن شود.

بطور کلی سیستم های انتقال حرارت با روغن، از اجزاء اصلی زیر تشکیل شده اند:

1-   تامین کننده دما(بویلر): که وظیفه تولید دما برای گرم کردن روغن و رساندن آن به دمای مطلوب را دارد.

2-   خط لوله انتقال: که انتقال روغن داغ از بویلر به مصرف کننده و برعکس از این طریق انجام می شود.

3-   پمپ: جهت تامین دبی برای انتقال روغن در سیستم.

4-   مصرف کننده: قسمتی از سیستم که هدف ، رساندن دمای آن به یک دمای مشخص به وسیله روغن داغ است(مانند پرس های تولید نئوپان ، خشک کن های نساجی ، کارخانجات آسفالت و ....)

5-   منبع انبساط: که وظیفه تنظیم فشار و تامین کسری روغن در سیستم را در شرایط اضطراری بر عهده دارد.

 

آنچه که به عنوان خصوصیات یک روغن انتقال حرارت اهمیت دارد موارد زیر هستند:

1-   پایداری اکسیداسیون مناسب

2-   ظرفیت حرارتی زیاد

3-   هدایت حرارتی بالا

4-   قابلیت پمپ شدن

5-   فشار بخار پایین

6-   عدم خوردگی بر قطعات سیستم

7-   نقطه اشتعال بالا

با توجه به موارد بالا روغن های معدنی تقریبا تمامی موارد بالا را دارا بوده و سیال مناسبی برای استفاده در سیستم های انتقال حرارت می توانند با شند به این دلیل در حال حاضر در بیشتر صنایعی که با این سیستم ها کار می کنند از روغن های معدنی به عنوان سیال انتقال حرارت استفاده می شود.

آنچه که در مورد استفاده از روغن های معدنی در این نوع سیستم ها اهمیت دارد انتخاب روغن مناسب برای دمای کار کرد و مرد نظر و کار سیستم در شرایط استاندارد و مراقبت از روغن برای حفظ خصوصیات آن در زمان طولانی تر و جلوگیری از بروز مشکلات مختلف در سیستم است . از اینرو به برخی از نکات مهم در خصوص استفاده از روغن های انتقال حرارت اشاره می کنم:

1-   با توجه به نوع سیستم و دمای کار کرد آن از روغن مناسب استفاده شود. چرا که در صورت استفاده از روغن معدنی در دماهای بالاتر از oC 300 در سیستم های بسته به سرعت باعث اکسیداسیون روغن و تشکیل لجن یا کک در سیستم و اسیدی شدن روغن می شود که در عمل در فاصله زمانی کوتاهی سیستم را از کار خواهد انداخت.

لازم به ذکر است در صورت نیاز به تامین دماهای بالاتر باید از روغن های انتقال حرارت سیلیکونی استفاده شود.

2-   از استفاده از حلال های نفتی مانند سوخت برای شستشوی سیستم در زمان تعمیرات یا تعویض روغن به شدت پرهیز نمایید. چرا که سوخت باعث کاهش ویسکوزیته و نقطه اشتعال در روغن شده و در نتیجه در دماهای بالا احتمال بروز آتش سوزی و یا نشتی از نقاط آب بند بخصوص فلنج های پمپ وجود دارد. برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی در زمان شستشوی با ید روغن هایی که برای این کار ساخته شده اند (روغن فلاشینگ) یا همان روغنی که در سیستم به کار می رود ، مورد استفاده قرار گیرند.

در مقاله های بعدی در خصوص روش های شستشو و روغن های مناسب این فرایند به طور کامل پرداخته خواهد شد.

 

نشتی از پمپ روغن و تشکیل لجن و ایجاد بوی بد.

3-   جلو گیری از ورود آب به سیستم اهمیت بالایی دارد. آب به دلیل تغییر فاز در اثر افزایش دما و تبدیل به بخار ، دچار افزایش حجم بسیار زیادی می شود همچنین به واسطه تراکم پذیر بودن بخار در اثر فشار اختلال در فشار سیستم را شاهد خواهیم بود . هچنین بروز پدیده کاویتاسیون در پمپ و ایجاد صدا در سیستم نیز از نتایج ورود آب به سیستم است، و در نهایت به دلیل عدم چرخش مناسب روغن ، مصرف کننده به دمای مورد نظر نخواد رسید. در کنار همه این موارد وجود آب در روغن باعث تخریب روغن و افزایش خطر زنگ زدگی در سیستم خواهد شد.

4-   بررسی وضعیت کیفی در طول سال بر روی روغنی که در حال کار است می تواند به ما کمک کند تا از وضعیت آن و احتمالا ورود آلودگی هایی مانند آب ، سوخت و . . . به روغن آگاه شویم و قبل از بروز هر مشکلی از آسیب به اجزای سیستم و خرابی روغن جلوگیری کنیم.

 

بررسی انواع کولر گازی

هوا که گرم می شود ، مشکلات مردم هم آغاز می شود. استفاده از کولر های آبی ، دردسر های فراوانی دارد که افزایش مصرف آب و خرابی مکرر کولر تنها دو مشکل اولیه

هستند.
بارها شنیده ایم که خوابیدن زیر باد کولر آبی ، بدن را کرخت میکند .رطوبتی که از طریق دریچه های کولر وارد خانه می شود ، هم باعث درد های استخوانی می شود و هم لوازم چوبی را خراب می کند . برای همین است که سعی می شود ، در مسیر کانال کولر ، یک پیچ وجود داشته باشد تا رطوبت کمتری وارد خانه شود . شرجی شدن هوا در ظهر تابستان یکی دیگر از مشکلات این نوع کولرها بوده و سرانجام باید به اتلاف انرژی زیاد کولرهای آبی اشاره کرد که در حقیقت دور ریختن پول است .

استفاده از پنکه نیز در روزهای گرم تابستان تاثیر چندانی در خنک شدن هوا ندارد . این پنکه ها تنها هوا را با شدت جا به جا می کنند که اگر هوا گرم باشد ، جا به جایی تاثیری در خنک شدن آن ندارد .

طبیعی است که استفاده از خنک کننده هایی مانند کولر گازی یا سیستم تهویه هوا ، راه بهتری برای آسایش در فصل تابستان است . آن هم در کشور گرمی مانند ایران . البته این بدان معنا نیست که کولرهای گازی ، هیچ مشکلی ندارند ، اما قطعا کم مشکل تر هستند .

کولرهای گازی امروزه انواع مختلفی دارند که تقریبا می توانند به سلیقه هر مشتری پاسخ گویند . اما تا پیش از اقبال عمومی به استفاده از کولرهای گازی ، عملا این دستگاه ها از تنوع پایینی برخوردار بودند.
کولرهای گازی قدیمی ، تنها در برخی مناطق خاص مورد استفاده قرار می گرفتند و مثلا در شهری مانند تهران ، استفاده از این نوع کولرها اصلا مرسوم نبود.
اگر یک کولر گازی قدیمی را دیده باشید ، می دانید که به شکل یک مکعب مستطیل ساده بودند که داخل یکی از پنجره های اتاق جاسازی می شدند و نیمی از آن بیرون و نیمی دیگر در داخل اتاق قرار می گرفت. در آن زمان، تنها مکان ویژه ای که روی این کولرها قرار داشت، پرده های خودکار تنظیم کننده جهت وزش باد بود نه از کنترل خبری بود و نه از امکانات ویژه ی که این روزها در کولرگازی ها می بینیم، سر و صدای این کولرها و مصرف زیاد برقشان هم موضوعی بسیار مشکل زا بود.

ما با فراگیر شدن استفاده از کولرهای گازی در اکثر مناطق جغرافیایی به دلیل ویژگی های خاص آن ها و همچنین روند فزاینده گرم شدن کره زمین، عملا کولرهای گازی امروزی آن قدر به امکانات مجهز شده اند که قطعا برای تعیین مدل مناسب دچار مشکل می شوید.

برای آشنایی با انواع کولرگازی و انتخاب یکی از آن ها، ابتدا باید با شکل ظاهریشان آشنا شوید. به قول دوستی، قیافه همه چیز نیست اما استارت اولیه است !
در حال حاضر اگر بخواهیم کولرهای گازی را به لحاظ شکل ظاهری و نوع کاربری شان تقسیم کنیم باید به 3 نوع کولرگازی اشاره کنیم که هر یک بنا به شکل ظاهری شان، کاربردهای متفاوتی دارند. البته باید توجه داشته باشید که به رغم وجود چهار نوع کولرگازی که عبارتند از: کولرهای گازی پنجره ای، کولرهای گازی اسپلیت (دو بخشی)، کولرهای گازی قابل حمل و کولرهای گازی مرکزی در بازار ایران، کولرهای گازی به دو نوع کلی پنجره ای و اسپلیت (دو بخشی) تقسیم می شوند.
کولرهای گازی پنجره ای :

کولرهای گازی پنجره ای تا سال ها، عمومی ترین و پر استفاده ترین نوع کولرهای گازی بودند. این نوع کولرها به دلیل راحتی شان در نصب و راه اندازی، همواره مورد استقبال مصرف کنندگان قرار داشته اند چرا که شما می توانید با خرید یک کولرگازی پنجره ای و نصب آن در داخل یکی از پنجره های اتاقتان از سرمای این کولر لذت ببرید.

کولرهای گازی پنجره ای غالباً برای خنک کردن آپارتمان های کوچک یا 1 الی 2 اتاق مورد استقاده قرار می گیرند. این نوع کولرها هوای گرم و مرطوب اتاق را به داخل خود می کشند و آن را خشک و خنک کرده و دوباره با اتاق باز می گردانند تا محیط اتاق خنک شود. در واقع هوای گرم از طریق یک دهنده گرفته و از فیلتر های مخصوص به بیرون اتاق فرستاده می شود. توجه داشته باشید کولرهای گازی دارای یک واحد تنظیمی هستند که قسمت خشک کننده در جلوی آن قرار دارد و داخل اتاق قرار می گیرد و بخش گرم کننده آن پشت است و عملا بیرون از دریچه یا پنجره ای که کولر را روی آن نصب کرده اید قرار می گیرد.

همان طور که گفته شد کولرهای گازی پنجره ای دارای نصب راحتی هستند و عملا خود شما نیز می توانید این کار را انجام دهید که با این کار دیگر هزینه نصب نخواهید داشت.

اکثر کولرهای گازی پنجره ای بی سرو صدا یا کم صدا هستند. اما چنانچه تمام بخش های کولرگازی در داخل اتاق قرار گیرد سر و صدای آن از سیستم هایی که کمپرسور در بیرون اتاق قرار دارد بیشتر خواهد بود. قطعاً سیستم های کولر پنجره ای حداقل یکی از پنجره های اتاق یا ساختمان شما را مسدود می کند به همین دلیل برای اینکه در فصل سرد سال، سرما وارد خانه تان نشود باید اطراف آن را کاملا بپوشانید اگرچه کولرهای گازی قاعدتا برای نصب روی یک دریچه یا پنجره ساخته شده اند اما با توجه به ضخامت دیوار، برخی از این کولرها را می توان در داخل یک قالب قرار داد و با استفاده از چند قلاب یا بازوی محکم جای سیستم را روی دیوار محکم کرد و قطعا برای این کار بهتر است با بخش خدمات پس از فروش مربوط تماس بگیرید.

کولرهای گازی اسپلیت (دو بخشی) :

کولرهای گازی اسپلیت (دو بخشی) شبیه سیستم های تهویه مرکزی هستند با این تفاوت که این نوع کولرهای گازی از مدل های پنجره ای گران تر اما از مدل های پنجره ای گران تر اما از مدل های تهویه مرکزی ارزان تر هستند.

این نوع کولرها به تازگی طرفداران فراوانی یافته اند و از انواع چند دریچه آن ها بسیار استفاده می شود.

کولرهای گازی اسپلیت دارای یک سیستم خاص هستند که در داخل آن جاسازی شده و نقش تنظیم کننده را ایفا می کند. کمپرسور در بیرون منزل قرار می گیرد و تنظیم کننده هوا نیز در داخل ساختمان است.

برخی مدل های این نوع کولرگازی دارای چند تنظیم کننده هوا هستند که از یک کمپرسور استفاده می کنند.

کولرهای گازی اسپلیت عموما برای فضاهای بزرگ یا خنک سازی چند اتاق به طور همزمان استفاده می شوند. توجه داشته باشید اسپلیت ها بر اساس نوع هواکش هایشان انواع مختلفی دارند که برخی از هواکش ها در داخل ساختمان و برخی نیز روی دیوار و برخی دیگر روی سقف کار گذاشته می شوند. برای استفاده از انواع این هواکش ها قطعا باید با کارشناس مربوط صحبت کنید. کولرهای گازی اسپلیت نه تنها نسبت به کولرهای گازی پنجره ای گران تر هستند بلکه برای نصب آن ها حتماً نیازمند کمک یک کارشناس هستید. در واقع کارشناس مربوط باید میزان مایع خنک کننده، برق و خشکی هوا را با هم هماهنگ کند.

مهمترین ویژگی این نوع کولرها کم صدا بودن آن هاست و این امر به دلیل نصب کمپرسور در بیرون از منزل یا اتاق است.

برای نصب کولرهای گازی اسپلیت شما نیازمند خرید لوله هستید، این لوله ها بخش های داخلی و خارجی را به یکدیگر وصل می کنند. اندازه و متراژ لوله ها بستگی به این دارد که بخش های داخلی چه میزان از بخش های خارجی دور هستند. البته در حال حاضر گارانتی های مختلف هریک بر اساس ویژگی ها و نوع خدماتی که ارائه می دهند هزینه نصب (آهنگری و برق کاری) را دریافت می کنند و برخی نیز وسایل اضافی همچون لوله ها و بست ها را یا جزو خدمات پس از فروش به شمار می آورند یا اینکه هزینه آن را جداگانه دریافت می کنند، پس باید به این نکته توجه داشته باشید که هزینه نصب و خرید وسایل اضافی همچون لوله و غیره بر عهده شما یا خدمات پس از فروش کولرگازی مربوط است.

در کولرهای گازی اسپلیت مفهومی تحت عنوان منطقه دو گانه که در واقع شامل دو تنظیم کننده هوا می شود و منطقه سه گانه که شامل سه تنظیم کننده هوا می شود وجود دارد. نوصیه می شود برای هر اتاق یک تنظیم کننده هوا داشته باشید اما اگر می خواهید فضاهای باز که شامل بیش از یک اتاق هستند را خنک کنید باید از یک اتاق هستند را خنک کنید باید از یک تنظیم کننده هوا استفاده کنید که میزان تولید انرژی (BTU) آن مناسب باشد.

کولرهای گازی متحرک :

کولرهای گازی متحرک در مقایسه با یکدیگر کولرهای گازی به لحاظ کارآیی از انعطاف بیشتری برخوردارند. چنانچه اغلب این نوع کولرهای گازی دارای چرخ هستند و 2 تا 3 متر طول دارند از آنجایی که این کولرها کلا در یک بدنه قرار دارند تهویه هوای آن ها از طریق دهانه ای که 3 تا 5 سانتی متر قطر دارد صورت می گیرد. غلظت گرفته شده در قالب مایع در یک سطل جمع می شود و سپس از طریق یک دهانه مجدداً به هوا بازگردانده می شود.

برای انتخاب یک کولرگازی، شما باید بدانید که چه نوع سیستم غلظت گیری برایتان مناسب است. مهمترین مزیت کولرهای گازی متحرک سهولت در جا به جایی آنها است ضمن آنکه هیچ پنجره ای را نیز به عنوان هواکش نیاز ندارند و با کمی تغییر می توان یک سیستم متحرک را در یک پنجره، در کشویی یا سقف نصب کرد. برخی از آنها حتی دارای سطل ها یا سینی های غلظت هستند که باید زود به زود خالی شوند. اکثر کولرهای گازی متحرک دارای یک جعبه نصب برای قرار گرفتن در پنجره یا در کشویی هستند. این در حالی است که برخی از این کولرها دارای نوار حرارتی و برخی نیز دارای پمپ های حرارتی هستند که هوای گرم را به بیرون از اتاق هدایت می کنند.

اکثر کولرهای متحرک برای نصب در پنجره ها و درهای کشویی ساخته شده اند و حتی آنها را می توانید داخل دیوار یا سقف نیز به کار ببرید.

کولرهای گازی شبکه ای :

کولرهای گازی شبکه ای که تحت عنوان سیستم های PTAC شناخته می شوند از بخش های جداگانه گرمایش و سرمایش تشکیل شده اندکه اغلب در دیوار کار گذاشته می شوند.

این سیستم ها دارای قطعات سرمایش هستند و از چرخه معکوس تولید و تهویه به عنوان منبع حرارتی اصلی خود استفاده می کنند و عموماً دارای تجهیزات گرمایی دیگر نیز هستند این نوع سیستم ها غالباً بزرگ تر از انواع سیستم هایی هستند که در دیوار کار گذاشته می شوند و در هتل ها و متل ها مورد استفاده قرار می گیرند

نویسنده: امیر ناجی - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/۱٠

ایمان از دیدگاه قران

ایمان اسلامی، ایمانی که در قرآن کریم آمده است یعنی شناخت جهان به طور کلی آنچنانکه هست. ایمان یعنی شناخت مبدأ جهان، شناخت جریان جهان، شناخت نظام جهان و شناخت اینکه جهان به چه نقطه ای برمی گردد. می گویند اینکه در قرآن از ایمان به خدا، ایمان به ملائکه خدا که وسائط و پله های وجود هستند، ایمان به مخلوق بودن عالم، ایمان به اینکه خدا عالم را وانگذاشته و هدایت کرده و از آن جمله بشر را به وسیله انبیاء هدایت نموده و ایمان به اینکه همه چیز از خدا آمده است و به خدا برمی گردد که اسمش معاد است سخن به میان آمده، مقصود همان «شناخت جهان» است و چیز دیگری نیست. این حکما در تفاسیر خودشان همیشه ایمان را به صورت معرفت و شناخت و به صورت حکمت تفسیر می کنند، می گویند ایمان یعنی شناخت، اما شناختی که یک شناخت فلسفی و یک شناخت حکیمانه است، نه " شناخت علمی " که شناخت جزئی است. شناخت فلسفی و کلی و حکیمانه یعنی اینکه مبدأ و منتهای جهان و مراتب هستی و جریانهای کلی جهان را کشف کنیم و بدانیم.

معمولا کتب فلسفی ما ایمان اسلامی را فقط به شناخت تفسیر می کنند. می گویند: ایمان در اسلام یعنی شناخت و بس، ایمان به خدا یعنی شناخت خدا، ایمان به پیغمبر یعنی شناخت پیغمبر، ایمان به ملائک یعنی شناخت ملائک، ایمان به " یوم الاخر " (معاد) یعنی شناخت معاد، و هر کجا که در قرآن (کلمه) " ایمان " آمده است معنایش معرفت و شناخت است و غیر از این چیزی نیست. این مطلب به هیچ وجه با آنچه که اسلام می گوید قابل انطباق نیست. در اسلام، " ایمان " حقیقتی است بیش از شناخت. شناختن همان دانستن است. کسی که آب شناس است، آب را می شناسد همچنانکه یک ستاره شناس ستاره ها را می شناسد، یک جامعه شناس جامعه را می شناسد، یک روانشناس روان را می شناسد، یک حیوان شناس حیوان را می شناسد. " می شناسد " یعنی چه؟ یعنی نسبت به آن روشن است، آن را درک می کند. آیا " ایمان " در قرآن یعنی فقط " شناخت "؟ ایمان به خدا یعنی فقط خدا را درک کردن؟ نه، درست است که شناخت، رکن ایمان است، جزء ایمان است و ایمان بدون شناخت، ایمان نیست ولی شناخت تنها هم ایمان نیست. ایمان گرایش است، تسلیم است، در ایمان عنصر گرایش، عنصر تسلیم، عنصر خضوع و عنصر علاقه و محبت هم خوابیده است ولی در شناخت، دیگر مسئله گرایش (مطرح) نیست. اگر یک نفر ستاره شناس است، معنایش این نیست که به ستاره گرایشی هم دارد، نه، ستاره را می شناسد. اگر یک نفر معدن شناس یا آب شناس است، معنایش این نیست که به معدن یا آب گرایشی هم دارد. ممکن است انسان چیزی را بشناسد که از آن بسیار تنفر دارد. احیانا در سیاستها، دشمن، دشمن خود را از خودش بهتر می شناسد. مثلا ممکن است افرادی که در اسرائیل عرب شناس و مسلمان شناس و حتی به یک معنا اسلام شناس باشند، از تعداد اینگونه افراد در بین خود مسلمانان، بیشتر باشند. مسلم است که در اسرائیل مصرشناس، سوریه شناس یا الجزایر شناس خیلی بیشتر از ایران وجود دارد. اصلا در ایران شاید مصر شناس واقعی یک نفر هم نداشته باشیم، ولی آنها صدها نفر دارند. در مصر هم اسرائیل شناس خیلی زیاد دارند. ولی آیا معنی اینکه اسرائیل، مصر را می شناسد این است که نسبت به آن گرایش دارد؟ یا معنی اینکه مصر، اسرائیل را می شناسد این است که نسبت به آن گرایش دارد؟ اتفاقا برعکس است، چون اینها از یکدیگر تنفر دارند.

از مباحث پیش روشن شد که انسان نمی‏تواند بدون داشتن ایده و آرمان و ایمان ، زندگی سالم داشته باشد و یا کاری مفید و ثمر بخش برای بشریت و تمدن بشری انجام دهد انسان فاقد هرگونه ایده و ایمان ، یا به صورت‏ موجودی غرق در خودخواهی در می‏آید که هیچوقت از لاک منافع فردی خارج‏ نمی‏شود ، و یا به صورت موجودی مردد و سرگردان که تکلیف خویش را در زندگی در مسائل اخلاقی و اجتماعی نمی‏داند انسان دائما با مسائل اخلاقی و اجتماعی برخورد می‏نماید و ناچار باید عکس العمل خاصی در برابر اینگونه‏ مسائل نشان بدهد انسان اگر به مکتب و عقیده و ایمانی پیوسته باشد تکلیفش روشن است ، و اما اگر مکتب و آئینی تکلیفش را روشن نکرده باشد همواره مردد و سر می‏برد ، گاهی به این سو کشیده می‏شود و گاهی به آن سو ، موجودی می‏گردد نا هماهنگ آری ، در اصل ضرورت پیوستن به یک مکتب و یک ایده تردیدی نیست

آن چیزی که لازم است مورد توجه واقع شود این است که تنها ایمان مذهبی‏ قادر است که انسان را به صورت یک " مؤمن " واقعی در آورد ، هم‏ خودخواهی و خودپرستی را تحت الشعاع ایمان و عقیده و مسلک قرار دهد ، و هم نوعی " تعبد " و " تسلیم " در فرد ایجاد کند به طوری که انسان در کوچکترین مسئله‏ای که مکتب عرضه می‏دارد به خود تردید راه ندهد ، و هم آن‏ را به صورت یک شی‏ء عزیز و محبوب و گرانبها در آورد در حدی که زندگی‏ بدون آن برایش هیچ و پوچ و بی معنی باشد ، و با نوعی غیرت و تعصب از آن حمایت کند

گرایشهای ایمانی مذهبی موجب آن است که انسان تلاشهائی علی رغم‏ گرایشهای طبیعی فردی انجام دهد و احیانا هستی و حیثیت خود را در راه‏ ایمان خویش فدا سازد این در صورتی میسر است که ایده انسان جنبه تقدس‏ پیدا کند و حاکمیت مطلق بر وجود انسان بیابد تنها نیروی مذهبی است که‏ قادر است به ایده‏ها تقدس ببخشد و حکم آنها را در کمال قدرت بر انسان‏ جاری سازد

گاهی افرادی نه از راه ایده و عقیده مذهبی بلکه تحت فشار عقده‏ها ، کینه توزی‏ها ، انتقام گیری‏ها و بالاخره به صورت عکس العمل شدید در برابر احساس فشارها و ستمها ، دست به فداکاری می‏زنند و از جان و مال و همه‏ حیثیات خود می‏گذرند ، همچنانکه نظایرش را در گوشه و کنار جهان می‏بینیم

ولی تفاوت یک ایده مذهبی و غیر مذهبی این است که آنجا که پای عقیده‏ مذهبی به میان آید و به ایده قداست ببخشد ،

فداکاریها از روی کمال رضایت و به طور طبیعی صورت می‏گیرد فرق است میان کاری که‏ از روی رضا و ایمان صورت گیرد که نوعی انتخاب است ، با کاری که تحت‏ تاثیر عقده‏ها و فشارهای ناراحت کننده درونی صورت می‏گیرد که نوعی انفجار است

ثانیا اگر جهان بینی انسان ، صرفا جهان بینی مادی و براساس انحصار واقعیت در محسوسات باشد ، هر گونه ایده پرستی و آرمانخواهی اجتماعی و انسانی برخلاف واقعیات محسوسی است که انسان در آن هنگام در روابط خود با جهان احساس می‏کند

آنچه نتیجه جهان بینی حسی است خودپرستی است نه ایده پرستی ایده پرستی‏ اگر براساس یک جهان بینی که نتیجه منطقی‏اش آن ایده است نباشد از حدود خیالپرستی تجاوز نمی‏کند ، یعنی انسان باید جهانی مجزا از واقعیتهای موجود در درون خود و از خیال خود بسازد و با همان خوش باشد ولی اگر ایده پرستی‏ ناشی از دین و مذهب باشد ، متکی به نوعی جهان بینی است که نتیجه منطقی‏ آن جهان بینی پیروی از ایده‏ها و آرمانهای اجتماعی است ایمان مذهبی‏ پیوندی است دوستانه میان انسان و جهان ، و به عبارت دیگر نوعی هماهنگی‏ است میان انسان و آرمانهای کلی جهان ، اما ایمان و آرمانهای غیر مذهبی‏ نوعی " بریدگی " از جهان و ساختن جهانی خیالی برای خود است که به هیچ‏ وجه از جهان بیرون حمایت نمی‏شود

ایمان مذهبی تنها یک سلسله تکالیف برای انسان علی رغم تمایلات طبیعی‏ تعیین نمی‏کند ، بلکه قیافه جهان را در نظر انسان تغییر می‏دهد ، عناصری‏ علاوه بر عناصر محسوس ، در ساختمان جهان ارائه می‏دهد ،

جهان خشک و سرد مکانیکی و مادی را به جهانی جاندار و ذی‏ شعور و آگاه تبدیل می‏کند ایمان مذهبی تلقی انسان را نسبت به جهان و خلقت دگرگون می‏سازد

ویلیام جیمس فیلسوف و روانشناس آمریکائی اوایل قرن بیستم می‏گوید : دنیائی که یک فکر مذهبی به ما عرضه می‏کند نه تنها همان دنیای مادی‏ است که قیافه آن عوض شده باشد بلکه در ساختمان آن عالم چیزهای بیشتری‏ است از آنچه یک نفر مادی می‏تواند داشته باشد ( 1 )

گذشته از همه اینها گرایش به سوی حقایق و واقعیاتی مقدس و قابل‏ پرستش ، در سرشت فرد فرد بشر هست انسان کانون یک سلسله تمایلات و استعدادهای غیر مادی بالقوه است که آماده پرورش است تمایلات انسان‏ منحصر به تمایلات مادی نیست و گرایشهای معنوی صرفا تلقینی و اکتسابی‏ نیست این حقیقتی است که علم آن را تایید می‏کند

ویلیام جیمس می‏گوید : هر قدر انگیزه و محرک میلهای ما از این عالم سرچشمه گرفته باشد ، غالب میلها و آرزوهای ما از عالم ماوراء طبیعت سرچشمه گرفته ، چرا که‏ غالب آنها با حسابهای مادی جور در نمی‏آید ( 2 )

این میلها چون وجود دارد باید پرورش یابد و اگر درست پرورش نیابد و مورد بهره برداری صحیح واقع نشود در یک مسیر انحرافی واقع می‏شود و زیانهای غیر قابل تصوری به بار می‏آورد ،

همچنانکه بت پرستیها ، انسان پرستیها ، طبیعت پرستی‏ها و هزاران پرستشهای دیگر معلول همین جریان‏ است

اریک فروم می‏گوید : هیچکس نیست که نسبت به دینی نیازمند نباشد و حدودی برای جهت یابی و موضوعی برای دلبستگی خویش نخواهد او خود ممکن است از مجموعه معتقداتش‏ به عنوان دین ، ممتاز از عقاید غیردینی آگاه نباشد ، و ممکن است برعکس‏ ، فکر کند که هیچ دینی ندارد و معنای دلبستگی خود را به غایاتی ظاهرا غیردینی مانند قدرت و پول یا کامیابی فقط نشانه علاقه به امور عملی و موافق مصلحت بداند مساله بر سر این نیست که انسان دین دارد یا ندارد بلکه این است که کدام " دین " را دارد ( 1 )

مقصود این روانشناس این است که انسان بدون تقدیس و بدون پرستش‏ نمی‏تواند زندگی کند فرضا خدای یگانه را نشناسد و نپرستد ، چیزی دیگر را به عنوان حقیقت برتر خواهد ساخت و او را موضوع ایمان و پرستش خود قرار خواهد داد

پس چون ضرورت دارد بشر ایده و آرمان و ایمانی داشته باشد ، و از طرفی‏ ایمان مذهبی تنها ایمانی است که قادر است بشر را زیر نفوذ واقعی خود قرار دهد ، و از طرف دیگر انسان به حکم سرشت خویش در جستجوی چیزی است‏ که آن را تقدیس و پرستش کند ، تنها راه این است که ایمان مذهبی را تقویت کنیم

قرآن کریم اولین کتابی است که اولا در کمال صراحت ، ایمان مذهبی را نوعی هماهنگی با دستگاه آفرینش خوانده است :

« ا فغیر دین الله یبغون و له اسلم من فی السموات و الارض »( 1 )

آیا چیز دیگری جز دین خدا را جستجو می‏کنند و حال آنکه هر که در آسمانها و زمین است سر بر فرمان او است

و ثانیا ایمان مذهبی را جزء سرشت انسانها معرفی کرده است : « فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها »( 2 )

حق گرایانه روی خود را به سوی دین کن ، همان که سرشت خدائی است که‏ مردم را بر آن سرشته است

 

نویسنده: امیر ناجی - دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩

ایران کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقهٔ خاورمیانه است. نام رسمی آن جمهوری اسلامی ایران و پایتخت آن تهران است. پهناوری این کشور ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع (۱۸ام درجهان) است و بر پایهٔ آمار سال ۱۳۸۵ هجری خورشیدی، ۷۰ میلیون و ۴۷۲ هزار تن جمعیت داشته‌است و هرساله حدود یک میلیون تن به جمعیت این کشور افزوده می‌شود.[۱]

در شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و ترکمنستان؛ در شرق با افغانستان و پاکستان؛ و در غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین دارای مرز دریایی در شمال با دریای خزر و در جنوب با خلیج فارس و دریای عمان است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

نظام سیاسی ایران برپایهٔ قانون اساسی مصوب ۱۳۵۸ (بازنگری ۱۳۶۸) پایه‌ریزی شده‌است. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب، ولایت فقیه است که اکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای است. اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت دارای تاریخی کهن است و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌رود.

ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا دارای موقعیتی راهبردی است. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و سازمان اکو است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است.[۲]

وجه تسمیه

واژهٔ ایران در فارسی باستان «آئیریانا» و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و برگرفته از شکل‌ قدیمی «airya nama» و به معنای «سرزمین مردمان اصیل» است. در کردستان ایران هنوز ایران با همان نام کهن «اِران» تلفظ می‌شود. در اسناد تاریخی کردستان نیز همواره از این نام استفاده‌شده‌است.[نیازمند منبع]

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، فارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفته‌است. همچنین در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی "airya" است.[نیازمند منبع] ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.

نام ایران در لغت به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود.[۳]، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در میان اروپاییان با نام «پرشیا» شناخته می‌شد.[۴][پیوند مرده] که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم مورد کاربرد قرار گرفت. نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبان‌های اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگی‌اش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی بیشتر نام ایران به کار برده می‌شود.

زمین‌شناسی

پراکندگی ناهمواری‌ها در ایران

ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است.

از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود است. بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری است. حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی است و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است. بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) می‌باشد. از دید جغرافیایی، غربی‌ترین شهر ایران کلیساکندی؛ شرقی‌ترین شهر جالق؛ شمالی‌ترین شهر پارس آباد؛ و جنوبی‌ترین شهر چابهار است.[۵]

 

نویسنده: امیر ناجی - دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩

اکوسیستم جنگلها، اهمیت و نقش آن درطبیعت                                                                                           

  مقدمه                                                                                                                                            

      جنگلها  شاهکار خلقت  و طبیعت و یکی از  گرانبها ترین  و زیباترین  منابع  خدادادی است. در قرآن مجید  خداوند ، 800  آِیه را به طور مستقیم  و غیر  مستقیم به  آن اختصاص داده است. خداوند می فرماید « اوست خدایی که  آب  را  از  آسمان  فرستاده  و تا از آن  بیاشامید  و درخت بکارید و آن  را پرورش دهید.  ( آیه 10  سوره  النحل)

   در احادیث  مختلف  که  از پیامبران  و امامان  ما   در دست داریم  تأکید فراوانی   بر حفظ  و صیانت  از درختان کرده اند. ایرانیان قدیم  و پادشاهان  ایران  در زمان  قدیم  نیز  ارزش  و اعتبار زیادی  نسبت  به درختکاری  قائل بوده اند بویژه  دین  زردشت  بر این موضوع تأکید فراوانی دارد.

     امروزه اکوسیستم جنگلها بیش از پیش مورد توجه می باشد. زیرا یکی از ارکانهای اصلی توسعه پایدار در هر کشوری بحساب می آید. در دنیای   معاصر ارزش  تولیدی  جنگلها  رقمی  نزدیک به 120 میلیارد دلار  است  واز نظر  اشتغال  8/6  درصد  کارگران  صنعتی  جهان  در این بخش  کار می کنند.

     مساحت جنگلهای  جهان  4 میلیارد هکتار  است  یعنی  29 درصد از  خشکیهای  زمین  می باشد. این میزان جنگلها  بین همه کشورها  به نسبت مساوی  تقسیم نشده است و اغلب  آن در کشورهای  آمریکا ،  کانادا و روسیه قرار دارند. سالانه  83 میلیون و 484  هزار هکتار  از جنگلهای  جهان نابود  می شود طبق  گزارش  بانک  جهانی  اگر  در هر  دو متر  مربع جنگل  یک  درخت  و جود داشته  باشد  هر سال  بیش از 410  هزار میلیارد  درخت قطع می شود. ( گزارش  روزنامه ایران  ، شماره 3878    ) مطابق  نظر  کارشناسان جهانی از جمله   فائو  چنانچه سطح  جنگلهای  هر کشوری  کمتر از  25 درصد  خاک   آن کشور باشد،  از نظر  محیط زیست انسانی در وضعیت بحرانی قرار دارد.

    در حال حاضر  سطح  پوشش جنگلی در کشور ایران  5/7 درصد می باشد .سرانه  جنگل  در جهان  8/0 هکتار  است  ولی در ایران  2/0 هکتار  ، بنابر این  ایران یکی از کشورهایی است که  از لحاظ  منابع جنگلی  بسیار فقیر می باشد. سطح جنگلهای  کشور ایران از 40 سال گذشته  تاکنون حدود  11 درصد کاهش  را نشان می دهد  و به گفته کار شناسان جنگل،  بیشترین  تخریب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است .در سالهای اخیر  با کشت نهال  بخشی  از کاهش ها جبران شده است.با وجود همه  اوصاف  هر نقطه  که  درختی  وجود دارد می بایستی به  نقش و اهمیت  آن  توجه شود و نسبت  به آگاهی  افراد نیز اقدام کرد.در این  تحقیق سعی شده است که  اکوسیستم جنگلها  مورد بررسی  و  بسیاری از  اهمیتهای  آن نیز  نوشته شود .  از آنجایی که  صفحات  زیادی از  کتب جغرافیا در مدارس  به پوشش  گیاهی  و جنگلها  اختصاص داده شده است . این مجموعه می تواند نقش مهمی  در افزایش آگاهی  پیرامون جنگلها  داشته  باشد.

    اکوسیستم  جنگلی

     اکو سیستم  یک کلمه  یونانی است و تشکیل شده است از  دو کلمه  بنام  ایکوس  و  سیستم کلمه ایکوس  به معنای خانه و سیستم  نیز به معنای نظام حاکم بر آن سکونتگاه  می باشد. این واژه در سال 1935 بوسیله یک اکولوژیست انگلیسی بنام تانسلی مطرح گردید. اکوسیستم عبارت است از واحدی که شامل تمامی موجودات زنده و محیط  غیر زنده می باشد که آنها را احاطه کرده است ودر ارتباط متقابل با یکدیگر می باشند.در زبان  فارسی اکوسیستم  بمعنی« بوم  ساز واره » می گویند . (نیشابوری، 1376،ص 12)بزرگترین وکاملترین اکوسیستمی  که در تاریخ کره زمین می شناسیم شامل تمام اشکال زندگی گیاهی  و جانوری  و با محیط که در ارتباط  کامل می باشند بوم  سپهر یا زیست سپهر گویند.

     دلیل  پیدایش اکوسیستم این است که که مو جودات  زنده  بخش جدایی  ناپذیر  از محیط  بخش غیر زنده ،  و نمی توانند  خارج از  محیطهای  خاص زندگی کنند.

 ساختار  اکوسیستم  بدین صورت است  که  از دو  بخش  زنده  و غیر زنده  تقسیم  می شود غیر  زنده  مانند :  نور ، بارش، مواد معدنی ، خاک،  آب و هوا وگازها و مواد ی  از قبیل  گوگرد ، کربن ، ازت ، هیدروژن و غیره در چرخه بیوشیمیایی شرکت دارند. ترکیب  زنده  به ساختار  غذایی اکوسیستم  ارتباط دارد که  در نتیجه  موجودات  زنده در پایه روابط غذایی و اقع اند. مانند  تولید کنندگان و

مصرف کنند گان در این مبحث بیشتر تولیدکنندگان سبز مورد توجه می باشد که توانایی بکاربردن انرژی خورشیدی را  برای ایجاد هیدروکربورها ،عناصر غیر آلی ساده از جمله کربن هیدرو ژن  و اکسیژن دارند و جزء خود خوار ها هستند.

فرایند فتوسنتز مهمترین فعالیت گیاها ن می باشد که  نقش  مهمی  در زنجیره غذایی  دیگر  گروهها دارند.  در اکوسیستم جنگلی باید به  بازخورد ها  نیز توجه کرد که  در پایداری و ناپایداری  سیستمهای یک اکوسیستم  نقش دارند و به دو صورت منفی و مثبت ظاهرمی شوند . هر گونه دخالت  نا بجا انسان در اکو سیستم جنگلی موجب بهم خوردن  تعادل در این  مجموعه می شود و در نهایت موجب ناپایداری  اکوسیستم خواهد شد. عموماً بازخورد های  مثبت  نقش مهمی  در ناپایداری سیستم ها دار ند. در جهان کنونی که  انسان  بازیکر اصلی  می باشد نتیجه  فعالیت اکوسیتمها  هریک به نوعی در حیات انسانها نقش  دارند  و دراین میان  جنگلها  از  جایگاه ویژه ای بر خوردار می باشند.بنابر این  هرگونه  دخالت نابجا  در اکوسیستم ها در نهایت  به ضررانسانها  تمام خواهد شد.مجموعه اجزاء اکوسیستم  جنگلی  لازم  و ملزوم  یکدیگرند، اکوسیستم  پایدار  اکوسیتمی است  که  تولیدکنندگان  آن  با شرایط  محیط  حالت  تعادل  را  داشته  باشد.( نیشابوری ، 1376 ، ص 83)

 در یک اکوسیستم جنگلی  نور خورشید  ، بارش، مواد معدنی ، خاک  ، آّ ب و هوا  اجزاء غیر  زنده است و گیاهان  نور خورشید  را در یافت می کنند و با عمل  فتوسنتز  غذا سازی می کنند . گیاهان در چرخه های  مختلف  از جمله  در چرخه  آب ،کربن ، بیوشیمیایی و خاک نقش دارند.

  اهمیت  جنگلها

   1-  پوشش گیاهی و خاکبر گها  نقش مهمی در جلوگیری از فرسایش خاک بر عهده دارند ، گیاهان از برخورد مستقیم  قطرات باران با زمین جلوگیری کرده و باران به آرامی   به زمین بر خورد می کنند. این نقش هم در جذب آب و هم درجلو گیری از فرسایش خاک  مؤثر می باشد. پوشش گیاهی از  مسایل  حیاتی  در مدیریت  منابع  خاک  بشمار  می رود. ( رامشت ، 1375 ، ص 106)

2- جنگلها  و مراتع دراثر فعالیت  جانداران و ریشه دواندن گیاهان و درختان به داخل  خاک  مناطقی  ایجاد میکنند که  آب قادر است در آن نفوذ  کند.  نفوذ  یک لیتر آب در جنگلهای پهن برگ 7 دقیقه  و 40 ثانیه  در زمین کشاورزی 46 دقیقه 26 ثانیه ودر خارج از جنگل 40ساعت و40 ثانیه طول می کشد.

3- جلوگیری از فرسایش خاک ، چنانچه هرکیلوگرم خاک فرسایش یابد  هفتاد و پنج کیلوگرم ازت ، بیست و چهار کیلوگرم فسفر و هشت کیلوگرم پتاس در هر هکتار  از مزارع  از زمین از میان خواهد رفت.بعنوان مثال  در  مناطق پر بار ان  مهمترین  کنترل  کننده  فر سایش  پوشش گیاهی  می باشد. (  رامشت ، 1375، ص75)

4- در بیابانها فرسایش بادی غلبه دارد . درختان  و به عبارتی  پوشش گیاهی مانع حرکت شنهای روان می شوند .امروزه یکی از عوامل شدت  بیابانزایی نبود پوشش گیاهی است به گفته محققین جنگلها قبل از ملتها و بیابانها  بعد از  ملتها بوجود  آمده اند.

5- پوشش گیاهی  با سایه انداختن بر محیط خشک بیابان مانع از  تبخیر شدید آب می شود.

 6- پوشش گیاهی در اثر  تبخیر و تعرق در یک محیط موجب تعدیل آب  و هوا  و ایجاد باران می شود.  تقریباً 3 درصد بارانهای کره زمین را جنگلها  ایجاد می کنند.

 7-در اطراف فرودگاها کمربند سبز ایجاد می کنند تا از سروصدای ناشی ازهواپیماها جلوگیری کنند.

 8- ایجاد کمربند سبز دراطراف شهر ها از نفوذ  باد ها وگرد و غبار جلوگیری می کند و امروزه در هربرنامه ریزی شهری ایجاد پارکها وکمربند سبز از اصول شهر سازی  بکار می رود.

 9 - پناهگاه انو اع حیوانات و حفظ  گونه های درختی

10- تولید خاک و نگهداری از خاک و ثبات آن گیاهان نقش اصلی دارند.

  11- جلوگیری از سیلابهای وسیع  و فرسایش خاک در واقع حفاظت از آب و خاک که مایه حیات و خاک بستر حیات می باشد.  طبق محاسبات بعمل آمده سالیانه 75 بیلون تن خاک در جهان فرسایش می یابدکه در اروپا یک بیلیون تن و در آسیا25 بیلون تن

ودر آفریقا20 برابر بیشتر، در یک محاسبه در کشور مالزی به این نتیجه رسیدند جایی که 94 درصد پوشیده از جنگل باشد یک دوم تن خاک ودر صورتیکه 64 درصد  پوشش داشته باشد 3.10 تن  خاک  فرسایش می یابد.

 12- لاشبرگها همانند اسفنجی آب را جذب می کنند به همین دلیل است که محیط  جنگل قادر است تا 40 برابر  بیشتر  از محیط  غیر جنگلی آب را جذب کند.

14- گیاهان  در یک اکوسیستم در ابتدای اکوسیستم قرار دارند و با نابودی آ ن دیگر سیستمها نیز نابود خواهند شد.

 15- در گردنه ها و مناطق کوهستانی  درختان مانند پایه ای لایه های عظیم برف را  در سطح دامنه های پرشیب دوخته و از حر کت آنها جلوگیری می کنند.

 16- لاشبرگها  پس از پوسیده شدن   تبدیل  به  هوموس شده واز فرسایش بیشتر خاک جلوگیری می کنند.

 17-جلوگیری از فرسایش خاک نقش مهمی در جلوگیر ی افزایش رسوب پشت سد ها دارد. در سال1361 هشتصد میلیون متر مکعب رسوب در مخرن سد سفید رود جمع شده است.

 18 -  تشکیل سفره های آب زیر زمینی و نهایتاً  پیدایش  چشمه ها و  رود خانه

  20-تولید اکسیژن و جلوگیری از افزایش دی اکسیدکربن و جلوگیری از تخریب لایه ازون

 21- تعدیل آب و هوا در تابستان زمین انرژی حرارتی خورشید را جذب می نمایدو در زمستان به منزله  روپوش مانع از از دست رفتن حرارت می گردد.

 22- جلوگیری از حرکات دامنه ای  مانند لغزش و........

 23- ریشه گیاهان رطوبت پسند آب اضافی را جذب و مانع از شکل گیری لغزش می شود.

 24- از جنگلها به عنوان پشتوانه کشاورزی  و عامل  افزایش تولیدات یاد می کنند. آب رود خانه ها که در نواحی جنگلی جریان دارند ،حاوی مواد آلی غنی هستند . زیرا آب باران  باعبور ازلاش برگها که حاوی مواد غذایی است به زیرزمین رفته یا از روی آن عبور کرده و به زمینهای کشاورزی می رسند.

25- در ارتباط با تنظیم آب هوا توسط جنگلها تخمین زده می شود که کل موجودی  محصول جنگلهای جهان 650 تا 950 بیلیون تن می باشد. یعنی معادل 475 تا 825 بیلیون تن کربن است.جنگلهای جهان مخزن کربن دنیا هستند و وفتی تخریب شوند این  ماده  بصورت گاز کزبنیک متصاعد می شوند. امروزه میزان زیادی از دی اکسید کربن در دنیا  35 تا 50 درصد  آن مربوط به تخریب و آتش زدن  جنگلهااست.  بنابر این  هوای کره زمین  5/0 تا 7/0درجه گرم  شده است.

1-  چشم انداز طبیعی که به هر سکونتگاه  می بخشد امروزه  ایجاد کمربند سبز از اصول شهرسازی در دنیا  می باشد.

 2- جنگلها نقش مهمی در تلطیف هوا دارند. مقداری زیادی از گرد و غبار  ، میکروبها و باکتریها و ویروسها ی موجود در هوا  را که در اثر  جریان هوا در حرکت هستند  جذب نموده و یا مانع از ورود به داخل سکونتگاه ها می شوند. در هر هکتار 68 تن گرد و غبار  را رسوب می کنند.

 3- جذب دی اکسیدکربن و تولید اکسیژن و ایجاد هوای پاک از اهمیت  شاخص  جنگلهاست.

 4- استفاده از سایه درختان در فصل  گرما

 5- محل  تفرجگاه و جنبه توریست جنگلها ، احداث پارکها در داخل شهر ها از الزا مات برنامه ریزی شهری می باشد

 6- جنگلها را ریه زمین می دانند  . نمونه این جنگلها مناطق استوایی هستند که سالیانه میلیونها تن گازکربنک را جذب  می کنند هر هکتار جنگل راش12 تن  اکسیژن تولید می کند.

- تحقیقات  نشان می دهد که  رادیو اکتیو  موجود در بالای تاج درختان 32 برابر  بیشتر از سطح زیر پای درختان می باشد. در بین رسوبات جذب شده  توسط درختان ، سرب یکی از مهمترین  مواد سمی است.

 8- وجود  انواع حیوانات در جنگل که زیباییهای آن را بیش از پیش  آفزایش می دهد.

  9-جنگلها همانند دیواری مستحکم در مقابل گسترش سروصدای  موجود دریک محیط عمل می کنند. با افزایش  شهر نشینی سروصدای ناشی از کارخانجات و وسایل نقلیه و فرود گاهها زیاد شده که موجب بیماریهای عصبی و روانی  در شهر های  بزرگ شده است.

 10- جنگلها دمای محیط را کاهش د اده و با جذب  نزولات آسمانی وسپس تبخیر و بر گشت دادن آن به هوای محیط موجب بالارفتن  رطوبت می شود . محیط جنگلی در زمسان گرم تر ودر تابستان خنک تر می باشند.  محیط جنگلی ضمن ایجاد فضای زیبا  شاداب و آرام  را به وجود می آورد.

نقش  اقتصادی جنگلها   

     از دید گاه  علم  اقتصاد نقش تولیدی  جنگلها  به دو دسته  تقسیم می شوند.  تولیدات  صنعتی و تولیدات غیر صنعتی ، هزاران فراورده  چوبی  و سلولوزی  ، صنعتی  ، شیمیایی ، ساختمانی ، دارویی از جنگلها بدست  می آید.

1- از چوب جنگلها در تولید کاغذ ، ابریشم  مصنوعی ، فیلم عکاسی،  مقوای فشرده ، مصارف خانگی ، راه آهن، روغن کشی،دارو سازی ، عایق سازی،  تولید رنگ، الیاف  مصنوعی و.............. بدست می آید.

 2-  ازشیره درخت هوآ جهت تولید لاستیک استفاده می شود و هرکیلو شیره کتیرا بیش از 5 دلار در بازار های جهانی به فروش می رود.

3- دانشمندان علم پزشکی سعی دارند داروهای گیاهی  را جایگزین دارو های شیمیایی کنند.

 4- امروزه درآمد گردش گری از طریق جنگلها در کشور های توسعه یافته  چندین  برابر برداشت آن می باشد. در کشور آلمان بیش از یک میلیون نفر از را ه گردشگری در جنگلها  درآمد کسب می کنند. در حال حاضر دو میلیارد از مردم فقیر در جهان سوخت  خود را  از طریق جنگلها بدست می آورند.

5-شکار یکی دیگر از درآمد های جنگل است . دولت مالزی از جنگلهای کشورش  18 هزارتن گوشت شکار بدست می آورد  .62 درصد از کشور های در حال توسعه 20 در صد از  گوشت خود را از طریق شکار بدست می آورند.

 6- حفظ جنگلها در افزایش آب رود خانه ها نقش داشته  و در نتیجه تولیدات کشاورزی نیز افزایش می یابدکه در اقتصاد  کشو ر ها  نقش بسزایی دارد.7- تولید انرژی از طریق سوختن چوب تهیه ذغال و انرژی الکتریکی حاصل  از آب  رود خانه  ها

 8- حفاظت از حیات وحش و جذب توریست.

 9- کم کردن رسوبات آب و جلوگیری از فرسایش که درجلوگیری از سرمایه  هر کشور نقش دارد.

10- جنگل آسایشگاهی برای مردم است که در پارکها حضوردارند.

 11- استفاده از  میوه جنگلی .

 12- فروش نهال بر خی درختان به جهت زیباییکه دارند و تکثیر درختان   صنعتی

 13-  جلوگیر ی از تخریب جاده ها که هزینه های  را در بر خواهد داشت.

 14- جلوگیری از آلودگی آبهاکه هزینه هنگفتی در تصفیه آن می شود. باوجود همه فوایدی که مطرح گردید  بسیاری از موارد بطور غیر مستقیم  در افزایش  درآمد اقتصادی کشور ها نقش دارند.

جنگلها  و توسعه  پایدار

        زمانی توسعه یک کشور تنها به جنبه  اقتصادی ارتباط داشت و تنها به تأمین  نیاز های  اولیه می اندیشیدند . ولی امروزه  با افزایش جمعیت و شهر نشینی و انوا ع  آلودگیها  مصرف بالای جمعیت کره زمین وکمی منابع توسعه یک کشور را درجهت  تأمین نیازهای نسل آینده ، امروزه فاکتور های توسعه یافتگی یک کشور افزایش یافته، داشتن جنگل و حفظ  آن یکی از معیار های اصلی توسعه می باشد.   

یکی از نتایج اصلی کنفرانس ریودو ژانیرو توجه  ویژه  به جنگل ها وحفاظت  از آب  و خاک بوده است .و جود منابع آبی در هر کشور و توسعه  کشاورزی تا حدو د زیادی  به به منابع  جنگلی  در هر کشور بستگی دارد. حفاظت  از آب  و خاک  موجب  می شود 

که  برای  نسل آینده حفظ گردد. افزایش فرهنگ در هر جامعه نقش مهمی  در  حفاظت  از جنگلها  دارد. جنگل های هر کشور بعنوان

پایه اقتصاد کشاورزی آن کشور بحساب می آید و جهت رشد  و توسعه آن بایستی در حفاظت آن کوشید. بنابر این حفظ جنگلها  نه تنها در زمان حال اهمیت دارد بلکه رشد و توسعه کشوررا در آینده نیز بدنبال دارد.

عوامل  مؤثر در تخریب جنگلها  

     در حال  حاضر در جهان  باتوجه به  رشد  جمعیت  و  و نیاز های متفاوت  در ارتباط  با جنگلها  در اغلب نقاط دنیا  جنگلها  روبه    نابودی می باشد و همیشه  عوامل  کلی  ودر سطح  جهانی  اکوسیستم  جنگلها  را  تهدید می کنند  که عبارتند از :

1- رشد جمعیت  و نیاز روز افزون  بشر به  منابع  جنگلی

2- افزایش  جمعیت  و نیاز  جوامع  به  مواد غذایی که در تخریب  جنگلها  و تبدیل  آن به زمینهای  کشاورزی  مؤثر می باشند.

3- استفاده از جنگلها  بعنوان  سوخت ،  زمانی  در منطقه  معتدله  به علت   حضور بیشتر انسان در میلیونها هکتار  جنگل  در این مناطق  تخریب  شدند  و این وضعیت  امروزه در  مناطق استوایی   به  طور وسیع  دیده می شود.

4- هرساله در  مناطق حاره ای  هزاران  هکتار  جنگل  قطع  گردیده  و تبدیل  به  زمین کشاورزی  می شود.  

5- سود جویی بر خی از کشور های  استعمار گر در دوره ای  سبب شده است بسیاری از جنگلهای  مناطق استوایی به جهت  تبدیل به  زمین کشاورزی  مانند  قهوه ، نیشکر و.....  نابود شوند.

6- فقر فرهنگی  مردم کشور های  در حال  توسعه  در جهت استفاده  درست از  جنگل

7-استفاده  بی رویه جهت  تعلیف دام

8- ورود  انسان  به جنگل جهت  فرار از  آلود گیهای شهری

9- فعالیتهای  صنعتی   وافزایش  بر خی از گازهای تشکیل دهنده باران  اسیدی  که در تخریب  جنگلها  به ویژه  در کشور های  صنعتی  نقش داشته است.

10- احداث  جاده های بین جنگلی 

11- وقوع  مخاطرات  طبیعی  مانند زمین لغزه ها  و انواع  حرکات دامنه ای ، رعدو برق  و آتش سوزی.

12- شیوع آفات گیاهی

 در کشورایران نیز  عوامل  گوناگونی در تخریب  جنگلها  نقش داشتند  که عبارتند از  :

1- رشد  جمعیت  و نیاز  روز افزون  به منابع جنگلی

2- تبدیل   بسیاری  از  جنگلهای  کشور  به زمینهای کشاورزی

3- چرای بی رویه دام در  مناطق  مختلف کشور بویژ  استفاده  از  بز  در مناطق  کوهپایه ای و کوهستانی  که  همه  محققین  نسبت  به این   مورد  هم  عقیده می باشند.

4-مردم  سکونتگاهای  روستایی  در جنگل  مایحتاج  روزانه  خود را از قبیل  سوخت  و علوفه  دام  از جنگل  تهیه می کنند .

5- بهره برداری بی رویه و غیر اصولی از طرف پیمانکاران و گاهی  ضعف  مدیریت  نیز نقش داشته است. بعنوان  مثال  در اوایل شکل  گیری  شرکتهای  تعاونی در شمال کشور پهنه های وسیعی از جنگل جهت جایگزینی در ختان  سوزنی برگ  در اطراف روستاها  موجب   فرسایش  عظیمی از خاک شده است

6- احداث جاده های بین جنگلی جهت انتقال  چوب  موجب  تخریب بسیاری از درختان  شده است.

7-کندن  بوته ها  وقطع درختان  جنگلی  در نواحی  مرطوب شمال  و کوهستانی  و نیمه خشک  و خشک  توسط  دامداران  محلی  جهت  استفاده دام  و سوخت

8- استفاده  از شیره  برخی  گیاهان  مانند  کتیرا  بصورت  بی رویه

6           - قطع  نادرست درختان  توسط کارگران غیر ماهر که علاوه بر درخت  فوق  چندین درخت  را نیز  از بین می برند. 9

10- استفاده  از خزه ها  و گیاهان  همیشه سبز جنگلی که حالت تزیینی دارند  همه ساله هزاران بوته یا شاخه از این گیاهان را از شمال  کشور به  تهران یا نقاط دیگر کشور می برند،  می برند.

11- ورود توریسم در جنگل و آلودگی محیط جنگلی ، بسیاری از آنها فرهنگ استفاده از جنگل را نمی  دانند. نمونه بارز  آن را در  حوضه  صفارود شهرستان رامسر می توان مشاهده کرد . علاوه بر  آلودگی  محیط  جنگلی موجب  آلودگی  ساحل  رود خانه  نیز شده است.

12- تخلیله  زباله  های شهری  در  مناطق  جنگلی  که  امروزه بهترین منطقه  جنگلی شهرستان  رامسر  محل   تخلیه   هزاران   تن  زباله  در  روز می باشد.

13- لغزشها  و بطور  کلی  حرکات دامنه ای چه بصورت  طبیعی و مصنوعی که  ایجاد می شود . در تخریب  جنگلها  نقش  دارد.

14 – آتش  سوزی  چه از طریق  انسان  و چه  از طریق  رعد  و بر ق ها  و خشکسالیها

15- تغییرات اقلیمی که در بعضی اوقات  موجب خشکسالیهای پی در پی  شده  و در خشک  شدن  درختان  مؤثر می باشد.

16- وجود  دام در جنگل  و لگد کردن  آنها ها و خوردن ناقص  آنها  موجب  می شود که درختان  آینده  بصورت چنگالی  در آمده  و از حالت  تجاری  خارج  شوند.

17- بارانهای  شدید  و به راه افتادن سیلابهای  زیاد موجب  تخریب نهالها و در ختان بزرگ می شود.

18-آفات  گیاهی در مناطق  جنگلی  بویژ در شمال کشور، گاهی قطع درخت بصورت  انبوه  توسط انسان  و انباشته شدن  آنها موجب  شیوع  برخی  ازر  آفات جنگلی می شود.

تخریب جنگلها  چه مشکلاتی را  بوجود  می آورد؟در آینده چگونه خواهد شد؟

 دخالت  در اکوسیتم جنگل  بصورت  غیر اصولی  در هر  محیطی  مشکلاتی  را ببار می آورد که عبارتند از  :

      1- بهم خوردن تعادل  زیست محیطی  مناطقی  که  جنگل  در آن قرار دارند.

2 -کاهش آب  رود خانه  ها  ، جویبارها  چشمه  ها  که از  مناطق جنگلی  سرچشمه می گیرند.

3 -افزایش  رسوبات رودخانه ای  و پر شدن  سدها  و کاهش  عمر  آنها

 4- وقوع  زمین لغزشها و انواع  حرکات دامنه ای

  5-کاهش  میزان  تولیدات جنگلی  و  بدنبال  آن  کاهش  اشتغال  ناشی از  آن  و کاهش  درآمد.

  6- فرسایش  خاک

  7-گسترش  بیابانها  و حرکت  شن های  روان  در مناطق  خشک

  8-کاهش  علوفه  برای  دامها          

  9- از بین رفتن  پناهگاه  جانوران  مختلف  که در  جنگل زندگی می کندو نهایتاً از بین رفتن  گونه های  مختلف  جانوری .

  10- کاهش  حاصلخیزی خاک

11-     افزایش  میزان  گازهای  گلخانهای  و تشدید آلودگی  هوا  و تخریب  لایه ازون  و نهایتاً  گرم شدن  زمین

12-     کاهش  میزان بارندگی  و لطافت  هوا  در یک محیط

13-کاهش  درامد  اقتصادی  حاصل از  توریسم

 14-افزایش  بیمارریهایتنفسی  ، قلبی ، روانی  و...  ناشی  از   آلودگیهای   مختلف

15- اهش گیاهان دارویی

 16-کاهش  تولیدات  کشاورزی  بواسطه  کم شدن  آب و عدم حاصاخیزی  خاک

17-کاهش  انرژی  الکتریکی  ناشی  به جهت  کاهش  آب  رود خانه  ها

18- کاهش  بارانهای  محلی  ناشی  از در ختان  و گسترش بیابانها

  راهکارهای مناسب  جهت حفظ  منابع  جنگل

 

۱- ترویج  فر هنگ  جنگلداری  و جنگلکاری  و حفظ منابع  جنگلی  در بین  مردم

2- جلب  مشارکت  مردم  و دولت  در حفط و احیاء و توسعه منابع طبیعی

3- احیاء اراضی بیابانی  و کویری  و جلوگیری  از حرکت ماسه های روان

4-  کاهش  خسارات  به محصولات  کشاورزی  با ایجاد  باد شکن  در  حاشیه  مزارع

5-کاهش بهره بردارِیهای  غیر اصولی  از جنگلهای  صنعتی  کشور

6- ایجاد اشتغال از طریق  تولید نهال ،  توسعه  جنگل  ،  زراعت  چوب  فضای  سبز و صنایع  تبد یلیاستفاده از  هرز  آبها  در توسعه  فضای  سبز   و تقویت  آبهای  زیر زمینی 

7- استفاده  از تفرجگاهای  طبیعی مانند  جنگلها ،  کوهستانها  و .... در توسعه  اکوتوریسم  با شیوه های درست

8- جلوگیری از  ورود  دام   به جنگل  با اجرای  طرحهای مختلف  بصورتی  که  دامداران  نیز  از این  عمل  راضی  باشند.

9- بهره  برداری  صحیح  و اصولفی  از جنگل

11- تهیه  و اجرای  دقیق طرحهای  جنگلداری

12-  جایگزینی  و پایین  آوردن  مصرف  چوب

13- گسترش  طرحهای  آبخیزداری

14- کنترل  لغزشهای  زمین  و جلو گیری  از  پدیده های  بیابانزایی

15- تشکیل گروهای  حمایت از جنگلب  که  بتواند  در مواقع  ضروری  مانند خطر آتش سوزی  به کمک جنگل  بشتابند.

16- تولید بذر  و افزایش  نهالهای بومی مناطق جنگلی  و کاشت آنها

17- جلوگیری  از  قاچاق  چوب

18- جلوگیری  از قطع  بی رویه و بطور  گسترده  جنگل  جهت استفاده  از چوب  یا زمین کشاورزی

19- انتقال  تکنولوژی  ساختمان  سازی  از شهر ها  به روستا ها  تا  آنها  مجبور  نباشند  از درخت  برای  ساختن  منزل  مسکونی  استفاده کنند  و کمکهای  مالی   به اینگونه   روستا ها

20- رساندن  انواع  سوخت  به روستا ها  نتنا  آنها از  چوب  جنگل  استفاده  نکنند .

21- تأ مین  علوفه  برای دامهای  روستائیان  تا  آنها  مجور  نباشند  از شاخه  های  درختان    یا پوست  آنها  استفاده کنند.

نتیجه گیری

   جنگلها  و گیاهان در چرخه حیات  بعنوان برترین اجزاء  آن  می باشند و حیات  موجودات  زنده  به آن  وابسته است .جنگلهای  دنیا  بعنوان  ریه زمین  محسوب می شوند و حفظ اکوسیستم  آن و توجه به  اجزاء  سیستمهای  آن ضروری می  باشد. بنابر این  نتیجه  گیری می شود  که :1-  در ارتباط   توسعه  یافتگی  کشور هایی که   از  جنگلهای  بیشتری  بر خوردار می باشند چند قدم  برتراز دیگر کشور ها می باشند.

2- جنگلها  حافظ  آب  و خاک  هر  کشور ند   باید  نسبت  به  حفظ   و بهره بر داری  درست  از آن  تدابیری  اصولی  اندیشیده شود.

3- اکوسیستم  جنگلها با وجود  افزایش روز  افزون جمعیت  بسیار  شکننده می باشند وتا کنون انسانها بر روی کره  زمین  نتوانسته اند طوری  از این  منبع  خدادای  استفاده  کنند که به آن  آسیب  وارد نشود و بدلیل  افزون خواهی  ، فقرفر هنگی  میلیونها  هکتار  از این نعمت  خدادادیرا از بین برده اند.

4- رشد  صنعت  و گسترش  کا رخانجات  و آلود گیهای ناشی از سوختهای  فسیلی  و نقش  جنگل در  جذب و پالایش  این  گاز ها  ایجاب  می کندکه  هر چه بیشتر  نسبت  به  آن  توجه  شود.

  5- بسیاری از  کشورهای  دارنده  جنگل  جزء  کشور های  در حال  توسعه هستند  و اقتصادشان  وابسته  به درآمد های  ناشی  از بخش  کشاورزی  است  و آن بخش نیاز مبرم  به  آب و خاک  دارد.  این کشور ها در جهت داشتن کشاورزی و پیشرفت  می بایست  جنگلها  را  حفظ کنند.

6-  تخریب  جنگلها  موجب   بهم خوردن  تعادل  در اکوسیستم  جنگلی  و نهایتاً   از بین رفتن  گونه های  جانوری  در جنگل ها می باشد.

7-جهت  توسعه  بخش  جهانگردی  می بایستی  از  جنگلهای کشور   حفاظت شود.

8- کشور ایران  باتوجه  به توپوگرافی  و شرایط  اقلیمی  خاص  خود  از  لحاظ   پوشش جنگلی  در وضعیت بحرانی  قرار دراد.  و وسعت  جنگل های  آن  بسِار  پایین تر از  تراز  سرانه  جنگل  در دنیاست .

9- جنگل ها  نقش  مهمی  در   پر  آبی   و  پایداری   آب  و خا ک کشور  بر عهده   دارند   با توجه  به  اقتصاد  کشاورزی  در ایران باید  در حف  و نگهداری  آن  تلش  همه  جانبه  صورت گیرد.

- ارتقاء سطح  فر هنگ   استفاده  از  جنگل  و جنگل کار ی  و  مدیریت  صحیح  در بهر ه برداری  از  این منبع  خدادادی 10

 11-  بطور کلی   محافظت  از  اکوسیستم  جنگل ها  سبب حفظ  و تعادل  محیط  زیست  شده و نقش  مهمی  در  توسعه  پایدار در هرکشور  دارد.

 

نویسنده: امیر ناجی - دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩

اکوسیستم بیابان

 مقدمه

    بیابان یکی از اکوسیتم های اصلی خشکی می باشد که از زمین های بوته زاری تشکیل شده است که در آنها گیاهان بسیار پراکنده اند و به وسیله خاک لخت و شنی از هم جدا مانده اند. بسیاری از بیابانها درمجاورت رشته کوهها واقع هستند. بیابانهای واقعی یکی از مهمترین زیست بوم های طبیعی زیست کره 7/5 از سطح خشکی های کره زمین را اشغال    نموده اند. امروزه حدود 20 تا 25 درصد اراضی جهان بیابانی و نیمه بیابانی بوده و سالانه حدود60 هزار کیلومتر مربع به بیابانهای جهان افزوده می شود. بیابانها مناطقی کم آب با نزولات آسمانی اندک تابش زیاد نور خورشید و باد فراوان بوده و به همین جهت ساکنان چندانی در آنها زندگی نمی کنند . بیابانهای جهان از نظر نوع مواد تشکیل دهنده، درجه حرارت، بارندکی، نوع و مقدار رویش نباتی بسیار متنوع هستند. آنها از نظر نوع مواد تشکیل دهنده به بیابان های سنگی، ریگی، ماسه ای و رسی تقیسم می شود. بیابانهای ماسه ای 20 درصد بیابانهای جهان را تشکیل می دهند. این بیابانها بر اثر فرسایش بادی سنگها، طی میلیون ها سال فرسایش به وجود آمده اند. آنها نیز پس از پیمودن سیر تکاملی خود، بیابانها ی رسی را بو جود آورده اند. منشاء اغلب بیابانها از بقایای آتشفشانی بوده و مواد سنگی و سنگ ریزه ای بیشتری نسبت به ماسه دارند. همه بیابانها به هر حال دارای فصل مشترک کم آبی می باشند.

        تعریف بیابان

    تعریف بیابان از دیدگاههای مختلف فرق می کند به عنوان مثال از نظر جغرافیا و اقلیم شناسی بیابان های واقعی به سرزمینی گفته می شود که متوسط بارش سالانه آن کمتر از mm50 است. در گیاه شناسی، کشاورزی و منابع طبیعی مناطقی را بیابان گویند که از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر باشد. و یا سطح وسیعی از آن به کلی فاقد گیاه باشد. از دیدگاه اکولوژی یا سازمان ملل متحد بیابانی شدن یا پیشروی بیابان (Desertifi cation) عبارت است از « کاهش فعالیتهای بیولوژیکی » (کاهش فعالیتهای انسان، حیوان و گیاه).

بر این اساس تخلیه روستاها و مهاجرت های روستایی به معنای پیشروی بیابان است زیرا فعالیتهای انسان کاهش می یابد. کم شدن و یا از بین رفتن پوشش گیاهی به معنای بیابان زائی است.

تفاوت بین کویر و بیابان

    دربین عامه مردم رایج است که اصطلاح کویر را به جای  بیابان بکار می برند و یا برعکس.گاهی وقت ها بیابان به محیط خارج ازشهر وروستا گفته می شود. اما در واقع بین این دو اصطلاح  تفاوت اساسی دارد .بیابان به بخشی از مناطق خشک می گویند که بارندگی کمتر از 50 میلیمتر باران دارد و ممکن است چندسال در آن باران نبارد و با کم آبی و تبخیر شدید مواجهه است و پوشش گیاهی بسیار ضعیف است. اما کویر به   زمین های رسی پف کرده، باشوری ونمک بسیار شدید که گیاهان  در آن نمی توانند رشد نمایند دربعضی آنهاکه شوری کمتر است ممکن است گیاهانی مانند گزوشور که دربرابراملاح نمکی مقاوم هستند رشد نمایند .لذا کویر معمولازمینهایی با شوری بالا و بدون گیاه است. به آن  نمکزار نیز گفته می شود. لذا کاربرد کویرلوت غلط می باشد. برای اطلاع بیشتر به مقاله ارزشمند دکتر کردوانی مراجعه نمائید .

علل ایجاد بیابانها  

1- بیابانهای متاثراز پرفشارجنب حاره

گردش عمومی هوادرسطح کره زمین چگونه است؟

    هوا در اطراف استوا (منطقه استوایی) براثردریافت انرژی ازخورشید گرم می شود و همین عامل موجب صعود هوا می گردد. هوای صعود کرده در ارتفاعات بالا براثرتغییرات فشار به دوشاخه تقسیم می شود که هر شاخه به طرف یکی از قطبها حرکت می کند. ضمن این حرکت تحت تاثیر نیروی کوریولیس به سمت شرق منحرف می شود. درحوالی مدارهای راس السرطان و راس الجدی به صورت بادهای غربی در می آیند. دراین مناطق هوا روی هم انباشته می شود و از آنجایی که این توده هوا، از استوا دورشده و هم رطوبت خود را درحوالی استوا ازدست داده است، سرد می شود و شروع به نزول می نماید که مراکز «پرفشار حنب حاره» را به وجود می آورد. از این قسمت بخشی از هوا به سمت استوا جریان می یابد که به بادهای شرقی(تجارتی، بسامان) معروف هستندکه در نیمکره شمالی با جهت شمال شرق به جنوب غرب و در نیمکره جنوبی با جهت جنوب شرق به شمال غرب می وزند. این دو باد در حوالی استوا به یکدیگر می رسند که به کمربند همگرایی معروفند که مجدداً گرم و صعود    می نمایند .

    اما بخش دیگری از هوا منطقه جنب حاره به طرف منطقه معتدل جریان می یابد و تا رسیدن توده هوای سرد قطبی به حرکت خود ادامه می دهد. از طرف دیگرتوده سردقطبی در اثرسردی منطقه قطبی سنگین و به طرف عرضهای پائین (استوا) جریان  می یابد. این دو توده هوا در منطقه معتدل به یکدیگر برخورد و جبهه قطبی را بوجود می آورند. بدین گونه هوای استوایی و قطبی جابجا و بادها را به بوجود می آورند.

 هوای گرم و مرطوب استوایی درنتیجه صعود انرژی خود را ازدست داده می شود       این توده هوا رطوبت خود را در اطراف استوا به صورت بارش از دست می دهد بنابراین خشک و سرد می شود و به سمت قطب شمال و جنوب حرکت نموده و در حوالی مدارهای راس الجدی و راس السرطان به علت حرکت زمین منحرف           می شود و منجر به ایجاد مراکز فشار در روی سطح زمین می شود. توده هوای مزبور ضمن نزول گرم می شود. ازطرف دیگر چون در این مناطق زاویه تابش انرژی تابشی خورشید تقریبا عموداست لذا انرژی گرمایی بیشتری را دریافت نموده و به شدت گرم می شود .

    توده هوای نزولی اجازه صعود هوای گرم این مناطق را نمی دهد لذا مانع تشکیل ابر و باران می شود وازطرف دیگر منجر به ایجادمرکز پرفشارمی شود و در نتیجه بادهای شرقی (بسامان، تجارتی) را ایجاد می کند که به سمت استوا می وزند. این بادها در روی قاره ها گرم وخشک هستند که منجر به خشکی قسمتهای وسیعی ازسرزمینهای مجاور این دو مدار می شود.

اکثر مناطق خشک دنیا تحت تاثیراین عامل ایجاد شده اند نظیرشمال غرب مکزیک، جنوب غرب امریکا، سواحل غربی پرو، صحرای شمال افریقا، بیابانهای عربستان وغیره.

2- بیابانهای متاثر از مراکز پرفشار قطبی

    ازآنجایی که در مناطق قطبی زاویه تابش خورشید نسبت به عرض های جغرافیایی پایین تر بسیار مایل است این مناطق کمترین انرژی را نسبت به سایر مناطق زمین دریافت می کنند و جزو مناطق بسیارسرد هستند. بنابراین رطوبت موجود در توده هوا بسیارکم وناچیزاست. ازطرف دیگر چون درگردش عمومی هوا، توده هوای این مناطق به علت سردی و سنگینی نزولی است باعث ایجاد مرکزپرفشارمی شود. لذا تحت تاثیر این عوامل مقدار بارش بسیار ناچیز است چون که در توده هوا رطوبت به علت تبخیرناچیز بسیارکم است . با این حال همان مقدارکم بارش به صورت برف است. لذا در این مناطق مقدار باران ناچیز است اما هوا خشک نیست. سرزمین های قطبی وحواشی آنها مانندشمال روسیه،شمال اروپا،شمال کانادا جزو این نوع بیابانها هستند.

3- جریانهای سرد ساحلی

    دراقیانوسها جریانهای وجودداردکه باعث جابجایی و انتقال آبها بین مناطق استوایی و قطبی می شود. در واقع این جریانها تحت تاثیرگردش عمومی هوا هستند و باعث انتقال انرژی گرمایی به سمت قطبها می شود و باعث تعادل دمایی آب وهوای مناطق مختلف می شوند.

جریانهای دریایی به دو دسته جریانهای گرم، که ازمناطق گرم وحاره ای به سمت قطبها جریان می یابند، وجریانهای سرد که آبهای قطبی را به سمت مناطق حاره انتقال  می دهند تقسیم می شوند. این جریانهاروی هوای مناطق اطراف خودتاثیر می گذارد.

منشاءجریانهای سردازقطبهای زمین است که عمدتاً درغرب قاره ها جریان داشته و این مناطق را تحت تاثیرقرارمی دهند. این جریانها یکی ازعلل خشکی غرب                قاره ها هستند. زیراتوده های هوای گرمی که ازاقیانوسها به سمت قاره ها               می وزند باید از روی این جریانهای سردعبورنمایند. توده هوا ضمن عبور از روی جریان سرد دمای خودرا ازدست داده و سردمی شود و مه غلیظی را بوجود             می آورد. درنتیجه توده هوا رطوبت خودرا ازدست داده  و وارد خشکی می شود. هنگام عبور از روی خشکی ها گرمای زمین را گرفته و گرم می شود. در همان حال رطوبت نسبی آن کاهش یافته و قادر به بارندگی نمی باشد. بیابانهای پرو، شمال شیلی، نامیب در افریقای جنوبی ازاین نوع هستند.

لازم به ذکراست که این عامل درارتباط بامرکزفشارجنب حاره قراردارد.

4- نرسیدن رطوبت

    کم بارانی بعضی مناطق و نرسیدن رطوبت به آنها یکی دیگر از عوامل ایجاد بیابانها است. به دو دلیل رطوبت به یک منطقه نمی رسد. اول آنکه منطقه ای از منابع رطوبت یعنی اقیانوسها و دریاها دور باشد. دوم آنکه موانع کوهستانی برسرراه توده های باران آور قراردارند و از نفوذ رطوبت به داخل خشکی هاجلوگیری می کند. درادامه به توضیح هر یک می پردازیم.

الف) دوری از دریاها و اقیانوسها

    مناطقی اززمین که در قلب خشکیهای قاره هاواقع شده اندازد دریافت رطوبت و بارندگی محروم اند. زیرا منشاء بارش و رطوبت قاره ها توده های هوای مرطوبی هستندکه از اقیانوسها بر روی خشکیها گسترش می یابند. بنابراین هر چه خشکیها به دریاها نزدیکتر باشند بارش بیشتری داشته ومرطوبترهستند. اما هر چه توده هوا به داخل خشکی گسترش می یابد چون مسافت زیادتری را طی می کند رطوبت خود را بیشتر از دست می دهد، لذا وقتی به مناطق مرکزی و قلب خشکیها می رسند تبدیل به هوای خشکی شده که رطوبت چندانی ندارد تا باعث بارندگی در این سرزمینها شود. بیابان های مغولستان، آسیای میانه، دشتهای داخلی امریکا نمونه ای از این نوع محسوب     می شوند.

ب) ارتفاعات وفلات های مرتفع

    اگر در مسیرتوده هوای گرم ومرطوب به داخل قاره ها کوههای بلند وجود داشته باشد، هوای گرم و مرطوب ضمن صعود از ارتفاع سرد شده و باعث بارش در دامنه مقابل خود می شود. توده هوا بدین گونه ضمن صعود، رطوبت خودرا ازدست داده وخشک می شود. این توده هوا در دامنه مخالف خود پایین می آید، توده هوای مزبورکه خشک است،ضمن سقوط،دمای آن افزایش می یابدودرنتیجه رطوبت نسبی آن کاهش می یابد. دراین حالت «گرمباد» را ایجاد می کند. به این بیابانها«بیابانهای بادپناهی» گفته می شود.

موانع کوهستانی ممکن است از یک طرف باشد که به صورت یک دیوار طولی مرتفع در مسیرتوده های هوا قرارداشته باشد ومانع ورود توده هوای مرطوب به منطقه مجاورخود (بادپناهی) شود. کوههای آند در امریکای جنوبی نمونه ای از این وضعیت است که منجربه ایجاد بیابانهای شرق خود مانند پاتاگونی در آرژانتین شده است.

در مواردی موانع کوهستانی از چندطرف مناطق خشک را در برگرفته اند و منجر به ایجاد «بیابان بادپناهی» شده اند. مانند بیابان نوادا(Nevada) که در بین کوههای سیرانودا و کوههای راکی واقع شده است.

در فلات های مرتفع توده هوای مرطوب ضمن صعود باعث بارش در دامنه مقابل شده و رطوبت خودرا ازدست می دهد. لذا وقتی به سطح فلات می رسد تبدیل به هوای خشک شده است و منجر به خشکی سطح فلات و ایجاد بیابان می کند. بیابانهای موجود در فلات تبت می تواند از این نوع باشند.

انواع بیابان

    امروزه بیابانها را به دو دسته کلی یعنی بیابانها ی تاریخی یا طبیعی با منشاء محیطی با منشاء انسانی تقسیم می کنند.

دسته نخست که عمدتاً در مناطق خشک و فراخشک جهان دیده می شود (اکثراً در نوار بیابانی جهان یعنی عرض 15 تا 35 درجه جغرافیایی قرار دارند) و همواره چشم اندازی لخت و فاقد پوشش گیاهی و ... دارند. در حالی که بیابان های دسته دوم علاوه بر مناطق خشک و فراخشک در نواحی دیکر اقلیمی از جمله نیمه خشک تا نیمه مرطوب می توان مشاهده کرد که انسان باعث زوال اکوسیستم شور شدن خاک و غیره شده است.

از نظر بارندگی بیابانها به بیابانهای خیلی خشک و نیمه خشک تقسیم می شوند، بیابانهای خیلی خشک 4% کل اراضی جهان را تشکیل می دهند. 

مشخصات بیابان از نظر آب و هوا

    بارندگی در بیابان سالانه کمتر از 25 سانتیمتر و نا مرتب است. رطوبت هوا کم و نور خورشید در روزها شدید است و شبها سرد و تبخیر زیاد است بسیاری از بیابانها در مجاورت رشته کوههایی قرار دارند که هوا را رو به بالا می راند و در آنجا، هوای سردتر، بخار آب را سردتر کرده و باران ایجاد می شود، سپس هوا رطوبت از دست داده را به سوی منطقه مجاور حرکت داده و اقلیم بیابانها را به وجود می آورد نظیر همین وضعیت را رشته کوههای البرز در قسمت شمال ایران به وجود آورده اند که در نتیجه گیلان و مازندران مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک بوده است.

جانواران مناطق بیابانی

    موجودات زنده بیابانی سازگاری زیادی نسبت به کمبود آب نشان می دهند مثلاً بسیاری از جانوران تنها در شب به جستجوی غذا می روند و روز ها را در سوراخهای زیر زمینی دور از نور مستقیم خورشید به استراحت می پردازند. روده و کلیه بسیاری از حیوانات بیابانی مقدار زیادی آب را دو بار  جذب می کنند و در نتیجه مدفوع آنها کاملاً بدون آب دفع می شود. جانواران جونده می توانند به طور نامعین بدون عرضه آشکار آب زندگی کنند توان جذب و نگهداری آب این جانواران به حدی بالاست که        می تواند آب مورد نیاز خود را از دانه هایی که غذای اصلی شان را تشکیل می دهند در یافت کنند.

از جانوران مناطق بیابانی می توان به ( موش صحرایی – موش خاردار – سیاه گوش – روباه شنی روباه ترکمنی – گوزن زرد ایرانی – کارکال – کفتار – خفاش – خرگوس – خارپشت – کانگورو – پلنگ – بز وحشی – جبیر – گربه وحشی ... ).

گیاهان مناطق بیابانی

    در تقسیم بندی پوشش گیاهی مخصوص نواحی بیابانی با توجه به شرایط خاک       می توان به گیاهان ماسه دوست – نمک دوست ( شوری پسند ) – گیاهان خشکی پسند – گیاهان صخره دوست – گیاهان گچ دوست – گیاهان شن دوست ( مقاوم به شن ) اشاره کرد.

سازگاری به خشکی دربین گیاهان بیابانی هم دیده می شود. بسیاری از گیاهان مانند کاکتوس مقدار زیادی آب را در هنگام بارندگی پراکنده می گیرند و خود ذخیره       می کنند. دیگر گیاهان ریشه هایی دارند که آب را از اعماق زیر زمین بعضی از آنها برگهای کوچک دارند یا به وسیله کوتیکول مومی  از هدر رفتن آب جلوگیری می کنند. برخی دیگر از گیاهان نیز بعد از بارندگی، رشد و نمو سریع حاصل می کنند و دوره زندگیشان در چند روز کامل می شود اگر چه چنین گیاهانی پس از پایان دوره باران به سرعت می میرند اما دانه هایشان درحالت زندگی نهفته می مانند و همین که شرایط دوباره برای رشد سریع مناسب شد، جوانه می زنند.

از دیگر گیاهان مناطق بیابانی        می توان به ( آویشن- صبر زرد- نخودک- اسکنبیل- ریش بز- انجیر صحرایی- دم گاوی- گون- سیاه شور- مریم گلی- هندوانه ابوجهل- جغجغه- اسپندتیغ شیر-کاروان کش- قیچ- نی بیابان- گز- تاغ ).

 

خاک بیابان

          خاکهای بیابانی غالباً دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمکی است، اما مواد آلی آن ناچیز است. بنابراین اگر برای تبدیل بیابان به زمینهای کشاورزی فقط آب به خاک اضافه شود، تلاشها با شکست روبه رو می شود. مثلاً در دهه 1950 میلیونها دلار برای افزایش محصولات غذایی، در آبیاری بیابانهای افغانستان خرج شد و بیابان برای یک دوره 2 ساله شکوفا شد. اما مواد غذایی اندک خاک را، گیاهان رو به پایان رساندند و به سبب شوره گرفتن سطح خاک گیاهان از بین رفتند و دیگر هم گیاهی سبز نشد. اگر چه هزینه تغییر اکوسیستم ها زیاد است این کار خطرهای بالقوه ای دارد و نیازمند بررسی دقیق علمی است.

اقلیم های بیابانی

          اقلیم های بیابانی که دارای بارندگی نامنظم و احتمالاً گاهی بدون باران سالیانه هستند شامل تقسیمات زیر است:

اقلیم بیابانی استوایی: به طور کلی گرم و فاقد اصول حرارتی متمایز که در آن روزها و شبها در تمام ایام منظم و به توالی یکدیگر هستند.

اقلیم بیابانی حاره ای: عموماً گرم و دارای فصول حرارتی مشخص دارای فتوپریودیسم  نامنظم تر از اقلیم بیابانی استوایی می باشد.

اقلیم بیابانی معتدل: دارای فصول حرارتی متمایز و فتوپریودیسم  روزانه نامساوی و کاملاً متمایز است.

تغییر پذیری اقلیمی و نوسانات بارندگی

    در بیابان ها اگرچه بارندگی کافی وجود ندارد ولی رویدادهای اتفاقی بارش در   دوره های کوتاه، منابع رطوبتی خوبی را جهت فرایندهای بیولوژیکی برای زمانی کوتاه تامین می کند. از این رو هرچند بیابانها بوسیله میانگینی از شرایط اقلیمی (مثلاً شاخص خشکی) توصیف می شوند ولی واقعاً می توانند بوسیله همین ریزش های کوتاه و متوالی منابع آب فروانی را در دوره های خشک دراز مدت فراهم کنند. بیابانها به دلیل وجود رگبارهای کوتاه و محلی اغلب بصورت قطعاتی مجزا در زمان و مکان در روی خشکی های زمین یافت می شوند و این پالس های بارندگی بعنوان یک نیروی ساختاری اکوسیستم بیابان، گیاهان و حیوانات بشمار می روند.

در بیابان رویدادهای بارش ممکن است بطور مشخصی از یک واقعه تا واقعه بعدی تغییر کند بطوری که بعضی از آنها در زمستان و برخی در تابستان اتفاق افتند یا تعدادی بارش کم و برخی رگبارهای شدیدی تولید کنند و گاهی ممکن است فاصله زمانی بین دو رویداد به بیش از یکسال هم برسد.

و اما چه شرایطی بر این رگبارهای اتفاقی حاکم است: چرا فصلی و حتی گاهی دهه ای هستند و چرا اغلب غیر قابل پیش بینی اند؟ اگر این موضوع در یک مقیاس وسیع مورد بررسی قرار گیرد می توان گفت این رویدادها در محیط های بیابانی به اتمسفر جهانی و پدپده های اقیانوسی بستگی دارد و چرخه های بزرگ مقیاس از قبیل جت استریم ها(رودباد ها)، جبهه های قطبی، شدت مونسون های تابستانی، نوسانات ال نینوی جنوبی و حتی چرخه های گرمایی اقیانوسی مانند نوسانات دهه ای اقیانوس آرام در این الگوی بارش تاثیر دارند.

سیستم های بارش زا در بیابان

    بارندگی در بیابانهای دنیا تحت تاثیر دو سیستم مهم هوایی اتفاق می افتد:

انتقال افقی هوای مرطوب دریا به داخل خشکی بوسیله باد و تولید بارش های زمستانی که تحت عنوان «انتقال فرارفتی»  از آن یاد می شود. ریزش این بارش های زمستانی به دلیل سردتر بودن زمین از دریا و تراکم آتمسفر روی قاره های سرد است. از آنجا که ابن الگوی خاص یعنی تابستان خشک و باران زمستانی در سواحل اطراف دریای مدیترانه اتفاق می افتد لذا مناطقی از دنیا که این نوع نوسانات فصلی را نشان می دهند مناطق «مدیترانه ای» نامیده می شوند. متقابلاً در تابستان یک سیستم هوایی متفاوت دیگری وجود دارد که پالس های بارندگی را به مناطق خشک وارد می کند در این زمان چون قاره ها گرم هستند در نتیجه مناطق کم فشاری ایجاد می کنند و توده هوای گرم بالارونده ضمن صعود عمودی «انتقال همرفتی» بسرعت سرد و متراکم شده و ریزش های رگباری تابستانی را بوجود می آورد. در بسیاری از مناطق دنیا این الگوی بارندگی مونسون نامیده می شود. اکثر بیابانهای بزرگ دنیا بین این دو الگوی هوایی قرار دارند. بیابانهای وسیع عرض های میانی کره زمین، مرزهایشان با اکوسیستم های زمستان بارش در سرحدات بالایی و مناطق مونسونی جنب حاره ای در سرحدات پایینی این نوار قرار گرفته اند. گیاهان در بیابانهای زمستان بارش موقعیت خاصی برای رشد دارند به این معنی که در طول زمستان که رطوبت در خاک موجود است، هوا غالبا سرد است و مناسب برای رشد گیاهان نمی باشد و برعکس در تابستان که دمای هوا مناسب است، خاک رطوبت کافی ندارد. به این ترتیب فقط در طول بهار یعنی موقعی که دمای هوا کم کم رو به گرم شدن می رود و رطوبت هنوز در زمین باقی است گیاهان قادر به نشو و نما هستند.

انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می شود ؟

    هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی بر هم می خورد و زندگی گیاهی، جانوری وانسانی در معرض خطر قرار می گیرد.

نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می دهد و موجب گسترش بیابانها می شود. بنابراین بیابان زائی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی، خاک و غیره ... است که فعالیت های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می شود.

امروزه اعتقاد بر این است که بیابانهای جهان حدود 10 هزار سال پیش به وجود آمده اند . عربستان و آفریقای شمالی زمانی سرسبز بوده اند تغییرات اقلیمی، پیشرفت تمدن و فرسایش خاک به وسیله باد، باران، و افزایش شوری خاک و همچنین انسان. از مهمترین علل بیابانی شدن اراضی بوده اند.

پتانسیل ها و قابلیت های بیابان

    بیابان با همه خشونت ظاهری و برخلاف تصور عامه،  اگر چه تولیدات گیاهی اندکی دارد ولی پتانسیل های تولیدی دیگری در خود نهفته دارد که اگر به درستی شناخته شده و مورد بهره برداری قرار گیرد در جهت مهار بیابان زایی نیز گامهای مفیدی برداشته خواهد شد.

زمینه مناسب اقلیمی و تابش آفتاب در بیشتر مناطق در اکثر فصول سال همین مناطق واجد پتانسیل بالای باد و قابلیت های تولید انرژی زمین گرمایی درایران زمینه لازم و مناسبی برای استفاده و گسترش انرژی های نو و پاک راحتی در مناطق بیابانی فراهم آورده است.

به طور مثال: نور فراوان خورشید شرایط را برای انجام کشاورزی مدرن در بیابان مناسب می سازد به طوری که درجه حرارت بالای ماسه بادی ها، حالت مناسبی برای کشت گیاهان سریع رشد و کند رشد ( گلخانه ای ) می باشد. کشت دیر و زودتر از موعد نیز در ماسه بادی ها امکان پذیر است .

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

ایدز سرنام عبارت (به انگلیسی: [۲]AIDS یا Acquired immune deficiency syndrome) به معنی نشانگان نقص ایمنی اکتسابی است. ایدز یک بیماری پیشرونده و قابل پیشگیری[۳][۴] است، این بیماری حاصل تکثیر ویروسی به نام اچ‌آی‌وی در بدن میزبان است [۵] که باعث تخریب جدی دستگاه ایمنی بدن (معروف به نقص ایمنی یا کمبود ایمنی) انسان می‌گردد که خود زمینه‌ساز بروز عفونت‌های موسوم به فرصت طلب است که یک بدن سالم عموماً قادر به مبارزه با آنهاست و در نهایت پیشرفت همین عفونت‌ها منجر به مرگ بیمار می‌گردد به طوری که بیماری سل عامل اصلی مرگ و میر در میان مبتلایان به ایدز در سراسر جهان است[۶].

در سال ۱۹۸۱ هشت مورد وخیم از ابتلا به بیماری کاپوسی سارکوما یکی از انواع خوش‌خیم‌تر سرطان که معمولاً در میان افراد سالمند شایع است، در میان مردان همجنسگرای نیویورک گزارش شد. تقریباً هم‌زمان با این موارد، شمار مبتلایان به یک عفونت ریوی نادر در کالیفرنیا و نیویورک بالا رفت. با این که در آن زمان عامل شیوع ناگهانی این دو بیماری مشخص نشده بود، اما معمولاً از این دو واقعه پزشکی به عنوان آغاز ایدز یاد می‌کنند. در طی یک سال این بیماری بدون نام، گسترش زیادی داشت تا سرانجام در ۱۹۸۲ آن را ایدز نامیدند[۳].

از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجه‌ها و همچنین برای بهبود آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیض‌ها اول دسامبر هر سال (۱۰ آذر) به عنوان روز جهانی ایدز معین شده‌است و هر سال برای این روز شعاری نیز در نظر گرفته می‌شود[۱].

ایدز پدیده‌ای پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گسترده‌ است[۴]. در سال ۱۹۹۶‌ سازمان ملل متحد ایدز را نه تنها به عنوان یک مشکل سلامتی مورد توجه قرار داد بلکه آن را یک مسئله بر سر راه پیشرفت بشری برشمرد[۷]. همچنین در سند استراتژی امنیت ملی ایالات متحده آمریکا (۲۰۰۲) این کشور خود را متعهد به هدایت جهان برای کاهش تلفات هولناک اچ.آی.وی/ایدز دانسته است[۸]. بیش از ۹۰ درصد موارد ابتلاء مربوط به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه‌ است. ایدز در حال حاضر چهارمین علت مرگ و میر بشر است که پیش بینی می‌شود تا سال ۲۰۱۰ مقام اول را از آن خود نماید.[۹]

اچ‌آی‌وی

 

اچ‌آی‌وی در حین جوانه زدن از یک گویچه سفید خون

 

بافت خونی هدف اصلی ایدز است.

نوشتار اصلی: اچ‌آی‌وی

یک ویروس به نام اچ‌آی‌وی عامل بروز بیماری ایدز است. هر فرد دچار اچ‌آی‌وی الزاما مبتلا به ایدز نیست بلکه اگر برخی تظاهرات بالینی را بروز دهد مشخص می‌شود به ایدز مبتلا شده‌است. تنها نیمی از افراد مبتلا به اچ-آی-وی در طی ۱۰ سال به مرحله ایدز مبتلا می‌شوند. این زمان در افراد مختلف متفاوت است و به وضعیت سلامتی و عادات فردی افراد بستگی دارد، امروزه برخی داروها نیز به کنترل این روند کمک می‌کنند[۹].

راه‌های انتقال عامل بیماری

ویروس اچ آی وی از این راه‌ها ممکن است از یک فرد مبتلا به یک فرد سالم منتقل شود:[نیازمند منبع]

  1. انتقال خونی، از راه تزریق فرآورده‌های خونی آلوده، استفاده از سرنگ مشترک (در معتادان تزریقی)، انتقال در کارکنان بهداشتی درمانی (Needle stick)
  2. انتقال عمودی (از مادر به نوزاد) که شایعترین راه انتقال در افراد مبتلا بوده است.
  3. انتقال جنسی، یکی از شایعترین راه‌های انتقال برقراری رابطه جنسی حفاظت نشده است. در صورت وجود بیماریهای آمیزشی احتمال انتقال بیشتر می‌شود.

نشانه‌ها و عوارض

نمودار عمومی رابطهٔ میان نسخه‌های HIV(تکثیرشده از ویروس‌ها) و شمار ‎CD4+‏ با میانگین زمان ابتلاء به HIV بدون مراقبت؛ هربیماری شخص می‌تواند دوره را به قدر قابل توجهی تغییر دهد.

 

CD4+ T Lymphocyte count (cells/mm³)

 

 

HIV RNA copies per mL of plasma

پس از ورود اچ.آی.وی به بدن اولین علایم به صورت یک سندرم شبه سرماخورگی به همراه بزرگ شدن غدد لنفاوی عارض می‌شود که معمولا این علایم بهبود یافته و ویروس به حالت نهفته در بدن باقی می‌ماند، این مرحله که در آن فرد حامل بیماری تلقی شده ولی علایمی نشان ‌نمی‌دهد ممکن است تا ده سال و بیشتر به طول بیانجامد. در مرحله آخر این بیماری با نقص سیستم ایمنی به علت فعالیت بالای ویروی و کاهش لنفوسیتهای نوع تی در خون مشخص می‌شود که ایدز نامیده می‌شود. در این مرحله بدن در معرض عفونتهای فرصت‌طلب ناشی از باکتری، ویروس، قارچ و انگل‌هایی قرار می‌گیرد که در افراد سالم معمولاً به آسانی مهار می‌شوند. این بیماری تقریبا همهٔ سیستم های ارگانی بدن را درگیر میکند. همچنین افراد مبتلا ریسک بالایی برای ابتلا به سرطان های مختلف نظیر سارکوم کاپوزی، سرطان گردن رحم و لنفوم دارند. بعلاوه، علایم سیستمیک عفونت نظیر تب ، تعریق(خصوصا شب هنگام)، لرز، تورم غددلنفاوی ،لرز، ضعف و کاهش وزن را دارند.[۱۰]

مرحله بروز ایدز

فرد مبتلا به اچ-آی-وی هنگامی به مرحلهٔ ایدز می‌رسد که شمار گویچه‌های سفید CD4+T آنقدر کم شود که نتوانند از پس انجام وظیفه معمولی خود برآیند. CD4+T یاخته‌های سفید خون هستند که واکنش‌های ایمنی بدن را موزون و مهار می‌کنند. این دشواری اندک اندک در درازای هنگامی که شخص + HIV می‌باشد، پیشرفت می‌کند که ممکن است یک تا ۱۵ سال به درازی بکشد.[نیازمند منبع] البته افراد در درازای این مدت بسیار خوب و تندرست به نظر می‌رسند[نیازمند منبع] و احساس خوبی نیز دارند. ولی در این مدت شمار ویروس چند برابر می‌شود.[نیازمند منبع] بر پایه این تعریف ایدز هنگامی است که شمار سلول‌های CD4+T به کمتر از ۲۰۰ شماره در هر میکرولیتر خون می‌رسد و یا هنگامی که بدن فرد دچار عفونت‌های فرصت‌طلب بشود (که گاهی با بودن ۲۰۰ تا ۸۰۰ یاخته CD4+ رخ می‌دهد).[نیازمند منبع]

پیشگیری

از آنجا که تاکنون واکسن و یا علاج قطعی برای این بیماری کشف نشده‌است و در آینده نزدیک نیز امکان پذیر به نظر نمی‌رسد[۴] مهم‌ترین راه مبارزه با این بیماری پیشگیری و آموزش است.

گزارش سال ۲۰۰۷ بانک جهانی در مورد ایدز در جنوب آسیا، شیوع بیماری ایدز را «شدید» اما «قابل پیشگیری» می‌داند[۱۱].

برای پیشگیری از انتقال اچ‌آی‌وی، بهترین راه خودداری از برقراری رابطه جنسی با فرد مبتلا و یااستفاده از کاندوم‌های جنس لاتکس (نوعی پلاستیک) است.

ذرات با ابعاد اچ‌آی‌وی نمی‌توانند از کاندوم لاتکس عبور کنند و اگر به درستی و به طور منظم استفاده شوند شیوه کاملاً موثری در کاهش خطر انتقال بیماری محسوب می‌شوند. هرچند تنها شیوه صد در صد موثر خودداری کامل از آمیزش جنسی با افراد مشکوک به داشتن رفتارهای پرخطر است.

معتادان تزریقی می‌توانند با خودداری از مصرف سرنگ‌های مشترک خطر ابتلا به اچ‌آی‌وی را کاهش دهند.[۱۲]

روز جهانی ایدز

از سال ۱۹۸۸ به منظور افزایش بودجه‌ها و همچنین افزایش آگاهی، آموزش و مبارزه با تبعیض‌ها روز اول دسامبر هر سال به عنوان روز جهانی ایدز نامگذاری شد و هر ساله برای این روز، شعار خاصی نیز در نظر گرفته می‌شود ،هدف عمده از این کار این است که به عموم مردم یادآوری شود که HIV از بین نرفته‌است و هنوز کارهای زیادی است که باید انجام شود.[۱]

در روز جهانی ایدز مردم لباسهایی مزین به روبان قرمز بر تن می‌کنند تا توجه و مراقبت در برابر HIV و ایدز را متذکر شده و به دیگران یادآور شوند که به تعهد و پایبندی و حمایت آنها مورد نیاز است.[۱]

تشخیص ایدز

 

مردی در حال خون دادن برای آزمایش اچ‌آی‌وی

هنگام رو در رویی با عفونت، دستگاه ایمنی بدن پادتن‌هایی فرآوری می‌کند که در خون گردش و به عوامل بیماری‌زا حمله می‌کنند. پادتن‌ها بر بسیاری از عوامل بیماری‌زا غلبه می‌کنند ولی درباره اچ.آی.وی با این که پادتن‌ها فرآوری می‌شوند ولی نمی‌توانند از تکثیر ویروس جلوگیری کنند و تنها وجود آنها در خون برای تشخیص ابتلاء بکار می‌رود.

  • در جریان عمومی ترین آزمایش‌ها برای تشخیص اچ‌آی‌وی، یک نوع خاص از پادتن‌ها یا همان پروتئین‌های ضدبیماری ردیابی می‌شود.
  • در چند هفته‌ای که ردیابی آلودگی بی ثمر و جواب آزمایش منفی است، فرد آلوده می‌تواند ویروس را به سایرین منتقل کند. [۱۲]

نکاتی در مورد آزمایشات ایدز: هنگامی که تست الایزا برای ایدز مثبت شد باید الایزا با کیت دیگری دوباره تکرار شود . که اگر باز هم مثبت شد تست تایید ی با وسترن بلات می گیریم .اگر تست وسترن بلات منفی بود شاید فرد در دوران پنجره به سرمی برد یا الوده نیست.[نیازمند منبع]

مواردی هست که تست الایزا مثبت است ولی فرد ایدز ندارد مثلا خطای ازمایشگاه , همودیالیز , دریافت خون و فراورده‌های آن , تست RPR مثبت , مشکلات همراه از قبیل اختلالات اتوایمیون , مالتیپل میلوما , هموفیلی , هپاتیت الکلی , اعتیاد تزریقی , موارد افزایش IgG مثل کسی که واکسن آنفلوانزازده است.[نیازمند منبع]

موارد منفی کاذب الایزا مثل عفونت تازه و اولیه , بیماران با سیستم ایمنی ساپرس شده , و خطای آزمایشگاه می‌باشد.[نیازمند منبع]

بیماری‌های مرتبط با ایدز

 

ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز ،این ضایعات پوستی نشان دهنده کاپوسی سارکوما هستند[۱۳]

سیستم دفاعی بدن که از حمله ویروس صدمه دیده‌است، قوای خود را برای مبارزه با بیماری‌ها از دست می‌دهد و هر نوع عفونتی می‌تواند جان بیمار را تهدید کند. کسانی که به اچ‌آی‌وی دچار هستند در مقابل بیماری‌هایی مانند سل، مالاریا ، ذات الریه ، برفک ، زونا ، زخم‌های بدخیم ، سرطان ، عفونت‌های مغزی ، عفونت شکم و خطر نابینایی آسیب پذیرتر می‌شوند. بیماران مبتلا به ایدز همچنین در مقابل آنچه به نام عفونت‌های فرصت طلب معروف است آسیب پذیر هستند. این نوع از عفونت‌ها از باکتری‌های شایع، قارچ‌ها و انگل‌هایی نشات می‌گیرد که یک بدن سالم قادر به مبارزه با آنهاست، اما می‌توانند در افرادی که سیستم دفاعی بدن آنها آسیب دیده ایجاد بیماری کند و گاه آنها را از پا در آورند. [۱۲]

داروها و درمان‌ها

در مجموع پنج دسته دارو وجود دارد که در مقاطع مختلف ورود و رشد اچ.آی.وی عمل می‌کنند:

  • بازدارنده‌های ورودی: این داروها به پروتئین‌های موجود بر سطح بیرونی ویروس اچ‌آی‌وی می‌چسبد و از پیوستن و ورود آن به سلول‌ها جلوگیری می‌کند. از این گروه تاکنون تنها یک نمونه از دارو، به نام "فوزیون (Fuzeon)، وارد بازار شده‌است.
  • بازدارنده‌های گیرنده کموکاین(Chemokine Coreceptor Antagonists): این داروها به نوعی پروتئین‌ موجود بر سطح بیرونی سلولهای پذیرنده اچ.آی.وی می‌چسبد و از چسبیدن ویروس به سلول جلوگیری می‌کند . از این گروه تاکنون تنها یک دارو، به نام Maraviroc وارد بازار شده‌است.[۱۴]

 

  • بازدارنده‌های ان‌آرتی (Nucleoside reverse transcriptase): این بازدارنده‌ها اچ‌آی‌وی را از نسخه‌سازی از ژن‌های خود باز می‌دارد.
  • بازدارنده‌های ان‌ان‌آرتی (Non-nucleoside reverse transcriptase): این بازدارنده‌ها نیز فرآیند نسخه سازی را مختل می‌کنند. آنها با چسباندن خود به آنزیمی که این فرآیند را کنترل می‌کند نسخه سازی را مختل می‌کنند.
  • بازدارنده‌های پروته آز (Protease): این داروها به آنزیم دیگری به نام پروته آز که نقشی اساسی در جمع آوری ذرات ویروس تازه دارد، می‌چسبند.

داروهای ضد ایدز باید به صورت ترکیبی مصرف شوند. معمولاً سه نوع داروی مختلف از دست کم دو دسته مختلف از داروها به طور هم‌زمان به بیمار تجویز می‌شود. با تغییر شکل دادن اچ‌آی‌وی، برخی از نمونه‌های این ویروس در مقابل داروها مقاوم می‌شوند. بنابراین شانس کنترل اچ‌آی‌وی در صورت استفاده از چند دارو بیشتر خواهد بود. در برخی موارد از مبتلایان تازه، ویروسهایی ردیابی شده‌اند که حتی پیش از آغاز معالجات در برابر داروهای موجود مقاومت نشان می‌دهند.[۱۵]

داروی ایرانی

پژوهشگران ایرانی داروی گیاهی ضد ایدز جدیدی با نام آیمود[۱۶] تولید کردند که به گفتهٔ مدیر این پروژه موجب تقویت سیستم دفاعی بدن در برابر این ویروس می‌شود و حاصل پنج سال تحقیق در این زمینه‌است.[۱۷]

عوارض جانبی داروها

عوارض جانبی شایع
تهوع، استفراغ، سردرد، خستگی مفرط، کهیر، اسهال، بی‌خوابی، بی‌حسی در اطراف دهان، درد معده.
سایر عوارض جانبی
التهاب لوزالمعده، آسیب به کبد و لوزالعمده، زخمهای درون دهان، تغییر شکل بدن، آسیب به سلولهای عصبی، کم خونی، درد عضلانی و ضعف.[۱۸]

آگاهی عمومی از ابتلا به ایدز

بسیاری از مبتلایان به ایدز از بیماری خود ناآگاهند.[۱۹]کمتر از یک درصد از جمعیت شهری آفریقا که از نظر جنسی فعال هستند آزمونِ اچ‌آی‌وی داده‌اند و این نسبت در منطقه‌های روستایی از این هم کمتر است. همچنین تنها نیم درصد از زنان بارداری که از امکانات بهداشت شهری بهره می‌گیرند، آزمایشِ اچ‌آی‌وی داده و نتیجهٔ آزمایش خود را دریافت نموده‌اند. افزون بر آن، این نسبت برای بهداشت روستایی از این هم پایین‌تر است.[۱۹]

 

بدنامی

ایدز تنها یک مشکل بهداشتی نیست، بلکه یک مشکل اجتماعی و فرهنگی نیز هست ،این بیماری تابو تلقی می‌شود و با هاله‌ای از شرم و منع‌های اخلاقی و فرهنگی همراه است که این موضوع مانع از اعلام بیماری از سوی افراد شده و همین مساله منجر به پنهان ماندن بیماری، طی نشدن پروسه درمان و در نتیجه شیوع سریع آن می‌شود. .[۲۰]

به علت پیش داوری و ترس از سرایت بیماری، این بیماران درمورد انتخاب مسکن، شغل، مراقبت‌های بهداشتی و حمایت عمومی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. رفتارهای نامناسب و تحقیرآمیز موجب انزوای بیمار گشته، فرصت آموزش را از وی می‌گیرد. وحشت از مرگ، وحشت طرد و تنهایی و انگ اجتماعی، اخراج کارگران مبتلا و بدنامی از طرف دوستان و خانواده سبب می‌شود افرادی که گمان می‌کنند ممکن است آلوده باشند، وضعیت خودشان را تا جایی که مقدور است مخفی نگه دارند که این خود موجب گسترش آلودگی است[۲۰].

 

بیماری ایدز، اخلاق و حقوق پزشکی

حقوق بیماران مبتلا به ایدز باید از سوی جامعه و دولت ها و سازمان های بین المللی مورد احترام قرار گیرد. مباحثی چون حق بر تولید مثل و محدودیت های آن برای بیماران مبتلا، حق بر محرمانه بودن اسرار و اطلاعات پزشکی و افشا و گزارش بیماری از سوی مراکز درمانی به خانواده یا محل کار فرد مبتلا، مقابله با هر نوع تبعیض از جمله در امر تحصیل یا اشتغال یا بهره گیری از امکانات درمانی و رفاهی و هم چنین کسب رضایت قبلی برای انجام آزمایش های مختلف تشخیصی یا عقیم سازی افراد مبتلا از جمله موارد مبتلا به در زمینه حقوق و تکالیف بیماران و اجتماع و دولت می باشد. کنگره بین المللی ایدز و حقوق بشر برای اولین بار در سال 1387 در شهرکرد برگزار گردید و صاحب نظران به بررسی این موضوع پرداختند.

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

شرح بیماری

ایدز عبارت‌ است‌ از بوجود آمدن‌ ضعف‌ عمده‌ در دستگاه‌ ایمنی‌ بدن‌ (نقص‌ ایمنی‌). این‌ امر باعث‌ کاهش‌ توانایی‌ بدن‌ در مقابله‌ با عفونتها و توانایی‌ سرکوب‌ سلول‌های‌ غیرطبیعی‌ مثل‌ سلول‌های‌ سرطانی‌ می‌شود. ویروس‌ ایدز سلول‌های‌ ایمنی‌ موجود در خون‌ (لنفوسیت‌ها) و سلول‌های‌ ایمنی‌ موجود در بافت‌ها مانند مغز استخوان‌، طحال‌، کبد و گره‌های‌ لنفاوی‌) را درگیر می‌سازد. این‌ سلول‌ها در تولید پادتن‌ برای‌ مقابله‌ با بیماریها و سرطانها نقش‌ دارند. در مجموع‌ باید گفت‌ که‌ ایدز یک‌ نوع‌ نقص‌ ایمنی‌ ثانویه‌ است‌ که‌ در سیر عفونت‌ با ویروس‌ ایدز ایجاد می‌شود.

علت بیماری

عامل بیماری ایدز یک نوع ویروس از گروه رترو ویروسها است که باعث کاهش توانایی سیستم ایمنی بدن میزبان می‌شود. علایمی که ما در بیماری ایدز می‌شناسیم مربوط به بیماریهایی است که در اثر نقص دستگاه ایمنی بدن تولید می‌شوند. در اکثر بیماریهای ویروسی وضع به این منوال است که سلولهای مملو از ویروس ویروسها را آزاد کرده و این ویروسها خود را با پادتنهای آماده مواجه می‌بینند. در چنین وضعی بیماری شخص برطرف می‌شود. اما در مورد ویروس ایدز وضع به گونه‌ای دیگر است.

در اینجا اولین ویروسی که وارد اولین سلول میزبان می‌شوند از حمله پادتنها در امان می‌مانند. ویروسهای جدیدی که از سلول خارج می‌شوند بعضا توسط پادتنها خنثی می‌شوند اما ژنهای اولیه در درون سلول میزبان به تولید ویروس ادامه می‌دهند. ممکن است که ویروس در بدو ورود به سلول میزبان به صورت غیر فعال درآید و بعد از گذشت چندین سال به مساعد شدن اوضاع فعالیت بیماریزایی خود را آغاز کند. این ویروس دستگاه ایمنی بدن را تضعیف می‌کند و در این یک سرماخوردگی ساده هم می‌تواند برای شخص مشکل ساز باشد.

سیر بیماری و علایم آن

  •  
نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

ایثار

ایثار یکى از جلوه‏هاى عرفانى قیام امام حسین(ع) و بلکه از زیباترین آنهاست، جلوه‏اى که قرآن کریم بسیار بر آن تأکید کرده و در نمودهاى مختلف ظاهر گشته است، شهادت در راه خدا و انفاق مال که آیات بسیارى درباره آن‏ها نازل شده از این جمله است؛ اوج ایثار و از خودگذشتگى را در لیلةالمبیت که على(ع) به جاى پیامبر خوابید مى‏توان ملاحظه کرد و خداوند مدال «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّه...» را درباره‏ى آن بزرگوار نازل کرد.

در سوره‏ى انسان نیز درخشش دیگرى از این فداکارى را که ناظر بر اهل‏بیت است ملاحظه مى‏کنیم «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى‏ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّه...»

اساس قیام امام‏حسین(ع) و یاران آن بزرگوار که برگرفته از مکتب آن حضرت است بر محور از خودگذشتگى است. عدم قبول بیعت امام با امویان و از خود گذشتن براى اثبات حقیقت نمونه‏ى بارز ایثار آن بزرگوار بود.

دست‏یابى حضرت اباالفضل العباس(ع) به آب و نیاشامیدن آن، جان‏فشانى دو تن از یاران امام(ع) در ظهر عاشورا که جهت اقامه‏ى نماز تن خود را سپر بلاى آن حضرت ساختند و به شهادت رسیدند، ارادتهایى که اصحاب آن حضرت در شب عاشورا ابراز کردند و در روز عاشورا تا زنده بودند نگذاشتند که از بنى‏هاشم وارد میدان شود و بنى‏هاشم نیز تا زنده بودند نگذاشتند امام(ع) وارد میدان شود و... همه و همه نمونه‏هایى بى‏مانند ایثارند که در قیام امام حسین جلوه‏گر شد.

«محمدعلى جناح» سیاستمدار پاکستانى در این‏باره مى‏گوید: «هیچ نمونه‏اى از شجاعت بهتر از آن‏که امام حسین(ع) از لحاظ فداکارى نشان داد در عالم پیدا نمى‏شود» دانشمند اروپایى «موریس دوکبرى» نیز مى‏نویسد: «امام حسین براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه از جان و مال و فرزند گذشت...»

ایثار در کربلا

 

ایثار، مقدم داشتن دیگری بر خود است، چه در مسائل مالی و چه در موضوع جان. این صفت نیک یکی از خصلت‌های ارزشمند اخلاقی است که در قرآن کریم و روایات، مورد ستایش فراوان است و از وارستگی انسان از «خودخواهی» سرچشمه می‌گیرد. قرآن از مومنانی یاد می‌کند که با آن که خودشان نیازمندند، دیگران را بر خویشتن مقدم می‌دارند: «و یُوثِروُنَ عَلی اَنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَةٌ. (1)

گذشتن از خواسته‌های خود و نیز چشم پوشیدن از آنچه مورد علاقه انسان است، به خاطر دیگری و در راه دیگری «ایثار» است. اوج ایثار، ایثار خون و جان است. ایثارگر، کسی است که حاضر باشد هستی و جان خود را برای دین خدا فدا کند، یا در راه رضای او از تمنیّات خویش بگذرد.

در صحنه عاشورا، نخستین ایثارگر، سیدالشهدا علیه‌السلام بود که حاضر شد فدای دین خدا گردد و رضای او را بر همه چیز برگزید و از مردم نیز خواست کسانی که حاضرند خون خود را در این راه نثار کنند، و با او همسفر کربلا شوند. (2)

اصحاب آن حضرت نیز، هر کدام ایثارگرانه جان فدای امام خویش کردند. در طول حوادث عاشورا نیز صحنه‌های زیبایی از ایثارگری دیده می‌شود.

وقتی نیروهای ابن زیاد، آگاه شدند که مسلم بن عقیل در خانه‌ هانی بن عروه است، هانی را احضار کردند و از او خواستند که مسلم را تسلیم آنان کند. او می‌توانست با سپردن مسلم به دست آنان، جان خویش را نجات بخشد، اما حاضر شد در راه مسلم کشته شود ولی او را تسلیم نکند. در مقابل درخواست تهدید‌آمیز آنان گفت:

 «به خدا سوگند، اگر تنها و بی‌یاور هم بمانم، هرگز او را تسلیم شما نخواهم کرد، تا آن که در راه حمایت از او بمیرم!» (3)

وقتی مسلم بن عقیل را به دارالاماره بردند، پس از گفت و گوهای تندی که رد و بدل شد و تصمیم به کشتن او گرفتند، مسلم گریست. یکی از حاضران گفت: کسی که در پی چنین خواست‌هایی باشد نباید گریه کند (و باید پیش‌بینی این روزها را هم بکند) مسلم گفت: بر خودم گریه نمی‌کنم، بلکه برای حسین علیه‌السلام و خانواده او می‌گریم. (4)

این نیز ایثارگری او را  نشان می‌دهد که در آستانه شهادت، اگر هم گریه می‌کند نه بر حال خویش، که بر حسین می‌گرید که طبق گزارش او از وضع کوفه، روی به این شهر پرنیرنگ و مردم پیمان شکن نهاده است.

‌‌‌‌‌‌وقتی امام حسین علیه‌السلام به فرزندان عقیل و مسلم بن عقیل فرمود که شهادت مسلم برایتان کافی است، شما صحنه را ترک کنید، یک‌صدا گفتند: به خدا سوگند چنین نخواهیم کرد. جان و مال و خانواده و هستی خود را فدای تو می‌کنیم و در رکابت می‌جنگیم تا شهادت. (5)

 

اظهارات ایثارگرانه یاران امام در شب عاشورا مشهور است؛ یک به یک برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و ایثار خون در راه امام اظهار کردند. از آن همه سخن، این نمونه از کلام مسلم بن عوسجه کافی است که به امام عرض کرد:

«هرگز از تو جدا نخواهم شد. اگر سلاحی برای جنگ با آنان هم نداشته باشم، با سنگ با آنان خواهم جنگید تا همراه تو به شهادت برسم.» (6)

سخنان سعید بن عبدالله حنفی، زهیر بن قین و دیگران، جلوه‌های روشن و ماندگاری از این روحیه ایثارگری است. طبق نقلی سخن گروهی از آنان چنین بود: «به خدا قسم از تو جدا نخواهیم شد! جان‌هایمان فدای توست، تو را با ایثار خون، چهره و اعضای بدن حمایت می‌کنیم.» (7)

آری... خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست. حضرت زینب علیهما‌السلام عصر عاشورا هنگام حمله سپاه کوفه به خیمه‌ها و غارت اشیاء چون دید شمر با شمشیر آخته قصد کشتن امام زین‌العابدین را دارد، فرمود: او کشته نخواهد شد مگر آن که من فدای او شوم. (8)

پیشوای نهضت، به پشت‌گرمی حامیان ایثارگر، گام در مراحل دشوار و پرخطر می‌گذارد. اگر آمادگی پیروان برای ایثار مال و جان و گذشتن از راحتی و زندگی نباشد، رهبر تنها می‌ماند و حق، مظلوم و بی‌یاور. در انقلاب کربلا، امام و خانواده و یارانش دست از زندگی شستند، تا دین خدا بماند و کشته و اسیر شدند، تا حق زنده بماند و امت، آزاد شوند، و اصحاب شهید امام، تا زنده بودند، اجازه ندادند از بنی‌هاشم کسی به میدان رود و کشته شود. بنی‌هاشم هم تا زنده بودند، جان فدا کردند و در راه و رکاب امام به شهادت رسیدند و حسین بن علی علیه‌السلام شهید آخرین بود که وقتی به دشت کربلا نگریست، از آن همه یاران و برادران و اصحاب، کسی نمانده بود.

جلوه دیگری از ایثار، در کار زیبای حضرت ابوالفضل علیه‌السلام بود: ابتدا امان ابن زیاد را که شمر آورده بود رد کرد آنگاه در شب عاشورا اظهار کرد که هرگز از تو دست نخواهیم کشید، خدا نیاورد زندگی پس از تو را. روز عاشورا نیز وقتی با لب تشنه وارد شریعه فرات شد تا برای امام و کودکان تشنه آب آورد، پس از پر کردن مشک، دست زیر آب برد تا بنوشد، اما با یادآوری کام تشنه حسین علیه‌‌السلام، ایثارگری و وفای او اجازه نداد که آب بنوشد و امام حسین علیه‌السلام و کودکان تشنه باشند و تشنه‌کام، گام از فرات بیرون نهاد (9) و تشنه لب شهید شد. باز هم در اوج نیاز، آب ننوشیدن و به فکر نیاز دیگران بودن.

                             آب شرمنده ز ایثار عملدار تو شد    که چرا تشنه از او این همه بی‌تاب گذشت

سعید بن عبدالله، جلوه دیگری از ایثار را در کربلا به نمایش گذاشت و هنگام نماز خواندن امام، خود را سپر تیرهایی ساخت که از سوی دشمن می‌آمد. وقتی نماز امام به پایان رسید، او سیزده تیر بر بدن داشت و بر زمین افتاد و شهید شد. (10)

خصلت و صف عاشورایی را کسی دارد که حاضر باشد به خاطر خدا، در راه دیگری فداکاری کند و ایثارگری نماید.

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

اهمیت ورزش

امروزه ورزش یکی از اموری است که به عناوین مختلف در جهان مطرح شده و گروه زیادی به اشکال گوناگون با آن سرو کار دارند. برخی از مردم، ورزشکار حرفه ای اند و گروهی ورزشکار آماتور . گروهی طرفدار و علاقه مند به ورزش و دیدن برنامه ها، مسابقات و نمایش های ورزشی بوده، وعده ای نیز از راه ورزش امور زندگی خویش را می گذرانند.

وزارتخانه ها و ادارات ورزشی فراوانی تاسیس شده و مخارج زیادی صرف ورزش ، ساختن استادیوم ها، مجتمع ها و باشگاه های ورزشی و نیز تهیه وسائل و لباس های ورزشی و یا تماشای مسابقات ورزشی می شود. بخش های قابل توجهی از برنامه های تلویزیون ، رادیو ، مجلات و سایر رسانه های گروهی، به ورزشی و اخبار ورزشی اختصاص دارد و خلاصه ورزش یکی از اموری است که در جهان به صورت جدّی مطرح بوده و از جهات مختلف دارای اهمیت می باشد، از جمله:

امروزه یکی از مشکلات جامعه بشری، مساله بی کاری و عوارض ناشی از آن است. بی کاری، به ویژه برای نوجوانان و جوانان و به خصوص در ایام تعطیلات تابستانی مدارس و مراکز آموزشی، بسیار خطرناک و مضرّ است و باید با آن مبارزه شده ، یا به نحوی اوقات بی کاری را پر نمود که مفید بوده و یا لااقل مضر نباشد. بسیاری از انحرافات، از قبیل: اعتیاد به مواد مخدر، دزدی و ایجاد مزاحمت، دعواها و درگیری های خیابانی، انحرافات جنسی و ... زاییده بی کاری و ولگردی است.

مرحوم شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام، مطلبی تحت عنوان "زن و غیبت" دارد و می فرماید:

"زن ها در قدیم مشهور بودند که زیاد غیبت می کنند. شاید این به عنوان یک خصلت زنانه معروف شده بود که زن طبیعتش این است و جنساً غیبت کن است؛ در صورتی که چنین چیزی نیست، زن و مرد فرق نمی کنند. علتش این بود که زن – مخصوصاً زن های متعیّنات، زن هایی که کلفت داشته اند و در خانه، همه کارهایشان را کلفت و نوکر انجام می دادند- هیچ شغلی و هیچ کاری، نه داخلی و نه خارجی نداشت، صبح تا شب باید بنشیند و هیچ کاری نکند. کتاب هم که مطالعه نمی کرده و اهل علم هم که نبوده، باید یک زن هم شان خود پیدا کند، با آن زن چه کند؟ راهی غیر از غیبت کردن به رویشان باز نبوده، و این برایشان یک امر ضروری بوده؛ یعنی اگر غیبت نمی کردند، واقعاً بدبخت و بی چاره بودند."

شاید به واسطه جلوگیری از همین عوارض سوء بی کاری باشد که می بینیم در اسلام از "کار و انسان شاغل" بسیار تجلیل شده است. احادیث فراوانی در این زمینه وارد شده که توجه شما را به برخی از آن احادیث جلب می نمایم:

امام علی علیه السلام فرمود:

اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ المُحتَرِفَ الاَمینَ؛

خداوند، انسان امینی را که دارای حرفه است (و به آن اشتغال دارد) دوست می دارد.

رسول خدا صلی علیه واله فرمود:

اَلکادُّ لِعِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ؛

کسی که خود را برای اداره زندگی اش به مشقت می اندازد، مانند کسی است که در راه خدا جهاد می کند.

رسول اکرم صلی علیه واله فرمود:

مَلعُونُ مَن القی کَلَّهُ عَلَی النّاسِ؛

هر کس که سنگینی اقتصادی خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون است.

بدون شک، مردم و کشور باید در پی ایجاد کار و اشتغال سالم برای همه باشند، ولی آیا همیشه امکان اشتغال برای همه و به ویژه جوانان و نوجوانان فراهم است؟ اگر این امکان فراهم نشد، تکلیف چیست؟ آیا ایجاد سرگرمی های سالم و مفید نمی تواند از بسیاری انحرافات جلوگیری کند؟

 

ورزش یکی از مفیدترین و سالم ترین سرگرمی هایی است که می تواند اوقات فراغت جوانان و نوجوانان را پر کند.

ورزش، کسالت و تنبلی را از انسان زدوده و به وی نشاط و شادابی بخشیده، او را برای انجام کارهای و وظایف فردی و اجتماعی آماده نموده و اخلاقش را بهبود می بخشد.

ورزش، روحیه شجاعت، از خود گذشتگی، مبارزه با ظلم و ظالم و دفاع از مظلوم را در انسان تقویت نموده، اراده وی را قوی می سازد.

ورزش، توان رزمی انسان را افزایش می دهد. بالا بودن توان جسمانی نیروهای نظامی و رزمی، تنها در زمان های گذشته که جنگ ها با سلاح های سرد صورت می گرفت، مورد توجه نبوده، بلکه امروزه نیز حائز اهمیت فراوان است و تمرینات بدنی قسمت عمده ای از آموزش های نظامیان و به ویژه کماندوها و نیروهای ویژه را تشکیل می دهد. همچنین افرادی که از نقطه نظر بدنی و جسمانی، ضعیف و یا ناقص باشند، در ارتش پذیرفته نشده و گاه از خدمت سربازی نیز معاف می گردند.

اهمیت سلامتی و توانمندی جسمانی بر کسی پوشیده نیست.

پیامبر گرامی اسلام صلی علیه واله در باره حق بدن بر انسان می فرماید:

اِنَّ لِرَبِّکَ عَلَیکَ حَقّاً، وَ اِنَّ لِجَسَدِکَ عَلَیکَ حَقّاً وَ لاَ هلِکَ عَلَیکَ حَقّاً؛

پروردگارت بر تو حقی دارد، و بدنت بر تو حقی دارد، و خانواده ات (نیز) بر تو حقی دارد.

آن چه در این حدیث ارزنده قابل توجه است، این است که پیامبر بزرگوار اسلام، تا بدان پایه برای جسم و بدن ارزش و اهمیت قابل است که حق بدن را در ردیف حق پروردگار (آن هم بلافاصله بعد از آن) و در کنار حق خانواده (و حتی قبل از آن) ذکر می فرماید. زمانی انسان می تواند حق پروردگار و خانواده خویش را به بهترین نحوی ادا کند، که از بدنی سالم و نیرومند برخوردار باشد.

ورزش، کمک شایانی به ایجاد و تقویت سلامتی جسمانی و روانی می کند، و افرادی که با روش صحیح ورزش می کنند و یا دارای کارهای با تحرک می باشند، سالم تر بوده و عمرشان از افرادی که کارهای بدون تحرک دارند بیشتر است.

شهید دکتر سیدرضا پاک نژاد در کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر می نویسد:

عضلات در حال ورزش10 تا 18 برابر در حال استراحت احتیاج به خون دارند،20دفعه بیشتر قند و اکسیژن مصرف می نمایند،50 بار زیادتر گازکربنیک دفع می نمایند، و با توجه به همین ارقام، اهمیت کار قلب هنگام ورزش روشن می گردد... .

در واکنش قلب در برابر کار عضلانی، مشاهده می شود ضربان های دبی، حجم خون، فشار خون و حتی ترکیبات فیزیکو شیمیایی خون را دگرگون می سازد. ضربان قلب هنگام کار بدنی، یعنی زمانی که عضلات را به فعالیت می داریم، 2- 3 و حتی 4 برابر، و امکان دارد به 200 ضربه در دقیقه برسد. حجم خون 2- 3 برابر و دبی قلب 6- 7 و حتی 8 برابر و گاه زیادتر شود و دبی قلب از 4 لیتر در دقیقه ممکن است به 30 تا 35 لیتر در دقیقه برسد، در صورتی که دبی قلب شخص سالم و ورزیده در حال معمولی 25 لیتر است... .

حجم قلب ورزش کاران و کارگرانی که کار بدنی سنگینی دارند، بدون شک افزایش می یابد، اما این افزایش به عقیده بسیاری، فیزیولوژیک و کاملاً طبیعی است. در اثر فعالیت بدن، حجم قلب افزایش می یابد، زیرا جدار بطن ها به ویژه بطن چپ ضخیم می شوند؛ یعنی همان طور که عضلات بازو در اثر ورزش یا ابتلا به برخی بیماری ها قوی می شود، عضلات قلب هم در اثر کار، قوی می گردد و در نتیجه قدرت انقباض قلب زیاد می شود... ."

وی در بخش دیگری از کتابش، در باره فواید ورزش چنین می نگارد:

 

قدرت انقباض و نظم ضربان قلب پس از مدتی ورزش کردن بهتر می شود... .

گنجایش ریه ها بیشتر می گردد و در نتیجه، اکسیژن بهتری و بیش تری به بدن می رسد... ورزش صحیح و معتدل و متناسب با مزاج، سبب نظم و ثبات حرکات تنفس می گردد و تنفس عمیق تر، ولی شمارش آن کم تر می شود.

هر چه شخص ورزیده تر باشد، مقدار سوخت بدنش نقصان می یابد؛ یعنی در حقیقت در اثر مدتی ورزش کردن، بدن بهتر از مواد غذایی خود استفاده می کند.

رشد و نمو بهتر انجام می گیرد، زیرا اکسیژن بهتر و بیشتر به تمام نسوج می رسد و در نتیجه، فعالیت غدد داخلی افزوده شده و بنابر عقیده ای در عضلانی که فعالیت می کنند، موادی ایجاد می شوند که به رشد و نمو کمک می نماید.

قوّه جذب و دفع بهتر می شود.

بدن عادت می کند در برابر مختصر فعالیت، ناگهان نفس تنگی پیش نیاید و ضربان قلب زیاد نشود و دیرتر خسته گردد و عرق نماید.

هماهنگی بین اعصاب و مراکز عصبی و تقویت اعصاب، ایجاد شده و کارهای فکری، آسان تر می شود."

در کتاب زن و ورزش نیز در باره فواید ورزش چنین آمده است:

"بدن انسان بر خلاف ماشین یا هر وسیله دیگر که بر اثر کار و فعالیت مستهلک می گردد، با کار جان گرفته و توانایی بیش تری کسب می نماید. در زمان های گذشته، حرکت و تمرین های بدنی، بخشی از کار روزانه فرد به شمار می رفت، اما امروزه بر اثر پیش رفت تکنولوژی و ماشین، باید بیش تر از گذشته در جستجوی حرکت بود، و هر فرد بایستی آن را در برنامه روزانه خود بگنجاند... .

تنفس و یا نفس کشیدن وسیله ای است که با آن، اکسیژن به همه بدن می رسد و مواد زاید و اکسیده به بیرون ریخته می شود. در خلال تمرین، میزان نفس کشیدن افزایش می یابد. شخصی که بدنش تربیت شده با تمرین های ورزشی است، آهسته تر و عمیق تر از افراد دیگر نفس می کشد، فشارهای وارد بر سیستم تنفسی خویش را با تلاش کم تر و کارایی بیش تر پاسخ گوست.

تمرین ها به دستگاه هاضمه به دو طریق کمک می کنند:

 

به علت پی آمد نیاز بدن به غذا، اشتها را افزایش می دهند.

حرکت اندام های هاضمه تسریع می شود و حرکات دودی شکل معده – که موجب هضم غذا می گردد – سریع تر و راحت تر صورت می گیرد.

تمرین های ورزشی ، عمل تخلیه را بهبود و از یبوست پیش گیری می کند. حرکات دودی شکل افزایش می یابد و در نتیجه ، روند ترشحات بدن کار آمدتر تنظیم می شوند. به طور کلی افرادی که فعالیت های جسمانی بیش تری دارند، کم تر از افراد کم حرکت ، به بیماری سنگ کلیه و اختلالات مشابه به آن مبتلا می شوند.

بسیاری از مواد زاید، از طریق غدد عرق در پوست بدن بیرون ریخته می شود. این فرایند با تمرین های شدید ورزشی تسریع می شود؛ علاوه بر این، عرق کردن باعث تمیز شدن پوست می گردد.

ارزش دیگر تمرین های ورزشی، در افزایش تولید سلول های قرمز خون در بافت های لنفاوی استخوان است. شمارش هموگلوبین خون بر اثر فعالیت بالا می رود. تمرین ها از بالا رفت فشار خون جلوگیری می کند."

به طور کلی نقش ورزش در سلامتی انسان آن قدر زیاد است که امروزه بسیاری از بیماری ها را با ورزش مداوا می کنند، که به این شیوه مداوا "ورزش درمانی" گفته می شود.

امروزه ورزش در سطح بین المللی ، بعد سیاسی نیز به خود گرفته است. گاه اتفاق می افتد کشوری که بیش تر مردم حتی نام آن را نشنیده اند، یک باره در جهان مطرح شده و به واسطه پیروزی های ورزشی، نامش در صفحه اول روزنامه های جهان و صدر اخبار قرار می گیرد. شرکت و یا عدم شرکت تیم های ورزشی یک کشور در یک کشور دیگر نیز، گاه جنبه سیاسی داشته و به معنای دوستی، دوشمنی، اعتراض و ... تلقی می شود.

در انسان غریزه قدرت طلبی، برتری جویی و مبارزه وجود دارد. ورزش و مسابقات ورزشی اگر در محیط و جوّ سالم برگزار شوند، زمینه اشباع این غریزه از طریق صحیح را فراهم می سازند. اگر این غریزه و سایر غرایز، کنترل نشده و به مسیر صحیح هدایت نشوند، برای جامعه بشری مشکل ساز و مساله آفرین خواهند بود.

ورزش، توان انسان را برای انجام کارهای روزمره شخصی و اجتماعی بالا می برد، حتی عباداتی از قبیل نماز ، روزه ، حج و جهاد نیز با بدنی سالم و نیرومند، بهتر، بیش تر و راحت تر جامه عمل به خود می پوشند.

انسان مایل است با دیگران باشد و با آنان بیامیزد. این غریزه و یا تمایل شدید را می توان از طریق ورزش بر آورده ساخت. در ورزش، در زمینه نیل به ارزش های اجتماعی دیگری نیز، چون کار گروهی، وفاداری، روحیه ورزشکاری می توان توفیق یافت. محیط صمیمانه و مطلوب ورزشی، اغلب فرصتی مناسب برای ایجاد روابط انسانی و شکل گیری دوستی هاست.

ورزش به انسان تحرک می بخشد و حرکت و تحرک به ویژه در کودکان لازمه رشد است. اگر عضو نیرومندی از اعضای بدن یک ورزش کار را چندین ماه در گچ قرار دهند و تحرک را از آن سلب نمایند، ضعیف و لاغر خواهد شد. اگر جنبش بدن کم شود، دفاع بدن کم و ضعیف می گردد، و همچنان که داشتن تحرک و ورزش موجب سلامتی بدن و طول عمر می گردد، نداشتن تحرک نیز موجب مرگ زود رس می شود.

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

اهمیت شورای معلمان

مقدمه :

 

امروزه مشارکت ومدیریت مشارکتی را سومین انقلاب در مدیریت می نامندوبر این باورند که تحقق اهداف وایجاد تحول در امور با مدیریت مشارکتی امکان پذیر است .در مدیریت مشارکتی به فرآیند سهیم شدن افراد در کارها توجه می شود ومدیران مشارکت جوهمه چیز را به زیر دستان واگذار نمی کنند‍؛ بلکه با دخالت دادن در کارها آنها را نیز سهیم می کنند تا همکاری وهمیاری برای همه ممکن شود.سالمون مشارکت را به صورت زیر تعریف می کند . ( مشارکت  نگرش یاشیوه ی مدیریت سازمانی است که نیاز ها وحقوق کارکنان را درمورد دخالت فردی وجمعی کارکنان با مدیریت درحیطه ای فراسازمانی به رسمیت می شناسند که معمولا با تبادل نظر جمعی تحقق می پذیرد . )

 

تورانی : مشارکت  به مفهوم دخالت در فرآیند تصمیم گیری ،فراگرد اندیشه وعمل می باشد که حاصل آن افزایش بهره وری،وحدت در میان مردم،تحقق مردم سالاری وتوسعه همه جانبه می باشد

 

 بهبودی :مشارمت هم زاد توسعه است  واین دو ملزوم یکدیگرند ودو روی یک سکه می باشندودر هر جامعه که مشارکت مردم در آموزش و پرورش بیشتر بوده نشانه های توسعه یافتگی هم بیشتر به چشم می خورد. ملاحظه می شود که از واژه ی مشارکت مفعوم شرکت همگانی در یک امر و تحقق توسعه یافتگی استفاده می شود حال اگر این مشارکت در حوزه ی آموزش و پرورش اتفاق بیفتد نمو د های توسعه یا فتگی در جامعه ملموس تر و جلوه ی بیشتری می یابد زیرا  در آموزش و پرورش صحبت از تر بیت نسل نو و سرمایه گذاری در آموزش و پرورش است.

 

برای رسیدن به شاخص های واقعی مشارکت ابتدا نیاز به تعریفی جامع از مشارکت داریم که جامعترین مشارکت عبارت است از: به درگیری های ذهنی و عاطفی اشخاص در مو قعیت های گروهی توجه می کند و آنان را بر می انگیزد تا برای دست یابی به هدف های گروهی تلاش کنند ودر مسئولیت کار شریک شوند.

اهمیت شواری معلمان و روش های با روری آن :

حضرت علی می فرماید:  ((لاغنی کا لعقل کا لجهل، لا میراث کالادب،لا ظهیر کا لمشاوره )) یعنی هیچ ثروتی مانند علم نیست و هیچ فقری مانند جهل و نادانی نیست و میراثی چون ادب نیست و هیچ پشتیبانی مانند مشورت وجود ندارد.با عنایت به ماده 2 و3 آیین نامه اجرایی مدارس نکته اسا سی توجه به توان نیروی انسانی و استفاده بهینه از استعداد ها، نیروها، مهارت های افراد در اداره موثر و بهتر سازمان است .

 

دلایل اهمیت و فواید و ضرورت شواری معلمان در مدارس:

 

1) مدرسه در رده ی عملیاتی برای تحقق اهداف نظام آموزش و پرورش و تجلی گاه فرهنگ و گرایش ها و خواسته های متعدد است ودر این میان معلم با عناصر پیچیده روحی و روانی دانش آموزان سر وکار دارد. در این شرایط تحقق مطلوب اهداف نیازمند مشورت در رده علمیات و استفاده از تجارب و اطلاعات معلمان است و همچنین مدیریت برای اداره،برنامه ریزی،تصمیم گیری و ارزشیابی و گرفتن باز خورد واحد آموزشی به شواری معلمان نیاز دارد.

 

2)شورای معلمان نقش به سزایی در بهبود، بهسازی،احساس تعلق، ایجاد علاقه مندی کسب مهارت نیرو های انسانی دارد.شورای آموزشی محل خوبی برای شناخت مشکلات ، ارائه راه حل های مناسب ، ایجاد روحیه تعاون و همکاری و ده ها فایده دیگر است در واقع مغز و قلب هر سازمان آموزشی شورای آن سازمان است.

 

3) ارزش و اعتبار معلمان در درجه ی اول تلاش از مبنای اسلامی، علمی و فلسفی آن است بر اساس پژوهش های انجام شده ی هر چه تصمیمات با فکر و مشارکت افراد بیشتری گرفته شود، از استحکام ودرستی بالاتری بر خوردار است مسائلی که به نظرو رای همگان گذشته می شود از استحکام ودرستی بالاتری برخورداراست یا به نسبت دخالت آرا زیادتر، و همه جانبه تر خواهد بود.

 

الف- از دیدگاه اسلام نیز مشارکت وشورا اساس کار مدیر یت آموزشی است اسلام هیچ مدیریتی را بی نیاز از مشورت نمی داند با آنکه رسول گرامی (عقل کل) خوانده می شود دستور یافت با مومنان به مشورت بپردازد. شاید اختصاص دادن سوره ای به عنوان شورا و     تاکیدبراین که اصولا مشورت کردن از ویژگی های مومنان است ناشی از همین سیاست اسلامی است. با لعکس مدیریت در اسلام خلاقیت خود کامگی، خود  محوری و سلطه گری است.

 

ب) از دیدگاه علمی مدرسه یک نهاد اجتماعی است که باید به روش  گروهی و با کمک همه کسانی که مسئولیت دارند اداره شود.

در عین حال مدرسه یک سازمان تخصصی است که دبیران معلمان یا استادان با سالها آموزش و تجربه و تکیه بر علم و تخصص خود به انجام وظیفه می پردازند هیچ مدیری نمی تواند ادعا کند که امور مدرسه رابدون دخالت و اظهار نظر اعضای آموزشی اش حل میکند شورای معلمان وسیله بسیار خوبی برای روی هم گذاشتن افکار و اندیشه هاست .

 

 

 

اصولا تعلیم و تربیت نیاز به اندیشه ؛ تفکر و یافتن راه حل دارد .

4- یکی از  صاحب نظران ضمن پر اهمیت دانستن شورای معلمان مشارکت در تصمیم گیری را نوعی حق دانسته و گفته است که معلمان انتظار دارند در مسا ئل مدرسه مشارکت داشته باشند. به گفته ی اومشارکت در امور مدرسه نوعی صدا داشتن یا دادن حق اظهار نظر است چنانکه این حق به افراد داده شود سبب توسعه ی مهارت ها ، تامین نیاز های روانی ، افزایش ادراک بهتر از سازمان ، توزیع قدرت نفوذ،کاهش نا برابری ها، افزایش روحیه ی کنترل فردی و گروهی ، افزایش بهره وری ، افزایش درجه مداخله و تعهد در امور سازمان،افزایش انگیزه، رضایت شغلی ،نو آوری و خلا قیت و یافتن راه ها و روش های بهتر انجام کار می شود.

 

5- شورای مدرسه وسیله ی با ارزشی برای ارزیابی افراد از خودشان و دیگران است وقتی مدیر گزارشی از موفقیت معلمی می دهد در حقیقت نوعی ارزیابی از معلم مورد بحث به عمل می آید در همین زمان سایر معلمین نیز به روش کار خود می اندیشند و خود را با این معلم مقایسه واین نوعی ارزشیابی از خود به شمار می رود.

6- شورای آموزشی مدرسه می تواند به روشن شدن و تعیین حدود و مسعولیت ها کمک کند. بدین ترتیب شورای مدرسه عامل مهمی برای افزایش وظیفه شناسی وایجاد نظم وانضباط است همچنین شورای معلمان به افزایش مهارت ها وتصحیح روش ها منتهی می شود .

 7- از اهداف بسیار مهم شورای معلمان بررسی مسائل آموزشی، درسی ، رفتاری و اخلاقی دانش آموزان است و بر خورد ریشه ای با مشکلات جاری و اتخاذ تصمیمات مشترک است .

 

 

 

8- شورای معلمان مدرسه سبب رشد شخصیت خود رهبری و بلوغ افراد می شود ووقتی دبیران در امور سازمان آموزشی شرکت داده می شوند و آنها وجود خود را در سرنوشت مدرسه موثر می بینند احساس ارزش و شخصیت می کنند منظور از خود رهبری یافتن توان بررسی مسائل و مشکلات به وسیله ی معلمان و ارائه راه حل و در نهایت به گردش در آوردن امور مدرسه است  و بلوغ به مفهوم پختگی ، کسب تجربه و انجام کارها است .

 

9- شورای معلمان با عنایت به اینکه یک کارگاه آموزشی است می توانند به مباحثی چون روش های تدریس،آخرین یافته های تعلیم

 

و تربیت، روش های اجتماعی کردن افراد، روش های طراحی سئوالات استاندارد ،شیوه های درست ارزشیابی و نحوه بر قراری رابطه با اولیا ،روش های اعمال انضباط، روشن کردن اهداف و به توافق رسیدن در مورد اهداف و پیشنها داتی در کیفیت بخشی بپردازد .

 

ماریون هینز در رابطه با افزایش اثر بخشی جلسات و ثمر بخش کردن  آنها پیشنها دات زیر را ارائه می دهند:

 

1-شرکت کنندگان در جلسات فرصت داشته باشند که در تهیه دستور جلسات نیز نظرات خود را مطرح نمایند .

 

2- تسهیلات لازم و کافی پیش بینی شود.

3- زمان و مکان مناسب انتخاب شود.

4- افراد فرصت بیان نقطه نظرات خود را داشته باشند.

 

5- نظر افراد در تصمیمات لحاظ شود .

6- از وسایل سمعی و بصری مناسب استفاده شود.

نظر دکتر سید محمد میر کمالی :

رعایت نکات زیر در بهره گیری درست از جلسات و شوراهای آموزشی اثر چشمگیری در فر آیند تشکیل جلسات دارد.

1- اگر مطمئن هستید که به اندازه کافی برای بحث واداره جلسه موضوع و مطلب دارید جلسه را تشکیل دهید.

 

2- بدانید که آماده گیهای قبل از تشکیل جلسه کمتر از خود جلسه نیست .

3- در نظر گرفتن ویژگیها و آمادگیها ی شرکت کنندگان شرط لازم تشکیل جلسه است.

4- برای همه شرکت کنندگان جهت اظهار نظر فرصت مساوی قائل شوید.

5-همدلی و همکاری شرکت کنندگان از شرایط اثر بخش جلسات است.

6- سعی کنید بی طرف باشید. از قدرت خود برای تحت الشعاع قرار دادن جلسه و اظهار نظرها استفاده نکنید.

7- به  شرکت کنندگان طوری آزادی بدهید که بتوانند  آزادنه و به طور شفاف نظرات خود را بیان کنند.

8- در صور تجلسه ی تنظیمی همه موارد و تصمیمات اتخاذ شده یادداشت گردد.

9- از روشهای بر انگیزنده در اداره جلسه استفاده کنید.

10- در صورت امکان و بر حسب اقتصای جلسه به بعضی از افراد مسئولیتهایی برای بررسی یک موضوع و ارائه گزارش محول کنید

11- در بحث ها، ارائه اطلاعات و نتیجه گیری از روش حل مساله استفاده کنید.

 

 12- تا می توانید از اسناد ،مدارک، فیلم، چارت، ونظایر آن استفاده کنید.

13- بدانید که پی گیری اجرای تصمیمات جزء جدائی نا پذیر اداره جلسات است.

14 - تشکیل شورا در قالب بازدید از مراکز علمی (در خارج از مدرسه) و بحث و انتقاد از مشاهدات.

15- تدریس معلمان در شورا به صورت نوبتی به منظور مجهز شدن معلمان به الگوهای برتر تدریس.

16- دعوت ازاستادان مجرب و متخصص در خصوص آموزش مسائلی نظیر نحوه ی تهیه ی طرح درس، نحوه ی تدریس، نحوه ی به کار گیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و ...

17- ارائه ی مقالات علمی توسط معلمان در شورا و آشنا کردن معلمان با سایر موسسات علمی و آموزشی.

18- نمایش فیلم های تر بیتی و آموزشی در شورا و بحث و تبادل نظر درباره ی آنها.

19- اداره کردن شورا به وسیله ی معلمان به صورت نوبتی.

20-ارائه ی مطالب مورد بحث در هر جلسه ی شورا به صورت گزارش مکتوب به مدیر مدرسه و پیگیری مدیر برای رفع مشکلات مطروحه در شورا

21- تنظیم محتوای شورا به گونه ای باشد که علاوه بر افزایش اطلاعات علمی و حرفه ای معلمان ، به طرح خلاقیت و ابتکار معلمان نیز پرداخته و به حل مشکلات آنان کمک کند.

22- اداره کننده ی جلسه باید وقت شناس، خوش برخورد، مسلط به مسائل مورد بحث و بی طرف باشد. ضمنا توانایی اداره ی جلسه را داشته باشد.

23- شرکت کنندگان باید وقت شناس بوده ضمن آشنایی با موضوع مورد بحث، تجربیات خود را ارائه دهند و به نظرات و عقاید دیگران احترام بگذارند.

راهکارهایی که در این راستا می تواند موثر باشد.

1- بهسازی نگرش مدیران نسبت به اهمیت مشارکت و نقش مثبت آن در سازمان

 

2-بهسازی نگرش کارکنان و معلمان نسبت به نقش موثر آنان در فر آیند تصمیم سازی و تصمیم گیری

3- آموزش مدیران و ایجاد تقویت مهارت های روابط انسانی

4- آموزش تئوری و کار گاهی برای مدیران و معلمان در جهت فعال سازی جلسات

5- در نظر گرفتن زمان و مکان مناسب.

6-شرکت مدیران رده های بالا در جلسات و نظارت بر کیفیت جلسات

7- پی گیری مصوبه های جلسات و باز خوردمناسب و اطلاع رسانی از نتایج اقدامات صورت گرفته.

8- گنجانیدن شاخص هایی در فرم ارزشیابی مدیران و معلمان

9- تقدیر از معلمان و مدیران مشارکت جو و فعال در جلسات شورا

10- جلب مشارکت کارکنان با توجه به  نیاز ها و احساسات همکاران و بیان عواطف و احساسات مثبت و موثر نسبت به عملکرد آنان

نتیجه اینکه :

مشارکت فرآیند ی است که از منا ظر فلسفی،اجتماعی، مدیریت و روانشناسی دارای پشتوانه های قوی اعم از نظری، علمی و تجربی می باشد..

هر چند برای فراگیری ،تعمیق و مطلوبیت مشارکت به خصوص در دهه های اخیر در کلیه سازمان ها و سطوح مختلف جامعه ، حرکت های موثری شده است لیکن در آموزش و پرورش در حد انتظارنبوده و خلاء و فاصله هایی وجود دارد که نیاز به اقدامات موثر و مطلو بتری می باشد. انرژی فکری و معنوی نهفته در خیل عظیم معلمان و اعتقاد ما به این باور ایجاب می کند که در به کار گیری و استفاده بهینه از آن در زیر ساختهای توسعه با نهادینه شدن مشارکت شورای معلمان  ، برنامه های کار آمد و اثر بخش با سطوح بالا تدارک ،   و به مورد اجرا گذاشته شود.

۱- یکی از صاحب نظران ضمن پر اهمیت دانستن شورای معلمان مشارکت در تصمیم گیری را نوعی حق دانسته و گفته است که معلمان انتظار دارند در مسائل مدرسه مشارکت داشته باشند. به گفته ی او مشارکت در امور مدرسه نوعی صدا داشتن یا دادن حق اظهار نظر است چنانچه این حق به افراد داده شود سبب توسعه ی مهارت ها ، تامین نیاز های روانی ، افزایش ادراک بهتر از سازمان، توزیع قدرت نفوذ ، کاهش نابرابری ها، افزایش روحیه ی کنترل فردی و گروهی ، افزایش بهره وری ، افزایش درجه مداخله و تعهد در امور سازمان ، افزایش انگیزه ، رضایت شغلی، نو آوری و خلاقیت و یافتن راه ها و روش های بهتر انجام کار می شود.

۲-شورای مدرسه وسیله ی با ارزشی برای ارزیابی افراد از خودشان و دیگران است وقتی مدیر با یکی از معلمان گزارشی از موفقیت معلمی می دهد در حقیقت نوعی ارزیابی ازمعلم مورد بحث به عمل می آید در همین زمان سایر معلمین نیز به روش کار خود می اندیشند و خود را با این معلم مقایسه می کنند و این نوعی ارزشیابی از خود به شمار می رود.

۳- شورای آموزشی مدرسه می تواند به روشن شدن و تعیین حدود و مسئولیت ها کمک کند. بدین ترتیب شورای مدرسه عامل مهمی برای افزایش وظیفه شناسی و ایجاد نظم و انضباط است همچنین شورای معلمان به افزایش مهارت ها و تصحیح روش ها منتهی می شود.
 

۴- از اهداف بسیار مهم شورای معلمان بررسی مسائل آموزشی، درسی ، رفتاری و اخلاقی دانش آموزان است و برخورد ریشه ای با مشکلات جاری و اتخاذ تصمیمات مشترک و واحد برای برخورد با همه ی موارد مشابه است.

 ۵- شورای معلمان مدرسه سبب رشد شخصیت، خود رهبری و بلوغ افراد می شود و وقتی دبیران در امور سازمان آموزشی شرکت داده می شوند و آنها وجود خود را در سرنوشت مدرسه موثر می بینند احساس ارزش و شخصیت می کنند منظور از خود رهبری یافتن توان بررسی مسائل و مشکلات به وسیله ی معلمان و ارائه راه حل و در نهایت به گردش در آوردن امور مدرسه و بلوغ به مفهوم پختگی . کسب تجربه و انجام کارها است.

۶-  شورای معلمان با عنایت به اینکه یک کارگاه آموزشی است می تواند به مباحثی چون روش های تدریس ، آخرین یافته های تعلیم و تربیت ، روش های اجتماعی کردن افراد ، روش های ساختن تست ها ، شیوه های درست ارزشیابی و نحوه ی برقراری رابطه با اولیا، آخرین یافته های یک رشته ی علمی مقررات انضباطی ، روش های اعمال انضباط ، روشن کردن اهداف و به توافق رسیدن در مورد اهداف و مقاصد آموزشی و.....بپردازند

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

اهمیت دوران نوجوانی

هنگمی که انسان پای به عرصه هستی می گذارد دوره های مختلفی مانند کودکی، نوجوانی، جوانی و ... را پشت سر می گذارد.
جوانى بهار زندگى است، بهارى ارزشمند اما زودگذر.
حال باید دید که چگونه از بهار جوانى کاملا بهره بریم و از این سرمایه عظیم پاسدارى و حراست نماییم؟
این جاست که باید با تلاشى پى‌گیر و مستمر، دنبال راه و روش صحیح و کاملا بى‌عیب و نقص بود؛ راهى که انبیا و پیشوایان معصوم (علیهم السلام) در پیش گرفتند و نتیجه روشن و مطلوب آن را براى ما بازگو نمودند.
حضرت علی قلب نوجوان را مانند زمین کاشته نشده ولى آماده بذر پاشى می‌داند که اگر آن چه را که باعث سعادت و کامیابى یک جوان است، بذر افشانى نکنیم، خواه ناخواه دیگران بذرافشانى خواهند کرد
در نظر پیامبر (صلى الله علیه وآله)، این دوران آن‌چنان مهم و ارزشمند است که به ابوذر غفارى دستور می‌دهد تا این فرصت طلایى را به عنوان غنیمت تلقى کرده و از آن کاملا بهره بردارى کند و می‌فرماید: «یا أباذر اغتنم شبابک قبل هرمک.
اى ابوذر از جوانى خود پیش از فرا رسیدن دوران پیرى کاملا استفاده کن»
پیرى دوران استفاده از ذخیره‌هاست نه ذخیره سازى. بدین جهت پیامبر از ابوذر می‌خواهد تا قدر جوانى خویش را شناخته و آینده را پیشاپیش بیمه کند.
بهره جوانى
عمرو بن حمق خزاعى، یکى از صحابه پیامبر و از یاران شجاع و مخلص ‍امیرمؤمنان (علیه السلام) بود که سرانجام توسط دژخیمان معاویه دستگیر شد و پس از شهادت، سر مقدسش را به عنوان هدیه نزد معاویه بردند.
او هنگام جوانى براى پیامبر (صلى الله علیه وآله) آب برد، پیامبر پس از آشامیدن، در حق او دعا کرد و چنین فرمود: «اللهم امتعه بشبابه ؛ خدایا او را از جوانى بهره‌مند ساز».
دقت در این ماجرا و دعاى پیامبر (صلى الله علیه وآله) بسیارى از مسائل را براى ما آشکار می‌سازد؛ زیرا آثار جوانى در نظر مبارک پیامبر، آن قدر مهم بوده که درباره عمرو چنین دعایى می‌کند.
تأثیر این دعاى مستجاب درباره عمرو فقط براى این نبوده که وى از نظر ظاهرى و شکل و قیافه جوان بماند؛ چرا که این اثر در برابر دیگر آثار مثبت جوانى بسیار ناچیز است، گفتنى است که عمرو در اثر دعاى خیر پیامبر (صلى الله علیه وآله) تا هشتاد سالگى از روحیه‌اى جوان برخوردار بود.
پیامبر دعا کرد تا فکر و اندیشه عمرو مانند یک جوان، و سلامت جسمى او، سلامت یک جوان، و حال عبادت او، همانند حال عبادت یک جوان بانشاط و سالم همچنان باقى بماند در نتیجه، او با این که هشتاد سال از عمر با برکت خود را پشت سر گذرانده بود اما همچنان قوى و نیرومند، در کنار امیرمؤمنان (علیه السلام) در صحنه‌هاى نبرد می‌غرید و می‌خروشید؛ گویى فراموش کرده بود که هشتاد سال از عمر شریفش می‌گذرد.

پرسش از جوانى در قیامت
روشن است که نعمت‌هاى خداوندى هر چه ارزشمندتر باشد، در روز واپسین حساب دشوارترى را در پى خواهد داشت. جوانى یکى از همان نعمت هاى ارزشمندى است که انسان باید در دادگاه عدل الهى پاسخ گوى برخورد با این نعمت باشد.
پیامبر (صلى الله علیه وآله) نیز در این راستا می‌فرماید: «بندگان در روز قیامت هیچ گامى بر نمی‌دارند مگر اینکه باید به چهار چیز پاسخ دهند: نخست از عمر، که در چه کارى آن را به پایان رسانده؛ دوم از جوانى که در کجا به کار برده شده؛ سوم از علم و دانششان که چگونه از آن بهره جسته‌اند؛ و چهارم از دارایى و ثروتشان که از کجا آورده و در کجا به مصرف رسانده‌اند».

در جوانى چه رازى نهفته است که از یک سو پیامبر سفارش فرموده و از سوى دیگر، در قیامت از آن سوال می‌شود؟
پاسخ این پرسش بسیار روشن است: جوانى دوران نشاط و سلامتى است فکر جوان همانند خود جوان بسیار مستعد است قلب جوان بسیار رقیق و مهربان است و تیرگى قلب بسیارى از بزرگسالان را ندارد.
بى جهت نیست که خداوند به جوانان نظر دیگرى دارد و از باب لطف و مرحمت برخى گناهان جوانان را نادیده می‌گیرد؛ اما زمانى که از سن جوانى بگذرد و به چهل سالگى برسند، دستور می‌آید تا هر گناه بزرگ و کوچک را بر همگان بنویسند و هرگز در این جهت کوتاهى نکنند.
حساسیت امیرمؤمنان به دوران جوانى
امیرمؤمنان (علیه السلام) نیز به این دوران بسیار حساس و امیدوار بودند؛ چرا که تمام افتخاراتى که به دست آورده بودند در همین دوران بوده است.
او می‌خواست تا هر نسلى که به مرحله شکوفایى می‌رسد قدر جوانى را بشناسد و کاملا از خود مراقبت کند در نامه اى که به فرزندش امام حسن مجتبى (علیه السلام) می‌نویسد، ضمن اشاره به آمادگى هاى دوران جوانى و بهره جستن از آن فرصت‌ها به یک بحث تربیتى بسیار دامنه دار و گسترده می‌پردازد و در بخشى از آن نامه، چنین یاد آور می‌شود:
«...پسرم هنگامى که دیدم سالیانى از من گذشت و توانایى رو به کاستى رفت به نوشتن وصیت براى تو شتاب کردم و ارزش‌هاى اخلاقى را بر تو شمردم پیش از آن که اجل فرا رسد؛ در حالى که رازهاى درونم را به تو منتقل نکرده باشم و در نظرم کاهشى پدید آید چنان که در جسمم آمد و پیش از آن که خواهش ها و دگرگونى هاى دنیا به تو هجوم آورند و پذیرش و اطاعت مشکل گردد زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود
اى ابوذر از جوانى خود پیش از فرا رسیدن دوران پیرى کاملاً استفاده کن
پس در تربیت تو شتاب کردم پیش از آن که دل تو سخت شود و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد تا به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه زحمت آزمودن آن را کشیده‌اند و تو را از تلاش و یافتن بى نیاز ساخته‌اند پس در آغاز تربیت تصمیم گرفتم تا کتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را از حلال و حرام به تو تعلیم دهم و به چیز دیگرى نپردازم»(5)
امیرمؤمنان در این بخش از نامه خود به فرزندش امام حسن (علیه السلام) بر مواردى تأکید می‌ورزد که هر یک از این موارد، قابل بحث و بررسى است.
حضرت بر قلب و عقل جوان تکیه کرده که بزرگترین سرمایه‌ى یک جوان است. ایشان قلب نوجوان را مانند زمین کاشته نشده ولى آماده بذر پاشى می‌داند که اگر آن چه را که باعث سعادت و کامیابى یک جوان است، بذر افشانى نکنیم، خواه ناخواه دیگران بذرافشانى خواهند کرد.
سرمایه دوم در کلام امیرمومنان (علیه السلام) نسبت به یک جوان، عقل است که در این مورد باید کنترل شود، تا دیگران فکر جوان را آلوده و منحرف نکنند و وجود این دو سرمایه بزرگ در یک جوان راه را براى استفاده صحیح از جوانى باز خواهد کرد.

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

تمام ماشینهای ساده یاد شده اهرم هستند. اهرم از یک میله صلب و یک تکیه گاه تشکیل شده‌است. نیروی وارد به اهرم در یک نقطه باعث می شود که نیروی دیگری در نقطه دیگری روی اهرم به نیروی مقاوم (جسم) وارد شود. این جسم می‌تواند سنگی باشد که باید از زمین بلند شود. نیروی محرک هم نیرویی است که شخصی جهت بلند کردن سنگ یا جابجایی آن بر دسته اهرم وارد می‌نماید.

 

دید کلی

با نگاهی به محل زندگی و کار خود می‌توانید به راحتی انواع ماشینهای ساده را ببینید. کلید برق ، دستگیره در ، صفحه تلفن ، کارد ، پیچ گوشتی و حتی کلیدهای صفحه کلید کامپیوتر ، همگی وسایلی هستند که کار انجام شده روی خود را به کار مفید تبدیل می‌کنند. هر کس بدون اینکه اطلاعی داشته باشد، انواع متعددی از این ماشینهای ساده را در زندگی روزمره به کار می‌برد.
هیچ می‌دانید چرا ...

  • فندق شکن ، فندق را راحت می‌شکند.
  • پنس ، قطعات ریز را راحت بر می‌دارد.
  • چیزی را که چاقو به سختی می‌برد، قیچی راحت می‌برد.
  • آچار فرانسه خیلی راحت مهره را سفت می‌کند.
  • سیم چین خیلی راحت سیم را می‌برد یا لخت می‌کند.

مزیت مکانیکی

هدف از طراحی ماشینهای ساده این است که با اعمال یک نیروی محرک کوچک نیروی بزرگتری تولید شود. به عبارتی ماشین نیروی محرک کوچک را افزایش می‌دهد. مقدار افزایش نیرو یا نسبت نیروی مقاوم بر نیروی محرک را مزیت مکانیکی ماشین گویند. در دستگاه قرقره مزیت مکانیکی ماشین برابر است با تعداد طنابهایی که وزنه آویزان را نگه می‌دارد. مزیت مکانیکی اهرم را می‌توان با در نظر گرفتن گشتاور نیروهای وارد بر میله به دست آورد.

اگر گشتاور نیروی تولید شده توسط نیروی محرک حول تکیه گاه برابر Fere باشد که در آن re بازوی محرک فاصله نقطه اثر نیرو تا تکیه گاه است. به طور مشابه ، گشتاور نیروی تولید شده توسط وزن سنگ حول تکیه گاه برابر Fere است. که در آن re بازوی مقاوم است. اگر دستگاه در حال تعادل دورانی باشد، این دو گشتاور برابرند. یعنی Fere=Fere که با استفاده از آن مزیت مکانیکی اهرم به صورت زیر دریافت می‌شود.

MA=Fl/Fe=re/rl

 

انواع اهرمها

برای بیشتر اهرمها ، اصطکاک در محل تکیه گاه خیلی کوچک است و بنا براین بازده به صددرصد نزدیک است. در نتیجه نسبت بازوها خیلی نزدیک به نسبت نیروهاست و معمولا هیچگونه تصحیحی در محاسبه مزیت مکانیکی اهرم لازم نیست. سوال مهم دیگری مطرح است و آن اینکه آیا قضیه کار و انرژی در مورد اهرمها صادق است؟
اهرمها را بر حسب موقعیت نسبی تکیه گاه ، نیروی مقاوم و نیروی محرک دسته بندی می‌کنند.

  • اهرم نوع اول : تکیه گاه بین نیروی مقاوم و نیروی محرک قرار دارد. مانند انبردست ، آچار فرانسه ، قیچی و ... .

 

 

  • اهرم نوع دوم : نیروی مقاوم بین تکیه گاه و نیروی محرک قرار دارد. مانند فندق شکن)) و ... .

 

 

  • اهرم نوع سوم : نیروی محرک بین تکیه گاه و نیروی مقاوم قرار دارد. مانند قندگیر ، انبرک ، پنس و ... .

 

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

بیوگرافی استاد اویاما

 

ایشان در سن 9 سالگی از کره به ژاپن آمد و از کودکی به فراگیری هنرهای رزمی پرداخت.

اولین هنر رزمی سوسای چاکوریکی میبشد

و بعدها اویاما تحت آموزش شوتوکان قرار گرفت ولی به خاطر اینکه این سبک قادر به

ارضا کردن او نبود و نیزبه دلیل شکست شاگردان این سبک از شاگردان سبک گوجوریو او به

آموختن سبک گوجوریو مبادرت ورزید .اما پس از مدتی ویپس از شکست در چندین مبارزه

تصمیم گرفت که برای رسیدن به درجات والای ورزشی و انسانی همراه با یکی از شاگردان خود

به منظور تمرینات پیشرفته و نیز احتذار از جامعه ی شکست خورده ی ژاپن از امریکا و نیز برای

تزکیه ی نفس به کوهستان رفت .

شاگرد اویاما نتوانست بیش از 1 هفته تحمل کند و به شهر بر گشت ولی اویاما پس از 7 سال تمرین

بازگشت.

تمرینات وی از ساعت 4 صبح شروع میشد و تا غروب آفتاب تمرینات سنگین وی ادامه داشت.

در این سالها وی به آن حد قدرت فیزیکی و روحی دست پیدا کرد که دیگر حریفی انسان برای او نبود





از جمله تمرینات وی این بود که با تیغه ی دست تخته سنگ نسبتا بزرگی را پودر میکرد

و یا سر بطری نوشابه را با تیغه ی دست بدون اینکه خود بطری تکان بخورد از بطری جدا میکرد

و یا با ضربه ی مشت شمع ها را خاموش مینمود.

وی برای اینکه بازگشت به شهر او را وسوسه نکند هر چند مدّت ابروهای خود را میتراشید تا نتواند

به شهر برود.وقتی از کوهستان بازگشت به او اویاما گفتند یعنی کوه آمد.وپس از آمدن در سال 1953

سبک کیوکوشین کاراته دو را ابداع کرد که به جراًت میتوان گفت که قدرتمند ترین سبک رزمی جهان

و مبارزات آن مرجع تمامی مبارزات تماس کامل(فول کنتاکت)میباشد.

وی برای نشان دادن قدرت کیوکوشین کاراته با بیشتر قهرمانان حرفه ای بوکس,تای بوکس,کشتی,وسایر

هنرهای رزمی در سراسر جهان مبارزه کرده و همگی را ناک اوت نموده است.

همچنین اویاما با 300 تن از کیوکوشین کاران مبارزه کرده و همه را در 3 ساعت شکست داده است.

÷س از آنکه دیگر حریفی برای او پیدا نمشد اویاما به مبارزه با گاوهای وحشی روی آورده وتوانست

شاخ و گردن 54 راس گاو را بشکند و 5گاو را بکشد که این مبارزات در تمام دنیا شهرت یافت وبه او

لقب اویاما گاو کش دادند.او پس از سالها تمرین در دوجو کاراته بنابر گفته خود که گفت که من سرانجام

بر دوجو و در حال مشت زدن میمیرم همانطور نیز در سال 1994 در توکیو در همبو دوجو کیوکوشین

در حال تمرین بر اثر بیماری ذات الریه فوت کرد.

از همه تمریینات فیزیکی او آموزشهای زندگی ورستگاری وتقوی و تواضع بیشتر به چشم میخورد.

همانطور که گفته بود :

«کاراته با توضع شروع میشود و با تواضع تمام میگردد»

با ادای احترام به سوسای ماسوتاتسو اویاما

استاد اویاما:کیوکوشین با ۱۰۰۰روز تمرین اغاز می شود وبا۱۰۰۰۰روز تمرین دریچه ای بسوی اسرار باز می کند...........استادبرای مبارزه با یه خرس به هوکایدو سفر می کنند که موفق به انجام مبارزه نمی شوند(من مطمئنم که خرسه اولا ماده بوده دوما دوپینگ کرده بوده)...استاد دوست داریم...

 

دوست دارید با یه چند جمله به این بحث عزیز پایان بدیم؟...بله..

 

ایشون در طریقت کیوکوشین می گویند:من در ابشارهایی ابتنی می کردم که از اب سرد باران بود(قابل توجه پسرانی که ادعا می کنن سوسک نیستند....اگه تونستید فقط شست پاتونو ببرین تو این اب)در حالیکه در داخل اب می نشستم به روش ذن(تمرکز)در خود فرو می رفتم و فکر می کردم ومدتها به ماه وستارگان خیره می شدم به این ترتیب واز طریق تمرین ذن درمدت ۱۸ماه واردمرحله ی بی فکری تمرکز شدم.در من جرقه هایی از حالتی که مرحله ی رهایی و بی فکری بود دیده می شد.کم کم به وحدت فکری عمیقتری رسیدم.سپس از مرحله ی تمرکز وارد مرحله ی رهایی وپس از ان وارد مرحله ای از ازادی شدم واین مرحله ای بود که بدون فکر می توانستم حرکت بعدی حریف را پیش بینی کرده و واکنش نشان دهم.....استاد خاک زیر پاتیم....استاد مجنون کاراتیم....استاد همه چی تمومی.

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

"اگر به راستی باهوش هستید، ذهن خود را درست همان جایی بگذارید که کفشهایتان را گذاشته اید."

 

"دو راه وجود دارد. یا کاملا هشیار باشید.  در این صورت هر اتفاقی که می افتد، تبدیل به موضوعی بیرونی می شود که کاملا از شما جداست و شما صرفا نظاره گر آن می شوید. یا این که کاملا درگیر هر اتفاقی که    می افتد شوید. در این صورت نظاره گری وجود نخواهد داشت و شما همان اتفاقی می شوید که در حال وقوع است – اگر می رقصید، تبدیل به رقص می شوید، آنگاه دیگر نظاره گری وجود نخواهد داشت. هر دو راه به یک مقصد می رسند، زیرا موضوع  این نیست که خود را فراموش کنید یا هشیار باقی بمانید. مسئله اصلی این است که یکپارچه و یک دست  باشید –  یعنی  یا کاملا خود را فراموش کنید و یا کاملا هشیار باقی بمانید. در هر دو حالت  شرایط یکپارچه و کامل بودن  را حفظ کرده اید. بنابراین فکر نکنید که این دو حالت ضد یکدیگرند."

اشو

مد ی تیشن   داینامیک اشو  Dynamic Meditation  Osho

 

در تمام مدت این مد ی تیشن  ، چشمها بسته می مانند و  شما هشیار و نظاره گر  می مانید.

مرحله اول: 10 دقیقه

به طور نامنظم و با شدت از راه بینی نفس بکشید و  فقط روی بازدم تمرکز کنید. بدن خود می داند چگونه دم را انجام دهد. نقس باید به عمق ریه ها برسد. تا آن جا که می توانید با سرعت تنفس کنید و در عین حال مطمئن شوید  بازدم هایتان تا حد امکان عمیق صورت می گیرند. این عمل را با حداکثر سرعت و عمق انجام دهید –  و بازهم عمیق تر تا جایی که انگار به بازدم تبدیل شده اید. از حرکات طبیعی بدن برای بالابردن انرژی خود استفاده کنید. افزایش انرژی را حس کنید، اما در این مرحله خود را رها نکنید.

مرحله دوم: 10 دقیقه

منفجر شوید! هر آنچه را که لازم است به دور اندازید، بیرون بریزید. کاملا دیوانه شوید.   جیغ بزنید، فریاد بکشید، گریه کنید، بالا و پائین بپرید، بلرزید، برقصید، بخندید؛ خود را به این سو و آن سو بیندازید. چیزی را در خود نگاه ندارید؛ تمام جسم خود را به حرکت اندازید. اگرقادر به انجام این کارها نیستید،  اَدای آنها را درآورید. این امر به شما  کمک می کند تا راه بیفنید. هرگز اجازه ندهید ذهنتان در آنچه می گذرد دخالت کند. به یاد داشته باشید که وقتی آگاهانه دیوانه می شوید، نظاره گر باقی می مانید.

مرحله سوم: 10 دقیقه

درحالی که  تمام مدت دستهای  خود را رو به بالا نگاه داشته اید،  مرتب کلمه ی "هو" را از عمق وجودتان تکرار کنید و بالا و پائین بپرید. روی تمام کف پا فرود آیید تا صدای آن عمیقا مثل چکش به مرکز جنسی ضربه زند. تمام نیروی خود را به کار برید، خود را کاملا خسته کنید.

 

 

 

مرحله چهارم: 10 دقیقه

بایستید! در هر حالتی که هستید، به همان صورت باقی بمانید.  هیچ تغییری در وضعیت جسمی خود ندهید. حتی یک سرفه؛ یک حرکت باعث  پراکنده شدن جریان انرژی می شود و همه ی  تلاشهای شما را تا این جا تلف می کند. نظاره گر هر اتفاقی که بر شما می افتد باشید.

مرحله پنجم: 15 دقیقه

برقصید و پایکوبی کنید  و از این راه  قدرشناسی خود را نسبت به جهان هستی ابراز کنید. این تجربه را تمام روز با خود نگاه دارید. 

مد ی تیشن   کندالینی اشو    Osho Kundalini Meditation

 

مرحله اول: 15 دقیقه

بدن خود را شل کنید و کل آن را تکان دهید و بلرزانید و جریان انرژی را که از پاها به طرف بالا در حرکت است حس کنید. همه چیز را رها کنید و تبدیل به لرزیدن شوید. چشمان خود را می توانید باز یا بسته نگاه دارید.

مرحله دوم: 15 دقیقه

به هر شکل که دوست دارید برقصید و اجازه دهید بدن تان هر طور که می خواهد حرکت کند. می توانید چشمها  را باز یا بسته نگاه دارید.

مرحله سوم: 15 دقیقه

چشمها  را ببندید و در حالت نشسته یا ایستاده بی حرکت بمانید. هر آنچه را که در بیرون و درونتان می گذرد مشاهده و نظاره کنید.

مرحله چهارم: 15 دقیقه

چشمان خود رابسته نگاه دارید، دراز بکشید و بی حرکت باقی بمانید.

جیبریش و رها کردن Gibberish & Let Go

مرحله اول: جیبریش

در حالی که روی زمین نشسته اید، چشمان خود را ببندید و آواها و کلماتی بی معنی بر زبان آورید – مهم نیست چه باشد، فقط لازم است بی معنا باشند. انگار به زبانی انسانی که هیچ آشنایی با آن ندارید سخن می گویید. این گفتگویی بی معنی است! اجازه دهید که آنچه در درونتان نیاز به ابراز دارد، به زبان آورده شود. آنها را بیرون بریزید. ذهن وابسته به "معنا" است و در جیبریش، تمام بدن درگیر می شود – دستها، صورت، تارهای صوتی – درست مانند هر گفتگوی زنده دیگری، فقط "معنا" غایب است. این عمل به شکستن عادت گفتگوی درونی کمک می کند.

مرحله دوم: رفتن به درون

پس از چند دقیقه، جیبریش با صدای طبل به پایان می رسد. سپس صدای اشو شنونده  را به فضای سکوت، سکون و آسایشی عمیق  راهنمایی می کند.

مرحله سوم: رها کردن

با صدای دیگر  طبل، بی آن که تغییری در وضعیت بدنی خود دهید، اجازه دهید "مثل یک کیسه برنج" روی زمین بیفتید، و در این حالت درازکش و کاملا بی حرکت و آرام، برای رسیدن به سکون و خاموشی حتی عمیقتر راهنمایی خواهید شد.

مرحله چهارم: بازگشت

با آخرین ضربه ی  طبل، صدای اشو ما را راهنمایی می کند تا بنشینیم و همچنین یادآوری  می کند  که این تجربه ی  نظاره گری را وارد همه ی  فعالیتهای روزمره زندگی مان کنیم.

"هر شب، این چند لحظه، از ارزشمندترین لحظات زندگی تان هستند و وقتی این تعداد بودای زنده در این جا گردهم می آیند، این مکان مهمترین جا در جهان هستی می شود.  چرا که در هیچ کجای جهان این تعداد مردم با هم مد ی تیشن   نمی کنند – تا به این اندازه به عمقِ وجودشان فرو نمی روند تا بتوانند سرچشمهً اصلی زندگی، ابدیت و بیمرگی را بیابند."

مد ی تیشن   های رایج

مد ی تیشن   ناتاراج اشو   Osho Nataraj Meditation     

چشمها درتمام مدت این مد ی تیشن   بسته می مانند.

مرحله اول: 40 دقیقه

طوری  برقصید که انگار تسخیر شده اید. اجازه دهید ناخودآگاه تان کاملا غالب شود. حرکات خود را کنترل نکنید و نظاره گر اتفاقات نیز نباشید. فقط با تمام وجود برقصید."

مرحله دوم: 20 دقیقه

بلافاصله روی زمین دراز بکشید. خاموش و بی حرکت باقی بمانید.

مرحله سوم: 5 دقیقه

برقصید، پایکوبی کنید و لذت ببرید.

مد ی تیشن   نادبراهمای اشو   Osho Nadabrahma Meditation

چشمها درتمام مدت این مد ی تیشن   بسته می مانند.

مرحله اول: 30  دقیقه

در حالتی آسوده روی زمین بنشینید. با لبانی بسته شروع به زمزمه کنید. صدای زمزمه تان باید آنقدر باشد که اگر این مد ی تیشن   را با دیگران انجام می دهید، آنها بتوانند صدای شما را بشنوند. این عمل ارتعاشی را در بدن شما ایجاد می کند. می توانید لوله یا ظرفی توخالی را مجسم کنید که فقط با ارتعاشات زمزمه شما پر شده است. لحظه ای فراخواهد رسید که انگار زمزمه خود به خود ادامه می یابد و شما شنونده می شوید. هر طور که می خواهید تنفس کنید، می توانید زیر و بمی زمزمه تان را تغییر دهید و یا اگر دلتان خواست به نرمی و آهستگی بدن خود را حرکت دهید.

مرحله دوم: 15 دقیقه

این مرحله به دو بخشِ هفت ونیم دقیقه ای تقسیم می شود. در بخش اول در حالی که کف دستهایتان مقابل ناف و رو به بالاست آنها  را به شکل دایره  به سوی جلو حرکت دهید تا هر دو دست به هم برسند  این حرکت را باید آن قدر آهسته انجام دهید که گویی اصلا هیچ حرکتی صورت نمی گیرد. احساس کنید که انگار به عالم هستی انرژی می بخشید. این حرکت هفت و نیم دقیقه طول می کشد.

سپس موسیقی تغییر می کند. این بار کف دستها را به طرف زمین بگیرید و همان حرکت دایره وار را انجام دهید. بعد از آن که دستها به هم رسیدند آنها را دوباره به سوی ناف برگردانید. احساس کنید که از عالم هستی انرژی

 می گیرید.  مانند مرحله اول، مانع حرکت نرم و آهسته ی بدن نشوید. برای درک جزئیات این مرحله،  باید مربی این مد ی تیشن   را در زمان انجامِ آن  به دقت تماشا کنید.

مرحله سوم: 15 دقیقه

کاملا آرام و بی حرکت روی زمین بنشینید.

"آرام و راحت  بنشینید و ببینید که بدن تان از شما جداست، ذهن تان از شما جداست. تنها هویت شما،  نظاره گری است. واژه ی معادل نظاره گری، در زبان سانسکریت، « بودا» است."

 

 

مد ی تیشن   تنفس چاکراها   Chakra Breathing Meditation

چشمها  درتمام مدت  این مد ی تیشن   بسته می مانند.

مرحله اول: 45 دقیقه

در حالی که پاهایتان به اندازه عرض شانه هایتان از هم فاصله دارند، بایستید. دهان خود را باز کنید و شروع به فرستادن نفسهای تند عمیق به چاکراها یا مراکز انرژی بدن خود کنید. ازا پائین ترین مرکز انرژی یعنی چاکرای اول آغاز کنید. با شنیدن صدای زنگ، نفس خود را به چاکرای بعدی بفرستید. همچنان که به چاکراهای بالاترمی روید تنفس تان باید تند تر و نرم تر شود. بگذارید بدن تان آرام و شل باشد. می توانید آن را حرکت داده؛ تکان دهید یا هر حرکت کوچک دیگری که بتواند به تنفس تان کمک کند به آن بدهید. با رسیدن به چاکرای هفتم، صدای سه زنگ را خواهید شنید. حال اجازه دهید جهت تنفس تان تغییریافته  و به طرف پائین حرکت کند و از هفت چاکرا بگذرد. حدود ده دقیقه وقت دارید که به چاکرای اول برسید. این چرخه سه بار تکرار می شود. در تمام مدت این مد ی تیشن  ،  مربی شما را هدایت خواهد کرد.

مرحله دوم: 15 دقیقه

با چشمان بسته بنشینید، خاموش باشید و هر آنچه در درونتان روی می دهد نظاره کنید.

مد ی تیشن   اصواتِ چاکراها Chakra Sounds Meditation

چشمها درتمام مدت این مد ی تیشن   بسته می مانند.

مرحله اول: 45 دقیقه

بایستید و نفس را به  شکم بفرستید. در حالی که به موسیقی گوش می دهید، با دهان  صدایی در چاکرای اول ایجاد کنید. وقتی موسیقی تغییر می کند،  گوش دهید، حس کنید و  در چاکرای دوم صدا ایجاد کنید. این روند را برای هر هفت چاکرا تکرار می کنید. صداها هر بارزیرتر می شوند. سپس همین عمل همراه با موسیقی در جهت عکس صورت می گیرد  یعنی از چاکرای هفتم به چاکرای اول بازمی گردید. این حرکتِ رو به بالا و پائین سه بار تکرار می شود.

مرحله دوم: 15 دقیقه

بی حرکت روی زمین بنشینید یا دراز بکشید.

مد ی تیشن   دواوانی اشو    Osho Devavani Meditation

دواوانی، آوای الهی است که درفرد مد ی تیشن   کننده حرکت می کند و از زبانِ او که ظرفی خالی یا مجرا  می شود، سخن می گوید. این مد ی تیشن   درحقیقت همان مد ی تیشن   لاتیان Latihan  برای زبان است.

دواوانی، ذهن خودآگاه را چنان آرام می کند که هرگاه آخر شب انجام بگیرد، حتما با خوابی عمیق دنبال خواهد شد.

این مد ی تیشن   به چهار مرحله 15 دقیقه ای تقسیم می شود. در تمام مدت چشمها را بسته نگاه دارید.

مرحله اول: 15 دقیقه

در حالی که موسیقی نواخته می شود، آرام بنشینید.

مرحله دوم: 15 دقیقه

شروع به درآوردن هجاهای بی معنا مثل "لا...لا...لا،" کنید و این عمل را  ادامه دهید تا  شبیه کلمات شوند. این کلمات باید از بخش ناآشنای مغز که هنگام کودکی به کار می رفته، یعنی پیش از فراگرفتن کلمات بیرون بیاید. اجازه دهید صدای نوعی گفتگو پدیدار شود؛ گریه نکنید، فریاد نکشید، نخندید یا جیغ نزنید.

مرحله سوم: 15 دقیقه

بایستید و به حرف زدن ادامه دهید، اجازه دهید که بدن تان آرام و بدون گرفتگی و تنش باشد و به نرمی و هماهنگ با اصوات حرکت کند. اگر بدن تان آسوده  باشد، انرژی های ظریف، نوعی لاتیان می آفریند که خارج از کنترل شماست.

مرحله چهارم: 15 دقیقه

دراز بکشید، خاموش و بی حرکت باقی بمانید 

مد ی تیشن   گوری شاَنکار اشو   Osho Gourishankar Meditation

این  تکنیک مخصوص شبهاست و از چهار مرحله 15 دقیقه ای تشکیل می شود. مراحل اول و دوم، آمادگی  برای  لاتیان  مرحله ی  سوم  است که به خودی خود پیش می آید. اگر تنفس در مرحلهً اول درست صورت بگیرد، دی اکسید کربنِ انباشته شده در خون باعث می شود که احساس کنید بر فراز قله گوری شاَنکار (اِوِرِست) قرار دارید.

مرحله اول: 15 دقیقه

با چشمان بسته بنشینید. از راه بینی نفس عمیق بکشید و ریه ها را با دم پر کنید. نفس را تا آن جا که می توانید نگاه دارید و بعد به آهستگی آن را از راه دهان بیرون دهید و ریه ها را تا حد امکان خالی نگاه دارید. این روش تنفس را در تمام این مرحله ادامه دهید.

مرحله دوم: 15 دقیقه

در حالی  که به طور طبیعی نفس می کشید به شعله شمع  یا نور آبی رنگ چشمک زن خیره شوید. بدن خود را بی حرکت نگاه دارید.    

مرحله سوم: 15 دقیقه

با چشمان بسته، بایستید و اجازه دهید که بدنتان شل و پذیرا باشد. اجازه دهید بدن تان به هر سویی که می خواهد حرکت کند. شما حرکتی به آن         نمی دهید، بلکه می گذارید این حرکت با نرمی ولطافت  خود به خود اتفاق بیفتد.

مرحله چهارم: 15 دقیقه

با چشمان بسته، خاموش و بی حرکت روی زمین دراز بکشید.

مد ی تیشن   ماهامودرا   Osho Mahamudra Meditation

چشمها  در تمام مدت این مد ی تیشن   بسته می مانند.

مرحله اول: 30 دقیقه

با چشمان بسته بایستید و اجازه دهید بدن تان آزاد و پذیرا باشد – منتظر بمانید و همکاری کنید. ناگهان احساس  نیاز می کنید: اگر بدن تان آسوده باشد، انرژی هایی ظریف،  بدن را به حرکت در می آورند. این حالت خارج از کنترل شما صورت می گیرد. این همان  لاتیان است.

مرحله دوم: 20 دقیقه

زانو بزنید و دستهای خود را به طرف آسمان بگیرید؛ کف دستها و سر باید رو به بالا باشد – احساس کنید که هستی به درون شما جاری می شود. با جریان یافتن انرژی در بازوان خود، لرزشی نامحسوس مانند لرزش برگ در نسیم را احساس خواهید کرد. اجازه بدهید این لرزش وجود داشته  باشد و ادامه یابد.

پس از چند دقیقه، هنگامی که احساس کردید کاملا پر شده اید، به جلو خم شوید و پیشانی خود را روی زمین بگذارید، و تبدیل به َمرکبی شوید که از طریق آن انرژی الهی و زمینی به هم می پیوندند و یکی می شوند.

این روند را حداقل شش بار دیگر تکرار کنید.

مرحله سوم: 15 دقیقه

دراز بکشید و خاموش و بی حرکت باقی بمانید.

مد ی تیشن   ماندالا   Osho Mandala Meditation

این مد ی تیشن  ،  تکنیک  قدرتمند دیگری است و مداری از انرژی ایجاد می کند که به تمرکز طبیعی می انجامد.  مد ی تیشن   ماندالا از چهار مرحله پانزده دقیقه ای تشکیل می شود.

مرحله اول: 15 دقیقه

با چشمانی باز، آهسته و آرام درجا پا بزنید و سرعت خود را به تدریج  بالا ببرید. زانوها را تا حد امکان بالا بیاورید.  تنفسِ عمیق و منظم، گردش انرژی را در درونتان به حرکت درمی آورد. ذهن و تن خود را فراموش کنید. ادامه دهید.

مرحله دوم: 15 دقیقه

با چشمان بسته و دهان باز و شل بنشینید. به آرامی تن خود را از ناحیه شکم مانند ساقه ی  نی که با نسیم به حرکت می افتد، چرخش دهید. احساس کنید که باد از چپ و راست، جلو و عقب شما را به چرخش درمی آورد. این حرکت، انرژیهای بیدارشده ی شما را به مرکز ناف می فرستد.

مرحله سوم: 15 دقیقه

روی پشت دراز بکشید، جشمان خود را باز کنید،  سرتان  بی حرکت است و چشمها را  در جهت گردش عقربه های ساعت طوری  بگردانید گویی که عقربه ی دقیقه شمار یک ساعت بزرگ  را دنبال می کند. چشمان تان را در کاسه چشم با حداکثر سرعت بچرخانید. لازم است که دهان باز وفک آسوده باشد و تنفس آرام و منظم. این عمل، انرژیهای متمرکز کننده را به چشم سوم هدایت می کند.

مرحله چهارم: 15 دقیقه

چشمان خود را ببندید وخاموش و بی حرکت باقی بمانید.

مد ی تیشن   نو دایمنشن    No Dimensions Meditation

 

مرحله اول: 30 دقیقه

این مد ی تیشن    رقصی مداوم و متشکل از شش حرکت است. در حالی که چشمانتان باز است، حرکتها همواره از مرکز یا هارا  شروع می شود و با استفاده از موسیقی،  ریتم درست حرکات حفظ می گردد. در مورد جزئیات این مد ی تیشن   بهترین راه این است که مربی این مد ی تیشن   را در زمان انجامِ آن در ادیتوریوم  اشو به دقت تماشا کنید.

مرحله دوم: 15 دقیقه

شروع به چرخش در جهت عکس عقربه های ساعت کنید، چشمها را باز نگه دارید. دستها باید در دو طرف بدن گشوده شوند. کف دست راست را به طرف بالا و کف دست چپ را به طرف پائین نگاه دارید. اگر در این حالت راحت نیستید، در جهتِِ عقربه های ساعت چرخ بزنید، در این صورت کف دست چپ را رو به بالا و کف دست راست را رو به پائین نگاه دارید. برای پایان دادن به چرخش، سرعت خود را کم کنید و اجازه دهید دستهایتان روی قفسه سینه تان جمع شوند.

مرحله سوم: 15 دقیقه

چشمهای  خود را ببندید. روی شکم دراز بکشید. آرام و بی حرکت باقی بمانید. نظاره کنید.

سخنرانی اشو

"هدف من منحصر به فرد است – من از کلمات تنها برای ایجاد سکوت استفاده می کنم. کلمات مهم نیستند، برای همین می توانم حرفهای ضد ونقیض، پوچ و بی ربط  بگویم زیرا هدفم ایجاد فواصل سکوت است. کلمات اهمیت فرعی دارند؛ سکوت میان کلمات، هدف اصلی است."

مد ی تیشن   ویپاسانا Vipassana Meditation

حالت نشسته:  45 دقیقه

وضعیتی را اتنخاب کنید که بتوانید نسبتا بی حرکت باقی بمانید. اگر لازم است وضعیت بدنی خود را تغییر دهید، اشکالی ندارد؛ اما این عمل را به آهستگی و با هشیاری انجام دهید. با چشمان بسته صعود ونزول دم و بازدم را در بالای ناف نظاره کنید. چیزهای زیادی باعث خواهد شد که تمرکز خود را روی تنفس تان از دست بدهید. هرگاه متوجه این امر می شوید،  به آرامی دوباره   تنفس  خود را مشاهده  کنید.

حالت راه رفتن: 15 دقیقه

این مد ی تیشن   همان  راه رفتن آهسته و طبیعی است،  فقط با این تفاوت که اکنون به جای مشاهده ی  تنفس، نظاره گر راه رفتن خود می شوید. به تماس پاهایتان  با زمین توجه کنید. چشمان خود را پائین نگاه دارید و چند قدم جلوتر از پاهای خود را نگاه کنید.( همچنین در صورت تمایل می توانید به  جای راه رفتن مانند مرحله ی قبل  بنشینید.)

 

مد ی تیشن   چرخش Whirling Meditation

مرحله اول

با چشمان باز شروع به چرخ زدن در جهت عکس عقربه های ساعت کنید. دستهایتان باید در دو سوی بدن تان قرار بگیرند. کف دست راست به طرف بالا و کف دست چپ باید به طرف پائین باشد؛ اما اگر در این حالت راحت نیستید، در جهتِ  عقربه های ساعت چرخ بزنید و این بار کف دست چپ را به طرف بالا و کف دست راست را به طرف پائین نگاه دارید. برای ایستادن، به تدریج سرعت خود را کم کنید و اجازه دهید دستهایتان روی قفسه سینه تان جمع شوند.

مرحله دوم

چشمان خود را ببندید. روی شکم دراز بکشید. آرام و بی حرکت باقی بمانید و  نظاره کنید.

مد ی تیشن  :اولین  و آخرین رهایی

راهنمایی عملی که رئوس اصلی شصت نوع  مد ی تیشن   را-  ازتکینک تخلیه ی عواطف که در مد ی تیشن   داینامیک  مورد استفاده قرار می گیرد تا فنون ذاذن که همان روش کهن نشستن بودایی است- توضیح می دهد. از این گذشته اشو به پرسشهایی که ممکن است مد ی تیشن   کنندگان در طی مد ی تیشن   با آن روبرو شوند پاسخ می دهد.

مد ی تیشن  : هنر وجد و سرور

کتابی فوق العاده برای تمامی کسانی است که به تازگی با مد ی تیشن   آشنا شده اند  و همچنین برای افرادی  که از پیش در این راه  هستند. اشو در این اثر، تفاوت میان تمرکز و مد ی تیشن   را توضیح می دهد و بر نگرش غیرجدی و بازیگوشانه تاکید می کند. همچنین به پرسشهای ممکن در باره مد ی تیشن   داینامیک پاسخ می دهد.

 

 

طریق مد ی تیشن

کتابی است که اشو در آن ما را گام به گام با ارکان مد ی تیشن   آشنا می کند. در این کتاب او رهنمودهای خود را با رژیم غذایی، ورزش و خواب آغاز می کند. سپس به صحبت در باره جسم، افکار و عواطف می پردازد و توضیح می دهد که چگونه می توان با پالایش آنها به مد ی تیشن   پرداخت.

برترین آموزه

در این کتاب اشو به پرسشهای ممکن در باره استفاده از هوش، فراروی از جنسیت مذکر و مونث، نقش استاد در سفر معنوی، روانکاوی و تکنیک های غیرمنظم مد ی تیشن   خود پاسخ می دهد. در این کتاب او، عمیقا به بسیاری از جنبه های مد ی تیشن    می پردازد و توضیح می دهد که چگونه می توان با شدت و تمامیت  بیشتری به آن پرداخت.

کلیه ی  این کتابها و سایر کتب سمعی را می توان به صورت اینترتی در سایت اشو سفارش داد و خریداری کرد و یا می توان از همان جا پیاده و ضبط کرد. دراین سایت فهرست  کتابها به 12 زبان موجود  می باشد. 

 

"شما بی آن که آگاه باشید  آگاهی خود را صرف   امور  بیرونی  می کنید. همین آگاهی را باید برای ترافیک درونی به کار گرفت. زمانی که چشمها   را می بندید، ترافیک افکار، عواطف، رویاها، تخیلات آغاز می شود؛ انواع و اقسام چیزها شروع به گذشتن از پرده ذهن تان می کند.

همان کاری را که در بیرون می کنید، در این جا نیز با جهان درون خود انجام دهید، آنگاه به یک شاهد یا نظاره گر بدل خواهید شد  و زمانی که سرور ناشی از  نظاره گر بودن را که سروری  بس عظیم و غیر دنیایی است بچشید، دوست دارید که بیشتر و بیشتر به آن دست یابید. دوست دارید  هرگاه فراغتی می یابید، بیشتر و بیشتر به درون بروید.

برای این کار لازم نیست که خود را در وضعیت بدنی خاصی قرار دهید، به معبد یا  کلیسا  بروید. در حالی که در اتوبوس یا در قطار نشسته اید، یا هرگاه که بی کار هستید، فقط کافیست چشمان خود را ببندید. این عمل باعث می شود که از خستگی چشمها که ناشی از  نگاه کردن به بیرون است جلوگیری شود  و شما به اندازه کافی فرصت می یابید تا به نظاره ی خود بنشینید. به تدریج، این لحظات به زیباترین تجربه های زندگی تان تبدیل خواهند شد.

و کم کم، با رشد هشیاری و آگاهی تان، کل شخصیت شمان شروع به تغییر می کند. بزرگترین جهش کوانتومی از ناهشیاری به هشیاری است."

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

اورانیوم که ماده خام اصلی مورد نیاز برای تولید انرژی در برنامه های صلح آمیز یا نظامی هسته ای است، از طریق استخراج از معادن زیرزمینی یا سر باز بدست می آید. اگر چه این عنصر بطور طبیعی در سرتاسر جهان یافت میشود اما تنها حجم کوچکی از آن بصورت متراکم در معادن موجود است.

هنگامی که هسته اتم اورانیوم در یک واکنش زنجیره ای شکافته شود مقداری انرژی آزاد خواهد شد.

برای شکافت هسته اتم اورانیوم، یک نوترون به هسته آن شلیک میشود و در نتیجه این فرایند، اتم مذکور به دو اتم کوچکتر تجزیه شده و تعدادی نوترون جدید نیز آزاد میشود که هرکدام به نوبه خود میتوانند هسته های جدیدی را در یک فرایند زنجیره ای تجزیه کنند.

مجموع جرم اتمهای کوچکتری که از تجزیه اتم اورانیوم بدست می آید از کل جرم اولیه این اتم کمتر است و این بدان معناست که مقداری از جرم اولیه که ظاهرا ناپدید شده در واقع به انرژی تبدیل شده است، و این انرژی با استفاده از رابطه E=MC۲ یعنی رابطه جرم و انرژی که آلبرت اینشتین نخستین بار آنرا کشف کرد قابل محاسبه است.

اورانیوم به صورت دو ایزوتوپ مختلف در طبیعت یافت میشود. یعنی اورانیوم U۲۳۵ یا U۲۳۸ که هر دو دارای تعداد پروتون یکسانی بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه ای است که در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بیانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر کدام از این دو ایزوتوپ است.

برای بدست آوردن بالاترین بازدهی در فرایند زنجیره ای شکافت هسته باید از اورانیوم ۲۳۵ استفاده کرد که هسته آن به سادگی شکافته میشود. هنگامی که این نوع اورانیوم به اتمهای کوچکتر تجزیه میشود علاوه بر آزاد شدن مقداری انرژی حرارتی دو یا سه نوترون جدید نیز رها میشود که در صورت برخورد با اتمهای جدید اورانیوم بازهم انرژی حرارتی بیشتر و نوترونهای جدید آزاد میشود.

اما بدلیل "نیمه عمر" کوتاه اورانیوم ۲۳۵ و فروپاشی سریع آن، این ایزوتوپ در طبیعت بسیار نادر است بطوری که از هر ۱۰۰۰ اتم اورانیوم موجود در طبیعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقی از نوع سنگینتر U۲۳۸ است.

فراوری

 سنگ معدن اورانیوم بعد از استخراج، در آسیابهائی خرد و به گردی نرم تبدیل میشود. گرد بدست آمده سپس در یک فرایند شیمیائی به ماده جامد زرد رنگی تبدیل میشود که به کیک زرد موسوم است. کیک زرد دارای خاصیت رادیو اکتیویته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانیوم تشکیل میدهد.

دانشمندان هسته ای برای دست یابی هرچه بیشتر به ایزوتوپ نادر U۲۳۵ که در تولید انرژی هسته ای نقشی کلیدی دارد، از روشی موسوم به غنی سازی استفاده می کنند. برای این کار، دانشمندان ابتدا کیک زرد را طی فرایندی شیمیائی به ماده جامدی به نام هگزافلوئورید اورانیوم تبدیل میکنند که بعد از حرارت داده شدن در دمای حدود ۶۴ درجه سانتیگراد به گاز تبدیل میشود.

کیک زرد دارای خاصیت رادیو اکتیویته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانیوم تشکیل میدهد

هگزافلوئورید اورانیوم که در صنعت با نام ساده هگز شناخته میشود ماده شیمیائی خورنده ایست که باید آنرا با احتیاط نگهداری و جابجا کرد. به همین دلیل پمپها و لوله هائی که برای انتقال این گاز در تاسیسات فراوری اورانیوم بکار میروند باید از آلومینیوم و آلیاژهای نیکل ساخته شوند. همچنین به منظور پیشگیری از هرگونه واکنش شیمیایی برگشت ناپذیر باید این گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب کننده دیگر نگهداری کرد.

غنی سازی

هدف از غنی سازی تولید اورانیومی است که دارای درصد بالایی از ایزوتوپ U۲۳۵ باشد.

اورانیوم مورد استفاده در راکتورهای اتمی باید به حدی غنی شود که حاوی ۲ تا ۳ درصد اورانیوم ۲۳۵ باشد، در حالی که اورانیومی که در ساخت بمب اتمی بکار میرود حداقل باید حاوی ۹۰ درصد اورانیوم ۲۳۵ باشد.

یکی از روشهای معمول غنی سازی استفاده از دستگاههای سانتریفوژ گاز است.

سانتریفوژ از اتاقکی سیلندری شکل تشکیل شده که با سرعت بسیار زیاد حول محور خود می چرخد. هنگامی که گاز هگزا فلوئورید اورانیوم به داخل این سیلندر دمیده شود نیروی گریز از مرکز ناشی از چرخش آن باعث میشود که مولکولهای سبکتری که حاوی اورانیوم ۲۳۵ است در مرکز سیلندر متمرکز شوند و مولکولهای سنگینتری که حاوی اورانیوم ۲۳۸ هستند در پایین سیلندر انباشته شوند.

اورانیوم ۲۳۵ غنی شده ای که از این طریق بدست می آید سپس به داخل سانتریفوژ دیگری دمیده میشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. این عمل بارها و بارها توسط سانتریفوژهای متعددی که بطور سری به یکدیگر متصل میشوند تکرار میشود تا جایی که اورانیوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نیاز بدست آید.

آنچه که پس از جدا سازی اورانیوم ۲۳۵ باقی میماند به نام اورانیوم خالی یا فقیر شده شناخته میشود که اساسا از اورانیوم ۲۳۸ تشکیل یافته است. اورانیوم خالی فلز بسیار سنگینی است که اندکی خاصیت رادیو اکتیویته دارد و از آن برای ساخت گلوله های توپ ضد زره پوش و اجزای برخی جنگ افزار های دیگر از جمله منعکس کننده نوترونی در بمب اتمی استفاده میشود.

یک شیوه دیگر غنی سازی روشی موسوم به دیفیوژن یا روش انتشاری است.

دراین روش گاز هگزافلوئورید اورانیوم به داخل ستونهایی که جدار آنها از اجسام متخلخل تشکیل شده دمیده میشود. سوراخهای موجود در جسم متخلخل باید قدری از قطر مولکول هگزافلوئورید اورانیوم بزرگتر باشد

در نتیجه این کار مولکولهای سبکتر حاوی اورانیوم ۲۳۵ با سرعت بیشتری در این ستونها منتشر شده و تفکیک میشوند. این روش غنی سازی نیز باید مانند روش سانتریفوژ بارها و باره تکرار شود

راکتور هسته ای

راکتور هسته ای وسیله ایست که در آن فرایند شکافت هسته ای بصورت کنترل شده انجام میگیرد. انرژی حرارتی بدست آمده از این طریق را می توان برای بخار کردن آب و به گردش درآوردن توربین های بخار ژنراتورهای الکتریکی مورد استفاده قرار داد.

اورانیوم غنی شده ، معمولا به صورت قرصهائی که سطح مقطعشان به اندازه یک سکه معمولی و ضخامتشان در حدود دو و نیم سانتیمتر است در راکتورها به مصرف میرسند. این قرصها روی هم قرار داده شده و میله هایی را تشکیل میدهند که به میله سوخت موسوم است. میله های سوخت سپس در بسته های چندتائی دسته بندی شده و تحت فشار و در محیطی عایقبندی شده نگهداری میشوند.

 

در بسیاری از نیروگاهها برای جلوگیری از گرم شدن بسته های سوخت در داخل راکتور، این بسته ها را داخل آب سرد فرو می برند. در نیروگاههای دیگر برای خنک نگه داشتن هسته راکتور ، یعنی جائی که فرایند شکافت هسته ای در آن رخ میدهد ، از فلز مایع (سدیم) یا گاز دی اکسید کربن استفاده می شود.  

1- هسته راکتور

2-پمپ خنک کننده

3- میله های سوخت

4- مولد بخار

5- هدایت بخار به داخل توربین مولد برق

برای تولید انرژی گرمائی از طریق فرایند شکافت هسته ای ، اورانیومی که در هسته راکتور قرار داده میشود باید از جرم بحرانی بیشتر (فوق بحرانی) باشد. یعنی اورانیوم مورد استفاده باید به حدی غنی شده باشد که امکان آغاز یک واکنش زنجیره ای مداوم وجود داشته باشد.

برای تنظیم و کنترل فرایند شکافت هسته ای در یک راکتور از میله های کنترلی که معمولا از جنس کادمیوم است استفاده میشود. این میله ها با جذب نوترونهای آزاد در داخل راکتور از تسریع واکنشهای زنجیره ای جلوگیری میکند. زیرا با کاهش تعداد نوترونها ، تعداد واکنشهای زنجیره ای نیز کاهش میابد.

حدودا ۴۰۰ نیروگاه هسته ای در سرتاسر جهان فعال هستند که تقریبا ۱۷ درصد کل برق مصرفی در جهان را تامین میکنند. از جمله کاربردهای دیگر راکتورهای هسته ای، تولید نیروی محرکه لازم برای جابجایی ناوها و زیردریایی های اتمی است.

باز فراوری

برای بازیافت اورانیوم از سوخت هسته ای مصرف شده در راکتور از عملیات شیمیایی موسوم به بازفراوری استفاده میشود. در این عملیات، ابتدا پوسته فلزی میله های سوخت مصرف شده را جدا میسازند و سپس آنها را در داخل اسید نیتریک داغ حل میکنند.

در نتیجه این عملیات، ۱% پلوتونیوم ، ۳% مواد زائد به شدت رادیو اکتیو و ۹۶% اورانیوم بدست می آید که دوباره میتوان آنرا در راکتور به مصرف رساند.

راکتورهای نظامی این کار را بطور بسیار موثرتری انجام میدهند. راکتور و تاسیسات باز فراوری مورد نیاز برای تولید پلوتونیوم را میتوان بطور پنهانی در داخل ساختمانهای معمولی جاسازی کرد. به همین دلیل، تولید پلوتونیوم به این طریق، برای هر کشوری که بخواهد بطور مخفیانه تسلیحات اتمی تولید کند گزینه جذابی خواهد بود.

بمب پلوتونیومی

استفاده از پلوتونیوم به جای اورانیوم در ساخت بمب اتمی مزایای بسیاری دارد. تنها چهار کیلوگرم پلوتونیوم برای ساخت بمب اتمی با قدرت انفجار ۲۰ کیلو تن کافی است. در عین حال با تاسیسات بازفراوری نسبتا کوچکی میتوان چیزی حدود ۱۲ کیلوگرم پلوتونیوم در سال تولید کرد.

 بمب پلوتونیومی

1- منبع یا مولد نوترونی

2- هسته پلوتونیومی

3- پوسته منعکس کننده (بریلیوم)

4- ماده منفجره پرقدرت

5- چاشنی انفجاری

کلاهک هسته ای شامل گوی پلوتونیومی است که اطراف آنرا پوسته ای موسوم به منعکس کننده نوترونی فرا گرفته است. این پوسته که معمولا از ترکیب بریلیوم و پلونیوم ساخته میشود، نوترونهای آزادی را که از فرایند شکافت هسته ای به بیرون میگریزند، به داخل این فرایند بازمی تاباند.

استفاده از منعکس کننده نوترونی عملا جرم بحرانی را کاهش میدهد و باعث میشود که برای ایجاد واکنش زنجیره ای مداوم به پلوتونیوم کمتری نیاز باشد.

برای کشور یا گروه تروریستی که بخواهد بمب اتمی بسازد، تولید پلوتونیوم با کمک راکتورهای هسته ای غیر نظامی از تهیه اورانیوم غنی شده آسانتر خواهد بود. کارشناسان معتقدند که دانش و فناوری لازم برای طراحی و ساخت یک بمب پلوتونیومی ابتدائی، از دانش و فنآوری که حمله کنندگان با گاز اعصاب به شبکه متروی توکیو در سال ۱۹۹۵ در اختیار داشتند پیشرفته تر نیست.

چنین بمب پلوتونیومی میتواند با قدرتی معادل ۱۰۰ تن تی ان تی منفجر شود، یعنی ۲۰ مرتبه قویتر از قدرتمندترین بمبگزاری تروریستی که تا کنون در جهان رخ داده است

بمب اورانیوم

هدف طراحان بمبهای اتمی ایجاد یک جرم فوق بحرانی ( از اورانیوم یا پلوتونیوم) است که بتواند طی یک واکنش زنجیره ای مداوم و کنترل نشده، مقادیر متنابهی انرژی حرارتی آزاد کند.

یکی از ساده ترین شیوه های ساخت بمب اتمی استفاده از طرحی موسوم به "تفنگی" است که در آن گلوله کوچکی از اورانیوم که از جرم بحرانی کمتر بوده به سمت جرم بزرگتری از اورانیوم شلیک میشود بگونه ای که در اثر برخورد این دو قطعه، جرم کلی فوق بحرانی شده و باعث آغاز واکنش زنجیره ای و انفجار هسته ای میشود.

کل این فرایند در کسر کوچکی از ثانیه رخ میدهد.

جهت تولید سوخت مورد نیاز بمب اتمی، هگزا فلوئورید اورانیوم غنی شده را ابتدا به اکسید اورانیوم و سپس به شمش فلزی اورانیوم تبدیل میکنند. انجام این کار از طریق فرایندهای شیمیائی و مهندسی نسبتا ساده ای امکان پذیر است.

قدرت انفجار یک بمب اتمی معمولی حداکثر ۵۰ کیلو تن است، اما با کمک روش خاصی که متکی بر مهار خصوصیات جوش یا گداز هسته ای است میتوان قدرت بمب را افزایش داد.

در فرایند گداز هسته ای ، هسته های ایزوتوپهای هیدروژن به یکدیگر جوش خورده و هسته اتم هلیوم را ایجاد میکنند. این فرایند هنگامی رخ میدهد که هسته های اتمهای هیدروژن در معرض گرما و فشار شدید قرار بگیرند. انفجار بمب اتمی گرما و فشار شدید مورد نیاز برای آغاز این فرایند را فراهم میکند.

طی فرایند گداز هسته ای نوترونهای بیشتری رها میشوند که با تغذیه واکنش زنجیره ای، انفجار شدیدتری را بدنبال می آورند. اینگونه بمبهای اتمی تقویت شده به بمبهای هیدروژنی یا بمبهای اتمی حرارتی موسومند.

 

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

انوری

اوحدالدّین محمّدبن محمّد انوری معروف بهانوری ابیوردی و «حجّة‌الحق» از جملهٔ شاعران و دانشمندان ایرانی سده ۶ قمری در دوران سلجوقیان است.

انوری استاد قصیده سرای شعر پارسی و آراسته به هنرهای خوش‌نویسی و موسیقی بوده‌است. او از دانش‌های ریاضیات، فلسفه و موسیقی بهره‌ور و در دستورات اخترشناسی به زبان خود مرجع بوده‌است. وجود گواه‌ها و نشانه‌هایی در شعر انوری سخن از آگاهی او از موسیقی دارد و همین امر برخی از پژوهندگان را برانگیخته تا او را موسیقی‌دانی تحصیل کرده بدانند.[۱]

زندگی

انوری از مردم روستای بازنه (بدنه) ابیورد و پدرش از کارگزاران درباری و به گفته‌ای سرپرست میهنه بود. او برای پسر خود میراث فراوانی به جا گذاشت که انوری همه را صرف خوش‌گذرانی و عیاشی کرد و پس از مدتی از فرط تهی‌دستی، ناچار به شاعری در دربار شاهان شد.[۲]

به گفته دولتشاه سمرقندی، او در جوانی، چندی در مدرسه منصوریه توس به دانش آموختن علم‌ها پرداخت و دانش‌های عقلی و نقلی از قبیل فلسفه، اخترشناسی، موسیقی، ریاضیات، پزشکی، منطق و ادبیات عرب را فرا گرفت. در شعرهای او اشاره‌ای است که بر اثر علاقه به آثار پورسینا، عیون الحمة او را به خط خود کتابت کرده‌است.[۲]

انوری سفرهایی به موصل، بغداد، بلخ، مرو، نیشابور و فرارود کرده‌است، ولی در دوران کمال شاعری اقامت‌گاهش مرو، تختگاه سلطان سنجر سلجوقی بود. هنگامی که قطعه‌ای در هجو مردم بلخ به نام انوری منتشر شد، خشم و غوغایی در مردم بلخ برانگیخت و کار به آنجا کشید که قصد کشتنش را کردند، اما جمعی از بزرگان بلخ به شفاعت از او برخاستند و انوری جان سالم به در برد.[۲]

بیشتر، سال ۵۸۳ را سال درگذشت او می‌دانند. انوری دارای طبعی قوی بوده، در بیان معانی مشکل به صورتی روان مهارت داشت، و چیره‌دستی خود در قصیده و غزل را به اثبات رسانید. آرامگاه وی در بلخ است. [۳]

آثار

آثار ادبی

دیوان شعرهایش را کسانی چون سعید نفیسی و مدرس رضوی تصحیح و بازنگری کرده‌اند. انوری در قصیده و قطعه اعجاز می‌کند و از تلمیح گویان چیره دست است. از حیث روانی الفاظ و کلمات و ترکیب‌ها به متنبی و سید حمیری و ابوالعتاهیه شبیه‌است در زبان عرب. از لحاظ عقیدتی بسیاری چون قاضی تستری صاحب مجالس و الامین العاملی صاحب اعیان الشیعه و طهرانی مولف الذریعه و افندی و غیرهم قائل به تشیع وی هستند. از کتابهایی که درباره وی نگاشته شده‌است به مفلس کیمیا فروش شفیعی کدکنی می‌توان اشاره کرد. مدفن وی را گرچه بعضی تبریز دانسته‌اند اما به‌ظاهر گفتار درست‌تر در مورد محل دفنش، بلخ می‌باشد.

نمونه‌ای از اشعار انوری:

چه نازست آنکه اندر سر گرفتی؟

 

به یکباره دل از ما برگرفتی

ترا گفتم که با من آشتی‌کن

 

رهاکرده، رهی دیگر گرفتی

دریغ آن دوستی! با من به‌یکبار

 

شدی در جنگ و خشم از سرگرفتی

مرا در پای غم کُشتیّ و رفتی

 

هوای دیگری در سر گرفتی

 

نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی

 

سَلیما! اَبلها! لا! بلکه مرحوما و مسکینا

«سنایی» گرچه از وجه مناجاتی همی‌گوید

 

به شعری در ز حرص آنکه یابد دیدهٔ بینا

که «یارب» مر سنایی را سنایی ده تو در حکمت

 

چنان کز وی به رشک آید روان «بوعلی سینا»

و لیکن از طریق آرزو پختن خرد داند

 

که با تخت زمرد بس نیاید کوشش مینا

برو جان پدر تن در مشیت ده که دیر افتد

 

ز «یأجوج» تمنّی رخنه در سدّ «وَ لَوْ شِئْنا»

به استعداد یابد هر که از ما چیزکی یابد

 

نه اندر بَدْوِ فطرت، پیش از کان الفتی طینا

بلی از «جاهدوا» یکسر به دست توست این رشته

 

ولیک از «جاهدوا» هم برنخیزد هیچ بی «فینا»

آثار علمی

دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در پیرامون دانش انوری چنین می‌نویسد[۴]:

انوری‌ از دانشمندان‌ نامور روزگار خود به‌ شمار می‌رود و اشعارش‌، در بردارندهٔ دانش‌ها و معارف‌ آن‌ دوران‌ است‌. اشارات‌، تلمیحات‌، تصویرسازی‌ و مضمون‌آفرینی‌هایش‌، همه‌ از استادی‌ او در منطق‌، موسیقی‌، هیأت‌، ریاضی‌، علوم‌ طبیعی‌، نجوم‌ و حکمت‌ حکایت‌ دارد... انوری‌ به‌ ابن‌ سینا اعتقادی‌ تام‌ داشت... وی‌ همچنین‌ کتابی‌ در شرح‌ اشارات‌ ابن‌ سینا با عنوان‌ البشارات‌ فی‌ شرح‌ الاشارات‌ تألیف‌ کرده‌ بود...

کتابی‌ در حکمت‌ یا نجوم نیز توسط انوری نوشته شده‌است که به‌ شاه‌ قطب‌الدین‌، صاحب‌ موصل‌، تقدیم‌ کرده بود. به گمان شفیعی‌ کدکنی این کتاب‌، احتمالاً همان‌ کتاب‌ مفید است‌ که‌ دولتشاه‌ سمرقندی بدان‌ اشاره‌ کرده‌است.[۵]

اَنْوَری‌، اوحدالدین‌ محمد بن‌ محمد، از شاعران‌ بزرگ‌ ایران‌ در سدة 6ق‌/12م‌.

او در قریة بادنه‌ از توابع‌ خاوران‌ (فصیح‌، 267)، یا بدنه‌ از توابع‌ ابیورد (دولتشاه‌، 67) به‌ دنیا آمد. پدرش‌ از صاحب‌ منصبان‌ آن‌ روزگار به‌ شمار مى‌رفت‌، از این‌رو، امکان‌ دانش‌اندوزی‌ برای‌ وی‌ به‌ خوبى‌ فراهم‌ بود. او در مدرسة منصوریة طوس‌ علوم‌ عقلى‌ و نقلى‌ را آموخت‌ (عوفى‌، جوامع‌...، 2/478؛ دولتشاه‌، همانجا)، چندان‌ که‌ خود در قطعه‌ای‌ (2/686 -687) اشاره‌ مى‌کند، در علوم‌ گوناگون‌ به‌ کمال‌ رسید. افزون‌ بر آن‌ در حکمت‌، فلسفه‌ و ریاضیات‌ نیز سرآمد دوران‌ شد (عوفى‌، همانجا؛ صفا، تاریخ‌...، 2/657). تاریخ‌ وفات‌ انوری‌ همچون‌ سالزادش‌ به‌ درستى‌ دانسته‌ نیست‌، اما مى‌توان‌ گفت‌ که‌ او در ربع‌ اول‌ سدة 6 ق‌ متولد شد و در اواخر همین‌ سده‌ درگذشت‌ (شفیعى‌، 29). مدرس‌ رضوی‌ در مقدمة دیوان‌ انوری‌ (1/83) به‌ تخمین‌ مرگ‌ شاعر را میان‌ سالهای‌ 552 تا 559 ق‌ دانسته‌ است‌؛ حال‌ آنکه‌ صفا در گنج‌ سخن‌ (1/377) سال‌ 583 ق‌ را صحیح‌ مى‌داند. وی‌ در بلخ‌ وفات‌ یافت‌ و در مقبرة سلطان‌ احمد خضرویه‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (دولتشاه‌، 69؛ بختاورخان‌، 529؛ معصوم‌ علیشاه‌، 2/594)؛ اما برخى‌ برآنند که‌ او در مقبرة الشعرای‌ تبریز و کنار آرامگاه‌ خاقانى‌ و ظهیر فاریابى‌ مدفون‌ است‌ (حمدالله‌، نزهة...، 89؛ فصیح‌، 267- 268).

دربارة مذهب‌ انوری‌ اختلاف‌نظرهایى‌ وجود دارد. شوشتری‌ (2/623) او را شیعة اثناعشری‌ مى‌داند، اما با توجه‌ به‌ اشعار و محیط زندگانى‌ وی‌ مى‌توان‌ گفت‌ که‌ به‌ تسنن‌ گرایش‌ داشته‌ است‌. او در اشعار خود خلفای‌ راشدین‌ را ستوده‌، و به‌ پیامبر(ص‌) و على‌(ع‌) نیز مهر ورزیده‌ است‌ (مدرس‌ رضوی‌، 1/116-117؛ شهیدی‌، «کز - ل‌»).

به‌ گفتة تذکره‌نویسان‌، انوری‌ پس‌ از مشاهدة شکوه‌ و جلال‌ شاعری‌ که‌ از نزدیکى‌ محل‌ تحصیل‌ یا تدریس‌ او مى‌گذشت‌، بر آن‌ شد تا با سرودن‌ قصیده‌ای‌ (نک: 1/135) به‌ دربار سلطان‌ سنجر راه‌ یابد. بدین‌سان‌، او 30 سال‌ در خدمت‌ سلطان‌ بود (نک: دولتشاه‌، 67؛ راوندی‌، 196؛ رازی‌، 2/26-27؛ آذر، 55).

واقعة قران‌ کواکب‌ را مهم‌ترین‌ رویداد زندگى‌ انوری‌ دانسته‌اند. چه‌، شاعر به‌ شیوة منجمان‌، در 29 جمادی‌الا¸خر 582 اقتران‌ کواکب‌ را در برج‌ میزان‌ پیش‌بینى‌ کرده‌ بود. انوری‌ مى‌پنداشت‌ که‌ در آن‌ روز انقلابى‌ عظیم‌ در عالم‌ پدید خواهد آمد، اما هیچ‌ اتفاقى‌ نیفتاد. این‌ امر سبب‌ سرشکستگى‌ انوری‌ شد و شاعران‌ زبان‌ به‌ طعن‌ او گشودند (نک: رازی‌، 2/27؛ اوحدی‌، 93؛ آذر، 55 -56؛ حمدالله‌، تاریخ‌...، 464؛ خواندمیر، 2/532). انوری‌ در پاسخ‌ به‌ اعتراض‌ سلطان‌ سنجر، ظهور تدریجى‌ آثار قرانات‌ را عذر آورد (دولتشاه‌، 68) و حکما بعدها در تأویل‌ این‌ پیش‌بینى‌ از تولد چنگیز در شب‌ موعود سخن‌ گفتند و زیر و زبر شدن‌ عالم‌ را با ویرانى‌ خراسان‌ در اثر حملة چنگیز تطبیق‌ کردند (آذر، 56؛ احمدعلى‌، 89).

پایگاه‌ علمى‌ و ادبى‌: انوری‌ از دانشمندان‌ نامور روزگار خود به‌ شمار مى‌رود و اشعارش‌، در بردارندة دانشها و معارف‌ آن‌ دوران‌ است‌. اشارات‌، تلمیحات‌، تصویرسازی‌ و مضمون‌آفرینیهایش‌، همه‌ از استادی‌ او در منطق‌، موسیقى‌، هیأت‌، ریاضى‌، علوم‌ طبیعى‌، نجوم‌ و حکمت‌ حکایت‌ دارد (انوری‌، 2/686، 687). منابع‌ و مآخذ نیز مؤید ادعاهای‌ شاعر در دانش‌ و حکمت‌ اوست‌؛ چنانکه‌ عوفى‌ در لباب‌ - الالباب‌ (ص‌ 125) پایگاه‌ والای‌ علمى‌ او را مى‌ستاید.

انوری‌ به‌ ابن‌ سینا اعتقادی‌ تام‌ داشت‌ و گفته‌اند که‌ برخى‌ از آثار او را به‌ خط خود نوشته‌ بوده‌ است‌ (صفا، تاریخ‌، 2/657). وی‌ همچنین‌ کتابى‌ در شرح‌ اشارات‌ ابن‌ سینا با عنوان‌ البشارات‌ فى‌ شرح‌ الاشارات‌ تألیف‌ کرده‌ بود (مدرس‌، 1/197). انوری‌ ظاهراً کتابى‌ در حکمت‌ یا نجوم‌ نگاشته‌، و به‌ شاه‌ قطب‌الدین‌، صاحب‌ موصل‌، تقدیم‌ کرده‌ بود که‌ به‌ گمان‌ شفیعى‌ کدکنى‌ (ص‌ 24)، گویا همان‌ کتاب‌ مفید است‌ که‌ دولتشاه‌ سمرقندی‌ (همانجا) بدان‌ اشاره‌ دارد.

حاصل‌ تلاش‌ انوری‌ در عرصة شعر و ادب‌، دیوانى‌ مشتمل‌ بر قصاید، قطعات‌، غزلیات‌ و رباعیات‌ است‌ که‌ حدود 700 ،14بیت‌ دارد (نفیسى‌، 82). در این‌ مجموعه‌ که‌ مى‌توان‌ به‌ تناقض‌ درونى‌ سراینده‌اش‌ پى‌برد، هم‌ از زهد و هم‌ از حرص‌ سخن‌ رفته‌ است‌؛ گاه‌ صحبت‌ از خردگرایى‌ است‌ و گاه‌ خرد ستیزی‌؛ هم‌ مباهات‌ به‌ شعر و هم‌ نفرت‌ از آن‌ وجود دارد (نک: شفیعى‌، 112-113). انوری‌ انواع‌ معانى‌ و مضامین‌، از مدح‌ و هجو گرفته‌ تا وعظ، تمثیل‌ و نقدهای‌ اجتماعى‌ را به‌ نیکى‌ سروده‌ است‌ (صفا، همان‌، 2/668). وی‌ پیش‌ از سعدی‌ غزل‌ را به‌ کمال‌ و لطف‌ نزدیک‌ کرد و نخستین‌ شاعری‌ بود که‌ غزل‌سرایى‌ در دیوان‌ او رونق‌ گرفت‌ (محجوب‌، 581 -582). انوری‌ در عین‌ دلبستگى‌ به‌ شعر، حکمت‌ را از آن‌ برتر مى‌شمارد و شاعری‌ را دون‌ شأن‌ خود مى‌داند (نک: دولتشاه‌ 67). در واقع‌، او با آنکه‌ چون‌ افلاطون‌، شاعر است‌، اما افلاطون‌وار شاعران‌ را از مدینة فاضلة خود مى‌راند.

در زمینة خاستگاه‌ شعر، نظریة او به‌ آراء طرفداران‌ِ دیدگاههای‌ روان‌شناختى‌ مى‌ماند؛ دیدگاههایى‌ که‌ بر طبق‌ آن‌ خاستگاه‌ هنر، غریزه‌ای‌ هنر آفرین‌ است‌ (نک: دادبه‌، 52 - 58). انوری‌ برای‌ تبیین‌ خاستگاه‌ شعر، نخست‌ به‌ طبقه‌بندی‌ آن‌ مى‌پردازد، سپس‌ مدح‌، هجو و غزل‌ را به‌ ترتیب‌ْ محصول‌ طبیعى‌ حرص‌، خشم‌ و شهوت‌ مى‌داند (شفیعى‌، 127). وی‌ بى‌آنکه‌ از «شعر حق‌» سخنى‌ به‌ میان‌ آورد، ویژگیهای‌ «شعرهای‌ باطل‌» را بر مى‌شمارد و مدایح‌ را جزو آن‌ مى‌داند. بدین‌سان‌، شاعر با دید ارزش‌شناسانه‌ به‌ چیستى‌ شعر اشاره‌ دارد. او به‌ لحاظ جنبه‌های‌ صوری‌ شعر، ملاک‌ کمال‌ این‌ هنر را در اعتدال‌ تلفیق‌ لفظ و معنا مى‌جوید (همو، 129). وی‌ همچنین‌ ملاک‌ زیبایى‌ شعر را در عذوبت‌ و متانت‌ مى‌داند (صفا، همان‌، 2/471). انوری‌ با نفى‌ اخذ، اقتباس‌ و انتحال‌، بر ابتکار در هنر شاعری‌ تأکید مى‌ورزد و به‌ تعریض‌ مى‌گوید: برخلاف‌ «اکابر گردن‌کشان‌ نظم‌»، خون‌ دیوانى‌ به‌ گردن‌ او نیست‌ و اشعارش‌ همگى‌ حاصل‌ اندیشة خود اوست‌ (1/85).

سبک‌: سبک‌ انوری‌ در شاعری‌، واسطة سبک‌ خراسانى‌ و سبک‌ عراقى‌ است‌. بدین‌ معنا که‌ انوری‌ با تکمیل‌ سبک‌ شاعری‌ ابوالفرج‌ رونى‌، راه‌ را برای‌ ظهور سبک‌ عراقى‌ هموار ساخت‌ (محجوب‌، 568). طریقة انوری‌، دنبالة همان‌ روشى‌ است‌ که‌ ابوالفرج‌ در اواخر قرن‌ 5ق‌ ابداع‌ کرد و در سدة بعد پیروانى‌ یافت‌ و به‌ کمال‌ رسید (صفا، همانجا). عوفى‌ ( لباب‌، 319) به‌ تتبع‌ انوری‌ در دیوان‌ ابوالفرج‌ تصریح‌ مى‌کند. چنانکه‌ قصاید انوری‌ - که‌ غالباً بدون‌ مقدمه‌ و با مدح‌ ممدوح‌ آغاز مى‌شود - متأثر از شیوة ابوالفرج‌ است‌ (صفا، همان‌، 2/471- 472). مدرس‌ رضوی‌ نیز به‌ تأثیرپذیری‌ انوری‌ از ابوالفرج‌ اشاره‌ دارد (1/100-104).

بحث‌ در سبک‌ انوری‌ را مى‌توان‌ در 3 حوزة زبان‌، صورخیال‌ و خلق‌ مضمون‌ دنبال‌ کرد: پیوند زبان‌ محاوره‌ با زبان‌ شیوای‌ شعر و ادب‌، به‌ ویژه‌ در غزل‌، مهم‌ترین‌ خصیصة سبک‌ انوری‌ است‌. این‌ سبک‌ پس‌ از یک‌ سده‌ سیر تکاملى‌، به‌ بهترین‌ صورت‌ بر زبان‌ سعدی‌ جلوه‌ کرد (فروزانفر، 333-334). شفیعى‌ کدکنى‌ نحو زبان‌ انوری‌ را از طبیعى‌ترین‌ نحوهای‌ زبان‌ فارسى‌ و پیراسته‌ از هرگونه‌ حشو و زواید مى‌داند که‌ هم‌ در حوزة رسمى‌ و تشریفاتى‌، یعنى‌ قصاید شاعر خود را نشان‌ مى‌دهد و هم‌ در حوزة طبیعى‌ و صمیمى‌ محاوره‌، یعنى‌ قطعه‌ها و غزلها آشکار مى‌شود (ص‌ 67- 68). از ویژگیهای‌ مهم‌ سبک‌ انوری‌، آفریدن‌ استعارات‌ و تشبیهات‌ نو، و از پرتو آنها پروراندن‌ معانى‌ نغز و مرغوب‌ است‌ (شبلى‌ نعمانى‌، 1/217). تصویرسازی‌ انوری‌، غیر از حکایت‌ فشردگى‌ (= اجتماع‌ تصاویر) از دو بابت‌ تازگى‌ دارد: شاعر عناصر صور خیال‌ را از پیشینیان‌ وام‌ مى‌گیرد و آن‌ را در جامه‌ای‌ نو عرضه‌ مى‌کند و در این‌ کار معمولاً از حسن‌ تعلیل‌ مدد مى‌جوید. او همچنین‌ در عرضة تصویرهای‌ تازة خود، از علوم‌ رایج‌ عصر بهره‌ مى‌گیرد که‌ البته‌ از این‌ بابت‌ هم‌ ابوالفرج‌، پیشرو، و انوری‌ کمال‌ بخش‌ آن‌ است‌. از این‌رو، فهم‌ شعر انوری‌ با دانستن‌ علوم‌ و معارف‌ مورد استفادة او پیوندی‌ جدی‌ دارد (شفیعى‌، 43، 59 -63).

استفاده‌ از کنایات‌ و امثال‌، از ویژگیهای‌ دیگر سبک‌ انوری‌ است‌؛ چنانکه‌ بسیاری‌ از سخنان‌ او به‌ صورت‌ ضرب‌المثل‌ در آمده‌اند که‌ البته‌ معلول‌ ساختار طبیعى‌ زبان‌ شاعر است‌ (همو، 72، 73، 77). مضمون‌ آفرینى‌ و استخراج‌ معانى‌ تازه‌ از لابه‌لای‌ آیات‌، روایات‌، تلمیحات‌ و حتى‌ مطالب‌ عادی‌ از مشخصات‌ بارز سبک‌ انوری‌ است‌ که‌ همان‌ شیوة متنبى‌ (شاعر معروف‌ عرب‌) را در اذهان‌ تداعى‌ مى‌سازد (شمیسا، 120).

از دیدگاه‌ نقد قدیم‌، انوری‌ در کنار فردوسى‌ و نظامى‌ یکى‌ از 3 پیامبر شعر فارسى‌ به‌ شمار مى‌رود. بر این‌ اساس‌ هر یک‌ از تذکره‌نویسان‌ او را به‌ زبانى‌ ستوده‌اند و به‌ خصیصه‌ای‌ از خصایص‌ هنر او انگشت‌ نهاده‌اند، چندان‌ که‌ عوفى‌ ( لباب‌، 339) از مصنوع‌ و مطبوع‌ بودن‌ قصاید او، دولتشاه‌ سمرقندی‌ (ص‌ 67) از جامعیت‌ او، و جامى‌ (ص‌ 98) از «حسن‌ شعر و لطف‌ نظم‌» او سخن‌ رانده‌اند. همچنین‌ آذر بیگدلى‌ (ص‌ 55) به‌ بى‌مانندی‌ او از عهد آل‌ سامان‌ تا روزگار نویسنده‌، قزوینى‌ (ص‌ 361) به‌ همانندی‌ او با ابوالعتاهیه‌ (ه م‌) در لطف‌ سخن‌، و مجد همگر به‌ برتری‌ او بر ظهیر فاریابى‌ اشاره‌ کرده‌اند (نک: حمدالله‌، تاریخ‌، 749-751؛ شوشتری‌، 2/624 - 625). شاعر خود نیز در مقام‌ ناقد خویش‌، قریحه‌، زبان‌، اندیشه‌، ذکا و طبع‌ خود را مى‌ستاید و ضمن‌ مقایسة خود با شاعران‌ بزرگى‌ چون‌ سنایى‌ و ادیب‌ صابر، از ساحری‌ خود در هنر شاعری‌ سخن‌ مى‌گوید (2/674، 687).

از دیدگاه‌ نقد جدید و پس‌ از دگرگونى‌ معیارهای‌ نقد، این‌ نظریه‌ که‌ انوری‌ یکى‌ از 3 یا 5 شاعر بزرگ‌ ادب‌ فارسى‌ است‌، مردود اعلام‌ شد. ناقدان‌، غالباً، بر رد همپایگى‌ او با فردوسى‌ و سعدی‌ انگشت‌ نهادند و صدور چنین‌ حکمى‌ را عین‌ بى‌انصافى‌ شمردند (شبلى‌ نعمانى‌، 1/217؛ بهار، 1/667) و هرچند آنان‌، رساندن‌ «ممدوح‌ به‌ مرتبة خدایى‌، خواهش‌ به‌ درجة گدایى‌ و بدگویى‌ به‌ مرحلة فحاشى‌» (نک: حمیدی‌، 393) را ناپسند دانستند، اما هرگز در پاکى‌، سادگى‌ و روشنى‌ زبان‌ انوری‌ و خالى‌ بودن‌ آن‌ از هرگونه‌ حشو و زواید تردید نکردند (همو، 391، 393). تسلط او در مدیحه‌سرایى‌ و دست‌ یافتن‌ به‌ معانى‌ و الفاظ تا بدانجاست‌ که‌ به‌ ندرت‌ واژه‌ای‌ نابجا در قصاید او یافت‌ مى‌شود و شاعر در اغلب‌ قصاید مدحى‌ خود، بلاغتى‌ نوآیین‌ عرضه‌ مى‌کند (شفیعى‌، 44، 49).

بیشتر ناقدان‌ معاصر بر اینکه‌ انوری‌ از سرآمدان‌ روزگار خویش‌ و از ستونهای‌ استوار شعر پارسى‌ است‌ و نیز یدبیضایى‌ در پروردن‌ انواع‌ معانى‌ و مضامین‌ دارد، تصریح‌ کرده‌اند (نک: صفا، تاریخ‌، 2/688). به‌ عقیدة آنان‌ انوری‌ در طنز، به‌ معنى‌ تصویرِ هنری‌ِ اجتماع‌ِ نقیضین‌؛ در هجو، به‌ معنى‌ تأکید بر زشتیهای‌ یک‌ چیز؛ و در هزل‌، به‌ معنى‌ نزدیک‌ شدن‌ هنجارِ گفتار به‌ اموری‌ که‌ بر طبق‌ قراردادهای‌ رسمى‌ یک‌ جامعه‌ حرام‌ (= تابو) به‌ شمار مى‌آید، استاد مسلم‌ است‌ (شفیعى‌، 51 -52).

 

عقل را با تو قبا تنگ آمدست

پایم از عشق تو در سنگ آمدست

از دل به سر زبان رسیدست

نتوان گله‌ی تو کرد اگرچه

که همه ساله با جفا یارست

حسن را از وفا چه آزارست

با گردش روزگار یارست

معشوقه به رنگ روزگارست

ز وصل تو نصیبم انتظارست

ز عشق تو نهانم آشکارست

عشق تو ز عالم اختیارست

ای یار مرا غم تو یارست

زو عقل به درد و جان فکارست

یارب چه بلا که عشق یارست

هر نظر از چشم تو سحر حلالی دیگرست

هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست

امید الحق نشیبی بی‌فرازست

امید وصل تو کاری درازست

عشق تو به این و آن دریغست

مهرت به دل و به جان دریغست

دوزخ اندر عاشقی جایی خوشست

ای برادر عشق سودایی خوشست

تا چه شود عاقبت که کار در آنست

کار دل از آرزوی دوست به جانست

رنج تو از راحت جان خوشترست

عشق تو از ملک جهان خوشترست

وصل تو بقای جاودانست

عشق تو قضای آسمانست

از همه خلق او مسلمانست

هرکه چون من به کفرش ایمانست

به هر مژگان هزاران قطره خونست

مرا دانی که بی‌تو حال چونست

بنامیزد نه رویست آن که ماهست

جمالت بر سر خوبی کلاهست

دیده را دیدار تو سرمایه‌ایست

عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست

دستخوش آفت زمانه‌ست

هرکس که غم ترا فسانه‌ست

 

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

انقلاب سبز

گندم

Agropedia portal

  این مقاله مربوط به انقلاب سبز در قرن بیستم است.برای انقلاب سبز در قرون وسطا به مقاله کشاورزی اسلامی مراجعه کنید.

نقلاب سبز به تحولی که در کشاورزی در سال ۱۹۴۵ و با درخواست دولت مکزیک برای دایر کردن یک ایستگاه تحقیقاتی کشاورزی برای توسعه واریته های بیشتری از گندم که بتواند برای تغذیه جمعیت رو به رشد کشور مورد استفاده قرار بگیرد شروع شد، اشاره دارد.در سال ۱۹۴۳ مکزیک نیمی از گندمش را وارد میکرد اما در ۱۹۵۶ انقلاب سبز مکزیک را خود کفا کرده بود و در ۱۹۶۴ مکزیک نیم میلیون تن گندم صادر کرد. دگرگونی های وابسته انقلاب سبز به عنوان نتیجه برنامه های تحقیقی،توسعه ای و توسعه ساختاری، بوسیله بنیاد فورد و بنیاد راکفلر و آژانسهای بزرگ تا کنون ادامه پیدا کرده است.اجماع در بین متخصصان کشاورزی این است که انقلاب سبز اجازه تولید غذا هماهنگ با رشد جمعیت جهانی را به ما داده است.انقلاب سبز تاثیر اجتماعی و اکولوژیکی بزرگی داشته است و آن را به موضوع محبوبی برای مطالعه در بین جامعه شناسان تبدیل کرده است.

اصطلاح انقلاب سبز نخستین بار در ۱۹۶۸ بوسیله سرپرست سابق USAID ، آقایWilliam Gaud که گسترش تکنولوژی های نو را یاد آور شده و گفته بود که'اینها و سایر توسعه ها در زمینه کشاورزی حاوی ترکیباتی از یک انقلاب نوین است.این انقلاب، یک انقلاب قاهرانه سرخ مثل اتحاد جماهیر شوروی یا مثل انقلاب سفید شاه در ایران نیست من این را انقلاب سبز نامگذاری میکنم.

تاریخچه

موفقیت هند

مقاله اصلی: انقلاب سبز در هند

با تجربه موفق توسعه کشاورزی آغاز شده در مکزیک بوسیله Norman Borlaug در سال ۱۹۴۳ که به عنوان یک موفقیت ارزیابی شد.بنیاد راکفلر پیگیر آن بود که انقلاب سبز را به سایر کشور ها هم صادر کند. در ۱۹۵۳دفتر مطالعات ویژه در مکزیک به انستیتوی غیرر رسمی تحقیقات بین المللی تبدیل شد و در ۱۹۶۳ بطور رسمی به CMMYT یا مرکز بین المللی توسعه گندم و ذرت مبدل شد.

در سال ۱۹۶۱ هند در مرز یک قحطی عمده بود که Norman Borlaug بوسیله مشاور وزیر کشاورزی به هند دعوت شد.با وجود موانع اداری تحمیل شده بوسیله انحصارات مربوط به دانه ها در هند بنیاد Ford و دولت هند در مورد واردات بذر گندم از CMMYT با هم همکاری کردند.بدلیل منابع آب قابل اطمینان و تاریخچه موفق کشاورزی پنجاب به عنوان اولین مکان مورد انتخاب قرار گرفت. سپس هند برنامه انقلاب سبز مربوط به خودش را در زمینه پرورش نباتات،توسعه آبیاری و سرمایه گذاری در محصولات شیمیایی-کشاورزی را آغاز کرد.

بزودی هند یک نوع برنج شبه کوتوله موسوم به IR8 معرفی شده توسط انستیتوی بین المللی تحقیقات برنج را که می توانست در شرایط رشدی با آبیاری و کود مناسب به ازای هر گیاه دانه های بیشتری را تولید کند با شرایط محیطیش سازگار کرد.در ۱۹۶۸ متخصص کشاورزی آقای S.K.De Datta یافته هایش را در مورد اینکه IR8 حدود ۵ تن در هکتار بدون کود تولید برنج داشته و در شرایط بهینه رشد ۱۰ تن در هکتار تولید داشته است را منتشر کرد.این مقدار ۱۰ برابر تولید برنج سنتی بود و IR8 یک موفقیت در سراسر اسیا بود و به برنج شگفت انگیز مشهور شد.

در سالهای ۱۹۶۰ تولید برنج در هند حدود ۲ تن در هکتار بود در اواسط ۱۹۹۰ آنها آن را تا ۶ تن در هکتار ارتقا داده بودند.در ۱۹۷۰ قیمت برنج حدود ۵۵۰ دلار برای هر تن بود.در سال ۲۰۰۱ قیمت آن کمتر از ۲۰۰ دلار برای هر تن شد.هند به یکی از موفق ترین تولید کنندگان برنج تبدیل شد و اکنون یک صادر کننده عمده برنج است.با بارگیری نزدیک به ۶/۵ میلیون تن در سال ۲۰۰۶.

قحطی در هند که به عنوان بک واقعه بدیهی پذیرفته شده بود پس از معرفی انقلاب سبز هرگز به این کشور بازنگشت.

IR8 و فیلیپین

در سال ۱۹۶۲ نژاد IR8 برنج به فیلیپین معرفی شده بود. IR8 نیاز به استفاده از کود و سموم دفع آفات داشت اما تولید قابل اطمینان بالاتری از واریته های سنتی داشت.تولید سالانه برنج در فیلیپین در دو دهه از ۳/۷ میلیون تن به ۷/۷ میلیون تن افزایش یافت.تغییر به سوی IR8 قثلیپین را در قرن بیستم برای اولین بار به تولید کننده برنج تبدیل کرد.در همان زمان سموم زیاد تعداد گونه های ماهی ها و قورباغه های یافته شده در مزرعه برنج را کاهش داد.

CGIAR

در سال ۱۹۷۰ مقامات عالیرتبه بنیاد یک شبکه جهانی از مراکز تحقیقاتی کشاورزی تحت یک دبیرخانه دائم را پیشنهاد دادند.این کار بوسیله بانک جهانی در ۱۹ می ۱۹۷۱ همراه با FAO و UNDP به عنوان همکاران پشتیبان مورد حمایت و توسعه بیشتر قرار گرفت.گروه مشورتی در تحقیقات بین المللی کشاورزی(consultative group on International Research) تاسیس شد.CGIAR مراکز تحقیقاتی زیادی را در سراسر جهان اضافه کرده است.

CGIARحداقل در مورد انتقادات وارد به متدولوژی انقلاب سبز واکنش نشان داد .این کار در سالهای ۱۹۸۰ شروع شد و اساسا نتیجه فشار وارد از طرف سازمانهای اهدا کننده بود.روشهایی مثل تحلیل کشاورزی/اکوسیستم( Agroecosystem Analysis) و تحقیقات سیستم مزرعه داری برای بدست آوردن دیدگاه جامع نگری از کشاورزی مورد اتخاذ قرار گرفته اند.روشهایی مثل ارزیابی سریع روستایی و ارزیابی مشارکتهای روستایی برای کمک به درک دانشمندان از مسائل پیش روی کشاورزان و حتی دادن نقش به کشاورزان در فرآیند توسعه مورد اتخاذ قرار گرفت.

مشکلات در آفریقا

مشکلات در آفریقاتلاشهای بیشماری برای مطرح کردن ایده های موفق مکزیک و هند در آفرقا انجام شده است.این برنامه ها عموما به دلایلی موفقیت کمی داشته اند.دلایل ذکر شده شامل فساد وسیع،نا امنی،فقدان زیربناها و فقدان خواست عمومی از سوی دولت است.

برنامه اخیر در غرب آفریقا تلاش میکند که واریته با تولید بالایی مشهور به”'Nericas” را معرفی کند. Nericas در حدود ۳۰ ٪ تولید بیشتری تحت شرایط عادی دارد و میتواند با مقدار کمی کود و یک آبیاری پایه دو برابر تولید داشته باشد.اگر چه برنامه بوسیله مشکلات رساندن برنج به دست کشاورزان به ستوه آمده است تا امروز تنها موفقیت در گینه بدست آمده است که دارای ۱۶٪ حاصلخیزی برنج است.

تولید کشاورزی و امنیت غذایی

فن آوری ها

پروژه های درون فن آوری هایی را گسترش میدهند که از قبل وجود داشته اند اما به طور گسترده در خارج از کشورهای صنعتی مورد استفاده قرار نگرفته اند.این فن آوری ها شامل پروژه های آفت کش ها ، آبیاری، کود های ترکیبی نیتروژن و واریته های پیشرفته محصول توسعه یافته بطریق مرسوم(که از بیوتکنولوژی استفاده نمیکنند)و روشهای علمی در دسترس در زمان انجام پروژه میشوند

توسعه تکنولوژیکی نوین در انقلاب سبز محصول چیزی است که به آن به عنوان بذرهای جادویی اشاره می شود.12]

متخصصین کشاورزی نژادهایی از ذرت ،گندم و برنج را ساخته اند که عموما به HYV یا واریته های با تولید بالا(high-yeilding varieties) معروفند.HYV ها دارای پتانسیل جذب نیتروژن بالایی در مقایسه با سایر واریته ها هستند.چون غلاتی که نیتروژن اضافی جذب کرده اند نوعا قبل از برداشت خم میشوند و یا بر روی خاک می افتند ژنهای شبه کوتولگی را به ژنوم آنها وارد میکنند. گندم Norin 10 یک واریته توسعه یافته یوسیله Orville Vogel از واریته های کوتوله گندم ژاپنی در توسعه موجودات ذره بینی خاکهای گندم انقلاب سبز مفید بود IR8 h اولین HYV بوسعت بکارگرفته شده برنج که بوسیله IRRI توسعه داده شد از تقاطع بین واریته اندونزیایی موسوم به Peta و واریته چینی موسوم به Dee Geo woo Gen ساخته شد.

با پیشرفتهای حاصل شده در علم ژنتیک مولکولی،ژنهای تغییر پذیر مسئول کاهش ارتفاع(rht)،رکود رشد؟(gail) و ضعیف شدن برنج(slr1) در Arabidopsis و برنج به عنوان مثال اجزاء سلولی فرستنده سیگنال گیبرلیک اسید(gibberlic acid)( یک نوع هورمون گیاهی درگیر در تنظیم رشد ساقه گیاه از طریق تاثیرش بر تقسیم سلولی) مورد شناسایی قرار گرفته و سپس مورد کلون سازی قرار گرفته اند.رشد ساقه در یک پس زمینه تغییر پذیر بطور معنی داری با هدایت به سوی فنوتیپ های پا کوتاه کاهش داده میشود.سرمایه گذاری؟ فتو سنتزی در ساقه بطور محسوسی کاهش داده میشود بطوریکه گیاهان کوتاه تر ذاتا از نظر مکانیکی پایدار تر هستند.کاربرد این تحلیل ها در تناسب با تولید دانه ها،تاثیر کودهای شیمیایی و تولید تجاری را تقویت میکند.

HYV ها بطور معنی داری بر گونه های مرسوم در حضور آبیاری،آفت کش ها و کودها برتری دارند.اما در غیاب این نهاده ها گونه های مرسوم ممکن است بر HIV ها برتری پیدا کنند.

تولید افزایش می یابد

تولید عمومی غله در کشورهای توسعه یافته بین سالهای ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۵ بیش از دو برابر شد.تولید برنج،ذرت و گندم در خلال آن دوره بطور مداوم افزایش یافت.افزایش های تولید میتواند تقریبا به طور برابر به توسعه در زمینه کود،آبیاری،و بذر حداقل در مورد برنج آسیایی نسبت داده شود.

همانطور که خروجی های زراعی به عنوان نتیجه انقلاب سبز،افزایش یافت،ورودی انرژی در فرآیند(انرژی ای که باید برای تولید محصول مصرف شود) هم در یک نسبت بزرگتر افزایش می یافت.بنابراین نسبت محصول تولید شده به انرژی نهاده اضافه کاهش یافته است. تکنیک های انقلاب سبز همچنین به شدت به کودهای شیمیایی،افت کش ها و علف کش ها وابسته اند،که تعدادی از آنها باید از سوختهای فسیلی بدست بیایند،و کشاورزی را به محصولات نفتی وابسته می کنند.طرفداران تئوری حداکثر نفت از این می ترسند که کاهش در تولید نفت و گاز منجر به کاهش در تولید غذا یا حتی یک فاجعه مالتوسی شود.

تاثیرات بر امنیت غذایی

مقاله اصلی: امنیت غذایی

تاثیرات انقلاب سبز بر امنیت غذایی جهانی بدلیل پیچیدگیهای مشمول سیستمهای غذایی به سختی قابل درک است.

جمعیت جهانی از زمان آغاز انقلاب سبز در حدود چهار میلیارد نفر افزایش یافته است و باید باور داشت که بدون انقلاب سبز قحطی ها و سوء تغذیه های بزرگتری به وقوع میپوست.هند شاهد رشد سالانه تولید گندم از حدود ۱۰ میلیون تن در سال ۱۹۶۰ به ۷۳ میلیون تن در سال ۲۰۰۶ بود.یک فرد متوسط در دنیای توسعه یافته تقریبا ۲۵٪ کالری بیشتری نسبت به قبل از زمان انقلاب سبز مصرف میکند.بین سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۸۴ همانطور که انقلاب سبز کشاورزی را در جهان تغییر شکل میداد ،تولید جهانی دانه ها ۲۵۰٪ افزایش یافت.

تولید افزایش یافته بوسیله انقلاب سبز بدلیل اجتناب از قحطی های گسترده و برای تغذیه میلیارد ها نفر کسب اعتبار خوبی کرده است.

انتقادها به انقلاب سبز

امنیت غذایی

انتقادهای مالتوسی به انقلاب سبز

برخی انتقادات عموما انواعی از اصول مالتوسی جمعیت را شامل میشود.چنین نگرانی هایی اغلب در اطراف این ایده که انفلاب سبز ناپایدار است سیر می کنند. و این بحث را مطرح می کنند که بشریت در حال حاضر با توجه به ظرفیت پایدار قابل تحمل زمین در حالتی از جمعیت اضافی به سر میبرد.

پیش بینی های مالتوسی بطور مکرر در جامه عمل پوشیدن ناموفق بوده اند.در ۱۹۷۸ توماس مالتوس پیش بینی اش را در مورد در شرف وقوع بودن یک قحطی بوجود آورد.جمعیت جهانی در ۱۹۲۳ دوبرابر شد و سپس در ۱۹۷۳ هم مجددا دو برابر شد بدون آنکه پیش بینی مالتوس بوقوع بپیوندد.Paul R.ehrlich یک فرد طرفدار مالتوس در کتابش بمب جمعیت(population bomb) در سال ۱۹۶۸ گفت که هند هرگز قادر نخواهد شد که مردمش را تغذیه کند و ادعا کرد که هند نمیتواند به دویست میلیون جمعیت بیشتر را در ۱۹۸۰ غذا بدهد و صدها میلیون نفر از مردم تا حد مرگ از برنامه های شکست خورده متنفر خواهند شد.پیش بینی های ehlrich وقتی که هند در سال ۱۹۷۴ در تولید غلات بعنوان ثمره معرفی واریته گندم پاکوتاهNorman Borlaug's خودکفا شد(۶ سال بعد) ناکام ماندند.

آیا تولید غذا واقعا با قحطی تناسب دارد؟

برخی جامعه شناسان و نویسنده ها ادعا میکنند که افزایش تولید غذا را مترادف افزایش امنیت غذایی نیست آنها معتقدند که این موضوع تنها بخشی از یک معادله بزرگتر است.مثلا ،استاد دانشگاه هاروارد Amtaryta Sen ادعا کرد قحطی های بزرگ تاریخی بوسیله کاهش در منابع غذایی بوجود نیامده است بلکه بوسیله پویایی اجتماعی- اقتصادی و ناکامی در کنش عمومی ایجاد شده است.هرچند Peter Bowbrick اقتصاد دان Sen را به اشتباه جلوه دادن داده های تاریخی و گفتن دروغهای آشکار و به خطا رفتن در تئوری اش در مورد قحطی متهم کرده است.در حقیقت Bowbrick در این مورد بحث میکند که دیدگاه Sen بر دولت بنگال در زمان قحطی بنگال در سال ۱۹۴۳ تطابق دارد و خط مشی های Sen در خلاصی از قحطی ناکام هستند.

تولید غذا در برابر کیفیت رژیم غذایی

بعضی ارزش افزایش تولید غذای انقلاب سبز زراعی را به چالش کشیده اند.Miguel.A.Altiery یکی از پیشگامان بوم شتاسی کشاورزی(Agroecology) و حمایت از روستاییان ،مینویسد که مقایسه بین سیستمهای سنتی کشاورزی و کشاورزی انقلاب سبز ناعادلانه انجام شده است،چون کشاورزی انقلاب سبز محصولات تک کشتی (Monoculture) از دانه های غلات را تولید میکند در حالیکه کشاورزی سنتی معمولا چند کشت را با هم ترکیب میکند.این تولید تک کشتی محصولات غله ای به تناوب برای صادرات،غذای حیوانات یا تبدیل شدن به سوخت زیستی (biofuel) مورد استفاده قرار میگیرد.به علاوه بعضی ادعا میکنند؟ که سیستمهای سنتی کشاورزی که با انقلاب سبز جایگزین میشوند از قبیل Chinampas در مکزیک یا مزارع پر بار برنج در آسیا میتوانند بسیار حاصلخیز باشند.منتقدان سیستمهای سنتی به این نکته توجه میکنند که این شکلهای سنتی کشاورزی از محصولات انقلاب سبز ،غذای کمتری تولید میکنند،و متمایل به کمبود غذا و قحطی هستند،همانطور که بطور مکرر در این جوامع قحطی به ثبت رسیده است.این استدلال مقدار زمینهایی که برای انقلاب سبز پاکسازی یا آبیاری میشود ،و آخرین آمارها که نشان میدهند افت اصلی در حاصلخیزی زمین در جایی که به شدت در ۳۰ سال گذشته تحت کشت بوده است علت بیابانزایی و سایر اشکال تنزل رتبه بوده است،را به حساب نمی آورد.

چندین ادعا در مورد اینکه چگونه ٰانقلاب سبز ممکن است امنیت غذایی را برای برخی از مردم کاهش داده است وجود دارد،یک ادعا شامل تغییر از مزرعه دوام گرا به مزرعه محصول گرا در راه تولید دانه ها برای صادرات یا غذای حیوانات است،انقلاب سبز بسیاری از اراضی مورد استفاده مردم روستایی را برای کشت گندم مورد استفاده قرار داده که نسبت بالایی را در رژیم غذایی مردم روستایی و رعیت ها ندارد.همچنین ،آفت کشهای مورد استفاده در تولید برنج ماهی ها و سبزی هایی را که به شکل علف هرز در مزارع می روییدند را از رژیم غذایی برنج کاران آسیایی حذف کرده است.منتقدان این دیدگاه در مقابله با آن مبگویند که این پیش فرض ها مربوط به اصول تئوری حیات پایدار هستند،که در کشورهای ثروتمند غربی رمانتیزه شده است.

عوارض اجتماعی

عوارض سیاسی

انقلاب سبز در بین بسیاری از چپگراها بدلیل مضمونش در جنگ سرد محبوبیتی ندارد.اصلی ترین انتقاد از انقلاب سبز مربوط به Mark Dowie روزنامه نگار محقق آمریکایی است ،او می نویسد که هدف اصلی برنامه، هدف ژئو پولیتیکی جنگ سرد بود:تهیه غذا برای توده مردم در کشورهای توسعه نیافته که به این صورت پایداری اجتماعی بدست بیاید و تحریکات قیام کمونیستی تضعیف شود،او اظهار میکند که بنیاد فورد دارای نگرانی بیشتری از بنیاد راکفلر در این زمینه بوده است.

بعلاوه،او در جای دیگر متذکر شده که مدارک کافی مبنی بر اینکه انقلاب سبز در تضعیف حرکات سوسیالیستی در بسیاری از کشورها موثر بوده است،وجود دارد.در بسیاری از کشورها مثل هند،مکزیک و فیلیپین راه حلهای تکنولوژیکی که پیگیری میشدند جایگزینی برای توسعه اصلاحات ارضی آغازین بوده است،که این راه حل اخیر اغلب با سیاست های سوسیالیستی پیوند داشته است.

عوارض اقتصادی- اجتماعی

گذار از کشاورزی سنتی که نهاده ها در مزرعه تولید میشد به کشاورزی انقلاب سبز که به خرید نهاده ها نیاز دارد، با تاسیس تعداد زیادی موسسات اعتباری روستایی امکان پذیر است.کشاورزان کوچک اغلب بدهکار شدند که به از دست دادن مقداری از مزرعه شان منجر شد.به این دلیل که کشاورزان ثروتندتر دارای دسترسی بیشتری به اعتبار و زمین بودند،انقلاب سبز اختلاف طبقاتی را افزایش داد.چون بعضی نواحی(بدلایل سیاسی یا جغرافیایی) با سهولت بیشتری نسبت به سایرین قادر به شازگاری با انقلاب سبز یودند شکاف اقتصادی بین ناحیه ای هم به همان نسبت افزایش یافت.بسیاری از کشاورزان کوچک از کاهش قیمت منتج از افزایش تولید کلی آسیب دیدند.

مشکلات اقتصادی کشاورزان دارای زمین کوچک و کارگران بدون زمین باعث مهاجرت از روستا به شهر شد.افزایش تولید غذا به غذای ارزانتر برای شهرنشینان و افزایش جمعیت شهری پتانسیل صنعتی شدن را افزایش داد.

جهانی شدن

بدیهی است که انقلاب سبز محصول جهانی شدن بود همانطور که استدلال شد بوجود آمدن مراکز تحقیفاتی بین المللی که اطلاعات را به اشتراک گذاشتند و همراه با بنیادهای فراملی از قبیل بنیاد راکفلر (RoCKefeller) و بنیاد فورد (Ford) و آژانس توسعه بین المللی آمریکا (USAID) بنیاد گذاشته شد.به علاوه نهاده های مورد نیاز برای انقلاب سبز بازارهای جدیدی را برای شرکتهای شیمیایی و تولید بذر بوجود آورد که بسیاری از آنها در ایالات متحده استقرار یافته میباشند.مثلا ،شرکت Standard Oil of New Jersey صدها توزیع کننده را در فیلیپین برای فروش بسته های زراعی تشکیل شده از بذر HYV ،کود ،و آفت کش ها تاسیس کرده است.

عوارض محیطی

آفت کشها

مقاله اصلی:انقلاب سبز و سرطان

انقلاب سیز مصرف آفت کش هایی را که برای محدود کردن سطوح بالای خسارات مریوط به افات که بطور غیر قابل اجتنابی در کشت تک محصولی(monoculture)( که در آن یک محصول منفرد در سطح وسیعی کشت میشود) اتفاق می افتد، افزایش داد.به علاوه استفاده نامناسب و بیش از حد آفت کش ها بوسیله کشاورزان ناآزموده در هند به عنوان مسئول افزایش سرطان در مناطق روستایی شناخته شده است.

موضوعات مربوط به آب

شوری،غرقابی بودن و پایین بودن سطح آبها در مناطق معین همه نتایج آبیاری اضافی هستند.

تنوع زیستی

گسترش انقلاب سبز در کشاورزی بر تنوع حیاتی گونه های کشاورزی وحشی تاثیر گذاشت.اختلاف کمی در این مورد وجود دارد که انقلاب سبز در جهت کاهش تنوع حیاتی گونه های کشاورزی عمل کرده است.این باعث نگرانی هایی در مورد حساسیت منابع غذایی به پاتوژن هایی مه نمیتوانند بوسیله مواد شیمیایی کنترل شوند بعلاوه از دست دادن دائمی بسیاری از منابع با ارزش ژنتیکی پرورده شده در واریته های سنتی در طول هزاران سال شد.برای توجه به این نگرانی ها بانکهای بذر بزرگی از قبیل انستیوی منابع ژنتیکی گیاهان بین المللی (International Plant Genetic recources u=indtitute)(در زمان کنونی تنوع حیاتی بین المللی Biodiversity International) مربوط به CGIAR تاسیس شده است.( قسمت خزانه جهانی بذر Svalbrad را ببینید)

در مورد تاثیر انقلاب سبز بر تنوع زیستی گونه های وحشی نظرات گوناگونی وجود دارد.یک پیش فرض این گونه می اندیشد با بوسیله افزایش تولید در واحد سطح زمین،کشاورزی نیاز به گسترش یافتن به زمینهای زراعی برای تغذیه جمعیت روبه رشد انسانها نخواهد داشت.فرضیه مقابل به این می اندیشد که تنوع زیستی قربانی شده است چون سیستمهای سنتی کشاورزی جایگزین شده گاهی تلاشهای برای باقی نگاه داشتن تنوع زیستی وحشی داشته اند و به این دلیل که انقلاب سبز توسعه کشاورزی را به مناطقی کشانده است که قبلا برای کشاورزی غیر سود ده با بیش از حد خشک بوده اند.

با این وجود جامعه جهانی جنبه های منفی توسعه کشاورزی را همانطور که در معاهده 1992 Rio که بوسیله ۱۸۹ کشور امضا شده درج شده، تصدیق کرده است،و تعداد بسیاری طرحهای عملی تنوع زیستی ملی را که فقدان تنوع زیستی کافی را به توسعه کشاورزی به به قلمروهای جدید نسبت میدهد را تولید کرده است.

Norman Borlaug به تفسیرهای دیگر از انقلاب سبز

نورمن Norman Borlaug به بسیاری از ادعاهای منتقدان پاسخ داده است اما نگرانیهای عمده هم چنان پابرجا هستند.او اظهار میکند که که کار او تغییری در مسیر صحیح بوده ،اما جهان را به یک آرمانشهر تبدیل نکرده است.درباره لابی کنندگان ؟ محیط گرا او گفته است:برخی از این لابی کنندگان کشورهای غربی مردم بسیار محترمی هستند،اما بسیاری از آنها نخبه گرا هستند.آنها هرگز احساس فیزیکی گرسنگی را تجربه نکرده اند.آنها کار تبلیغشان را از دفاتر راحتشان در واشنگتن یا بروکسل انجام میدهند.اگر آنها فقط یک ماه در میان نکبت جهان توسعه یافته،همانطور که من برای ۵۰ سال زندگی کرده ام،زندگی میکردند.برای بدست آوردن کود،تراکتور و کانالهای آبیاری فریاد سر میدادند و از نخبه های شیک که در بازگشت به خانه تلاش میکنند آنها را از این چیزها بازدارند سخت عصبانی میشدند.

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

بلوغ جنسی

بلوغ مرحله‌ای از رشد انسان است که باعث گذار از کودکی و رسیدن به بزرگسالی می‌شود. فردی که دوران بلوغ را پشت سر گذاشته باشد بالغ نامیده می‌شود و از نظر جنسی، توانایی تولید مثل دارد. بلوغ بیشتر اشاره به تغییرات جسمانی جسمانی در بدن مرد و زن دارد. این دگرگونی با نام بلوغ جسمانی شناخته می‌شود. علاوه بر آن بلوغ روانی نیز اشاره به رشد روانی و شخصیتی فرد دارد. بلوغ جسمانی معمولا در دوران نوجوانی اتفاق می‌افتاد. بلوغ روانی دیرتر و پس از بلوغ جسمانی روی می‌دهد. بلوغ اجتماعی مرحله تکاملی بلوغ انسان است که موجب تعیین شخصیت اجتماعی فرد می‌شود.

 

بلوغ جسمانی

بلوغ جسمانی به مجموعه تغییرات فیزیکی و فیزیولوژیکی در بدن انسان و سایر جانوران گفته می‌شود که بر اساس آنها، بیشتر بر اثر ترشح هورمونهای گوناگون، بدن کودک تبدیل به بدن بزرگسال می‌شود. بیشتر این تغییرات جنبه جنسی دارند و به غدد و اندامهای جنسی مرتبط می‌شوند. به همین علت بلوغ باعث ایجاد آمادگی، احساس نیاز و توانایی سکس و تولید مثل می‌شود. زمان، فرآیندها و نشانه‌های بلوغ در پسران و دختران متفاوت است. جهش بلوغ اصطلاحا به رشد جسمانی بسیار سریعی گفته می‌شود که معمولا در اوایل بلوغ رخ می‌دهد که در نهایت موجب افزایش قد، وزن و رشد عضلات بدن می‌شود [۱].

 

بلوغ در پسران

بلوغ در پسران دیرتر از دختر دختران روی می‌دهد و معمولا سنین ده تا شانزده سالگی زمان بروز بلوغ جسمانی در پسران است. سرعت بلوغ نیز در پسران کمتر از دختران است و به همین دلیل دوران بلوغ و تکمیل نشانه‌های آن در پسران بیش از دختران طول می‌کشد [۲].

نشانه‌های بلوغ در پسران که معمولا از آنها با عنوان صفات ثانویه جنسی نیز نام برده می‌شود، عبارتند از:

  • رشد بیضه، ترشح هورمونهای جنسی و افزایش تولید اسپرم
  • رشد آلت تناسلی
  • رویش موی صورت (ریش و سبیل)
  • رویس موی زهار در پائین شکم و اطراف اندامهای جنسی
  • رویش مو در زیر بغل و سایر بخشهای بدن
  • تغییر در صدا و کلفت شدن یا مردانه شدن آن
  • رشد بدنی و تغییرات جسمانی.

بلوغ در دختران

نخستین نشانه شروع بلوغ در دختران، قاعدگی است که معمولااز نه تا هجده سالگی آغاز می‌شود. بطور متوسط دختران برای نخستین بار در سن سیزده سالگی دچار عادت ماهیانه یا قاعدگی می‌شوند [۳].

از نظر جسم، با رشد استخوانها و عضلات بدن بویژه استخوان لگن و نیز به دلیل رشد پستانها، جهش بلوغ در دختران به سرعت و در مدتی کوتاه قابل مشاهده‌است. افزایش قد معمولا تا هجده سالگی ادامه می‌یابد [۴].

نشانه‌های بلوغ و یا صفات ثانویه جنسی دختران عبارتند از:

  • قاعدگی
  • رشد پستانها
  • رویش مو در اطراف اندامهای تناسلی
  • رویش موی زیر بغل
  • زنانه شدن صدا
  • افزایش و توزیع چربی در بدن

نشانه‌های مشترک بلوغ

برخی نشانه‌های بلوغ در دختران و پسران هر دو دیده می‌شود:

  • افزایش قد
  • افزایش وزن
  • رویش موی زیر بغل
  • رویش موی زهار
  • تمایل به جنس مکمل
  • افزایش ترشح غدد پوستی و بوی بدن

ناهنجاری‌ها

 

انواع بلوغ

  • بلوغ جسمانی یا تغییرات فیزیکی و فیزیولوژیکی در بدن کودک. بلوغ جسمانی معمولا نخستین بلوغ است.
  • بلوغ روانی. تغییرات روانشناختی و شخصیتی در سنین نوجوانی و جوانی که باعث گذار از کودکی به بزرگسالی می‌شود.
  • بلوغ اجتماعی. تکمیل و مشخص شدن جایگاه اجتماعی فرد در جامعه و کارکرد وی.
  • بلوغ هیجانی. سنی که در آن فرد توانایی کنترل هیجانات و احساسات خود را پیدا می‌کند

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

نورمان بورلاگ[1]

نورمان بورلاگ که اهل ایالت  آیووا[2] است در سال 1942 در رشته آسیب شناسی گیاهی دکترا ی خود را دریافت کرد. کار او که رشد گونه های جدید گندم  و بهبود اقدامات مدیریت محصول بود ، آنچه را که امروزه به عنوان "انقلاب سبز" شناخته شده است ، برانگیخت . جایزه صلح نوبل در سال1970 و مدال طلای کنگره در سال 2006 به او اعطا شد و او بیش از 50 دکترای افتخاری برای کارش در مبارزه با گرسنگی بدست آورده است . متن زیر گزیده ای است از سخنرانی او هنگام اعطای جایزه نوبل که در موسسه نوبل در اسلو نروژ در دسامبر 1970 ایراد شد. متن کامل در آدرس اینترنتی زیر قابل دستیابی است : 

از واژه " انقلاب سبز " توسط مطبوعات عمومی  برای توصیف افزایش چشم گیر تولید غلات در عرض 3 سال گذشته استفاده شده است . شاید  واژه " انقلاب سبز " آنگونه که اغلب استفاده می شود ، عجولانه و بیش از اندازه خوش بینانه  است یا حوزه بیش از اندازه وسیعی را در بر می گیرد . اغلب به نظر می آید که این تعییر به اشتباه، تصور انقلابی کلی است در مقدار محصول تولید شده در هکتار یا تولید کلی همه محصولات در میان نواحی وسیعی که کشورهای زیادی را در بر می گیرند . گاه نیز تداعی کننده این مطلب است که همه کشاورزان به طور یکسان از پیشرفت حاصل شده در تولید محصول بهره می برند.

 

این اشارات ضمنی هم واقعیت را بیش از اندازه ساده جلوه می دهند و هم آن را تحریف می کنند . تنها محصولاتی که تا کنون به طور محسوسی تحت تاثیر قرار گرفته اند ، گندم ، برنج و ذرت بوده اند . محصولات غلات مهم دیگر مانند ذرت خوشه ای ، ارزن و جو فقط اندکی افزایش یافته اند و هیچ افزایش قابل توجهی در محصولات یا تولید حبوبات و بنشن ، که در رژیم های غذایی جمعیتهای مصرف کننده غلات مهم اند ، رخ نداده است . به علاوه باید تاکید شود که تا کنون افزایش زیاد تولید محصول در نواحی آبیاری شده بوده است و همه کشاورزان در نواحی آبیاری شده هم دانه و تکنولوژی جدید ر ا به کار نبرده اند  و از منافع آن بهره مند نشده اند. با این حال شمار کشاورزانی که در حال استفاده از دانه ها و تکنولوژی جدید به مقادیر   اندک یا زیاد  هستند ، در 3 سال گذشته بسیار قابل توجه بوده است . تولید غلات در نواحی بارانی هنوز از انقلاب سبز تاثیر نپذیرفته است ولی تغییرات و پیشرفتهای  قابل ملاحظه ای اکنون در چندین کشور قابل رویت است...

 

"انقلاب سبز" موفقیت موقتی در مبارزه انسان علیه گرسنگی و محرومیت بدست آورده است و به انسان زمانی برای استراحت داده است . این انقلاب اگر کاملاً به مرحله عمل در بیاید، می تواند مواد غذایی کافی برای معیشت مردم در طول 3 دهه آینده را فراهم کند..

 

مالتوس[3] یک قرن و نیم پیش این خطر را گوشزد کرد . ولی او به طور عمده برخطر افزایش جمعیت سریعتر از منابع غذایی تاکید می کرد . وی در عصر خود نمی توانست افزایش سرسام آور پتانسیل تولید موادغذایی انسان را پیش بینی کند. همچنین او نمی توانست عواقب فیزیکی و روانی نگران کننده و مخرب تمرکز مضحک انسانها در محیط سمی و گوش خراش شهرهای بسیار بزرگی را که از لحاظ آسیب شناسی بیش از حد لازم بزرگ شده اند ، پیش بینی کند . آیا انسانها می توانند این فشار را تحمل کنند ؟ استرس ها و فشارهای غیر عادی تمایل دارند که غرایز حیوانی انسان را تشدید کنند و رفتاری غیر منطقی و مخل آرامش اجتماعی  در میان افراد ناپایدارتر جمعیت عظیم سرسام آوربرانگیزاند.

 

ما باید این واقعیت را دریابیم که غذای کافی صرفاً  یکی  از نیازهای  اولیه زندگی است . برای زندگی شایسته و انسانی باید امکان تحصیل خوب ، اشتغال با حقوق مکفی ، مسکن راحت ، لباس خوب و مراقبتهای پزشکی موثر و دلسوزانه را نیز فراهم آوریم . اگر موفق نشویم این کار را بکنیم انسان قبل از گرسنگی ، از طریق امراض محیط زیست خود  به انحطاط  کشیده خواهند شد .

و با این وجود من به آینده نوع بشر امیدوارم.

نورمن بورلاگ دانشمند آمریکایی و برنده جایزه نوبل که لقب پدر انقلاب سبز در کشاورزی، به او داده شده در خانه اش در تگزاس درگذشت.

 

به گزارش ایرنا نورمن بورلاگ در سن 95 سالگی در اثر بیماری سرطان درگذشت.

 

نورمن بورلاگ در دهه 1960 موفق شد روشی را ابداع کند که از طریق آن می شد محصول و بار گیاهان و غلات را افزایش داد و این گیاهان را در مقابل آفات مقاوم ساخت.

 

استفاده از روشی که او مبتکر آن بود و "انقلاب سبز" نام گرفت سبب شد که محصول غلات از جمله گندم به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از بروز قحطی در بسیاری از کشورها جلوگیری شود.

 

به علت این موفقیت در سال 1970، نورمن بورلاگ موفق به دریافت جایزه صلح نوبل شد.

 

کمیته جایزه نوبل گفت که نورمن بورلاگ با روش ابداعی خود، مانع بروز قحطی در جهان شده و جان صدها میلیون نفر را نجات داده است.

 

آسه لیونیز، رئیس وقت کمیته جایزه نوبل هنگام اهدای جایزه به او گفت: " نورمن بورلاگ، بیش از هر فرد دیگری برای گرسنگان جهان نان فراهم کرده است و دلیل دادن جایزه صلح بوبل به نورمن بولاگ، این است که ما امیدواریم رفع گرسنگی، صلح به همراه آورد."

نورمن بورلاگ همچنین در سال 2007 مدال طلای کنگره آمریکا را دریافت کرد که مهمترین مدال غیرنظامی این کشور است.

در سال 1963 نورمن بورلاگ به ریاست مرکز بین المللی بهبود ذرت و گندم که به تازگی دایر شده بود منصوب شد و در این سمت هزاران دانشمند جوان را آموزش داد.

در سال 1979 وی از این سمت کناره گیری کرد و به تدریس در دانشگاه پرداخت.

نورمن بولاگ، در سال 1986 دفتر جایزه جهانی غذا را ایالت آیوا دائر کرد که هر سال جایزه ای به مبلغ 250 هزار دلار به شخصی که کار و مطالعات او به بهبود عرضه آذوقه در جهان کمک کرده، اهدا می کند.

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

انقلاب سال ۱۳۵۷ خورشیدی در ایران ، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم ، احزاب، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیت‌الله روح‌الله خمینی، یک روحانی شیعه، در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی، در این انقلاب حضور برجسته‌ای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند.[۱] این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته می‌شود.

رویدادهای مهمی، به عنوان نقطه عطف یا سرآغاز اعتراضات همه‌گیر در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ محسوب می‌شوند از جمله برهم‌زدن جلسات شعرخوانی آرام با مضمون سیاسی به سازماندهی کانون نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران و آلمان و در دانشگاه آریامهر در آبان ماه سال ۱۳۵۶ توسط پلیس حکومتی که بروز تظاهرات و خشونت‌های بسیار در دانشگاه‌های تهران را به همراه داشت.[۲] و همچنین چاپ مقاله‌ای در روزنامه اطلاعات در دی ماه همان سال که در نظر قشر مذهبی مقاله‌ای توهین‌آمیز به خمینی و روحانیون منتقد حکومت محسوب می‌شد و موجب ناآرامیهای خشونت آمیزی در شهر قم گشت .[۳][۴][۵] رکود اقتصادی، وقوع اعتصابات گسترده‌ای را از خرداد ماه سال ۱۳۵۷ به بعد در سطح کشور به دنبال داشت که موجب پیوستن طبقه کارگر به تظاهرات‌ شد و دامنه اعتراض‌ها را از ده‌ها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن افزایش داد.[۶] کشته‌شدن تعداد بسیاری از معترضان (از جمله در واقعه جمعه سیاه در شهریورماه) توسط نیروهای حکومتی تنها بر دامنه اعتراضات و ناآرامیها افزود[۷] و با خروج شاه از کشور و عدم موفقیت دولت شاپور بختیار، سرانجام با اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب به پیروزی رسید.

در رفراندوم فروردین ماه ۱۳۵۸، زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همه‌پرسی ملی ، نظام مشروطه سلطنتی را نفی و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران ، رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و سپس حکومتی دینی برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام پیشین گردید.

پیشینه و علل

انقلاب ۱۳۵۷ ایران بعد از تجربه نهضت مشروطه و کودتای ۲۸ مرداد و به دنبال حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به وقوع پیوست.

بریتانیا پس از کوتاه شدن دست خود از صنعت نفت ایران، منابع بسیاری را در منطقه و خصوصاً ایران از دست داده بود، با قطع امید از رسیدن به توافق، وارد مطالعه طرح یک کودتای نظامی شد.

از مهم‌ترین حرکت‌های سیاسی و دانشجویی در تاریخ ایران، اعتراض دانشجویان در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به ورود معاون رئیس جمهور آمریکا، ریچارد نیکسون، به خاک ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد بود. دانشجویان دانشکده‌های فنی، حقوق و علوم سیاسی، علوم‌، دندانپزشکی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود تظاهراتی علیه رژیم کودتا برپا کردند. روز ۱۵ آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و مأموران در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند. این درگیری‌ها منجر به مرگ سه تن از دانشجویان به دست مأموران حکومت پهلوی شد.

حمله به مدرسه فیضیه قم در روز ۲ فروردین ۱۳۴۲ شمسی مطابق با روز درگذشت جعفر صادق (از امامان شیعه) روی داد. پس از این که نظام سلطنتی پهلوی لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی و نیز لوایح شش‌گانه و انقلاب سفید (شاه و ملت) را مطرح کرد، برخی روحانیون و در رأس آن‌ها آیت‌الله خمینی نسبت به برخی موارد آن هم‌چون حقّ رای دادن زنان که شاه به زنان ایرانی اعطا کرده بود، اعتراض کردند. سید روح‌الله خمینی نوروز سال ۴۲ را عزای عمومی اعلام کرد.

در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، ماموران امنیتی به خانه آیت‌الله خمینی در قم حمله کردند و او را که روز پیش از آن در روز عاشورا در مدرسه فیضیه قم، سخنانی بر ضد حکومت گفته‌بود، دستگیر و به زندانی در تهران منتقل کردند. چند ساعت بعد از حادثه گروهی از طرفداران وی در قم به خیابان‌های تهران و قم ریختند و دست به تظاهرات زدند. در این روز تعدادی از تظاهرکنندگان کشته شدند. در تاریخ ۴ آبان ۱۳۴۳ خمینی بر ضد تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در شهر قم به سخنرانی پرداخت، وی در این سخنرانی سعی کرد ضمن تبیین نظرات خود در مورد لایحه مذبور خطر آن برای مردم و استقلال و تمامیت ارضی کشور را گوشزد کند. در طی این سخنرانی وی بارها به آمریکا و شخص شاه حمله لفظی کرد. در پی سخنرانی آیت‌الله خمینی در روز ۴ آبان بر ضدّ تصویب لایحه کاپیتولاسیون، حکومت وقت تصمیم به تبعید وی به ترکیه گرفت، در روز ۱۳ آبان همان سال ماموران ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) آیت‌الله خمینی را در قم دستگیر و با هواپیمای نظامی به ترکیه تبعید کردند.

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در تخت جمشید و با حضور سران و سفرای بسیار از کشورها در ۲۰ مهر ۱۳۵۰ آغاز شد.

 

در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳ محمدرضا پهلوی دستور تشکیل حزب سراسری و واحد رستاخیز را اعلام کرد، این نخستین بار در تاریخ نوین سیاسی ایران بود که این کشور به روش تک‌حزبی اداره می‌شد. در آخرین روزهای سال ۱۳۵۴ دو مجلس سنا و ملّی طرح تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی را مطرح و تصویب کردند، این امر ظاهراً در راستای سکولاریزه‌کردن حکومت برداشته می‌شد؛ ولی عملاً آتش خشم مخالفین را برافروخت و مخالفت‌هایی را نیز برانگیخت.

تاریخنگاری وقایع

وقایع سال ۱۳۵۶ خورشیدی

در اول آبان سال ۱۳۵۶ فرزند خمینی (مصطفی خمینی) به شکل مشکوک و غیر منتظره‌ای درگذشت که منجر به برگزاری جلسات سوگواری معترضانه در قم، تهران، یزد، مشهد، شیراز و تبریز شد و مرگ او به‌طور گسترده‌ای به ساواک نسبت داده شد.

تا اواخر آبان ۱۳۵۶ مخالفان حکومت، به فعالیتهای محصور به پشت درهای بسته، نوشتن بیانیه، تشکیل گروهای جدید، احیای گروه‌های قدیم، صدور نامه و انتشار نشریات اقدام می‌کردند، اما پس از آن تاریخ، مرحله جدیدی در روند انقلاب رخ داد و فعالیت مخالفان به صورت تظاهرات خیابانی خود را نشان داد. نقطه عطف در ۲۵ آبان رخ داد که پس از نه شب جلسات شعرخوانی آرام با مضمون سیاسی که توسط کانون نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران و آلمان و در دانشگاه آریامهر در آبان ماه سال ۱۳۵۶ تشکیل شده بود، پلیس برای برهم زدن جلسه دهم و متفرق کردن حدود ده هزار دانشجوی شنونده در آن، اقدام کرد که تظاهرات خشمگینانه دانشجویان و سرازیر شدن آنان در خیابانها با دادن شعارهای ضد حکومتی را به دنبال داشت. در این درگیری یک دانشجو کشته، هفتاد تن مجروح و یکصد تن بازداشت شدند. در ده روز پس از آن تظاهرات‌های دانشجویی افزایش یافت و دانشگاه‌های اصلی تهران در اعتراض به درگیری ۲۵ آبان تعطیل شدند. در طول یک هفته بعد، دانشگاههای بزرگ کشور به یادبود ۱۶ آذر (روز غیر رسمی دانشجو) دست به اعتصاب زدند. تظاهر کنندگان دستگیر شده در ناآرامیهای پیشین، پس از محاکمه‌های کوتاهی در دادگاه‌های مدنی تبرئه شدند و اینگونه محاکمات به روشنی نشان داد که ساواک دیگر توان استفاده از دادگاه‌های نظامی را برای سرکوب مخالفان ندارد.[۸]

در دی ماه همان سال اتفاق دیگری به تظاهرات خیابانی شدت بخشید. در تاریخ ۱۷ دی، روزنامه اطلاعات به قلم فردی با اسم مستعار احمدی رشیدی مطلق مقاله نیشداری برضد روحانیت مخالف نوشت و ضمن نامیدن آنان با عنوان «ارتجاع سیاه»، آنان را به همکاری پنهان با کمونیسم بین‌الملل برای محو دستاوردهای انقلاب سفید متهم ساخت. این مقاله همچنین خمینی را به بیگانه بودن و جاسوسی برای بریتانیا در دوران جوانی متهم کرد و همچنین او را بی بندوبار و نویسنده اشعار شهوت‌انگیز صوفیانه نامید. این مقاله شهر قم را به خشم آورد. حوزه‌های علمیه و بازار تعطیل و خواستار عذرخواهی علنی حکومت شدند. حدود ۴۰۰۰ نفر از طلاب و هواداران آنان در روز ۱۹ ماه دی در تظاهرات به دادن شعار پرداخته و با پلیس درگیر شدند. در این درگیریها بنا به اعلام حکومت دوتن و به گفته مخالفان هفتاد تن کشته و بیش از پانصد نفر زخمی شدند.[۹] روز بعد خمینی خواستار تظاهرات بیشتر شد و به شهر قم و آنچه «روحانیت مترقی» نامید، به خاطر ایستادگی در برابر حکومت تبریک گفت و شاه را به همکاری با آمریکا برای نابودی ایران متهم کرد. شریعتمداری نیز در مصاحبه‌ای نادر با خبرنگاران خارجی، از حکومت گلایه کرد و رفتار پلیس و حکومت با روحانیون را توهین‌آمیز خواند. شریعتمداری همچنین به همراه ۸۸ تن از روحانیون، بازاریان و دیگر مخالفان از ملت خواست که چهلم کشتار قم را با دست کشیدن از کار و حضور آرام در مساجد برگزار کنند.[۱۰] بعدها در جستجوی جرقه یا سرآغاز انقلاب ایران، روزنامه‌نگاران، چاپ مقاله اطلاعات و پیامدهای آن در قم را عنوان کردند.[۱۱] و برخی چون حامد الگار و هنری مانسون کشته شدن مصطفی خمینی را شروع زنجیره اتفاقاتی می‌دانند که منجر به انقلاب ایران شد[۳]؛[۱۲]اما ارواند آبراهامیان تاریخ‌نگار معاصر بر این باور است که درواقع نقطه آغازین انقلاب پیچیده تر از این بوده و نخستین جرقه را می‌توان به پیشتر از چاپ مقاله و وقایع پیامد آن و به جلسات شعرخوانی و ناآرامیهای دانشگاه آریامهر نسبت داد. در مجموع این دو حادثه، تجلی دو نیروی حاضر در جنبش انقلابی محسوب می‌شود که یکی طبقه متوسط حقوق بگیر و جایگاه اعتراض سیاسی آن یعنی دانشگاه‌های مدرن و دیگری طبقه متوسط متمول و مراکز سازمانهای اجتماعی-سیاسی آن یعنی مدارس علوم دینی سنتی (حوزه‌های علمیه) و بازارهای سنتی بود.[۱۳]

وقایع سال ۱۳۵۷ خورشیدی

در روزهای نهم و دهم فروردین مردم یزد طی اعتراضاتی که به خشونت کشیده شد خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت رهبران انقلاب (در راس آن‌ها سید روح‌الله خمینی) شدند. در پی اوج‌گیری تظاهرات و درگیریهای مردم با عوامل رژیم پهلوی ‎‎، در تاریخ ۲۵ اردیبهشت دولت جمشید آموزگار به مأمورین نظامی و انتظامی در برابر آشوبها دستور شدت عمل داد.

به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد در تهران و شهرستانها تعطیل و اعتصاب سراسری اعلام گردید. و در ۲۱ مرداد همان سال درگیری خونین در اصفهان و اعلام حکومت نظامی در این شهر که توسط فرماندار نظامی شهر به اجرا درآمد. در بیست و پنجم مرداد ماه توسط دولت جمشید آموزگار، حکومت نظامی اعلام شد و در ۲۸ مرداد آتش سوزی در سینما رکس آبادان رخ داد.

در ۵ شهریور ماه دولت جمشید آموزگار سقوط کرده و دولت شریف امامی تشکیل شد.سرانجام در تاریخ ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ که بعدها به جمعه سیاه مشهور شد، راهپیمایی و اعتراضات مردم در میدان ژاله (شهدای فعلی) تهران به خشونت کشیده شد و عده زیادی کشته و مجروح شدند. (مقاله مرتبط: حادثه ۱۷ شهریور)

در ۲ مهر منزل خمینی در عراق توسط پلیس این کشور محاصره گردید و یک روز پس از آن حزب رستاخیز که توسط حکومت پهلوی تأسیس شده بود منحل گردید. به دلیل افزایش فشارها در عراق خمینی در دهم مهر تصمیم به ترک این کشور و ورود به کویت گرفت، اما دولت کویت به وی مجوز ورود نداد. و در روز سیزدهم همان ماه در پی جلوگیری از ورود سید روح‌الله خمینی به کویت و جلوگیری دولت عراق از بازگشت وی به نجف، با تقاضای دولت وقت شاهنشاهی، خمینی به فرانسه تبعید شد. روح‌الله خمینی از پاریس به دهکده نوفل لوشاتو تغییر مکان داد.

 

خمینی در احاطهٔ خبرنگاران

در روز ۱۹ مهر اعتصاب کارکنان مطبوعات در سراسر کشور آ‎غاز گردید و ده روز پس از آن کارکنان صنعت نفت اعتصاب نمودند.

آیت‌الله طالقانی در ۸ آبان (یکی از رهبران انقلاب) از زندان آزاد شد و دو روز بعد ارتش کنترل تأسیسات نفتی کشور را در دست گرفت. در ۱۳ آبان تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان در مقابل دانشگاه تهران به خشونت کشیده شد.

 

روح‌الله خمینی رهبر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷

در ۲۳ دی به دستور آیت‌الله خمینی شورای انقلاب تشکیل گردید و در ۲۶ دی محمدرضا شاه پهلوی ظاهراً به منظور معالجات پزشکی کشور را ترک کرد و دیگر به ایران بازنگشت. بعدها این روز را در تقویم ایران به‌عنوان روز فرار شاه نامیدند[۱۴]. وی در آخرین مصاحبه خود در خاک ایران (در فرودگاه مهرآباد) چنین گفت:

  • محمد رضا پهلوی: یک مدتی است که احساس خستگی می‌کنم و احتیاج به استراحت، ضمنا هم گفته بودم تا خیالم راحت بشود و دولت مستقر بشود بعد مسافرت خواهم کرد.
  • خبرنگار:اعلی حضرت چه مدت در مسافرت خواهند بود؟
  • محمد رضا پهلوی: بستگی به حالت مزاجی من می‌توانم بگویم دارد.
  • خبرنگار:نخستین نقطه‌ای که اعلی حضرت تشریف فرما می‌شوند کجا خواهد بود؟
  • محمد رضا پهلوی: فکر می‌کنم به آسوان (مصر) برای استراحت برویم و اولین نقطه اقامت ما در آسوان خواهد بود.

(در ادامه) :حرفی غیر از حس وضعیت مملکت و انجام وظیفه براساس میهن پرستی ندارم.

در ۳ بهمن شورای سلطنت که برای حفظ نظام سلطنتی در ایران تشکیل شده بود منحل گردید و در فاصله دو روز پس از آن دولت بختیار به منظور جلوگیری از حضور خمینی در کشور به مدت سه روز فرودگاه‌های کشور را بسته اعلام کرد. اما در ۹ بهمن فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد.

در تاریخ ۱۲ بهمن خمینی پس از پانزده سال تبعید وارد ایران شد و فرمانداری نظامی بر اثر فشار مردم راه‌پیمایی و تظاهرات را برای ۳ روز آزاد اعلام کرد.(مقاله مرتبط: بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران)

 

آیت‌الله خمینی در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده می‌شود

نظامیان مستقر در تلویزیون به طور ناگهانی پخش مراسم استقبال را قطع کردند و خمینی در بهشت زهرا حضور یافت و ضمن ادای احترام به شهدای انقلاب به سخنرانی پرداخت.

 

مسیر تقریبی آیت‌الله خمینی از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا (قبرستان اصلی تهران)

در ۱۶ بهمن بختیار گفت: هر کس اکثریت داشت حکومت می‌کند. اما آیت‌الله طالقانی گفت: ما رهبران اسلامی داعیه حکومت نداریم. روز بعد بر اساس پیشنهاد شورای انقلاب، خمینی دولت موقت را به مردم معرفی نمودند و دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان تشکیل گردید. در ۱۹ بهمن نیروی هوایی ارتش با آیت‌الله خمینی پیمان بستند و[۱۵] یک روز پس از آن طرفداران قانون اساسی با تجمع در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی‌) دست به تظاهرات زدند. و در ساعت ۹ شب سربازان گارد شاهنشاهی به پادگان نیروی هوایی در شرق تهران (خیابان دماوند) حمله نمودند. در ۲۱ بهمن دولت بختیار زمان حکومت نظامی را افزایش داده و حکومت نظامی را از ساعت ۴ بعدازظهر اعلام نمود. روح‌الله خمینی دستور شکستن زمان حکومت نظامی و حضور مردم در خیابان‌ها را صادر نمود. و در ۲۲ بهمن با اعلام بی‌طرفی تمامی نیروهای نظامی، سرانجام حکومت سلطنتی ایران (پهلوی) پس از ۵۷ سال سقوط کرد.

در ۹ اسفند بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی در ایران تأسیس شد که به موجب فرمان روح‌الله خمینی، تمام اموال منقول و غیر منقول سلسله پهلوی و مقامات اسبق لشکری و کشوری، در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت. بختیار در پیام تلفنی به مدرسه با امیر انتظام سخن گفت و تاکید کرد که بعد از ظهر برای دادن استعفا به ملاقات مهندس بازرگان می‌رود. در ۱۰ اسفند آیت‌الله خمینی تهران به مقصد قم ترک کرد ولی ۱۱ ماه بعد به علت بیماری قلبی در ۲ بهمن ۱۳۵۸ به تهران بازگشت. مدیر عامل شرکت نفت اعلام داشت واژه کنسرسیوم از فرهنگ ایران حذف می‌شود. در اواخر اسفند کمیته امداد (یکی از نهادهای انقلابی) به دستور خمینی به منظور انجام امور عام‌المنفعه تشکیل شد. در سرمای سخت و بارش برف هزاران زن در تهران تظاهراتی به مناسبت روز زن بر پا داشتند که در عمل به تظاهرات ضد حجاب تبدیل شد. این تظاهرات که در دانشگاه تهران بر پا شده بود و به پیشنهاد سخن رانان به راهپیمایی انجامید؛ اما در میدان ولی‌عصر گروهی از مردان و زنان مسلمان راه را بر راهپیمایان که عموماً بی حجاب بودند بستند و کار به زد و خورد کشید.

[ویرایش] وقایع سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ خورشیدی

در ۱۰ فروردین مردم ایران در یک همه‌پرسی به و به دعوت آیت‌الله خمینی شرکت کردند و با اکثریت قاطع (بیش از ۹۸ درصد) به جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) رای دادند. در ۱۸ فروردین امیر عباس هویدا، نخست وزیر سابق ایران در دوران شاه با حکم صادق خلخالی قاضی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. همچنین بیش از ۲۰۰ تن از مقامات بلند پایه رژیم سابق در خلال دو ماه بعد از انقلاب طی حکمهای دادگاه‌های انقلاب اعدام گشتند.[۱۶][۱۷] در تاریخ ۱۳ آبان ماه دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و افراد حاضر در سفارت را به گروگان گرفتند و این واقعه استعفای دولت موقت و لیبرال مهدی بازرگان را در پی داشت. (مقاله مرتبط در این زمینه: اشغال سفارت آمریکا)

پیش از برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران آیت الله خمینی با یک استدلال حقوقی، مجاهدین خلق را به سبب عدم اعتقاد به قانون اساسی از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران منع کرد[۱۸] که موجب انتقاد شدید این سازمان از نیروهای مکتبی حاکم در جمهوری اسلامی گردید. در پنجم بهمن ماه ابوالحسن بنی‌صدر (از فعالان اسلامگرا که تا پیش از انقلاب در فرانسه به فعالیت انقلابی بر ضد حکومت پهلوی می‌پرداخت) با حمایت خمینی و با پیروزی در انتخابات به عنوان اولین رییس جمهور ایران انتخاب شد. در اواخر فروردین ماه سال ۱۳۵۹ شورای انقلاب با حکم خمینی و با هدف تصفیه دانشگاه‌ها از اساتید و دانشجویان دگراندیش، به اپوزیسیون یا گروه‌های سیاسی منتقد و مخالف نیروهای مذهبی حاکم در جمهوری اسلامی که عمدتا خاستگاه دانشجویی داشته و دانشگاه را فضای امن سیاسی و کانون فعالیتهای خود به شمار می‌آوردند، برای تخلیه دفاتر خود در دانشگاه‌ها مهلتی سه روزه داد. در طی این روزها درگیری و خشونت در دانشگاه‌های ایران به ویژه در دانشگاه تهران به اوج خود رسیده و چند تن کشته و صدها نفر مجروح شده و این سرآغاز رویدادی شد که ازآن به عنوان «انقلاب فرهنگی» یاد می‌شود.[۱۹][۲۰] روز دوم اردیبهشت حکم شورای انقلاب در دانشگاه تهران توسط بنی‌صدر ابلاغ شد که تعطیلی دانشگاهها به مدت بیشتر از دو سال و اخراج صدها تن از اساتید و دانشجویان دگراندیش را در پی داشت.[۲۱][۲۲][۲۳]

به دنبال کشمکشها و اختلاف نظرهای بنی‌صدر با حزب جمهوری اسلامی و تلاش ناموفقش در جهت سلب اختیارات آنان و در نتیجه از دست دادن حمایت خمینی، از آنجاکه او به تنهایی توان مقابله با مخالفانش را نداشت و پیشتر هیچگاه به ایجاد یک حزب و یا ائتلاف اقدام نکرده بود، با مجاهدین خلق متحد شد[۲۴] و در اواخر ماه خرداد او که برای حفظ جان خویش در خفا به سر می‌برد مردم را به قیام فراخواند.[۲۵] در سی‌ام خرداد ۱۳۶۰ تظاهرات خشونت آمیزی در شهرهای مختلف کشور توسط هوادران مجاهدین خلق و بنی‌صدر به راه افتاد به‌طوریکه در تهران تعداد معترضان به حدود نیم میلیون نفر رسید و در پی عکس‌العمل آیت‌الله خمینی و دیگر روحانیون و درگیری معترضان با نیروهای حزب‌اللهی و سپاه پاسداران تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود ۵۰ نفر کشته، ۲۰۰ نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند.[۲۶][۲۷][۲۸] روز بعد، بنی صدر برکنار و دستور بازداشت او توسط روح‌الله خمینی به اتهام خیانت و توطئه علیه نظام صادر شد و به این ترتیب رقابتهای سیاسی وارد عرصه خشونت آمیزی گشت.[۲۹]

[ویرایش] آماری از برخوردهای بین ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۳۰ خرداد ۱۳۶۰

 

کشتار ۱۷ شهریور ۱۳۵۷

  • آشوب‌های شهری ۳۲۱ مورد، این آشوب‌ها خشونت‌هایی از درگیری در یک تجمع چند نفره با یکی دو زخمی تا خشونت‌های دامنه‌دار چند هفته‌ای مانند آشوب‌های مربوط به حزب خلق مسلمان یا انقلاب فرهنگی با دهها کشته و زخمی را شامل می‌شوند.[نیازمند منبع]
  • حمله به کتابخانه‌ها، کتابفروشی‌ها، دفاتر مطبوعاتی، مراکز فروش نشریات و مراکز دولتی ۱۲۹ مورد.
  • ترور، ۸۰ مورد.[نیازمند منبع]
  • بمب گذاری، ۵۷ مورد این بمب گذاری‌ها غیر از دهها مورد بمب گذاری خوزستان است که به‌وسیله دولت عراق و با به کارگیری مزدوران محلی صورت پذیرفته و تعداد آنها از خرداد تا نیمه آبان سال ۱۳۵۸ بالغ بر ۴۵ مورد است.[نیازمند منبع]

به این‌ها باید سه جنگ قومی بزرگ در کردستان، گنبد کاووس و خوزستان را که منجر به دخالت ارتش شدند، اضافه کرد تا مجموعا در اندکی بیش از ۲۸ ماه تعداد خشونت‌ها به ۵۹۰ مورد برسد و رقم بی سابقه‌ای را از نظر تعداد، گستره و تنوع اشکال خشونت ورزی درتاریخ معاصر ایران به ثبت برساند.

 

نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

انقلاب ۱۳۵۷ ایران

انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت روحانیون، بازاریان، احزاب سیاسی مخالف، روشنفکران، دانشجویان و مردم عادی در ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری روحانی شیعه، روح‌الله خمینی را فراهم کرد. تفکرات و شخصیت‌های اسلامی، در این انقلاب ضدسلطنتی حضور برجسته‌ای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند.[۱] این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته می‌شود.

پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، شاه به تثبیت قدرت خود پرداخت و طرحهای جنجال برانگیز موسوم به انقلاب سفید که محور اصلی آن‌را اصلاحات ارضی تشکیل میداد، به اجرا گذاشت. اجرای این طرحها و افزایش چند برابری درآمدهای نفتی، توسعه اقتصادی و دگرگونی ساختار اجتماعی ایران و در عین حال افزایش اختلاف طبقاتی و تنشهای اجتماعی را در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ در پی داشت. او با معطوف کردن اقدامات امنیتی و اطلاعاتی خویش بر سرکوب طبقه متوسط جدید و احزاب سکولار، خود را در مقابل روحانیون و تفکرات مبارز جدید اسلامی آسیپ‌پذیر ساخت. اصلاحات شاه و نیز جانبداری مستقیم و غیر مستقیم او از دولتهای آمریکا و اسرائیل، مورد مخالفت روحانیون به ویژه خمینی واقع شد. در این دوران شماری از روشنفکران (از همه مهمتر علی شریعتی) بر احیای تفکر سیاسی شیعه تاثیری عمیق نهاده و تفسیری انقلابی از شیعه را به عنوان یک ایدئولوژی رهایی‌ساز، در اذهان مردم به ویژه محصلان و دانشجویان به جای گذاشتند. خمینی نیز در سالهای تبعید خود، اگرچه خواهان ایجاد یک حکومت اسلامی به رهبری فقها به جای سلطنت موروثی بود، بیشتر به طرح نقطه ضعفهای رژیم و مسائلی که توده مردم مسلمان ایران را خشمگین میساخت، میپرداخت. همچنین شماری سازمانهای چریکی مارکسیست و اسلام‌گرا شکل گرفتند که به مبارزه مسلحانه با رژیم پرداختند. نهایتاً با سیاست‌های نادرست حزب رستاخیز حکومت در خصوص بازار و مذهب در اواسط دهه ۱۳۵۰، بازاریان و روحانیون محافظه کار و غیر سیاسی نیز به عنوان دو متحد تاریخی، به صفوف مخالفان پیوستند.

تنشها و نارضایتی‌های مذکور، با بازتر شدن فضای سیاسی در سال ۱۳۵۶ که به دلیل فشارهای دولت آمریکا و نهادهای مدافع حقوق بشر صورت پذیرفته بود، خود را نشان داد و از پاییز و زمستان همان سال به شکل تظاهرات خیابانی نمود یافت. معترضان از سنت‌های شیعی چون مراسم چهلم جانباختگان برای راهپیمایی اعتراضی استفاده سیاسی به عمل آوردند. رویدادهایی چون فاجعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان و کشته شدن معترضان در برخی از تظاهرات‌ها (از جمله در واقعه جمعه سیاه در شهریورماه) توسط نیروهای حکومتی تنها موجب تشدید اعتراضات و از دست رفتن امکان مصالحه شد. رکود اقتصادی، به وقوع اعتصابات گسترده و در نتیجه فلج شدن اقتصاد کشور انجامید. با پیوستن کارگران و همچنین تهیدستان شهری به تظاهرات‌ها، دامنه اعتراضات از ده‌ها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن رسید.] سرانجام با خروج شاه از کشور، عدم موفقیت دولت شاپور بختیار، دو روز نبرد مسلحانه سازمانهای چریکی و هزاران داوطلب مسلح با ارتش و گارد شاهنشاهی و اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، انقلاب به پیروزی رسید.

 سپس نظام «جمهوری اسلامی» در قالب حکومتی دینی برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام پیشین گردید.

ریشه های انقلاب

 

محققان معتقدند در جستجوی ریشه اصلی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، می‌توان به کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، و رخدادهای پیرامون آن، بازگشت. پس از برکناری رضاشاه پهلوی توسط متفقین در هنگامه جنگ جهانی دوم، ایران در بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، طولانی‌ترین زمان فضای باز سیاسی در تاریخ معاصر را به خود دید. در این دوره روشنفکران و نه روحانیون، دست‌اندرکار بسیج و سازماندهی توده‌ها علیه ساختار قدرت بودند و سازمانهای غیر مذهبی - نخست حزب توده و سپس جبهه ملی به رهبری محمد مصدق - با موفقیت، طبقه متوسط و طبقه کارگر شهری را جذب کردند. در طی این دوران، مصدق به عنوان یک ملی‌گرای محبوب، خواستار اصلاح سیاست خارجی نادرست و خاتمه بخشیدن به دادن امتیازهای عمده به ابرقدرتهای خارجی شد.[۱۵] او به یاری تظاهرات‌های گسترده طبقه متوسط و همچنین اعتصابات بزرگ کارگری در بخش صنعت نفت به سازماندهی حزب توده، به عنوان اهرم فشاری بر حکومت، توانست نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را با موفقیت به پیش ببرد و تحت تاثیر شور و اشتیاق عمومی به نخست وزیری رسیده و حتی تسلط و اختیار محمدرضاشاه بر ارتش را به خطر افکند. ملی شدن صنعت نفت برای انحصارات نفتی و دولت بریتانیا ضربه‌ای جبران ناپذیر بود، به ویژه که این جنبش، می‌توانست به نیروی محرکه‌ای برای مردم دیگر کشورهای منطقه به منظور کسب حقوق خویش، تبدیل شود و بدین‌سان منفعت دیگر ابرقدرت وقت، ایالات متحده را نیز به مخاطره افکند. سرانجام بریتانیا توانست موافقت آمریکا را برای به راه‌اندازی یک کودتای نظامی علیه دولت مصدق به دست آورده و آمریکا به کمک نیروهای هوادار سلطنت در ارتش ایران و با پشتوانه دستگاه مذهبی (علما و روحانیون طراز اول و وعاظ و پیروان آنها) و برخی از زمینداران و سیاستمداران محافظه‌کار، دولت وی را سرنگون نمود. این رویداد تاثیری به سزا و طولانی مدت بر فضای جامعه به جای گذاشت و در عصر جمهوری خواهی، ملی‌گرایی، گرایش به سوسیالیسم و سیاست خارجی بیطرفانه، اکنون سلطنت پهلوی و ارتش، در افکار عمومی، به عنوان سرسپرده ابرقدرتهای غربی، سرمایه‌داری و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا شناسانده شدند. با وقوع کودتا، سازمانهای سیاسی چون جبهه ملی و حزب توده سرکوب شده و اعضای آنها به حبسهای کوتاه و یا بلند مدت و حتی اعدام محکوم شدند و علاوه بر بریتانیا، ایالات متحده نیز به عنوان دشمن جدید امپریالیستی ایران شناخته شد. از سوی دیگر، سرکوبی نیروهای سکولار و غیر روحانی، راه را برای پیدایش جنبشهای جدید اسلامی هموار نمود.

تثبیت قدرت؛ توسعه اقتصادی؛ تنشهای اجتماعی

از برکناری پدرش، رها شده بود، ادامه داد. او با شتاب هر چه تمامتر، سه ستون حافظ حکومت خود، «ارتش»، «نظام حمایتی مالی دربار» و «دیوانسالاری» را گسترش داد و به یُمن افزایش چشمگیر درآمد نفت، موفق شد تا رویای رضاشاه در خصوص ایجاد یک ساختار دولتی عظیم را، تحقق بخشد شاه نخست رهبران کودتا را به مقامهای کلیدی گمارد، کمکهای مالی از آمریکا دریافت کرد و از همکاریهای فنی سازمان اطلاعات اسرائیل و آمریکا (موساد و سیا) و اف‌بی‌آی پلیس آمریکا، برای تشکیل پلیس مخفی جدیدی در سال ۱۳۳۶، با عنوان ساواک (مخفف سازمان اطلاعات و امنیت کشور)، بهره برد. اما در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲، اقتصاد ایران که مبتنی بر کشاورزی بود، با بحران شدیدی روبرو شد و ایران را به کمکهای خارجی محتاج کرد. دولت آمریکا به ریاست جان اف کِندی، پرداخت وام‌های آینده را به اجرای اصلاحات ارضی و لیبرالی که آنرا بهترین سد محافظ در برابر وقوع انقلاب کمونیستی می‌دانست، مشروط کرد. در نتیجه شاه، علی امینی شخص مورد اعتماد آمریکا را به مقام نخست وزیری رساند و وزیر کشاورزی امینی، حسن ارسنجانی، برنامه اصلاحات ارضی را با هدف از بین بردن اتکای ایران به کشاورزی و ایجاد طبقه کشاورزان مستقل به پیش برد. گرچه اصلاحات ارضی از اقدامات دولت امینی بود، شاه پس از تعدیل آن، اصلاحات را ابتکار خود معرفی کرد و با بوق و کرنای تمام آنرا در منشور شش ماده‌ای جنجال برانگیز خود موسوم به «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» منظور نمود. پنج ماده دیگر آن شامل، ملی کردن جنگلها، فروش کارخانه‌های دولتی به بخش خصوصی، سهیم شدن کارگران در سود کارخانه‌ها، اعطای حق رای به زنان و ایجاد «سپاه دانش» می‌شد.[۲۵] طرحهای انقلاب سفید، با مخالفتهایی از سوی جبهه ملی و همچنین محافل مذهبی، روبرو شد. در فاصله کمتر از یک دهه پس از کودتا، روابط شاه و روحانیون، مسالمت‌آمیز بود، اما اتخاذ این طرحها و همچنین به رسمیت شناختن دولت اسرائیل توسط حکومت وقت، بر این دوره کوتاه از روابط حسنه شاه و علما، مهر پایان گذاشت. در میان معترضان، چهره مخالف جدیدی به نام روح‌الله موسوی خمینی خود را در اذهان مطرح ساخت. این مجتهد ۶۴ ساله که در مدرسه معروف فیضیه قم به تدریس فلسفه و فقه می‌پرداخت، سخنرانیهای انتقادی خود را از سال ۱۳۴۱ آغاز کرده بود. خمینی ضمن دوری جستن از طرح موضوعاتی چون اصلاحات ارضی و حق رای زنان که موضوع اصلی مورد مخالفت دیگر روحانیون بود، به مسائلی که توده مردم را بیشتر خشمگین می‌ساخت، می‌پرداخت و مرکز ثقل مخالفتش با شاه بر سر نفوذ آمریکا در ایران بود. اعتراضات که در خرداد ۱۳۴۲، در شهرهای بزرگ ایران به وقوع پیوست، با دستور شاه و توسط ارتش، با سرکوبی خونین پایان یافت. پس از قیام ۱۵ خرداد، رهبران جبهه ملی دستگیر و خمینی به ترکیه تبعید شد که پس از چندی از آنجا به عراق رفت.

در باقی سالهای دهه ۱۳۴۰، شاه همچون فرمانروایی خودکامه و متکی به نفس حکومت کرد و خود را پادشاهی اصلاح‌اندیش و متحد نزدیک آمریکا و غرب نشان داد با افزودن بر شمار نظامیان، بودجه سالانه ارتش و خرید تسلیحات بسیار، ارتش ایران را در سال ۱۳۵۵ به پنجمین نیروی نظامی بزرگ جهان تبدیل کردسازمان امنیتی خود ساواک را بسیار گسترش داد چنانکه می‌توانست به خبرچینی از بسیاری از افراد و سانسور رسانه‌های گروهی پرداخته و از هر شیوه‌ای از جمله شکنجه برای از بین بردن مخالفان استفاده کند.

سالهای دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ همچنین شاهد توسعه اجتماعی-اقتصادی بود که بیشتر به واسطه درآمدهای روزافزون نفت میسر گشت. همزمان با گسترش بنادر و راه‌ها، سدهای بزرگی در دزفول، کرج و منجیل بنا شد و بیش از ۸۰۰ کیلومتر ریل راه‌آهن احداث گشت که تهران را به شهرهای اصلی دیگر متصل می‌ساخت. ایران در سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۵ شاهد «انقلاب صنعتی» کوچکی بود که در نتیجه آن، سهم تولید ناخالص ملی، شمار کارخانه‌ها و تولید برخی صنایع مادر، رشد یافت. توسعه در بخش منابع انسانی نیز، افزایش شمار مدارس، درمانگاه‌ها، پرستاران و پزشکان را در پی داشت. همچنین رونق اقتصادی دهه ۴۰ به طرز شگفت‌آوری به سود بنیادهای مذهبی بود، چرا که در پی این رونق، بازاریان به عنوان متحد قدیمی روحانیت، امکان یافتند تا هزینه نهادهای پرشمار و رو به رشد مذهبی مانند مساجد، موقوفه‌ها، چند حسینیه و شش حوزه علمیه بزرگ را تامین کنند و در اواسط دهه ۵۰، نهادهای مذهبی تا آن اندازه قدرت داشتند که شاید برای نخستین بار در تاریخ ایران، واعظانی را به طور منظم به محلات فقیرنشین شهری و روستاهای دورافتاده بفرستند.

با وجود آنکه شاه در حوزه اقتصادی-اجتماعی نوسازی کرد و در نتیجه طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر صنعتی را گسترش داد، اما نتوانست در حوزه دیگر - حوزه سیاسی - دست به نوسازی زند. در واقع، با توسعه و مدرن‌سازی کشور، شمار دو گروهی که در بین سالهای ۱۳۲۰-۱۳۳۲ (پیش از کودتا) مخالفان اصلی حکومت پهلوی محسوب می‌شدند، یعنی کارگران شهری و روشنفکران به چهار برابر رسید و منع کردن آنها از داشتن نهادها و ابزارهای سیاسی سابق خود، چون اتحادیه‌های کارگری، روزنامه‌های مستقل و احزاب سیاسی، بر شدت مخالفتشان افزوده بود. برنامه اصلاحات ارضی، کشت تجاری را رونق بخشید و شمار دهقانان صاحب زمین را، بسیار افزایش داد، اما مقدار زمین اعطا شده به بیشتر آنان، برای راه‌اندازی کار مستقل کشاورزی کافی نبود. این امر، لشکری از کشاورزان مستقل و مزدبگیران بی‌زمین به وجود آورد که به آسانی می‌توانستند، کانونهای سیاسی نامنسجمی را تشکیل دهند.

دیگر آنکه، شیوه توسعه اقتصادی رژیم، اختلاف طبقاتی یا فاصله بین «غنی» و «فقیر» را افزود که در شهر تهران بسیار بارز بود. هرچند سطح زندگی بیشتر خانواده‌هایی که به آپارتمانهای مدرن، مزایای اجتماعی و همچنین کالاهای مصرفی جدید دسترسی داشتند، بهبود یافت، ولی گسترش حلبی‌آبادها، ترافیک و آلودگی هوا، کیفیت زندگی بیشتر خانوارها را به سطح نازلتری رساند. ۴۲ درصد خانوارهای تهرانی، فاقد مسکن مناسب بودند و در حالی‌که برخی ثروتمندان در قصرهای شمال شهر به سرمی‌بردند، تهیدستان در حلبی‌آبادها و زاغه‌های اطراف شهر زندگی می‌کردند. این زاغه نشینان، مهاجران روستایی فقیری بودند که با مشقت فراوان، از راه عملگی، بنایی، تکدی‌گری و دستفروشی امرار معاش می‌کردند. «سان‌کولوت‌ها» یا پابرهنه‌های انقلاب سال ۱۳۵۷، همین افراد بودند که بعدها به «مستضعفین» مشهور شدند.این شکاف بین پایتخت و شهرهای دیگر استانها نیز به روشنی قابل مشاهده بود و برای نمونه در حالی‌که ساکنان تهران از فرصت دست‌یابی بهتر به آموزش، امکانات بهداشتی، رسانه‌ها، شغل و درآمد برخوردار بودند، ۹۶ درصد روستاییان، برق در اختیار نداشتند.

عامل دیگر افزایش تنشها این بود که با پنج برابر شدن ناگهانی درآمدهای نفتی، انتظارات مردم بالا رفت و در نتیجه شکاف میان وعده‌ها، ادعاها و دستاوردهای رژیم از یک سو و انتظارات تحقق نیافته جامعه از سوی دیگر، عمیق تر شد. اگرچه در سایه برنامه‌های رفاه اجتماعی، پیشرفتهای چشمگیری در بخشهای بهداشت و نظام آموزشی به دست آمد، ایران همچنان بدترین نسبتهای آماری را در میزان مرگ و میر کودکان، امکانات رفاهی و نیز میزان افراد دارای تحصیلات عادی، در بین کشورهای خاورمیانه داشت.

مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر
کدهای اضافی کاربر :


فروشگاه اینترنتی پرداد سیستم خرید فروش قطعات جانبی شبکه لپ تاپ نوت بوک پرداخت آنلاین