امیر ناجی
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive More ...
      مقاله (انواع مقالات (اجتماعی.ورزشی.علمی.فرهنگی و....))
نویسنده: امیر ناجی - جمعه ۱۳٩٠/۸/٦

ادبیات

      ادبیات یکی از گونه‌های مختلف هنر است و کلمات ، همچون مصالح و موادی هستند که شاعر و نویسنده با بهره‌گیری از عواطف و تخیلات خویش آنها را به کار میگیرد و اثری ادبی و هنری پدید می‌آورد . در آثار ادبی ، نویسنده و شاعر می‌کوشد اندیشه‌ها و عواطف خویش را در قالب مناسبترین و زیباترین جملات و عبارات بیان کند . این آثار همان گفته‌ها و نوشته‌هایی هستند که مردم در طول تاریخ آنها را شایستة نگهداری میدانند و از خواندن و شنیدن آنها لذت می‌برند. فرهنگ درخشان ما جلوه گاه آثار ادبی بسیاری مانند شاهنامه، تاریخ بیهقی ، مثنوی معنوی ، بوستان و گلستان سعدی ، آثار عطار ، غزلیات حافظ و ...  است که در شمار غنی‌ترین و شیواترین آثار ادبی جهان قرار دارند . مــا نیز باید مانند نیاکان خود قدر این سرمایه‌های گرانبها را بدانیم ، ابتدا با خوب خواندن و درست فهمیــدن این آثــار ارزشمنــد در نگهــداری آنها با جـــان و دل بکــــوشیـم و با تلاش روز افزون خود بر غناو عظمت آنها بیفزاییم و این حقیقت را باور داشته باشیم که با وجود این میراث جاوید سرمایة با ارزش که مایة سربلندی ما در میان اقـــوام و ملل مختلف جهان است ، براستی می‌توانیم با نمایاندن درهایی از دریای ادب خویش، بیگانگان را نیز از فرهنگ و ادبیات خود بهره‌مند سازیم .

      ادبیات حماسی که حماسه یکی از انواع ادبی و در اصطلاح روایتی آن است از تاریخ تخیلی یک ملت که با فهرمانیها و اعمال و حوادث خارق‌العاده در می‌آمیزد، ویژگی اصلی حماسه در تخیلی بودن و شکل داستانی آن است وجود انسانهای آرمانی و برتر که از نظر نیروی جسمانی و معنوی برگزیده و ممتاز هستند ، از دیگر ویژگی‌های حماسه به شمار می‌آید . در حماسه رویدادهای غیر طبیعی و خلاف عادت قراوان دیده می‌شود و همین رویدادهاست که میتواند آرمانها و آرزوهای بزرگ ملتی را در زمینه‌های مذهبی ، اخلاقی و نظام اجتماعی نشان دهد و عقاید کلی آن ملت را در بارة مسایل اصلی انسانی مانند آفرینش ، زندگی ، تولد و مرگ و اجزا آن بیان کند .

     شاهنامة فردوسی نمونه اعلامی حماسه است که استاد سخن ، بزرگترین شاعر حماسه سرا ابوالقاسم فردوسی (379 ـ 416 هـ .ق) نظم آنرا آغاز کرد . فردوسی بیش از سی سال برای به نظم آوردن شاهنامه رنج کشید و آن گونه که خود گفته است کافی از نظم پی افکند که از باد و باران هیچ گزند نمی‌یابد ، شاهنامه را می‌توان به سه بخش ، اساطیری ، حماسی ، تاریخی ، تقسیم کرد که غمنامة رستم و سهراب از برجسته‌ترین داستانهای حماسی شاهنامه است .

 

شرح حماسه

     یکی از ویژگی‌های حماسه، داستانی بودن آن است بنابر این حماسه را می‌توان مجموعه‌ای از حوادث دانست ، با این که در حماسه، بی هیچ تردیدی ، مجموعه‌ای از وصف‌ها ، خطبه‌ها و تصویرها وجود دارد . اما همه‌ی این عناصر نسبت به داستانی بودن در مرتبه‌ی بعدی هستند . بیشترین موضوع حماسه را اشخاص و حوادث تشکیل میدهند و وظیفه‌ی شاعر حماسی آن است که تصویر ساز انسانهایی باشد که هم از نظر نیروی مادی ممتازند و هم از لحاظ نیروی معنوی ، قهرمانان حماسه با تمام رقتی که از نظر عاطفی و احساسی در آنها وجود دارد ، قهرمانهای ملی هستند . مانند « رستم » در شاهنامة فردوسی ، این کتاب تصویر کاملی است از جامعه‌ی ایرانی در جزئی ترین ویژگی‌های حیاتی مردمان یک سرزمین ، هر فرد در همان حال که با خواندن شاهنامه از نبردهای ایرانیان برای کسب استقلال و ملیت در برابر مللی مهخاجم و متخاصم ، آگاهی می‌یابد ، ضمن آن به مراسم اجتماعی ، نوع مدنیت و مظاهر اجتماعی و نوع اخلاق ناپسند و پسندیده ایرانیان و نوع مذهب و کیش و آیین و حتی به نوع خلق و خوی پهلوانان در باورهای فردی و جمعی آنان مطلع می‌شود .

     از دیگر شرایط حماسه سرای شاهنامه ، میتوان به جریان یافتن حوادثی اشاره کرد که با منطق و تجربه‌ی علمی ، هیچ گونه سازگاری ندارد از ابتدا همین قصد و عمد مورد نظر سراینده بوده است . زیرا در هر حماسه ، رویدادهای غیر طبیعی و بیرون از نظام عادت و رایج دیده میشود که تنها از رهگذر عقاید فکری و دینی عصر خود توجیه پذیر است هر ملتی ، عقاید ماورای طبیعی خود را به عنوان عاملی شگفت‌آور ، در حماسه‌ی خویش به کار می‌گیرد و بدین گونه است که در همه‌ی حماسه‌ها ، موجودات و کلیة آفریده‌های غیر طبیعی ، در ضمن حوادثی که شاعر تصویر میکند ، ظهور می‌یابند و به پیدایی می‌رسند ، شاهنامه نیز ، وجود سیمرغ و دیو سپید ، رویین تن بودن اسفندیار و عمر هزار ساله‌ی زال ...    عناصر و پدیده‌هایی هستند که همچون رشته‌هایی استوار ، زمینه و موجبات شکل گیری حماسه را بوجود می‌آورند .

منظومه های حماسی

حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و دز اصطلاح، شعری است داستانی با زمینه ی قهرمانی، قومی و ملی که حوادثی خارق العاده در آن جریان دارد. دراین نوع شعر، شاعر هیچ گاه عواطف شخصی خود را در اصل داستان وارد نمی کند و آن را طبق میل خود تغییر نمی دهد، به همین سبب در سرگذشت یا شرح قهرمانی های پهلوانانه و شخصیت های داستان خود، هرگز دخالت نمی کند و به میل خود درمورد آنها داوری نمی کند.

در این جا، شاعر با داستان هایی شفاهی و مدون سروکار دارد که در آنها شرح پهلوانی های عواطف و احساسات مختلف مردم یک روزگار و مظاهر میهن دوستی و فداکاری و جنگ با تباهی و سیاهی ها آمده است.

انواع منظومه حماسی

در ادبیات ملل، از یک دیدگاه، دو نوع منظومه ی حماسی می توان یافت.

منظومه های حماسی طبیعی و ملی

که عبارت است از نتایج افکار و علایق و عواطف یک ملت که در طی قرن ها تنها برای بیان عظمت و نبوغ آن قوم به وجود آمده است. این نوع حماسه ها سرشار از یاد جنگ ها، پهلوانی ها، جان فشانی ها و در عین حال، لبریز از آثار تمدن و مظاهر روح و فکر مردم یک کشور در قرن های معینی از دوران حیات ایشان است که معمولاً از آنها به دوره های پهلوانی تعبیر می کنیم. از این گونه منظومه های حماسی می توان حماسه کیل گمش و ایلیاد و ادیسه هومر، شاعر بزرگ یونان باستان و شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی را در ادبیات فارسی نام برد. در این دسته منظومه ها شاعر به ابداع و آفرینش توجهی ندارد بلکه داستان های مدرن کتبی یا شفاهی را با قدرت شاعرانه ی خویش نقل می کند.

منظومه های حماسی مصنوع

در این منظومه ها شاعر با داستان های پهلوانی مدون و معینی سر و کار دار ندارد بلکه خود به ابداع و ابتکار می پردازد و داستانی را به وجود می آورد. در این گونه داستان ها، شاعران آزادند با رعایت قوانینی که ناظر بر شعر حماسی است به دلخواه موضوع داستان خود را ابداع کنند و تخیل خودرا در آن دخیل سازند، از این دسته می توان ظفرنامه ی حمدالله مستوفی در زبان فارسی و "انه ادید" سروده ی ویرژیل، شاعر روم باستان را برشمرد.

ادبیات حماسی را از چشم اندازی دیگر، به حماسه های اساطیر و پهلوانی، حماسه های عرفانی و حماسه های دینی تقسیم کرده اند.

حماسه اساطیری

قدیمی ترین و اصیل ترین نوع حماسه است. این گونه حماسه مربوط به دوران ما قبل تاریخ است و بر مبنای اساطیر شکل گرفته است. مثل حماسه سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی (تا داستان فریدون). در این قسمت شاهنامه از "اوایل" سخن رفته است و مثلاً گفته شده است که اول کسی که گرمابه ساخت یا نوشتن آموخت که بوده است. قسمت هایی از ایلیاد و اودیسه رامایانا و مهابهاراتا را هم می توان جزو حماسه های اساطیری دانست. البته گاهی نمی توان ردپای قهرمان را دقیقاً در تاریخ جستجو کرد. در حماسه های پهلوانی، قهرمان معمولاً یک پهلوان مردمی است و برای او مرگ بهتر از ننگ است.

نمونه ای از حماسه سومری گیل گمش

حماسه پهلوانی

در این نوع حماسه از زندگی پهلوانان سخن رفته است. حماسه پهلوانی ممکن است جنبه اساطیری داشته باشد، مثل زندگی رستم در شاهنامه و ممکن است جنبه تاریخی داشته باشد، مثل ظفرنامه حمدالله مستوفی و شهنشاهنامه صبا که قهرمانان آنها وجود تاریخی داشته اند.

حماسه دینی یا مذهبی

قهرمان این نوع حماسه یکی از رجال مذهبی است و ساخت داستان حماسه بر مبنای اصول یکی از مذاهب است، مثل کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام (شاعر قرن نهم) خداوند نامه ملک الشعراء صبای کاشانی.

صفحه ای از خاوران نامه

برخی از محققان، برای این نوع، حماسه های اخلاقی نام گذاشته اند و مهابهاراتا و رامایانا را مثال زده اند. به نظر ما حماسه های اخلاقی همان حماسه های دینی هستند و حتی می توان به آنها حماسه فلسفی هم گفت، زیرا در آنها مسایل عمیقی تفکر بشری از قبیل مرگ و زندگی و خیر و شر مطرح شده است.

معمولاً اقوامی که دارای زندگی فعال بودند و با اقوام دیگر جنگ یاصلح داشتند، دارای حماسه پهلوانی هستند؛ مانند یونانیان و ایرانیان باستان. اما اقوامی که فعالیت های برون مرزی نداشتند و به اصطلاح در خود بودند، بیشتر حماسه های دینی و فلسفی دارند، مانند چینیان و مصریان و هندیان باستان. در ایران هم بعد از حملات خانمانسوری از قبیل حمله غزان و مغولان و تیموریان، زندگی درونی و درونگرایی بر زندگی بیرونی و برونگرایی غالب آمد و حماسه های عرفانی، جای حماسه های پهلوانی را گرفت.

حماسه های عرفانی

این نوع حماسه در ادبیات فارسی فراوان است. در این گونه ،قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطره آمیز در جاده طریقت، درنهایت به پیروزی که همانا حصول جاودانگی، از طریق فنا فی الله است، دست می یابد. مثل حماسه حلاج در تذکره الاولیا، منطق الطیر هم یک حماسه عرفانی است. منتها به شیوه تمثیلی سروده شده است. بگهوت گیتا را هم که از متون مذهبی هند محسوب می شود، گاهی حماسه عرفانی خوانده اند.

ممکن است انواع دیگری از حماسه هم وجود داشته باشند. مثلاً در ادبیات اروپایی نوعی از حماسه هست که به آن حماسه طنز و مسخره Mock Epic می گویند. این نوع حماسه بر خلاف حماسه های واقعی، از زندگی امروزین انسان مایه می گیرد و جنبه طنز و مسخره دارد. بودلر می گوید:"حماسه طنز آن است که از زندگی امروزی بشر، ابعاد حماسی را استخراج و مشخص کنیم و به خود نشان دهیم که چگونه با کراوات و پوتین های واکس زده شاعرانه زندگی می کنیم و بزرگیم." این نوع حماسه در ادبیات فارسی چندان مرسوم نیست، اما به هر حال ما هم نوعی حماسه مسخره داریم که قهرمان آن به اصطلاح یک "پهلوان پنبه" است، یا کسی است که در توهمات خود اوضاع و احوال دیگری را می بیند، مثل رمان معروف دایی جان ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد. دن کیشوت سروانتس را هم شاید بتوان از این مقوله محسوب داشت.

در اینجا توضیح این نکته ضروری است که حماسه در هر صورت، چه فلسفی باشد چه عرفانی و چه اساطیری باید همواره در بافتی از شهسواری ها و بهادری ها و خطر کردن ها ارائه شود. به عبارت دیگر دل به دریازدن ها و تن به خطر سپردن ها، مشخصه اصلی حماسه است.

ویژگی های حماسه

هر حماسه باید دارای چهار زمینه ی داستانی، قهرمانی، ملی، خرق عادت باشد.

زمینه داستانی حماسه

یکی از ویژگی های حماسه، داستانی بودن آن است بنابراین حماسه را می توان مجموعه ای از حوادث دانست. با این که در حماسه- بی هیچ تردیدی- مجموعه ای از وصف ها، خطبه ها و تصویرها وجود دارد ،اما همه ی این عناصر نسبت به داستانی بودن در مرتبه ی دوم هستند.

زمینه قهرمانی حماسه

بیشترین موضوع حماسه را اشخاص و حوادث تشکیل می دهند و وظیفه ی شاعر حماسی آن است که تصویرساز انسان هایی باشد که هم از نظر نیروی مادی ممتازند و هم از لحاظ نیروی معنوی، قهرمانان حماسه، با تمام رقتی که از نظر عاطفی و احساسی در آنها وجود دارد، قهرمانانی ملی هستند؛ مانند "رستم" در شاهنامه ی فردوسی.

زمینه حماسی ملی

حوادث قهرمانی که به منزله تاریخ خیالی یک ملت است در بستری از واقعیات جریان دارند. واقعیاتی که ویژگی های اخلاقی نظام اجتماعی، زندگی سیاسی و عقاید آن جامعه را در مسائل فکری و مذهبی در برمی گیرد. شاهنامه نیز تصویری است از جامعه ی ایرانی در جزئی ترین ویژگی های حیاتی مردم آن. در همان حال که با خواندن شاهنامه از نبردهای ایرانیان برای کسب استقلال و ملیت در برابر ملل مهاجم، آگاهی می یابیم، مراسم اجتماعی، تمدن و مظاهر و مدنیت و اخلاق ایرانیان و مذهب ایشان و حتی خوشی های پهلوانان و بحث های فلسفی و دینی آنان مطلع می شویم.

زمینه خرق عادت

از دیگر شرایط حماسه، جریان یافتن حوادثی است که با منطق و تجربه ی علمی سازگاری ندارد. در هر حماسه ای، رویدادهای غیرطبیعی و بیرون از نظام عادت دیده می شود که تنها از رهگذر عقاید دینی عصر خود، توجیه پذیر هستند. هر ملتی، عقاید ماورای طبیعی خود را به عنوان عاملی شگفت آور، در حماسه ی خویش به کار می گیرد و بدین گونه است که در همه ی حماسه ها، موجودات و آفریده های غیرطبیعی، در ضمن حوادثی که شاعر تصویر می کند، ظهور می یابند. در شاهنامه نیز وجود سیمرغ، دیو سپید، رویین تن بودن اسفندیار و عمر هزار ساله ی زال ... عناصر و پدیده هایی هستند که همچون رشته هایی استوار، زمینه تخیلی حماسه را تقویت می کنند.

Recent Posts آفریقا اضطراب اشنایی با شغل معماری اسهال چیست؟ اسم قابل شمارش و غیر قابل شمارش در زبان انگلیسی استیل کولین استاد شهریار احترام به پدر و مادر از دیدگاه قرآن احترام چیست؟ اب
My Tags اجتماعی (۳۱) مدارس (۳٠) تحقیقات ودانش (۳٠) دینی ومذهبی (۱٩) ورزشی (۱٩) تاریخی (۱۸) ادبیات (۱۸) پزشکی (۱٤) جغرافی (۱۳) انواع انرژی (۸) دانشمندان وبزرگان (۸) طرح ها و مشاغل (٧) انشا (٦) تجربی (٦) نجوم (٤) اقتصادی (٤) گروههای خبری (۳) موسیقی (٢) اب و هوا (٢) کامپیوتر (۱) کشاورزی (۱)
My Friends سیستم جامع کسب درامد از طریق وبلاگ و وبسایت اپلود عکس وفایل وب سایت کودکانه رکورد کتابهای گینس سایت کتابخانه مجازی ایران دریافت کتب درسی به صورت pdf اخرین اخبار فن اوری اطلاعات درج اگهی رایگان دیکشنری انلاین سایت پزشکی