امیر ناجی
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive More ...
      مقاله (انواع مقالات (اجتماعی.ورزشی.علمی.فرهنگی و....))
نویسنده: امیر ناجی - جمعه ۱۳٩٠/۸/٦

استاد در سال 1324 یا 1325 قمری در تبریز بدنیا آمده است. پدرش سید اسماعیل موسوی مشهور به حاج آغا، صاحب ذوق و قریحه ادبی و هنری بود. مادرش هرچند بیسواد بود، اما اکثر شعر ها و قطعات ترکی را به حافظه داشت و به فرزند می آموخت.

سید محمد حسین شهریار اولین شعری که گفته بزبان ترکی بوده است. در سال 1330 هجری شاعر از تبریز به تهران رفت و تخلص «شهریار» را هم در آنجا با فالی که دو بار از حافظ خواست بر سرش گذاشت، زیرا قبلا در تبریز (بهجت) تخلص می نمود.

 

 

 

"که چرخ سکه دولت بنام شهریاران زد"(1)

"روم به شهر خود و شهریار خود باشم"

شهریار اضافه می نماید وقتی به تهران آمد شعر هایش را یک دوستش بچاپ رسانید که در آن ملک الشعرا بهار و سعید نفیسی مقدمه نوشته بودند. با فرخی و عشقی مراوده نیک داشت، حتی عشقی شعرهایش را به او میداد که نقد و اصلاح نماید.

با صادق هدایت نیز در یک محضر بودند، وقتی هدایت بوف کورش را در آن مجلس خواند همهه از او مشمهیز شدند که چرا نویسنده ای با آن توانایی چنین داستانی می نویسد و او در آن مجلس بجواب بوف کور صادق هدایت شعر (هذیان دل) اش را خواند که مورد ستایش حاضران گردید.(2)

شهریار در باره آهنگ سازی و آواز سازش می گوید: که با تار آشنا بودم وقتی بپای شادگردی استاد صبا نشستم، بعد از چند درسی، استاد به او گفت: که تو آتشی! ساز تو انسان را می سوزاند!

ساز من از شاخهء سروی جنگلی

کوه جنگل سر ز چرخ افراشته

و کست یا نوار با ساز و آواز شهریار در لحظات آخر زندگی اش چنان پرشور و پرجذبه و پرخاطره ختم می گردد.

و اما شهریار و افغانها:

شهریار را افغانهای قلم بدست و شعر د وست و اهل هنر و فرهنگ از سالهای سی به بعد، بخصوص بعد از سالهای چهل می شناسند و مخمس مشهور او را بر غزل سعدی که برای اولین بار از طریق رادیو افغانستان در یک شب پرفیض و برکت به صدای جناب اکرم عثمان که در آن سالها دکلمتور زمزمه های شب هنگام بود شنیده اند.

داستان از آن قرار بود که شهید فضل احمد نینواز آهنگساز مشهور این مخمس را بالای شاگرد ورزیده اش حسیب دلنواز مشق و تمرین نموده بود که باید در رادیو به آواز او ثبت گردد در آن موقع آن مرحوم از هممکتبی سابق خویش اکرم عثمان میخواهد که دکلمه مصراع های شهریار را او در خلال توقف آواز «دلنواز» بخواند و همانطور هم شد آن برنامه برای 27 دقیقه در آن شب پخش شد، البته برای یکبار که تا سالها در ذهن و خاطره شنوندگان رادیو بخصوص تشنگان شعر و آواز باقی ماند.

شهید نینواز بعداً این مخمس دلپذیر و عاشقانه را برای شاگرد عزیز دگرش شهید احمد ظاهر کمپوز کوتاه کرد که تا امروز بصدای جاودانی آن جوانمرگ بگوشها میرسد.

درگذشت استاد شهریار

تولد استاد شهریار

استاد سیّد محمد حسین بهجت تبریزی، متخلّص به «شهریار»، فرزند حاج میرآقا خُشْگِنابی، در سال 1285 ش در تبریز چشم به جهان گشود. استاد شهریار خود در این باره می گوید: «تولد من تحقیقا معلوم نیست، ولی اواخر 24 یا اوائل 25 قمری است. در سال 1302 در تهران اداره آمار تشکیل شده بود که رفتیم شناسنامه گرفتیم. آن روز هم نمی شد تحقیقا سال قمری را با شمسی تطبیق کرد که 25 قمری به چه سال شمسی مطابق می شود. بعدها فهمیدیم 1285 است و من تولدم را 83 گرفتم در صورتی که 85 شمسی بود. مخصوصا دو سال بیشتر می گرفتیم که بتوانیم در انتخابات شرکت کنیم».

ایام کودکی شهریار

چون دوره کودکی شهریار مصادف با انقلاب تبریز علیه حکومت استبدادی محمدعلی شاه و طرف داری از مشروطه بود در نتیجه در شهر تبریز درگیری هایی به وقوع می پیوست. پدر استاد شهریار برای در امان ماندن جان خانواده اش فرزند خود را به همراه مادر و سایر افراد خانواده، به زادگاه خودش خشگناب فرستاد. بدین ترتیب شهریار دورخ کودکی را بیشتر در روستاهای: «شَنْگُولْ آباد»، «قِیشْ قُرشاقْ» و «خُشْگِنابْ» سپری کرد. وی تحصیلات مقدماتی را با قرائت گلستان سعدی و نِصابُ الصِبْیان در مکتب خانه روستا، یا در نزد پدر فرزانه اش شروع کرد. استاد و شهریار در این باره می گوید: «اوّلین استاد و مربی من پدرم بود. وی طلبه ای بود خیلی نورانی... که نجف هم رفته بود [و] اجتهاد داشت».

تحصیلات رسمی استاد شهریار

سید محمدحسین شهریار پس از به پایان رساندن تحصیلات مقدماتی در مکتب، دوره متوسطه را در مدارسِ «متحده» و «فیوضات» طی کرد. آن گاه در سال 1300 به تهران رفت و دنباله تحصیلات خود را در دارالفنون ادامه داد و در سال 1303 وارد مدرسه طب شد و پس از پنج سال تحصیل در رشته پزشکی، یک سال قبل از دریافت درجه دکتریِ پزشکی به جهت تألمّات روحی ویژه ای که پیدا کرده بود، به طور کلی رشته پزشکی را رها کرد. اصولاً تحصیل در این رشته با روحیّات شهریار همخوانی نداشته است. خود وی در این باره می گوید: «بعد از هر عمل جراحی که انجام می دادم، احساس ضعف می کردم و حالم به هم می خورد».

وقایع بعد از ترک تحصیل

پس از ترک تحصیل در رشته طب، به سال 1310 استاد شهریار در اداره ثبت اسناد تهران مشغول به کار شد و بعد به نیشابور و از آن جا به مشهد مقدس منتقل شد و تا سال 1314 در خراسان بود. آن گاه دوباره به تهران باز گشت و این بار در بانک کشاورزی مشغول به کار شد و در سال 1332 به زادگاهش تبریز مراجعت، و درست یک سال پس از آن ازدواج کرد که ثمره این ازدواج سه فرزند به نام های شهرزاد، مریم و هادی است. پس از آن هم بارها استاد شهریار به دعوت دوستانش به تهران آمد، امّا هرگز حاضر به اقامت دائم در این شهر نشد. سرانجام به دنبال کسالتی، از بیستم آذر 1366 در بیمارستان بستری شد. علی رغم معالجه موقت سرانجام روز شنبه 26 شهریور 1367 ش، شهریار کشور شعر و ادب به ابدیت پیوست و در روز دوشنبه 28 شهریور ماه جنازه شهریار در مقبرة الشعرای تبریز به خاک سپرده شد .

لحظه رحلت

به دنبال تشدید بیماری، وقتی استاد شهریار امید به بهبود را از دست می دهد، به دوستانش می گوید: «بیش از هشتاد سال زندگی کرده ام. آثار و اولادی دارم که آنها باقیات الصالحات من هستند... تمایل من چنین است که بعد از مرگم اگر در تهران خواستند مدفونم سازند، مرا در جوار مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم به خاک سپارند و اگر در موطنم آذربایجان خواستند دفنم کنند، یا در دامن کوه «حیدربابا» که آن قدر آن را دوست داشته ام، یا در مقبرة الشعرای تبریز در «سُرخاب» مدفونم سازند».

چند روزی بعد از این سخنان شاعر محبوب ایران اسلامی، در حالی که این ابیات از شعر «یاعلی» را زیر لب زمزمه می کردند، جان به جان آفرین سپردند :

ای جلوه جلال و جمال خدا علی

در هرچه جز خدا به جلالت جُدا علی

در تو جمالی از ابدیّت نموده اند

ای آبگینه ابدیّت نما علی

ای مظهر جمال و جلال خدا، علی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

از شهریارِ پیرِ زمین گیر دست گیر

ای دست گیرِ مردم بی دست و پا علی

تخلّص شهریار

استاد محمدحسین بهجت تبریزی در اوایل شاعری، از تخلص «بهجت» در اشعار خود استفاده می کرد. روزی به این فکر می افتد که تخلّص شعری جدیدی برگزیند. از آن جا که از دوره کودکی به حافظ شیرین سخن ارادت خاصی داشت، در این کار از او استمداد می کند. پس از اهدای حمد و سوره ای به روان خواجه شیراز، به دیوان ایشان مراجعه می کند و این مصرع در جلو چشمش نمایان می شود: «که چرخ سکه دولت به نام شهریاران زد». سیدمحمّد حسین از دیدن این مصرع ابرو در هم می کشد و خطاب به خواجه شیراز می گوید: «اگر نمی شناختمت، می گفتم مسخره ام می کنی این کلاه برای سرما بسیار گشاد است! شاعر جوانی چون من کجا و تخلّصی مثل شهریار کجا؟» آن گاه دوباره پس از تکرار حمد و سوره ای تفألی به دیوان حافظ می زند. این بار نیز این مصرع می آید: «روم به شهر خود و شهریار خود باشم». شهریار لبخندی می زند و می گوید: «لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی»! از آن تاریخ استاد محمدحسین بهجت تبریزی، تخلّص «شهریار» را برای خود برمی گزیند.

اوّلین شعرهای شهریار

استاد محمد حسین شهریار اوّلین شعر خود را در سن چهارسالگی سروده است. فرزند بزرگ وی در این باره می گوید: «پدرم اولین شعرش را در چهارسالگی سروده و آن موقعی بوده که کمک کار مادرشان رویّه (رقیّه) خانم، برای نا هار ایشان آب گوشت تهیه کرده بود، ولی پدرم چون برنج را بیشتر دوست می داشت به وی گفته بود:

روّیه باجی با شمین تاجی

اَتی آت اِیته منه وئر کَتَه

یعنی خواهر رقیّه، ای تاج سر من، گوشت را به سگ بده. برای من کَتِه درست کن».

بنا بر نقل دیگر استاد شهریار در دوره طفولیّت، پس از یک دعوای کودکانه با مادر خود، وقتی از کار خود پشیمان می شود، اوّلین شعر فارسی خود را با این مطلع می سراید:

من گنه کار شدم وای به من

مردم آزار شدم وای به من

خاطره ای از اولین شعرخوانی ه

خانم شهرزاد بهجت تبریزی، دختر استاد شهریار، می گوید: «پدرم در ضمن خاطرات کودکی اش درباره اوّلین سال های آغاز شعرسرایی خود می گفتند: روزی با بچه های محل مشغول بازی بودم بعد از مراجعت به خانه به درخت بزرگی که در وسط حیات خانه بود خیره شدم و شروع به خواندن شعر کردم؛ سخنان موزونی که نمی دانستم چگونه به مغز و زبان من می آمدند. ناگهان پدرم مرا صدا کرد. وقتی با صدای پدر به طرف او برگشتم، با حالتی تعجب آمیز پرسید: این اشعار را کجا یاد گرفتی؟ گفتم: کسی اینها را به من یاد نداده. خودم می گویم. اول باور نکرد، ولی بعد از این که مطمئن شد، در حالی که صدایش از شوق می لرزید، با صدای بلند مادرم را صدا کرد و گفت: «کوکب بیا ببین چه پسری دارم...».

اوّلین مجموعه شعر شهریار

نخستین منظومه ای که از شهریار به چاپ رسیده است مثنوی «روح پروانه» است که به دنبال آن در سال 1310 بخشی از اشعار وی با مقدمه بزرگانِ ادبِ آن روزگار، نظیر ملک الشعرای بهار و سعید نفیسی، به همت کتابخانه خیام چاپ و منتشر شد. ملک الشعرای بهار که خود شاعری زبردست بود، درباره شعر شهریار گفته است: «او نه تنها افتخار ایران، بلکه افتخار شرق است». نقل می کنند روزی در مجلسی که جمعی از شاعران و فرزانگان در آن حضور داشتند، ملک الشعرای بهار می گویند: «من از وقتی که این کتابچه شهریار را به دست آوردم، هر وقت می خواهم شعر بگویم، آن را باز می کنم و چند غزل از آن را می خوانم طبعم را تشحیذ می کنم». این در حالی بود که بیش از 23 بهار از عمر شهریار سپری نمی شد.

چاپ دیوان شهریار

کلیات اشعار شهریار در سه مجلد به چاپ رسیده است و مجموعه اشعار وی را بالغ بر پانزده هزار بیت ذکر کرده اند. استاد شهریار خود درباره چاپ کلیات اشعارشان می گویند: «بعد گرفتار شهریور 1320 شدم من اصلاً حقّ حیات نداشتم. نه اسمی از من گذاشتند، نه شعری چاپ می کردند. امّا خود شعر پا می گرفت و جلو می رفت. هرچه خواستند آن را بپوشانند ممکن نشد». چاپ مجموعه اوّل آثار شهریار در سال 1325 شروع شد، ولی مدت ها در چاپخانه ماند و سرانجام در سال 1329 منتشر شد. استاد شهریار به دوستان خود که در صدد برآمده بودند دیوان او را به چاپ برسانند، می نویسد: «اشعاری که گفته ام خوب دارد، بد هم دارد. همه اینها محتاج رسیدگی و مرور است. باید آنچه قابل و ناقابل است از یکدیگر تفکیک شود. خیلی[ها] شعر می گویند [و] چاپ می کنند [ولی] شاعر و نویسنده ای احترام خود را مرعی می دارد که برای خواننده اش احترامی قایل شود. همه چیز را نمی شود چاپ کرد».

ویژگی شعر شهریار

بیشتر اشعار شهریار به مناسبت حال و مقال سروده شده و از این روست که شاعر همه جا، حتی در بلندترین غزل های خود که با سخن استادان بزرگ شعر پارسی برابری می کند، از آوردن لغات و تعبیرات روز و اصطلاحات معمول عامیانه امساک نمی کند و تنها صبغه زمان است که شعر او را از سخنِ گویندگانِ قدیم جدا می سازد. طبع شهریار در قالب گیری بسیار قوی است. کلمات زیبا و قافیه های سنگین را با تردستی و چالاکی شکار می کند. فکر و اندیشه و مضامین نو را با مصالحی که غالبا از استادان قدیم به عاریه گرفته، کار می گذارد. شمع و شاهد و اشک و چاه و غم کار او هستند، ولی شهریار در این لباس فاخر کهنه دیگران، آزاد و مستقل است.

شعر شهریار در نگاه صاحب نظران

شهریار یکی از بزرگ ترین شاعران معاصر

سوم: در استخدام استادانه زبان و مصطلحات و تعبیرات عامیانه و زبان محاوره در شعر به ویژه در منظومه «حیدربابایه سلام»؛

چهارم: در ابداع و آفرینش آثار عاطفی بسیار عمیق مانند «ای وای مادرم» و «پیام به انیشتین» و...

حیرت بزرگان

در یکی از سفرهای استاد شهریار به تهران، به دیدن استاد جلال الدین همایی می روند. استاد همایی پس از استقبال گرمی که از شهریار می کنند از گذشته ها یاد کرده به همراهان استاد شهریار در آن مجلس می گویند: وقتی استاد شهریار این شعر «جویبار دیده» را منتشر کرد، استادان بزرگ شعر و ادبیات انگشت حیرت به دندان گرفتند؛ زیرا در آن موقع سنّشان خیلی کم بود و باور نمی شد که این شعر از شهریار جوان باشد.

عمرم به هجرِ آن مهِ نامهربان گذشت

دل پایبند اوست، مگر می توان گذشت؟

عمری گذاشتم به آه و به فغان، ولی

آخر گذشت گرچه به آه و فغان گذشت

خون می خورم چو نرگس مستش که آن حریف

سرمست ناز بود و ز من سرگران گذشت

طبعی سرشتم از تن و جان تا به این جهان

هم دل توان سپرد، هم از وی توان گذشت

از جویبار دیده مددی جوی «شهریار»

دیگر صفای چشمه طبع روان گذشت

ناشناخته ترین شاعر معاصر

مرحوم استاد مهرداد اوستا درباره شاعر بزرگ معاصر، استاد سید محمّدحسین شهریار، می گویند: «بی تردید در میان سخنوران روزگار، از طلوع شعر دری که با سلطان شاعران، رودکی سمرقندی، آغاز می شود، تاکنون کم تر شاعری به روزگار خویش به نام و آوازه ای هم چون شهریار دست یافته است.... شهریار با این که از آوازه و نامی استثنایی بهره ور است، یکی از ناشناخته ترین شاعران معاصر پارسی است... شهریار مداومتی بسیار در قرآن کریم که منشأ فیض های بی کران و کرامات بی حصر و حد است داشته و همین کتاب، که آبشخور همه حکما و عرفا بوده است و از این پس تا پایان قیامت هم خواهد بود، تازگی و جزالتی به سخن استاد داده است که وی را از اماثل و اقران ممتاز ساخته است».

 

Recent Posts آفریقا اضطراب اشنایی با شغل معماری اسهال چیست؟ اسم قابل شمارش و غیر قابل شمارش در زبان انگلیسی استیل کولین استاد شهریار احترام به پدر و مادر از دیدگاه قرآن احترام چیست؟ اب
My Tags اجتماعی (۳۱) مدارس (۳٠) تحقیقات ودانش (۳٠) دینی ومذهبی (۱٩) ورزشی (۱٩) تاریخی (۱۸) ادبیات (۱۸) پزشکی (۱٤) جغرافی (۱۳) انواع انرژی (۸) دانشمندان وبزرگان (۸) طرح ها و مشاغل (٧) انشا (٦) تجربی (٦) نجوم (٤) اقتصادی (٤) گروههای خبری (۳) موسیقی (٢) اب و هوا (٢) کامپیوتر (۱) کشاورزی (۱)
My Friends سیستم جامع کسب درامد از طریق وبلاگ و وبسایت اپلود عکس وفایل وب سایت کودکانه رکورد کتابهای گینس سایت کتابخانه مجازی ایران دریافت کتب درسی به صورت pdf اخرین اخبار فن اوری اطلاعات درج اگهی رایگان دیکشنری انلاین سایت پزشکی