امیر ناجی
Contact me
My Profile
Previous Months Home Archive More ...
      مقاله (انواع مقالات (اجتماعی.ورزشی.علمی.فرهنگی و....))
نویسنده: امیر ناجی - شنبه ۱۳٩٠/۸/٧

انوری

اوحدالدّین محمّدبن محمّد انوری معروف بهانوری ابیوردی و «حجّة‌الحق» از جملهٔ شاعران و دانشمندان ایرانی سده ۶ قمری در دوران سلجوقیان است.

انوری استاد قصیده سرای شعر پارسی و آراسته به هنرهای خوش‌نویسی و موسیقی بوده‌است. او از دانش‌های ریاضیات، فلسفه و موسیقی بهره‌ور و در دستورات اخترشناسی به زبان خود مرجع بوده‌است. وجود گواه‌ها و نشانه‌هایی در شعر انوری سخن از آگاهی او از موسیقی دارد و همین امر برخی از پژوهندگان را برانگیخته تا او را موسیقی‌دانی تحصیل کرده بدانند.[۱]

زندگی

انوری از مردم روستای بازنه (بدنه) ابیورد و پدرش از کارگزاران درباری و به گفته‌ای سرپرست میهنه بود. او برای پسر خود میراث فراوانی به جا گذاشت که انوری همه را صرف خوش‌گذرانی و عیاشی کرد و پس از مدتی از فرط تهی‌دستی، ناچار به شاعری در دربار شاهان شد.[۲]

به گفته دولتشاه سمرقندی، او در جوانی، چندی در مدرسه منصوریه توس به دانش آموختن علم‌ها پرداخت و دانش‌های عقلی و نقلی از قبیل فلسفه، اخترشناسی، موسیقی، ریاضیات، پزشکی، منطق و ادبیات عرب را فرا گرفت. در شعرهای او اشاره‌ای است که بر اثر علاقه به آثار پورسینا، عیون الحمة او را به خط خود کتابت کرده‌است.[۲]

انوری سفرهایی به موصل، بغداد، بلخ، مرو، نیشابور و فرارود کرده‌است، ولی در دوران کمال شاعری اقامت‌گاهش مرو، تختگاه سلطان سنجر سلجوقی بود. هنگامی که قطعه‌ای در هجو مردم بلخ به نام انوری منتشر شد، خشم و غوغایی در مردم بلخ برانگیخت و کار به آنجا کشید که قصد کشتنش را کردند، اما جمعی از بزرگان بلخ به شفاعت از او برخاستند و انوری جان سالم به در برد.[۲]

بیشتر، سال ۵۸۳ را سال درگذشت او می‌دانند. انوری دارای طبعی قوی بوده، در بیان معانی مشکل به صورتی روان مهارت داشت، و چیره‌دستی خود در قصیده و غزل را به اثبات رسانید. آرامگاه وی در بلخ است. [۳]

آثار

آثار ادبی

دیوان شعرهایش را کسانی چون سعید نفیسی و مدرس رضوی تصحیح و بازنگری کرده‌اند. انوری در قصیده و قطعه اعجاز می‌کند و از تلمیح گویان چیره دست است. از حیث روانی الفاظ و کلمات و ترکیب‌ها به متنبی و سید حمیری و ابوالعتاهیه شبیه‌است در زبان عرب. از لحاظ عقیدتی بسیاری چون قاضی تستری صاحب مجالس و الامین العاملی صاحب اعیان الشیعه و طهرانی مولف الذریعه و افندی و غیرهم قائل به تشیع وی هستند. از کتابهایی که درباره وی نگاشته شده‌است به مفلس کیمیا فروش شفیعی کدکنی می‌توان اشاره کرد. مدفن وی را گرچه بعضی تبریز دانسته‌اند اما به‌ظاهر گفتار درست‌تر در مورد محل دفنش، بلخ می‌باشد.

نمونه‌ای از اشعار انوری:

چه نازست آنکه اندر سر گرفتی؟

 

به یکباره دل از ما برگرفتی

ترا گفتم که با من آشتی‌کن

 

رهاکرده، رهی دیگر گرفتی

دریغ آن دوستی! با من به‌یکبار

 

شدی در جنگ و خشم از سرگرفتی

مرا در پای غم کُشتیّ و رفتی

 

هوای دیگری در سر گرفتی

 

نگر تا حلقهٔ اقبال ناممکن نجنبانی

 

سَلیما! اَبلها! لا! بلکه مرحوما و مسکینا

«سنایی» گرچه از وجه مناجاتی همی‌گوید

 

به شعری در ز حرص آنکه یابد دیدهٔ بینا

که «یارب» مر سنایی را سنایی ده تو در حکمت

 

چنان کز وی به رشک آید روان «بوعلی سینا»

و لیکن از طریق آرزو پختن خرد داند

 

که با تخت زمرد بس نیاید کوشش مینا

برو جان پدر تن در مشیت ده که دیر افتد

 

ز «یأجوج» تمنّی رخنه در سدّ «وَ لَوْ شِئْنا»

به استعداد یابد هر که از ما چیزکی یابد

 

نه اندر بَدْوِ فطرت، پیش از کان الفتی طینا

بلی از «جاهدوا» یکسر به دست توست این رشته

 

ولیک از «جاهدوا» هم برنخیزد هیچ بی «فینا»

آثار علمی

دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در پیرامون دانش انوری چنین می‌نویسد[۴]:

انوری‌ از دانشمندان‌ نامور روزگار خود به‌ شمار می‌رود و اشعارش‌، در بردارندهٔ دانش‌ها و معارف‌ آن‌ دوران‌ است‌. اشارات‌، تلمیحات‌، تصویرسازی‌ و مضمون‌آفرینی‌هایش‌، همه‌ از استادی‌ او در منطق‌، موسیقی‌، هیأت‌، ریاضی‌، علوم‌ طبیعی‌، نجوم‌ و حکمت‌ حکایت‌ دارد... انوری‌ به‌ ابن‌ سینا اعتقادی‌ تام‌ داشت... وی‌ همچنین‌ کتابی‌ در شرح‌ اشارات‌ ابن‌ سینا با عنوان‌ البشارات‌ فی‌ شرح‌ الاشارات‌ تألیف‌ کرده‌ بود...

کتابی‌ در حکمت‌ یا نجوم نیز توسط انوری نوشته شده‌است که به‌ شاه‌ قطب‌الدین‌، صاحب‌ موصل‌، تقدیم‌ کرده بود. به گمان شفیعی‌ کدکنی این کتاب‌، احتمالاً همان‌ کتاب‌ مفید است‌ که‌ دولتشاه‌ سمرقندی بدان‌ اشاره‌ کرده‌است.[۵]

اَنْوَری‌، اوحدالدین‌ محمد بن‌ محمد، از شاعران‌ بزرگ‌ ایران‌ در سدة 6ق‌/12م‌.

او در قریة بادنه‌ از توابع‌ خاوران‌ (فصیح‌، 267)، یا بدنه‌ از توابع‌ ابیورد (دولتشاه‌، 67) به‌ دنیا آمد. پدرش‌ از صاحب‌ منصبان‌ آن‌ روزگار به‌ شمار مى‌رفت‌، از این‌رو، امکان‌ دانش‌اندوزی‌ برای‌ وی‌ به‌ خوبى‌ فراهم‌ بود. او در مدرسة منصوریة طوس‌ علوم‌ عقلى‌ و نقلى‌ را آموخت‌ (عوفى‌، جوامع‌...، 2/478؛ دولتشاه‌، همانجا)، چندان‌ که‌ خود در قطعه‌ای‌ (2/686 -687) اشاره‌ مى‌کند، در علوم‌ گوناگون‌ به‌ کمال‌ رسید. افزون‌ بر آن‌ در حکمت‌، فلسفه‌ و ریاضیات‌ نیز سرآمد دوران‌ شد (عوفى‌، همانجا؛ صفا، تاریخ‌...، 2/657). تاریخ‌ وفات‌ انوری‌ همچون‌ سالزادش‌ به‌ درستى‌ دانسته‌ نیست‌، اما مى‌توان‌ گفت‌ که‌ او در ربع‌ اول‌ سدة 6 ق‌ متولد شد و در اواخر همین‌ سده‌ درگذشت‌ (شفیعى‌، 29). مدرس‌ رضوی‌ در مقدمة دیوان‌ انوری‌ (1/83) به‌ تخمین‌ مرگ‌ شاعر را میان‌ سالهای‌ 552 تا 559 ق‌ دانسته‌ است‌؛ حال‌ آنکه‌ صفا در گنج‌ سخن‌ (1/377) سال‌ 583 ق‌ را صحیح‌ مى‌داند. وی‌ در بلخ‌ وفات‌ یافت‌ و در مقبرة سلطان‌ احمد خضرویه‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (دولتشاه‌، 69؛ بختاورخان‌، 529؛ معصوم‌ علیشاه‌، 2/594)؛ اما برخى‌ برآنند که‌ او در مقبرة الشعرای‌ تبریز و کنار آرامگاه‌ خاقانى‌ و ظهیر فاریابى‌ مدفون‌ است‌ (حمدالله‌، نزهة...، 89؛ فصیح‌، 267- 268).

دربارة مذهب‌ انوری‌ اختلاف‌نظرهایى‌ وجود دارد. شوشتری‌ (2/623) او را شیعة اثناعشری‌ مى‌داند، اما با توجه‌ به‌ اشعار و محیط زندگانى‌ وی‌ مى‌توان‌ گفت‌ که‌ به‌ تسنن‌ گرایش‌ داشته‌ است‌. او در اشعار خود خلفای‌ راشدین‌ را ستوده‌، و به‌ پیامبر(ص‌) و على‌(ع‌) نیز مهر ورزیده‌ است‌ (مدرس‌ رضوی‌، 1/116-117؛ شهیدی‌، «کز - ل‌»).

به‌ گفتة تذکره‌نویسان‌، انوری‌ پس‌ از مشاهدة شکوه‌ و جلال‌ شاعری‌ که‌ از نزدیکى‌ محل‌ تحصیل‌ یا تدریس‌ او مى‌گذشت‌، بر آن‌ شد تا با سرودن‌ قصیده‌ای‌ (نک: 1/135) به‌ دربار سلطان‌ سنجر راه‌ یابد. بدین‌سان‌، او 30 سال‌ در خدمت‌ سلطان‌ بود (نک: دولتشاه‌، 67؛ راوندی‌، 196؛ رازی‌، 2/26-27؛ آذر، 55).

واقعة قران‌ کواکب‌ را مهم‌ترین‌ رویداد زندگى‌ انوری‌ دانسته‌اند. چه‌، شاعر به‌ شیوة منجمان‌، در 29 جمادی‌الا¸خر 582 اقتران‌ کواکب‌ را در برج‌ میزان‌ پیش‌بینى‌ کرده‌ بود. انوری‌ مى‌پنداشت‌ که‌ در آن‌ روز انقلابى‌ عظیم‌ در عالم‌ پدید خواهد آمد، اما هیچ‌ اتفاقى‌ نیفتاد. این‌ امر سبب‌ سرشکستگى‌ انوری‌ شد و شاعران‌ زبان‌ به‌ طعن‌ او گشودند (نک: رازی‌، 2/27؛ اوحدی‌، 93؛ آذر، 55 -56؛ حمدالله‌، تاریخ‌...، 464؛ خواندمیر، 2/532). انوری‌ در پاسخ‌ به‌ اعتراض‌ سلطان‌ سنجر، ظهور تدریجى‌ آثار قرانات‌ را عذر آورد (دولتشاه‌، 68) و حکما بعدها در تأویل‌ این‌ پیش‌بینى‌ از تولد چنگیز در شب‌ موعود سخن‌ گفتند و زیر و زبر شدن‌ عالم‌ را با ویرانى‌ خراسان‌ در اثر حملة چنگیز تطبیق‌ کردند (آذر، 56؛ احمدعلى‌، 89).

پایگاه‌ علمى‌ و ادبى‌: انوری‌ از دانشمندان‌ نامور روزگار خود به‌ شمار مى‌رود و اشعارش‌، در بردارندة دانشها و معارف‌ آن‌ دوران‌ است‌. اشارات‌، تلمیحات‌، تصویرسازی‌ و مضمون‌آفرینیهایش‌، همه‌ از استادی‌ او در منطق‌، موسیقى‌، هیأت‌، ریاضى‌، علوم‌ طبیعى‌، نجوم‌ و حکمت‌ حکایت‌ دارد (انوری‌، 2/686، 687). منابع‌ و مآخذ نیز مؤید ادعاهای‌ شاعر در دانش‌ و حکمت‌ اوست‌؛ چنانکه‌ عوفى‌ در لباب‌ - الالباب‌ (ص‌ 125) پایگاه‌ والای‌ علمى‌ او را مى‌ستاید.

انوری‌ به‌ ابن‌ سینا اعتقادی‌ تام‌ داشت‌ و گفته‌اند که‌ برخى‌ از آثار او را به‌ خط خود نوشته‌ بوده‌ است‌ (صفا، تاریخ‌، 2/657). وی‌ همچنین‌ کتابى‌ در شرح‌ اشارات‌ ابن‌ سینا با عنوان‌ البشارات‌ فى‌ شرح‌ الاشارات‌ تألیف‌ کرده‌ بود (مدرس‌، 1/197). انوری‌ ظاهراً کتابى‌ در حکمت‌ یا نجوم‌ نگاشته‌، و به‌ شاه‌ قطب‌الدین‌، صاحب‌ موصل‌، تقدیم‌ کرده‌ بود که‌ به‌ گمان‌ شفیعى‌ کدکنى‌ (ص‌ 24)، گویا همان‌ کتاب‌ مفید است‌ که‌ دولتشاه‌ سمرقندی‌ (همانجا) بدان‌ اشاره‌ دارد.

حاصل‌ تلاش‌ انوری‌ در عرصة شعر و ادب‌، دیوانى‌ مشتمل‌ بر قصاید، قطعات‌، غزلیات‌ و رباعیات‌ است‌ که‌ حدود 700 ،14بیت‌ دارد (نفیسى‌، 82). در این‌ مجموعه‌ که‌ مى‌توان‌ به‌ تناقض‌ درونى‌ سراینده‌اش‌ پى‌برد، هم‌ از زهد و هم‌ از حرص‌ سخن‌ رفته‌ است‌؛ گاه‌ صحبت‌ از خردگرایى‌ است‌ و گاه‌ خرد ستیزی‌؛ هم‌ مباهات‌ به‌ شعر و هم‌ نفرت‌ از آن‌ وجود دارد (نک: شفیعى‌، 112-113). انوری‌ انواع‌ معانى‌ و مضامین‌، از مدح‌ و هجو گرفته‌ تا وعظ، تمثیل‌ و نقدهای‌ اجتماعى‌ را به‌ نیکى‌ سروده‌ است‌ (صفا، همان‌، 2/668). وی‌ پیش‌ از سعدی‌ غزل‌ را به‌ کمال‌ و لطف‌ نزدیک‌ کرد و نخستین‌ شاعری‌ بود که‌ غزل‌سرایى‌ در دیوان‌ او رونق‌ گرفت‌ (محجوب‌، 581 -582). انوری‌ در عین‌ دلبستگى‌ به‌ شعر، حکمت‌ را از آن‌ برتر مى‌شمارد و شاعری‌ را دون‌ شأن‌ خود مى‌داند (نک: دولتشاه‌ 67). در واقع‌، او با آنکه‌ چون‌ افلاطون‌، شاعر است‌، اما افلاطون‌وار شاعران‌ را از مدینة فاضلة خود مى‌راند.

در زمینة خاستگاه‌ شعر، نظریة او به‌ آراء طرفداران‌ِ دیدگاههای‌ روان‌شناختى‌ مى‌ماند؛ دیدگاههایى‌ که‌ بر طبق‌ آن‌ خاستگاه‌ هنر، غریزه‌ای‌ هنر آفرین‌ است‌ (نک: دادبه‌، 52 - 58). انوری‌ برای‌ تبیین‌ خاستگاه‌ شعر، نخست‌ به‌ طبقه‌بندی‌ آن‌ مى‌پردازد، سپس‌ مدح‌، هجو و غزل‌ را به‌ ترتیب‌ْ محصول‌ طبیعى‌ حرص‌، خشم‌ و شهوت‌ مى‌داند (شفیعى‌، 127). وی‌ بى‌آنکه‌ از «شعر حق‌» سخنى‌ به‌ میان‌ آورد، ویژگیهای‌ «شعرهای‌ باطل‌» را بر مى‌شمارد و مدایح‌ را جزو آن‌ مى‌داند. بدین‌سان‌، شاعر با دید ارزش‌شناسانه‌ به‌ چیستى‌ شعر اشاره‌ دارد. او به‌ لحاظ جنبه‌های‌ صوری‌ شعر، ملاک‌ کمال‌ این‌ هنر را در اعتدال‌ تلفیق‌ لفظ و معنا مى‌جوید (همو، 129). وی‌ همچنین‌ ملاک‌ زیبایى‌ شعر را در عذوبت‌ و متانت‌ مى‌داند (صفا، همان‌، 2/471). انوری‌ با نفى‌ اخذ، اقتباس‌ و انتحال‌، بر ابتکار در هنر شاعری‌ تأکید مى‌ورزد و به‌ تعریض‌ مى‌گوید: برخلاف‌ «اکابر گردن‌کشان‌ نظم‌»، خون‌ دیوانى‌ به‌ گردن‌ او نیست‌ و اشعارش‌ همگى‌ حاصل‌ اندیشة خود اوست‌ (1/85).

سبک‌: سبک‌ انوری‌ در شاعری‌، واسطة سبک‌ خراسانى‌ و سبک‌ عراقى‌ است‌. بدین‌ معنا که‌ انوری‌ با تکمیل‌ سبک‌ شاعری‌ ابوالفرج‌ رونى‌، راه‌ را برای‌ ظهور سبک‌ عراقى‌ هموار ساخت‌ (محجوب‌، 568). طریقة انوری‌، دنبالة همان‌ روشى‌ است‌ که‌ ابوالفرج‌ در اواخر قرن‌ 5ق‌ ابداع‌ کرد و در سدة بعد پیروانى‌ یافت‌ و به‌ کمال‌ رسید (صفا، همانجا). عوفى‌ ( لباب‌، 319) به‌ تتبع‌ انوری‌ در دیوان‌ ابوالفرج‌ تصریح‌ مى‌کند. چنانکه‌ قصاید انوری‌ - که‌ غالباً بدون‌ مقدمه‌ و با مدح‌ ممدوح‌ آغاز مى‌شود - متأثر از شیوة ابوالفرج‌ است‌ (صفا، همان‌، 2/471- 472). مدرس‌ رضوی‌ نیز به‌ تأثیرپذیری‌ انوری‌ از ابوالفرج‌ اشاره‌ دارد (1/100-104).

بحث‌ در سبک‌ انوری‌ را مى‌توان‌ در 3 حوزة زبان‌، صورخیال‌ و خلق‌ مضمون‌ دنبال‌ کرد: پیوند زبان‌ محاوره‌ با زبان‌ شیوای‌ شعر و ادب‌، به‌ ویژه‌ در غزل‌، مهم‌ترین‌ خصیصة سبک‌ انوری‌ است‌. این‌ سبک‌ پس‌ از یک‌ سده‌ سیر تکاملى‌، به‌ بهترین‌ صورت‌ بر زبان‌ سعدی‌ جلوه‌ کرد (فروزانفر، 333-334). شفیعى‌ کدکنى‌ نحو زبان‌ انوری‌ را از طبیعى‌ترین‌ نحوهای‌ زبان‌ فارسى‌ و پیراسته‌ از هرگونه‌ حشو و زواید مى‌داند که‌ هم‌ در حوزة رسمى‌ و تشریفاتى‌، یعنى‌ قصاید شاعر خود را نشان‌ مى‌دهد و هم‌ در حوزة طبیعى‌ و صمیمى‌ محاوره‌، یعنى‌ قطعه‌ها و غزلها آشکار مى‌شود (ص‌ 67- 68). از ویژگیهای‌ مهم‌ سبک‌ انوری‌، آفریدن‌ استعارات‌ و تشبیهات‌ نو، و از پرتو آنها پروراندن‌ معانى‌ نغز و مرغوب‌ است‌ (شبلى‌ نعمانى‌، 1/217). تصویرسازی‌ انوری‌، غیر از حکایت‌ فشردگى‌ (= اجتماع‌ تصاویر) از دو بابت‌ تازگى‌ دارد: شاعر عناصر صور خیال‌ را از پیشینیان‌ وام‌ مى‌گیرد و آن‌ را در جامه‌ای‌ نو عرضه‌ مى‌کند و در این‌ کار معمولاً از حسن‌ تعلیل‌ مدد مى‌جوید. او همچنین‌ در عرضة تصویرهای‌ تازة خود، از علوم‌ رایج‌ عصر بهره‌ مى‌گیرد که‌ البته‌ از این‌ بابت‌ هم‌ ابوالفرج‌، پیشرو، و انوری‌ کمال‌ بخش‌ آن‌ است‌. از این‌رو، فهم‌ شعر انوری‌ با دانستن‌ علوم‌ و معارف‌ مورد استفادة او پیوندی‌ جدی‌ دارد (شفیعى‌، 43، 59 -63).

استفاده‌ از کنایات‌ و امثال‌، از ویژگیهای‌ دیگر سبک‌ انوری‌ است‌؛ چنانکه‌ بسیاری‌ از سخنان‌ او به‌ صورت‌ ضرب‌المثل‌ در آمده‌اند که‌ البته‌ معلول‌ ساختار طبیعى‌ زبان‌ شاعر است‌ (همو، 72، 73، 77). مضمون‌ آفرینى‌ و استخراج‌ معانى‌ تازه‌ از لابه‌لای‌ آیات‌، روایات‌، تلمیحات‌ و حتى‌ مطالب‌ عادی‌ از مشخصات‌ بارز سبک‌ انوری‌ است‌ که‌ همان‌ شیوة متنبى‌ (شاعر معروف‌ عرب‌) را در اذهان‌ تداعى‌ مى‌سازد (شمیسا، 120).

از دیدگاه‌ نقد قدیم‌، انوری‌ در کنار فردوسى‌ و نظامى‌ یکى‌ از 3 پیامبر شعر فارسى‌ به‌ شمار مى‌رود. بر این‌ اساس‌ هر یک‌ از تذکره‌نویسان‌ او را به‌ زبانى‌ ستوده‌اند و به‌ خصیصه‌ای‌ از خصایص‌ هنر او انگشت‌ نهاده‌اند، چندان‌ که‌ عوفى‌ ( لباب‌، 339) از مصنوع‌ و مطبوع‌ بودن‌ قصاید او، دولتشاه‌ سمرقندی‌ (ص‌ 67) از جامعیت‌ او، و جامى‌ (ص‌ 98) از «حسن‌ شعر و لطف‌ نظم‌» او سخن‌ رانده‌اند. همچنین‌ آذر بیگدلى‌ (ص‌ 55) به‌ بى‌مانندی‌ او از عهد آل‌ سامان‌ تا روزگار نویسنده‌، قزوینى‌ (ص‌ 361) به‌ همانندی‌ او با ابوالعتاهیه‌ (ه م‌) در لطف‌ سخن‌، و مجد همگر به‌ برتری‌ او بر ظهیر فاریابى‌ اشاره‌ کرده‌اند (نک: حمدالله‌، تاریخ‌، 749-751؛ شوشتری‌، 2/624 - 625). شاعر خود نیز در مقام‌ ناقد خویش‌، قریحه‌، زبان‌، اندیشه‌، ذکا و طبع‌ خود را مى‌ستاید و ضمن‌ مقایسة خود با شاعران‌ بزرگى‌ چون‌ سنایى‌ و ادیب‌ صابر، از ساحری‌ خود در هنر شاعری‌ سخن‌ مى‌گوید (2/674، 687).

از دیدگاه‌ نقد جدید و پس‌ از دگرگونى‌ معیارهای‌ نقد، این‌ نظریه‌ که‌ انوری‌ یکى‌ از 3 یا 5 شاعر بزرگ‌ ادب‌ فارسى‌ است‌، مردود اعلام‌ شد. ناقدان‌، غالباً، بر رد همپایگى‌ او با فردوسى‌ و سعدی‌ انگشت‌ نهادند و صدور چنین‌ حکمى‌ را عین‌ بى‌انصافى‌ شمردند (شبلى‌ نعمانى‌، 1/217؛ بهار، 1/667) و هرچند آنان‌، رساندن‌ «ممدوح‌ به‌ مرتبة خدایى‌، خواهش‌ به‌ درجة گدایى‌ و بدگویى‌ به‌ مرحلة فحاشى‌» (نک: حمیدی‌، 393) را ناپسند دانستند، اما هرگز در پاکى‌، سادگى‌ و روشنى‌ زبان‌ انوری‌ و خالى‌ بودن‌ آن‌ از هرگونه‌ حشو و زواید تردید نکردند (همو، 391، 393). تسلط او در مدیحه‌سرایى‌ و دست‌ یافتن‌ به‌ معانى‌ و الفاظ تا بدانجاست‌ که‌ به‌ ندرت‌ واژه‌ای‌ نابجا در قصاید او یافت‌ مى‌شود و شاعر در اغلب‌ قصاید مدحى‌ خود، بلاغتى‌ نوآیین‌ عرضه‌ مى‌کند (شفیعى‌، 44، 49).

بیشتر ناقدان‌ معاصر بر اینکه‌ انوری‌ از سرآمدان‌ روزگار خویش‌ و از ستونهای‌ استوار شعر پارسى‌ است‌ و نیز یدبیضایى‌ در پروردن‌ انواع‌ معانى‌ و مضامین‌ دارد، تصریح‌ کرده‌اند (نک: صفا، تاریخ‌، 2/688). به‌ عقیدة آنان‌ انوری‌ در طنز، به‌ معنى‌ تصویرِ هنری‌ِ اجتماع‌ِ نقیضین‌؛ در هجو، به‌ معنى‌ تأکید بر زشتیهای‌ یک‌ چیز؛ و در هزل‌، به‌ معنى‌ نزدیک‌ شدن‌ هنجارِ گفتار به‌ اموری‌ که‌ بر طبق‌ قراردادهای‌ رسمى‌ یک‌ جامعه‌ حرام‌ (= تابو) به‌ شمار مى‌آید، استاد مسلم‌ است‌ (شفیعى‌، 51 -52).

 

عقل را با تو قبا تنگ آمدست

پایم از عشق تو در سنگ آمدست

از دل به سر زبان رسیدست

نتوان گله‌ی تو کرد اگرچه

که همه ساله با جفا یارست

حسن را از وفا چه آزارست

با گردش روزگار یارست

معشوقه به رنگ روزگارست

ز وصل تو نصیبم انتظارست

ز عشق تو نهانم آشکارست

عشق تو ز عالم اختیارست

ای یار مرا غم تو یارست

زو عقل به درد و جان فکارست

یارب چه بلا که عشق یارست

هر نظر از چشم تو سحر حلالی دیگرست

هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست

امید الحق نشیبی بی‌فرازست

امید وصل تو کاری درازست

عشق تو به این و آن دریغست

مهرت به دل و به جان دریغست

دوزخ اندر عاشقی جایی خوشست

ای برادر عشق سودایی خوشست

تا چه شود عاقبت که کار در آنست

کار دل از آرزوی دوست به جانست

رنج تو از راحت جان خوشترست

عشق تو از ملک جهان خوشترست

وصل تو بقای جاودانست

عشق تو قضای آسمانست

از همه خلق او مسلمانست

هرکه چون من به کفرش ایمانست

به هر مژگان هزاران قطره خونست

مرا دانی که بی‌تو حال چونست

بنامیزد نه رویست آن که ماهست

جمالت بر سر خوبی کلاهست

دیده را دیدار تو سرمایه‌ایست

عشق تو دل را نکو پیرایه‌ایست

دستخوش آفت زمانه‌ست

هرکس که غم ترا فسانه‌ست

 

 

Recent Posts آفریقا اضطراب اشنایی با شغل معماری اسهال چیست؟ اسم قابل شمارش و غیر قابل شمارش در زبان انگلیسی استیل کولین استاد شهریار احترام به پدر و مادر از دیدگاه قرآن احترام چیست؟ اب
My Tags اجتماعی (۳۱) مدارس (۳٠) تحقیقات ودانش (۳٠) دینی ومذهبی (۱٩) ورزشی (۱٩) تاریخی (۱۸) ادبیات (۱۸) پزشکی (۱٤) جغرافی (۱۳) انواع انرژی (۸) دانشمندان وبزرگان (۸) طرح ها و مشاغل (٧) انشا (٦) تجربی (٦) نجوم (٤) اقتصادی (٤) گروههای خبری (۳) موسیقی (٢) اب و هوا (٢) کامپیوتر (۱) کشاورزی (۱)
My Friends سیستم جامع کسب درامد از طریق وبلاگ و وبسایت اپلود عکس وفایل وب سایت کودکانه رکورد کتابهای گینس سایت کتابخانه مجازی ایران دریافت کتب درسی به صورت pdf اخرین اخبار فن اوری اطلاعات درج اگهی رایگان دیکشنری انلاین سایت پزشکی