تدبر در آیات الهی

  جعفری نیا، مفسر قرآن کریم از راهکارهای مهم برای ارتقاء معرفت دینی در سطح جامعه را توجه ویژه به مفاهیم و معانی این کتاب آسمانی اعلام کرد و گفت: در مباحث قرآنی، باید معانی آیات به دقت مطرح و مورد بررسی قرار گیرند تا ذهن مخاطبان به خوبی با این مفاهیم و آموزه‌ها عجین شده، نتایج آن در زندگی روزمره بروز و ظهور داشته باشد.

   یعقوب جعفری نیا نویسنده و مفسر قرآن کریم اظهار داشت : اولین قدم برای ارتقاء معرفت قرآنی احساس نیاز است، در واقع انسان باید به این مرحله دست یابد که نیازمند چنین شناخت و معرفتی است .

وی با بیان اینکه این احساس نیاز قدم بسیار مهم و کارسازی است ، یادآور شد: در این مرحله این احساس انسان را وادار می کند به آن چیزی که می خواهد دست یابد .

جعفری نیا گفت: تدبر در آیات قرآنی و تأمل در آن بسیار مهم است . البته نباید انسان تنها به خواندن تفاسیر کفایت کند و در آن زندانی شود بلکه خود نیز باید در آیات الهی تدبر و تفکر کند .

وی با بیان اینکه تدبر یعنی اینکه انسان آیه را ملاک قرار داده و به نتایجی که می خواهد دست یابد، تصریح کرد: این امر خیر و برکت و نورانیت برای کسانیکه ایمان و اعتقاد قلبی دارند، به دنبال خواهد داشت .

این مفسر و نویسنده قرآن با تأکید بر این نکته که قرآن شفا و رحمت برای مؤمنان است و برای ظالمان جز ضرر نیست، افزود: البته نباید در تدبر قرآنی انسان مبتلا به تفسیر به رأی شود . زیرا تفسیر به رأی و تدبر در قرآن فاصله ظریفی دارند و کم توجهی به این مسئله گمراهی انسان را موجب خواهد شد .

وی در ادامه گفت: برخی از گروههای فکری مذاهب به دلیل افتادن در ورطه تفسیر به رأی سوء استفاده‌های بسیاری کرده و قرآن را آنگونه که خود خواسته اند تعبیر و تفسیر کرده اند .

جعفری نیا یادآور شد: آموزه های قرآنی مربوط به معرفت عقلی و اعتقادات انسان است . دریافت و کسب اعتقادات صحیح باعث می شود انسان به آنها نیز عمل کرده و این آموزه ها در زندگی وی نهادینه خواهد شد، چنین رخدادی مقدمه ای برای ایمان به قرآن و عمل به آن است .

وی تصریح کرد: آیات مربوط به احکام چون نماز، روزه و طهارت را انسان نمی تواند مستقیما مورد استفاده قرار دهد، بلکه افراد متخصص باید این آموزه ها را از آیات قرآن استخراج کرده و سپس حکم می دهند تا مورد استفاده دیگران قرار گیرند که در این امر باید به سخن مراجع تقلید رجوع کنیم

از آیات قرآن چنین برمی‌آید که تدبر یک فرآیند قلبی و کلید و رمز بازگشایی قلب‌هاست. تدبر به موارد دیداری همچون تفکر، و مطالب شنیداری همچون تعقل و تفقه اختصاص ندارد بلکه جامع‌نگری است و استفاده از تمام محسوسات و ابزار شناخت را قبل و بعد از عمل شامل می‌شود.

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، پیش از این هفت قسمت از مصاحبه با «حسن رهبری» کارشناس ارشد مدیریت دولتی و از محققان علوم قرآنی درباره بررسی مفهوم تدبر در قرآن را مطالعه کردید. وی در نخستین بخش از مصاحبه خود با بررسی مفهوم تدبر در بین آرای مفسران به این نتیجه رسید که مفسران و نویسندگان علوم قرآنی در معنا و مفهوم تدبر در قرآن، زیاد و زیبا نوشته‌اند؛ اما از وادی تعریف لغوی چندان پا فراتر ننهاده‌اند.

 

رهبری، منابع شناخت قرآن را حس، عقل، قلب، طبیعت و تاریخ دانست و به بررسی و تبیین حس پرداخت و گفت: حس، عقل و قلب اساسی‌ترین ابزار شناخت در انسان است و برخی از دانشمندان، طبیعت و تاریخ را هم با هویت استقلالی نگریسته و آن دو را نیز جزو ابزار شناخت مطرح کرده‌اند. واژه «تفکر» در قرآن در موارد اندیشه در محسوسات دیداری، طبیعت و آفرینش قابل مشاهده (تصور بدیهیات)؛ اندیشه در قوانین قابل مشاهده در طبیعت و فطرت انسان و حیوان (تصدیق بدیهیات) و سیر از جزء به کل (عقل عملی) افاده معنی می‌کند.

وی در بخشی از مصاحبه خود اظهار کرد: آن‌چه از قرآن کریم برداشت می‌شود این است که حوزه عمل «تفکر» و «تعقل» با وجه تمایزی که دارند، تا کرانه عقل است؛ اما حوزه عمل «تفقه»، فراتر از عقل یعنی قلب است. شواهد قرآنی، کاملا نشان می‌دهد که مواد اولیه تفقه، مطالب شنیداری است و آن‌گاه که در فرایند تعقل، با ملاطی از ایمان آمیخته شد، دلنشینی را بر می‌گزیند.

وی در مصاحبه ششم خود گفت: «تفکر»، «تعقل»، «تفقه» و «تدبر»، هر کدام منازلی هستند که ادراکات ما را از جهان هستی پردازش کرده و همچون جواهری آراسته به رنگ ایمان به صندوقچه دل می‌سپارند تا در آن‌جا ذخیره شود و «ذکر» به مثابه نیروی حفاظتی است که از این جواهرها حراست و پاسداری می‌کند. ذکر در انسان دقیقا نقش حفاظتی را ایفا می‌کند و مداومت جدی بر آن، انسان را تا دایره عصمت، هدایت و ارشاد می‌‌کند. در قرآن نیز چنین مفهومی از ذکر و تذکر نمایان است که در شواهدی از آن را مطرح کرده بود.

وی در مصاحبه قبلی اظهار کرد: از مجموعه‌ آیات قرآن چنین بر می‌آید که همه مراحل تفکر، تعقل، تفقه و تدبر زمانی به سلامت، امنیت، ثبات و اطمینان در وجود انسانی رسیده و او را به سوی رشد و تعالی هدایت می‌کند که قوه تذکر همواره در دل انسان زنده و بیدار باشد.

رهبری در مصاحبه قبلی خود اذعان کرده بود: «تفکر»، «تعقل»، «تفقه» و «تدبر»، هر کدام منازلی هستند که ادراکات ما را از جهان هستی پردازش کرده و همچون جواهری آراسته به رنگ ایمان به صندوقچه دل می‌سپارند تا در آن‌جا ذخیره شود و «ذکر» به مثابه نیروی حفاظتی است که از این جواهرها حراست و پاسداری می‌کند. ذکر در انسان دقیقا نقش حفاظتی را ایفا می‌کند و مداومت جدی بر آن، انسان را تا دایره عصمت، هدایت و ارشاد می‌‌کند. در قرآن نیز چنین مفهومی از ذکر و تذکر نمایان است که شواهدی از آن را مطرح کرد.

قسمت قبلی مصاحبه را این‌جا بخوانید

اکنون قسمت هشتم این گفت‌وگو از خاطرتان می‌گذرد.

وی در بیان دیگر شواهد بر مدعای خویش گفت: شواهد دیگری از آیات قرآنی را در این مورد مرور می‌‌کنیم: «وَ لِباسُ التَّقوی ذلِکَ خیر، یعنی: لباس تقوا و پرهیزکاری بهتر است.»، «لَیسَ البِرَّ اَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُم قِبَلَ المَشرِقِ وَ المَغرِبِ وَ لکِنَّ البِرَّ مَن آمَنَ بِاللهِ وَ الیَومِ الاخِرِ وَ الملائِکَةِ وَ الکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی المالَ عَلی حُبِّهِ ذَوِی القُربی وَ الیَتامی وَ المَساکینَ وَ ابنَ السَبیلِ وَ السّآئِلینَ وَ فی الرِّقابِ وَ اَقامَ الصَّلوةَ وَ آتَی الزَّکوةَ وَ المُوفُونَ بِعَهدِهِم اِذا عاهَدُوا وَ الصّابِرینَ فِی‌البَأساءِ وَ الضَّرّاءِ وَ حینَ البأسِ اُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ اُولئِکَ هُمُ المُتَّقُونَ، یعنی: نیکی، این نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکو کسی است که به خدا و روز رستاخیر و فرشتگان و کتاب و پیامبر ایمان آورده و مال را با همه علاقه‌ای که به آن دارد،‌ به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند؛ نماز را بر پا‌می‌دارد و زکات را می‌پردازد و کسانی که به عهده خود به هنگامی که عهد بستند وفا می‌کنند و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند، اینان راست‌گویانند و پرهیزگارانند.»

نویسنده کتاب «مسجد، نهاد عبادت و ستاد ولایت» اذعان کرد: خداوند همچنین در قرآن می‌فرماید: «ذلِکَ الکِتابُ لا رِیبَ فیهِ هُدیً لِلمُتَّقینَ. الَّذینَ یُؤمِنوُنَ بِالغَیبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقُونَ وَ الَّذینَ یُؤمِنوُنَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ وَ ما اُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَ بِالاخِرةِ هُم یُؤقِنُونَ، یعنی: آن (قرآن) کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت تقوا‌پیشگان است. (تقوا پیشگان) آنانند که به غیب ایمان می‌آورند و نماز را بر پا می‌دارند و از نعمت‌هایی که به آنان داده‌ایم، انفاق می‌کنند. همچنین آنانند که به آن‌چه بر تو نازل شده و آن‌چه پیش از تو نازل گردیده‌، ایمان می‌آورند و به رستاخیز یقین دارند.»

این محقق علوم قرآنی اظهار کرد: تقواپیشگان، همواره در اندیشه مرغوبیت کالا و بهبود مستمر آن هستند. آنان از تولید کالای نامرغوب جدا پرهیز دارند و هیچ‌گاه تولیدات و اعمال خود را بهترین اعمال نمی‌دانند و بر آن نمی‌بالند، بلکه برای خداپسندتر کردن اعمال خود، آن‌ها را در معرض نقد و تذکر و بازنگری قرار می‌دهند تا به درجات بالای تقوا برسند آن‌گونه که خدا فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِه، یعنی: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن‌گونه که حق تقوا و پرهیزگاری است از خدا بپرهیزید.»

نویسنده کتاب «اسلام و ساماندهی جمعیت» در ادامه سخنانش در نتیجه‌گیری از بحث خود اظهار کرد: با توجه به تعریف و توضیحی که با استفاده از آیات قرآنی در ابتدای این سخنان داشتیم، نکات زیر جلب نظر می‌کند: تدبر یک فرآیند قلبی است: «أفلا یتدبّرونَ القرآن أم علی قلوب أقفالها.»، تدبر، کلید و رمز بازگشایی قلب‌هاست: «ام علی قلوب اقفالها»، تدبر، اختصاصی به موارد دیداری همچون تفکر و اختصاصی به مطالب شنیداری همچون تعقل و تفقه ندارد، بلکه جامع‌نگری است و استفاده از تمام محسوسات و ابزار شناخت را قبل از عمل و بعد از عمل شامل می‌شود: «اوُلئکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللهُ فَاَصَمَّهُمْ وَ‌ اَعمی اَبصارَهُمْ.» و «اًفَلا یَتَدَبَّروُنَ القرآنَ». و «لَِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ»

وی افزود: تدبر، آسیب‌شناسی را به دنبال دارد: «لِیَتَذَکَّرَ اُولُوا الاَلبابِ.»، تدبر، می‌فهماند که قرآن از منبع واحدی صادر شده است؛ هدف واحدی را تعقیب می‌کند و اختلافی در سرتاسر آن دیده نمی‌شود: «افلا یتدبّرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً»، تدبر در قرآن نهایت ندارد و هر چه تدبر در آن افزایش یابد به همان مقدار نتایج و پیام‌های بیشتری از آن دریافت خواهد شد؛ «مبارکٌ لیدبّروا»

رهبری در ادامه سخنانش گفت: عدم تدبر در قرآن، نشانه دل‌مردگی است: «ام علی قلوب اقفالها ...»، تدبر در قرآن، دستور و تکلیف همگانی است و به افراد و گروه خاصی اختصاص ندارد، از این‌رو، تدبر، در راستای عمومی‌سازی فهم قرآن و عمل به آن است: «أفلا یتدبّرون القرآن ...»، تدبر، نفی تقلید و ایستایی، در تفاسیر و برداشت‌های دیگران از قرآن است، «أفلا یتدبّرون القرآن أم علی قلوب أقفالها ...»

وی در ارائه مفهوم تدبر در آیینه روایات گفت: تدبر در قرآن، آن‌جا بهتر و بیشتر روشن می‌شود که بدان در آیینه روایات نیز نگاهی داشته باشیم. پیامبر خدا (ص) فرمود: «... معاشر الناس تدبّروا و افهموا آیاته و انظروا فی محکماته و لا تتّبعوا متشابهه ...، یعنی: ای مردم! در آیات قرآن تدبر کنید و آن‌را خوب درک کنید. در محکمات آن دقت کنید و متشابهاتش را پیروی مکنید.

وی تأکید کرد: امام علی (ع) در ذکر خیری از برادران ایمانی خود چنین فرمود: «اَوّه علی إخوانی الّذین تَلَوُا القرآن فأحکموه، و تدبّروا الفرضَ فأقاموه، أحیَوُا السُّنّةَ و أماتوا البدعة...، یعنی: دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند. در واجبات الهی تدبر کرده و آن‌ها را بر پا داشتند. سنت‌ها را زنده و بدعت‌ها را نابود کردند.»، آن حضرت در بیان‌ دیگری فرمود: «ألا لا خیر فی قرائة لیس فیها تدبّر ...، یعنی: آگاه باشید! قرآن خواندنی که با تدبر همراه نباشد، خیری در آن نیست.»

امیرمؤمنان علی (ع) در حدیث دیگری هم فرمود: «تدبّروا آیات القرآن و اعتبروا به فانّه أبلغُ العبر، یعنی: آیات قرآن را تدبر کنید و از آن پند گیرید،‌ که همانا آن رساترین پندهاست.»، همچنین امام جعفر صادق (ع) در تفسیر آیه «یَتلونه حق تلاوته، یعنی: کسانی که به آنان کتاب دادیم، آن‌را تلاوت می‌کنند، آن‌گونه که حق تلاوت آن است.»، فرمودند: «یرتّلون آیاته و یتفهّمون معانیه و یعملون بأحکامه و یرجون وعده و یخشون عذابه، و یتمثّلون قصصه و یعتبرون أمثاله و یأتون أوامره و یجتنبون نواهیه و ما هو و الله بحفظ آیاته و سرد حروفه و تلاوة سوره و درس أعشاره و اُخماسه حفظوا حروفه و اضاعوا حدوده و إنّما هو تدبّر آیاته، یقول الله تعالی: «کِتابٌ اَنزَلناهُ اِلَیکَ مُبارَکٌ لِیَدَبَّرُوا آیاتِهِ، یعنی: آیاتش را روشن و شمرده می‌خوانند به مفاهیم آن توجه می‌کنند، احکام آن را به کار می‌بندند، به وعده‌هایش امیدوارند، از عذابش ترسناکند، از داستان‌هایش سرمشق می‌گیرند و از مَثَل‌هایش پند می‌گیرند، دستورهایش را بجا می‌آورند، از نهی‌هایش پرهیز می‌کنند.

وی گفت: امام در تبیین حق تلاوت قرآن می‌افزایند: «به خدا سوگند! که حق تلاوت آن به حفظ آیات و پشت سر هم خواندن حروف و تلاوت سریع سوره‌ها ـ ده جزو و پنج جزو آن ـ نیست. (چه بسا کسانی‌که) کلماتش را حفظ کردند و دستورهای آن را ضایع ساختند، در حالی‌که رعایت حق تلاوت قرآن، تدبر در آیات الهی است، چنان‌که خداوند می‌فرماید: قرآن، کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبر کنند.»

نویسنده کتاب «تصحیح و تعلیق سیدای نفسی» اظهار کرد: در روایت دیگری آمده است که آن حضرت هنگامی‌که قرآن به دست راست می‌گرفت تا آن‌را بخواند، قبل از باز کردن قرآن چنین دعا می‌کرد: «أللّهم ... لا تجعل قرائتی قراء‌ة لا تدبّر فیها بل اجعلنی أتدبّر آیاته و أحکامه آخذاً بشرایع دینک ...، یعنی: خدایا قرائت مرا قرائتی که تدبر در آن نیست قرار مده، بلکه مرا آن‌گونه قرار بده که در آیات و احکام آن تدبر کنم، در حالی‌که قوانین دین تو را اخذ می‌کنم.».

/ 0 نظر / 42 بازدید