نقش زن

نقش زن در اجتماع بر دو نوع است:

نوع اول: اصلاح ظاهر

نوع دوم: اصلاح مسایل پشت پرده ی اجتماع، اصلاحی که در خانه ها صورت می گیرد و بیشتر بر گردن زنان است زیرا زن تربیت کننده در خانه است.

اهمیت نقش زن در اصلاح اجتماع:

گمان می کنم دور از واقعیت نباشد اگر بگویم اصلاح نیمی یا بیشتر از جامعه بر عهده ی زنان است و این به دو دلیل است.

دلیل اول: تعداد زنان اگر از مردان بیشتر نباشد با آن برابر است با توجه به این که نسل آدم بیشترشان از زنان هستند؛ همان طور که سنت نبوی بر آن دلالت دارد، ولی در شهرها و زمان های مختلف متفاوت است. مثلا در شهری تعداد زنان بیشتر از مردان و در شهر دیگر برعکس است. و همچنین در زمانی تعداد زنان بیشتر از مردان و در زمان دیگر برعکس است.

دلیل دوم: شروع پرورش و تربیت نسل ها در آغوش زنان است و به این ترتیب نقش زن در اجتماع مشخص می شود.

شایستگی اصلاح زن در اجتماع:

برای آن که اهمیت زن در اصلاح اجتماع محقق شود، ناگزیر شایستگی هایی برای زن وجود دارد تا وظیقه اش را در امر اصلاح به نحر احسن انجام دهد.

در زیر شایستگی هایی آمده است :

الف- صلاحیت زن: زن باید درست کار باشد، برای این که الگویی نیک و فرمانده ای پاک برای خواهرانش باشد، اما زن چگونه به این صلاحیت می رسد؟

هر زنی باید بداند که به صلاحیت نمی رسد مگر با علم و آگاهی، و منظور از علم و آگاهی، علم دینی است که چه از کتاب ها و چه از فتوا های علما کسب می شود در این برهه از زمان، زنان به آسانی می توانند به فتواهای علما به روش های مختلف دست یابند. پس ناگزیر برای صلاحیت، علم لازم است و بدون علم، صلاحیت میسر نمی شود.

ب- فصاحت و بلاغت: خداوند بر زن منت نهاده است و به او فصاحت و بلاغت عطا فرموده، به گونه ای که با روانی زبان و تعبیر بیان، آن چه را در وجودش است بسیار درست تعبیر می کند، تا آن چه در قلبش می گذرد به کار برد. در اغلب موارد بیشتر مردم نمی توانند آن چه را که در وجودشان است تفسیر و تعبیر کنند و یا اگر توانایی تعبیر و تفسیر داشته باشند با عباراتی مبهم و غیر واضح بیان می کنند که در این هنگام به هدف و مقصود اصلی که اصلاح مردم است نمی رسند. با توجه به مطالب فوق این سوال مطرح می شود که چه کسی به این هدف می رسد. یعنی به فصاحت و بلاغب بیان و تعبیر آن چه در وجودش است و یا به عبارتی دیگر واضح و نمایان کردن آن چه در ضمیر است.

راه رسیدن به این هدف این است که زن از علم عربی، صرف و نحو و فن بیان چیزی بداند. پس زن در موارد مذکور باید درس هایی حتی کم داشته باشند تا به این وسیله از آن چه که در درونش است تعبیر صحیحی داشته باشد و به این وسیله معنا را به گروه زنانی که مخاطب او هستند، برساند.

ج- حکمت و دانش: زن باید حکمت و دانشی در دعوت و ابلاغ علم به گروه مخاطب و قرار دادن اشیا در جایگاه شان داشته باشد، همان گونه که اهل علم گفته اند و این نعمت خداوند سبحانه و تعالی بر بنده اش است که به او دانش عطا کرده است. چنان چه حکمت و دانش نباشد بیشتر اهداف از بین رفته و اختلال ایجاد می شود. حکمت دعوت به سوی خداوند عزوجل این است که با هر مخاطب در جایگاه خود رفتار شود.

اگر شخص نادان باشد با او به تناست حالش رفتار شود و اگر شخص دانایی باشد که تفریط و سستی و غفلت داشته باشد با او به مقتضای حالش رفتار شود و اگر آدمی متکبر باشد یا این که حق را مردود بداند با او به تناست حالش رفتار شود.

د- تربیت نیکو: زن باید فرزندانش را به نحو احسن تربیت کند، زیرا که فرزندانش مردان و زنان آینده اند و به محض این که بزرگ شوند با این مادر روبرو می شوند، اگر مادر با اخلاق و رفتار نیکو باشد و فرزندانش با دستان او بزرگ شده و به وسیله ی او تربیت شده باشند، در اصلاح اجتماع نقش مهمی خواهند داشت. به این دلیل است که یک مادر باید به تربیت فرزندانش اهتمام ورزد و چنان چه در تربیت آن ها ناتوان و عاجز شد از پدر یا ولی امر آن ها کمک بگیرد، چنان چه آن ها پدر نداشته باشند از عمو، پدر خوانده، برادرزاده و... کمک بگیرد.

زن نباید تسلیم موقعیت ها شده و بگوید که تمام مردم بر این راه رفتند و من بر تغییر آن ها توانا نیستم، اگر بر این باور باقی بمانیم اصلاح صورت نمی گیرد، ناگزیر برای اصلاح می بایست آن چه که موجب فساد می گردد را به بهترین وجه تغییر داد، تا کارها استوار گردد.

هـ- شادابی و تشاط در دعوت: زن نقش مهمی در فرهنگ سازی برای دختران اجتماع چه در مدرسه، چه در دانشگاه و چه در مراحل بعد از دانشگاه دارد. هم چنین زن می تواند در اجتماعی که بین زنان صورت می گیرد و در آن صحبت های مفیدی رد و بدل می شود نقش مهمی داشته باشد. خدا را شکر بعضی از زنان نقش بزرگی در انجام این مسئولیت دارند. آن ها جلساتی را برای خواهران خود در خصوص علوم اسلام و علوم عربی برگزار می کنند و این بدون شک کار ارزشمندی است که به خاطر آن زن مورد ستایش قرار می گیرد و اجر و پاداشش بعد از مرگ برای او باقی و ماندگار می ماند.

بنا به قول پیامبر صلی الله علیه و سلم: (بعد از مرگ انسان پرونده ی همه ی اعمال او بسته می شود مگر سه چیز: 1. صدقه ی جاریه. 2. دانشی که به وسیله ی آن سود برده شود. 3. فرزندان پرهیزکاری که او را دعا می کنند.)

چنان چه زن برای دعوت گری در اجتماع با نشاط باشد از طریق بازدیدها و یا اجتماعاتی که در مدارس و یا غیر آن صورت می گیرد، تاثیر به سزا و نقش وسیعی در اصلاح اجتماع دارد.

از خداند سبحانه و تعالی می خواهیم که ما را هدایت کند و هدایت گر قرار دهد و ما را پرهیزکار گردانده و صالح و صالح گر قرار دهد و به ما رحمتی عطا کند، همانا که او بسیار بخشنده است

حضرت امام به مقتضای شناخت همه جانبه و عمیقی که از آموزه های دینی دارند ، رسالت خود و انقلاب اسلامی را دستیابی زنان به مقام والای انسانی می دانند ، به گونه ای که بتواند در سرنوشت خود دخالت کند :

ما می خواهیم زن به مقام والای انسانیت برسد . زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد . (1)

اگر قرآن کریم سرنوشت جوامع را به دست خود آنان می داند و پیشرفت و تحولات نیک آن را در سایه تلاشهای آحاد جامعه معرفی می کند (2) و انحطاط اخلاق و فرهنگ و زوال نعمتها و شکست تمدنها را نیز ناشی از عملکرد خود مردم می شمارد (3) این «مردم» اختصاص به گروهی خاص ندارد . جلوه ای از این اصل قرآنی همان است که در سخنان امام بارها بر آن تأکید شده است ؛ از جلمه اینکه :

اسلام زن را مثل مرد در همه ی شؤون ، همان طوری که مرد در همه ی شؤون دخالت دارد ، دخالت می دهد . (4) .

حضرت امام چنان که اشاره شد ، دخالت در سرنوشت خود و شؤون اجتماعی را نه تنها حق بانوان بلکه تکلیف شرعی و به عنوان عمل به وظیفه ی دینی و اجابت دعوت الهی می شمارند و این ، آن الگویی است که ما را در شناخت بیشتر دین یاری می دهد و یک عامل اساسی در برتری اسلام در تکریم شخصیت زنان و حمایت از حقوق اجتماعی و سیاسی آنان و تأکید بر مشارکت و حضور آنان در عرصه های مختلف اجتماعی در مقایسه با دیگر مکاتب و نظامها است .

این بانوان را کی بسیج کرده که در همه شؤون کشور دخالت می کنند و دخالت بجایی هم می کنند ؟ اینها را کی ، اینها را خدا دعوت کرده است . اینها لبیک برای خدا دارند می گویند . (5)

پیامبر اکرم (ص) دعوت خویش را از روز نخست متوجه همه ی اقشار اجتماعی می دانست . دومین فردی که به او ایمان آورد یک زن بود که تا آخر نیز به پای ایمان خویش ایستاد و آن همه فداکاری کرد و نام خویش را به عنوان یکی از چهار زن برگزیده جهان توحید ثبت نمود . زنان در همه ی صحنه ها حضور داشتند ، حضوری مسؤولانه و از سر اداری وظیفه ی دینی و رسالت ایمانی خود . حضوری که در پاسخ به ندای پیامبر (ص) بود . در نخستین بیعتی که با پیامبر (ص) پیش از هجرت در عقبه ، از جانب چند نفر از مردم یثرب که هنوز نام «مدینه» را نیز به خود نگرفته بود ، صورت گرفت ، از زنی به نام هفراء دختر عبید بن ثعلبه نام برده شده است و در اهمیت حضور وی همان بس که برخی علت نامگذاری آن بیعت به « بیعة النساء » را همین می دانند . در بیعت دوم در سال بعد نیز حداقل دو زن حضور داشتند . در بیعت عمومی مردم مکه هنگام فتح آن نیز همه شرکت جستند . قرآن کریم نیز به مسأله ی استقبال زنان از بیعت پرداخته و پیامبر (ص) را موظف به پذیرش آن کرده است . (6) در جریان هجرت نیز که یک امر حیاتی برای مسلمانان بود ، چه در هجرت مخفیانه به حبشه که از جمع حدود یکصد نفر مهاجران ، نزدیک 20 نفر زن شرکت داشت ، و چه در هجرت به مدینه ، پیش از هجرت پیامبر (ص) و پس از آن که مسلمانان اموال خویش را در مکه نهاده و به دنبال پیامبر (ص) روانه مدینه می شدند و حدود 500 کیلومتر راه را با دشواری بسیار طی می کردند .

حضرت امام در باب ضرورت مشارکت بانوان در آنچه که به سرنوشت جامعه اسلامی مربوط می شود ، در حوزه های مختلف اجتماعی ، بیانات بسیاری دارند که پرداختن به همه ی نکات و آموزه های آن از مجال بحث بیرون است . آنچه در این مختصر بازگو می شود تنها اشاراتی بس کوتاه ، آن هم به بخشی از محورها و عناوین است ، افزون بر آنچه در سایر بخشهای مقاله آمده است .

مشارکت سیاسی :

یکی از محورهایی که در حضور اجتماعی بانوان ، سخت مورد تأکید حضرت امام است ، مسأله ی مشارکت سیاسی آنان می باشد :

زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد . زنها در جمهوری اسلام رأی باید بدهند . همان طوری که مردان حق رأی دارند ، زنها حق رأی دارند . (7)

همان طوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند ، زنها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند . زنها هم باید در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند . (8)

آنچه در این نوشته ، به عنوان محور اصلی دنبال می شود ، این نکته اساسی است که حضرت امام اینها همه را از موضع دین و در جایگاه معرفی اسلام بازگو می کنند . و چهره ای که از دین و شریعت ترسیم می کنند جز این نیست که بانوان دوشادوش مردان در عرصه های مختلف اجتماعی و شؤون زندگی حضور فعال و مسؤولانه دارند :

خانمها برای اینکه یک چیزی مثلا دستشان بیاید ، یک - یا فرض کنید که صا حب منصب بشوند نمی آیند بیرون خودشان و بچه هایشان را به کشتن بدهند . این اسلام و قرآن است که خانمها را آورده است بیرون و همدوش مردها بل جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست کرد . (9)

حضور در عرصه ی سازندگی :

یکی دیگر از صحنه های مشارکت فراگیر ، مسأله سازندگی همه جانبه کشور و جامعه است که هیچ کس نباید و نمی تواند تردید کند که بدون حضور فعال بانوان جامه ی اسلامی بتوان در این مهم توفیق کامل به دست آورد . در این خصوص نیز حضرت امام ، تأکیدهای زیادی دارند :

همه ملت ایران ، همه ملت ایران ، چه بانوان و چه مردان باید این خرابه ای که برای ما گذاشته اند ، بسازند . با دست مرد تنها درست نمی شود ، مرد و زن باید با هم این خرابه را بسازند . (10)

زنان شیردل و متعهد ، همدوش مردان عزیز به ساختن ایران عزیز پرداخته چنان که به ساختن خود در علم و فرهنگ پرداخته اند و شما شهر و روستایی را نمی یابید جز آنکه در آنها جمعیتهایی فرهنگی و علمی از زنهای متعهد و بانوان اسلامی ارجمند به وجود آمده است . (11)

حضرت امام اساسا معنای آزادی صحیح بانوان را نیز همین می شمارند که آنان بتوانند با حفظ شؤون دینی و انسانی خود ، در سازندگی کشور نقش ایفا کنند :

امروز زنان در جمهوری اسلامی همدوش مردان در تلاش سازندگی خود و کشور هستند و این است معنای آزاد زنان و آزاد مردان ، نه آنچه در زمان شاه مخلوع گفته می شد ، که آزادی آنان ، در حبس و اختناق و آزار و شکنجه بود .

 

/ 0 نظر / 112 بازدید