نوجوان ونیاز به استقلال نسبی

نوجوان و نیاز به استقلال نسبی

نوجوان و تعادل

رابطه ی نوجوان و جامعه را می توان به منشوری چندوجهی تشبیه کرد که از هر جهت به آن بنگریم یکی از وجه مذکور را درمی یابیم.تعادل نوجوان زمانی برقرار می شود که در زمینه های مورد نظر به گونه ای شاهد موفقیت او دردست یابی به اهداف زندگی بوده باشیم.محورهای ذیل بیانگر روابط نوجوان و جامعه است:

نیاز نوجوان به تعلق به گروه

هراس از گمنامی و تنهایی، نوجوان را برمی انگیزد تا خود را در ارتباط با گروه همسالان قرار دهد.رنج ناشناخته ماندن آنچنان او را تحت تأثیر قرار می دهد که برای احساس تعلق به گروه بیشترین فعالیت را از خود بروز می دهد.همبستگی گروهی در این مرحله قویتر از سایر مراحل زندگی است و غالباً، به عنوان یک شاخص موفقیت برای اکثر نوجوانها محسوب می گردد. نیازبه تعلق به گروه، به مفهوم پذیرش و قبول گروه مورد نظر جوانان است. هر نوع رویدادی که بر این پذیرش اثر گذار ،نوجوان را دچار تزلزل، احساس بی اعتمادی به خود و احساس عدم کفایت خواهد نمود.در مواردی، نوجوان سرخورده از گروه به باندها و گروههای ناسالم اجتماعی می پیوندد تا بر تنهایی و عدم تعلق اجتماعی خویش فایق آید.در نمودار (1-10)تصویری از تشویق رفتار منحرفانه توسط همسالان مشاهده می شود.
رفتار منحرفانه توسط افراد همسال و غیرهمسال مورد تأیید و تشویق قرار می گیرد.دراین زمینه عکس العملهای آنان در سه سطح مورد بررسی قرار می گیرد.

سطح عکس العملهای همسالان

 


نوجوانان برای ارضای نیاز به تعلق به گروه، احتیاج به دانش اجتماعی، چگونگی برقراری روابط اجتماعی و آموزشهای ضروری دارند تا بتوانند در گروههای فوق به ایفای نقش مباردت نمایند.

نیاز به هویت جویی

جستجوی هویت، همواره با سایه ای از ابهام، نگرانی و تردید همراه است. نوجوان در صدد است تا در دنیای پرازدحام و شدیداً متغیر معاصر، جایگاه خود را بیابد و هویتی از خویش به دست آورد.نوجوانان برآنند تا هویت مورد نظر را آن گونه که مایل هستند، به وجود آورند و به این سؤال همیشگی پاسخ دهند که «ما کیستیم؟ و برای چه زندگی می کنیم؟»
بی شک چنین هویتی، غالباً محصول فرهنگ، تربیت خانوادگی، گرایشها و نگرشهای آنان است، لیکن باید توجه داشت که نوجوان در شرایطی بعضاً به معارضه با تأثیرات فرهنگی و خانوادگی برمی خیزد و در صدد است از نو هویتی را بیافریند.
مسئولیتهای اجتماعی، مشارکت دادن آنان در مسایل مربوط به خود، ارائه نقشهای سازنده و با معنی، از مواردی است که تلاش نوجوان را برای یافتن هویت، جهت می دهد و به آن انتظام می بخشد.
دردبیرستانها و سایر مراکزآموزشی می توان آنان را در تصمیم گیریها و اظهار نظرها سهیم کرد تا احساس مسئولیت را بدین گونه در آنان تقویت نمود و هویتی نوین و با معنی را ایجاد کرد.

نیاز به استقلال نسبی

نوجوانی دوره ی رها شدن از وابستگیهای خانوادگی و ورود در صحنه ی اجتماعی است.برخی از روان شناسان نظیر «موریس دبس» این مرحله را «فطام روانی»(2) می گویند.به این مفهوم که نوجوان از جهت وابستگی عاطفی از خانواده، جدا می شود و به تدریج اتکای به خود و پیوستن به جامعه را به دست می آورد و تجربه می کند.
برای تجربیات موفق نوجوان در زمینه ی استقلال نسبی، تمهیداتی چند باید به کار بست:
در مرحله ی اول والدین، فرزندان را زیاد به خودشان وابسته و متکی ننمایند تا زمینه ی جداسازی تدریجی از خانواده به سهولت و آرامی انجام پذیرد. معمولاً والدین در برخورد با فرزندان اول خانواده، تک فرزندها و یا آخرین فرزندان، دچار افراط می شوند و ناخودآگاه به نوعی آنها را به خود وابسته می کنند تعدیل در برقراری روابط و مناسبات والدین و فرزندان مانع از چنین رویدادهایی می شود.
در مرحله ی دوم، جامعه با قبول نوجوان و احترام به استقلال نسبی آنان، این مرحله را برای نوجوانان رضایت بخش و قابل قبول می نماید.
در مرحله ی سوم، نوجوانان خود می تواند با اثبات لیاقت و شخصیت قابل اعتماد، به این استقلال پاسخ مثبت داده و آمادگی خود را برای استقلال بیشتر اثبات نمایند.

نیاز به اشتغال

قبول این واقعیت که برخی از نوجوانان، «درون گرا»بوده و از دنیای خارج روی برگردانیده و به سوی خود متوجه می شوند، ما را برمی انگیزد که تدبیری در این جهت بیندیشیم.اگر «درون گرایی»از حد اعتدال تجاوز کند به نوعی «در خود فرورفتگی عاطفی» می انجامد که اصطلاحاً به آن «اوتیسم»می گوییم. مشخصه های اصلی اوتیسم، قطع ارتباط با دیگران، بی تفاوتی نسبت به جریانات کاهش یافتن تحرک نوجوانان می باشد.
مشغولیتهایی که نوجوانان را از خود رها نموده و انرژیهای آنان را در یک رشته از کارها و فعالیتها آزاد نموده و به جریان می اندازد، بهترین زمینه محسوب می شود.دررابطه با اوتیسم، بررسیهای تاریخچه ای از زندگی در دوران قبل از نوجوانی، نوعی شاخص در این زمینه محسوب می گردد.
بررسی تاریخچه ای از زندگی فرد از قبل از تولد به بعد و رابطه ی آن با بزهکاری مورد بحث بسیاری از آسیب شناسان بوده است

 

/ 0 نظر / 39 بازدید