برکت

برکت :

یکی از واژه هایی که در فرهنگ قرآن و سخنان معصومین علیهم السلام به کار رفته است واژه «برکت» است. برکت یعنی وجود داشتن خیر و خوبی در یک چیز به گونه ای که این خیر و خوبی را انسان از خدا بداند و ببیند.
بر این اساس موضوعات مختلفی در قرآن با ویژگی برکت مطرح شده اند؛ مانند «قرآن» کریم زیرا در کلمات و آیات و سوره های قرآن خوبی و خیر حقیقی برای کسی که واقعا قصد بهره برداری از آنها را داشته باشد وجود دارد و یا «آب باران» که در شرایط مخصوص مایه برکت و فراوانی نعمت است و یا پیامبری همچون حضرت عیسی علیه السلام به عنوان وجود مبارک.
(با برکت) معرفی شده است زیرا مایه هدایت و سعادت انسان هایی است که واقعا پیرو او هستند در نتیجه می تواند زمانها و مکانهای خاصی را آمیخته به برکت بدانیم مانند سرزمین مکه، خانه خدا، سخنان پیشوایان معصوم علیهم السلام.

بَرَکَت‌، از مفاهیم‌ دینى‌ که‌ در قرآن‌ کریم‌ و روایات‌ اسلامى‌ جایگاهى‌ مهم‌ دارد و در فرهنگ‌ عامة مسلمانان‌ گسترش‌ چشمگیری‌ یافته‌ است‌. ریشة «ب‌ ر ک‌» در زبان‌ اقوام‌ سامى‌ وجود داشته‌ II/250) )، ER, و در لغت‌ عرب‌ به‌ معنای‌ مطلق‌ رشد و فزونى‌ (خلیل‌، ابن‌ منظور، مادة برک‌)، یا فزونى‌ و کثرت‌ در خیر (ازهری‌، مادة برک‌) است‌. فیروزآبادی‌ سعادت‌ را نیز به‌ همین‌ معنا مى‌افزاید ( قاموس‌، مادة برک‌).
این‌ واژه‌ به‌ صورت‌ مفرد در قرآن‌ به‌ کار نرفته‌ است‌ و تنها به‌ صورت‌ جمع‌ در 3 آیه‌ دیده‌ مى‌شود (اعراف‌ /7/96؛ هود/11/48، 73). واژه‌های‌ هم‌ خانوادة برکت‌ 32 بار در قرآن‌ کریم‌ به‌ کار رفته‌ است‌. در اصطلاح‌ قرآن‌ برکت‌ ثبوت‌ خیر الهى‌ است‌ (راغب‌، مادة برک‌) و برکات‌، نعمتهای‌ دائمى‌ و خیر ثابت‌ هستند (شیخ‌ طوسى‌، 5/498). شاید تفسیر برکات‌ به‌ خیرهای‌ فزاینده‌ توسط طبرسى‌ (4/697) نیز که‌ با معنای‌ لغوی‌ سازگارتر است‌، همان‌ خیر ثابت‌ را افاده‌ نماید؛ چون‌ هر خیری‌ با رشد و فزونى‌، ثبوت‌ و دوام‌ خود را نیز حفظ مى‌کند. برکات‌ آسمان‌ به‌ فزونى‌ باران‌، و برکات‌ زمین‌ به‌ فراوانى‌ گیاه‌ و میوة آن‌ تفسیر شده‌ است‌ (شیخ‌ طوسى‌، 4/477).
قرآن‌ کریم‌ افراد و گروههایى‌ را مشمول‌ برکات‌ نازل‌ شده‌ از سوی‌ خداوند شمرده‌ است‌ که‌ عبارتند از انسانها و اقوام‌ مؤمن‌ و متقى‌ (اعراف‌/7/96)، نوح‌ (ع‌) و امت‌ پیرو او (هود/11/48)، ابراهیم‌ و اسحاق‌(ع‌)(صافات‌/37/113)، اهل‌بیت‌ابراهیم‌ (ع‌)(هود/11/73)، موسى‌(ع‌) (نمل‌/27/8) و عیسى‌(ع‌) (مریم‌/19/31).
واژة «تبارَک‌َ» در قرآن‌ 9 بار و همواره‌ برای‌ ذات‌ مقدس‌ خداوند به‌ کار رفته‌، همان‌ گونه‌ که‌ انزال‌ برکات‌ نیز تنها به‌ خداوند نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (اعراف‌/7/96؛ فصلت‌/41/10؛ انبیاء/21/71). معنای‌«تبارک‌»، ثابت‌ در خیر بودن‌ خداوند (طریحى‌، ذیل‌ بارک‌)، یا متعالى‌ بودن‌ او به‌ واسطة وحدانیت‌ وی‌ در ازلى‌ بودن‌ و لایزال‌ بودن‌ است‌ (طبرسى‌، 4/660).
«مبارک‌» صفتى‌ است‌ که‌ خداوند برای‌ کلام‌ خود به‌ کار برده‌ است‌ (انعام‌/6/92، 155؛ انبیاء/21/50؛ ص‌/38/29)، چون‌ خیر و نفع‌ آن‌ ثابت‌ و دائمى‌ است‌ (طبرسى‌، 7/81)، یا فزونیهای‌ بسیاری‌ نسبت‌ به‌ کتب‌ آسمانى‌ پیشین‌ دارد (طریحى‌، ذیل‌ ب‌ ر ک‌). علاوه‌ بر خود قرآن‌، اشخاص‌ و اشیائى‌ که‌ در این‌ کتاب‌ آسمانى‌ مبارک‌ خوانده‌ شده‌اند، عبارتند از عیسى‌(ع‌) (مریم‌/19/31)، کعبه‌(آل‌عمران‌/3/96)،پیرامون‌ مسجد الاقصى‌ (اسراء/17/1)، سرزمین‌ فلسطین‌ (انبیاء/21/71)، درخت‌ زیتون‌ (نور/24/35) و قطعه‌ زمین‌ مشتمل‌ بر درخت‌ مقدس‌ که‌ موسى‌ از آن‌ ندای‌ «انى‌ انا الله‌» را شنید (قصص‌/28/30)؛ نیز شب‌ قدر، بنا بر قول‌ مشهور مفسران‌ در تفسیر«لیلةمبارکة» (دخان‌/44/3). در آیات‌ قرآنى‌، ایمان‌، تقوا (اعراف‌/7/96)واستغفار(نک:هود/11/52؛ ق‌/50/9؛ نوح‌/71/10، 11) از عوامل‌ برکت‌زا به‌ شمار آمده‌اند و تکذیب‌ پیامبران‌ از عواملى‌ است‌ که‌ برکت‌ را از میان‌ مى‌برد (اعراف‌/7/96).
برکت‌ از مفاهیمى‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر قرآن‌، در کتب‌ آسمانى‌ پیشین‌ نیز فراوان‌ یافت‌ مى‌شود. مشتقات‌ ریشة «برک‌ / برخ‌» و واژة عبری‌ «بِراخاه‌» به‌ معنای‌ برکت‌ 398 بار در عهد عتیق‌ به‌ کار رفته‌ است‌. براخوت‌ نیز یکى‌ از زیر بخشهای‌ باب‌ اول‌ مِشناست‌ که‌ جمع‌ براخاه‌ و به‌ معنای‌ برکات‌ است‌. در عهد جدید نیز این‌ مفهوم‌ را به‌ کرات‌ مى‌یابیم‌ (برای‌ نمونه‌: مرقس‌، 10:16؛ لوقا، 24:50). قرآن‌ منشأ همة برکات‌ را ذات‌ اقدس‌ خداوند مى‌داند (اعراف‌/7/54)، هر چند به‌ پیامبر و اولیا نیز پس‌ از آنکه‌ خود مشمول‌ برکت‌ الهى‌ شده‌اند، مى‌توان‌ تبرک‌ جست‌ (بخاری‌، 1/54، 59؛ 7/147). در عهد عتیق‌ نیز منشأ و منبع‌ اصلى‌ برکت‌، خداوند است‌ (پیدایش‌، 1:22- 28، 9:1)، هر چند برخى‌ از پیامبران‌ و انسانهای‌ والا نیز گاهى‌ منشأ برکت‌ خوانده‌ شده‌اند (همان‌، 27:27-29، 48:15). در عهد جدید هم‌ صدور برکت‌ بارها به‌ شخص‌ عیسى‌(ع‌) نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (متى‌، 14:19؛ مرقس‌، لوقا، همانجاها).
در برخى‌ روایات‌ِ پیامبر اکرم‌(ص‌) و اهل‌ بیت‌ (ع‌)، سخن‌ از برکت‌ بسط یافته‌ است‌ و اهمیت‌ آن‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ برکت‌ یکى‌ از سپاهیان‌ 75نفری‌ عقل‌ محسوب‌ شده‌ است‌ (مجلسى‌، 1/110-111). طبق‌ برخى‌ روایات‌ خداوند 3 برکت‌ نازل‌ کرده‌ است‌: آب‌، آتش‌ و گوسفند (همو، 22/226). در روایات‌ به‌ برکت‌ مال‌، عمر و زن‌ (ابن‌ بابویه‌، 3/387) اشاره‌ شده‌، و وجود هر مؤمن‌ برای‌ دیگر مؤمنان‌ برکت‌ شمرده‌ شده‌ است‌ (مجلسى‌، 2/283).
برخى‌ عوامل‌ برکت‌زا در روایات‌ عبارتند از سحرخیزی‌ (نک: برازش‌، 289) و شروع‌ فعالیت‌ در سحر یا فجر( نهج‌البلاغة، نامة12)، بیع‌ با مهلت‌ دادن‌ به‌ خریدار برای‌ پرداخت‌ بها، مضاربه‌ (ابن‌ ماجه‌، 2/768)، خوردن‌ سحری‌ (کلینى‌، 4/95)، همراهى‌ و نرمخویى‌ (همو، 2/119)، سلام‌ کردن‌ بر خانواده‌ (ابولیث‌، 141)، پایین‌ بودن‌ مهریة زن‌، کم‌ خرج‌ بودن‌ و آسان‌ بودن‌ زایمان‌ وی‌ (ابن‌بابویه‌، 3/387)، صبح‌ روز شنبه‌ و پنجشنبه‌ صدقه‌ دادن‌، کردار نیک‌، عدالت‌ (برازش‌، همانجا) و تجارت‌ (مجلسى‌، 100/5).
پیامبر اکرم‌ (ص‌) هنگام‌ حفر خندق‌ در اطراف‌ مدینه‌ توسط مهاجرین‌ و انصار، از خداوند برای‌ آنان‌ درخواست‌ برکت‌ کرد (بخاری‌، 3/212). برخى‌ افراد که‌ در زندگى‌ خود مشمول‌ دعای‌ پیامبر به‌ برکت‌ شده‌اند، عبارتند: عبدالله‌ بن‌ جعفر، عروة بن‌ ابى‌ الجعد و عبدالرحمان‌ بن‌ عوف‌ (نک: وصابى‌، 304- 305).
برخى‌ عوامل‌ برکت‌ زدا در روایات‌ عبارتند از اعمال‌ بد و ناشایست‌ ( نهج‌ البلاغة، خطبة 143)، اسراف‌، سوگند خوردن‌ در خرید و فروش‌، خوردن‌ غذای‌داغ‌ (کلینى‌،4/55، 5/162،6/322)، فساد نیت‌ و جنایت‌، مال‌ حرام‌ (حرعاملى‌، 6(2)/53)، خیانت‌، سرقت‌، شرب‌ خمر و زنا (مجلسى‌، 76/19).
در تداول‌ امروز فارسى‌ زبانان‌، برکت‌ به‌ معنای‌ بسیاری‌ نعمت‌ و فزونى‌ در خیر است‌. در فرهنگ‌ و ادب‌ فارسى‌، «برکت‌» و واژه‌های‌ هم‌ خانواده‌ و مرکبى‌ که‌ از آن‌ ساخته‌ شده‌، مانند بارک‌ الله‌، تبرک‌ و مبارک‌، فراوان‌ به‌ کار رفته‌ است‌ و مثلهایى‌ نیز مشتمل‌ بر این‌ واژه‌ها در میان‌ مردم‌ رایج‌ بوده‌ و هست‌ (دهخدا، 1/104، 114، 359، 541). همچنین‌ کلمات‌ «تبریک‌» و «مبارک‌» در قالب‌ عبارتها و جمله‌های‌ گوناگون‌ در مراسم‌ شادی‌ و جشنهای‌ موفقیت‌ و پیروزی‌ عموماً به‌ کار مى‌رود. گفتنى‌ است‌ که‌ برخى‌ از مصادیق‌ شایع‌ نعم‌ الهى‌، چون‌ نان‌ و نمک‌، در میان‌ مردم‌ به‌ عنوان‌ نماد برکت‌ شناخته‌ شده‌اند.

/ 0 نظر / 75 بازدید